فصاحت: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[فصاحت در قرآن]] - [[فصاحت در حدیث]] - [[فصاحت در نهج البلاغه]] - [[فصاحت در معارف دعا و زیارات]] - [[فصاحت در کلام اسلامی]] - [[فصاحت در اخلاق اسلامی]]| پرسش مرتبط = فصاحت (پرسش)}} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[فصاحت در قرآن]] - [[فصاحت در حدیث]] - [[فصاحت در نهج البلاغه]] - [[فصاحت در معارف دعا و زیارات]] - [[فصاحت در کلام اسلامی]] - [[فصاحت در اخلاق اسلامی]]| پرسش مرتبط = فصاحت (پرسش)}} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[سیدرضی]]، گردآورنده [[نهج البلاغه]]، [[علت]] تدوین [[نهج البلاغه]] را بیان جملاتی نغز از [[کلام]] [[علی]] {{ع}} و بیان لطایف و زیباییهای لفظی و ادبی، فصاحت و [[بلاغت]]، در کنار زیباییهای معنوی و محتوایی [[کلام امام]] بیان میکند: زیرا [[سخنان امام]]، شگفتیهای [[بلاغت]] و دُردانههای فصاحت و گوهرهای [[ادب]] تازی و کلمات پرمغز روشنگر [[دین]] و دنیاست و این مجموعه نفیس در هیچ [[کلامی]] و کتابی یافت نشود، چون [[کلام امام علی]] {{ع}} سرچشمه فصاحت و [[بلاغت]] است؛ و از آن بزرگوار گنج [[فرهنگ]] و [[ادب]] و قانونهای آن پدید آید و هر سخنوری بر شیوه و روش آن [[حضرت]] ره پوید و هر واعظ شیرینسخن و رساگویی از او کمک گیرد... [[کلام]] آن [[حضرت]] سخنی است که [[نور]] نشانه خدایی دارد و از آن رنگ و بوی سخن [[نبوی]] تراود...<ref>نهج البلاغة پارسی، مقدمه</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 615- 616.</ref>. | [[سیدرضی]]، گردآورنده [[نهج البلاغه]]، [[علت]] تدوین [[نهج البلاغه]] را بیان جملاتی نغز از [[کلام]] [[علی]] {{ع}} و بیان لطایف و زیباییهای لفظی و ادبی، فصاحت و [[بلاغت]]، در کنار زیباییهای معنوی و محتوایی [[کلام امام]] بیان میکند: زیرا [[سخنان امام]]، شگفتیهای [[بلاغت]] و دُردانههای فصاحت و گوهرهای [[ادب]] تازی و کلمات پرمغز روشنگر [[دین]] و دنیاست و این مجموعه نفیس در هیچ [[کلامی]] و کتابی یافت نشود، چون [[کلام امام علی]] {{ع}} سرچشمه فصاحت و [[بلاغت]] است؛ و از آن بزرگوار گنج [[فرهنگ]] و [[ادب]] و قانونهای آن پدید آید و هر سخنوری بر شیوه و روش آن [[حضرت]] ره پوید و هر واعظ شیرینسخن و رساگویی از او کمک گیرد... [[کلام]] آن [[حضرت]] سخنی است که [[نور]] نشانه خدایی دارد و از آن رنگ و بوی سخن [[نبوی]] تراود...<ref>نهج البلاغة پارسی، مقدمه</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 615- 616.</ref>. | ||
==معنا و مفهوم فصاحت== | == معنا و مفهوم فصاحت == | ||
فصاحت در فن [[ادب]] بهمعنای روشنی در کلمه و [[کلام]]، روشنگویی یا گشادهزبانی در [[متکلم]] است. [[کلام]] [[فصیح]] [[کلامی]] است که آن آشنا به گوش و خوشایند و مطابق با [[دستور]] زبان باشد. [[امام]] {{ع}} که به اعتراف [[دانشمندان]] [[ادبیات عرب]]، فصیحترین سخنوران است، با توجه به نیاز مخاطب، نوع گفتار خویش را [[انتخاب]] کرده و شیوه سخن را [[برگزیده]] است. آنجا که نیاز به گزیدهگویی است با کمترین الفاظ بالاترین معانی را به [[خدمت]] گرفته، چنانکه در بیانی فرمود: "تخففوا تلحقوا"<ref>سبکبار شوید تا برسید</ref>. [[سیدرضی]]، که خود را مشاهیر ادبای [[عرب]] است، در [[عظمت]] این [[کلام]] مینویسد: این [[کلام]] بعد از [[کلام]] [[خدا]] و [[کلام]] [[رسول الله]] {{صل}} با [[کلام]] هر کس که سنجیده شود، افزون آید و بر او پیشی گیرد. عبارت "سبکبار شوید تا برسید" عبارتی است با کلمات اندک و معانی بسیار؛ [[کلامی]] ژرف و سرشار از [[حکمت]]؛ و گاه بهمقضای حال سخن را به درازا کشانده و در هر دو حال، مقتضای [[کلام]] بر این بوده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 616.</ref>. | فصاحت در فن [[ادب]] بهمعنای روشنی در کلمه و [[کلام]]، روشنگویی یا گشادهزبانی در [[متکلم]] است. [[کلام]] [[فصیح]] [[کلامی]] است که آن آشنا به گوش و خوشایند و مطابق با [[دستور]] زبان باشد. [[امام]] {{ع}} که به اعتراف [[دانشمندان]] [[ادبیات عرب]]، فصیحترین سخنوران است، با توجه به نیاز مخاطب، نوع گفتار خویش را [[انتخاب]] کرده و شیوه سخن را [[برگزیده]] است. آنجا که نیاز به گزیدهگویی است با کمترین الفاظ بالاترین معانی را به [[خدمت]] گرفته، چنانکه در بیانی فرمود: "تخففوا تلحقوا"<ref>سبکبار شوید تا برسید</ref>. [[سیدرضی]]، که خود را مشاهیر ادبای [[عرب]] است، در [[عظمت]] این [[کلام]] مینویسد: این [[کلام]] بعد از [[کلام]] [[خدا]] و [[کلام]] [[رسول الله]] {{صل}} با [[کلام]] هر کس که سنجیده شود، افزون آید و بر او پیشی گیرد. عبارت "سبکبار شوید تا برسید" عبارتی است با کلمات اندک و معانی بسیار؛ [[کلامی]] ژرف و سرشار از [[حکمت]]؛ و گاه بهمقضای حال سخن را به درازا کشانده و در هر دو حال، مقتضای [[کلام]] بر این بوده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 616.</ref>. | ||
==بهرهگیری [[امام علی]] {{ع}} از [[فنون]] فصاحت و [[بلاغت]]== | == بهرهگیری [[امام علی]] {{ع}} از [[فنون]] فصاحت و [[بلاغت]] == | ||
مطالعه [[نهج البلاغه]] نشان از آن دارد که [[امام علی]] {{ع}} در [[کلام]] خویش به گونهای دقیق و آگاهانه موضوع فصاحت و [[بلاغت]] را در نظر داشته و سخن به مقتضای حال شنونده بیان فرموده است. [[نثر]] [[نهج البلاغه]] آمیزهای از [[نثر]] ساده و مُرسَل و [[نثر]] آهنگین و مُسجع است.[[امام]] {{ع}} بهمقتضای حال آنجا که نیاز به سخن طولانی است، با بهکارگیری جملاتی نغز سخن را به درازا کشانده و نوع [[کلام]] را بهگونهای [[انتخاب]] کرده که شنونده [[اسیر]] خستگی عبارات نشود و [[کلام]] در جانش بنشیند. نگاهی به [[نامههای نهج البلاغه]]، خود، گواهی بر این موضوع است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 616.</ref>. | مطالعه [[نهج البلاغه]] نشان از آن دارد که [[امام علی]] {{ع}} در [[کلام]] خویش به گونهای دقیق و آگاهانه موضوع فصاحت و [[بلاغت]] را در نظر داشته و سخن به مقتضای حال شنونده بیان فرموده است. [[نثر]] [[نهج البلاغه]] آمیزهای از [[نثر]] ساده و مُرسَل و [[نثر]] آهنگین و مُسجع است. [[امام]] {{ع}} بهمقتضای حال آنجا که نیاز به سخن طولانی است، با بهکارگیری جملاتی نغز سخن را به درازا کشانده و نوع [[کلام]] را بهگونهای [[انتخاب]] کرده که شنونده [[اسیر]] خستگی عبارات نشود و [[کلام]] در جانش بنشیند. نگاهی به [[نامههای نهج البلاغه]]، خود، گواهی بر این موضوع است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 616.</ref>. | ||
کاربرد بجا و نیکوی [[آیات قرآن]]، [[تمثیل]]، بهرهگیری مناسب از اشعار خود و دیگران و همچنین استفاده مطلوب از [[فنون]] ادبی و ظرایف بلاغی، عناصری است که [[کلام]] را در اوج فصاحت و بلاغت قرار میدهد. [[امام]]، خود، درباره فن سخنوری خویش فرمود: ما [[امیران]] سخنیم، سخن در ما ریشه دارد و شاخههایش بر سر ما سایه افکنده است<ref>{{متن حدیث|وَ إِنَّا لَأُمَرَاءُ الْكَلَامِ وَ فِينَا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ وَ عَلَيْنَا تَهَدَّلَتْ غُصُونُهُ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 617.</ref>. | کاربرد بجا و نیکوی [[آیات قرآن]]، [[تمثیل]]، بهرهگیری مناسب از اشعار خود و دیگران و همچنین استفاده مطلوب از [[فنون]] ادبی و ظرایف بلاغی، عناصری است که [[کلام]] را در اوج فصاحت و بلاغت قرار میدهد. [[امام]]، خود، درباره فن سخنوری خویش فرمود: ما [[امیران]] سخنیم، سخن در ما ریشه دارد و شاخههایش بر سر ما سایه افکنده است<ref>{{متن حدیث|وَ إِنَّا لَأُمَرَاءُ الْكَلَامِ وَ فِينَا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ وَ عَلَيْنَا تَهَدَّلَتْ غُصُونُهُ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 617.</ref>. | ||