بلد: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۵ ژانویهٔ ۲۰۲۳
جز
جایگزینی متن - 'سال' به 'سال'
جز (جایگزینی متن - 'سال' به 'سال')
 
(۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۳: خط ۱۳:


==معنی واژه بلد چیست؟==
==معنی واژه بلد چیست؟==
برخی از [[پژوهشگران]] زیر واژه «بلد» می‌نگارند «باید دانست، بلد به معنی [[شهر]] نیست و معنای آن، چنان که از خود قرآن، نیز به دست می‌آید؛ [[سرزمین]] دیار است و در اصطلاح فعلی [[عرب‌ها]]، -[[سال]] ۱۳۹۰ ه. ق - به ممالک بلاد می‌گویند... و می‌افزاید راغب در مفردات گفته: بلد مکانی است محدود و معین و محل انس، به [[اجتماع]] ساکنین و اقامتشان. جمع آن بلاد و بلدان است.<ref>سید علی اکبر قرشی، قاموس قرآن.</ref>.
برخی از [[پژوهشگران]] زیر واژه «بلد» می‌نگارند «باید دانست، بلد به معنی [[شهر]] نیست و معنای آن، چنان که از خود قرآن، نیز به دست می‌آید؛ [[سرزمین]] دیار است و در اصطلاح فعلی [[عرب‌ها]] -سال ۱۳۹۰ه‍.ق - به ممالک بلاد می‌گویند... و می‌افزاید راغب در مفردات گفته: بلد مکانی است محدود و معین و محل انس، به [[اجتماع]] ساکنین و اقامتشان. جمع آن بلاد و بلدان است.<ref>سید علی اکبر قرشی، قاموس قرآن.</ref>.


برخی از [[دانشمندان]]، نیز بلد را سرزمین مورد علاقه و سکونت معنی نموده است.
برخی از [[دانشمندان]]، نیز بلد را سرزمین مورد علاقه و سکونت معنی نموده است.
خط ۳۴: خط ۳۴:
==جغرافیای البلده، در [[سوره مبارکه نمل]]==
==جغرافیای البلده، در [[سوره مبارکه نمل]]==
{{متن قرآن|إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ...}}<ref>«جز این نیست که فرمان یافته‌ام تا پروردگار این شهر را که خداوند آن را محترم داشته است بپرستم و همه چیز از آن اوست و فرمان یافته‌ام که از فرمانبرداران باشم» سوره نمل، آیه ۹۱.</ref>
{{متن قرآن|إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ...}}<ref>«جز این نیست که فرمان یافته‌ام تا پروردگار این شهر را که خداوند آن را محترم داشته است بپرستم و همه چیز از آن اوست و فرمان یافته‌ام که از فرمانبرداران باشم» سوره نمل، آیه ۹۱.</ref>
از ترجمه [[آیه]] فوق، چنین مستفاد می‌شود؛ که [[رسول خدا]]{{صل}} با [[مشرکین]] [[گفتگو]] داشته و موضوع [[توحید]] و پذیرش [[یکتایی خدا]] را به آنان بیان و [[اتمام حجت]] نموده است و بنا به قول برخی از [[علما]] می‌فرماید: «این آیه، تا آخر [[سوره]] که سه آیه است... در آن [[حجت]] بر همه تمام می‌شود و کار [[مردم]] پذیرش، یا رد توحید و [[رسالت پیامبر]]{{صل}}. به گردن رسول خدا نیست، او فقط [[مأمور]] است و اما زمام امر، [[دست خدا]] است، او به زودی [[آیات]] خود را به ایشان نشان خواهد داد و آن را خواهند [[شناخت]]... و جمله {{متن قرآن|إِنَّمَا أُمِرْتُ}} بگو من تنها مأمور شده‌ام... و هذه اشاره است، به [[مکه معظمه]] و در این تعبیر، از دو جهت [[شهر مکه]] [[تعظیم]] شده است»...<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۳۰، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، ص۳۵۷ و ۳۶۳.</ref>.
از ترجمه [[آیه]] فوق، چنین مستفاد می‌شود؛ که [[رسول خدا]]{{صل}} با [[مشرکین]] [[گفتگو]] داشته و موضوع [[توحید]] و پذیرش [[یکتایی خدا]] را به آنان بیان و [[اتمام حجت]] نموده است و بنا به قول برخی از دانشمندان می‌فرماید: «این آیه، تا آخر [[سوره]] که سه آیه است... در آن [[حجت]] بر همه تمام می‌شود و کار [[مردم]] پذیرش، یا رد توحید و [[رسالت پیامبر]]{{صل}}. به گردن رسول خدا نیست، او فقط [[مأمور]] است و اما زمام امر، [[دست خدا]] است، او به زودی [[آیات]] خود را به ایشان نشان خواهد داد و آن را خواهند [[شناخت]]... و جمله {{متن قرآن|إِنَّمَا أُمِرْتُ}} بگو من تنها مأمور شده‌ام... و هذه اشاره است، به [[مکه معظمه]] و در این تعبیر، از دو جهت [[شهر مکه]] [[تعظیم]] شده است»...<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۳۰، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، ص۳۵۷ و ۳۶۳.</ref>.
با توجه به این [[تفسیر]]، به خوبی روشن می‌شود، که این [[محاجه]]، با مشرکین در [[مکه]] اتفاق افتاده؟ زیرا با اشاره نزدیک هذه، از آن یاد شده است.
با توجه به این [[تفسیر]]، به خوبی روشن می‌شود، که این [[محاجه]]، با مشرکین در [[مکه]] اتفاق افتاده؟ زیرا با اشاره نزدیک هذه، از آن یاد شده است.


خط ۵۲: خط ۵۲:
۲. مؤلف کتاب [[تاریخ]] [[انبیا]]، در مورد سد عظیم [[مأرب]] می‌نویسد: «در قرآن یک [[سوره]] به نام سبأ هست و نشان می‌دهد، که قدرتی و شهرتی داشته‌اند که مظاهر آن سبب [[تحول]] [[تاریخ]] شده و سد [[عظیم]] [[مأرب]] از آثار [[تاریخی]] آنها است... در جانب شرقی [[صنعا]] پایتخت کنونی [[یمن]]، به فاصله ۱۲۰ کیلومتر، سرزمینی به نام مأرب هست، که پایتخت [[ملوک]] [[سبأ]] بود، که [[مسکن]] [[آفتاب]] پرستان بوده است. خرابه‌های مأرب اکنون در زیر طبقات انبوه [[خاک]] پوشیده شده... که [[ارزش]] تاریخی دارد.»..<ref>حسین، عمادزاده. انبیاء از آدم تا خاتم، ص۶۱۳.</ref>.
۲. مؤلف کتاب [[تاریخ]] [[انبیا]]، در مورد سد عظیم [[مأرب]] می‌نویسد: «در قرآن یک [[سوره]] به نام سبأ هست و نشان می‌دهد، که قدرتی و شهرتی داشته‌اند که مظاهر آن سبب [[تحول]] [[تاریخ]] شده و سد [[عظیم]] [[مأرب]] از آثار [[تاریخی]] آنها است... در جانب شرقی [[صنعا]] پایتخت کنونی [[یمن]]، به فاصله ۱۲۰ کیلومتر، سرزمینی به نام مأرب هست، که پایتخت [[ملوک]] [[سبأ]] بود، که [[مسکن]] [[آفتاب]] پرستان بوده است. خرابه‌های مأرب اکنون در زیر طبقات انبوه [[خاک]] پوشیده شده... که [[ارزش]] تاریخی دارد.»..<ref>حسین، عمادزاده. انبیاء از آدم تا خاتم، ص۶۱۳.</ref>.


برخی از [[پژوهشگران]]، در کتاب المنجار فی اللغة و الاعلام زیر واژه سبأ در بخش اعلام می‌نویسد: {{عربی|بلاد فی جنوب غربی الجزیره العربیه الیمن ذکرت فی کتب العهد القدیم و فی مؤلفات العرب و الیونان و الرومان، کانت علی جانب عظیم من الحضارة. تعاطی سکانها تجارة الذهب و الفضة والأحچار الکریمه}}.
برخی از [[پژوهشگران]]، در کتاب المنجار فی اللغة و الاعلام زیر واژه سبأ در بخش اعلام می‌نویسد: سبأ: شامل شهرهایی در جنوب [[شبه جزیره عربستان]] یمن بود، که از آن در کتب [[عهد قدیم]] و در تألیفات [[عربی]]، [[یونانی]] و رومانی یاد شده است. آن [[سرزمین]] دارای [[فرهنگی]] عظیم بود و ساکنین آن به [[تجارت]] طلا، نقره و جواهرات [[اشتغال]] داشتند.<ref>{{عربی|بلاد فی جنوب غربی الجزیره العربیه الیمن ذکرت فی کتب العهد القدیم و فی مؤلفات العرب و الیونان و الرومان، کانت علی جانب عظیم من الحضارة. تعاطی سکانها تجارة الذهب و الفضة والأحچار الکریمه}}.</ref>.
سبأ: شامل شهرهایی در جنوب شبه [[جزیره عربستان]] یمن بود، که از آن در کتب [[عهد قدیم]] و در تألیفات [[عربی]]، [[یونانی]] و رومانی یاد شده است. آن [[سرزمین]] دارای [[فرهنگی]] عظیم بود و ساکنین آن به [[تجارت]] طلا، نقره و جواهرات [[اشتغال]] داشتند.
او، در مورد مأرب، همچنین نقل می‌کند: مأرب: پایتخت [[کشور]] با دوم در فاصله بین سال‌های (۶۵۰ - ۱۱۵ق) بود. [[شهرت]] آن [[شهر]] به وسیله [[سدی]] به نام [[سد مأرب]] بوده.<ref>{{عربی|عاصمة المملکة السبئیه الثانیه (۵۰۰ ق.م - ۱۱۵) أشهرت بسد المعروف باسمها مأرب الذی شید لتنظیم الری و وقایة العاصمة من اخطار الفیضانات الموسمیة. ینسب خرابه الی السد العرم غیر أن الأرجح انه تهدم اثر زلزال او برکان اصاب المنطقه او نتیجه للاهمال}}.</ref>.
او، در مورد مأرب، همچنین نقل می‌کند: {{عربی|عاصمة المملکة السبئیه الثانیه (۵۰۰ ق.م - ۱۱۵) أشهرت بسد المعروف باسمها مأرب الذی شید لتنظیم الری و وقایة العاصمة من اخطار الفیضانات الموسمیة. ینسب خرابه الی السد العرم غیر أن الأرجح انه تهدم اثر زلزال او برکان اصاب المنطقه او نتیجه للاهمال}}.
سدی که برای تنظیم آبیاری و نگهداری پایتخت، از خطر سیلاب‌های فصلی احداث شده بود. خرابی آن را به سیل شدید نسبت داده‌اند، گرچه ارجح آن است، که در اثر [[زلزله]] و یا آتشفشانی، که در منطقه رخ داده و یا بی‌توجهی موجب خرابی آن گردید.
مأرب: پایتخت [[کشور]] با دوم در فاصله بین سال‌های (۶۵۰ - ۱۱۵ق) بود. [[شهرت]] آن [[شهر]] به وسیله [[سدی]] به نام [[سد مأرب]] بوده.


سدی که برای تنظیم آبیاری و نگهداری پایتخت، از خطر سیلاب‌های فصلی [[احداث]] شده بود. خرابی آن را به سیل شدید نسبت داده‌اند، گرچه ارجح آن است، که در اثر [[زلزله]] و یا آتشفشانی، که در منطقه رخ داده و یا بی‌توجهی موجب خرابی آن گردید.
مأرب قریه شهری است در یمن در فاصله ۶۰ میلی صنعا، که پایتخت آن کشور است..<ref>{{عربی|مأرب: قریة فی الیمن تقع علی بعد ۶۰ میلاً من صنعاء العاصمه}}.</ref>.
{{عربی|مأرب: قریة فی الیمن تقع علی بعد ۶۰ میلاً من صنعاء العاصمه}}.
 
مأرب قریه شهری است در یمن در فاصله ۶۰ میلی صنعا، که پایتخت آن کشور است.
۳. در [[دانشنامه قرآن]] پژوهی، در مورد [[مأرب]] نقل شده: «مأرب... پایتخت [[قوم سبأ]] بوده است؛ که... نام قبیله‌ای است، که جنوب [[عربستان]] [[زندگی]] می‌کرده‌اند و پایتخت [[دولت]] [[سبأ]]، در جنوب [[غربی]] [[شبه جزیره عربستان]] قرار داشت که اکنون ویرانه [[شهر]] قدیمی مأرب، بر فراز تپه‌ای باقی است».<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۷۱.</ref>
۳. در [[دانشنامه قرآن]] پژوهی، در مورد [[مأرب]] نقل شده: «مأرب... پایتخت [[قوم سبأ]] بوده است؛ که... نام قبیله‌ای است، که جنوب [[عربستان]] [[زندگی]] می‌کرده‌اند و پایتخت [[دولت]] [[سبأ]]، در جنوب [[غربی]] شبه [[جزیره عربستان]] قرار داشت که اکنون ویرانه [[شهر]] قدیمی مأرب، بر فراز تپه‌ای باقی است».<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۷۱.</ref>


==نتیجه و بررسی [[پژوهش]]==
==نتیجه و بررسی [[پژوهش]]==
از جمع‌بندی اسناد مذکور؛ می‌توان به این نتیجه رسید که گرچه اسناد شماره ۱ و ۳ با هم [[هماهنگی]] ندارد، ولی در یک نکته مشترک‌اند و آن این است: که سبأ به چند شهر گفته می‌شود، که در یک ناحیه متمرکز بوده‌اند و سندهای ۲ و ۳ به خوبی نشان می‌دهد که مرکز این مجموعه، شهری بوده به نام مأرب؛ که به علت [[عظمت]] [[سدی]] که در آن [[احداث]] شده بوده، مرکزیتی یافته و شهرتی به دست آورده بود و از طرفی شهر دیگری، از ناحیه سبأ، در [[تاریخ]] به معروفیت آن شهر ذکر نشده است؛ لذا می‌توان به این نتیجه رسید، که با قرائن [[تاریخی]]؛ می‌توان گفت، منظور از بلده [[طیبه]]، در [[آیه]] مورد تحقیق، باید [[شهر مأرب]] باشد.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۷۳.</ref>
از جمع‌بندی اسناد مذکور؛ می‌توان به این نتیجه رسید که گرچه اسناد شماره ۱ و ۳ با هم [[هماهنگی]] ندارد، ولی در یک نکته مشترک‌اند و آن این است: که سبأ به چند شهر گفته می‌شود، که در یک ناحیه متمرکز بوده‌اند و سندهای ۲ و ۳ به خوبی نشان می‌دهد که مرکز این مجموعه، شهری بوده به نام مأرب؛ که به علت [[عظمت]] [[سدی]] که در آن احداث شده بوده، مرکزیتی یافته و شهرتی به دست آورده بود و از طرفی شهر دیگری، از ناحیه سبأ، در [[تاریخ]] به معروفیت آن شهر ذکر نشده است؛ لذا می‌توان به این نتیجه رسید، که با قرائن [[تاریخی]]؛ می‌توان گفت، منظور از بلده [[طیبه]]، در [[آیه]] مورد تحقیق، باید [[شهر مأرب]] باشد.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۷۳.</ref>


==جغرافیای مأرب==
==جغرافیای مأرب==
خط ۷۵: خط ۷۳:
در آیات صدر این مقاله، واژه البلد دو بار تکرار شده و در هر دو مورد بلد، با حرف تعریف ال همراه است، که نشان دهنده معرفه بودن آن است؛ و ما می‌توانیم با استفاده از منابع تاریخی و تفسیر آیات، برای قاری قرآن روشن نماییم، منظور از البلد کدام شهر معروف است.
در آیات صدر این مقاله، واژه البلد دو بار تکرار شده و در هر دو مورد بلد، با حرف تعریف ال همراه است، که نشان دهنده معرفه بودن آن است؛ و ما می‌توانیم با استفاده از منابع تاریخی و تفسیر آیات، برای قاری قرآن روشن نماییم، منظور از البلد کدام شهر معروف است.


برخی از علما و بزرگان، می‌نویسند<ref>علامه طبابایی، تفسیر المیزان، ج۴، ص۲۳۴.</ref>: «مفسرین گفته‌اند. منظور از {{متن قرآن|هَذَا الْبَلَدِ}} مکه است، مؤید این احتمال سیاق سوره است، که گفتیم سیاق سوره‌های مکی را دارد و نیز آیه بعدی، آن را تأیید می‌کند، البته بنابراین که منظور از والد ابراهیم{{ع}} باشد...» و سپس می‌افزاید: {{متن قرآن|وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ}}<ref>«که تو در این شهر ساکنی،» سوره بلد، آیه ۲.</ref> این جمله حال است، از کلمه بلد در آیه قبل و با این که می‌توانست، با آوردن ضمیر آن اکتفا نموده می‌فرماید: {{متن قرآن|لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَا}} چنین نکرد و دوباره خود کلمه بلد را ذکر کرد، برای این که به عظمت شأن آن و اعتنایی که به امر آن دارد اشاره کرده باشد».
برخی از دانشمندان، می‌نویسند<ref>علامه طبابایی، تفسیر المیزان، ج۴، ص۲۳۴.</ref>: «مفسرین گفته‌اند. منظور از {{متن قرآن|هَذَا الْبَلَدِ}} مکه است، مؤید این احتمال سیاق سوره است، که گفتیم سیاق سوره‌های مکی را دارد و نیز آیه بعدی، آن را تأیید می‌کند، البته بنابراین که منظور از والد ابراهیم{{ع}} باشد...» و سپس می‌افزاید: {{متن قرآن|وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ}}<ref>«که تو در این شهر ساکنی،» سوره بلد، آیه ۲.</ref> این جمله حال است، از کلمه بلد در آیه قبل و با این که می‌توانست، با آوردن ضمیر آن اکتفا نموده می‌فرماید: {{متن قرآن|لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَا}} چنین نکرد و دوباره خود کلمه بلد را ذکر کرد، برای این که به عظمت شأن آن و اعتنایی که به امر آن دارد اشاره کرده باشد».


برخی از علما، نیز در تفسیر پرتوی از قرآن، در توضیح واژه بلاد، در صفحه ۸۴ آن کتاب، بلد را، در هر دو آیه مکه دانسته است.<ref>آیة الله طالقانی، تفسیر پرتوی از قرآن</ref>
برخی از علما، نیز در تفسیر پرتوی از قرآن، در توضیح واژه بلاد، در صفحه ۸۴ آن کتاب، بلد را، در هر دو آیه مکه دانسته است.<ref>آیة الله طالقانی، تفسیر پرتوی از قرآن</ref>
خط ۸۴: خط ۸۲:
در نتیجه، با قاطعیت می‌توان گفت، که منظور از بلاد، در دو آیه مورد پژوهش شهر مکه معظمه است.
در نتیجه، با قاطعیت می‌توان گفت، که منظور از بلاد، در دو آیه مورد پژوهش شهر مکه معظمه است.
با توجه به این که، ما در صفحات آینده زیر عنوان مکه، جغرافیای آن را توضیح خواهیم داد؛ لذا خوانندگان گرامی را به آن مقاله ارجاع می‌دهیم.
با توجه به این که، ما در صفحات آینده زیر عنوان مکه، جغرافیای آن را توضیح خواهیم داد؛ لذا خوانندگان گرامی را به آن مقاله ارجاع می‌دهیم.
 
==جغرافیای بلد، در سوره مبارکه تین==
==جغرافیای بلد، در سوره مبارکه تین==
{{متن قرآن|وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«و به این شهر امن و آرام (مکّه)،» سوره تین، آیه ۳.</ref>.
{{متن قرآن|وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«و به این شهر امن و آرام (مکّه)،» سوره تین، آیه ۳.</ref>.
خط ۹۱: خط ۸۸:
به یقین قاری قرآن، علاقه‌مند است، که بداند. منظور خدای تعالی، از این مکان مهم، کدام شهر است؛ لذا ما در این گفتار سعی می‌نماییم، با استفاده از منابع قابل قبول، به این پرسش، پاسخ دهیم و نام صریح آن را، برای خوانندگان گرامی بیان نماییم.
به یقین قاری قرآن، علاقه‌مند است، که بداند. منظور خدای تعالی، از این مکان مهم، کدام شهر است؛ لذا ما در این گفتار سعی می‌نماییم، با استفاده از منابع قابل قبول، به این پرسش، پاسخ دهیم و نام صریح آن را، برای خوانندگان گرامی بیان نماییم.


برخی از علما و بزرگان می‌فرمایند: «... و مراد به {{متن قرآن|هَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}} مکه مشرفه است و بلد امینش خواند، چون امنیت یکی از خواصی است؛ که برای حرم تشریع شده و هیچ جای دیگر دنیا چنین حکمی برایش تشریع نشده و این حرم سرزمینی است، که خانه کعبه در آن واقع است. و خدای تعالی درباره آن فرموده: {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا...}}<ref>«آیا ندیده‌اند که ما حرمی امن پدید آوردیم (که در آن هیچ چیز را در نمی‌برند) در حالی که (بیرون از شهر مکّه) مردم از پیرامونشان ربوده می‌شوند؟ پس آیا به باطل باور دارند و نعمت خداوند را انکار می‌کنند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۷.</ref> و نیز در دعایی که قرآن، از ابراهیم خلیل{{ع}} حکایت کرده آمده: {{متن قرآن|رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر را امن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بت‌ها دور بدار» سوره ابراهیم، آیه ۳۵.</ref><ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، ص۲۸۹. </ref>.
برخی از دانشمندان می‌فرمایند: «... و مراد به {{متن قرآن|هَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}} مکه مشرفه است و بلد امینش خواند، چون امنیت یکی از خواصی است؛ که برای حرم تشریع شده و هیچ جای دیگر دنیا چنین حکمی برایش تشریع نشده و این حرم سرزمینی است، که خانه کعبه در آن واقع است. و خدای تعالی درباره آن فرموده: {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا...}}<ref>«آیا ندیده‌اند که ما حرمی امن پدید آوردیم (که در آن هیچ چیز را در نمی‌برند) در حالی که (بیرون از شهر مکّه) مردم از پیرامونشان ربوده می‌شوند؟ پس آیا به باطل باور دارند و نعمت خداوند را انکار می‌کنند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۷.</ref> و نیز در دعایی که قرآن، از ابراهیم خلیل{{ع}} حکایت کرده آمده: {{متن قرآن|رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر را امن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بت‌ها دور بدار» سوره ابراهیم، آیه ۳۵.</ref><ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، ص۲۸۹. </ref>.


برخی از علما و بزرگان، در تفسیر پرتوی از قرآن، نیز همین نظر را بیان داشته و می‌نویسد: «سوگند به این شهر، که پیوسته امنیت بخش، یا امنیت داده شده است. منشاء امنیت آن شهر مکه کعبه و مناسک آن است؛ که هسته مرکزی و اولی بناء و اجتماع آن بوده...»<ref>محمود طالقانی، تفسیر پرتوی از قرآن قسمت دوم، ص۱۶۵.</ref>.
برخی از دانشمندان، در تفسیر پرتوی از قرآن، نیز همین نظر را بیان داشته و می‌نویسد: «سوگند به این شهر، که پیوسته امنیت بخش، یا امنیت داده شده است. منشأ امنیت آن شهر مکه کعبه و مناسک آن است؛ که هسته مرکزی و اولی بناء و اجتماع آن بوده...»<ref>محمود طالقانی، تفسیر پرتوی از قرآن قسمت دوم، ص۱۶۵.</ref>.
برخی از پژوهشگران، هم در کتاب تفسیر نوین می‌نویسد: «و منظور از بلد امین مکه معظمه مهبط وحی محمد{{صل}} می‌باشد»<ref>محمد تقی، شریعتی، تفسیر نوین، ص۲۴۰.</ref>.
برخی از پژوهشگران، هم در کتاب تفسیر نوین می‌نویسد: «و منظور از بلد امین مکه معظمه مهبط وحی محمد{{صل}} می‌باشد»<ref>محمد تقی، شریعتی، تفسیر نوین، ص۲۴۰.</ref>.


خط ۱۰۷: خط ۱۰۴:
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:مکان‌ها در قرآن]]
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش