←پیشینه رسالت
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
*بعثت رسول، از جنبههای مختلف در [[قرآن کریم]] یاد شده است؛ از جمله اهداف رسالت، [[ایمان]] به رسالت پیامبران الهی، مخالفان پیامبران، جهان شمولی رسالت برخی پیامبران، راههای اثبات رسالت، [[وحی]] و منشأ رسالت. | *بعثت رسول، از جنبههای مختلف در [[قرآن کریم]] یاد شده است؛ از جمله اهداف رسالت، [[ایمان]] به رسالت پیامبران الهی، مخالفان پیامبران، جهان شمولی رسالت برخی پیامبران، راههای اثبات رسالت، [[وحی]] و منشأ رسالت. | ||
==پیشینه رسالت== | ==پیشینه رسالت== | ||
*تاریخ ادیان، شاهد ارسال پیدرپی پیامبران در جوامع مختلف بوده است: «ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا کُلَّ مَا جَاءَ أُمَّةً رَّسُولُهَا کَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضًا» (مؤمنون/۲۳، ۴۴)، هرچند درشمار پیامبران اختلاف است. در روایت مشهوری از رسول خدا{{صل}} خطاب به ابوذر عدد پیامبران الهی، ۱۲۴ هزار تن و از این میان، شمار رسولان الهی ۳۱۳ نفر است. نخستین پیامبر الهی، حضرت آدم{{ع}} بوده است.<ref>الخصال، ص ۵۲۴.</ref> مهمتر از عدد پیامبران، حکمتهای تعدد پیامبران است: حفظ آموزههای اصیل دینی از خطر تحریف و فراموشی<ref>مجموعه آثار، ج ۲، ص ۱6۴ - ۱66، «وحی و نبوت».</ref>؛ ناپدید شدن کتابهای آسمانی<ref>مجموعه آثار، ج ۲، ص ۱6۴ - ۱66، «وحی و نبوت».</ref>؛ اختلاف مقتضیات و نیازهای زمانه و مصالح با وجود ثبات آموزههای اساسی مشترک در میان همه ادیان، که سبب تغییر در احکام و آموزههای جزئیتر بر اساس آن نیازها میشود<ref>شرح فصوصالحکم، ص ۱۴۵ - | *تاریخ ادیان، شاهد ارسال پیدرپی پیامبران در جوامع مختلف بوده است: «ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا کُلَّ مَا جَاءَ أُمَّةً رَّسُولُهَا کَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضًا» (مؤمنون/۲۳، ۴۴)، هرچند درشمار پیامبران اختلاف است. در روایت مشهوری از رسول خدا{{صل}} خطاب به ابوذر عدد پیامبران الهی، ۱۲۴ هزار تن و از این میان، شمار رسولان الهی ۳۱۳ نفر است. نخستین پیامبر الهی، حضرت آدم{{ع}} بوده است.<ref>الخصال، ص ۵۲۴.</ref> مهمتر از عدد پیامبران، حکمتهای تعدد پیامبران است: حفظ آموزههای اصیل دینی از خطر تحریف و فراموشی<ref>مجموعه آثار، ج ۲، ص ۱6۴ - ۱66، «وحی و نبوت».</ref>؛ ناپدید شدن کتابهای آسمانی<ref>مجموعه آثار، ج ۲، ص ۱6۴ - ۱66، «وحی و نبوت».</ref>؛ اختلاف مقتضیات و نیازهای زمانه و مصالح با وجود ثبات آموزههای اساسی مشترک در میان همه ادیان، که سبب تغییر در احکام و آموزههای جزئیتر بر اساس آن نیازها میشود<ref>شرح فصوصالحکم، ص ۱۴۵ - ۱۴۶.</ref>؛ رشد و تکامل تدریجی فهم و استعداد بشر.<ref>الکافی، ج ۱، ص ۴۴۵؛ شرح نهجالبلاغه، ج ۱، ص ۳۰۹؛ المیزان، ج ۵، ص ۳۵۲ - ۳۵۳.</ref> | ||
رسالت و مباحث آن از زمانهای بسیار دور محور بحث بوده است و از آنجا که تفکر حسی و مادیگرایی قدمتی به درازای تاریخ دارد و دعوت پیامبران الهی | *رسالت و مباحث آن از زمانهای بسیار دور محور بحث بوده است و از آنجا که تفکر حسی و مادیگرایی قدمتی به درازای تاریخ دارد و دعوت پیامبران الهی موافق با این طرز تفکر نبوده، همیشه موضعگیری در برابر دعوت ایشان از دشواریهای پیشروی رسولان الهی بوده و امکان ارتباط انسانهایی به عنوان [[پیامبر]] با [[غیب]] و آنسوی طبیعت، ضرورت بعثت پیامبران و عدم کفایت عقل بشر برای دستیابی به سعادت<ref>الملل والنحل، ج ۲، ص ۲۵۱.</ref>، حقیقت رسالت و چگونگی شناسایی ادعای رسالت راستین از دروغین، از مباحثی بوده که از آغاز، ذهن بشر را به خود سرگرم داشته است. در مباحث کلامی آیین یهود، اعتقاد به رسالت عدهای از بندگان خاص خدا، از باورهای ایشان یاد شده<ref>آشنایی با ادیان بزرگ، ص ۱۰۷ - ۱۰۸.</ref> و [[قرآن کریم]] نیز به پارهای از این مباحث پرداخته است. | ||
مباحث ویژه رسالت، بار نخست در زمان خلفای عباسی یاد شده و آنان برای مقابله با مرجعیت علمی و دینی امامان شیعه | *مباحث ویژه رسالت، بار نخست در زمان خلفای عباسی یاد شده و آنان برای مقابله با مرجعیت علمی و دینی [[امامان]] [[شیعه]] به مباحث نظریِ استوار بر عقل بشری اهتمام ویژهای داشتند. [[نجار رازی]] در کتاب اثبات الرسل<ref>تاریخ علم کلام، ص ۲۰۹.</ref> و [[هشام بن عمرو فوطی]] و [[جاحظ]]<ref>رسائل الجاحظ، ج ۳، ص ۱۷۱ - ۲۱۴.</ref> از نخستین کسانی بودهاند که به بحث در زمینه حقیقت رسالت و [[عصمت]] پیامبران پرداخته و کتابهایی در این زمینه تألیف کردهاند<ref>مقالات الاسلامیین، ص ۲۷ - ۵۰.</ref> در شرح مواقف از راههای اثبات رسالت بحث و از آن پس، مباحثی از این دست، اصلیترین مطالب کتابهای متکلمان و محدثان بودهاند. در این میان، فلاسفه مسلمان از [[فارابی]]<ref>فصوص فارابی، ص ۴۵.</ref> و [[شیخ الرئیس]]<ref>طبیعیات دانشنامه علائی، ص ۱۴۵ - ۱۴6؛ معراج نامه، ص ۱۰۱ - ۱۰۵، ۱۲۰ - ۱۲۱، ۱۳۴ - ۱۳۵، ۱۵۴ – ۱۵۵.</ref> گرفته تا [[شیخ اشراق]]<ref>مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج ۳، ص ۴۴۵، ۴۴۷.</ref> و [[ملاصدرا]]<ref>المبدؤ و المعاد، ص ۶۱۳-۶۱۴؛ شواهد الربوبیة، ص ۴۰۵-۴۱۴.</ref> از جنبه عقلی، و عرفا<ref>مصباح الهدایه، ص ۳۸؛ فصوص الحکم، ابنعربی، ص ۱۶۰.</ref> از جنبه عرفانی به بررسی و تبیین این بحث پرداختهاند. | ||
ضرورت رسالت | ==ضرورت رسالت== | ||
بهترین تبیین برون دینی برای رسالت و ضرورت، که مورد تأیید متون دینی نیز هست، رویکرد کلامی است. بر اساس این نگاه، از آنجا که هدف آفرینش، رسیدن انسان، این خلیفه خدا، به کمال و سعادت از راه افعال اختیاری است، انتخاب آگاهانه او، افزون بر فراهم آوردن زمینههای بیرونی و وجود میل درونی، نیازمند برنامهای دقیق و فراگیر است و حکمت الهی خدا ابزار لازم برای تحصیل چنین شناختی را در اختیار بشر بگذارد. از سوی دیگر، شناختهای متعارف حسی و عقلی، برای شناسایی این راه و برنامه کافی نیستند: «وَمَا أُوتِیتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلاً» (اسراء/۱۷، ۸۵) بلکه نیاز به راه دیگری است، تا غرض آفرینش انسان عملی گردد<ref>آموزش عقائد، ص ۱۰-۱۶.</ref> و این راه، ارتباط با غیب و وحی است؛ اما از آنجا که هرکس برای ارتباط با جهان ماوراء طبیعت توانایی و شایستگی ندارد: «وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُطْلِعَکُمْ عَلَی الْغَیْبِ» (آلعمران/۳، ۱۷۹) باید انسانهایی باشند که مخاطب خدا شده و خدا از طریق آنها، حقایق جهان و برنامه سعادت و زندگی را برایشان روشن کند<ref>راه و راهنماشناسی، ص ۱۵-۲۰.</ref>: «وَلَکِنَّ اللَّهَ یَجْتَبِی مِن رُّسُلِهِ مَن یَشَاء». (آلعمران/۳، ۱۷۹) | *ضرورت فرستادن پیامبران، از مهمترین مباحثی است که از دیرباز مورد توجه بوده و دانشمندان برای تبیین آن از جنبه برون دینی و نظری، مباحثی با رویکردهای گوناگون ارائه کردهاند؛ مانند نگاه کلامی و مستند به حکمت الهی، رویکرد انسانشناسانه با توجه به محدودیت توان عقل<ref>الذخیره ، ص ۳۲۲-۳۲۷.</ref>، دید عرفانی با لحاظ تکامل و تحصیل غایت آفرینش<ref>گوهر مراد، ص ۳۶۲-۳۶۳.</ref>، رویکرد روان شناسانه اگزیستانسیالیسم به اعتبار تحلیل نیازها و اضطرابهای روانی انسان<ref>تاریخ فلسفه، ص ۲۹.</ref> و نگاه اجتماعی فیلسوفان با توجه به نظریه حکومت کاملترین انسان<ref>السیاسة المدنیه، ص ۲۰۳-۲۰۹؛ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج ۳، ص ۴۵۴؛ المیزان، ج ۲، ص ۱۳۱-۱۳۲.</ref> | ||
*بهترین تبیین برون دینی برای رسالت و ضرورت، که مورد تأیید متون دینی نیز هست، رویکرد کلامی است. بر اساس این نگاه، از آنجا که هدف آفرینش، رسیدن انسان، این خلیفه خدا، به کمال و سعادت از راه افعال اختیاری است، انتخاب آگاهانه او، افزون بر فراهم آوردن زمینههای بیرونی و وجود میل درونی، نیازمند برنامهای دقیق و فراگیر است و حکمت الهی خدا ابزار لازم برای تحصیل چنین شناختی را در اختیار بشر بگذارد. از سوی دیگر، شناختهای متعارف حسی و عقلی، برای شناسایی این راه و برنامه کافی نیستند: «وَمَا أُوتِیتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلاً» (اسراء/۱۷، ۸۵) بلکه نیاز به راه دیگری است، تا غرض آفرینش انسان عملی گردد<ref>آموزش عقائد، ص ۱۰-۱۶.</ref> و این راه، ارتباط با غیب و وحی است؛ اما از آنجا که هرکس برای ارتباط با جهان ماوراء طبیعت توانایی و شایستگی ندارد: «وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُطْلِعَکُمْ عَلَی الْغَیْبِ» (آلعمران/۳، ۱۷۹) باید انسانهایی باشند که مخاطب خدا شده و خدا از طریق آنها، حقایق جهان و برنامه سعادت و زندگی را برایشان روشن کند<ref>راه و راهنماشناسی، ص ۱۵-۲۰.</ref>: «وَلَکِنَّ اللَّهَ یَجْتَبِی مِن رُّسُلِهِ مَن یَشَاء». (آلعمران/۳، ۱۷۹) | |||
در مقابل، عدهای گمان کردهاند که در شناخت خدا و دریافت پیام آسمانی، نیازی به پیامبران و بعثت ایشان نیست و انسان با اتکا به عقل میتواند راه سعادت و خداشناسی را شناخته و بپیماید؛ مانند براهمه<ref>جوامع الجامع، ج ۳، ص ۱۳۸.</ref>، صابئین و تناسخیه<ref>شرح المواقف، ج ۸، ص ۲۳۴-۲۳۵.</ref> در تاریخ کهن و دئیستها در سدههای اخیر.<ref>(دائرةالمعارف راتلج) Routledge Vol.2 P.853</ref> استدلال آنان این است که پیام پیامبران، یا موافق حکم عقل است که با بودن عقل دیگر نیازی به پیامبر و پیام او نیست؛ یا مخالف حکم عقل است که عقل از قبول آن خودداری میکند<ref>کشف المراد، ص ۳۴۸.</ref>، در حالیکه عقل انسان در سنجش آموزههای وحیانی، یا موافق یا ناتوان از درک درست آنها و ساکت و بینظر است. در مواردی که عقل بشر به صورت مستقل از درک یا تفاصیل آنها درمانده است<ref>قواعد المرام، ص ۱۲۲-۱۲۴.</ref> - مانند شناخت خصوصیات و جزئیات مبدأ و معاد، صفات خدا، راه درست زندگی کردن<ref>عقل و اعتقاد دینی، ص ۴۸۷.</ref> و تشخیص مصالح و مفاسد - نیز مواردی که عقل درباره آنها هیچگونه نظری ندارد - نظیر چگونگی عبادت خدا و نزدیکی به وی<ref>پاسخ به شبهات کلامی، ص ۱۴۸.</ref> - وحی الهی یگانه منبع شناخت است، هرچند نباید آن آموزه با مسلّمات عقلی در تضاد باشند. در مواردی نیز که عقل موافق آموزههای وحیانی است، ارائه آنها از طریق وحی، مایه تأکید بیشتر و اعتماد دینداران بدان میگردد.<ref>الذخیره، ص ۳۲۴؛ کشف المراد، ص ۳۴۸.</ref> | در مقابل، عدهای گمان کردهاند که در شناخت خدا و دریافت پیام آسمانی، نیازی به پیامبران و بعثت ایشان نیست و انسان با اتکا به عقل میتواند راه سعادت و خداشناسی را شناخته و بپیماید؛ مانند براهمه<ref>جوامع الجامع، ج ۳، ص ۱۳۸.</ref>، صابئین و تناسخیه<ref>شرح المواقف، ج ۸، ص ۲۳۴-۲۳۵.</ref> در تاریخ کهن و دئیستها در سدههای اخیر.<ref>(دائرةالمعارف راتلج) Routledge Vol.2 P.853</ref> استدلال آنان این است که پیام پیامبران، یا موافق حکم عقل است که با بودن عقل دیگر نیازی به پیامبر و پیام او نیست؛ یا مخالف حکم عقل است که عقل از قبول آن خودداری میکند<ref>کشف المراد، ص ۳۴۸.</ref>، در حالیکه عقل انسان در سنجش آموزههای وحیانی، یا موافق یا ناتوان از درک درست آنها و ساکت و بینظر است. در مواردی که عقل بشر به صورت مستقل از درک یا تفاصیل آنها درمانده است<ref>قواعد المرام، ص ۱۲۲-۱۲۴.</ref> - مانند شناخت خصوصیات و جزئیات مبدأ و معاد، صفات خدا، راه درست زندگی کردن<ref>عقل و اعتقاد دینی، ص ۴۸۷.</ref> و تشخیص مصالح و مفاسد - نیز مواردی که عقل درباره آنها هیچگونه نظری ندارد - نظیر چگونگی عبادت خدا و نزدیکی به وی<ref>پاسخ به شبهات کلامی، ص ۱۴۸.</ref> - وحی الهی یگانه منبع شناخت است، هرچند نباید آن آموزه با مسلّمات عقلی در تضاد باشند. در مواردی نیز که عقل موافق آموزههای وحیانی است، ارائه آنها از طریق وحی، مایه تأکید بیشتر و اعتماد دینداران بدان میگردد.<ref>الذخیره، ص ۳۲۴؛ کشف المراد، ص ۳۴۸.</ref> | ||
حکمت و اهداف رسالت: از حکمتهای بعثت پیامبران، اتمام حجت خدا با بندگان است: «رُّسُلاً مُّبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ» (نساء/۴، ۱۶۵) که راه هرگونه عذر و بهانه انسان را میبندد: «وَلَوْ أَنَّا أَهْلَکْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَیْنَا رَسُولا فَنَتَّبِعَ آیَاتِکَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَی» (طه/۲۰، ۱۳۴) و اگر حس و عقل بشر به تنهایی توان شناخت راه سعادت را داشتند، انسانها نمیتوانستند به عدم ارسال پیامبران الهی احتجاج کنند.<ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص ۳۰۳؛ ج ۲، ص ۴۴۵.</ref> | حکمت و اهداف رسالت: از حکمتهای بعثت پیامبران، اتمام حجت خدا با بندگان است: «رُّسُلاً مُّبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ» (نساء/۴، ۱۶۵) که راه هرگونه عذر و بهانه انسان را میبندد: «وَلَوْ أَنَّا أَهْلَکْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَیْنَا رَسُولا فَنَتَّبِعَ آیَاتِکَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَی» (طه/۲۰، ۱۳۴) و اگر حس و عقل بشر به تنهایی توان شناخت راه سعادت را داشتند، انسانها نمیتوانستند به عدم ارسال پیامبران الهی احتجاج کنند.<ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص ۳۰۳؛ ج ۲، ص ۴۴۵.</ref> | ||