جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==[[المکتفی بالله]] (۲۸۹ - ۲۹۵ق)== | == [[المکتفی بالله]] (۲۸۹ - ۲۹۵ق) == | ||
پس از [[مرگ]] [[معتضد]] به [[سال ۲۸۹ ق]]. پسرش علی با [[لقب]] المکتفی بالله به [[خلافت]] رسید. وی به هنگام مرگ [[پدر]] در [[رقه]] بود؛ از اینرو قاسم [[وزیر]] برایش [[بیعت]] گرفت و البته به [[پاس]] این [[خدمت]]، [[مقام وزارت]] را در [[زمان]] [[مکتفی]] به دست آورد. | پس از [[مرگ]] [[معتضد]] به [[سال ۲۸۹ ق]]. پسرش علی با [[لقب]] المکتفی بالله به [[خلافت]] رسید. وی به هنگام مرگ [[پدر]] در [[رقه]] بود؛ از اینرو قاسم [[وزیر]] برایش [[بیعت]] گرفت و البته به [[پاس]] این [[خدمت]]، [[مقام وزارت]] را در [[زمان]] [[مکتفی]] به دست آورد. | ||
مهمترین [[دل]] مشغولی مکتفی شورشهای گسترده و پی در پی [[قرامطه]] بود که [[شام]] و [[بحرین]] و [[عراق]] را فرا گرفته بود، [[خاصه]] در شام که [[قرمطیان]] با استفاده از [[ضعف]] و [[سستی]] بنی طولون، به [[رهبری]] [[یحیی بن ذکرویه]]، سر بر آورده و امرای [[طولونی]] را از بیشتر قسمتهای شام رانده بودند و پس از [[تصرف]] بخشهایی از عراق و صحرای سماوه و شام، [[دمشق]] را نیز به محاصره درآوردند؛ اما یحیی در جریان آن محاصره به [[قتل]] رسید و برادرش، حسین، که به صاحب الشامه مشهور بود به جای وی نشست. حسین دمشق را با [[پیمان]] صلحی به دست آورد و سپس [[حمص]]، حماة، بعلبک و سلمیّه را تصرف کرد و عده بسیاری از ساکنان آن [[شهرها]] را از دم تیغ گذراند<ref>الکامل، ج۷، ص۵۲۴.</ref> و چون این [[اخبار]] به مکتفی رسید، در [[رمضان]] ۲۹۰ ق. برای [[سرکوب]] قرمطیان به سوی شام حرکت کرد. وی در رَقّه سپاهی به [[فرماندهی]] [[محمد بن سلیمان]] به [[جنگ]] صاحب الشامه فرستاد. ابن [[سلیمان]] [[سپاه]] قرمطی را در هم کوبید و بسیاری از آنان را به قتل رساند و صاحب الشامه و ۳۶۰ تن از یارانش را دستگیر کرد و نزد مکتفی به رَقِّه فرستاد. مکتفی آنان را به وضعی فجیع و با [[شکنجه]] و [[آزار]] فراوان به قتل رساند. دیگر [[یاران]] صاحب الشامه که توانسته بودند [[جان]] سالم به در برند نزد ذکرویه، پدر صاحب الشامه، رفتند و او را به [[ریاست]] برداشتند. ذکرویه به [[خونخواهی]] [[پسران]] برخاست و با مکتفی جنگهای بسیار درانداخت و در این راه از قتل و [[غارت]] دریغ نورزید؛ چنانکه به [[سال ۲۹۴ ق]]. راه را بر حاجیانی که از [[مکه]] باز میگشتند گرفت و حدود بیست هزار نفر از آنان را به وضعی فجیع به [[قتل]] رساند. [[مکتفی]] در همان سال سپاهی به دفع ذکرویه فرستاد. ذکرویه در آن [[جنگ]] به قتل رسید و نایره [[شورش]] [[قرمطیان]] موقتاً خاموش گردید؛ با این همه، قیامهای متعدد آنان در [[شام]] ادامه یافت و [[عباسیان]] تا پایان [[قرن چهارم]] هیچگاه از آسیب قرمطیان شام درامان نبودند<ref>اسلام در ایران، ص۳۱۱.</ref>. چنانکه پیش از این گفتیم، با [[پیروزی]] [[سپاه]] مکتفی بر [[قرامطه]] شام، [[دولت]] طولونیان نیز از میان رفت؛ زیرا سردار [[خلیفه]] پس از [[فتح شام]] و [[مصر]]، افراد [[خاندان]] طولانی را به [[بغداد]] منتقل کرد و به [[حکومت]] آن خاندان پایان داد. | مهمترین [[دل]] مشغولی مکتفی شورشهای گسترده و پی در پی [[قرامطه]] بود که [[شام]] و [[بحرین]] و [[عراق]] را فرا گرفته بود، [[خاصه]] در شام که [[قرمطیان]] با استفاده از [[ضعف]] و [[سستی]] بنی طولون، به [[رهبری]] [[یحیی بن ذکرویه]]، سر بر آورده و امرای [[طولونی]] را از بیشتر قسمتهای شام رانده بودند و پس از [[تصرف]] بخشهایی از عراق و صحرای سماوه و شام، [[دمشق]] را نیز به محاصره درآوردند؛ اما یحیی در جریان آن محاصره به [[قتل]] رسید و برادرش، حسین، که به صاحب الشامه مشهور بود به جای وی نشست. حسین دمشق را با [[پیمان]] صلحی به دست آورد و سپس [[حمص]]، حماة، بعلبک و سلمیّه را تصرف کرد و عده بسیاری از ساکنان آن [[شهرها]] را از دم تیغ گذراند<ref>الکامل، ج۷، ص۵۲۴.</ref> و چون این [[اخبار]] به مکتفی رسید، در [[رمضان]] ۲۹۰ ق. برای [[سرکوب]] قرمطیان به سوی شام حرکت کرد. وی در رَقّه سپاهی به [[فرماندهی]] [[محمد بن سلیمان]] به [[جنگ]] صاحب الشامه فرستاد. ابن [[سلیمان]] [[سپاه]] قرمطی را در هم کوبید و بسیاری از آنان را به قتل رساند و صاحب الشامه و ۳۶۰ تن از یارانش را دستگیر کرد و نزد مکتفی به رَقِّه فرستاد. مکتفی آنان را به وضعی فجیع و با [[شکنجه]] و [[آزار]] فراوان به قتل رساند. دیگر [[یاران]] صاحب الشامه که توانسته بودند [[جان]] سالم به در برند نزد ذکرویه، پدر صاحب الشامه، رفتند و او را به [[ریاست]] برداشتند. ذکرویه به [[خونخواهی]] [[پسران]] برخاست و با مکتفی جنگهای بسیار درانداخت و در این راه از قتل و [[غارت]] دریغ نورزید؛ چنانکه به [[سال ۲۹۴ ق]]. راه را بر حاجیانی که از [[مکه]] باز میگشتند گرفت و حدود بیست هزار نفر از آنان را به وضعی فجیع به [[قتل]] رساند. [[مکتفی]] در همان سال سپاهی به دفع ذکرویه فرستاد. ذکرویه در آن [[جنگ]] به قتل رسید و نایره [[شورش]] [[قرمطیان]] موقتاً خاموش گردید؛ با این همه، قیامهای متعدد آنان در [[شام]] ادامه یافت و [[عباسیان]] تا پایان [[قرن چهارم]] هیچگاه از آسیب قرمطیان شام درامان نبودند<ref>اسلام در ایران، ص۳۱۱.</ref>. چنانکه پیش از این گفتیم، با [[پیروزی]] [[سپاه]] مکتفی بر [[قرامطه]] شام، [[دولت]] طولونیان نیز از میان رفت؛ زیرا سردار [[خلیفه]] پس از [[فتح شام]] و [[مصر]]، افراد [[خاندان]] طولانی را به [[بغداد]] منتقل کرد و به [[حکومت]] آن خاندان پایان داد. | ||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
دیگر از وقایع مهم دوره [[خلافت]] مکتفی، [[اقتدار]] روزافزون سامانیان است که پیش از این بدان پرداختیم؛ همچنین در [[زمان]] وی خاندان حمدانی به صحنه [[سیاست]] گام نهادند که در صفحات آتی این کتاب بدان خواهیم پرداخت. | دیگر از وقایع مهم دوره [[خلافت]] مکتفی، [[اقتدار]] روزافزون سامانیان است که پیش از این بدان پرداختیم؛ همچنین در [[زمان]] وی خاندان حمدانی به صحنه [[سیاست]] گام نهادند که در صفحات آتی این کتاب بدان خواهیم پرداخت. | ||
نکتهای که باید به آن اشاره کرد این است که [[ترکان]] در زمان مکتفی نیز، همچون دوران [[معتضد]] و [[معتمد]]، اقتدار کمی داشتند و بیشتر خدمتگزار [[دستگاه خلافت]] بودند؛ زیرا اقتدار نسبی این سه تن مانع دخالت [[سرداران]] ترک در کارهای مهم بود. اما با [[مرگ]] مکتفی به [[سال ۲۹۵ ق]].، راه برای [[سلطه]] [[مجدد]] ترکان و تاختوتازهای آنان هموار گردید؛ از اینرو چون [[وزیران]] و سرداران ترک دریافتند که با وجود خلفای [[قدرتمندی]] مانند معتضد یا مکتفی نخواهند توانست بر امور مسلط باشند، بدین نتیجه رسیدند که برای [[تجدید]] اقتدار [[سیاسی]] خود باید خلافت را به افرادی [[ضعیف]] و بیاراده بسپارند. چنانکه عباس بن حسن، [[وزیر]] [[قدرتمند]] مکتفی، بنا به توصیه ابن [[فرات]]، خلافت را پس از وی به المقتدر داد؛ زیرا ابن فرات که یکی از دبیران بانفوذ [[عباسی]] بود بدو گفت که «در این شرایط باید خلافت را به کسی داد که از [[کاخ]] و باغ و [[مال]] و [[ثروت]] بیاطلاع و در [[امور سیاسی]] و [[اقتصادی]] نا [[آگاه]] باشد»<ref>تجارت الأمم، ج۱، ص۲-۳؛ متز، آدام، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۱، ص۱۲.</ref>. بنابراین، با وجود آنکه افراد شایستهای چون [[عبدالله بن معتز]] نیز نامزد [[خلافت]] بودند، عباس به دستیاری [[سرداران]] ترک، [[مقتدر]] سیزده ساله را به خلافت برداشت.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۴۲.</ref>. | نکتهای که باید به آن اشاره کرد این است که [[ترکان]] در زمان مکتفی نیز، همچون دوران [[معتضد]] و [[معتمد]]، اقتدار کمی داشتند و بیشتر خدمتگزار [[دستگاه خلافت]] بودند؛ زیرا اقتدار نسبی این سه تن مانع دخالت [[سرداران]] ترک در کارهای مهم بود. اما با [[مرگ]] مکتفی به [[سال ۲۹۵ ق]]. ، راه برای [[سلطه]] [[مجدد]] ترکان و تاختوتازهای آنان هموار گردید؛ از اینرو چون [[وزیران]] و سرداران ترک دریافتند که با وجود خلفای [[قدرتمندی]] مانند معتضد یا مکتفی نخواهند توانست بر امور مسلط باشند، بدین نتیجه رسیدند که برای [[تجدید]] اقتدار [[سیاسی]] خود باید خلافت را به افرادی [[ضعیف]] و بیاراده بسپارند. چنانکه عباس بن حسن، [[وزیر]] [[قدرتمند]] مکتفی، بنا به توصیه ابن [[فرات]]، خلافت را پس از وی به المقتدر داد؛ زیرا ابن فرات که یکی از دبیران بانفوذ [[عباسی]] بود بدو گفت که «در این شرایط باید خلافت را به کسی داد که از [[کاخ]] و باغ و [[مال]] و [[ثروت]] بیاطلاع و در [[امور سیاسی]] و [[اقتصادی]] نا [[آگاه]] باشد»<ref>تجارت الأمم، ج۱، ص۲-۳؛ متز، آدام، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۱، ص۱۲.</ref>. بنابراین، با وجود آنکه افراد شایستهای چون [[عبدالله بن معتز]] نیز نامزد [[خلافت]] بودند، عباس به دستیاری [[سرداران]] ترک، [[مقتدر]] سیزده ساله را به خلافت برداشت.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۴۲.</ref>. | ||
==منابع== | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:IM009737.jpg|22px]] [[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|'''تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه''']] | # [[پرونده:IM009737.jpg|22px]] [[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|'''تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:مکتفی عباسی]] | [[رده:مکتفی عباسی]] | ||
[[رده:اعلام]] | [[رده:اعلام]] | ||