|
|
| خط ۹: |
خط ۹: |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> |
|
| |
|
| '''شورا''': به معنای مشورت و رایزنی در کارها و تصمیمها، تبادل نظر و پرهیز از استبداد به رأی و خودمحوری. شورا به این معنی یک مفهوم اخلاقی و اجتماعی است و قرآن هم بر آن تأکید دارد و به [[پیامبر]] هم دستور میدهد با مسلمانان مشورت کند. شورا یک مفهوم سیاسی هم دارد و منظور از آن مشورت در انتخاب خلیفه است که [[اهل سنت]] به آن تکیه میکنند و [[شیعه]] مسأله خلافت را انتصابی میداند نه انتخابی و از سوی مردم. کتابهایی همچون "نشأة التشیّع و الشیعه" محمّد باقر صدر، "عون المعبود" عظیمآبادی، "مسند" ابی یعلی، "طرق حدیث الأئمه ألاثنی عشر" آل نوح، "معالم المدرستین" علامه عسکری و. . . این واژه را در مفهوم سیاسی آن به کار برده و مسائل [[سقیفه]] و انتخاب خلیفه را مطرح کردهاند.<ref>ر. ک: «دائرة المعارف تشیّع»، ج ۱۰ ص ۷۵</ref> عنوان شورای خلافت از همینجا وارد فرهنگ سیاسی در [[اسلام]] شده است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۳۴۴.</ref>.
| | ==مقدمه== |
| ==شورای خلافت==
| | *به معنای مشورت و رایزنی در کارها و تصمیمها، تبادل نظر و پرهیز از استبداد به رأی و خودمحوری. شورا به این معنی یک مفهوم اخلاقی و اجتماعی است و قرآن هم بر آن تأکید دارد و به [[پیامبر]] هم دستور میدهد با مسلمانان مشورت کند. شورا یک مفهوم سیاسی هم دارد و منظور از آن مشورت در انتخاب خلیفه است که [[اهل سنت]] به آن تکیه میکنند و [[شیعه]] مسأله خلافت را انتصابی میداند نه انتخابی و از سوی مردم. کتابهایی همچون "نشأة التشیّع و الشیعه" محمّد باقر صدر، "عون المعبود" عظیمآبادی، "مسند" ابی یعلی، "طرق حدیث الأئمه ألاثنی عشر" آل نوح، "معالم المدرستین" علامه عسکری و. . . این واژه را در مفهوم سیاسی آن به کار برده و مسائل [[سقیفه]] و انتخاب خلیفه را مطرح کردهاند.<ref>ر. ک: «دائرة المعارف تشیّع»، ج ۱۰ ص ۷۵</ref> عنوان شورای خلافت از همینجا وارد فرهنگ سیاسی در [[اسلام]] شده است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۳۴۴.</ref>. |
| *شیوۀ انتخاب خلیفه پس از عمر به صورت "شورای شش نفره" بود که از سوی عمر تعیین شد. [[عمر]] پس از ضربت ابو لؤلؤ و قبل از مرگ خویش شش نفر را به عنوان اعضای شورا تعیین کرد: [[امام علی|علی]]{{ع}}، [[عثمان]]، عبد الرحمان بن عوف، طلحه، زبیر و سعد بن ابی وقّاص و دستور داد این گروه ظرف سه روز یکی را از میان خود به خلافت برگزینند. گفتگوهای زیادی میان آنان گذشت و عمر نظر خود را دربارۀ روحیات و اخلاق و ویژگی تکتک آنان گفت و برای هریک عیوبی برشمرد و عیب [[امام علی|علی]]{{ع}} را هم شوخطبع بودن دانست، اعتراف کرد که اگر [[امام علی|علی]]{{ع}} خلیفه شود، همه را بر راه روشن و نورانی خواهد کشاند.<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱ ص ۱۸۵</ref> و در نهایت عبد الرحمان بن عوف در جمع مردم انحصار خلافت را میان [[امام علی|علی]]{{ع}} و عثمان اعلام کرد و از [[امام علی|علی]]{{ع}} خواست که بپذیرد تا براساس کتاب خدا و [[سنت]] [[پیامبر]] و عمل [[ابوبکر]] و عمل عمر کند و با او [[بیعت]] کنند. [[امام]]، کتاب خدا و سنت پیامبر را قبول داشت ولی رویّۀ شیخین را نه. امّا عثمان پذیرفت و نتیجۀ آن شورای شوم، خلافت عثمان شد، شورایی که نتیجۀ آن از قبل معلوم بود. [[امام علی|علی]]{{ع}} در خطبۀ شقشقیّه (خطبه ۳ نهج البلاغه) از شورا گلهمندانه یاد میکند {{عربی|اندازه=155%|فیا للّه و للشّوری}} و از قرار گرفتن خود در کنار دیگرانی که لیاقت نداشتند، ابراز ناراحتی میکند. حضرت از آغاز نیز شورا و نتیجۀ آن را قبول نداشت، لیکن آنگونه که در زمان ابوبکر و عمر صبری تلخ را پیش گرفت، اینجا هم برای حفظ وحدت و نداشتن یاور و قوی بودن توطئه، کوتاه آمد. اصل ماجرای شورا از خلافهای آشکار است. اگر خلافت تعیینی و انتصابی است، چرا تعیین [[پیامبر]]{{صل}} را قبول نکردند و چرا ابوبکر برای خود خلیفه تعیین کرد؟ و اگر به رأی آزاد عموم است، چرا آن را در شش نفر منحصر ساختند و تهدید کردند که یکی را از میان خود انتخاب کنند؟ ترکیب شورا نیز بگونهای بود که اکثریت با مخالفان [[امام علی|علی]]{{ع}} بود و روشن بود که کسی جز [[امام علی|علی]]{{ع}}رأی خواهد آورد. شورا، نمونۀ دیگری از مظلومیّت [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} بود و اعتراض برخی از اصحاب هم سودی نبخشید.<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۹ ص ۵۵. دربارۀ شورای خلافت از جمله ر. ک: «حیاة الامام الحسین بن علی» ، ج ۱ ص ۳۱۱ و ۳۱۸</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۳۴۵.</ref>.
| | |
| == جستارهای وابسته == | | == جستارهای وابسته == |
|
| |
|