پرش به محتوا

بر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ مهٔ ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '\=\=\sپانویس\s\=\=↵\{\{پانویس\}\}\n\n\[\[رده\:(.*)در\sقرآن\]\]' به '== پانویس == {{پانویس}}')
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = بر
| موضوع مرتبط = بر
| عنوان مدخل  = [[بر]]
| عنوان مدخل  = بر
| مداخل مرتبط = [[بر در قرآن]] - [[بر در حدیث]] - [[بر در فقه سیاسی]]  
| مداخل مرتبط = [[بر در قرآن]] - [[بر در حدیث]] - [[بر در فقه سیاسی]] - [[بر در جامعه‌شناسی اسلامی]]
| پرسش مرتبط  = بر (پرسش)
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


خط ۲۶: خط ۲۶:
==== تفسیر مجمع البیان ====
==== تفسیر مجمع البیان ====
# [[شیخ طبرسی]] در [[مجمع‌البیان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}، فرموده: "این ([[آیه]]) خطاب به علمای [[یهود]] است. آنان [[نزدیکان]] [[مسلمان]] خود را نسبت به آنچه آنان بدان [[ایمان]] آورده بودند، تثبیت می‌نمودند، ولی خود ایمان نمی‌آوردند، و لذا همزه {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ}}، برای استفهام بوده و معنای [[توبیخ]] می‌دهد، و مراد از [[بِرّ]]، ایمان به [[محمد]] {{صل}} است. خدای متعال آنان را [[نکوهش]] نمود بر آنچه انجام می‌دادند، از امر [[مردم]] به ایمان به محمد {{صل}} و ترک دادن خودشان از آن ایمان. ابومسلم گفته است: [[اعراب]] مردم را به [[ایمان آوردن]] به محمد {{صل}} امر می‌نمودند، چون [[حضرت]] به [[پیامبری]] [[مبعوث]] شد، خودشان [[کفر]] ورزیدند"<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۹۸.</ref>.
# [[شیخ طبرسی]] در [[مجمع‌البیان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}، فرموده: "این ([[آیه]]) خطاب به علمای [[یهود]] است. آنان [[نزدیکان]] [[مسلمان]] خود را نسبت به آنچه آنان بدان [[ایمان]] آورده بودند، تثبیت می‌نمودند، ولی خود ایمان نمی‌آوردند، و لذا همزه {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ}}، برای استفهام بوده و معنای [[توبیخ]] می‌دهد، و مراد از [[بِرّ]]، ایمان به [[محمد]] {{صل}} است. خدای متعال آنان را [[نکوهش]] نمود بر آنچه انجام می‌دادند، از امر [[مردم]] به ایمان به محمد {{صل}} و ترک دادن خودشان از آن ایمان. ابومسلم گفته است: [[اعراب]] مردم را به [[ایمان آوردن]] به محمد {{صل}} امر می‌نمودند، چون [[حضرت]] به [[پیامبری]] [[مبعوث]] شد، خودشان [[کفر]] ورزیدند"<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۹۸.</ref>.
# هم‌چنین در معنای قوله تعالی: {{متن قرآن|لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ...}}، فرموده: "[[خدای سبحان]] بیان فرموده که همه بِرّ در [[صلات]] نیست و اگر هم به اقامه صلات امر شده، برای آن بوده که آن، [[مصلحت]] در ایمان و در انصراف از [[فساد]] است و هم‌چنین است [[عبادات]] شرعیه‌ای که به آنها امر شده؛ از آن رو که در آنها، [[الطاف]] و [[مصالح]] دینیّه است و آن بر حسب [[زمان]] و اوقات مختلف می‌باشد. پس فرمود: بّرّ همه‌اش در توجه داشتن به [[نماز]] نیست. تا اینکه علاوه بر آن، به طاعتی غیر از [[صلات]] که [[خدای متعال]] به آن، امر فرموده، توجه شود، و این، قول [[ابن‌عباس]] و بعضی دیگر است، و در معنای آن گفته شده که [[بِرّ]] آن نیست که [[نصاری]] بدان نظر دارند، از توجه نمودن به [[مشرق]]، و نیز آن نیست که [[یهود]] بدان نظر دارند، از توجه داشتن به [[مغرب]]، و لکن بِرّ، کسی است که [[ایمان]] به خدای متعال بیاورد؛ یعنی [[خدا]] را [[باور]] (و نسبت به او [[تصدیق]]) داشته باشد، و داخل در آن قول می‌گردد، همه آنچه [[معرفت]] به او جز بدان حاصل نمی‌شود، مانند: معرفت به حدوث عالم، [[اثبات]] [[محدث]]، صفات واجبه، جایزه و آنچه بر او سبحانه و تعالی محال است و معرفت به [[عدل]] و [[حکمت]] او. {{متن قرآن|وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}: و ایمان به [[روز قیامت]]، و داخل در آن می‌شود، تصدیق [[بعث]]، حساب، [[ثواب و عقاب]]. {{متن قرآن|وَالْمَلَائِكَةِ}}؛ یعنی ایمان به این که آنان [[بندگان]] مکرم و گرامی خدای متعال هستند. {{متن قرآن|وَالْكِتَابِ}}؛ یعنی: و ایمان به کتاب‌های [[منزل]] از جانب [[خدای تعالی]] به پیامبرانش. {{متن قرآن|وَالنَّبِيِّينَ}} و ایمان به همه [[پیامبران]] و اینکه آنان [[معصوم]] و [[مطهر]] بودند و در آنچه به [[خلق]] ارائه می‌دادند، راست می‌گفتند و این که [[سید]] و خاتم آنان، [[محمد]] {{صل}}، و [[شریعت]] او [[ناسخ]] جمیع [[شرایع]] بوده و [[تمسک]] بدان برای همه [[مکلفان]] تا روز قیامت لازم است. {{متن قرآن|وَآتَى الْمَالَ}}؛ یعنی و اعطای مال کند، {{متن قرآن|عَلَى حُبِّهِ}}، در [[ضمیر]] {{متن قرآن|حُبِّهِ}}، وجوهی است که احسن وجوه آن این است که “هاء” به خدای متعال برگردد؛ یعنی اعطای [[مال]] از روی [[حب]] و [[دوستی]] خدای متعال به: {{متن قرآن|ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ}}، انجام گیرد. {{متن قرآن|وَأَقَامَ الصَّلَاةَ}}؛ یعنی [[نماز]] را در اوقات خودش و با رعایت حدودش به جا آورد. {{متن قرآن|وَآتَى الزَّكَاةَ}}؛ یعنی [[زکات]] مالش را بدهد. {{متن قرآن|وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا}}؛ یعنی چون عهدی بست، نظیر عهود و نذوری که بین او و خداست و یا عقودی که بین او و بین [[مردم]] است، بدان [[وفا]] کند. {{متن قرآن|وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ}} که مراد از {{متن قرآن|الْبَأْسَاءِ}} [[تنگدستی]] و [[بیچارگی]] و مراد از {{متن قرآن|وَالضَّرَّاءِ}}، درد و [[بیماری]] است؛ یعنی به هنگام [[سختی]]، تنگدستی و بیماری [[صابر]] و [[شکیبا]] باشند، و نیز و {{متن قرآن|وَ حِينَ الْبَأْسِ}}؛ یعنی به هنگام [[جنگ]] و [[جهاد با دشمن]]، صابر و خویشتن‌دار باشد، {{متن قرآن|أُولَئِكَ}}، اشاره است به کسانی که ذکرشان گذشت؛ یعنی این چنین کسان، {{متن قرآن|الَّذِينَ صَدَقُوا}}: کسانی هستند که [[خدا]] را [[تصدیق]] کرده و بدو [[ایمان]] آوردند، {{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}: و این چنین کسان هستند که به واسطه انجام چنین کارهایی و داشتن چنین صفاتی از [[آتش جهنم]] [[پروا]] دارند. [[اصحاب]] ما به این [[آیه]] [[استدلال]] کرده‌اند که معنای آن در [[امیرالمؤمنین]]، [[علی]] {{ع}}، است؛ زیرا در این که آن بزرگوار جامع این [[خصال]] بود، اختلافی بین [[امت]] نیست. پس مراد از این آیه قطعاً آن بزرگوار است و بعضی هم گفته‌اند که آیه، مخصوص به انبیای [[معصومین]] است؛ زیرا کلیت آیه را کسی به جز [[انبیا]] نمی‌تواند ادا نماید"<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۲۶۳ - ۲۶۴.</ref>.
# هم‌چنین در معنای قوله تعالی: {{متن قرآن|لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ...}}، فرموده: "[[خدای سبحان]] بیان فرموده که همه بِرّ در [[صلات]] نیست و اگر هم به اقامه صلات امر شده، برای آن بوده که آن، [[مصلحت]] در ایمان و در انصراف از [[فساد]] است و هم‌چنین است [[عبادات]] شرعیه‌ای که به آنها امر شده؛ از آن رو که در آنها، [[الطاف]] و [[مصالح]] دینیّه است و آن بر حسب [[زمان]] و اوقات مختلف می‌باشد. پس فرمود: بّرّ همه‌اش در توجه داشتن به [[نماز]] نیست. تا اینکه علاوه بر آن، به طاعتی غیر از [[صلات]] که [[خدای متعال]] به آن، امر فرموده، توجه شود، و این، قول [[ابن‌عباس]] و بعضی دیگر است، و در معنای آن گفته شده که [[بِرّ]] آن نیست که [[نصاری]] بدان نظر دارند، از توجه نمودن به [[مشرق]]، و نیز آن نیست که [[یهود]] بدان نظر دارند، از توجه داشتن به [[مغرب]]، و لکن بِرّ، کسی است که [[ایمان]] به خدای متعال بیاورد؛ یعنی [[خدا]] را [[باور]] (و نسبت به او [[تصدیق]]) داشته باشد، و داخل در آن قول می‌گردد، همه آنچه [[معرفت]] به او جز بدان حاصل نمی‌شود، مانند: معرفت به حدوث عالم، [[اثبات]] [[محدث]]، صفات واجبه، جایزه و آنچه بر او سبحانه و تعالی محال است و معرفت به [[عدل]] و [[حکمت]] او. {{متن قرآن|وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}: و ایمان به [[روز قیامت]]، و داخل در آن می‌شود، تصدیق [[بعث]]، حساب، [[ثواب و عقاب]]. {{متن قرآن|وَالْمَلَائِكَةِ}}؛ یعنی ایمان به این که آنان [[بندگان]] مکرم و گرامی خدای متعال هستند. {{متن قرآن|وَالْكِتَابِ}}؛ یعنی: و ایمان به کتاب‌های [[منزل]] از جانب [[خدای تعالی]] به پیامبرانش. {{متن قرآن|وَالنَّبِيِّينَ}} و ایمان به همه [[پیامبران]] و اینکه آنان [[معصوم]] و [[مطهر]] بودند و در آنچه به [[خلق]] ارائه می‌دادند، راست می‌گفتند و این که [[سید]] و خاتم آنان، [[محمد]] {{صل}}، و [[شریعت]] او [[ناسخ]] جمیع [[شرایع]] بوده و [[تمسک]] بدان برای همه [[مکلفان]] تا روز قیامت لازم است. {{متن قرآن|وَآتَى الْمَالَ}}؛ یعنی و اعطای مال کند، {{متن قرآن|عَلَى حُبِّهِ}}، در ضمیر {{متن قرآن|حُبِّهِ}}، وجوهی است که احسن وجوه آن این است که “هاء” به خدای متعال برگردد؛ یعنی اعطای [[مال]] از روی [[حب]] و [[دوستی]] خدای متعال به: {{متن قرآن|ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ}}، انجام گیرد. {{متن قرآن|وَأَقَامَ الصَّلَاةَ}}؛ یعنی [[نماز]] را در اوقات خودش و با رعایت حدودش به جا آورد. {{متن قرآن|وَآتَى الزَّكَاةَ}}؛ یعنی [[زکات]] مالش را بدهد. {{متن قرآن|وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا}}؛ یعنی چون عهدی بست، نظیر عهود و نذوری که بین او و خداست و یا عقودی که بین او و بین [[مردم]] است، بدان [[وفا]] کند. {{متن قرآن|وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ}} که مراد از {{متن قرآن|الْبَأْسَاءِ}} [[تنگدستی]] و [[بیچارگی]] و مراد از {{متن قرآن|وَالضَّرَّاءِ}}، درد و [[بیماری]] است؛ یعنی به هنگام [[سختی]]، تنگدستی و بیماری [[صابر]] و [[شکیبا]] باشند، و نیز و {{متن قرآن|وَ حِينَ الْبَأْسِ}}؛ یعنی به هنگام [[جنگ]] و [[جهاد با دشمن]]، صابر و خویشتن‌دار باشد، {{متن قرآن|أُولَئِكَ}}، اشاره است به کسانی که ذکرشان گذشت؛ یعنی این چنین کسان، {{متن قرآن|الَّذِينَ صَدَقُوا}}: کسانی هستند که [[خدا]] را [[تصدیق]] کرده و بدو [[ایمان]] آوردند، {{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}: و این چنین کسان هستند که به واسطه انجام چنین کارهایی و داشتن چنین صفاتی از [[آتش جهنم]] [[پروا]] دارند. [[اصحاب]] ما به این [[آیه]] [[استدلال]] کرده‌اند که معنای آن در [[امیرالمؤمنین]]، [[علی]] {{ع}}، است؛ زیرا در این که آن بزرگوار جامع این [[خصال]] بود، اختلافی بین [[امت]] نیست. پس مراد از این آیه قطعاً آن بزرگوار است و بعضی هم گفته‌اند که آیه، مخصوص به انبیای [[معصومین]] است؛ زیرا کلیت آیه را کسی به جز [[انبیا]] نمی‌تواند ادا نماید"<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۲۶۳ - ۲۶۴.</ref>.
# فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref> هم فرموده: "{{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ}}؛ یعنی هرگز برِّ [[خدای متعال]] نسبت به [[اهل]] [[طاعت]] را [[ادراک]] نمی‌کنید، {{متن قرآن|حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}: تا این که از [[مال]] [[انفاق]] کنید، و تنها، با این لفظ، از مال کنایه شده؛ چون همه مردم مال را [[دوست]] دارند، و گفته شده: معنای آن این است که آنچه از نفایس اموالتان را که دوست دارید، نه از کم ارزش‌ترین آن ([[انفاق]] کنید)"<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۴۷۳.</ref>.
# فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref> هم فرموده: "{{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ}}؛ یعنی هرگز برِّ [[خدای متعال]] نسبت به [[اهل]] [[طاعت]] را [[ادراک]] نمی‌کنید، {{متن قرآن|حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}: تا این که از [[مال]] [[انفاق]] کنید، و تنها، با این لفظ، از مال کنایه شده؛ چون همه مردم مال را [[دوست]] دارند، و گفته شده: معنای آن این است که آنچه از نفایس اموالتان را که دوست دارید، نه از کم ارزش‌ترین آن ([[انفاق]] کنید)"<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۴۷۳.</ref>.
# همین طور در معنای قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! هنگامی که رازگویی می‌کنید به گناه و دشمنخویی و نافرمانی با پیامبر رازگویی نکنید و به نیکی و پرهیزگاری راز گویید! و از خداوند که نزد او گرد آورده می‌شوید پروا کنید» سوره مجادله، آیه ۹.</ref> فرموده: "یعنی مانند فعل [[منافقین]] و [[یهود]] نکنید، {{متن قرآن|وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى}}؛ یعنی به [[افعال خیر]]، به [[طاعت]] از [[خدای متعال]] و به [[خوف]] از [[عذاب]] او و [[پرهیز]] از [[عصیان]] و [[گناه]] [[الهی]]، [[نجوا]] کنید"<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۰.</ref>.
# همین طور در معنای قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! هنگامی که رازگویی می‌کنید به گناه و دشمنخویی و نافرمانی با پیامبر رازگویی نکنید و به نیکی و پرهیزگاری راز گویید! و از خداوند که نزد او گرد آورده می‌شوید پروا کنید» سوره مجادله، آیه ۹.</ref> فرموده: "یعنی مانند فعل [[منافقین]] و [[یهود]] نکنید، {{متن قرآن|وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى}}؛ یعنی به [[افعال خیر]]، به [[طاعت]] از [[خدای متعال]] و به [[خوف]] از [[عذاب]] او و [[پرهیز]] از [[عصیان]] و [[گناه]] [[الهی]]، [[نجوا]] کنید"<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۰.</ref>.
خط ۴۰: خط ۴۰:
# نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى}}، فرموده: "به یکدیگر در انجام [[طاعت]] و [[ترک گناه]] کمک کنید، {{متن قرآن|وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ}}: و به یکدیگر در [[گناه]] و در [[تجاوز]] به [[حدود الهی]] کمک نکنید. {{متن قرآن|وَاتَّقُوا اللَّهَ}}: و از [[خدا]] در اوامر و نواهی‌اش، پروا داشته باشید، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}: که خدای متعال نسبت به کسی که [[نافرمانی]] او کند، سخت عقوبت‌کننده است"<ref>تفسیر شبر، ص۲۴۳.</ref>.
# نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى}}، فرموده: "به یکدیگر در انجام [[طاعت]] و [[ترک گناه]] کمک کنید، {{متن قرآن|وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ}}: و به یکدیگر در [[گناه]] و در [[تجاوز]] به [[حدود الهی]] کمک نکنید. {{متن قرآن|وَاتَّقُوا اللَّهَ}}: و از [[خدا]] در اوامر و نواهی‌اش، پروا داشته باشید، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}: که خدای متعال نسبت به کسی که [[نافرمانی]] او کند، سخت عقوبت‌کننده است"<ref>تفسیر شبر، ص۲۴۳.</ref>.
==== تفسیر المیزان ====
==== تفسیر المیزان ====
# [[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ...}}، فرموده: "گفته شده که بعد از تحویل [[قبله]] از [[بیت‌المقدس]] به [[کعبه]]، [[جدال]] و [[دشمنی]] در میان [[مردم]] زیاد گردید و [[نزاع]] به طول انجامید، پس این [[آیه]] نازل شد، و در معنای “قِبَل” به کسر و به [[فتح]] فرموده: آن به معنای جهت است و از آن جمله است: “قبله” که آن نوعی از جهت است. در ادامه فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ...}}، هم فرموده: آن، تعریفی از [[ابرار]] و بیان [[حقیقت]] حال آنان است. به تحقیق آن را در جمیع مراتب سه‌گانه [[اعتقادی]]، عملی و [[اخلاقی]]، نخست با {{متن قرآن|مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ}}، و دوم با: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا}}، و سوم هم با: {{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}، شناسانیده، اما آنچه در آغاز با: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ...}} شناسانده، جامع جمیع [[معارف]] حقّه است که [[خدای سبحان]] [[اراده]] [[ایمان]] به آنها را از بندگانش نموده است. مراد از این ایمان، ایمان تامی است که از اثر آن، تخلفی حاصل نشود. پس از آن، بعضی از [[اعمال]] مربوط به آن را ذکر فرمود: {{متن قرآن|وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ...}}، و سپس برخی از [[اخلاق]] چنین کسانی را ذکر نمود: {{متن قرآن|وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا *}}. آن چیزهایی از اوصاف ابرار را که خدای سبحان در این آیه بیان فرموده، همان است که در غیر آیه ذکر نموده: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا * يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا * إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا * فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا * وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است * از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند آن را به خواست خود روان می‌سازند * به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است * و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند * (با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی * بی‌گمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است می‌هراسیم * پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند * و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۵-۱۲.</ref>. که در آن [[ایمان به خدا]] و به [[روز قیامت]]، [[انفاق]] برای [[خدا]]، [[وفای به عهد]] و [[صبر]] ذکر گردیده است. نیز [[خدای متعال]] گفته: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ * كِتَابٌ مَرْقُومٌ * يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ * إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ *.... يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}}<ref>«نه چنین است؛ کارنامه نیکان در “علّیین” است * و تو چه دانی که “علّیین” چیست * کارنامه‌ای است نگاشته * که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن می‌نگرند * بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند *... به آنان از شرابی دست ناخورده می‌نوشانند... چشمه‌ای که مقرّبان (درگاه خداوند) از آن می‌نوشند» سوره مطففین، آیه ۱۸-۲۱.</ref>. که چون [[تدبر]] شود با [[تطبیق]] این [[آیات]] و آیات پیش از آن، [[حقیقت]] [[وصف]] و نهایت امر آنان معلوم می‌گردد. در توصیف آیات از آنها چنین بر می‌آید که آنان عبادالله‌اند و آنانند [[مقربان]]، و [[خدای سبحان]] بندگانش را به گفته خود این گونه توصیف نموده که: {{متن قرآن|إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ}}<ref>«بی‌گمان تو بر بندگان من چیرگی نداری مگر آن گمراهان که از تو پیروی کنند» سوره حجر، آیه ۴۲.</ref>، و توصیف مقربین را همچنین آورده است: {{متن قرآن|فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ}}<ref>«آنان در بوستان‌های پرنعمت جویبارها روان است» سوره واقعه، آیه ۱۲.</ref>. پس اینان همان سابقان در [[دنیا]] هستند تا در [[نعیم]] [[آخرت]] به پروردگارشان به پیوندند. از آنچه گذشت روشن گردید که [[ابرار]]، [[اهل]] مرتبه عالیه‌ای از [[ایمان]] هستند، و آن در مرتبه چهارم است، در بحث [[روایی]] هم فرموده است: عن النبی {{صل}}: {{متن حدیث|مَنْ‏ عَمِلَ‏ بِهَذِهِ‏ الْآيَةِ فَقَدِ اسْتَكْمَلَ‏ الْإِيمَانَ‏}}. هر کس به این [[آیه]] عمل نماید، ایمان او به کمال رسیده است"<ref>المیزان، ج۱، ص۴۳۸.</ref>.
# [[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ...}}، فرموده: "گفته شده که بعد از تحویل [[قبله]] از [[بیت‌المقدس]] به [[کعبه]]، [[جدال]] و [[دشمنی]] در میان [[مردم]] زیاد گردید و [[نزاع]] به طول انجامید، پس این [[آیه]] نازل شد، و در معنای “قِبَل” به کسر و به [[فتح]] فرموده: آن به معنای جهت است و از آن جمله است: “قبله” که آن نوعی از جهت است. در ادامه فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ...}}، هم فرموده: آن، تعریفی از [[ابرار]] و بیان [[حقیقت]] حال آنان است. به تحقیق آن را در جمیع مراتب سه‌گانه [[اعتقادی]]، عملی و [[اخلاقی]]، نخست با {{متن قرآن|مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ}}، و دوم با: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا}}، و سوم هم با: {{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}، شناسانیده، اما آنچه در آغاز با: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ...}} شناسانده، جامع جمیع [[معارف]] حقّه است که [[خدای سبحان]] [[اراده]] [[ایمان]] به آنها را از بندگانش نموده است. مراد از این ایمان، ایمان تامی است که از اثر آن، تخلفی حاصل نشود. پس از آن، بعضی از [[اعمال]] مربوط به آن را ذکر فرمود: {{متن قرآن|وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ...}}، و سپس برخی از [[اخلاق]] چنین کسانی را ذکر نمود: {{متن قرآن|وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا *}}. آن چیزهایی از اوصاف ابرار را که خدای سبحان در این آیه بیان فرموده، همان است که در غیر آیه ذکر نموده: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا * يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا * إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا * فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا * وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است * از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند آن را به خواست خود روان می‌سازند * به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است * و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند * (با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی * بی‌گمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است می‌هراسیم * پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند * و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۵-۱۲.</ref>. که در آن [[ایمان به خدا]] و به [[روز قیامت]]، [[انفاق]] برای [[خدا]]، [[وفای به عهد]] و [[صبر]] ذکر گردیده است. نیز [[خدای متعال]] گفته: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ * كِتَابٌ مَرْقُومٌ * يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ * إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ *.... يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}}<ref>«نه چنین است؛ کارنامه نیکان در “علّیین” است * و تو چه دانی که “علّیین” چیست * کارنامه‌ای است نگاشته * که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن می‌نگرند * بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند *... به آنان از شرابی دست ناخورده می‌نوشانند... چشمه‌ای که مقرّبان (درگاه خداوند) از آن می‌نوشند» سوره مطففین، آیه ۱۸-۲۱.</ref>. که چون [[تدبر]] شود با [[تطبیق]] این [[آیات]] و آیات پیش از آن، [[حقیقت]] وصف و نهایت امر آنان معلوم می‌گردد. در توصیف آیات از آنها چنین بر می‌آید که آنان عبادالله‌اند و آنانند [[مقربان]]، و [[خدای سبحان]] بندگانش را به گفته خود این گونه توصیف نموده که: {{متن قرآن|إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ}}<ref>«بی‌گمان تو بر بندگان من چیرگی نداری مگر آن گمراهان که از تو پیروی کنند» سوره حجر، آیه ۴۲.</ref>، و توصیف مقربین را همچنین آورده است: {{متن قرآن|فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ}}<ref>«آنان در بوستان‌های پرنعمت جویبارها روان است» سوره واقعه، آیه ۱۲.</ref>. پس اینان همان سابقان در [[دنیا]] هستند تا در [[نعیم]] [[آخرت]] به پروردگارشان به پیوندند. از آنچه گذشت روشن گردید که [[ابرار]]، [[اهل]] مرتبه عالیه‌ای از [[ایمان]] هستند، و آن در مرتبه چهارم است، در بحث [[روایی]] هم فرموده است: عن النبی {{صل}}: {{متن حدیث|مَنْ‏ عَمِلَ‏ بِهَذِهِ‏ الْآيَةِ فَقَدِ اسْتَكْمَلَ‏ الْإِيمَانَ‏}}. هر کس به این [[آیه]] عمل نماید، ایمان او به کمال رسیده است"<ref>المیزان، ج۱، ص۴۳۸.</ref>.
# همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا}}، فرموده: "[[نقل]] کرده‌اند که جماعتی از [[عرب]] به هنگامی که برای [[حج]] مُحْرم می‌شدند، [[زمان]] [[حاجت]]، از درب [[خانه]] به آن وارد نمی‌شدند، بلکه سوراخی را از پشت آن حفر نموده و از آن داخل می‌گردیدند. [[اسلام]] این کار آنها را [[نهی]] نمود و آنان را به دخول از درب خانه امر فرمود. [[نزول آیه]]، قابل انطباق با این [[شأن نزول]] هست. درباره امر فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا...}} هم فرموده است: امر آن، [[امر مولوی]] نیست، (بلکه) تنها [[ارشاد]] است بر [[نیک]] بودن وارد شدن از درب خانه، برای آنچه در آن است از مشی بر [[عادت]] متعارف نیک شمرده شده‌ای که با غرض عقلایی در بنای [[خانه‌ها]] و در قرار دادن درب ورودی و خروجی در آنها موافقت دارد. [[کلام]] در بازداشتن از عادت نا پسندی است که هیچ وجهی برای آن وجود ندارد. پس هر دلیلی زیادتر از [[هدایت]] به طریق مستقیم، بدون جواب نیست. آری، دخول از غیر درب با این قصد که آن، جزء [[دین]] باشد، [[بدعت حرام]] است"<ref>المیزان، ج۲، ص۵۷.</ref>.
# همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا}}، فرموده: "[[نقل]] کرده‌اند که جماعتی از [[عرب]] به هنگامی که برای [[حج]] مُحْرم می‌شدند، [[زمان]] [[حاجت]]، از درب [[خانه]] به آن وارد نمی‌شدند، بلکه سوراخی را از پشت آن حفر نموده و از آن داخل می‌گردیدند. [[اسلام]] این کار آنها را [[نهی]] نمود و آنان را به دخول از درب خانه امر فرمود. [[نزول آیه]]، قابل انطباق با این [[شأن نزول]] هست. درباره امر فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا...}} هم فرموده است: امر آن، [[امر مولوی]] نیست، (بلکه) تنها [[ارشاد]] است بر [[نیک]] بودن وارد شدن از درب خانه، برای آنچه در آن است از مشی بر [[عادت]] متعارف نیک شمرده شده‌ای که با غرض عقلایی در بنای [[خانه‌ها]] و در قرار دادن درب ورودی و خروجی در آنها موافقت دارد. [[کلام]] در بازداشتن از عادت نا پسندی است که هیچ وجهی برای آن وجود ندارد. پس هر دلیلی زیادتر از [[هدایت]] به طریق مستقیم، بدون جواب نیست. آری، دخول از غیر درب با این قصد که آن، جزء [[دین]] باشد، [[بدعت حرام]] است"<ref>المیزان، ج۲، ص۵۷.</ref>.
==== تفسیر نمونه ====
==== تفسیر نمونه ====
در [[تفسیر نمونه]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}، بعد از [[تفسیر]] آن، آورده که: "تأثیر عمیق “دعوت عملی” از این جا سرچشمه می‌گیرد که هر گاه شنونده بداند (که) گوینده از [[دل]] سخن می‌گوید و به گفته خویش صد در صد [[ایمان]] دارد، گوش [[جان]] خود را به روی سخنانش می‌گشاید، و سخنی که از دل برخیزد، بر دل می‌نشیند، و در جان اثر می‌گذارد، و [[بهترین]] نشانه ایمان گوینده به سخنش، این است که خود قبل از دیگران (بدان) عمل کند؛ همان‌گونه که [[علی]] {{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي وَ اللَّهِ‏ مَا أَحُثُّكُمْ‏ عَلَى‏ طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا وَ لَا أَنْهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَكُمْ عَنْهَا}}: “ای [[مردم]]! به [[خدا]] [[سوگند]]، شما را به هیچ طاعتی [[تشویق]] نمی‌کنم، مگر قبلاً خودم آن را انجام داده‌ام، و از هیچ کار خلافی باز نمی‌دارم، مگر این که پیش از شما از آن دوری جسته‌ام"<ref>تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۱۵.</ref>.
در [[تفسیر نمونه]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}، بعد از [[تفسیر]] آن، آورده که: "تأثیر عمیق “دعوت عملی” از این جا سرچشمه می‌گیرد که هر گاه شنونده بداند (که) گوینده از [[دل]] سخن می‌گوید و به گفته خویش صد در صد [[ایمان]] دارد، گوش [[جان]] خود را به روی سخنانش می‌گشاید، و سخنی که از دل برخیزد، بر دل می‌نشیند، و در جان اثر می‌گذارد، و [[بهترین]] نشانه ایمان گوینده به سخنش، این است که خود قبل از دیگران (بدان) عمل کند؛ همان‌گونه که [[علی]] {{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي وَ اللَّهِ‏ مَا أَحُثُّكُمْ‏ عَلَى‏ طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا وَ لَا أَنْهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَكُمْ عَنْهَا}}: “ای [[مردم]]! به [[خدا]] [[سوگند]]، شما را به هیچ طاعتی [[تشویق]] نمی‌کنم، مگر قبلاً خودم آن را انجام داده‌ام، و از هیچ کار خلافی باز نمی‌دارم، مگر این که پیش از شما از آن دوری جسته‌ام"<ref>تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۱۵.</ref>.
# فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ}} هم آورده: "[[قرآن]] سپس به بیان مهم‌ترین اصول [[نیکی‌ها]] در [[ناحیه]] ایمان، [[اخلاق]] و عمل ضمن بیان شش عنوان پرداخته، چنین می‌گوید: بلکه [[نیکی]] ([[نیکوکار]]) کسانی هستند که به خدا، [[روز]] آخر، [[فرشتگان]]، [[کتاب‌های آسمانی]] و [[پیامبران]] ایمان آورده‌اند: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ}}. در [[حقیقت]]، این نخستین پایه همه نیکی‌ها و خوبی‌هاست: ایمان به [[مبدأ و معاد]] و برنامه‌های [[الهی]] و پیامبرانی که [[مأمور]] [[ابلاغ]] و اجرای این برنامه‌ها بودند و فرشتگانی که واسطه ابلاغ این [[دعوت]] محسوب می‌شدند؛ ایمان به اصولی که تمام وجود [[انسان]] را روشن می‌کند و [[انگیزه]] [[نیرومندی]] برای حرکت به سوی برنامه‌های سازنده و [[اعمال صالح]] است. جالب اینکه نمی‌گوید: نیکوکار، کسانی هستند که... بلکه می‌گوید: “نیکی” کسانی هستند که... این به خاطر آن است که در [[ادبیات عرب]] و هم‌چنین بعضی زبان‌های دیگر، هنگامی که می‌خواهند آخرین [[درجه]] تأکید را در چیزی بیان کنند، آن را به صورت مصدری می‌آورند، نه به صورت [[وصف]]؛ مثلاً گفته می‌شود: [[علی]] {{ع}} [[عدل]] [[جهان]] [[انسانیت]] است؛ یعنی آن چنان عدالت‌پیشه است که گویی تمام وجودش در آن حل شده و سر تا پای او در [[عدالت]] [[غرق]] گشته است، به گونه‌ای که هر گاه به او نگاه کنی، چیزی جز عدالت نمی‌بینی، و هم‌چنین در نقطه مقابل آن می‌گوییم [[بنی‌امیه]] [[ذلّت]] [[اسلام]] بودند؛ گویی تمام وجودشان تبدیل به [[خواری]] شده بود"<ref>تفسیر نمونه، ج۱، ص۵۹۸.</ref>.
# فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ}} هم آورده: "[[قرآن]] سپس به بیان مهم‌ترین اصول [[نیکی‌ها]] در [[ناحیه]] ایمان، [[اخلاق]] و عمل ضمن بیان شش عنوان پرداخته، چنین می‌گوید: بلکه [[نیکی]] ([[نیکوکار]]) کسانی هستند که به خدا، [[روز]] آخر، [[فرشتگان]]، [[کتاب‌های آسمانی]] و [[پیامبران]] ایمان آورده‌اند: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ}}. در [[حقیقت]]، این نخستین پایه همه نیکی‌ها و خوبی‌هاست: ایمان به [[مبدأ و معاد]] و برنامه‌های [[الهی]] و پیامبرانی که [[مأمور]] [[ابلاغ]] و اجرای این برنامه‌ها بودند و فرشتگانی که واسطه ابلاغ این [[دعوت]] محسوب می‌شدند؛ ایمان به اصولی که تمام وجود [[انسان]] را روشن می‌کند و [[انگیزه]] [[نیرومندی]] برای حرکت به سوی برنامه‌های سازنده و [[اعمال صالح]] است. جالب اینکه نمی‌گوید: نیکوکار، کسانی هستند که... بلکه می‌گوید: “نیکی” کسانی هستند که... این به خاطر آن است که در [[ادبیات عرب]] و هم‌چنین بعضی زبان‌های دیگر، هنگامی که می‌خواهند آخرین [[درجه]] تأکید را در چیزی بیان کنند، آن را به صورت مصدری می‌آورند، نه به صورت وصف؛ مثلاً گفته می‌شود: [[علی]] {{ع}} [[عدل]] [[جهان]] [[انسانیت]] است؛ یعنی آن چنان عدالت‌پیشه است که گویی تمام وجودش در آن حل شده و سر تا پای او در [[عدالت]] [[غرق]] گشته است، به گونه‌ای که هر گاه به او نگاه کنی، چیزی جز عدالت نمی‌بینی، و هم‌چنین در نقطه مقابل آن می‌گوییم [[بنی‌امیه]] [[ذلّت]] [[اسلام]] بودند؛ گویی تمام وجودشان تبدیل به [[خواری]] شده بود"<ref>تفسیر نمونه، ج۱، ص۵۹۸.</ref>.
# هم‌چنین در [[تفسیر]] قوله: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}، آورده: ولی [[قرآن]] صریحاً می‌گوید: "[[نیکی]] در تقواست، نه در عادات و [[رسوم]] [[خرافی]]، و بلافاصله [[دستور]] می‌دهد که حتماً از همان طریق عادی به [[خانه‌ها]] وارد شوند؛ اما [[آیه]] یک معنای وسیع‌تر و عمومی‌تر نیز دارد، و آن این که برای [[اقدام]] در هر کار خیری، اعم از [[اعمال]] مذهبی و غیر مذهبی، باید از [[طریق صحیح]] آن وارد شوید، نه از طریق [[انحرافی]] و وارونه و غیر عادی؛ چنان که [[جابر]] همین معنا را از قول [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] کرده است. در [[تفاسیر]] [[اهل‌بیت]] {{عم}} در مورد این آیه نیز می‌خوانیم که: “ما ابواب [[خداوند]] و طریق وصول به او و داعیان به سوی [[بهشت]] [[خدا]] می‌باشیم”؛ یعنی در تمام امور مذهبی خویش از طریق اصلی وارد شوید و برنامه‌های خود را از آنها بگیرید که [[وحی]] در [[خانه]] آنان نازل شده و پرورش یافتگان [[مکتب]] [[وحی الهی]] هستند. جمله: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ...}}، ممکن است اشاره به نکته لطیف دیگری نیز باشد که سؤال شما از “اهلّه ماه”، به جای سؤال از [[معارف دینی]]، همانند عمل کسی است که [[راه]] اصلی خانه را گذاشته و از نقبی که پشت خانه زده است، وارد شود، چه کار نازیبایی!"<ref>تفسیر نمونه، ج۲، ص۷-۸.</ref>
# هم‌چنین در [[تفسیر]] قوله: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}، آورده: ولی [[قرآن]] صریحاً می‌گوید: "[[نیکی]] در تقواست، نه در عادات و [[رسوم]] [[خرافی]]، و بلافاصله [[دستور]] می‌دهد که حتماً از همان طریق عادی به [[خانه‌ها]] وارد شوند؛ اما [[آیه]] یک معنای وسیع‌تر و عمومی‌تر نیز دارد، و آن این که برای [[اقدام]] در هر کار خیری، اعم از [[اعمال]] مذهبی و غیر مذهبی، باید از [[طریق صحیح]] آن وارد شوید، نه از طریق [[انحرافی]] و وارونه و غیر عادی؛ چنان که [[جابر]] همین معنا را از قول [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] کرده است. در [[تفاسیر]] [[اهل‌بیت]] {{عم}} در مورد این آیه نیز می‌خوانیم که: “ما ابواب [[خداوند]] و طریق وصول به او و داعیان به سوی [[بهشت]] [[خدا]] می‌باشیم”؛ یعنی در تمام امور مذهبی خویش از طریق اصلی وارد شوید و برنامه‌های خود را از آنها بگیرید که [[وحی]] در [[خانه]] آنان نازل شده و پرورش یافتگان [[مکتب]] [[وحی الهی]] هستند. جمله: {{متن قرآن|وَلَيْسَ الْبِرُّ...}}، ممکن است اشاره به نکته لطیف دیگری نیز باشد که سؤال شما از “اهلّه ماه”، به جای سؤال از [[معارف دینی]]، همانند عمل کسی است که [[راه]] اصلی خانه را گذاشته و از نقبی که پشت خانه زده است، وارد شود، چه کار نازیبایی!"<ref>تفسیر نمونه، ج۲، ص۷-۸.</ref>
# در تفسیر قوله: {{متن قرآن|وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}، تحت عنوان “لزوم [[تعاون]] و [[همکاری]] در نیکی‌ها” شرحی را آورده که ما در این جا تنها قسمتی از آن را عیناً [[نقل]] می‌کنیم: "آنچه در [[آیه]] فوق در زمینه تعاون آمده، یک اصل کلی [[اسلامی]] است که سراسر مسایل [[اجتماعی]]، [[حقوقی]]، [[اخلاقی]] و [[سیاسی]] را در بر می‌گیرد. طبق این اصل، [[مسلمانان]] موظفند در [[کارهای نیک]]، تعاون و همکاری کنند، ولی همکاری در اهداف [[باطل]]، [[اعمال]] [[نادرست]] و [[ظلم و ستم]]، مطلقاً [[ممنوع]] است، هر چند مرتکب آن، [[دوست]] نزدیک یا [[برادر]] [[انسان]] باشد..."<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۵۳.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۹۲-۳۰۴.</ref>
# در تفسیر قوله: {{متن قرآن|وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}، تحت عنوان “لزوم [[تعاون]] و [[همکاری]] در نیکی‌ها” شرحی را آورده که ما در این جا تنها قسمتی از آن را عیناً [[نقل]] می‌کنیم: "آنچه در [[آیه]] فوق در زمینه تعاون آمده، یک اصل کلی [[اسلامی]] است که سراسر مسایل [[اجتماعی]]، [[حقوقی]]، [[اخلاقی]] و [[سیاسی]] را در بر می‌گیرد. طبق این اصل، [[مسلمانان]] موظفند در [[کارهای نیک]]، تعاون و همکاری کنند، ولی همکاری در اهداف [[باطل]]، [[اعمال]] [[نادرست]] و [[ظلم و ستم]]، مطلقاً [[ممنوع]] است، هر چند مرتکب آن، [[دوست]] نزدیک یا [[برادر]] [[انسان]] باشد..."<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۵۳.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۹۲-۳۰۴.</ref>
خط ۱۳۰: خط ۱۳۰:
مصداقی از این هیأت کلی را در [[آیات]] ۵ تا ۱۲ [[سوره انسان]] که در ادامه مطلب، به [[نقل]] و ترجمه آن پرداخته‌ایم، می‌توان یافت: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا}}<ref>«نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است» سوره انسان، آیه ۵.</ref>:البته، [[ابرار]] از جامی که در آن، آمیخته‌ای از ماده‌ای خوشبوست، می‌نوشند. {{متن قرآن|عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا}}<ref>«از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند آن را به خواست خود روان می‌سازند» سوره انسان، آیه ۶.</ref>: [[بندگان]] [[خدای متعال]] از چشمه‌هایی می‌نوشند که آب‌های آن به نوعی جریان می‌یابند. {{متن قرآن|يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا}}<ref>«به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است» سوره انسان، آیه ۷.</ref>: این بندگان به نذرشان [[وفا]] کرده و از روزی که [[شرّ]] آن همه گیر و پراکنده است، هراسانند. {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند» سوره انسان، آیه ۸.</ref>: و آنان با [[حب]] و [[دوستی]] طعام (و [[نیازمندی]] که به آن دارند) [[مسکین]]، [[یتیم]] و [[اسیر]] را با آن [[اطعام]] می‌کنند. {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«(با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۹.</ref>: البته، زبان حال آنان، چنین است که: ما [[اطعام]] را صرفاً برای [[خشنودی]] و [[رضایت خدای متعال]] انجام داده و از شما (به جای آن)، نه پاداشی می‌خواهیم و نه [[انتظار]] تشکر و [[سپاسگزاری]] داریم. {{متن قرآن|إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا}}<ref>«بی‌گمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است می‌هراسیم» سوره انسان، آیه ۱۰.</ref>: ما از پروردگارمان [[خوف]] داریم آن روزی را که بسیار ترشرو، سخت و دشوار است. {{متن قرآن|فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا}}<ref>«پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند» سوره انسان، آیه ۱۱.</ref>: پس [[خدای تعالی]] از [[بدی]] و [[شر]] آن [[روز]]، آنان را [[حفظ]] نمود و ایشان را با [[نعمت]]، [[خوشی]]، [[شادمانی]] [[ملاقات]] نمود. {{متن قرآن|وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۱۲.</ref>: و آنان را به واسطه [[صبر]] و شکیبایی‌شان [[بهشت]] و حریر را [[پاداش]] داد.
مصداقی از این هیأت کلی را در [[آیات]] ۵ تا ۱۲ [[سوره انسان]] که در ادامه مطلب، به [[نقل]] و ترجمه آن پرداخته‌ایم، می‌توان یافت: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا}}<ref>«نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است» سوره انسان، آیه ۵.</ref>:البته، [[ابرار]] از جامی که در آن، آمیخته‌ای از ماده‌ای خوشبوست، می‌نوشند. {{متن قرآن|عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا}}<ref>«از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند آن را به خواست خود روان می‌سازند» سوره انسان، آیه ۶.</ref>: [[بندگان]] [[خدای متعال]] از چشمه‌هایی می‌نوشند که آب‌های آن به نوعی جریان می‌یابند. {{متن قرآن|يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا}}<ref>«به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است» سوره انسان، آیه ۷.</ref>: این بندگان به نذرشان [[وفا]] کرده و از روزی که [[شرّ]] آن همه گیر و پراکنده است، هراسانند. {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند» سوره انسان، آیه ۸.</ref>: و آنان با [[حب]] و [[دوستی]] طعام (و [[نیازمندی]] که به آن دارند) [[مسکین]]، [[یتیم]] و [[اسیر]] را با آن [[اطعام]] می‌کنند. {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«(با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۹.</ref>: البته، زبان حال آنان، چنین است که: ما [[اطعام]] را صرفاً برای [[خشنودی]] و [[رضایت خدای متعال]] انجام داده و از شما (به جای آن)، نه پاداشی می‌خواهیم و نه [[انتظار]] تشکر و [[سپاسگزاری]] داریم. {{متن قرآن|إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا}}<ref>«بی‌گمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است می‌هراسیم» سوره انسان، آیه ۱۰.</ref>: ما از پروردگارمان [[خوف]] داریم آن روزی را که بسیار ترشرو، سخت و دشوار است. {{متن قرآن|فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا}}<ref>«پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند» سوره انسان، آیه ۱۱.</ref>: پس [[خدای تعالی]] از [[بدی]] و [[شر]] آن [[روز]]، آنان را [[حفظ]] نمود و ایشان را با [[نعمت]]، [[خوشی]]، [[شادمانی]] [[ملاقات]] نمود. {{متن قرآن|وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۱۲.</ref>: و آنان را به واسطه [[صبر]] و شکیبایی‌شان [[بهشت]] و حریر را [[پاداش]] داد.


[[آیات]] ۱۳ تا ۲۳ این [[سوره]] هم [[وصف]] و حال خوشی، [[شادابی]]، [[آسایش]]، [[راحتی]]، [[پوشش]]، [[معاشرت]] و [[پذیرایی]] از آنان را در بهشت بیان می‌نماید:
[[آیات]] ۱۳ تا ۲۳ این [[سوره]] هم وصف و حال خوشی، [[شادابی]]، [[آسایش]]، [[راحتی]]، [[پوشش]]، [[معاشرت]] و [[پذیرایی]] از آنان را در بهشت بیان می‌نماید:
{{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا * وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا * وَيُطَافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا * قَوَارِيرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا * وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلًا * عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا * وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا * وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا * عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا * إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورًا * إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا}}<ref>«در آن، بر تخت‌ها پشت می‌دهند، در آن نه (گرمای) خورشیدی می‌بینند و نه سرمایی * و سایه‌سارهای آن، نزدیک آنها و میوه‌های آن بسیار در دسترس است * و گرد آنان آوندهایی سیمین و جام‌هایی بلورین می‌چرخانند * بلورهایی سیمگون که آنها را (ساقیان) به اندازه پیموده‌اند * و در آنجا به آنان پیاله‌ای می‌نوشانند که آمیخته آن زنجبیل است * از چشمه‌ای که آنجاست به نام سلسبیل * و خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان می‌گردند که چون بنگریشان، می‌پنداری که مرواریدهایی پراکنده‌اند * و چون بدان جا بنگری نعمت و پادشاهی بیکرانی می‌بینی * بر تن آنان جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است و به دستبندهایی سیمین آراسته‌اند و پروردگارشان به آنان شرابی پاک می‌نوشاند * بی‌گمان این پاداش شماست و تلاشتان را سپاس می‌نهند * به راستی ما این قرآن را بر تو خرده خرده فرو فرستاده‌ایم» سوره انسان، آیه ۱۳-۲۳.</ref>.
{{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا * وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا * وَيُطَافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا * قَوَارِيرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا * وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلًا * عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا * وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا * وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا * عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا * إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورًا * إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا}}<ref>«در آن، بر تخت‌ها پشت می‌دهند، در آن نه (گرمای) خورشیدی می‌بینند و نه سرمایی * و سایه‌سارهای آن، نزدیک آنها و میوه‌های آن بسیار در دسترس است * و گرد آنان آوندهایی سیمین و جام‌هایی بلورین می‌چرخانند * بلورهایی سیمگون که آنها را (ساقیان) به اندازه پیموده‌اند * و در آنجا به آنان پیاله‌ای می‌نوشانند که آمیخته آن زنجبیل است * از چشمه‌ای که آنجاست به نام سلسبیل * و خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان می‌گردند که چون بنگریشان، می‌پنداری که مرواریدهایی پراکنده‌اند * و چون بدان جا بنگری نعمت و پادشاهی بیکرانی می‌بینی * بر تن آنان جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است و به دستبندهایی سیمین آراسته‌اند و پروردگارشان به آنان شرابی پاک می‌نوشاند * بی‌گمان این پاداش شماست و تلاشتان را سپاس می‌نهند * به راستی ما این قرآن را بر تو خرده خرده فرو فرستاده‌ایم» سوره انسان، آیه ۱۳-۲۳.</ref>.


خط ۱۴۷: خط ۱۴۷:
این بُعد آن است که هر چند از [[نجوا]] نمودن برای [[گناه]]، [[تجاوز]] و [[نافرمانی]] از [[پیامبر]] {{صل}}، [[نهی]] شده، اما به نجوا نمودن برای [[بِرّ]] و [[تقوا]] امر شده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى}}<ref>«ای مؤمنان! هنگامی که رازگویی می‌کنید به گناه و دشمن‌خویی و نافرمانی با پیامبر رازگویی نکنید و به نیکی و پرهیزگاری راز گویید!» سوره مجادله، آیه ۹.</ref>.
این بُعد آن است که هر چند از [[نجوا]] نمودن برای [[گناه]]، [[تجاوز]] و [[نافرمانی]] از [[پیامبر]] {{صل}}، [[نهی]] شده، اما به نجوا نمودن برای [[بِرّ]] و [[تقوا]] امر شده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى}}<ref>«ای مؤمنان! هنگامی که رازگویی می‌کنید به گناه و دشمن‌خویی و نافرمانی با پیامبر رازگویی نکنید و به نیکی و پرهیزگاری راز گویید!» سوره مجادله، آیه ۹.</ref>.
از آیه‌ای از [[سوره مجادله]] بر می‌آید که اصولاً نجوا نمودن کاری [[شیطانی]] بوده و برای محزون ساختن [[مؤمنین]] انجام می‌گیرد: {{متن قرآن|إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا...}}<ref>«رازگویی، تنها کار شیطان است تا مؤمنان را اندوهگین کند.».. سوره مجادله، آیه ۱۰.</ref>.
از آیه‌ای از [[سوره مجادله]] بر می‌آید که اصولاً نجوا نمودن کاری [[شیطانی]] بوده و برای محزون ساختن [[مؤمنین]] انجام می‌گیرد: {{متن قرآن|إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا...}}<ref>«رازگویی، تنها کار شیطان است تا مؤمنان را اندوهگین کند.».. سوره مجادله، آیه ۱۰.</ref>.
نیز در [[سوره نساء]] فرموده: خیری در بیشتر نجواها نیست، مگر نجوایی که در آن امر به [[صدقه]] یا [[کار نیک]] و یا [[اصلاح بین مردم]] باشد: {{متن قرآن|لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«در بسیاری از گفت‌وگوهای زیرگوشی آنان خیری نیست مگر کسی به صدقه یا نکوکاری یا اصلاحی میان مردم فرمان دهد و هر کس در جست و جوی خشنودی خداوند چنین کند به زودی بدو پاداشی سترگ خواهیم داد» سوره نساء، آیه ۱۱۴.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۲۱.</ref>
نیز در [[سوره نساء]] فرموده: خیری در بیشتر نجواها نیست، مگر نجوایی که در آن امر به [[صدقه]] یا [[کار نیک]] و یا [[اصلاح بین مردم]] باشد: {{متن قرآن|لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«در بسیاری از گفت‌وگوهای زیرگوشی آنان خیری نیست مگر کسی به صدقه یا نکوکاری یا اصلاحی میان مردم فرمان دهد و هر کس در جستجوی خشنودی خداوند چنین کند به زودی بدو پاداشی سترگ خواهیم داد» سوره نساء، آیه ۱۱۴.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۲۱.</ref>


===== بعد ششم [[بِرّ]] =====
===== بعد ششم [[بِرّ]] =====
خط ۱۶۰: خط ۱۶۰:
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:بر]]
۲۶٬۵۹۳

ویرایش