رسالت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۶ سپتامبر ۲۰۱۸
خط ۱۲: خط ۱۲:
*بهترین تبیین برون دینی برای رسالت و ضرورت، که مورد تأیید متون دینی نیز هست، رویکرد کلامی است. بر اساس این نگاه، از آنجا که هدف آفرینش، رسیدن انسان، این خلیفه خدا، به کمال و سعادت از راه افعال اختیاری است، انتخاب آگاهانه او، افزون بر فراهم آوردن زمینه‌های بیرونی و وجود میل درونی، نیازمند برنامه‌ای دقیق و فراگیر است و حکمت الهی خدا ابزار لازم برای تحصیل چنین شناختی را در اختیار بشر بگذارد. از سوی دیگر، شناخت‌های متعارف حسی و عقلی، برای شناسایی این راه و برنامه کافی نیستند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً}}﴾}}<ref> از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند؛ سوره اسراء، آیه:۸۵.</ref> بلکه نیاز به راه دیگری است، تا غرض آفرینش انسان عملی گردد<ref>آموزش عقائد، ص ۱۰-۱۶.</ref> و این راه، ارتباط با [[غیب]] و [[وحی]] است؛ اما از آنجا که هرکس برای ارتباط با جهان ماوراء طبیعت توانایی و شایستگی ندارد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ }}﴾}}<ref>و خداوند بر آن نیست که شما را از نهان آگاه گرداند؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۷۹.</ref> باید انسان‌هایی باشند که مخاطب خدا شده و خدا از طریق آنها، حقایق جهان و برنامه سعادت و زندگی را برایشان روشن کند<ref>راه و راهنماشناسی، ص ۱۵-۲۰.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِن رُّسُلِهِ مَن يَشَاء}}﴾}}<ref> خداوند از فرستادگان خویش هر که را بخواهد برمی‌گزیند؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۷۹.</ref>.  
*بهترین تبیین برون دینی برای رسالت و ضرورت، که مورد تأیید متون دینی نیز هست، رویکرد کلامی است. بر اساس این نگاه، از آنجا که هدف آفرینش، رسیدن انسان، این خلیفه خدا، به کمال و سعادت از راه افعال اختیاری است، انتخاب آگاهانه او، افزون بر فراهم آوردن زمینه‌های بیرونی و وجود میل درونی، نیازمند برنامه‌ای دقیق و فراگیر است و حکمت الهی خدا ابزار لازم برای تحصیل چنین شناختی را در اختیار بشر بگذارد. از سوی دیگر، شناخت‌های متعارف حسی و عقلی، برای شناسایی این راه و برنامه کافی نیستند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً}}﴾}}<ref> از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند؛ سوره اسراء، آیه:۸۵.</ref> بلکه نیاز به راه دیگری است، تا غرض آفرینش انسان عملی گردد<ref>آموزش عقائد، ص ۱۰-۱۶.</ref> و این راه، ارتباط با [[غیب]] و [[وحی]] است؛ اما از آنجا که هرکس برای ارتباط با جهان ماوراء طبیعت توانایی و شایستگی ندارد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ }}﴾}}<ref>و خداوند بر آن نیست که شما را از نهان آگاه گرداند؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۷۹.</ref> باید انسان‌هایی باشند که مخاطب خدا شده و خدا از طریق آنها، حقایق جهان و برنامه سعادت و زندگی را برایشان روشن کند<ref>راه و راهنماشناسی، ص ۱۵-۲۰.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِن رُّسُلِهِ مَن يَشَاء}}﴾}}<ref> خداوند از فرستادگان خویش هر که را بخواهد برمی‌گزیند؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۷۹.</ref>.  
*در مقابل، عده‌ای گمان کرده‌اند که در شناخت خدا و دریافت پیام آسمانی، نیازی به پیامبران و بعثت ایشان نیست و انسان با اتکا به عقل می‌تواند راه سعادت و خداشناسی را شناخته و بپیماید؛ مانند براهمه<ref>جوامع الجامع، ج ۳، ص ۱۳۸.</ref>، صابئین و تناسخیه<ref>شرح المواقف، ج ۸، ص ۲۳۴-۲۳۵.</ref> در تاریخ کهن و دئیست‌ها در سده‌های اخیر.<ref>(دائرة‌المعارف راتلج) Routledge Vol.2 P.853</ref> استدلال آنان این است که پیام پیامبران، یا موافق حکم عقل است که با بودن عقل دیگر نیازی به پیامبر و پیام او نیست؛ یا مخالف حکم عقل است که عقل از قبول آن خودداری می‌کند<ref>کشف المراد، ص ۳۴۸.</ref>، در حالی‌که عقل انسان در سنجش آموزه‌های وحیانی، یا موافق یا ناتوان از درک درست آنها و ساکت و بی‌نظر است. در مواردی که عقل بشر به صورت مستقل از درک یا تفاصیل آنها درمانده است<ref>قواعد المرام، ص ۱۲۲-۱۲۴.</ref> - مانند شناخت خصوصیات و جزئیات مبدأ و معاد، صفات خدا، راه درست زندگی کردن<ref>عقل و اعتقاد دینی، ص ۴۸۷.</ref> و تشخیص مصالح و مفاسد - نیز مواردی که عقل درباره آنها هیچ‌گونه نظری ندارد - نظیر چگونگی عبادت خدا و نزدیکی به وی<ref>پاسخ به شبهات کلامی، ص ۱۴۸.</ref> - [[وحی]] الهی یگانه منبع شناخت است، هرچند نباید آن آموزه با مسلّمات عقلی در تضاد باشند. در مواردی نیز که عقل موافق آموزه‌های وحیانی است، ارائه آنها از طریق [[وحی]]، مایه تأکید بیشتر و اعتماد دین‌داران بدان می‌گردد<ref>الذخیره، ص ۳۲۴؛ کشف المراد، ص ۳۴۸.</ref>.
*در مقابل، عده‌ای گمان کرده‌اند که در شناخت خدا و دریافت پیام آسمانی، نیازی به پیامبران و بعثت ایشان نیست و انسان با اتکا به عقل می‌تواند راه سعادت و خداشناسی را شناخته و بپیماید؛ مانند براهمه<ref>جوامع الجامع، ج ۳، ص ۱۳۸.</ref>، صابئین و تناسخیه<ref>شرح المواقف، ج ۸، ص ۲۳۴-۲۳۵.</ref> در تاریخ کهن و دئیست‌ها در سده‌های اخیر.<ref>(دائرة‌المعارف راتلج) Routledge Vol.2 P.853</ref> استدلال آنان این است که پیام پیامبران، یا موافق حکم عقل است که با بودن عقل دیگر نیازی به پیامبر و پیام او نیست؛ یا مخالف حکم عقل است که عقل از قبول آن خودداری می‌کند<ref>کشف المراد، ص ۳۴۸.</ref>، در حالی‌که عقل انسان در سنجش آموزه‌های وحیانی، یا موافق یا ناتوان از درک درست آنها و ساکت و بی‌نظر است. در مواردی که عقل بشر به صورت مستقل از درک یا تفاصیل آنها درمانده است<ref>قواعد المرام، ص ۱۲۲-۱۲۴.</ref> - مانند شناخت خصوصیات و جزئیات مبدأ و معاد، صفات خدا، راه درست زندگی کردن<ref>عقل و اعتقاد دینی، ص ۴۸۷.</ref> و تشخیص مصالح و مفاسد - نیز مواردی که عقل درباره آنها هیچ‌گونه نظری ندارد - نظیر چگونگی عبادت خدا و نزدیکی به وی<ref>پاسخ به شبهات کلامی، ص ۱۴۸.</ref> - [[وحی]] الهی یگانه منبع شناخت است، هرچند نباید آن آموزه با مسلّمات عقلی در تضاد باشند. در مواردی نیز که عقل موافق آموزه‌های وحیانی است، ارائه آنها از طریق [[وحی]]، مایه تأکید بیشتر و اعتماد دین‌داران بدان می‌گردد<ref>الذخیره، ص ۳۲۴؛ کشف المراد، ص ۳۴۸.</ref>.
==حکمت و اهداف رسالت==از حکمت‌های بعثت پیامبران، اتمام حجت خدا با بندگان است: «رُّسُلاً مُّبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ» (نساء/۴، ۱۶۵) که راه هرگونه عذر و بهانه انسان را می‌بندد: «وَلَوْ أَنَّا أَهْلَکْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَیْنَا رَسُولا فَنَتَّبِعَ آیَاتِکَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَی» (طه/۲۰، ۱۳۴) و اگر حس و عقل بشر به تنهایی توان شناخت راه سعادت را داشتند، انسان‌ها نمی‌توانستند به عدم ارسال پیامبران الهی احتجاج کنند.<ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص ۳۰۳؛ ج ۲، ص ۴۴۵.</ref>
==حکمت و اهداف رسالت==
از حکمت‌های بعثت پیامبران، اتمام حجت خدا با بندگان است: «رُّسُلاً مُّبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ» (نساء/۴، ۱۶۵) که راه هرگونه عذر و بهانه انسان را می‌بندد: «وَلَوْ أَنَّا أَهْلَکْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَیْنَا رَسُولا فَنَتَّبِعَ آیَاتِکَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَی» (طه/۲۰، ۱۳۴) و اگر حس و عقل بشر به تنهایی توان شناخت راه سعادت را داشتند، انسان‌ها نمی‌توانستند به عدم ارسال پیامبران الهی احتجاج کنند.<ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص ۳۰۳؛ ج ۲، ص ۴۴۵.</ref>
رهایی بندگان از بندگیِ جز خدا که مورد تأکید روایات<ref>الکافی، ج ۸، ص ۳۸6.</ref> است، از دیگر حکمت‌های بعثت رسولان الهی و از مقومات رسالت<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۴۳.</ref> آنان است: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ...» (نحل/۱۶، ۳۶)؛ «وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ»<ref>همان.</ref> (اعراف/۷، ۱۵۷)؛ همچنین عدالت اجتماعی و برپایی قسط و داد<ref>المیزان، ج ۱9، ص ۱۷۱.</ref>: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ...» (حدید/۵۷، ۲۵)؛ «وَلِکُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ» (یونس/۱۰، ۴۷)، داوری میان مردم و رفع اختلافات: «وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ...» (بقره/۲، 213)، رفاه و توسعه زندگی دنیایی، ایجاد امنیت و تنظیم معاش و اقتصاد مردم<ref>تقریب المعارف، ص ۱۰۳-۹۹؛ کشف المراد، ص ۳۴6-۳۴۷؛ سرمایه ایمان، ص ۸۸-۸۷.</ref>، اقامه قسط و عدل، تعلیم و تربیت: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الأُمِّیِّینَ رَسُولا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ» (جمعه/62، 2)، نجات از تاریکی جهالت و شناخت راه حق: «فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُم مِّنِّی هُدًی فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَایَ فَلا یَضِلُّ وَلا یَشْقَی» (طه/۲۰، ۱۲۳)، تبلیغ دین خدا، بشارت و انذار: «کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ» (بقره/۲، ۲۱۳)، تعلیم حکمت و تزکیه مردم: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ...» (آل‌عمران/۳، ۱۶۴) از دیگر حکمت‌ها و اهداف رسالت پیامبران الهی‌اند، بنابراین محال است در پیام پیامبر آموزه‌ای بوی شرک دهد؛ یا وی به کمک ستمگر بشتابد و ستم و بی‌عدالتی را تأیید یا در برابر شرک‌ها، جهالت‌ها، خرافات و ستمگری‌ها سکوت کند و با آنها نستیزد<ref>مجموعه آثار، ج ۲، ص ۱6۴، «وحی و نبوت».</ref>: «الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ...یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ...». (اعراف/7، 157)
رهایی بندگان از بندگیِ جز خدا که مورد تأکید روایات<ref>الکافی، ج ۸، ص ۳۸6.</ref> است، از دیگر حکمت‌های بعثت رسولان الهی و از مقومات رسالت<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۴۳.</ref> آنان است: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ...» (نحل/۱۶، ۳۶)؛ «وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ»<ref>همان.</ref> (اعراف/۷، ۱۵۷)؛ همچنین عدالت اجتماعی و برپایی قسط و داد<ref>المیزان، ج ۱9، ص ۱۷۱.</ref>: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ...» (حدید/۵۷، ۲۵)؛ «وَلِکُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ» (یونس/۱۰، ۴۷)، داوری میان مردم و رفع اختلافات: «وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ...» (بقره/۲، 213)، رفاه و توسعه زندگی دنیایی، ایجاد امنیت و تنظیم معاش و اقتصاد مردم<ref>تقریب المعارف، ص ۱۰۳-۹۹؛ کشف المراد، ص ۳۴6-۳۴۷؛ سرمایه ایمان، ص ۸۸-۸۷.</ref>، اقامه قسط و عدل، تعلیم و تربیت: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الأُمِّیِّینَ رَسُولا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ» (جمعه/62، 2)، نجات از تاریکی جهالت و شناخت راه حق: «فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُم مِّنِّی هُدًی فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَایَ فَلا یَضِلُّ وَلا یَشْقَی» (طه/۲۰، ۱۲۳)، تبلیغ دین خدا، بشارت و انذار: «کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ» (بقره/۲، ۲۱۳)، تعلیم حکمت و تزکیه مردم: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ...» (آل‌عمران/۳، ۱۶۴) از دیگر حکمت‌ها و اهداف رسالت پیامبران الهی‌اند، بنابراین محال است در پیام پیامبر آموزه‌ای بوی شرک دهد؛ یا وی به کمک ستمگر بشتابد و ستم و بی‌عدالتی را تأیید یا در برابر شرک‌ها، جهالت‌ها، خرافات و ستمگری‌ها سکوت کند و با آنها نستیزد<ref>مجموعه آثار، ج ۲، ص ۱6۴، «وحی و نبوت».</ref>: «الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ...یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ...». (اعراف/7، 157)
به همین جهت، یکی از راه‌های شناختن پیامبران الهی از مدعیان دروغین، بررسی محتوای دعوت آنها از زاویه انسان‌ساز بودن و فرهنگ و تمدن‌آفرین بودن آن است. پیامبران که در سیر به سوی خدا، به کمال معنوی خود رسیده‌اند، خود را مکلف می‌بینند با بازگشت به سوی بندگان خدا جریان تاریخ را هدایت کنند و جهان را به سمت کمال مطلوبش راهنما باشند، بنابراین رهبری جامعه و خلق و به حرکت در آوردن انسان‌ها در جهت رضای خدا و صلاح بشر، لازمِ جدایی‌ناپذیر پیامبری است.<ref>همان، ص ۱6۲؛ احیای فکر دینی، ص ۱۴۳.</ref>
به همین جهت، یکی از راه‌های شناختن پیامبران الهی از مدعیان دروغین، بررسی محتوای دعوت آنها از زاویه انسان‌ساز بودن و فرهنگ و تمدن‌آفرین بودن آن است. پیامبران که در سیر به سوی خدا، به کمال معنوی خود رسیده‌اند، خود را مکلف می‌بینند با بازگشت به سوی بندگان خدا جریان تاریخ را هدایت کنند و جهان را به سمت کمال مطلوبش راهنما باشند، بنابراین رهبری جامعه و خلق و به حرکت در آوردن انسان‌ها در جهت رضای خدا و صلاح بشر، لازمِ جدایی‌ناپذیر پیامبری است.<ref>همان، ص ۱6۲؛ احیای فکر دینی، ص ۱۴۳.</ref>
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش