←منابع
(←منابع) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۰۴: | خط ۳۰۴: | ||
[[شأن نزول آیه]] مسأله را بیشتر حل میکند: «قبل از آغاز [[جنگ بدر]] [[سران قریش]] [[اخطار]] کردند همه افراد ساکن [[مکه]] که [[آمادگی]] برای شرکت در میدان [[جنگ]] دارند باید برای [[نبرد]] با [[مسلمانان]] حرکت کنند و هر کسی [[مخالفت]] کند [[خانه]] او ویران و اموالش [[مصادره]] میشود. به دنبال این [[تهدید]]، عدهای از افرادی که ظاهراً [[اسلام]] آورده بودند ولی به خاطر علاقه شدید به خانه و زندگی و [[اموال]] خود حاضر به مهاجرت نشده بودند نیز با [[بت پرستان]] به سوی میدان جنگ حرکت کردند و در میدان [[جنگ]] حرکت کردند و در میدان در صفوف [[مشرکان]] ایستادند و از کمی نفرات [[مسلمانان]] به [[شک و تردید]] افتادند و سرانجام در این میدان کشته شدند. [[آیه]] فوق نازل گردید و [[سرنوشت]] شوم آنها را شرح داد<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۱۱۴.</ref>. | [[شأن نزول آیه]] مسأله را بیشتر حل میکند: «قبل از آغاز [[جنگ بدر]] [[سران قریش]] [[اخطار]] کردند همه افراد ساکن [[مکه]] که [[آمادگی]] برای شرکت در میدان [[جنگ]] دارند باید برای [[نبرد]] با [[مسلمانان]] حرکت کنند و هر کسی [[مخالفت]] کند [[خانه]] او ویران و اموالش [[مصادره]] میشود. به دنبال این [[تهدید]]، عدهای از افرادی که ظاهراً [[اسلام]] آورده بودند ولی به خاطر علاقه شدید به خانه و زندگی و [[اموال]] خود حاضر به مهاجرت نشده بودند نیز با [[بت پرستان]] به سوی میدان جنگ حرکت کردند و در میدان [[جنگ]] حرکت کردند و در میدان در صفوف [[مشرکان]] ایستادند و از کمی نفرات [[مسلمانان]] به [[شک و تردید]] افتادند و سرانجام در این میدان کشته شدند. [[آیه]] فوق نازل گردید و [[سرنوشت]] شوم آنها را شرح داد<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۱۱۴.</ref>. | ||
با مطالعه [[شأن نزول آیه]] معلوم گشت که [[ارض]] در اینجا «[[مکه]]» را در بر میگیرد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۸۲.</ref> | با مطالعه [[شأن نزول آیه]] معلوم گشت که [[ارض]] در اینجا «[[مکه]]» را در بر میگیرد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۸۲.</ref> | ||
==ارض== | |||
{{متن قرآن|قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ}}<ref>«(خداوند) فرمود: که (آمدن به) این سرزمین چهل سال بر آنان حرام است؛ روی زمین سرگردان میشوند، پس بر گروه نافرمانان دریغ مخور» سوره مائده، آیه ۲۶.</ref>. | |||
با دقت در [[آیات]] قبلی این [[سوره]] مشخص میشود که این آیه نیز مربوط به [[حضرت موسی]] است. | |||
پس از آنکه [[بنی اسرائیل]] از چنگال [[فرعونیان]] [[نجات]] یافتند [[خداوند]] به آنها [[فرمان]] داد به سوی [[سرزمین مقدس]] «[[فلسطین]]» حرکت کنند و در آن وارد شوند، اما بنی اسرائیل زیر بار این حرف نرفتند و گفتند: تا [[ستمکاران]] ([[قوم]] [[عمالقه]]) از آنجا بیرون نروند ما وارد این [[سرزمین]] نخواهیم شد»<ref>خلاصه تفاسیر، ص۳۰۳.</ref>. | |||
«دعای حضرت موسی به [[اجابت]] رسید و بنی اسرائیل نتیجه شوم [[اعمال]] خود را گرفتند. نه مانند شهرنشینان امکان استراحت در [[شهر]] را داشتند و نه مانند بیابانگردان [[زندگی]] قبیلگی خواهند داشت»<ref>تفسیر نمونه، ج۱، ص۳۱۲.</ref>. | |||
در آیه ۲۱ به [[صراحت]] از «[[ارض مقدس]]» نام برده شده است که منظور [[شامات]] عموماً و [[بیت المقدس]] و فلسطین خصوصاً میباشد. | |||
ما «[[تیه]]» را در جای خود توضیح خواهیم داد از این رو از تکرار توضیح در اینجا خودداری میکنیم.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۸۳.</ref> | |||
==ارض== | |||
{{متن قرآن|فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ...}}<ref>«خداوند کلاغی را برانگیخت که زمین را میکاوید تا بدو نشان دهد چگونه کالبد برادرش را در خاک کند؛ گفت: وای بر من! آیا ناتوان بودم که چون این کلاغ باشم تا کالبد برادرم را در خاک کنم؟ و از پشیمانان شد» سوره مائده، آیه ۳۱.</ref>. | |||
[[شیطان]] [[آدم]] و [[حوا]] را فریفت و آن دو از میوه باغ خوردند و نتیجه آن شد که به [[زمین]] [[هبوط]] کردند. در زمین امکان زاد و ولد برای آن دو فراهم شد. بعد از سالها میان دو پسر آنها نزاعی اتفاق میافتد. [[قابیل]]، [[هابیل]] را به [[قتل]] میرساند و اولین قتل در روی زمین به وقوع میپیوندد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۸۵.</ref> | |||
===در [[تورات]]=== | |||
قابیل در تورات قائن خوانده شده است. برخی [[پژوهشگران]] درباره اسم قابیل نظریهای دارند: «به واسطه تقارب لفظی هابیل با قابیل، قایین به کلی از زبانها افتاده و لفظ قابیل جای آن را گرفته است»<ref>اعلام قرآن، خزائلی، ص۵۰.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۸۵.</ref> | |||
===چگونگی قتل=== | |||
قابیل پسر اول [[آدم]] و [[حوا]] زارع بود هابیل پسر دوم آن دو [[شغل]] [[چوپانی]] داشت. میان آن دو، در [[انتخاب همسر]] [[مخاصمه]] پدید آمد «قرار شد هر یک به درگاه [[خدا]] [[قربانی]] ببرند و قربانی هر کدام پذیرفته شد سخن او مقبول افتد هابیل دامدار بود و قابیل کشاورز. هابیل گوسفندی برداشت و قابیل بستهای از خوشههای گندم و آن دو را بر سر [[کوه]] بردند. در این میان آتشی آمد و قربانی هابیل را بسوخت و این علامت قبول شدن قربانی بود»<ref>روضة الصفا، ص۱۸.</ref>. با این پیشامد [[آتش]] [[حسد]] در [[دل]] قابیل زبانه کشید و [[تصمیم]] گرفت هابیل را به قتل برساند.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۸۶.</ref> | |||
===نحوه [[دفن]] هابیل=== | |||
«از بعضی [[روایات]] که از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده، استفاده میشود. هنگامی که قابیل [[برادر]] خود را کشت او را در بیابان افکنده بود و نمیدانست چه کند؟ چیزی نگذشت که درندگان به سوی [[جسد]] هابیل روی آوردند و او گویا تحت فشار شدید [[وجدان]] قرار گرفته بود برای [[نجات]] جسد برادر خود مدتی آن را بر دوش کشید... [[خداوند]] زاغی را فرستاد که خاکهای زمین را کنار بزند و با پنهان کردن جسد بیجان زاغ دیگر و یا پنهان کردن قسمتی از طعمه خود- آن چنان که [[عادت]] زاغ است... به قابیل نشان دهد که چگونه جسد برادر خویش را به [[خاک]] بسپارد»<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۴۴۴.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۸۶.</ref> | |||
===زمینی که هابیل در آنجا کشته شد=== | |||
در [[دایرة المعارف کتاب مقدس]] در خصوص [[سرنوشت]] [[قابیل]] بعد از ارتکاب [[قتل]]، میخوانیم: «او شخص [[سرگردانی]] شد و به [[سرزمین]] نود [[سفر]] کرد و در آنجا شهری به نام پسرش، خنوخ بنا کرد»<ref>دائرة المعارف کتاب مقدس، ص۷۲۷.</ref>. | |||
دکتر محمد خرائلی نود را به ما بهتر میشناساند: «قایین بعد از قتل [[هابیل]] [[عقوبت]] میشود و به آوارگی محکوم میگردد اما بالاخره در [[شهر]] (نود) که در [[شرق]] عدن واقع است [[مسکن]] میکند»<ref>اعلام قرآن، ص۵۰.</ref>. | |||
کتاب [[قاموس کتاب مقدس]] برای معرفی نود چنین اظهار میدارد: «[[مقاطعه]] در طرف [[مشرق]] [[اردن]] که قائین از حضور [[خداوند]] بدانجا فرار نمود»<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۸۹۷.</ref>. | |||
حال که دانستیم قابیل به طرف [[یمن]] فرار کرده است پس «به احتمال زیاد این حادثه در [[مکه]] رخ داده است؛ همان جایی که [[آدم]] و [[حوا]] [[زندگی]] میکردند»<ref>اطلس قرآن، ص۱۷.</ref>. | |||
چنانچه میدانیم از [[قرآن]] و دیگر [[کتب مقدس]] و [[روایات]] صریحاً مطالبی در این باره به ما نرسیده است. روی این اساس، یادآوری نقطهای دیگر از اهمیت قضیه نخواهد کاست. «در [[کوه]] قاسیون مشرف بر قسمت شمالی [[دمشق]] غاری قرار دارد که مغار الدم ([[غار]] [[خون]]) مینامند زیرا معتقدند قتل هابیل در آنجا رخ داده است»<ref>اطلس قرآن، ص۱۸.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۸۷.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||