پرش به محتوا

تفاخر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۴٬۲۰۵ بایت حذف‌شده ،  ‏۹ اکتبر ۲۰۲۴
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف')
 
(۱۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{سیره معصوم}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = تفاخر
| موضوع مرتبط = تفاخر
| عنوان مدخل  = تفاخر
| عنوان مدخل  = تفاخر
| مداخل مرتبط = [[تفاخر در قرآن]] - [[تفاخر در حدیث]] - [[تفاخر در نهج البلاغه]] - [[تفاخر در معارف دعا و زیارات]] - [[تفاخر در خانواده]] - [[نفی تفاخر در معارف و سیره نبوی]]
| مداخل مرتبط = [[تفاخر در قرآن]] - [[تفاخر در فقه سیاسی]] - [[تفاخر در خانواده]] - [[نفی تفاخر در معارف و سیره نبوی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[تفاخر]] از ریشه «ف ـ خ ـ ر» به معنای [[فخر]] فروختن، [[خود بزرگ بینی]]، به خویش بالیدن، [[خودستایی]] کردن به [[صفات]] ([[خصال]])،<ref>لسان العرب، ج‌۱۰، ص‌۱۹۸، «فخر».</ref> [[مباهات]] کردن به مکارم و مناقبی چون اصل و [[نسب]] و غیر آن،<ref>تاج العروس، ج‌۷، ص‌۳۴۱؛ مجمع البحرین، ج‌۳، ص‌۳۶۹ ـ ۳۷۰؛ المصباح، ص‌۴۶۴، «فخر».</ref> ادعای [[عظمت]] و بزرگی و [[شرافت]] در امور ذاتی یا خارج از ذات است.<ref>النهایه، ج‌۳، ص‌۴۱۸؛ التحقیق، ج‌۹، ص‌۳۸، «فخر».</ref> برخی تفاخر را مخصوص مباهات به امور بیرون از ذات [[انسان]] از قبیل [[مال]]، [[جاه]] و [[اولاد]] دانسته‌اند.<ref>مفردات، ص‌۳۷۶؛ بصائر ذوی التمییز، ج‌۴، ص‌۱۷۶؛ عمدة الحفاظ، ج‌۳، ص‌۲۰۶، «فخر».</ref> تَفاخَرَ القومُ یعنی [[جمعیت]] بر یکدیگر فخر فروختند.<ref>مجمع البحرین، ج‌۴، ص‌۳۶۹ ـ ۳۷۰.</ref> این کلمه در اصل به معنای بزرگی است، چنان‌که به درخت خرمای تناور، نخله فخور گفته‌اند<ref>الصحاح، ج‌۲، ص‌۷۷۹؛ لسان‌العرب، ج‌۱۰، ص‌۱۹۹، «فخر».</ref> و فخور، کسی است که [[مناقب]] و خوبی‌های خود را برای [[خودنمایی]] برمی‌شمرد <ref>التبیان، ج‌۵، ص‌۴۵۴.</ref>.
[[تفاخر]] از ریشه «ف ـ خ ـ ر» به معنای فخر فروختن، [[خود بزرگ بینی]]، به خویش بالیدن، [[خودستایی]] کردن به [[صفات]] (خصال)،<ref>لسان العرب، ج‌۱۰، ص‌۱۹۸، «فخر».</ref> [[مباهات]] کردن به مکارم و مناقبی چون اصل و نسب و غیر آن،<ref>تاج العروس، ج‌۷، ص‌۳۴۱؛ مجمع البحرین، ج‌۳، ص‌۳۶۹ ـ ۳۷۰؛ المصباح، ص‌۴۶۴، «فخر».</ref> ادعای عظمت و بزرگی و [[شرافت]] در امور ذاتی یا خارج از ذات است<ref>النهایه، ج‌۳، ص‌۴۱۸؛ التحقیق، ج‌۹، ص‌۳۸، «فخر».</ref>. از آنجا که کلمه «تفاخر» مصدر باب تفاعل است و این باب بیان‌گر رابطه بین افراد می‌باشد لذا «تقاخر» آن است که دو فرد یا دو گروه بر یکدیگر فخر بفروشند. بنابراین می‌‌توان فخر و تفاخر را ادعا بزرگی و [[شرافت]] در امور ذاتی یا خارج از ذات دانست<ref>التحقیق، ج۹، ص۳۹.</ref>.


== [[تفاخر]] در [[قرآن]] ==
برخی تفاخر را مخصوص مباهات به امور بیرون از ذات [[انسان]] از قبیل [[مال]]، جاه و [[اولاد]] دانسته‌اند<ref>مفردات، ص‌۳۷۶؛ بصائر ذوی التمییز، ج‌۴، ص‌۱۷۶؛ عمدة الحفاظ، ج‌۳، ص‌۲۰۶، «فخر».</ref>. تَفاخَرَ القومُ یعنی جمعیت بر یکدیگر فخر فروختند<ref>مجمع البحرین، ج‌۴، ص‌۳۶۹ ـ ۳۷۰.</ref>. این کلمه در اصل به معنای بزرگی است، چنان‌که به درخت خرمای تناور، [[نخله]] فخور گفته‌اند<ref>الصحاح، ج‌۲، ص‌۷۷۹؛ لسان‌العرب، ج‌۱۰، ص‌۱۹۹، «فخر».</ref> و فخور، کسی است که [[مناقب]] و خوبی‌های خود را برای خودنمایی برمی‌شمرد<ref>التبیان، ج‌۵، ص‌۴۵۴.</ref>.<ref>[[سید عبدالرسول حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید عبدالرسول]]، [[تفاخر - حسینی‌زاده (مقاله)|مقاله «تفاخر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]].</ref>
واژه تفاخر در [[قرآن‌ کریم]] فقط یک بار در [[آیه]] {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}<ref>«بدانید که زندگانی این جهان بازیچه و سرگرمی و زیور و نازشی است میان شما و افزون خواهی در دارایی‌ها و فرزندان است؛ چون بارانی که رستنی آن شگفتی کشتکاران را برانگیزد سپس خشک گردد و آن را زرد بینی، آن‌گاه ریز و خرد شود و در جهان واپسین، عذابی سخت و (نیز) آمرزش و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و زندگانی این جهان جز مایه فریب نیست» سوره حدید، آیه ۲۰.</ref> در وصف [[زندگی دنیا]] به کار رفته است؛ [[ولی]] هم‌خانواده آن یعنی فخور که از [[صفات رذیله]] است ۴ بار در سوره‌های {{متن قرآن|وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا}}<ref>«خداوند را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید و به پدر و مادر و به خویشاوند و یتیمان و تهیدستان و همسایه خویشاوند و همسایه دور و همراه همنشین و در راه مانده و بردگانتان نکویی ورزید؛ بی‌گمان خداوند کسی را که خودپسندی خویشتن‌ستای باشد دوست نمی‌دارد» سوره نساء، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ}}<ref>«و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است» سوره هود، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«و روی خود را از مردم مگردان و بر زمین خرامان گام برمدار که خداوند هیچ خود پسند خویشتن‌ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره لقمان، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره حدید، آیه ۲۳.</ref> آمده است؛ همچنین از همین ریشه واژه «فخّار» فقط یک‌بار در {{متن قرآن|خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ}}<ref>«آدمی را از گلی خشک چون سفال آفرید» سوره الرحمن، آیه ۱۴.</ref> به کار رفته و به معنای [[گِل]] خشک و پخته شده است. در وجه نامگذاری آن گفته شده است: گویا با زبان حال بر سایر خاک‌ها به سبب پخته‌شدن فخر می‌فروشد.<ref>التحقیق، ج‌۹، ص‌۳۸، «فخر».</ref>


افزون بر این، [[آیات]] دیگری نیز از این [[عمل]] [[ناپسند]] یاد و آن را [[نکوهش]] می‌کنند، هرچند در آنها صریح از تفاخر یا واژه‌های هم معنای آن استفاده نشده است. {{متن قرآن|وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا}}<ref>«و او را (بار و) بری بود پس (یک روز) به همراه خویش -که با وی گفت و گو می‌کرد- گفت: من از تو در مال بیشتر و در نفر نیرومندترم» سوره کهف، آیه ۳۴.</ref>، {{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ}}<ref>«آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است» سوره قصص، آیه ۷۹.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ}}<ref>«و گفتند: که ما دارایی و فرزند بیشتری داریم و ما را عذاب نخواهند کرد» سوره سبأ، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}<ref>«و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمی‌بینید؟» سوره زخرف، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ}}<ref>«بلکه من از این کس بهترم که خوارمایه است و به درستی نمی‌تواند سخن گوید» سوره زخرف، آیه ۵۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقَامًا وَأَحْسَنُ نَدِيًّا}}<ref>«و چون بر آنان آیات روشن ما خوانده شود کسانی که کفر ورزیده‌اند به کسانی که ایمان دارند می‌گویند: کدام یک از (ما) دو گروه دارای جایگاهی بهتر و محفلی آراسته‌تر است؟» سوره مریم، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ}}<ref>«و اما (قوم) عاد در زمین به نادرستی گردنکشی کردند و گفتند: چه کسی از ما توانمندتر است؟ و آیا ندیدند که خداوندی که آنان را آفریده از آنان توانمندتر است؟ و آنان آیات ما را انکار می‌کردند» سوره فصلت، آیه ۱۵.</ref>.<ref>تفسیر مراغی، ج‌۲۰، ص‌۹۸؛ المنیر، ج‌۲۰، ص‌۱۶۶.</ref> بنا به [[تفسیری]] معروف که سخنان [[امیرمؤمنان]] {{ع}} نیز آن را [[تأیید]] می‌کنند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۲۱؛ شرح نهج البلاغه، ج‌۱۱، ص‌۱۴۵.</ref>. واژه «[[تکاثر]]» در [[سوره تکاثر]] درباره این صفت [[ناپسند]] فرود آمده است.<ref>تفسیر بقاعی، ج‌۸، ص‌۵۱۶؛ المنیر، ج‌۳۰، ص‌۳۸۱؛ مجمع البیان، ج‌۱۰، ص‌۸۱۲.</ref>.
واژه «تفاخر» و هم [[خانواده]] آن «فخور» در حوزه معنایی واژگانی از قبیل [[الله]]، [[دنیا]]، [[اولاد]]، [[اموال]]، [[بخل]]، [[کفر]]، [[عذاب]] و [[عبادت]] است که مجموعاً یک «میدان معناشناختی» را تشکیل می‌دهند.


[[تفاخر]] به [[امور مادی]] نظیر [[مال]]، [[جاه]]، [[حسب و نسب]]، [[زیبایی]] از سنت‌های رایج در میان [[عرب]] جاهلی‌ بود. آنها هر‌ساله در بازار [[عکاظ]] گرد‌ می‌آمدند و با‌یکدیگر مفاخره می‌کردند؛<ref> ترتیب العین، ج‌۲، ص‌۱۲۶۰؛ معجم ما استعجم، ج‌۳، ص‌۲۱۹؛ الصحاح، ج‌۳، ص‌۱۱۷۴، «عکظ».</ref> همچنین بعد از [[اعمال]] [[حج]] با یادآوری [[فضایل]] و [[مناقب]] پدرانشان به مفاخره‌ می‌پرداختند.<ref>تفسیر مراغی، ج‌۲، ص‌۱۰۴؛ المنیر، ج‌۲، ص‌۲۱۲؛ کنزالدقایق، ج‌۲، ص‌۲۹۶.</ref> این [[سنت]] در میان [[اقوام]] دیگر نیز رواج داشته است.
برخی تفاخر را مخصوص [[مباهات]] به امور بیرون از ذات [[انسان]] از قبیل [[مال]]، مقام و اولاد دانسته‌اند<ref>مفردات، ص۶۲۷، ماده فخر.</ref>.


[[قرآن‌کریم]] از فخرفروشی‌ اشراف [[قوم نوح]] {{متن قرآن|فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلَّا بَشَرًا مِثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ}}<ref>«پس سردستگان کافر از قوم وی گفتند: ما تو را جز بشری مانند خویش نمی‌دانیم و جز این نمی‌بینیم که فرومایگان ما نسنجیده از تو پیروی کرده‌اند و در شما برتری نسبت به خویش نمی‌بینیم بلکه شما را دروغگو می‌پنداریم» سوره هود، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«قوم نوح پیامبران را دروغگو شمردند» سوره شعراء، آیه ۱۰۵.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ}}<ref>«گفتند: آیا (سخن) تو را باور کنیم در حالی که مردم فروپایه‌تر، از تو پیروی می‌کنند؟» سوره شعراء، آیه ۱۱۱.</ref>، [[قوم عاد]] {{متن قرآن|فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ (۱۵) فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي أَيَّامٍ نَّحِسَاتٍ لِّنُذِيقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أَخْزَى وَهُمْ لا يُنصَرُونَ }}<ref>«و اما (قوم) عاد در زمین به نادرستی گردنکشی کردند و گفتند: چه کسی از ما توانمندتر است؟ و آیا ندیدند که خداوندی که آنان را آفریده از آنان توانمندتر است؟ و آنان آیات ما را انکار می‌کردند» سوره فصلت، آیه ۱۵.</ref>، [[فرعون]] {{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}<ref>«و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمی‌بینید؟» سوره زخرف، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ}}<ref>«بلکه من از این کس بهترم که خوارمایه است و به درستی نمی‌تواند سخن گوید» سوره زخرف، آیه ۵۲.</ref>، {{متن قرآن|فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ}}<ref>«پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکنده‌اند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامده‌اند؟» سوره زخرف، آیه ۵۳.</ref>، مترفان اقوام پیشین {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ}}<ref>«و ما در هیچ شهری، بیم‌دهنده‌ای نفرستادیم مگر که کامرانان آن (شهر) گفتند: ما منکر پیام رسالت شماییم» سوره سبأ، آیه ۳۴.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ}}<ref>«و گفتند: که ما دارایی و فرزند بیشتری داریم و ما را عذاب نخواهند کرد» سوره سبأ، آیه ۳۵.</ref>، تفاخر [[اهل‌کتاب]] و [[مسلمانان]] بر یکدیگر {{متن قرآن|لَيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلَا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ وَلَا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}}<ref>«(کیفر و پاداش) به آرزوهای شما و آرزوهای اهل کتاب (وابسته) نیست، هر کس کار بدی کند کیفر آن را می‌بیند و در برابر خداوند برای خویش یار و یاوری نخواهد یافت» سوره نساء، آیه ۱۲۳.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۱۷۵.</ref> و... یاد کرده است.
برخی دیگر، تفاخر را دو قسم دانسته‌اند:
# مذموم، آنجا که انسان با تفاخر و شمردن برخی ویژگی‌ها، در صدد بزرگ شمردن خود و یا تحقیر [[مردم]] باشد.
# [[ممدوح]]، آنجا که انسان در مقام معرفی خود باشد یا بخواهد [[نعمت‌های الهی]] را بیان کند<ref>التحقیق، ج۹، ص۳۸ و ۳۹.</ref>.<ref>[[علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا]]، [[تفاخر - عصیانی (مقاله)|مقاله «تفاخر»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>


به هر روی، [[فخرفروشی]] به [[شرافت]] و بزرگی [[پدران]]، اصل و نسب و [[قبیله]] به سبب [[شهرت]] یا هرگونه امتیاز [[دنیوی]] در [[آیات]] و [[احادیث]] <ref> الکافی، ج‌۲، ص‌۳۲۸؛ میزان الحکمه، ج‌۳، ص‌۲۳۸۱.</ref> فراوانی [[مذمت]] و پدیده [[جاهلی]] دانسته و از آن [[نهی]] شده است: [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|فَإِذَا قَضَيْتُمْ مَنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ}}<ref>«پس چون آیین‌های ویژه حجّتان را انجام دادید خداوند را یاد کنید چونان یادکردتان از پدرانتان یا یادکردی بهتر؛ از مردم کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! (هر چه می‌خواهی) در این جهان به ما ببخش و آنان را در جهان واپسین بهره‌ای نیست» سوره بقره، آیه ۲۰۰.</ref> و نیز [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۲۰۶.</ref> برای جلوگیری از این [[فرهنگ جاهلی]] فرود آمده است که هر ساله بعد از اعمال حج انجام می‌گرفت؛<ref>تفسیر مراغی، ج‌۲، ص‌۱۰۴</ref> همچنین برخی [[جدال]] در آیه {{متن قرآن|لَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ}}<ref>«در حجّ، کشمکش (روا) نیست» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> را تفاخر دانسته‌اند.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۲، ص‌۴۱۰.</ref>
== تفاخر در [[قرآن]] ==
واژه تفاخر در [[قرآن‌ کریم]] فقط یک بار در [[آیه]] {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}<ref>«بدانید که زندگانی این جهان بازیچه و سرگرمی و زیور و نازشی است میان شما و افزون‌خواهی در دارایی‌ها و فرزندان است؛ چون بارانی که رستنی آن شگفتی کشتکاران را برانگیزد سپس خشک گردد و آن را زرد بینی، آن‌گاه ریز و خرد شود و در جهان واپسین، عذابی سخت و (نیز) آمرزش و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و زندگانی این جهان جز مایه فریب نیست» سوره حدید، آیه ۲۰.</ref> در وصف [[زندگی دنیا]] به کار رفته است؛ ولی هم‌خانواده آن یعنی فخور که از [[صفات رذیله]] است ۴ بار در سوره‌های: {{متن قرآن|وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا}}<ref>«خداوند را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید و به پدر و مادر و به خویشاوند و یتیمان و تهیدستان و همسایه خویشاوند و همسایه دور و همراه همنشین و در راه مانده و بردگانتان نکویی ورزید؛ بی‌گمان خداوند کسی را که خودپسندی خویشتن‌ستای باشد دوست نمی‌دارد» سوره نساء، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ}}<ref>«و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است» سوره هود، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«و روی خود را از مردم مگردان و بر زمین خرامان گام برمدار که خداوند هیچ خود پسند خویشتن‌ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره لقمان، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره حدید، آیه ۲۳.</ref> آمده است؛ همچنین از همین ریشه واژه «فخّار» فقط یک‌بار در {{متن قرآن|خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ}}<ref>«آدمی را از گلی خشک چون سفال آفرید» سوره الرحمن، آیه ۱۴.</ref> به کار رفته و به معنای گِل خشک و پخته شده است. در وجه نامگذاری آن گفته شده است: گویا با زبان حال بر سایر خاک‌ها به سبب پخته‌شدن فخر می‌فروشد<ref>التحقیق، ج‌۹، ص‌۳۸، «فخر».</ref>.


در برخی [[روایات]] [[امامیه]] «[[فسوق]]» در همین [[آیه]] به [[دروغ]] و [[تفاخر]] [[تفسیر]] شده است.<ref>وسائل الشیعه، ج‌۹، ص‌۱۰۹؛ التحفة السنیه، ص‌۱۸۲.</ref> [[رسول خدا]] {{صل}} در [[حجة‌الوداع]] از این کار [[نهی]] فرمود.<ref>تفسیر مراغی، ج‌۲، ص‌۱۰۴.</ref> این پدیده آن قدر خطرناک است که در دعاهای [[معصومان]] {{ع}} از آن به [[خدا]] [[پناه]] برده شده و از او خواسته شده است تا [[انسان]] را از ابتلای به آن نگه دارد.<ref>صحیفه سجادیه، دعاء ۲۶، ۵۵، ۱۲۸.</ref> رسول خدا {{صل}} در پاسخ مردی که با یادآوری اجدادش [[فخر]] می‌فروخت فرمود: خودت به سبب [[تکبر]] و اجدادت برای کفرشان همگی در [[جهنم]] هستید.<ref>الکافی، ج‌۲، ص‌۳۲۹.</ref>
افزون بر این، [[آیات]] دیگری نیز از این [[عمل]] ناپسند یاد و آن را نکوهش می‌کنند، هرچند در آنها صریح از [[تفاخر]] یا واژه‌های هم معنای آن استفاده نشده است: {{متن قرآن|وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا}}<ref>«و او را (بار و) بری بود پس (یک روز) به همراه خویش -که با وی گفت و گو می‌کرد- گفت: من از تو در مال بیشتر و در نفر نیرومندترم» سوره کهف، آیه ۳۴.</ref>، {{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ}}<ref>«آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است» سوره قصص، آیه ۷۹.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ}}<ref>«و گفتند: که ما دارایی و فرزند بیشتری داریم و ما را عذاب نخواهند کرد» سوره سبأ، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}<ref>«و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمی‌بینید؟» سوره زخرف، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ}}<ref>«بلکه من از این کس بهترم که خوارمایه است و به درستی نمی‌تواند سخن گوید» سوره زخرف، آیه ۵۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقَامًا وَأَحْسَنُ نَدِيًّا}}<ref>«و چون بر آنان آیات روشن ما خوانده شود کسانی که کفر ورزیده‌اند به کسانی که ایمان دارند می‌گویند: کدام یک از (ما) دو گروه دارای جایگاهی بهتر و محفلی آراسته‌تر است؟» سوره مریم، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ}}<ref>«و اما (قوم) عاد در زمین به نادرستی گردنکشی کردند و گفتند: چه کسی از ما توانمندتر است؟ و آیا ندیدند که خداوندی که آنان را آفریده از آنان توانمندتر است؟ و آنان آیات ما را انکار می‌کردند» سوره فصلت، آیه ۱۵.</ref>.<ref>تفسیر مراغی، ج‌۲۰، ص‌۹۸؛ المنیر، ج‌۲۰، ص‌۱۶۶.</ref> بنا به [[تفسیری]] معروف که سخنان [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز آن را [[تأیید]] می‌کنند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۲۱؛ شرح نهج البلاغه، ج‌۱۱، ص‌۱۴۵.</ref>. واژه «[[تکاثر]]» در [[سوره تکاثر]] درباره این صفت ناپسند فرود آمده است<ref>تفسیر بقاعی، ج‌۸، ص‌۵۱۶؛ المنیر، ج‌۳۰، ص‌۳۸۱؛ مجمع البیان، ج‌۱۰، ص‌۸۱۲.</ref>.


یادآوری [[نعمت‌ها]] و [[احسان]] [[پروردگار]] به خودی خود فخر نیست،<ref>شرح اصول کافی، ج‌۱۰، ص‌۸۴.</ref> چنان‌که [[قرآن‌کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ}}<ref>«و نعمت پروردگارت را باز گوی!» سوره ضحی، آیه ۱۱.</ref>، از این‌رو برخی فخر را دو قسم [[باطل]] و غیر باطل دانسته‌اند و بیان صفاتی را که عقلا و شرعاً [[پسندیده]] است بدون [[خودستایی]]، تفاخر باطل نشمرده‌اند،<ref>التحریر والتنویر، ج‌۲۷، ص‌۴۰۲.</ref> زیرا فخور کسی است که از روی خودبزرگ بینی و فخر‌فروشی و با [[انگیزه]] کوچک شمردن دیگران <ref>احکام القرآن، ج‌۳، ص‌۴۵۹.</ref> [[مناقب]] خود و دارایی‌های خدادادی‌اش <ref>جامع البیان، ج‌۲۱، ص‌۹۲.</ref> را برمی‌شمارد؛ اما کسی که برای اعتراف به [[نعمت‌های پروردگار]] آنها را می‌شمارد [[شکور]] است نه فخور.<ref>مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۷۱.</ref>
[[تفاخر]] به امور مادی نظیر [[مال]]، جاه، حسب و نسب، [[زیبایی]] از سنت‌های رایج در میان [[عرب]] جاهلی‌ بود. آنها هر‌ساله در [[بازار]] [[عکاظ]] گرد‌ می‌آمدند و با‌یکدیگر مفاخره می‌کردند؛<ref> ترتیب العین، ج‌۲، ص‌۱۲۶۰؛ معجم ما استعجم، ج‌۳، ص‌۲۱۹؛ الصحاح، ج‌۳، ص‌۱۱۷۴، «عکظ».</ref> همچنین بعد از [[اعمال]] [[حج]] با یادآوری [[فضایل]] و [[مناقب]] پدرانشان به مفاخره‌ می‌پرداختند<ref>تفسیر مراغی، ج‌۲، ص‌۱۰۴؛ المنیر، ج‌۲، ص‌۲۱۲؛ کنزالدقایق، ج‌۲، ص‌۲۹۶.</ref>. این [[سنت]] در میان اقوام دیگر نیز رواج داشته است.


یادآوری فضایلی چون [[ایمان]] {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}}<ref>«آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لَا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا أَفَمَنْ يُلْقَى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتِي آمِنًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«بی‌گمان کسانی که در آیات ما کژاندیشی می‌کنند بر ما پوشیده نیستند، آیا آن کس که در روز رستخیز در آتش افکنده می‌شود بهتر است یا آنکه در امن و امان می‌آید؟ هر چه می‌خواهید انجام دهید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره فصلت، آیه ۴۰.</ref>، {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا آب دادن به حاجیان و آبادسازی مسجد الحرام را همگون کار آن کس قرار داده‌اید که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و در راه خداوند جهاد کرده است؟ (هرگز این دو) نزد خداوند برابر نیستند و خداوند گروه ستمگران را رهنمایی نمی‌کند» سوره توبه، آیه ۱۹.</ref>.<ref> الکافی، ج‌۲، ص‌۳۲۸.</ref>، [[تقوا]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>.<ref> المجدی، ص‌۷۱.</ref>، [[جهاد]] {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا آب دادن به حاجیان و آبادسازی مسجد الحرام را همگون کار آن کس قرار داده‌اید که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و در راه خداوند جهاد کرده است؟ (هرگز این دو) نزد خداوند برابر نیستند و خداوند گروه ستمگران را رهنمایی نمی‌کند» سوره توبه، آیه ۱۹.</ref>، [[همت]] بلند، [[وفا به پیمان]]، پافشاری در [[کرم]] و [[جوانمردی]] <ref>غررالحکم، ج‌۲، ص‌۳۷۴؛ مسند الرضا {{ع}}، ص‌۸۴.</ref> و نیز برشمردن [[فضایل]] برای [[بیان حق]] و [[روشنگری]] <ref>شرح الاخبار، ج‌۱، ص‌۱۹۵، ۲۳۳؛ ج‌۲، ص‌۲۳۱.</ref> تفاخر [[ممدوح]] است و در روایات مواردی ازاین دست از ناحیه [[امامان معصوم]] {{ع}} دیده می‌شوند<ref>نک: تحفة الاحوذی، ج‌۱۰، ص‌۱۳۶؛ مستدرک سفینة البحار، ص‌۱۴۴؛ المستطرف، ج‌۱، ص‌۲۲۰.</ref>.<ref>[[سید عبدالرسول حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید عبدالرسول]]، [[تفاخر - حسینی‌زاده (مقاله)|مقاله «تفاخر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref>
[[قرآن‌کریم]] از فخرفروشی‌ اشراف [[قوم نوح]]: {{متن قرآن|فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلَّا بَشَرًا مِثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ}}<ref>«پس سردستگان کافر از قوم وی گفتند: ما تو را جز بشری مانند خویش نمی‌دانیم و جز این نمی‌بینیم که فرومایگان ما نسنجیده از تو پیروی کرده‌اند و در شما برتری نسبت به خویش نمی‌بینیم بلکه شما را دروغگو می‌پنداریم» سوره هود، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«قوم نوح پیامبران را دروغگو شمردند» سوره شعراء، آیه ۱۰۵.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ}}<ref>«گفتند: آیا (سخن) تو را باور کنیم در حالی که مردم فروپایه‌تر، از تو پیروی می‌کنند؟» سوره شعراء، آیه ۱۱۱.</ref>، [[قوم عاد]]: {{متن قرآن|فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ (۱۵) فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي أَيَّامٍ نَّحِسَاتٍ لِّنُذِيقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أَخْزَى وَهُمْ لا يُنصَرُونَ}}<ref>«و اما (قوم) عاد در زمین به نادرستی گردنکشی کردند و گفتند: چه کسی از ما توانمندتر است؟ و آیا ندیدند که خداوندی که آنان را آفریده از آنان توانمندتر است؟ و آنان آیات ما را انکار می‌کردند» سوره فصلت، آیه ۱۵.</ref>، [[فرعون]]: {{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}<ref>«و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمی‌بینید؟» سوره زخرف، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ}}<ref>«بلکه من از این کس بهترم که خوارمایه است و به درستی نمی‌تواند سخن گوید» سوره زخرف، آیه ۵۲.</ref>، {{متن قرآن|فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ}}<ref>«پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکنده‌اند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامده‌اند؟» سوره زخرف، آیه ۵۳.</ref>، [[مترفان]] اقوام پیشین: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ}}<ref>«و ما در هیچ شهری، بیم‌دهنده‌ای نفرستادیم مگر که کامرانان آن (شهر) گفتند: ما منکر پیام رسالت شماییم» سوره سبأ، آیه ۳۴.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ}}<ref>«و گفتند: که ما دارایی و فرزند بیشتری داریم و ما را عذاب نخواهند کرد» سوره سبأ، آیه ۳۵.</ref>، [[تفاخر]] [[اهل‌کتاب]] و [[مسلمانان]] بر یکدیگر: {{متن قرآن|لَيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلَا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ وَلَا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}}<ref>«(کیفر و پاداش) به آرزوهای شما و آرزوهای اهل کتاب (وابسته) نیست، هر کس کار بدی کند کیفر آن را می‌بیند و در برابر خداوند برای خویش یار و یاوری نخواهد یافت» سوره نساء، آیه ۱۲۳.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۱۷۵.</ref> و... یاد کرده است.


== زمینه‌ها و پیامدهای [[تفاخر]] ==
به هر روی، [[فخرفروشی]] به [[شرافت]] و بزرگی پدران، اصل و نسب و [[قبیله]] به سبب [[شهرت]] یا هرگونه امتیاز [[دنیوی]] در [[آیات]] و [[احادیث]]<ref>الکافی، ج‌۲، ص‌۳۲۸؛ میزان الحکمه، ج‌۳، ص‌۲۳۸۱.</ref> فراوانی مذمت و پدیده [[جاهلی]] دانسته و از آن [[نهی]] شده است: [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|فَإِذَا قَضَيْتُمْ مَنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ}}<ref>«پس چون آیین‌های ویژه حجّتان را انجام دادید خداوند را یاد کنید چونان یادکردتان از پدرانتان یا یادکردی بهتر؛ از مردم کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! (هر چه می‌خواهی) در این جهان به ما ببخش و آنان را در جهان واپسین بهره‌ای نیست» سوره بقره، آیه ۲۰۰.</ref> و نیز [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز‌شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۲۰۶.</ref> برای جلوگیری از این [[فرهنگ جاهلی]] فرود آمده است که هر ساله بعد از [[اعمال]] [[حج]] انجام می‌گرفت؛<ref>تفسیر مراغی، ج‌۲، ص‌۱۰۴</ref> همچنین برخی [[جدال]] در آیه {{متن قرآن|لَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ}}<ref>«در حجّ، کشمکش (روا) نیست» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> را [[تفاخر]] دانسته‌اند<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۲، ص‌۴۱۰.</ref>.
در [[آیات]] و روایات، [[جهل و نادانی]] {{متن قرآن|أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ }}<ref>«زیاده‌خواهی شما را سرگرم داشت، تا با گورها دیدار کردید. هرگز! به زودی خواهید دانست، دگر باره هرگز! به زودی خواهید دانست، هرگز! اگر به «دانش بی‌گمان» بدانید» سوره تکاثر، آیه ۱-۵.</ref>، کم‌ظرفیتی و کوته [[فکری]] {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ}}<ref>«و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است» سوره هود، آیه ۱۰.</ref>.<ref>نمونه، ج‌۹، ص‌۳۳.</ref> گذر از [[گرفتاری]] و [[سختی]] و رسیدن به ناز و [[نعمت]] و [[آسایش]] {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ}}<ref>«و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است» سوره هود، آیه ۱۰.</ref>، [[بی‌خردی]] و عدم تعقّل {{متن قرآن|قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا}}<ref>«همراه وی که با او گفت و گو می‌کرد گفت: آیا به کسی که تو را از خاکی سپس از نطفه‌ای آفرید آنگاه تو را مردی باندام برآورد کفر می‌ورزی؟» سوره کهف، آیه ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ}}<ref>«و آیا آدمی ندیده است که ما او را از نطفه‌ای آفریده‌ایم و ناگاه ستیزه‌جویی آشکار است؟» سوره یس، آیه ۷۷.</ref>،<ref>جامع السعادات، ج‌۱، ص‌۳۹۸؛ معراج السعاده، ص‌۲۸۲.</ref> [[فزونی مال]] و فرزند و [[خویشان]] و هواداران، [[قدرت]] {{متن قرآن|فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ}}<ref>«و اما (قوم) عاد در زمین به نادرستی گردنکشی کردند و گفتند: چه کسی از ما توانمندتر است؟ و آیا ندیدند که خداوندی که آنان را آفریده از آنان توانمندتر است؟ و آنان آیات ما را انکار می‌کردند» سوره فصلت، آیه ۱۵.</ref>،<ref>نمونه، ج‌۲۰، ص‌۲۳۳.</ref> [[حسب و نسب]]، [[موقعیت اجتماعی]] {{متن قرآن|وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا}}<ref>«و او را (بار و) بری بود پس (یک روز) به همراه خویش -که با وی گفت و گو می‌کرد- گفت: من از تو در مال بیشتر و در نفر نیرومندترم» سوره کهف، آیه ۳۴.</ref>، {{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}<ref>«و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمی‌بینید؟» سوره زخرف، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ}}<ref>«و گفتند: که ما دارایی و فرزند بیشتری داریم و ما را عذاب نخواهند کرد» سوره سبأ، آیه ۳۵.</ref>،<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۸۱۳؛ نمونه، ج‌۱۳، ص‌۱۲۱.</ref> [[حمیت]] و [[تعصّب]] {{متن قرآن|إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ}}<ref>«جز ابلیس که از بودن با فروتنان خودداری ورزید» سوره حجر، آیه ۳۱.</ref>.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲؛ شرح اصول کافی، ج‌۹، ص‌۳۲۲.</ref>، [[حماقت]] و کم‌ارزشی <ref>مسندالرضا {{ع}}، ص۸۴؛ شرح نهج‌البلاغه، ج‌۲۰، ص‌۱۵۰.</ref> علل و زمینه‌های [[تفاخر]] دانسته شده‌اند.


تفاخر و [[تکبّر]] پیوند نزدیکی با هم دارند و در واقع، تفاخر بعضی از اقسام تکبّر است، از این رو اخلاق‌پژوهان معتقدند همه اسباب تکبّر، تفاخر نیز می‌آورند.<ref>جامع البیان، ج‌۱، ص‌۳۹۸؛ معراج السعاده، ص‌۲۸۲.</ref> [[قرآن]] [[کفر]]، [[انکار]] [[دعوت انبیا]] و [[معاد]] و [[غفلت]] از آن {{متن قرآن|وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِنْ رُدِدْتُ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِنْهَا مُنْقَلَبًا}}<ref>«و گمان ندارم که رستخیز برپا شود و اگر مرا به سوی پروردگارم باز گردانند جایگاهی از آن بهتر خواهم یافت» سوره کهف، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا}}<ref>«همراه وی که با او گفت و گو می‌کرد گفت: آیا به کسی که تو را از خاکی سپس از نطفه‌ای آفرید آنگاه تو را مردی باندام برآورد کفر می‌ورزی؟» سوره کهف، آیه ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا}}<ref>«خداوند را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید و به پدر و مادر و به خویشاوند و یتیمان و تهیدستان و همسایه خویشاوند و همسایه دور و همراه همنشین و در راه مانده و بردگانتان نکویی ورزید؛ بی‌گمان خداوند کسی را که خودپسندی خویشتن‌ستای باشد دوست نمی‌دارد» سوره نساء، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«همان کسان که تنگ‌چشمی می‌ورزند و مردم را به تنگ‌چشمی وا می‌دارند و آنچه را خداوند از بخشش خود به آنان داده است پنهان می‌کنند و برای کافران عذابی خوارساز آماده کرده‌ایم» سوره نساء، آیه ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ }}<ref>«زیاده‌خواهی شما را سرگرم داشت،» سوره تکاثر، آیه ۱-۲.</ref>.<ref>ر. ک: فرهنگ قرآن، ج‌۸، ص‌۲۴۴.</ref>، [[محرومیت]] از [[محبت خدا]] و نداشتن [[یار]] و [[یاور]] در برابر [[خداوند]]، [[همراهی]] و [[دوستی]] [[شیطان]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا}}<ref>«و آن کسان که دارایی‌های خود را برای نشان دادن به مردم، می‌بخشند و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارند؛ و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.</ref>، {{متن قرآن|وَلَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مُنْتَصِرًا}}<ref>«و او را گروهی نبود که در برابر خداوند یاریش کنند و توان دفاع از خود نداشت» سوره کهف، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ}}<ref>«بی‌گمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنج‌ها چندان دادیم که (حمل) مخزن های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار می‌آمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمی‌دارد» سوره قصص، آیه ۷۶.</ref>، {{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ}}<ref>«آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است» سوره قصص، آیه ۷۹.</ref>، {{متن قرآن|فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ}}<ref>«پس او و خانه او را به زمین فرو بردیم آنگاه هیچ گروهی نداشت که در برابر خداوند یاریش کنند و از کسانی نبود که داد خویش می‌ستانند» سوره قصص، آیه ۸۱.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«و روی خود را از مردم مگردان و بر زمین خرامان گام برمدار که خداوند هیچ خود پسند خویشتن‌ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره لقمان، آیه ۱۸.</ref>، رعایت نکردن [[حقوق]] [[دوستان]]، [[خویشاوندان]]، [[پدر]] و [[مادر]]، [[یتیمان]]، [[مسکینان]] و در راه واماندگان {{متن قرآن|وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا}}<ref>«خداوند را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید و به پدر و مادر و به خویشاوند و یتیمان و تهیدستان و همسایه خویشاوند و همسایه دور و همراه همنشین و در راه مانده و بردگانتان نکویی ورزید؛ بی‌گمان خداوند کسی را که خودپسندی خویشتن‌ستای باشد دوست نمی‌دارد» سوره نساء، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا}}<ref>«و آن کسان که دارایی‌های خود را برای نشان دادن به مردم، می‌بخشند و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارند؛ و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.</ref>.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۵، ص‌۱۹۲.</ref> [[تحقیر]] [[مردم]] و [[بی‌اعتنایی]] به [[عزّت]] و [[کرامت]] آنها {{متن قرآن|وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا}}<ref>«و او را (بار و) بری بود پس (یک روز) به همراه خویش -که با وی گفت و گو می‌کرد- گفت: من از تو در مال بیشتر و در نفر نیرومندترم» سوره کهف، آیه ۳۴.</ref><ref>نهج البلاغه، خ ۱۹۲.</ref> و نیز [[روایات]]، [[کینه]] و [[دشمنی]]، وسوسه‌های [[شیطانی]] و افتادن در دام شیطان و [[سقوط]]،<ref>الخصال، ص‌۶۹.</ref> [[هلاکت]]،<ref> راهنما، ج‌۱۰، ص‌۳۸۱.</ref> ایجاد [[نظام]] طبقاتی، ناهنجاریهای [[سیاسی]] [[فرهنگی]] در [[جامعه]]، [[ترویج]] [[چاپلوسی]] و [[تملّق]]،<ref>فرهنگ آفتاب، ج‌۳، ص‌۱۴۴۶.</ref> سیاهی چهره در [[قیامت]] <ref>مستدرک سفینة البحار، ج‌۸، ص‌۱۴۱.</ref> را از پیامدهای [[خودستایی]] دانسته‌اند.
در برخی [[روایات]] [[امامیه]] «[[فسوق]]» در همین آیه به [[دروغ]] و تفاخر [[تفسیر]] شده است.<ref>وسائل الشیعه، ج‌۹، ص‌۱۰۹؛ التحفة السنیه، ص‌۱۸۲.</ref> [[رسول خدا]]{{صل}} در [[حجة‌الوداع]] از این کار نهی فرمود.<ref>تفسیر مراغی، ج‌۲، ص‌۱۰۴.</ref> این پدیده آن قدر خطرناک است که در دعاهای [[معصومان]]{{ع}} از آن به [[خدا]] پناه برده شده و از او خواسته شده است تا [[انسان]] را از ابتلای به آن نگه دارد<ref>صحیفه سجادیه، دعاء ۲۶، ۵۵، ۱۲۸.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} در پاسخ مردی که با یادآوری اجدادش فخر می‌فروخت فرمود: خودت به سبب [[تکبر]] و اجدادت برای کفرشان همگی در [[جهنم]] هستید<ref>الکافی، ج‌۲، ص‌۳۲۹.</ref>.


برخی اخلاق‌پژوهان به استناد [[روایات]] برای درمان این [[بیماری]] مهلک به روشهایی [[علمی]] و عملی سفارش کرده‌اند. مهم‌ترین راهکارهای درمان علمی مفاخره عبارت است از: توجه به [[توحید]] در ذات و صفات و [[ناتوانی]] و مغلوب بودن [[انسان]] و سایر موجودات در برابر ذات [[پروردگار]]،<ref>شرح اصول کافی، ج‌۹، ص‌۳۶۹ ـ ۳۷۳.</ref> [[خودآگاهی]] و [[درک]] این [[حقیقت]] که انسان از [[پست‌ترین]] چیزها یعنی [[خاک]] و نطفه [[آفریده]] شده است <ref>جامع السعادات، ج‌۱، ص‌۳۹۹.</ref> و سرانجام به پست‌ترین چیزها یعنی مردار بدل می‌شود <ref>المحاسن، ج‌۱، ص‌۲۴۲.</ref> و نیز بسیار [[ناتوان]] است و نفع و ضرر، [[مرگ]] و [[زندگی]] و [[حشر]] و نشرش در اختیارش نیست و پس از مرگ باید در برابر تک تک کردارش پاسخگو باشد و هیچ از سرنوشتش باخبر نیست،<ref>شرح اصول کافی، ج‌۹، ص‌۳۷۰.</ref> یاد [[قبر]]، [[قیامت]] <ref>نهج البلاغه، خ ۱۹۲.</ref> و این حقیقت که [[عزّت]]، [[افتخار]]، [[زینت]] و [[نعمت]] [[دنیا]] رو به زوال‌اند <ref>الخصال، ص‌۴۸۳.</ref> و رها کردن مفاخره از نشانه‌های [[اهل]] تقواست<ref>روضة الواعظین، ص‌۴۴۴.</ref> و اهل [[آخرت]] از مفاخره با اهل دنیا دست شسته‌اند.<ref>نهج البلاغه، خبطه ۱۹۲؛ تحف العقول، ص‌۱۵۶؛ بحارالانوار، ج‌۷۴، ص‌۴۰۹.</ref>
یادآوری [[نعمت‌ها]] و [[احسان]] [[پروردگار]] به خودی خود فخر نیست،<ref>شرح اصول کافی، ج‌۱۰، ص‌۸۴.</ref> چنان‌که [[قرآن‌کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ}}<ref>«و نعمت پروردگارت را باز گوی!» سوره ضحی، آیه ۱۱.</ref>، از این‌رو برخی فخر را دو قسم [[باطل]] و غیر باطل دانسته‌اند و بیان صفاتی را که عقلا و شرعاً پسندیده است بدون [[خودستایی]]، [[تفاخر]] [[باطل]] نشمرده‌اند،<ref>التحریر والتنویر، ج‌۲۷، ص‌۴۰۲.</ref> زیرا فخور کسی است که از روی خودبزرگ بینی و فخر‌فروشی و با انگیزه کوچک شمردن دیگران<ref>احکام القرآن، ج‌۳، ص‌۴۵۹.</ref> [[مناقب]] خود و دارایی‌های خدادادی‌اش<ref>جامع البیان، ج‌۲۱، ص‌۹۲.</ref> را برمی‌شمارد؛ اما کسی که برای اعتراف به [[نعمت‌های پروردگار]] آنها را می‌شمارد [[شکور]] است نه فخور<ref>مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۷۱.</ref>.


راهکارهای درمان عملی مفاخره نیز [[فروتنی]]، [[اقتدا]] به [[سیره معصومان]] {{ع}}، [[انفاق]] [[مالی]] و [[معنوی]] در [[راه خدا]] <ref>شرح اصول الکافی، ج‌۹، ص‌۳۷۰.</ref> و رها کردن مفاخره <ref>نهج البلاغه، خبطه ۱۹۲؛ تحف العقول، ص‌۱۵۶؛ بحارالانوار، ج‌۷۴، ص‌۴۰۹.</ref> است<ref>[[سید عبدالرسول حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید عبدالرسول]]، [[تفاخر - حسینی‌زاده (مقاله)|مقاله «تفاخر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref>.
یادآوری فضایلی چون [[ایمان]]: {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}}<ref>«آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لَا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا أَفَمَنْ يُلْقَى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتِي آمِنًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«بی‌گمان کسانی که در آیات ما کژاندیشی می‌کنند بر ما پوشیده نیستند، آیا آن کس که در روز رستخیز در آتش افکنده می‌شود بهتر است یا آنکه در امن و امان می‌آید؟ هر چه می‌خواهید انجام دهید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره فصلت، آیه ۴۰.</ref>، {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا آب دادن به حاجیان و آبادسازی مسجد الحرام را همگون کار آن کس قرار داده‌اید که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و در راه خداوند جهاد کرده است؟ (هرگز این دو) نزد خداوند برابر نیستند و خداوند گروه ستمگران را رهنمایی نمی‌کند» سوره توبه، آیه ۱۹.</ref>.<ref> الکافی، ج‌۲، ص‌۳۲۸.</ref>، [[تقوا]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز‌شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>.<ref> المجدی، ص‌۷۱.</ref>، [[جهاد]]: {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا آب دادن به حاجیان و آبادسازی مسجد الحرام را همگون کار آن کس قرار داده‌اید که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و در راه خداوند جهاد کرده است؟ (هرگز این دو) نزد خداوند برابر نیستند و خداوند گروه ستمگران را رهنمایی نمی‌کند» سوره توبه، آیه ۱۹.</ref>، همت بلند، [[وفا به پیمان]]، پافشاری در [[کرم]] و [[جوانمردی]]<ref>غررالحکم، ج‌۲، ص‌۳۷۴؛ مسند الرضا{{ع}}، ص‌۸۴.</ref> و نیز برشمردن [[فضایل]] برای بیان حق و روشنگری<ref>شرح الاخبار، ج‌۱، ص‌۱۹۵، ۲۳۳؛ ج‌۲، ص‌۲۳۱.</ref> [[تفاخر]] [[ممدوح]] است و در [[روایات]] مواردی ازاین دست از ناحیه [[امامان معصوم]]{{ع}} دیده می‌شوند<ref>نک: تحفة الاحوذی، ج‌۱۰، ص‌۱۳۶؛ مستدرک سفینة البحار، ص‌۱۴۴؛ المستطرف، ج‌۱، ص‌۲۲۰.</ref>.<ref>[[سید عبدالرسول حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید عبدالرسول]]، [[تفاخر - حسینی‌زاده (مقاله)|مقاله «تفاخر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]].</ref>


== تفاخر در دانشنامه معاصر قرآن کریم ==
== زمینه‌های تفاخر ==
[[تفاخر]] از ریشه «ف - خ – ر» به معنای [[افتخار]]، شکوه، بزرگی و [[فضل]] نشان دادن است. این منظور [[فخر]] را، [[مدح]] دو [[طرفه]] نسبت به ویژگی‌ها و صفات می‌داند<ref>لسان العرب، ج۱۰، ص۱۹۸.</ref>. از آنجا که کلمه «تفاخر» مصدر باب تفاعل است و این باب بیان‌گر رابطه بین افراد می‌باشد لذا «تقاخر» آن است که دو فرد یا دو گروه بر یکدیگر فخر بفروشند. بنابراین می‌‌توان فخر و تفاخر را ادعا بزرگی و [[شرافت]] در امور ذاتی یا خارج از ذات دانست <ref>التحقیق، ج۹، ص۳۹.</ref>.
# '''[[نادانی]] به ناپایداری زندگی مادی:''' {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}<ref>«بدانید که زندگانی این جهان بازیچه و سرگرمی و زیور و نازشی است میان شما و افزون‌خواهی در دارایی‌ها و فرزندان است؛ چون بارانی که رستنی آن شگفتی کشتکاران را برانگیزد سپس خشک گردد و آن را زرد بینی، آن‌گاه ریز و خرد شود و در جهان واپسین، عذابی سخت و (نیز) آمرزش و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و زندگانی این جهان جز مایه فریب نیست» سوره حدید، آیه ۲۰.</ref>؛ {{متن قرآن|أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ}}<ref>«زیاده‌خواهی شما را سرگرم داشت، تا با گورها دیدار کردید. هرگز! به زودی خواهید دانست، دگر باره هرگز! به زودی خواهید دانست، هرگز! اگر به «دانش بی‌گمان» بدانید» سوره تکاثر، آیه ۱-۵.</ref>.
# '''کم‌ظرفیتی و کوته‌فکری:''' {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ}}<ref>«و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است» سوره هود، آیه ۱۰.</ref>.
# '''[[کفر]] و [[ناسپاسی]] نسبت به صاحب اصلی [[نعمت‌ها]]:''' زیرا [[انسان]] به چیزی [[تفاخر]] می‌کند که از خود بداند و لذا [[قرآن]] گفتگوی دو نفری را که یکی بر دیگری تفاخر می‌نماید این چنین بازگو می‌کند. اولی می‌گوید: {{متن قرآن|وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا}}<ref>«و او را (بار و) بری بود پس (یک روز) به همراه خویش -که با وی گفت و گو می‌کرد- گفت: من از تو در مال بیشتر و در نفر نیرومندترم» سوره کهف، آیه ۳۴.</ref> و دومی در جواب می‌گوید: {{متن قرآن|قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا}}<ref>«همراه وی که با او گفت و گو می‌کرد گفت: آیا به کسی که تو را از خاکی سپس از نطفه‌ای آفرید آنگاه تو را مردی باندام برآورد کفر می‌ورزی؟» سوره کهف، آیه ۳۷.</ref>. در [[سوره نساء]] نیز، پس از بیان ویژگی‌های افراد [[خودخواه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا}}<ref>«همراه وی که با او گفت و گو می‌کرد گفت: آیا به کسی که تو را از خاکی سپس از نطفه‌ای آفرید آنگاه تو را مردی باندام برآورد کفر می‌ورزی؟» سوره کهف، آیه ۳۷.</ref>.<ref>[[علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا]]، [[تفاخر - عصیانی (مقاله)|مقاله «تفاخر»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>
# '''گذر از گرفتاری و [[سختی]] و رسیدن به ناز و [[نعمت]] و [[آسایش]]:''' {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ}}<ref>«و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است» سوره هود، آیه ۱۰.</ref>،
# '''بی‌خردی و عدم تعقّل:''' {{متن قرآن|قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا}}<ref>«همراه وی که با او گفت و گو می‌کرد گفت: آیا به کسی که تو را از خاکی سپس از نطفه‌ای آفرید آنگاه تو را مردی باندام برآورد کفر می‌ورزی؟» سوره کهف، آیه ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ}}<ref>«و آیا آدمی ندیده است که ما او را از نطفه‌ای آفریده‌ایم و ناگاه ستیزه‌جویی آشکار است؟» سوره یس، آیه ۷۷.</ref>،<ref>جامع السعادات، ج‌۱، ص‌۳۹۸؛ معراج السعاده، ص‌۲۸۲.</ref>،
# '''فزونی مال و فرزند و [[خویشان]] و هواداران، [[قدرت]]:''' {{متن قرآن|فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ}}<ref>«و اما (قوم) عاد در زمین به نادرستی گردنکشی کردند و گفتند: چه کسی از ما توانمندتر است؟ و آیا ندیدند که خداوندی که آنان را آفریده از آنان توانمندتر است؟ و آنان آیات ما را انکار می‌کردند» سوره فصلت، آیه ۱۵.</ref>،<ref>نمونه، ج‌۲۰، ص‌۲۳۳.</ref>،
# '''حسب و نسب، موقعیت اجتماعی:''' {{متن قرآن|وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا}}<ref>«و او را (بار و) بری بود پس (یک روز) به همراه خویش -که با وی گفت و گو می‌کرد- گفت: من از تو در مال بیشتر و در نفر نیرومندترم» سوره کهف، آیه ۳۴.</ref>، {{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}<ref>«و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمی‌بینید؟» سوره زخرف، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ}}<ref>«و گفتند: که ما دارایی و فرزند بیشتری داریم و ما را عذاب نخواهند کرد» سوره سبأ، آیه ۳۵.</ref>،<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۸۱۳؛ نمونه، ج‌۱۳، ص‌۱۲۱.</ref>،
# '''[[حمیت]] و [[تعصّب]]:''' {{متن قرآن|إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ}}<ref>«جز ابلیس که از بودن با فروتنان خودداری ورزید» سوره حجر، آیه ۳۱.</ref>.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲؛ شرح اصول کافی، ج‌۹، ص‌۳۲۲.</ref>،
# '''حماقت و کم‌ارزشی'''<ref>مسندالرضا{{ع}}، ص۸۴؛ شرح نهج‌البلاغه، ج‌۲۰، ص‌۱۵۰.</ref>.<ref>[[سید عبدالرسول حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید عبدالرسول]]، [[تفاخر - حسینی‌زاده (مقاله)|مقاله «تفاخر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]].</ref>


واژه «تفاخر» و هم [[خانواده]] آن «فخور» در حوزه معنایی واژگانی از قبیل [[الله]]، [[دنیا]]، [[اولاد]]، [[اموال]]، [[بخل]]، [[کفر]]، [[عذاب]] و [[عبادت]] است که مجموعاً یک «میدان معناشناختی» را تشکیل می‌دهند.
== پیامدهای تفاخر ==
# '''[[محرومیت]] از محبت خدا و نداشتن یار و [[یاور]] در برابر [[خداوند]]، [[همراهی]] و [[دوستی]] [[شیطان]]:''' {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا}}<ref>«و آن کسان که دارایی‌های خود را برای نشان دادن به مردم، می‌بخشند و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارند؛ و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.</ref>، {{متن قرآن|وَلَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مُنْتَصِرًا}}<ref>«و او را گروهی نبود که در برابر خداوند یاریش کنند و توان دفاع از خود نداشت» سوره کهف، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ}}<ref>«بی‌گمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنج‌ها چندان دادیم که (حمل) مخزن‌های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار می‌آمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمی‌دارد» سوره قصص، آیه ۷۶.</ref>، {{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ}}<ref>«آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است» سوره قصص، آیه ۷۹.</ref>، {{متن قرآن|فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ}}<ref>«پس او و خانه او را به زمین فرو بردیم آنگاه هیچ گروهی نداشت که در برابر خداوند یاریش کنند و از کسانی نبود که داد خویش می‌ستانند» سوره قصص، آیه ۸۱.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«و روی خود را از مردم مگردان و بر زمین خرامان گام برمدار که خداوند هیچ خود پسند خویشتن‌ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره لقمان، آیه ۱۸.</ref>،
# '''[[همنشینی]] با [[شیطان]]:''' [[خداوند]] بعد از بیان ویژگی‌های خودستایان می‌فرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا}}<ref>«و آن کسان که دارایی‌های خود را برای نشان دادن به مردم، می‌بخشند و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارند؛ و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.</ref>.
# '''[[بخل]]:''' خداوند در توصیف [[اهل]] [[تفاخر]] می‌فرماید: {{متن قرآن|الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«همان کسان که تنگ‌چشمی می‌ورزند و مردم را به تنگ‌چشمی وا می‌دارند و آنچه را خداوند از بخشش خود به آنان داده است پنهان می‌کنند و برای کافران عذابی خوارساز آماده کرده‌ایم» سوره نساء، آیه ۳۷.</ref>.
# '''تحقیر [[مردم]] و بی‌اعتنایی به [[عزّت]] و [[کرامت]] آنها:''' خداوند در معرفی فردی خودستا و [[خودخواه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا}}<ref>«و او را (بار و) بری بود پس (یک روز) به همراه خویش -که با وی گفت و گو می‌کرد- گفت: من از تو در مال بیشتر و در نفر نیرومندترم» سوره کهف، آیه ۳۴.</ref>.<ref>[[علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا]]، [[تفاخر - عصیانی (مقاله)|مقاله «تفاخر»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>
# '''[[کفر]]، [[انکار]] دعوت انبیا و [[معاد]] و [[غفلت]] از آن:''' {{متن قرآن|وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِنْ رُدِدْتُ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِنْهَا مُنْقَلَبًا}}<ref>«و گمان ندارم که رستخیز برپا شود و اگر مرا به سوی پروردگارم باز گردانند جایگاهی از آن بهتر خواهم یافت» سوره کهف، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا}}<ref>«همراه وی که با او گفت و گو می‌کرد گفت: آیا به کسی که تو را از خاکی سپس از نطفه‌ای آفرید آنگاه تو را مردی باندام برآورد کفر می‌ورزی؟» سوره کهف، آیه ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا}}<ref>«خداوند را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید و به پدر و مادر و به خویشاوند و یتیمان و تهیدستان و همسایه خویشاوند و همسایه دور و همراه همنشین و در راه مانده و بردگانتان نکویی ورزید؛ بی‌گمان خداوند کسی را که خودپسندی خویشتن‌ستای باشد دوست نمی‌دارد» سوره نساء، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«همان کسان که تنگ‌چشمی می‌ورزند و مردم را به تنگ‌چشمی وا می‌دارند و آنچه را خداوند از بخشش خود به آنان داده است پنهان می‌کنند و برای کافران عذابی خوارساز آماده کرده‌ایم» سوره نساء، آیه ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ}}<ref>«زیاده‌خواهی شما را سرگرم داشت،» سوره تکاثر، آیه ۱-۲.</ref>.<ref>ر. ک: فرهنگ قرآن، ج‌۸، ص‌۲۴۴.</ref>،
# '''رعایت نکردن [[حقوق]] [[دوستان]]، [[خویشاوندان]]، پدر و مادر، [[یتیمان]]، [[مسکینان]] و در راه واماندگان:''' {{متن قرآن|وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا}}<ref>«خداوند را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید و به پدر و مادر و به خویشاوند و یتیمان و تهیدستان و همسایه خویشاوند و همسایه دور و همراه همنشین و در راه مانده و بردگانتان نکویی ورزید؛ بی‌گمان خداوند کسی را که خودپسندی خویشتن‌ستای باشد دوست نمی‌دارد» سوره نساء، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا}}<ref>«و آن کسان که دارایی‌های خود را برای نشان دادن به مردم، می‌بخشند و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارند؛ و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.</ref>.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۵، ص‌۱۹۲.</ref>
# و نیز [[روایات]]، [[کینه]] و [[دشمنی]]، [[وسوسه‌های شیطانی]] و افتادن در دام [[شیطان]] و [[سقوط]]<ref>الخصال، ص‌۶۹.</ref>، هلاکت<ref> راهنما، ج‌۱۰، ص‌۳۸۱.</ref>، ایجاد [[نظام]] طبقاتی، ناهنجاری‌های [[سیاسی]] [[فرهنگی]] در [[جامعه]]، ترویج [[چاپلوسی]] و [[تملّق]]<ref>فرهنگ آفتاب، ج‌۳، ص‌۱۴۴۶.</ref>، سیاهی چهره در [[قیامت]]<ref>مستدرک سفینة البحار، ج‌۸، ص‌۱۴۱.</ref> را از پیامدهای [[خودستایی]] دانسته‌اند<ref>[[سید عبدالرسول حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید عبدالرسول]]، [[تفاخر - حسینی‌زاده (مقاله)|مقاله «تفاخر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]].</ref>.


برخی تفاخر را مخصوص [[مباهات]] به امور بیرون از ذات [[انسان]] از قبیل [[مال]]، [[مقام]] و اولاد دانسته‌اند<ref>مفردات، ص۶۲۷، ماده فخر.</ref>.
== درمان تفاخر ==
از آنجا که [[قرآن]] کتاب [[شفاء]] است {{متن قرآن|وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَسَارًا}} و در صدد درمان بیماری‌های روحی و [[اخلاقی]] [[انسان‌ها]]ست لذا جهت درمان [[بیماری]] تفاخر راهکارهای را مطرح نموده است؛ مانند:
# '''بیان عاقبت تفاخر:''' خداوند عاقبت کسانی را که به باغ خود تفاخر می‌نمودند را چنین بیان می‌کند: {{متن قرآن|فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ}}<ref>«آنگاه، بلایی از سوی پروردگارت بدان رسید و آنان در خواب بودند و چون (باغی) سوخته، سیاه گردید» سوره قلم، آیه ۱۹-۲۰.</ref>. همچنین و عاقبت قارون را که به ثروت خود تفاخر مینمود این چنین بیان می‌فرماید: {{متن قرآن|فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ}}<ref>«پس او و خانه او را به زمین فرو بردیم آنگاه هیچ گروهی نداشت که در برابر خداوند یاریش کنند و از کسانی نبود که داد خویش می‌ستانند» سوره قصص، آیه ۸۱.</ref>
# '''[[تذکر]] آنچه را که [[ارزش]] یادآوری دارد:''' [[خداوند]] در جهت از بین بردن رسم [[اعراب]] که بعد از [[مراسم حج]] مشغول [[تفاخر]] به آباء و اجداد خود می‌شدند می‌فرماید: {{متن قرآن|فَإِذَا قَضَيْتُمْ مَنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ}}<ref>«پس چون آیین‌های ویژه حجّتان را انجام دادید خداوند را یاد کنید چونان یادکردتان از پدرانتان یا یادکردی بهتر؛ از مردم کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! (هر چه می‌خواهی) در این جهان به ما ببخش و آنان را در جهان واپسین بهره‌ای نیست» سوره بقره، آیه ۲۰۰.</ref>.
# '''بیان [[حکمت]] تفاوت‌ها:''' {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز‌شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>.


برخی دیگر، تفاخر را دو قسم دانسته‌اند:
از آنجا که [[اسلام]] در پی ایجاد جامعه‌ای است که [[برادری]] و [[همکاری]] در آن جریان داشته باشد لذا با عواملی که باعث دوری، [[کینه]] و [[دشمنی]] افراد [[جامعه]] می‌شود به مقابله پرداخته و یکی از این عوامل تفاخر است. با این که موضوع تفاخر از حیث مباحث [[اجتماعی]] بسیار با اهمیت است اما از آنجا که [[روح]] [[حاکم]] بر کُتُب اخلاق دینی در [[جوامع اسلامی]]، بیشتر [[اخلاقی]] فردی بوده است لذا مؤلّفین این کتاب‌ها یا اصلاً به این موضوع نپرداخته‌اند و یا در صورت طرح، آن را از نظر مباحث اجتماعی مورد ملاحظه قرار نداده‌اند.
# [[مذموم]]، آنجا که انسان با تفاخر و شمردن برخی ویژگی‌ها، در صدد بزرگ شمردن خود و یا [[تحقیر]] [[مردم]] باشد.
# [[ممدوح]]، آنجا که انسان در مقام معرفی خود باشد یا بخواهد [[نعمت‌های الهی]] را بیان کند<ref>التحقیق، ج۹، ص۳۸ و ۳۹.</ref>.


واژه «تفاخر» در [[قرآن]]، تنها یک بار به کار رفته است {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}<ref>«بدانید که زندگانی این جهان بازیچه و سرگرمی و زیور و نازشی است میان شما و افزون خواهی در دارایی‌ها و فرزندان است؛ چون بارانی که رستنی آن شگفتی کشتکاران را برانگیزد سپس خشک گردد و آن را زرد بینی، آن‌گاه ریز و خرد شود و در جهان واپسین، عذابی سخت و (نیز) آمرزش و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و زندگانی این جهان جز مایه فریب نیست» سوره حدید، آیه ۲۰.</ref>. البته هم‌خانواده آن یعنی «فخور» چهار بار در سوره‌های {{متن قرآن|وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا}}<ref>«خداوند را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید و به پدر و مادر و به خویشاوند و یتیمان و تهیدستان و همسایه خویشاوند و همسایه دور و همراه همنشین و در راه مانده و بردگانتان نکویی ورزید؛ بی‌گمان خداوند کسی را که خودپسندی خویشتن‌ستای باشد دوست نمی‌دارد» سوره نساء، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ}}<ref>«و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است» سوره هود، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«و روی خود را از مردم مگردان و بر زمین خرامان گام برمدار که خداوند هیچ خود پسند خویشتن‌ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره لقمان، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره حدید، آیه ۲۳.</ref> آمده است. افزون بر این، [[آیات]] دیگری نیز از [[عمل]] تفاخر یاد و آن را [[نکوهش]] نموده است اما با به‌کارگیری واژه‌های دیگر مانند آنچه در آیات ذیل آمده است: {{متن قرآن|وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا}}<ref>«و او را (بار و) بری بود پس (یک روز) به همراه خویش -که با وی گفت و گو می‌کرد- گفت: من از تو در مال بیشتر و در نفر نیرومندترم» سوره کهف، آیه ۳۴.</ref>، {{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ}}<ref>«آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است» سوره قصص، آیه ۷۹.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ}}<ref>«و گفتند: که ما دارایی و فرزند بیشتری داریم و ما را عذاب نخواهند کرد» سوره سبأ، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}<ref>«و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمی‌بینید؟» سوره زخرف، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ}}<ref>«بلکه من از این کس بهترم که خوارمایه است و به درستی نمی‌تواند سخن گوید» سوره زخرف، آیه ۵۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقَامًا وَأَحْسَنُ نَدِيًّا}}<ref>«و چون بر آنان آیات روشن ما خوانده شود کسانی که کفر ورزیده‌اند به کسانی که ایمان دارند می‌گویند: کدام یک از (ما) دو گروه دارای جایگاهی بهتر و محفلی آراسته‌تر است؟» سوره مریم، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ}}<ref>«و اما (قوم) عاد در زمین به نادرستی گردنکشی کردند و گفتند: چه کسی از ما توانمندتر است؟ و آیا ندیدند که خداوندی که آنان را آفریده از آنان توانمندتر است؟ و آنان آیات ما را انکار می‌کردند» سوره فصلت، آیه ۱۵.</ref>.
با نگاهی اجمالی به [[آیات قرآن]] در موضوع [[فخر فروشی]] می‌‌توان دریافت که [[قرآن]] در صدد بررسی ابعاد این ناهنجاری [[اخلاقی]] است. از منظر قرآن متعالی‌ترین [[ارزش]] [[توحید]] است. هرگاه [[انسان]] [[موحد]] شد به این [[باور]] خواهد رسید که تمام هستی از آن [[خداوند]] است و هرکس هر آنچه دارد در [[حقیقت]] از آن خداوند است که برای [[آزمایش]] [[آدمی]] در [[اختیار]] او قرار داده شده است و بنابراین، هیچ دلیلی برای [[تفاخر]] نیست. چنین [[انسانی]] به جای اینکه سرگرم فخر فروشی به [[نعمت‌های الهی]] شود در صدد بر می‌آید که از آنها، آن‌گونه که خداوند [[راضی]] است استفاده نماید<ref>[[علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا]]، [[تفاخر - عصیانی (مقاله)|مقاله «تفاخر»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>.


تفاخر از سنت‌های رایج در میان [[عرب جاهلی]] بود. آنها هر سال در بازار [[عکاظ]] جمع می‌شدند و با یکدیگر مفاخره (تفاخر) میکردند<ref>الصحاح.</ref>. همچنین بعد از [[اعمال]] [[حج]] با یادآوری [[مناقب]] بزرگان‌شان به تفاخر می‌پرداختند<ref>تفسیر المراغی، ج۲، ص۱۰۴.</ref>. این [[سنت]] در میان [[اقوام]] دیگر نیز رواج داشته است. قرآن از [[فخر فروشی]] [[قوم عاد]]{{متن قرآن|فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ}}<ref>«و اما (قوم) عاد در زمین به نادرستی گردنکشی کردند و گفتند: چه کسی از ما توانمندتر است؟ و آیا ندیدند که خداوندی که آنان را آفریده از آنان توانمندتر است؟ و آنان آیات ما را انکار می‌کردند» سوره فصلت، آیه ۱۵.</ref>؛ [[فرعون]] {{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}<ref>«و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمی‌بینید؟» سوره زخرف، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ}}<ref>«بلکه من از این کس بهترم که خوارمایه است و به درستی نمی‌تواند سخن گوید» سوره زخرف، آیه ۵۲.</ref>؛ خوشگذرانان [[اقوام]] پیشین {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ}}<ref>«و ما در هیچ شهری، بیم‌دهنده‌ای نفرستادیم مگر که کامرانان آن (شهر) گفتند: ما منکر پیام رسالت شماییم» سوره سبأ، آیه ۳۴.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ}}<ref>«و گفتند: که ما دارایی و فرزند بیشتری داریم و ما را عذاب نخواهند کرد» سوره سبأ، آیه ۳۵.</ref> یاد کرده است.
در مجموع مهم‌ترین راهکارهای درمان علمی مفاخره عبارت است از: توجه به [[توحید در ذات]] و صفات و [[ناتوانی]] و مغلوب بودن [[انسان]] و سایر موجودات در برابر ذات [[پروردگار]]،<ref>شرح اصول کافی، ج‌۹، ص‌۳۶۹ ـ ۳۷۳.</ref> خودآگاهی و [[درک]] این [[حقیقت]] که انسان از پست‌ترین چیزها یعنی خاک و نطفه [[آفریده]] شده است<ref>جامع السعادات، ج‌۱، ص‌۳۹۹.</ref> و سرانجام به پست‌ترین چیزها یعنی مردار بدل می‌شود<ref>المحاسن، ج‌۱، ص‌۲۴۲.</ref> و نیز بسیار [[ناتوان]] است و نفع و ضرر، [[مرگ]] و [[زندگی]] و [[حشر]] و نشرش در اختیارش نیست و پس از مرگ باید در برابر تک تک کردارش پاسخگو باشد و هیچ از سرنوشتش باخبر نیست،<ref>شرح اصول کافی، ج‌۹، ص‌۳۷۰.</ref> یاد [[قبر]]، قیامت<ref>نهج البلاغه، خ ۱۹۲.</ref> و این حقیقت که عزّت، افتخار، [[زینت]] و [[نعمت]] [[دنیا]] رو به زوال‌اند<ref>الخصال، ص‌۴۸۳.</ref> و رها کردن مفاخره از نشانه‌های [[اهل]] تقواست<ref>روضة الواعظین، ص‌۴۴۴.</ref> و اهل [[آخرت]] از مفاخره با اهل [[دنیا]] [[دست]] شسته‌اند<ref>نهج البلاغه، خبطه ۱۹۲؛ تحف العقول، ص‌۱۵۶؛ بحارالانوار، ج‌۷۴، ص‌۴۰۹.</ref>.
 
بنابراین [[تفاخر]] یکی از [[انحرافات اخلاقی]] [[جوامع بشری]] می‌باشد که [[قرآن]] در صدد [[اصلاح]] آن است. در قرآن واژه «تفاخر» در این [[آیه]] آمده است: {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ}}<ref>«بدانید که زندگانی این جهان بازیچه و سرگرمی و زیور و نازشی است میان شما و افزون خواهی در دارایی‌ها و فرزندان است» سوره حدید، آیه ۲۰.</ref>.
 
واژه «فخور» نیز، در این [[آیات]] آمده است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا}}<ref>«بی‌گمان خداوند کسی را که خودپسندی خویشتن‌ستای باشد دوست نمی‌دارد» سوره نساء، آیه ۳۶.</ref>. [[قرآن]] درباره کسی که پس از رسیدن [[رنج]]، [[خدا]] به او نعمتی می‌دهد می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ}}<ref>«که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است» سوره هود، آیه ۱۰.</ref>.
 
== زمینه‌های تفاخر ==
# [[نادانی]] به ناپایداری [[زندگی مادی]]: {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}<ref>«بدانید که زندگانی این جهان بازیچه و سرگرمی و زیور و نازشی است میان شما و افزون خواهی در دارایی‌ها و فرزندان است؛ چون بارانی که رستنی آن شگفتی کشتکاران را برانگیزد سپس خشک گردد و آن را زرد بینی، آن‌گاه ریز و خرد شود و در جهان واپسین، عذابی سخت و (نیز) آمرزش و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و زندگانی این جهان جز مایه فریب نیست» سوره حدید، آیه ۲۰.</ref>.
# کم‌ظرفیتی و کوته‌فکری: {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ}}<ref>«و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است» سوره هود، آیه ۱۰.</ref>.
# کفر و [[ناسپاسی]] نسبت به صاحب اصلی [[نعمت‌ها]]؛ زیرا [[انسان]] به چیزی تفاخر می‌کند که از خود بداند و لذا قرآن گفتگوی دو نفری را که یکی بر دیگری تفاخر می‌نماید این چنین بازگو می‌کند. اولی می‌گوید: {{متن قرآن|وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا}}<ref>«و او را (بار و) بری بود پس (یک روز) به همراه خویش -که با وی گفت و گو می‌کرد- گفت: من از تو در مال بیشتر و در نفر نیرومندترم» سوره کهف، آیه ۳۴.</ref> و دومی در جواب می‌گوید: {{متن قرآن|قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا}}<ref>«همراه وی که با او گفت و گو می‌کرد گفت: آیا به کسی که تو را از خاکی سپس از نطفه‌ای آفرید آنگاه تو را مردی باندام برآورد کفر می‌ورزی؟» سوره کهف، آیه ۳۷.</ref>. در [[سوره نساء]] نیز، پس از بیان ویژگی‌های افراد [[خودخواه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا}}<ref>«همراه وی که با او گفت و گو می‌کرد گفت: آیا به کسی که تو را از خاکی سپس از نطفه‌ای آفرید آنگاه تو را مردی باندام برآورد کفر می‌ورزی؟» سوره کهف، آیه ۳۷.</ref>


== پیامدهای [[تفاخر]] ==
راهکارهای درمان عملی مفاخره نیز [[فروتنی]]، [[اقتدا]] به [[سیره معصومان]]{{ع}}، [[انفاق]] [[مالی]] و [[معنوی]] در [[راه خدا]]<ref>شرح اصول الکافی، ج‌۹، ص‌۳۷۰.</ref> و رها کردن مفاخره<ref>نهج البلاغه، خبطه ۱۹۲؛ تحف العقول، ص‌۱۵۶؛ بحارالانوار، ج‌۷۴، ص‌۴۰۹.</ref> است<ref>[[سید عبدالرسول حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید عبدالرسول]]، [[تفاخر - حسینی‌زاده (مقاله)|مقاله «تفاخر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]].</ref>.
# [[محرومیت]] از [[محبت خدا]]: {{متن قرآن|وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«و روی خود را از مردم مگردان و بر زمین خرامان گام برمدار که خداوند هیچ خود پسند خویشتن‌ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره لقمان، آیه ۱۸.</ref>.
# [[همنشینی]] با [[شیطان]]. [[خداوند]] بعد از بیان ویژگی‌های خودستایان می‌فرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا}}<ref>«و آن کسان که دارایی‌های خود را برای نشان دادن به مردم، می‌بخشند و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارند؛ و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.</ref>.
# [[بخل]]، خداوند در توصیف [[اهل]] تفاخر می‌فرماید: {{متن قرآن|الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«همان کسان که تنگ‌چشمی می‌ورزند و مردم را به تنگ‌چشمی وا می‌دارند و آنچه را خداوند از بخشش خود به آنان داده است پنهان می‌کنند و برای کافران عذابی خوارساز آماده کرده‌ایم» سوره نساء، آیه ۳۷.</ref>.
# [[تحقیر]] مردم خداوند در معرفی فردی خودستا و خودخواه می‌فرماید: {{متن قرآن|وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا}}<ref>«و او را (بار و) بری بود پس (یک روز) به همراه خویش -که با وی گفت و گو می‌کرد- گفت: من از تو در مال بیشتر و در نفر نیرومندترم» سوره کهف، آیه ۳۴.</ref>.
از آنجا که [[قرآن]] کتاب [[شفاء]] است وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَسَارًا و در صدد درمان بیماری‌های [[روحی]] و [[اخلاقی]] [[انسان‌ها]] است لذا جهت درمان [[بیماری]] تفاخر راهکارهای را مطرح نموده است؛ مانند:
# بیان [[عاقبت]] تفاخر: خداوند عاقبت کسانی را که به باغ خود تفاخر مینمودند را چنین بیان می‌کند: {{متن قرآن| فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ }<ref>«آنگاه، بلایی از سوی پروردگارت بدان رسید و آنان در خواب بودند و چون (باغی) سوخته، سیاه گردید» سوره قلم، آیه ۱۹-۲۰.</ref>. همچنین و عاقبت [[قارون]] را که به [[ثروت]] خود تفاخر مینمود این چنین بیان می‌فرماید: {{متن قرآن|فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ}}<ref>«پس او و خانه او را به زمین فرو بردیم آنگاه هیچ گروهی نداشت که در برابر خداوند یاریش کنند و از کسانی نبود که داد خویش می‌ستانند» سوره قصص، آیه ۸۱.</ref>
# [[تذکر]] آنچه را که [[ارزش]] یادآوری دارد: خداوند در جهت از بین بردن رسم [[اعراب]] که بعد از [[مراسم حج]] مشغول تفاخر به آباء و اجداد خود می‌شدند می‌فرماید: {{متن قرآن|فَإِذَا قَضَيْتُمْ مَنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ}}<ref>«پس چون آیین‌های ویژه حجّتان را انجام دادید خداوند را یاد کنید چونان یادکردتان از پدرانتان یا یادکردی بهتر؛ از مردم کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! (هر چه می‌خواهی) در این جهان به ما ببخش و آنان را در جهان واپسین بهره‌ای نیست» سوره بقره، آیه ۲۰۰.</ref>.
# بیان [[حکمت]] تفاوت‌ه: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>.
از آنجا که [[اسلام]] در پی ایجاد جامعه‌ای است که [[برادری]] و [[همکاری]] در آن جریان داشته باشد لذا با عواملی که باعث دوری، [[کینه]] و [[دشمنی]] افراد [[جامعه]] می‌شود به مقابله پرداخته و یکی از این عوامل [[تفاخر]] است. با این که موضوع تفاخر از حیث مباحث [[اجتماعی]] بسیار با اهمیت است اما از آنجا که [[روح]] [[حاکم]] بر کُتُب [[اخلاق دینی]] در [[جوامع اسلامی]]، بیشتر [[اخلاقی]] فردی بوده است لذا مؤلّفین این کتاب‌ها یا اصلاً به این موضوع نپرداخته‌اند و یا در صورت طرح، آن را از نظر مباحث اجتماعی مورد ملاحظه قرار نداده‌اند.
با نگاهی اجمالی به [[آیات قرآن]] در موضوع [[فخر فروشی]] می‌‌توان دریافت که [[قرآن]] در صدد بررسی ابعاد این [[ناهنجاری]] اخلاقی است. از منظر قرآن متعالی‌ترین [[ارزش]] [[توحید]] است. هرگاه [[انسان]] [[موحد]] شد به این [[باور]] خواهد رسید که تمام هستی از آن [[خداوند]] است و هرکس هر آنچه دارد در [[حقیقت]] از آن خداوند است که برای [[آزمایش]] [[آدمی]] در [[اختیار]] او قرار داده شده است و بنابراین، هیچ دلیلی برای تفاخر نیست. چنین [[انسانی]] به جای اینکه سرگرم فخر فروشی به [[نعمت‌های الهی]] شود در صدد بر می‌آید که از آنها، آن‌گونه که خداوند [[راضی]] است استفاده نماید.<ref>[[علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا]]، [[تفاخر - عصیانی (مقاله)|مقاله «تفاخر»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش