جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[رضا]] از ریشه "ر ـ ض ـ و" یا "ر ـ ض ـ ی" در لغت به معنای [[خشنود]] شدن و خوشدلی، نیز به معنای پسند کردن و [[اختیار]] چیزی<ref>لغت نامه، ج ۸، ص ۱۲۱۰۷، «رضا»؛ التحقیق، ج ۴، ص ۱۳۳، «رضی».</ref> و حالتی در [[قلب]] است که هنگام موافقت طبع در رویارویی با واقعیات بیرون از خود به آن | [[رضا]] از ریشه "ر ـ ض ـ و" یا "ر ـ ض ـ ی" در لغت به معنای [[خشنود]] شدن و خوشدلی، نیز به معنای پسند کردن و [[اختیار]] چیزی<ref>لغت نامه، ج ۸، ص ۱۲۱۰۷، «رضا»؛ التحقیق، ج ۴، ص ۱۳۳، «رضی».</ref> و حالتی در [[قلب]] است که هنگام موافقت طبع در رویارویی با واقعیات بیرون از خود به آن وصف میشود؛ چهآن امور ذاتا [[پسندیده]] باشند یا [[ناپسند]]. رضا ضد معنای [[سخط]] و [[غضب]] است که حالت قلب به هنگام منافرت طبع در رویارویی با حوادث است.<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص ۴۰۲؛ لسان العرب، ج ۵، ص ۲۳۵، «رضی».</ref> رضا و سخط به معنای [[اراده]] نیز برگردانده شدهاند؛ با این تفاوت که رضا در موارد اراده [[تعظیم]] و [[ثواب]] و سخط در موارد اراده [[انتقام]] به کار میرود.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۲۰ـ۴۲۱.</ref> برخی دیگر، موارد کاربرد رضا را مغایر موارد کاربست اراده و تنها در جایی ذکر کردهاند که مراد تحقق یابد و به دنبال آن کراهتی نباشد؛ برخلاف استعمالات اراده که مقیّد به تحقق مراد نیستند.<ref>التبیان، ج ۸، ص ۳۹۱.</ref> رضا در [[فرهنگ دینی]]، [[کراهت]] نداشتن از [[قضای الهی]] <ref>مفردات، ص ۳۵۶، «رضی».</ref> و شاد بودن [[دل]] به آن <ref> التعریفات، ص ۱۴۸.</ref> است. | ||
اخلاقپژوهان، رضا را به معنای ترک [[اعتراض]] به مقدّرات [[الهی]] در ظاهر و [[باطن]] و گفتار و [[کردار]] معنا کرده و آن را از آثار و لوازم [[مقام]] [[محبت]] دانستهاند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۰۳.</ref> در [[عرفان]]، رضا از منازل [[سلوک]] به سوی [[خدا]] و به این معناست که سالک در برابر خواسته خدا وقوفی صادق و [[راستین]] داشته باشد و مقامی پیشتر یا پستر و فزونی رتبه و تبدیل شدن حالش به حالی دیگر را نخواهد. [[عارفان]] این [[منزل]] را آغاز سلوک خاصّان و از سختترین راهها برای همگان دانسته و برای آن سه [[درجه]] یاد کردهاند.<ref>شرح منازل السائرین، ص ۱۱۳ـ۱۱۷.</ref> به [[اعتقاد]] برخی [[رضا]]، کمال [[صبر]] یا بالاترین مرتبه [[توکّل]] است.<ref> تفسیر ثعلبی، ج ۱۰، ص ۲۶۲؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۳، ص ۷۸، ۸۴.</ref> مشتقات واژه رضا در [[قرآن]] فراوان به کار رفتهاند؛ ولی تنها چند مورد به رضای [[بنده]] از قضای [[پروردگار]] ربط دارند؛ البته این موضوع را از [[آیات]] متعدد دیگری نیز میتوان دریافت که دربردارنده مشتقات واژه رضا نیستند. [[مفسران]] نیز در [[تفسیر]] واژههای گوناگونی، از رضا سخن راندهاند که به نظر به سبب نوعی ملازمه میان معنای آن واژه و مفهوم رضا باشد؛ نه اینکه آن دو مترادفاند؛ از میان این واژهها میتوان [[اطاعت]] {{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}<ref>«و از خداوند فرمان برید و از پیامبر فرمانبرداری کنید پس اگر پشت کنید بر عهده پیامبر ما، تنها پیامرسانی آشکار است» سوره تغابن، آیه ۱۲.</ref><ref> جامع البیان، ج ۵، ص ۲۲۳-۲۲۴؛ تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص ۴۳۴.</ref>، [[توکل]] {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد (شما چه خواهید کرد؟) و من در آنچه شما را از آن باز میدارم نمیخواهم با شما مخالفت کنم، تا آنجا که میتوانم جز اصلاح نظری ندارم و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز میگردم» سوره هود، آیه ۸۸.</ref><ref>التبیان، ج ۶، ص ۵۱؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۸۷.</ref>، [[قناعت]] {{متن قرآن|وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«و (قربانی) شتران تنومند را برای شما از نشانههای (بندگی) خداوند قرار دادهایم، شما را در آنها خیری است پس نام خداوند را بر آنها در حالی که بر پا ایستادهاند ببرید (و آنها را نحر کنید) و چون پهلوهاشان به خاک رسید (و جان دادند) از (گوشت) آنها بخورید و به مستمند خواهنده و خویشتندار بخورانید؛ بدینگونه آنها را برای شما رام کردهایم باشد که سپاس گزارید» سوره حج، آیه ۳۶.</ref><ref>احکام القرآن، ج ۳، ص ۳۱۹؛ تفسیر ثعلبی، ج ۷، ص ۲۳.</ref> و صبر {{متن قرآن|وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ}}<ref>«و بر فرمان پروردگارت شکیب کن که تو را زیر نظر داریم و چون برمیخیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای!» سوره طور، آیه ۴۸.</ref><ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۴۱.</ref> را بر شمرد. | اخلاقپژوهان، رضا را به معنای ترک [[اعتراض]] به مقدّرات [[الهی]] در ظاهر و [[باطن]] و گفتار و [[کردار]] معنا کرده و آن را از آثار و لوازم [[مقام]] [[محبت]] دانستهاند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۰۳.</ref> در [[عرفان]]، رضا از منازل [[سلوک]] به سوی [[خدا]] و به این معناست که سالک در برابر خواسته خدا وقوفی صادق و [[راستین]] داشته باشد و مقامی پیشتر یا پستر و فزونی رتبه و تبدیل شدن حالش به حالی دیگر را نخواهد. [[عارفان]] این [[منزل]] را آغاز سلوک خاصّان و از سختترین راهها برای همگان دانسته و برای آن سه [[درجه]] یاد کردهاند.<ref>شرح منازل السائرین، ص ۱۱۳ـ۱۱۷.</ref> به [[اعتقاد]] برخی [[رضا]]، کمال [[صبر]] یا بالاترین مرتبه [[توکّل]] است.<ref> تفسیر ثعلبی، ج ۱۰، ص ۲۶۲؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۳، ص ۷۸، ۸۴.</ref> مشتقات واژه رضا در [[قرآن]] فراوان به کار رفتهاند؛ ولی تنها چند مورد به رضای [[بنده]] از قضای [[پروردگار]] ربط دارند؛ البته این موضوع را از [[آیات]] متعدد دیگری نیز میتوان دریافت که دربردارنده مشتقات واژه رضا نیستند. [[مفسران]] نیز در [[تفسیر]] واژههای گوناگونی، از رضا سخن راندهاند که به نظر به سبب نوعی ملازمه میان معنای آن واژه و مفهوم رضا باشد؛ نه اینکه آن دو مترادفاند؛ از میان این واژهها میتوان [[اطاعت]] {{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}<ref>«و از خداوند فرمان برید و از پیامبر فرمانبرداری کنید پس اگر پشت کنید بر عهده پیامبر ما، تنها پیامرسانی آشکار است» سوره تغابن، آیه ۱۲.</ref><ref> جامع البیان، ج ۵، ص ۲۲۳-۲۲۴؛ تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص ۴۳۴.</ref>، [[توکل]] {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد (شما چه خواهید کرد؟) و من در آنچه شما را از آن باز میدارم نمیخواهم با شما مخالفت کنم، تا آنجا که میتوانم جز اصلاح نظری ندارم و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز میگردم» سوره هود، آیه ۸۸.</ref><ref>التبیان، ج ۶، ص ۵۱؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۸۷.</ref>، [[قناعت]] {{متن قرآن|وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«و (قربانی) شتران تنومند را برای شما از نشانههای (بندگی) خداوند قرار دادهایم، شما را در آنها خیری است پس نام خداوند را بر آنها در حالی که بر پا ایستادهاند ببرید (و آنها را نحر کنید) و چون پهلوهاشان به خاک رسید (و جان دادند) از (گوشت) آنها بخورید و به مستمند خواهنده و خویشتندار بخورانید؛ بدینگونه آنها را برای شما رام کردهایم باشد که سپاس گزارید» سوره حج، آیه ۳۶.</ref><ref>احکام القرآن، ج ۳، ص ۳۱۹؛ تفسیر ثعلبی، ج ۷، ص ۲۳.</ref> و صبر {{متن قرآن|وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ}}<ref>«و بر فرمان پروردگارت شکیب کن که تو را زیر نظر داریم و چون برمیخیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای!» سوره طور، آیه ۴۸.</ref><ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۴۱.</ref> را بر شمرد. | ||