آیه تطهیر: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۸۷۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۴ سپتامبر ۲۰۱۸
خط ۴۳: خط ۴۳:
*احادیث مرتبط با آیه تطهیر از سه جهت بر اختصاص آیه به اصحاب کساء و عدم شمول آن نسبت به همسران [[پیامبر]] دلالت می‌کنند:
*احادیث مرتبط با آیه تطهیر از سه جهت بر اختصاص آیه به اصحاب کساء و عدم شمول آن نسبت به همسران [[پیامبر]] دلالت می‌کنند:
#از احادیثی که از [[ام سلمه]] روایت شده به دست می‌آید که وی بسیار علاقمند بود که با [[پیامبر]]{{صل}}، [[امام علی|امیرمؤمنان]]، [[فاطمه زهرا]]، [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} داخل در کساء گردد، و چند بار به گونه‌های مختلف این علاقه و خواست قلبی خود را اظهار کرد، ولی [[پیامبر]]{{صل}} از قبول درخواست او امتناع ورزید، و با بیان این مطلب که تو راه خیر را می‌پویی و سرانجامت به خیر خواهد بود، از او دلجویی کرد. پاسخ‌های [[پیامبر]]{{صل}} به این پرسش [[ام سلمه]] که آیا من با شما هستم عبارتند از: {{عربی|اندازه=150%|" انّک علی خیر، أنت علی مکانت وأنت علی خیر، انّک علی خیر وهؤلاء أهل بیتی، أهل بیتی حق، قومی‌یا تنحی عن أهل بیتی، انّک من أزواج النبی‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}، [[ام سلمه]] می‌گوید یک بار دامن عبا را بالا بردم تا در کنار آنان قرار گیرم، ولی [[پیامبر]] عبا را از دستم گرفت و فرمود: {{عربی|اندازه=150%|" انّک علی خیر‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>تفسیر طبری، ج۲۲، ص ۱۱ـ ۱۳؛ الدر المنثور، ج۶، ص ۵۳۲ـ ۵۳۳؛ اسباب النزول، ص ۲۳۹؛ مسند احمد بن حنبل، ج۱۸، ص ۳۱۴.</ref>. شایان ذکر است که در حدیثی از [[ام سلمه]] آمده است [[پیامبر]]{{صل}} در پاسخ این سؤال [[ام سلمه]] که آیا من از اهل تو نیستم، جواب مثبت داد و به او اجازه داد تا داخل کساء شود<ref>مسند احمد بن حنبل، ج۱۸، ص ۲۵۸.</ref>. ولی در این حدیث آمده است که پاسخ مثبت [[پیامبر]]{{صل}} به [[ام سلمه]] و اجازه داخل شدن در کساء، پس از اتمام دعای [[پیامبر]]{{صل}} در حق [[اهل بیت]] خود بود: {{عربی|اندازه=150%|" اللَّهُمَ‏ هَؤُلَاءِ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏ أَذْهِبْ‏ عَنْهُمُ‏ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيرا‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}. بنابراین، مفاد این حدیث آن است که [[ام سلمه]] از آن نظر که همسر [[پیامبر]] است اهل او می‌باشد، ولی در زمره [[اهل بیت]] خاص او که آیه تطهیر در شأن آنان نازل شده است نمی‌باشد<ref>مشکل الآثار، ج۱، ص ۳۳۳.</ref>. گواه این مطلب آن است که آنجا که [[ام سلمه]] می‌پرسد آیا من از [[اهل بیت]]{{عم}} نیستم، [[پیامبر]]{{صل}} به او پاسخ مثبت نمی‌دهد، ولی آنجا که می‌پرسد آیا من از اهل تو نیستم، [[پیامبر]] به او پاسخ مثبت می‌دهد. سخن [[پیامبر]] به [[ام سلمه]] که {{عربی|اندازه=150%|" أَنْتَ‏ مِنْ‏ أَهْلِي‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} مانند سخن او است که {{عربی|اندازه=150%|" أَنْتِ‏ مِنْ‏ أَزْوَاجِ‏ النَّبِي‏{{صل}}‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}. [[ام سلمه]] می‌گوید: از [[پیامبر]] پرسیدم آیا من از [[اهل بیت]] هستم؟ [[پیامبر]] فرمود: برای تو نزد خداوند خیر است {{عربی|اندازه=150%|" انّ لک عند اللّه خیراً‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} و من دوست داشتم که [[پیامبر]] به این سؤال من پاسخ مثبت بدهد، این پاسخ از همه آنها که در شرق و غرب جهان است، بهتر بود{{عربی|اندازه=150%|" وودت انّه قال نعم، فکان احب إلیّ ممّا تطلع علیه الشمس و تغرب‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>مشکل الآثار، ج۱، ص ۳۳۶.</ref>. در حدیث دیگری از [[ام سلمه]] آمده است که [[پیامبر]]{{صل}} در دعای خود برای [[اهل بیت]] گفت: {{عربی|اندازه=150%|" اللَّهُمَ‏ إِلَيْكَ‏ لَا إِلَى‏ النَّارِ أَنَا وَ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} من گفتم: من نیز مشمول این دعا هستم، پیامبر فرمود: آری<ref>مسند احمد بن حنبل، ج۱۸، ص ۲۵۵.</ref>. روشن است که این حدیث [[ام سلمه]] با احادیثی که بر اختصاص آیه به اهل کساء دلالت می‌کنند، منافات ندارد، زیرا آنچه در این جا مطرح شده نجات از دوزخ است که [[ام سلمه]] را هم شامل می‌شود، نه نزول آیه تطهیر در حق [[اهل بیت]] که وی مشمول آن نیست.
#از احادیثی که از [[ام سلمه]] روایت شده به دست می‌آید که وی بسیار علاقمند بود که با [[پیامبر]]{{صل}}، [[امام علی|امیرمؤمنان]]، [[فاطمه زهرا]]، [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} داخل در کساء گردد، و چند بار به گونه‌های مختلف این علاقه و خواست قلبی خود را اظهار کرد، ولی [[پیامبر]]{{صل}} از قبول درخواست او امتناع ورزید، و با بیان این مطلب که تو راه خیر را می‌پویی و سرانجامت به خیر خواهد بود، از او دلجویی کرد. پاسخ‌های [[پیامبر]]{{صل}} به این پرسش [[ام سلمه]] که آیا من با شما هستم عبارتند از: {{عربی|اندازه=150%|" انّک علی خیر، أنت علی مکانت وأنت علی خیر، انّک علی خیر وهؤلاء أهل بیتی، أهل بیتی حق، قومی‌یا تنحی عن أهل بیتی، انّک من أزواج النبی‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}، [[ام سلمه]] می‌گوید یک بار دامن عبا را بالا بردم تا در کنار آنان قرار گیرم، ولی [[پیامبر]] عبا را از دستم گرفت و فرمود: {{عربی|اندازه=150%|" انّک علی خیر‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>تفسیر طبری، ج۲۲، ص ۱۱ـ ۱۳؛ الدر المنثور، ج۶، ص ۵۳۲ـ ۵۳۳؛ اسباب النزول، ص ۲۳۹؛ مسند احمد بن حنبل، ج۱۸، ص ۳۱۴.</ref>. شایان ذکر است که در حدیثی از [[ام سلمه]] آمده است [[پیامبر]]{{صل}} در پاسخ این سؤال [[ام سلمه]] که آیا من از اهل تو نیستم، جواب مثبت داد و به او اجازه داد تا داخل کساء شود<ref>مسند احمد بن حنبل، ج۱۸، ص ۲۵۸.</ref>. ولی در این حدیث آمده است که پاسخ مثبت [[پیامبر]]{{صل}} به [[ام سلمه]] و اجازه داخل شدن در کساء، پس از اتمام دعای [[پیامبر]]{{صل}} در حق [[اهل بیت]] خود بود: {{عربی|اندازه=150%|" اللَّهُمَ‏ هَؤُلَاءِ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏ أَذْهِبْ‏ عَنْهُمُ‏ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيرا‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}. بنابراین، مفاد این حدیث آن است که [[ام سلمه]] از آن نظر که همسر [[پیامبر]] است اهل او می‌باشد، ولی در زمره [[اهل بیت]] خاص او که آیه تطهیر در شأن آنان نازل شده است نمی‌باشد<ref>مشکل الآثار، ج۱، ص ۳۳۳.</ref>. گواه این مطلب آن است که آنجا که [[ام سلمه]] می‌پرسد آیا من از [[اهل بیت]]{{عم}} نیستم، [[پیامبر]]{{صل}} به او پاسخ مثبت نمی‌دهد، ولی آنجا که می‌پرسد آیا من از اهل تو نیستم، [[پیامبر]] به او پاسخ مثبت می‌دهد. سخن [[پیامبر]] به [[ام سلمه]] که {{عربی|اندازه=150%|" أَنْتَ‏ مِنْ‏ أَهْلِي‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} مانند سخن او است که {{عربی|اندازه=150%|" أَنْتِ‏ مِنْ‏ أَزْوَاجِ‏ النَّبِي‏{{صل}}‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}. [[ام سلمه]] می‌گوید: از [[پیامبر]] پرسیدم آیا من از [[اهل بیت]] هستم؟ [[پیامبر]] فرمود: برای تو نزد خداوند خیر است {{عربی|اندازه=150%|" انّ لک عند اللّه خیراً‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} و من دوست داشتم که [[پیامبر]] به این سؤال من پاسخ مثبت بدهد، این پاسخ از همه آنها که در شرق و غرب جهان است، بهتر بود{{عربی|اندازه=150%|" وودت انّه قال نعم، فکان احب إلیّ ممّا تطلع علیه الشمس و تغرب‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>مشکل الآثار، ج۱، ص ۳۳۶.</ref>. در حدیث دیگری از [[ام سلمه]] آمده است که [[پیامبر]]{{صل}} در دعای خود برای [[اهل بیت]] گفت: {{عربی|اندازه=150%|" اللَّهُمَ‏ إِلَيْكَ‏ لَا إِلَى‏ النَّارِ أَنَا وَ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} من گفتم: من نیز مشمول این دعا هستم، پیامبر فرمود: آری<ref>مسند احمد بن حنبل، ج۱۸، ص ۲۵۵.</ref>. روشن است که این حدیث [[ام سلمه]] با احادیثی که بر اختصاص آیه به اهل کساء دلالت می‌کنند، منافات ندارد، زیرا آنچه در این جا مطرح شده نجات از دوزخ است که [[ام سلمه]] را هم شامل می‌شود، نه نزول آیه تطهیر در حق [[اهل بیت]] که وی مشمول آن نیست.
#[[پیامبر]]{{صل}} پس از آن که امیرمؤمنان، فاطمه زهرا و حسنین (علیهم السلام) را زیر کسا قرار داد، دست خود را به آسمان بالا برد و گفت: اللّهم هؤلاء أهل بیتی، و سپس در حق آنان دعا کرد، در این که آنان از [[اهل بیت]]{{عم}} پیامبر به معنای عام آن بودند تردیدی نبود تا گفته شود چون این نکته مسلم بود که همسران پیامبر از [[اهل بیت]]{{عم}} او بودند و آیه تطهیر شامل آنها می‌شود، و از طرفی آن حضرت می‌خواست علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام) نیز به آن افتخار نایل آیند، تنها آنها را مورد اشاره قرار داد و گفت: هؤلاء أهل بیتی (روح المعانی، ج۲۲، ص ۲۲).
#[[پیامبر]]{{صل}} پس از آن که [[امام علی|امیرمؤمنان]]، [[فاطمه زهرا]]، [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} را زیر کسا قرار داد، دست خود را به آسمان بالا برد و گفت: {{عربی|اندازه=150%|" اللَّهُمَ‏ هَؤُلَاءِ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}، و سپس در حق آنان دعا کرد، در این که آنان از [[اهل بیت]] [[پیامبر]] به معنای عام آن بودند تردیدی نبود تا گفته شود چون این نکته مسلم بود که همسران [[پیامبر]] از [[اهل بیت]] او بودند و آیه تطهیر شامل آنها می‌شود، و از طرفی آن حضرت می‌خواست [[امام علی|علی]]، [[فاطمه زهرا|فاطمه]]، [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} نیز به آن افتخار نایل آیند، تنها آنها را مورد اشاره قرار داد و گفت: {{عربی|اندازه=150%|"هَؤُلَاءِ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>روح المعانی، ج۲۲، ص ۲۲.</ref>. بنابراین، مقصود از [[اهل بیت]]، معنای خاص آن است؛ معنایی که اذهاب رجس و طهارت خاص از ویژگی‌های آن به شمار می‌رود و فضیلت ویژه‌ای را در بردارد؛ به گونه‌ای که [[ام سلمه]] بسیار مشتاق بود مشمول آن گردد. بنابراین جمله {{عربی|اندازه=150%|" اللَّهُمَ‏ هَؤُلَاءِ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} با توجه به قراین یاد شده بر اختصاص [[اهل بیت]] در آیه تطهیر به اهل کساء دلالت می‌کند. چنان که [[ابو جعفر طحاوی]] پس از نقل جمله مزبور گفته است: مطابق این حدیث مقصود از [[اهل بیت]] در این آیه [[پیامبر|رسول خدا]]، [[امام علی|علی]]، [[فاطمه زهرا|فاطمه]]، [[امام حسین|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} است<ref>فکان فی هذا الحدیث انّ المراد بما فی هذه الآیه هم رسول اللّه {{صل}} وعلی و فاطمه وحسن و حسین{{عم}}؛ مشکل الآثار، ج۱ ص ۳۳۲.</ref>.
بنابراین، مقصود از [[اهل بیت]]{{عم}}، معنای خاص آن است؛ معنایی که اذهاب رجس و طهارت خاص از ویژگی های آن به شمار می‌رود و فضیلت ویژه ای را در بردارد؛ به گونه ای که امّ سلمه بسیار مشتاق بود مشمول آن گردد. بنابراین جمله اللهمّ هؤلاء أهل بیتی با توجه به قراین یاد شده بر اختصاص [[اهل بیت]]{{عم}} در آیه تطهیر به اهل کساء دلالت می‌کند. چنان که ابوجعفر طحاوی پس از نقل جمله مزبور گفته است: فکان فی هذا الحدیث انّ المراد بما فی هذه الآیه هم رسول اللّه {{صل}} وعلی و فاطمه وحسن و حسین (علیهم السلام (مشکل الآثار، ج۱ ص ۳۳۲)، مطابق این حدیث مقصود از [[اهل بیت]]{{عم}} در این آیه رسول خدا، علی، فاطمه حسن و حسین (علیهم السلام) است.
#در احادیث بسیاری آمده است که [[پیامبر]]{{صل}} پس از نزول آیه تطهیر مدتی طولانی، هرگاه می‌خواست برای نماز به مسجد برود، مقابل خانه [[امام علی|علی]] می‌ایستاد و آنان را با عنوان "اهل البیت" مخاطب قرار می‌داد، به آنان درود می‌فرستاد و به نماز فرا می‌خواند، آن گاه آیه تطهیر را تلاوت می‌کرد، [[انس بن مالک]] مدت این رفتار [[پیامبر]]{{صل}} را شش ماه، [[ابو الحمراء]] هفت یا هشت ماه، و [[ابن عباس]] نُه ماه نقل کرده‌اند<ref>تفسیر طبری، ج۲، ص ۱۱؛ الدر المنثور، ج۶، ص ۵۳۳ـ ۵۳۵.</ref>. این تفاوت ناشی از آن است که هر یک از افراد یاد شده مشاهده خود از رفتار [[پیامبر]]{{صل}} را گزارش کرده است، و نشانه اضطراب در متن احادیث نخواهد بود. اما حتی یک بار هم گزارش نشده است که [[پیامبر]]{{صل}} این کار را در مورد همسران خود انجام داده باشد. این رفتار [[پیامبر]]{{صل}} دلیل روشنی بر اختصاص آیه تطهیر به اهل کساء می‌باشد. [[ابو جعفر طحاوی]] پس از نقل روایت [[انس]] و [[ابوالحمراء]] درباره این که [[پیامبر]]{{صل}} به هنگام نماز نزد خانه [[فاطمه زهرا|زهرا]] می‌ایستاد و می‌گفت:{{عربی|اندازه=150%|" السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ الْبَيْت‏،﴿{{متن قرآن|إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ‏ لِيُذْهِبَ‏ عَنْكُمُ‏ الرِّجْسَ‏ أَهْلَ‏ الْبَيْتِ‏ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً}}﴾‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} گفته است: این رفتار و گفتار [[پیامبر]]{{صل}} نیز دلیل بر این است که آیه تطهیر در مورد آنان نازل شده است<ref>مشکل الآثار، ج۱، ص ۳۳۹.</ref>.
ج. در احادیث بسیاری آمده است که [[پیامبر]]{{صل}} پس از نزول آیه تطهیر مدتی طولانی، هرگاه می‌خواست برای نماز به مسجد برود، مقابل خانه علی {{ع}} می‌ایستاد و آنان را با عنوان أهل البیت مخاطب قرار می‌داد، به آنان درود می‌فرستاد و به نماز فرا می‌خواند، آن گاه آیه تطهیر راتلاوت می‌کرد، انس بن مالک مدت این رفتار [[پیامبر]]{{صل}} را شش ماه، ابو الحمراء هفت یا هشت ماه، و ابن عباس نُه ماه نقل کرده اند (تفسیر طبری، ج۲، ص ۱۱؛ الدر المنثور، ج۶، ص ۵۳۳ـ ۵۳۵). این تفاوت ناشی از آن است که هر یک از افراد یاد شده مشاهده خود از رفتار [[پیامبر]]{{صل}} را گزارش کرده است، و نشانه اضطراب در متن احادیث نخواهد بود. اما حتی یک بار هم گزارش نشده است که [[پیامبر]]{{صل}} این کار را در مورد همسران خود انجام داده باشد. این رفتار [[پیامبر]]{{صل}} دلیل روشنی بر اختصاص آیه تطهیر به اهل کساء می‌باشد. ابوجعفر طحاوی پس از نقل روایت انس و ابوالحمراء درباره این که [[پیامبر]]{{صل}} به هنگام نماز نزد خانه زهرا می‌ایستاد و می‌گفت:السلام علیکم یا أهل البیت، انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهّرکم تطهیراً گفته است: فی هذا أیضاً دلیل علی انّ هذه الآیه فیهم؛این رفتار و گفتار [[پیامبر]]{{صل}} نیز دلیل بر این است که آیه تطهیر در مورد آنان نازل شده است (مشکل الآثار، ج۱، ص ۳۳۹).
*'''اشکال:''' از [[واثله بن اسقع]] که هنگام نزول آیه تطهیر بر [[پیامبر]] در خانه [[ام سلمه]] حضور داشت روایت شده که به [[پیامبر]] گفتم: آیا من از اهل تو می‌باشم؟ [[پیامبر]]{{صل}} پاسخ داد:{{عربی|اندازه=150%|" وَ أَنْتَ‏ مِنْ‏ أَهْلِي‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>تفسیر طبری، ج۲۲، ص ۱۲.</ref>. هرگاه [[واثله بن اسقع]] از اهل [[پیامبر]] باشد، همسران وی به طریق اولی از [[اهل بیت]] او خواهند بود.
اشکال: از واثله بن اسقع که هنگام نزول آیه تطهیر بر پیامبر در خانه ام سلمه حضور داشت روایت شده که به پیامبر گفتم: آیا من از اهل تو می‌باشم؟ [[پیامبر]]{{صل}} پاسخ داد: وأنت من أهلی (تفسیر طبری، ج۲۲، ص ۱۲). هرگاه واثله بن اسقع از اهل پیامبر باشد، همسران وی به طریق اولی از [[اهل بیت]]{{عم}} او خواهند بود.
*'''پاسخ:''' در حدیث دیگری که از وی روایت شده جمله مزبور نیامده است، بلکه این جمله آمده است که [[پیامبر]]{{صل}}، [[امام علی|علی]]، [[فاطمه زهرا|فاطمه]]، [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} را که داخل عبای او بودند مورد اشاره قرار داد و گفت: {{عربی|اندازه=150%|" اللَّهُمَ‏ هَؤُلَاءِ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}، [[اهل بیت]] احق<ref>تفسیر ابن کثیر، ج۵، ص ۴۵۳.</ref>. این جمله چنان که قبلاً بیان شد بر اختصاص دلالت می‌کند، و از طرفی، آنچه در روایت نخست آمده این است که واثله از اهل [[پیامبر]] است، نه از [[اهل بیت]] او، و اهل همان گونه که بر همسر، فرزندان و خویشاوندان مرد اطلاق می‌شود، بر پیروان او هم اطلاق می‌گردد<ref>المصباح المنیر، ج۱، ص ۳۷.</ref>. بنابراین، می‌توان هر دو روایت را پذیرفت، و اگر این توجیه پذیرفته نشود و سند هر دو روایت صحیح باشد، اعتبار هر دو به دلیل تعارض از بین می‌رود و در هر حال، این روایت نمی‌تواند اعتبار روایات بسیاری را که بر اختصاص [[اهل بیت]] در آیه تطهیر به اصحاب کساء دلالت می‌کند خدشه‌دار سازد.
پاسخ: در حدیث دیگری که از وی روایت شده جمله مزبور نیامده است، بلکه این جمله آمده است که [[پیامبر]]{{صل}}، علی، فاطمه و حسنین (علیهم السلام) را که داخل عبای او بودند مورد اشاره قرار داد و گفت: اللّهم هؤلاء أهل بیتی، [[اهل بیت]]{{عم}}ی احق (تفسیر ابن کثیر، ج۵، ص ۴۵۳) .این جمله چنان که قبلاً بیان شد بر اختصاص دلالت می‌کند، و از طرفی، آنچه در روایت نخست آمده این است که واثله از اهل پیامبر است، نه از [[اهل بیت]]{{عم}} او، و اهل همان گونه که بر همسر، فرزندان و خویشاوندان مرد اطلاق می‌شود، بر پیروان او هم اطلاق می‌گردد (المصباح المنیر، ج۱، ص ۳۷). بنابراین، می‌توان هر دو روایت را پذیرفت، و اگر این توجیه پذیرفته نشود و سند هر دو روایت صحیح باشد، اعتبار هر دو به دلیل تعارض از بین می‌رود و در هر حال، این روایت نمی‌تواند اعتبار روایات بسیاری را که بر اختصاص [[اهل بیت]]{{عم}} در آیه تطهیر به اصحاب کساء دلالت می‌کند خدشه دار سازد.
*'''اشکال:''' جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|  إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ‏ لِيُذْهِبَ‏ عَنْكُمُ‏ الرِّجْسَ‏ ‏}}﴾}} بخشی از آیه ۳۳ سوره احزاب است که آغاز آن و نیز آیات قبل از آن و آیه پس از آن مربوط به همسران [[پیامبر]]{{صل}} است، هرگاه جمله مزبور آنان را شامل نشود، موضوعی بی‌ارتباط با همسران [[پیامبر]]{{صل}} میان آیات مربوط به آنان قرار گرفته است که با قواعد فصاحت و بلاغت سازگاری ندارد<ref>روح المعانی، ج۲۲، ص۲۵.</ref>.
اشکال:جمله (إِنّما یُریدُ اللّه لیُذهِبَ عَنْکُمُ الرِّجس...) بخشی از آیه ۳۳ سوره احزاب است که آغاز آن و نیز آیات قبل از آن و آیه پس از آن مربوط به همسران [[پیامبر]]{{صل}} است، هرگاه جمله مزبور آنان را شامل نشود، موضوعی بی ارتباط با همسران [[پیامبر]]{{صل}} میان آیات مربوط به آنان قرار گرفته است که با قواعد فصاحت و بلاغت سازگاری ندارد (روح المعانی، ج۲۲، ص۲۵) .
*'''پاسخ:''' طرح بحث درباره یک موضوع در خلال بحث از موضوعی دیگر در عرف اهل فصاحت و بلاغت رایج است و در [[قرآن کریم]] نیز نمونه‌های بسیار دارد<ref>مجمع البیان، ج۷ـ۸، ص ۳۵۷.</ref>. [[قرآن کریم]] در آیات ۱۶ تا ۱۹ سوره عنکبوت درباره دعوت [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} از قومش به یکتاپرستی سخن گفته است، سپس در آیه‌های ۲۰ تا ۲۳ موضوع بحث تغییر کرده و به [[پیامبر اسلام]]{{صل}} دستور می‌دهد تا با منکران معاد به احتجاج برخاسته آنان را در این باره ارشاد نماید، بار دیگر به داستان ابراهیم و قوم او بازگشته و عکس العمل قوم او در برابر دعوت [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} را بیان کرده است. در آیه‎های ۲۳۶ و ۲۳۷ سوره بقره برخی از اقسام طلاق و احکام آن بیان می‌شود، سپس در دو آیه اهمیت نماز و چگونگی اقامه نماز در حالت خوف را بیان می‌کند و بار دیگر به مسئله طلاق پرداخته است. در آیه ۲۸ سوره یوسف، سخن عزیز مصر به زلیخا بیان شده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّهُ مِن كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ ‏}}﴾}}<ref> سوره یوسف، آیه:۲۸.</ref>، سپس خطاب از زلیخا به یوسف متوجه گردیده است {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا‏}}﴾}}<ref> سوره یوسف، آیه:۲۹.</ref> بار دیگر زلیخا مورد خطاب قرار گرفته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَاسْتَغْفِرِي لِذَنبِكِ}}﴾}}<ref> سوره یوسف، آیه:۲۹.</ref> بخش نخست آیه۳۴ سوره نمل و آیه ۳۵ بیانگر سخن بلقیس، ملکه سبا است، و در خلال آن جمله: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ كَذلِكَ‏ يَفْعَلُون‏‏}}﴾}} قرار گرفته است که کلام خداوند است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَكَذَلِكَ يَفْعَلُونَ وَإِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِم بِهَدِيَّةٍ فَنَاظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ‏‏}}﴾}}<ref> گفت: پادشاهان چون به شهری درآیند آن را ویران و مردم گرانمایه آن را خوار و بدین‌گونه رفتار می‌کنند.و من ارمغانی برای آنان می‌فرستم و می‌نگرم تا فرستادگان چه باز آورند؛ سوره نمل، آیه: ۳۴- ۳۵.</ref>
پاسخ: طرح بحث درباره یک موضوع در خلال بحث از موضوعی دیگر در عرف اهل فصاحت و بلاغت رایج است و در قرآن کریم نیز نمونه های بسیار دارد (مجمع البیان، ج۷ـ۸، ص ۳۵۷). قرآن کریم در آیات ۱۶تا ۱۹ سوره عنکبوت درباره دعوت ابراهیم {{ع}} از قومش به یکتاپرستی سخن گفته است، سپس در آیه های ۲۰تا ۲۳موضوع بحث تغییر کرده و به پیامبر اسلام {{صل}} دستور می‌دهد تا با منکران معاد به احتجاج برخاسته آنان را در این باره ارشاد نماید، بار دیگر به داستان ابراهیم و قوم او بازگشته و عکس العمل قوم او در برابر دعوت ابراهیم {{ع}} را بیان کرده است. در آیه های ۲۳۶ و ۲۳۷ سوره بقره برخی از اقسام طلاق و احکام آن بیان می‌شود، سپس در دو آیه اهمیت نماز و چگونگی اقامه نماز در حالت خوف را بیان می‌کند و بار دیگر به مسئله طلاق پرداخته است. در آیه ۲۸ سوره یوسف، سخن عزیز مصر به زلیخا بیان شده است: (إِنَّهُ مِنْ کَیْدِکُنَّ إِنَّ کیدکنَّ عَظیم)، سپس خطاب از زلیخا به یوسف متوجه گردیده است (یُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا) بار دیگر زلیخا مورد خطاب قرار گرفته است: (واستَغْفِری لِذَنْبِک) . بخش نخست آیه۳۴ سوره نمل و آیه ۳۵بیانگر سخن بلقیس، ملکه سبا است، و در خلال آن جمله: (وَکَذلِکَ یَفْعَلُون) قرار گرفته است که کلام خداوند است: (قَالَتْ إِنَّ المُلُوک إِذا دَخَلُوا قَریَهً أَفْسَدُوها وَجَعَلُوا أَعِزَّهَ أَهْلِها أَذلَّه وَکَذلِکَ یَفْعَلُون* وأَنّی مُرسله إِلیهِمْ بِهَدیّه فَناظرهٌ بِمَ یَرجِعُ الْمُرسَلُون) .
*بحث درباره موضوعی در خلال بحث از موضوعی دیگر از این جهت که مایه تنوع سخن و دلپذیر ساختن آن است، از نظر ادبی از فنون بلاغت به شمار می‌رود، و هرگاه دربردارنده نکته‌ای تربیتی یا پیامی‌ اخلاقی و معنوی نیز باشد، بر فصاحت آن افزوده خواهد شد؛ چنان که نمونه‌های قرآنی این قاعده ویژگی مزبور را دارا می‌باشد، نکته اخلاقی و پیام تربیتی در قرار گرفتن آیه تطهیر که مربوط به [[پیامبر]]{{صل}}، [[امام علی|علی]]، [[فاطمه زهرا|فاطمه]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} است در لابلای آیاتی که مربوط به همسران پیامبران می‌باشد، این است که جایگاه والای [[پیامبر]] و خاندان مطهر او را به همسران [[پیامبر]] خاطر نشان سازد، تا در گفتار و رفتار خود به گونه ای باشند که حریم خاندان [[نبوت]] را خدشه دار نسازند<ref>الکلمه الغراء فی تفضیل الزهراء، ص ۲۱.</ref>. مفاد این آیات از قبیل این است که کسی در مقام نصیحت به همسر فردی با فضیلت و پرهیزگار بگوید: باید در رعایت حجاب و عفاف و دیگر شئون اسلامی‌و اخلاقی بیش از زنان دیگر بکوشی، زیرا تو همسر فردی هستی که خداوند می‌خواهد دور از هرگونه نسبت ناروایی پیراسته باشد<ref>دلایل الصدق، ج۲، ص ۱۱۵.</ref>. الگو گرفتن از [[پیامبر]] و دیگر اصحاب کساء که از هرگونه خطا و لغزشی پیراسته‌اند و اسوه‌های کامل تربیت و انسانیت‌اند، می‌تواند پیام دیگر قرار گرفتن آیه تطهیر در خلال آیات مربوط به همسران [[پیامبر]] باشد<ref>مفاهیم القرآن، ج۵، ص ۳۰۵.</ref>.
بحث درباره موضوعی در خلال بحث از موضوعی دیگر از این جهت که مایه تنوع سخن و دلپذیر ساختن آن است، از نظر ادبی از فنون بلاغت به شمار می‌رود، و هرگاه دربردارنده نکته ای تربیتی یا پیامی‌اخلاقی و معنوی نیز باشد، بر فصاحت آن افزوده خواهد شد؛ چنان که نمونه های قرآنی این قاعده ویژگی مزبور را دارا می‌باشد، نکته اخلاقی و پیام تربیتی در قرار گرفتن آیه تطهیر که مربوط به [[پیامبر]]{{صل}}، علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام) است در لابلای آیاتی که مربوط به همسران پیامبران می‌باشد، این است که جایگاه والای پیامبر و خاندان مطهر او را به همسران پیامبر خاطر نشان سازد، تا در گفتار و رفتار خود به گونه ای باشند که حریم خاندان نبوت را خدشه دار نسازند (الکلمه الغراء فی تفضیل الزهراء، ص ۲۱). مفاد این آیات از قبیل این است که کسی در مقام نصیحت به همسر فردی با فضیلت و پرهیزگار بگوید: باید در رعایت حجاب و عفاف و دیگر شئون اسلامی‌و اخلاقی بیش از زنان دیگر بکوشی، زیرا تو همسر فردی هستی که خداوند می‌خواهد دور از هرگونه نسبت ناروایی پیراسته باشد (دلایل الصدق، ج۲، ص ۱۱۵).
*'''اشکال:''' در احادیث مربوط به چگونگی صلوات بر [[پیامبر]]{{صل}} آمده است: {{عربی|اندازه=150%|" اللَّهُمَ‏ صَلِ‏ عَلَى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ‏ عَلَى‏ إِبْرَاهِيمَ‏ وَ آلِ‏ إِبْرَاهِيمَ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}، و چون همسران ابراهیم نیز آل او بودند، بنابراین همسران [[پیامبر]]{{صل}} نیز آل او خواهند بود و آیه تطهیر شامل آنان نیز خواهد شد.
الگو گرفتن از پیامبر و دیگر اصحاب کساء که از هرگونه خطا و لغزشی پیراسته اند و اسوه های کامل تربیت و انسانیت اند، می‌تواند پیام دیگر قرار گرفتن آیه تطهیر در خلال آیات مربوط به همسران پیامبر باشد (مفاهیم القرآن، ج۵، ص ۳۰۵).
*'''پاسخ:''' مقصود از آل ابراهیم که در صلوات در ردیف ابراهیم قرار گرفته اند پیامبران ذریه او می‌باشند؛ چنان که در آیه دیگر فرموده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ}}﴾}}<ref> خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد؛ سوره آل عمران، آیه:۳۳.</ref> قول راجح میان مفسران این است که مقصود از آل ابراهیم پیامبران از ذریه او "[[حضرت اسحاق]]، [[حضرت یعقوب]]، [[حضرت اسماعیل]] و..." می‌باشد<ref>الکشاف، ج۱، ص ۳۵۴؛ تفسیر کبیر، ج۸، ص ۲۲؛ تفسیر المنار، ج۳، ص ۲۸۸؛ تفسیر بیضاوی، ج۱، ص ۲۵۰؛ صفوه التفاسیر، ج۱، ص ۱۹۸؛ مجمع البیان، ج۱، ص ۴۳۳؛ التبیان، ج۱، ص ۴۴۱.</ref>.
اشکال: در احادیث مربوط به چگونگی صلوات بر [[پیامبر]]{{صل}} آمده است: اللهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد کما صلیت علی إبراهیم وآل إبراهیم، و چون همسران ابراهیم نیز آل او بودند، بنابراین همسران [[پیامبر]]{{صل}} نیز آل او خواهند بود و آیه تطهیر شامل آنان نیز خواهد شد.
==[[عصمت]] [[اهل بیت]]==
پاسخ: مقصود از آل ابراهیم که در صلوات در ردیف ابراهیم قرار گرفته اند پیامبران ذریه او می‌باشند؛ چنان که در آیه دیگر فرموده است: (إِنَّ اللّهَ اصطَفی آدَمَ وَنُوحاً وَآل إِبراهیم وَآل عِمْران عَلی الْعالَمین) (آل عمران:۳۳) قول راجح میان مفسران این است که مقصود از آل ابراهیم پیامبران از ذریه او (اسحاق، یعقوب، اسماعیل و...) می‌باشد (الکشاف، ج۱، ص ۳۵۴؛ تفسیر کبیر، ج۸، ص ۲۲؛ تفسیر المنار، ج۳، ص ۲۸۸؛ تفسیر بیضاوی، ج۱، ص ۲۵۰؛ صفوه التفاسیر، ج۱، ص ۱۹۸؛ مجمع البیان، ج۱، ص ۴۳۳؛ التبیان، ج۱، ص ۴۴۱).
*تا این جا ثابت گردید که مقصود از [[اهل بیت]] در آیه تطهیر [[پیامبر]]{{صل}}، [[امام علی|امیرمؤمنان]]، [[فاطمه زهرا]]، [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} می‌باشد. اینک بحث درباره دلالت آیه بر [[عصمت]] [[اهل بیت]] از خطا و گناه است. تبیین این مطلب در گرو دو چیز است: الف: مقصود از رجس در آیه هرگونه انحراف عقیدتی یا رفتاری است. ب: اراده الهی که به زدودن رجس از [[اهل بیت]] تعلق گرفته، اراده تکوینی است.
عصمت [[اهل بیت]]{{عم}}
تا این جا ثابت گردید که مقصود از [[اهل بیت]]{{عم}} در آیه تطهیر [[پیامبر]]{{صل}}، امیرمؤمنان، فاطمه زهرا، حسن و حسین (علیهم السلام) می‌باشد. اینک بحث درباره دلالت آیه بر عصمت [[اهل بیت]]{{عم}} از خطا و گناه است. تبیین این مطلب در گرو دو چیز است: الف: مقصود از رجس در آیه هرگونه انحراف عقیدتی یا رفتاری است. ب: اراده الهی که به زدودن رجس از [[اهل بیت]]{{عم}} تعلق گرفته، اراده تکوینی است.
مفهوم رجس
مفهوم رجس
به گفته ابن فارس، رجس در اصل بر اختلاط و آمیزش دلالت می‌کند و به معنای شیء پلید نیز از همین ریشه است، زیرا ناخالص است (معجم المقاییس فی اللغه، ص ۴۴۳). دیگر لغت شناسان نیز رجس را به پلیدی یا شیء پلید معنا کرده اند. و بر فعل قبیح، حرام، عذاب، کفر، لعنت، شک و غضب اطلاق می‌شود (المصباح المنیر، ج۱، ص ۲۶۵؛ لسان العرب، ج۶، ص ۱۰۶؛ اقرب الموارد، ج۱، ص ۳۹۱؛ المعجم الوسیط، ج۱، ص ۳۳۰). راغب اصفهانی، پس از آن که رجس را به شیء ناپاک معنا کرده گفته است: رجس چهارگونه است: ۱. رجس از نظر طبع؛ ۲. رجس از نظر عقل؛ ۳. رجس از نظر شرع؛ ۴. رجس از جهات سه گانه مزبور. وی، مردار را مصداق نوع چهارم، شراب و قمار را مصداق نوع سوم، و کفر و شرک را مصداق نوع دوم دانسته است (المفردات فی غریب القرآن، ص ۱۸۸).
به گفته ابن فارس، رجس در اصل بر اختلاط و آمیزش دلالت می‌کند و به معنای شیء پلید نیز از همین ریشه است، زیرا ناخالص است (معجم المقاییس فی اللغه، ص ۴۴۳). دیگر لغت شناسان نیز رجس را به پلیدی یا شیء پلید معنا کرده اند. و بر فعل قبیح، حرام، عذاب، کفر، لعنت، شک و غضب اطلاق می‌شود (المصباح المنیر، ج۱، ص ۲۶۵؛ لسان العرب، ج۶، ص ۱۰۶؛ اقرب الموارد، ج۱، ص ۳۹۱؛ المعجم الوسیط، ج۱، ص ۳۳۰). راغب اصفهانی، پس از آن که رجس را به شیء ناپاک معنا کرده گفته است: رجس چهارگونه است: ۱. رجس از نظر طبع؛ ۲. رجس از نظر عقل؛ ۳. رجس از نظر شرع؛ ۴. رجس از جهات سه گانه مزبور. وی، مردار را مصداق نوع چهارم، شراب و قمار را مصداق نوع سوم، و کفر و شرک را مصداق نوع دوم دانسته است (المفردات فی غریب القرآن، ص ۱۸۸).
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش