جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
[[محمّد ابو الفضل ابراهیم]] (محقق بزرگ [[مصری]]): در [[شخصیت]] [[امام علی]] {{ع}} آنقدر [[کمالات]] و عناصر [[پسندیده]] و عظمتهای [[روحی]] و [[نورانیت]] تکاملی و [[شرافت]] عالی توأم با [[فطرت]] [[پاک]] و نفس [[محبوب]] خداوندی جمع شده است که در هیچیک از انسانهای بزرگ دیده نمیشود<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، مقدمه، ص ۵، دانشنامۀ امیر المؤمنین، ج ۸ ص ۱۶ و ۱۷ مقدمه به قلم محمّد ابو الفضل ابراهیم</ref>. | [[محمّد ابو الفضل ابراهیم]] (محقق بزرگ [[مصری]]): در [[شخصیت]] [[امام علی]] {{ع}} آنقدر [[کمالات]] و عناصر [[پسندیده]] و عظمتهای [[روحی]] و [[نورانیت]] تکاملی و [[شرافت]] عالی توأم با [[فطرت]] [[پاک]] و نفس [[محبوب]] خداوندی جمع شده است که در هیچیک از انسانهای بزرگ دیده نمیشود<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، مقدمه، ص ۵، دانشنامۀ امیر المؤمنین، ج ۸ ص ۱۶ و ۱۷ مقدمه به قلم محمّد ابو الفضل ابراهیم</ref>. | ||
[[محمّد عبده]] ([[شارح نهج البلاغه]] و [[شاگرد]] سیّد [[جمال]] اسدآبادی): هنگام مطالعۀ [[نهج البلاغه]]، گاهی یک [[عقل]] [[نورانی]] را میدیدم که شباهتی به مخلوق جسمانی نداشت. این [[عقل]] [[نورانی]] از گروه [[ارواح]] و مجرّدات [[الهی]] ([[ملکوتیان]]) جدا شده و به [[روح انسانی]] پیوسته و آن [[روح انسانی]] را از پوشاکهای [[طبیعت]] تجرید نموده، تا [[ملکوت]] اعلا بالا برده و به [[عالم شهود]] و [[دیدار]] روشنترین [[انوار]] نایل ساخته است و با این | [[محمّد عبده]] ([[شارح نهج البلاغه]] و [[شاگرد]] سیّد [[جمال]] اسدآبادی): هنگام مطالعۀ [[نهج البلاغه]]، گاهی یک [[عقل]] [[نورانی]] را میدیدم که شباهتی به مخلوق جسمانی نداشت. این [[عقل]] [[نورانی]] از گروه [[ارواح]] و مجرّدات [[الهی]] ([[ملکوتیان]]) جدا شده و به [[روح انسانی]] پیوسته و آن [[روح انسانی]] را از پوشاکهای [[طبیعت]] تجرید نموده، تا [[ملکوت]] اعلا بالا برده و به [[عالم شهود]] و [[دیدار]] روشنترین [[انوار]] نایل ساخته است و با این وصف شگفتانگیز، پس از [[رهایی]] از عوارض [[طبیعت]] در عالم [[قدس]] آرمیده است و لحظات دیگری صدای گویندۀ [[حکمت]] را میشنیدم که واقعیات درست را به پیشتازان و [[زمامداران]] گوشزد میکرد و موقعیتهای تردیدآمیز را به آنان نشان میداد و آنان را از لغزشهای اضطرابآور برحذر میداشت و به دقایق [[سیاست]] و طرق [[کیاست]] [[راهنمایی]] میکرد و آنان را با [[مقام]] واقعی [[ریاست]] آشنا میساخت و به [[عظمت]] [[تدبیر]] و [[سرنوشت]] [[شایسته]] بالا میبرد<ref>شرح نهج البلاغه، محمّد عبده، مقدمه، ص ۷</ref>. | ||
[[ابو جعفر اسکافی]] (از متکلّمان بزرگ [[معتزلی]] [[قرن سوم]]): [[بنیامیه]] از بیان [[فضایل]] [[امام علی|علی]] {{ع}} منع میکردند و [[راوی]] [[فضایل]] وی را [[مجازات]] میکردند... و اگر [[خداوند]] در این مرد سرّی نمینهاد-که آنکه میداند، میداند! -در [[فضیلت]] او [[حدیثی]] [[نقل]] نمیشد و منقبتی از او شناخته نمیگشت<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۴ ص ۷۳</ref>. | [[ابو جعفر اسکافی]] (از متکلّمان بزرگ [[معتزلی]] [[قرن سوم]]): [[بنیامیه]] از بیان [[فضایل]] [[امام علی|علی]] {{ع}} منع میکردند و [[راوی]] [[فضایل]] وی را [[مجازات]] میکردند... و اگر [[خداوند]] در این مرد سرّی نمینهاد-که آنکه میداند، میداند! -در [[فضیلت]] او [[حدیثی]] [[نقل]] نمیشد و منقبتی از او شناخته نمیگشت<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۴ ص ۷۳</ref>. | ||