جز
جایگزینی متن - 'بسر بن ارطات' به 'بسر بن ارطأه'
جز (جایگزینی متن - 'برگزیده' به 'برگزیده') |
جز (جایگزینی متن - 'بسر بن ارطات' به 'بسر بن ارطأه') |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
== سعید با [[معاویه]] در [[جنگ]] تن به تن == | == سعید با [[معاویه]] در [[جنگ]] تن به تن == | ||
* [[نصر بن مزاحم]] از [[عمر سعد]] [[نقل]] میکند: پیش از کشته شدن عبیدالله پسر [[عمر]] در روزهایی از [[جنگ صفین]]، چون کار بر [[معاویه]] خیلی سخت و سنگین شده بود، برخی از [[یاران]] نزدیک خود چون [[عمرو عاص]]، [[بسر بن | * [[نصر بن مزاحم]] از [[عمر سعد]] [[نقل]] میکند: پیش از کشته شدن عبیدالله پسر [[عمر]] در روزهایی از [[جنگ صفین]]، چون کار بر [[معاویه]] خیلی سخت و سنگین شده بود، برخی از [[یاران]] نزدیک خود چون [[عمرو عاص]]، [[بسر بن ارطأه]]، [[عبیدالله بن عمر بن خطاب]] و [[عبدالرحمان بن خالد بن ولید]] را فرا خواند و به آنان گفت: [[مقام]] و اهمیت تنی چند از [[یاران علی]] در میان [[قوم]] شان مرا [[اندوهگین]] کرده و آنان عبارتند از: [[سعید بن قیس همدانی]]، [[مالک اشتر]] و از [[انصار]]: [[هاشم مرقال]]، [[عدی بن حاتم]] و [[قیس بن سعد بن عباده]] اینک اندیشیدهام که فردا خودم با [[سعید بن قیس]] و قومش روبه رو شوم و [[شر]] او را برطرف خواهم کرد، و تو ای [[عمر و عاص]] با [[هاشم مرقال]] وارد [[نبرد]] شو، و تو ای [[عبیدالله بن عمر]] با [[مالک اشتر]] و تو ای [[عبدالرحمان بن خالد]] با [[عدی بن حاتم]] میجنگی و من این کار را به نوبت و در پنج روز مقرر میدارم که هر روز یکی از شما به مصاف هماور خود برود و شما [[فرماندهی]] همه سواران را بر عهده خواهید داشت؛ بنابراین آماده باشید. و همه این چند نفر طبق پیشنهاد [[معاویه]] [[اعلان]] [[آمادگی]] کردند. | ||
* فردای آن روز اولین نفر خود [[معاویه]] صبحگاهان در حالی که تمام سواران را آماده کرده بود خود شخصا به جانب [[قبیله]] [[همدان]] به [[فرماندهی]] [[سعید بن قیس]] حرکت کرد و با [[سپاهیان]] خود گفت: از این پس هیچ کشته و مجروحی را هرگز حرمتی نخواهد بود تا به زودی [[عراق]] را با شومی و [[خشونت]] [[تصرف]] کنم و در همه روزگار سوگوار [[عثمان بن عفان]] خواهم بود. | * فردای آن روز اولین نفر خود [[معاویه]] صبحگاهان در حالی که تمام سواران را آماده کرده بود خود شخصا به جانب [[قبیله]] [[همدان]] به [[فرماندهی]] [[سعید بن قیس]] حرکت کرد و با [[سپاهیان]] خود گفت: از این پس هیچ کشته و مجروحی را هرگز حرمتی نخواهد بود تا به زودی [[عراق]] را با شومی و [[خشونت]] [[تصرف]] کنم و در همه روزگار سوگوار [[عثمان بن عفان]] خواهم بود. | ||
* [[معاویه]] آرام آرام اندکی میان سواران نیزه زد و [[هجوم]] آورد و در آن هنگام با [[شعار]] همیشگی خود [[شعار]] داد و مبارز طلبید و از [[سعید بن قیس]] خواست به [[جنگ]] او بیاید [[سعید بن قیس]] که [[فرمانده]] نیروهای [[همدان]] بود بلافاصله اسب خود را رکاب زد و به سوی [[معاویه]] شتافت و با وی روبه رو شد و به [[نبرد تن به تن]] پرداخت و [[جنگ]] [[سختی]] بین این دو انجام شد، اما [[معاویه]] متوجه شد که توان [[جنگ]] با [[قیس]] را ندارد لذا شب که فرا رسید و [[تاریکی]] حایل شد [[معاویه]] از [[فرصت]] استفاده کرد و به اردوگاه خود بازگشت. | * [[معاویه]] آرام آرام اندکی میان سواران نیزه زد و [[هجوم]] آورد و در آن هنگام با [[شعار]] همیشگی خود [[شعار]] داد و مبارز طلبید و از [[سعید بن قیس]] خواست به [[جنگ]] او بیاید [[سعید بن قیس]] که [[فرمانده]] نیروهای [[همدان]] بود بلافاصله اسب خود را رکاب زد و به سوی [[معاویه]] شتافت و با وی روبه رو شد و به [[نبرد تن به تن]] پرداخت و [[جنگ]] [[سختی]] بین این دو انجام شد، اما [[معاویه]] متوجه شد که توان [[جنگ]] با [[قیس]] را ندارد لذا شب که فرا رسید و [[تاریکی]] حایل شد [[معاویه]] از [[فرصت]] استفاده کرد و به اردوگاه خود بازگشت. | ||