جز
جایگزینی متن - 'کلیه' به 'کلیه'
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - 'کلیه' به 'کلیه') |
||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
در ماه [[ربیع الاول]] سال سیزدهم بعثت، که [[مهاجرت پیامبر]]{{صل}} در آن اتفاق افتاد... ناگهان [[قریش]] تصمیمی بس [[قاطع]] و خطرناک گرفتند. جلسه مشورتی سران، در دارالندوه منعقد گردید و [[تصمیم]] گرفتند... از تمام [[قبایل]]، افرادی [[انتخاب]] شوند و شبانه به طور دسته جمعی به [[خانه]] او پیامبر{{صل}} [[حمله]] ببرند و او را قطعه قطعه کنند؛ تا [[خون]] او در میان تمام قبایل پخش گردد... بنا به نقل [[مفسران]]؛ [[فرشته وحی]] نازل گردید و پیامبر{{صل}} را از نقشههای شوم [[مشرکان]]... [[آگاه]] ساخت - [[آیه]] ۳۰ [[سوره انفال]] - [[رسول اکرم]]{{صل}} از طرف [[خدا]] [[مأمور]] شد، آهنگ [[سفر]] کند و به سوی یثرب برود، ولی [[رهایی]] از دست مأموران [[بیرحم]] حکو مت [[بتپرست]]،... کار آسانی نبود..؛ لذا [[رسول خدا]]{{صل}} دستور داد که علی{{ع}} در بستر وی بخوابد... تا مشرکان [[تصور]] کنند، که [[پیامبر]]{{صل}} بیرون نرفته و در [[خانه]] است و در نتیجه، تنها به [[فکر]] محاصره خانه او باشند... ثلثی از شب گذشته بود؛ که چهل نفر [[تروریست]] اطراف [[خانه پیامبر]]{{صل}} را محاصره کردند و از شکاف در به داخل خانه نگاه میکردند و وضع خانه را عادی دیدند... در چنین وقت، پیامبر{{صل}} [[تصمیم]] گرفت، که از خانه بیرون برود... [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[سوره یس]] را تا آیه {{متن قرآن|فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ}}<ref>«و ما پیش رویشان سدّی و پشت سرشان سدّی نهادهایم و (دیدگان) آنان را فرو پوشاندهایم چنان که (چیزی) نمیبینند» سوره یس، آیه ۹.</ref>[[تلاوت]] نمود، بلافاصله از در خانه بیرون آمد... صبح صادق سینه افق را شکافت... مشرکان... در حالی که دستها به قبضه [[شمشیر]] بود؛ با [[شوری]] وارد [[حجره]] پیامبر{{صل}} شدند. مقارن این حال علی{{ع}} سر از بالش برداشت... چهرههای مأموران از شدت [[غضب]] و [[خشم]] برافروخته شد و خشم گلوی آنها را میفشرد... از این که نقشه آنها نقش بر آب شده و با [[شکست]] روشنی روبهرو شدند؛ عصبانی بودند و با خود فکر میکردند؛ در این مدت کم محمد{{صل}} نمیتواند، از محیط [[مکه]] بیرون برود؛ ناچار در خود مکه پنهان شده و یا، در طریق [[مدینه]] است... آنچه مسلم است این است، که پیامبر{{صل}} [[شب هجرت]] را با [[ابوبکر]]<ref>آقای نجاح عطا الطایی، در مورد واژه {{متن قرآن|لِصَاحِبِهِ}} در آیه ۴۰ سوره مبارکه توبه پژوهشی انجام داده و نتیجه نهایی آن را در کتابی تحت عنوان {{عربی|صاحب الغار ابوبکر أم رجل أخر؟}} اعلام نموده، ما علاقهمندان را به صفحه ۵۹ همان کتاب و نشانی الکترونیکی زیر ارجاع میدهیم. nayahtace @ yahoo.com.</ref> در [[غار ثور]] که در جنوب [[مکه]] - نقطه مقابل [[مدینه]] است – به سر برده است»<ref>جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ج۱، تلخیص از ص۳۵۴ – ۳۴۸.</ref>. | در ماه [[ربیع الاول]] سال سیزدهم بعثت، که [[مهاجرت پیامبر]]{{صل}} در آن اتفاق افتاد... ناگهان [[قریش]] تصمیمی بس [[قاطع]] و خطرناک گرفتند. جلسه مشورتی سران، در دارالندوه منعقد گردید و [[تصمیم]] گرفتند... از تمام [[قبایل]]، افرادی [[انتخاب]] شوند و شبانه به طور دسته جمعی به [[خانه]] او پیامبر{{صل}} [[حمله]] ببرند و او را قطعه قطعه کنند؛ تا [[خون]] او در میان تمام قبایل پخش گردد... بنا به نقل [[مفسران]]؛ [[فرشته وحی]] نازل گردید و پیامبر{{صل}} را از نقشههای شوم [[مشرکان]]... [[آگاه]] ساخت - [[آیه]] ۳۰ [[سوره انفال]] - [[رسول اکرم]]{{صل}} از طرف [[خدا]] [[مأمور]] شد، آهنگ [[سفر]] کند و به سوی یثرب برود، ولی [[رهایی]] از دست مأموران [[بیرحم]] حکو مت [[بتپرست]]،... کار آسانی نبود..؛ لذا [[رسول خدا]]{{صل}} دستور داد که علی{{ع}} در بستر وی بخوابد... تا مشرکان [[تصور]] کنند، که [[پیامبر]]{{صل}} بیرون نرفته و در [[خانه]] است و در نتیجه، تنها به [[فکر]] محاصره خانه او باشند... ثلثی از شب گذشته بود؛ که چهل نفر [[تروریست]] اطراف [[خانه پیامبر]]{{صل}} را محاصره کردند و از شکاف در به داخل خانه نگاه میکردند و وضع خانه را عادی دیدند... در چنین وقت، پیامبر{{صل}} [[تصمیم]] گرفت، که از خانه بیرون برود... [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[سوره یس]] را تا آیه {{متن قرآن|فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ}}<ref>«و ما پیش رویشان سدّی و پشت سرشان سدّی نهادهایم و (دیدگان) آنان را فرو پوشاندهایم چنان که (چیزی) نمیبینند» سوره یس، آیه ۹.</ref>[[تلاوت]] نمود، بلافاصله از در خانه بیرون آمد... صبح صادق سینه افق را شکافت... مشرکان... در حالی که دستها به قبضه [[شمشیر]] بود؛ با [[شوری]] وارد [[حجره]] پیامبر{{صل}} شدند. مقارن این حال علی{{ع}} سر از بالش برداشت... چهرههای مأموران از شدت [[غضب]] و [[خشم]] برافروخته شد و خشم گلوی آنها را میفشرد... از این که نقشه آنها نقش بر آب شده و با [[شکست]] روشنی روبهرو شدند؛ عصبانی بودند و با خود فکر میکردند؛ در این مدت کم محمد{{صل}} نمیتواند، از محیط [[مکه]] بیرون برود؛ ناچار در خود مکه پنهان شده و یا، در طریق [[مدینه]] است... آنچه مسلم است این است، که پیامبر{{صل}} [[شب هجرت]] را با [[ابوبکر]]<ref>آقای نجاح عطا الطایی، در مورد واژه {{متن قرآن|لِصَاحِبِهِ}} در آیه ۴۰ سوره مبارکه توبه پژوهشی انجام داده و نتیجه نهایی آن را در کتابی تحت عنوان {{عربی|صاحب الغار ابوبکر أم رجل أخر؟}} اعلام نموده، ما علاقهمندان را به صفحه ۵۹ همان کتاب و نشانی الکترونیکی زیر ارجاع میدهیم. nayahtace @ yahoo.com.</ref> در [[غار ثور]] که در جنوب [[مکه]] - نقطه مقابل [[مدینه]] است – به سر برده است»<ref>جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ج۱، تلخیص از ص۳۵۴ – ۳۴۸.</ref>. | ||
به [[گواهی]] [[اسناد]] [[تاریخی]] روشن شد که واژه [[غار]] که در [[آیه]] مورد تحقیق ذکر شده [[شاهد]] یک حادثه تاریخی بسیار مهم بوده است؛ به همین دلیل غار ثور مورد توجه | به [[گواهی]] [[اسناد]] [[تاریخی]] روشن شد که واژه [[غار]] که در [[آیه]] مورد تحقیق ذکر شده [[شاهد]] یک حادثه تاریخی بسیار مهم بوده است؛ به همین دلیل غار ثور مورد توجه کلیه [[مسلمین]] است و از نظر آنان، این غار دارای تقدم ویژهای است و مورد [[احترام]] [[مسلمانان]] و نقطهای خاطره انگیز در [[تاریخ]] [[سیاسی]] [[اسلامی]]، به حساب میآید و آن [[شایستگی]] را دارد، که جغرافیای آن برای علاقهمندان بیان گردد.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۳۷۴.</ref> | ||
==[[سرگردانی]] [[مشرکین]]!== | ==[[سرگردانی]] [[مشرکین]]!== | ||