پرش به محتوا

ولایت تکوینی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف')
خط ۱۲۲: خط ۱۲۲:
* شیخ‌الرّئیس، [[ابوعلی سینا]]، در نمط نُهم اشارات، پس از تشریح [[عبادت]] عوامانه که برای مزد است و [[ارزش]] چندانی ندارد، به عبارت‌های مقرون به [[معرفت]] می‌پردازد: "[[عبادت]] از نظر [[اهل معرفت]]، [[ورزش]] همّت‌ها و قوای وهمیه و خیالیه است که در اثر تکرار و [[عادت]] دادن به حضور در محضر [[حق]]، همواره آنها را از توجه به مسائل مربوط به [[طبیعت]] و مادّه به سوی تصورات ملکوتی بکشاند و در نتیجه، این قوا تسلیمِ "سرّ [[ضمیر]]" و [[فطرت]] [[خداجویی]] [[انسان]] گردند و [[مطیع]] او شوند، به حدی که هروقت [[اراده]] کند که در پی جلب جلوه [[حق]] برآید، این قوا در جهت خلاف فعالیت نکنند و [[کشمکش]] درونی میان دو میل عِلوی و سِفلی ایجاد نشود و "سرّ [[باطن]]" بدون مزاحمت اینها از [[باطن]] کسب [[اشراق]] نماید<ref>{{عربی|والعبادة عند العارف رياضة ما لهممه و قوي نفسه المتوهمة و المتخيلة ليجرها بالتعويد عن جناب الغرور إلی جناب الحق فتصير مسالمة للسر الباطن حينما يستجلي الحق لا تنازعه في السر إلی الشروق الباطن}}؛ ابن سینا، حسین بن عبدالله، الاشارات و التنبیهات، ج۳، ص۴۰۱.</ref>.
* شیخ‌الرّئیس، [[ابوعلی سینا]]، در نمط نُهم اشارات، پس از تشریح [[عبادت]] عوامانه که برای مزد است و [[ارزش]] چندانی ندارد، به عبارت‌های مقرون به [[معرفت]] می‌پردازد: "[[عبادت]] از نظر [[اهل معرفت]]، [[ورزش]] همّت‌ها و قوای وهمیه و خیالیه است که در اثر تکرار و [[عادت]] دادن به حضور در محضر [[حق]]، همواره آنها را از توجه به مسائل مربوط به [[طبیعت]] و مادّه به سوی تصورات ملکوتی بکشاند و در نتیجه، این قوا تسلیمِ "سرّ [[ضمیر]]" و [[فطرت]] [[خداجویی]] [[انسان]] گردند و [[مطیع]] او شوند، به حدی که هروقت [[اراده]] کند که در پی جلب جلوه [[حق]] برآید، این قوا در جهت خلاف فعالیت نکنند و [[کشمکش]] درونی میان دو میل عِلوی و سِفلی ایجاد نشود و "سرّ [[باطن]]" بدون مزاحمت اینها از [[باطن]] کسب [[اشراق]] نماید<ref>{{عربی|والعبادة عند العارف رياضة ما لهممه و قوي نفسه المتوهمة و المتخيلة ليجرها بالتعويد عن جناب الغرور إلی جناب الحق فتصير مسالمة للسر الباطن حينما يستجلي الحق لا تنازعه في السر إلی الشروق الباطن}}؛ ابن سینا، حسین بن عبدالله، الاشارات و التنبیهات، ج۳، ص۴۰۱.</ref>.
* [[علامه طباطبائی]] نیز [[عبادت]] را مقدمه و زمینه [[معرفت الهی]] دانسته و به‌جا آوردن [[عبادت]] [[حقیقی]] را [[نیازمند]] سِیر در [[معرفت]] میداند و با استناد به این [[حدیث]] [[امام صادق]] {{ع}}: "[[علم]] و عمل قرین و هم‌نشین یکدیگرند، پس هرکس دانست، عمل کرد و به [[علم]] دست یافت"<ref>{{متن حدیث|الْعِلْمُ مَقْرُونٌ إِلَى الْعَمَلِ فَمَنْ عَلِمَ عَمِلَ وَ مَنْ عَمِلَ عَلِمَ}}؛ بحارالانوار، ج۲، ص۴۰.</ref> تأکید می‌کند که: "لازم است [[عبادت]] از روی [[معرفت]] انجام پذیرد تا معرفت‌آفرین گردد" به عبارت دیگر، از نظر ایشان [[عبادت]] و [[معرفت]] متلازم یکدیگرند<ref>طریق عرفان، ص۸۶- ۸۷.</ref>.
* [[علامه طباطبائی]] نیز [[عبادت]] را مقدمه و زمینه [[معرفت الهی]] دانسته و به‌جا آوردن [[عبادت]] [[حقیقی]] را [[نیازمند]] سِیر در [[معرفت]] میداند و با استناد به این [[حدیث]] [[امام صادق]] {{ع}}: "[[علم]] و عمل قرین و هم‌نشین یکدیگرند، پس هرکس دانست، عمل کرد و به [[علم]] دست یافت"<ref>{{متن حدیث|الْعِلْمُ مَقْرُونٌ إِلَى الْعَمَلِ فَمَنْ عَلِمَ عَمِلَ وَ مَنْ عَمِلَ عَلِمَ}}؛ بحارالانوار، ج۲، ص۴۰.</ref> تأکید می‌کند که: "لازم است [[عبادت]] از روی [[معرفت]] انجام پذیرد تا معرفت‌آفرین گردد" به عبارت دیگر، از نظر ایشان [[عبادت]] و [[معرفت]] متلازم یکدیگرند<ref>طریق عرفان، ص۸۶- ۸۷.</ref>.
* ایشان با استفاده از [[روایات]] مختلفی که با تعابیر گوناگون، انواع [[عبادت]] را [[وصف]] کرده‌اند<ref>برای مثال: در کتاب کافی به طور مُسند از هارون از أبی‌عبدالله روایت شده است که فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ الْعُبَّادَ ثَلَاثَةٌ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَوْفاً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَلَبَ الثَّوَابِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأُجَرَاءِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ وَ هِيَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ}}. و در نهج البلاغه نیز چنین آمده است: {{متن حدیث|إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ}}. در کتاب علل و مجالس و خصال به طور مسند از یونس از امام صادق {{ع}}، روایت شده که فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّ النَّاسَ يَعْبُدُونَ اللَّهَ عَلَى ثَلَاثَةِ أَوْجُهٍ، فَطَبَقَةٌ يَعْبُدُونَهُ رَغْبَةً فِي ثَوَابِهِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْحُرَصَاءِ وَ هُوَ الطَّمَعُ، وَ آخَرُونَ يَعْبُدُونَهُ فَرَقاً مِنَ النَّارِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ هِيَ الرَّهْبَةُ، وَ لَكِنِّي أَعْبُدُهُ حُبّاً لَهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْكِرَامِ، وَ هُوَ الْأَمْنُ لِقَوْلِهِ تَعَالَى: {{متن قرآن|وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ}} وَ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ...}} فَمَنْ أَحَبَّ اللَّهَ أَحَبَّهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ}}؛ به نقل از: علامه طباطبائی در رسالة الولایه، ترجمه همایون همتی، ص۷۴ و ۷۵.</ref>، انجام [[عبادت]] را سه‌گونه تصویر می‌نمایند: [[عبادت]] به [[طمع]] [[بهشت]]، [[عبادت]] از [[بیم]] [[آتش دوزخ]]، [[عبادت]] برای [[خدا]]، نه از روی [[بیم]] و نه از روی [[طمع]].  
* ایشان با استفاده از [[روایات]] مختلفی که با تعابیر گوناگون، انواع [[عبادت]] را وصف کرده‌اند<ref>برای مثال: در کتاب کافی به طور مُسند از هارون از أبی‌عبدالله روایت شده است که فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ الْعُبَّادَ ثَلَاثَةٌ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَوْفاً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَلَبَ الثَّوَابِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأُجَرَاءِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ وَ هِيَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ}}. و در نهج البلاغه نیز چنین آمده است: {{متن حدیث|إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ}}. در کتاب علل و مجالس و خصال به طور مسند از یونس از امام صادق {{ع}}، روایت شده که فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّ النَّاسَ يَعْبُدُونَ اللَّهَ عَلَى ثَلَاثَةِ أَوْجُهٍ، فَطَبَقَةٌ يَعْبُدُونَهُ رَغْبَةً فِي ثَوَابِهِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْحُرَصَاءِ وَ هُوَ الطَّمَعُ، وَ آخَرُونَ يَعْبُدُونَهُ فَرَقاً مِنَ النَّارِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ هِيَ الرَّهْبَةُ، وَ لَكِنِّي أَعْبُدُهُ حُبّاً لَهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْكِرَامِ، وَ هُوَ الْأَمْنُ لِقَوْلِهِ تَعَالَى: {{متن قرآن|وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ}} وَ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ...}} فَمَنْ أَحَبَّ اللَّهَ أَحَبَّهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ}}؛ به نقل از: علامه طباطبائی در رسالة الولایه، ترجمه همایون همتی، ص۷۴ و ۷۵.</ref>، انجام [[عبادت]] را سه‌گونه تصویر می‌نمایند: [[عبادت]] به [[طمع]] [[بهشت]]، [[عبادت]] از [[بیم]] [[آتش دوزخ]]، [[عبادت]] برای [[خدا]]، نه از روی [[بیم]] و نه از روی [[طمع]].  
* در قسم اوّل و دوم، [[هدف]] از انجام [[عبادت]]، رسیدن به راحت و و [[آرامش]] یا [[رهایی]] از [[عذاب]] است، پس غایتِ آن نیز دست‌یابی به خواهش [[نفسانی]] خواهد بود. [[توجه به خدا]] در این‌گونه [[عبادات]]، همانا برای دست‌یابی به خواهش [[نفسانی]] است و [[خداوند سبحان]]، واسطه رسیدن به خواهش‌ها قرار میگیرد. و واسطه از آن‌رو که واسطه است مقصود بالذات نبوده و تنها بالتَّبع و بالعَرَض مقصود است. و چنین عبادتی در [[حقیقت]] چیزی جز [[پرستش]] [[شهوت]] نخواهد بود. اما تنها قسم سوم است که [[عبادت]] [[حقیقی]] به حساب میآید. [[عبادت]]، توجه و تذلل و [[خوار]] ساختن خویش برای [[خداوند سبحان]] است، از آن جهت که جمیل بالذات است. پس خود [[خدای سبحان]] مقصود لِنَفسه است، نه مقصود لِغَیره<ref>محمدحسین طباطبائی، رسالةالولایه، ترجمه همایون همتی، ص۷۴- ۷۶.</ref>، چنان‌که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref>.
* در قسم اوّل و دوم، [[هدف]] از انجام [[عبادت]]، رسیدن به راحت و و [[آرامش]] یا [[رهایی]] از [[عذاب]] است، پس غایتِ آن نیز دست‌یابی به خواهش [[نفسانی]] خواهد بود. [[توجه به خدا]] در این‌گونه [[عبادات]]، همانا برای دست‌یابی به خواهش [[نفسانی]] است و [[خداوند سبحان]]، واسطه رسیدن به خواهش‌ها قرار میگیرد. و واسطه از آن‌رو که واسطه است مقصود بالذات نبوده و تنها بالتَّبع و بالعَرَض مقصود است. و چنین عبادتی در [[حقیقت]] چیزی جز [[پرستش]] [[شهوت]] نخواهد بود. اما تنها قسم سوم است که [[عبادت]] [[حقیقی]] به حساب میآید. [[عبادت]]، توجه و تذلل و [[خوار]] ساختن خویش برای [[خداوند سبحان]] است، از آن جهت که جمیل بالذات است. پس خود [[خدای سبحان]] مقصود لِنَفسه است، نه مقصود لِغَیره<ref>محمدحسین طباطبائی، رسالةالولایه، ترجمه همایون همتی، ص۷۴- ۷۶.</ref>، چنان‌که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref>.
* بنابراین، از نظر [[علامه طباطبائی]]، [[عبادت]] [[حقیقی]] بدون [[معرفت]] و [[شناخت]] [[الهی]] تحقق نمی‌یابد و تحصیل این [[معرفت]] نیز از دو راه قابل تصور است: "سِیرِ آفاقی" و "سِیرِ اَنفُسی".
* بنابراین، از نظر [[علامه طباطبائی]]، [[عبادت]] [[حقیقی]] بدون [[معرفت]] و [[شناخت]] [[الهی]] تحقق نمی‌یابد و تحصیل این [[معرفت]] نیز از دو راه قابل تصور است: "سِیرِ آفاقی" و "سِیرِ اَنفُسی".
۲۲۴٬۹۰۹

ویرایش