جز
جایگزینی متن - 'منتهی الیه' به 'منتهیالیه'
جز (جایگزینی متن - 'ضمیر' به 'ضمیر') |
جز (جایگزینی متن - 'منتهی الیه' به 'منتهیالیه') |
||
| (۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۹۰: | خط ۹۰: | ||
با توجه به سرگذشت زندگی حضرت یوسف{{ع}} [[ارض]] در هر دو آیه ۵۵ و ۵۶ [[کشور]] مصر است و اما در آیه ۸۰ همین سوره [[مبارکه]]، آمده است {{متن قرآن|...فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ...}} یعنی؛ لذا من از این [[سرزمین]] حرکت نمیکنم، تا پدرم به من اجازه دهد، یا [[خدا]] فرمانش را درباره من صادر کند... | با توجه به سرگذشت زندگی حضرت یوسف{{ع}} [[ارض]] در هر دو آیه ۵۵ و ۵۶ [[کشور]] مصر است و اما در آیه ۸۰ همین سوره [[مبارکه]]، آمده است {{متن قرآن|...فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ...}} یعنی؛ لذا من از این [[سرزمین]] حرکت نمیکنم، تا پدرم به من اجازه دهد، یا [[خدا]] فرمانش را درباره من صادر کند... | ||
برای روشن شدن مفهوم واژه ارض به دانستن بخش دیگری از حوادث زندگی حضرت یوسف{{ع}} نیازمندیم. | برای روشن شدن مفهوم واژه ارض به دانستن بخش دیگری از حوادث زندگی حضرت یوسف{{ع}} نیازمندیم. | ||
یکی دیگر، از حوادث زندگی آن [[حضرت]]، نگهداری [[برادر]] مادریش - [[بنیامین]] - | یکی دیگر، از حوادث زندگی آن [[حضرت]]، نگهداری [[برادر]] مادریش - [[بنیامین]] - با برنامه ساختگی [[اتهام]] [[سرقت]] پیمانه ملک، با اطلاع قبلی او بود. [[سنت]] رایج در محل زندگانی [[حضرت یعقوب]] این بوده: «... که اگر کسی دزدی کند، او را به [[بندگی]] بگیرند... یوسف هم برای نگهداشتن [[بنیامین]]، او را متهم به دزدی کرد و نزد خود نگاه داشت»<ref>حسین، عمادزاده، تاریخ انبیا از آدم تا خاتم، ص۴۳۳.</ref>. | ||
وقتی [[برادران یوسف]]، این جریان را متوجه شدند، که این بار هم با از دست دادن بنیامین، [[پدر]] خود را سخت آزرده خاطر خواهند کرد، با هم به [[مشورت]] پرداختند. بزرگترین آنها گفت: آیا نمیدانید، که پدرتان از شما [[پیمان الهی]] گرفته و پیش از این، درباره یوسف کوتاهی کردید؟ لذا من، از این [[سرزمین]] بیرون نمیروم...). | وقتی [[برادران یوسف]]، این جریان را متوجه شدند، که این بار هم با از دست دادن بنیامین، [[پدر]] خود را سخت آزرده خاطر خواهند کرد، با هم به [[مشورت]] پرداختند. بزرگترین آنها گفت: آیا نمیدانید، که پدرتان از شما [[پیمان الهی]] گرفته و پیش از این، درباره یوسف کوتاهی کردید؟ لذا من، از این [[سرزمین]] بیرون نمیروم...). | ||
| خط ۱۲۷: | خط ۱۲۷: | ||
[[قرآن]] در [[آیه]] ۴ سوره مبارکه اسراء به بیان گوشهای از [[تاریخ]] پر فراز و نشیب [[بنی اسرائیل]] پرداخته، میفرماید: | [[قرآن]] در [[آیه]] ۴ سوره مبارکه اسراء به بیان گوشهای از [[تاریخ]] پر فراز و نشیب [[بنی اسرائیل]] پرداخته، میفرماید: | ||
{{متن قرآن|وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ}}<ref>«و به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) خبر دادیم که دو بار در این سرزمین تباهی میورزید و گردنکشی بزرگی میکنید» سوره اسراء، آیه ۴.</ref>. | {{متن قرآن|وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ}}<ref>«و به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) خبر دادیم که دو بار در این سرزمین تباهی میورزید و گردنکشی بزرگی میکنید» سوره اسراء، آیه ۴.</ref>. | ||
سؤال ما، در این مقوله این است، که غرض، از ارضی که در [[آیه]] مذکور است، چیست؟ آیا فسادی را، که [[بنی اسرائیل]] مرتکب خواهند | سؤال ما، در این مقوله این است، که غرض، از ارضی که در [[آیه]] مذکور است، چیست؟ آیا فسادی را، که [[بنی اسرائیل]] مرتکب خواهند شد - یا شدهاند- در کجا اتفاق میافتد؟ آیا مکان حادثه، محلی است، که آنان سکونت دارند، با دامنه [[فساد]] آنقدر گسترده است، که جنبه جهانی و بینالمللی خواهد داشت؟ | ||
برخی از علما<ref>المیزان، ج۲۵، ص۶۹.</ref> مینویسند: «و معنای آیه این است که ما بنی اسرائیل را، در کتاب [[تورات]] [[اخبار]] داده و اعلام نمودیم، اخباری [[قاطع]]، [[سوگند]] میخورم و [[قطعی]] میگویم، که شما [[نژاد]] بنی اسرائیل بهزودی، در [[زمین]] فساد خواهید کرد - که مراد [[سرزمین]] [[فلسطین]] و پیرامون آن است- و این فساد را در دو نوبت خواهید کرد. یکی بعد از دیگری و در این زمین طغیانی [[عظیم]] و غلوی کبیر خواهید نمود». | برخی از علما<ref>المیزان، ج۲۵، ص۶۹.</ref> مینویسند: «و معنای آیه این است که ما بنی اسرائیل را، در کتاب [[تورات]] [[اخبار]] داده و اعلام نمودیم، اخباری [[قاطع]]، [[سوگند]] میخورم و [[قطعی]] میگویم، که شما [[نژاد]] بنی اسرائیل بهزودی، در [[زمین]] فساد خواهید کرد - که مراد [[سرزمین]] [[فلسطین]] و پیرامون آن است- و این فساد را در دو نوبت خواهید کرد. یکی بعد از دیگری و در این زمین طغیانی [[عظیم]] و غلوی کبیر خواهید نمود». | ||
در [[تفسیر نمونه]]<ref>نمونه، ج۱۲، ص۲۵.</ref> همین نظر مورد [[تأیید]] قرار گرفته و آمده است: | در [[تفسیر نمونه]]<ref>نمونه، ج۱۲، ص۲۵.</ref> همین نظر مورد [[تأیید]] قرار گرفته و آمده است: | ||
| خط ۱۶۵: | خط ۱۶۵: | ||
برخی از بزرگان در مورد کلمه ارض، در آیات مورد بحث<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۲۶، ص۱۳.</ref> مینویسند: «مقصود، از زمین، که [[مأمور]] شدند، در آنجا سکونت نمایند، [[سرزمین مقدس]] است، که به [[حکم]] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ}}<ref>«ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید» سوره مائده، آیه ۲۱.</ref> و آیاتی دیگر، [[خداوند]] برای آنان مقدر فرموده است، همچنان که از [[سیاق]] بر میآید، مراد، از کلمه [[ارض]]، در [[آیه]] قبلی ۱۰۳ مطلق روی [[زمین]] و یا خصوصی [[سرزمین مصر]] باشد». | برخی از بزرگان در مورد کلمه ارض، در آیات مورد بحث<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۲۶، ص۱۳.</ref> مینویسند: «مقصود، از زمین، که [[مأمور]] شدند، در آنجا سکونت نمایند، [[سرزمین مقدس]] است، که به [[حکم]] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ}}<ref>«ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید» سوره مائده، آیه ۲۱.</ref> و آیاتی دیگر، [[خداوند]] برای آنان مقدر فرموده است، همچنان که از [[سیاق]] بر میآید، مراد، از کلمه [[ارض]]، در [[آیه]] قبلی ۱۰۳ مطلق روی [[زمین]] و یا خصوصی [[سرزمین مصر]] باشد». | ||
برخی از [[دانشمندان]]<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۳۱۳.</ref> زیر عنوان منظور، از ارض در این [[آیات]] - ۱۰۳ و ۱۰۴ - کدام [[سرزمین]] است؟ مینویسند: «در آیات فوق... خداوند به [[بنی اسرائیل]] دستور داد که اکنون، که بر [[دشمن]] [[پیروز]] شدید در ارض معهود سکونت جویید - آیا منظور سرزمین [[مضر]] است؟ - همین کلمه در آیه قبل - ۱۰۳ - | برخی از [[دانشمندان]]<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۳۱۳.</ref> زیر عنوان منظور، از ارض در این [[آیات]] - ۱۰۳ و ۱۰۴ - کدام [[سرزمین]] است؟ مینویسند: «در آیات فوق... خداوند به [[بنی اسرائیل]] دستور داد که اکنون، که بر [[دشمن]] [[پیروز]] شدید در ارض معهود سکونت جویید - آیا منظور سرزمین [[مضر]] است؟ - همین کلمه در آیه قبل - ۱۰۳ - که میگوید، [[فرعون]] میخواست آنها را از سرزمین مصر بیرون کند؛ به همین معنی آمده و آیات دیگر [[قرآن]]، نیز میگوید، که بنی اسرائیل [[وارث]] [[فرعونیان]] شدند، یا این که اشاره، به [[سرزمین مقدس فلسطین]] است؛ زیرا بنی اسرائیل، بعد از این ماجرا به سوی [[فلسطین]] رفتند و [[مأمور]] شدند، که در آن وارد شوند. | ||
ولی ما بعید نمیدانیم، هر دو سرزمین منظور بوده باشد؛ زیرا بنی اسرائیل به [[شهادت]] [[آیات قرآن]]، وارث زمینهای فرعونیان شدند و هم مالک سرزمین فلسطین. | ولی ما بعید نمیدانیم، هر دو سرزمین منظور بوده باشد؛ زیرا بنی اسرائیل به [[شهادت]] [[آیات قرآن]]، وارث زمینهای فرعونیان شدند و هم مالک سرزمین فلسطین. | ||
| خط ۲۲۸: | خط ۲۲۸: | ||
برخی از نویسندگان، در ترجمه [[آیه]] ۴ مینویسد: «بیگمان، [[فرعون]]، در [[سرزمین مصر]] [[برتری]] گرفت و [[اهل]] آن را گروه، گروه کرد.».. و در پاورقی، در توضیح [[ارض]] در [[ترجمه قرآن]] [[مجید]]<ref>زین العابدین رهنما، ترجمه قرآن مجید، ج۲، ص۲۳۹.</ref>، مینویسد: «و مراد اززمین/، [[مصر]] است، که [[فرعون]]، در آن [[غلو]] و [[تکبر]] و ترفع کرد.»... | برخی از نویسندگان، در ترجمه [[آیه]] ۴ مینویسد: «بیگمان، [[فرعون]]، در [[سرزمین مصر]] [[برتری]] گرفت و [[اهل]] آن را گروه، گروه کرد.».. و در پاورقی، در توضیح [[ارض]] در [[ترجمه قرآن]] [[مجید]]<ref>زین العابدین رهنما، ترجمه قرآن مجید، ج۲، ص۲۳۹.</ref>، مینویسد: «و مراد اززمین/، [[مصر]] است، که [[فرعون]]، در آن [[غلو]] و [[تکبر]] و ترفع کرد.»... | ||
برخی از [[دانشمندان]]<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۱.</ref> در مورد ارض چنین نقل نموده است: تعبیر، به ارض =[[زمین]]، اشاره به سرزمین مصر و اطراف آن است و از آنجا که یک قسمت مهم آباد روی زمین، در آن [[روز]]، آن منطقه بوده، این واژه به صورت مطلق آمده است. این احتمال نیز وجود دارد؛ که الف و | برخی از [[دانشمندان]]<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۱.</ref> در مورد ارض چنین نقل نموده است: تعبیر، به ارض =[[زمین]]، اشاره به سرزمین مصر و اطراف آن است و از آنجا که یک قسمت مهم آباد روی زمین، در آن [[روز]]، آن منطقه بوده، این واژه به صورت مطلق آمده است. این احتمال نیز وجود دارد؛ که الف و لام برای [[عهد]] و اشاره، به سرزمین مصر باشد». | ||
به هر حال ارض در [[آیه]] مورد [[پژوهش]]، سرزمین مصر [[زمان]] [[حضرت موسی]] و فرعون است، که ما شرح جغرافیای آن را، در گفتار مربوط به مصر؛ بیان خواهیم نمود. | به هر حال ارض در [[آیه]] مورد [[پژوهش]]، سرزمین مصر [[زمان]] [[حضرت موسی]] و فرعون است، که ما شرح جغرافیای آن را، در گفتار مربوط به مصر؛ بیان خواهیم نمود. | ||
| خط ۲۵۵: | خط ۲۵۵: | ||
با استفاده از [[شأن نزول آیه]] میتوان به [[کشف]] مجهول اول رسید آقای محقق، در این باره مینویسد: «گویند، این آیه درباره [[حرث بن نوفل بن عبد مناف]] نازل شده؛ زیرا او به [[رسول خدا]]{{صل}} گفت ما میدانیم که قول تو [[حق]] است؛ ولی میترسیم، در اثر [[پیروی]] تو، [[عرب]] ما را از [[مکه]] بیرون نماید و ما در مقابل آنها تاب [[مقاومت]] نداریم، [[نسایی]] در «[[سنن]]» خود، نیز از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده است و [[طبری]] صاحب «[[جامع البیان]]» از طریق عوفی، از ابن عباس روایت کند، که طایفهای از [[قریش]] به [[پیامبر]] گفتند: اگر از تو پیروی نماییم: [[مردم]] ما را [[تبعید]] کنند سپس این آیه نازل شد»<ref> محمد باقر، محقق نمونه بینات شأن نزول آیات، ص۶۰۰.</ref>. | با استفاده از [[شأن نزول آیه]] میتوان به [[کشف]] مجهول اول رسید آقای محقق، در این باره مینویسد: «گویند، این آیه درباره [[حرث بن نوفل بن عبد مناف]] نازل شده؛ زیرا او به [[رسول خدا]]{{صل}} گفت ما میدانیم که قول تو [[حق]] است؛ ولی میترسیم، در اثر [[پیروی]] تو، [[عرب]] ما را از [[مکه]] بیرون نماید و ما در مقابل آنها تاب [[مقاومت]] نداریم، [[نسایی]] در «[[سنن]]» خود، نیز از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده است و [[طبری]] صاحب «[[جامع البیان]]» از طریق عوفی، از ابن عباس روایت کند، که طایفهای از [[قریش]] به [[پیامبر]] گفتند: اگر از تو پیروی نماییم: [[مردم]] ما را [[تبعید]] کنند سپس این آیه نازل شد»<ref> محمد باقر، محقق نمونه بینات شأن نزول آیات، ص۶۰۰.</ref>. | ||
همچنین، در مورد شأن نزول آیه، در [[تفسیر]] و [[ترجمه قرآن]] [[مجید]]، برخی از نویسندگان<ref>زین العابدین رهنما، تفسیر و ترجمه قرآن مجید، ج۳، ص۲۶۱.</ref>، چنین آورده است: «آیه در [[شأن]] [[حارث بن عثمان]] یا [[حارث بن نوفل]] آمد. این «حارث» پیش [[مصطفی]] آمد و گفت ما میدانیم، که تو پیامبر [[راستگویی]] و آن چه میگویی و آوردهای راست است، و | همچنین، در مورد شأن نزول آیه، در [[تفسیر]] و [[ترجمه قرآن]] [[مجید]]، برخی از نویسندگان<ref>زین العابدین رهنما، تفسیر و ترجمه قرآن مجید، ج۳، ص۲۶۱.</ref>، چنین آورده است: «آیه در [[شأن]] [[حارث بن عثمان]] یا [[حارث بن نوفل]] آمد. این «حارث» پیش [[مصطفی]] آمد و گفت ما میدانیم، که تو پیامبر [[راستگویی]] و آن چه میگویی و آوردهای راست است، و لکن اگر ما [[اتباع]] تو کنیم و بر پی [[قرآن]] و [[توحید]] رویم، چنان که تو رفتی؛ عرب ما را از سرزمین مکه بربایند.»... | ||
با توجه به شأن نزول آیه فوق، روشن میشود، که شخص پرسشگر، «حارث» و طرف مخاطب؛ [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} و [[سرزمین]] مورد بحث، [[شهر مکه]] بوده است، که به خواست [[خدای سبحان]]، به جغرافیای آن، در گفتار [[مکه]] اشاره خواهیم نمود. | با توجه به شأن نزول آیه فوق، روشن میشود، که شخص پرسشگر، «حارث» و طرف مخاطب؛ [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} و [[سرزمین]] مورد بحث، [[شهر مکه]] بوده است، که به خواست [[خدای سبحان]]، به جغرافیای آن، در گفتار [[مکه]] اشاره خواهیم نمود. | ||
<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۸۳.</ref> | <ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۸۳.</ref> | ||
| خط ۲۹۴: | خط ۲۹۴: | ||
{{متن قرآن|فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ...}}<ref>«و اما (قوم) عاد در زمین به نادرستی گردنکشی کردند و گفتند: چه کسی از ما توانمندتر است؟ و آیا ندیدند که خداوندی که آنان را آفریده از آنان توانمندتر است؟ و آنان آیات ما را انکار میکردند» سوره فصلت، آیه ۱۵.</ref>. | {{متن قرآن|فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ...}}<ref>«و اما (قوم) عاد در زمین به نادرستی گردنکشی کردند و گفتند: چه کسی از ما توانمندتر است؟ و آیا ندیدند که خداوندی که آنان را آفریده از آنان توانمندتر است؟ و آنان آیات ما را انکار میکردند» سوره فصلت، آیه ۱۵.</ref>. | ||
واژه ارض چهارده بار، در سوره مبارکه فصلت بیان شده، که سه مورد آن اشاره به مطلق [[زمین]] است و تنها یک بار آن منظور، از ارض قطعهای از کل زمین میباشد، که ما در این گفتار ضمن [[شناخت]] آن بخش از زمین: جغرافیای آن را هم، توضیح خواهیم داد. | واژه ارض چهارده بار، در سوره مبارکه فصلت بیان شده، که سه مورد آن اشاره به مطلق [[زمین]] است و تنها یک بار آن منظور، از ارض قطعهای از کل زمین میباشد، که ما در این گفتار ضمن [[شناخت]] آن بخش از زمین: جغرافیای آن را هم، توضیح خواهیم داد. | ||
در [[آیه]] مذکور، واژه ارض، که با الف و | در [[آیه]] مذکور، واژه ارض، که با الف و لام، به صورت {{متن قرآن|الْأَرْضِ}} = سر زمین آمده، معرفه بودن آن را میرساند و فحوای آیه، نیز مؤید این مطلب است، که این [[سرزمین]]، مربوط به قومی، به نام عاد میباشد، که با شناخت آن [[طایفه]]، میتوان سرزمین آنان را شناخت.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۹۳.</ref> | ||
==[[ارض]]== | ==[[ارض]]== | ||
| خط ۳۴۹: | خط ۳۴۹: | ||
===محل هبوط در هندوستان=== | ===محل هبوط در هندوستان=== | ||
«آدم در هندوستان فرود آمد، روی کوهی به نام «بوذ» در [[سریلانکا]](سرندیب ارسلان) واقع در جنوب [[شبه قاره]] [[هند]]»<ref>اطلس قرآن، ص۱۶.</ref>. | «آدم در هندوستان فرود آمد، روی کوهی به نام «بوذ» در [[سریلانکا]](سرندیب ارسلان) واقع در جنوب [[شبه قاره]] [[هند]]»<ref>اطلس قرآن، ص۱۶.</ref>. | ||
ابن خرداد به؛ در مسالک و ممالک سرندیب را چنین معرفی میکند: «دیب در زبان [[هندی]] به معنی جریده است و سرن را نمیدانم معنایش چیست؟ جزیرهای [[عظیم]] در دریای هر کند در | ابن خرداد به؛ در مسالک و ممالک سرندیب را چنین معرفی میکند: «دیب در زبان [[هندی]] به معنی جریده است و سرن را نمیدانم معنایش چیست؟ جزیرهای [[عظیم]] در دریای هر کند در منتهیالیه هند که مساحتش هفتاد فرسخ باشد. در سرندیب کوهی است که [[حضرت آدم]]{{ع}} بر آن هبوط کرد که به آن الرهون گویند که جای پای حضرت آدم در آن است؛ سر به [[فلک]] کشیده است و دریانوردان آن را از مساحتهای خیلی دور میبینند»<ref>مسالک و ممالک، ص۶۸.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۹۰.</ref> | ||
===محل هبوط در جده=== | ===محل هبوط در جده=== | ||
| خط ۳۸۰: | خط ۳۸۰: | ||
===[[لطف خدا]] افول ندارد=== | ===[[لطف خدا]] افول ندارد=== | ||
روی صحبت این آیه با بنی اسرائیل است. یعنی میخواهد بفهماند که شما قومی [[ضعیف]] شده بودید ولی شما را [[وارث]] باختر و خاور [[سرزمین]] گردانیدیم. | روی صحبت این آیه با بنی اسرائیل است. یعنی میخواهد بفهماند که شما قومی [[ضعیف]] شده بودید ولی شما را [[وارث]] باختر و خاور [[سرزمین]] گردانیدیم. | ||
[[مفسران]] برای پاسخ به این سؤال که این مشارق و مغارب [[زمین]] کجا بوده است به [[گفتگو]] پرداختهاند. از جمله برخی از | [[مفسران]] برای پاسخ به این سؤال که این مشارق و مغارب [[زمین]] کجا بوده است به [[گفتگو]] پرداختهاند. از جمله برخی از دانشمندان مینویسند؛ تعبیر به {{متن قرآن|مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا}} «مشرقها و مغربهای زمین» اشاره به سرزمینهای کوچک، مشرقها و مغربهای مختلف و به تعبیر دیگر افقهای متعدداند، اما یک سرزمین پهناور حتماً [[اختلاف]] افق و مشرقها و مغربها به خاطر خاصیت کرؤیت زمین - خواهد داشت به همین دلیل است که این تعبیر را کنایه از وسعت سرزمین فراعنه گرفتیم»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۹۳.</ref>. | ||
برخی عبارت {{متن قرآن|بَارَكْنَا فِيهَا}} در این آیه را که پس از {{متن قرآن|مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا}} آمده به [[مکه]] هم تعمیم دادهاند. ولی به نظر ما مکه در این آیه مد نظر نیست گیرم که به صفت زمین پربرکت هم مزین شده است چون اینجا [[گفتگو]] از [[سرزمین]] فراعنه است. در این خصوص هم جای حرف وجود دارد. برخی از | برخی عبارت {{متن قرآن|بَارَكْنَا فِيهَا}} در این آیه را که پس از {{متن قرآن|مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا}} آمده به [[مکه]] هم تعمیم دادهاند. ولی به نظر ما مکه در این آیه مد نظر نیست گیرم که به صفت زمین پربرکت هم مزین شده است چون اینجا [[گفتگو]] از [[سرزمین]] فراعنه است. در این خصوص هم جای حرف وجود دارد. برخی از دانشمندان میگویند: «جمله {{متن قرآن|بَارَكْنَا فِيهَا}} اشاره به [[آبادی]] فوق العاده این منطقه، یعنی [[مصر]] و [[شام]] است هم در آن [[زمان]] و هم در این زمان از مناطق پر [[برکت]] [[دنیا]] محسوب میشود و به طوری که بعضی از [[مفسران]] نوشتهاند در آن [[روز]] [[کشور]] فراعنه به قدری وسعت داشت که سرزمین [[شامات]] را هم در بر میگرفت»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۹۳.</ref>. | ||
به نظر ما بعید نیست که مشارق و مغارب؛ «[[غرب]] و [[شرق]] مصر و [[فلسطین]]» را در بر میگیرد زیرا [[بنی اسرائیل]] به خاطر [[استقامت]]، به [[پیروزی]] رسید و از مصر خارج شده و سرزمین فلسطین را به [[ارث]] برد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۹۷.</ref> | به نظر ما بعید نیست که مشارق و مغارب؛ «[[غرب]] و [[شرق]] مصر و [[فلسطین]]» را در بر میگیرد زیرا [[بنی اسرائیل]] به خاطر [[استقامت]]، به [[پیروزی]] رسید و از مصر خارج شده و سرزمین فلسطین را به [[ارث]] برد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۹۷.</ref> | ||
| خط ۳۹۲: | خط ۳۹۲: | ||
===دانستنیهای [[تبوک]]=== | ===دانستنیهای [[تبوک]]=== | ||
بنا به [[روایت]] جغرافیای [[نزول قرآن]] [[مردم]] تبوک به قرار [[جزیه]] با [[پیامبر]] [[مصالحه]] کردند: «در شمال [[حجاز]] نزدیک به مرز [[شام]] شهر کوچک تبوک (امروز به قسمتهای شمال حجاز نیز تبوک میگویند) واقع است. در سال نهم [[هجرت پیامبر خدا]]{{صل}} برای [[جنگ]] با [[رومیان]] به تبوک آمد که مردم آنها با ایشان به قرار جزیه مصالحه کردند. استخری در مسالک الممالک و [[ابن حوقل]] در صوره الارض آوردهاند که تبوک میان [[حجر]] و شام و به فاصله چهار مرحله از آن در نیم راه شام قرار دارد». و گفتهاند که [[اصحاب الایکه]] که [[خدا]] [[شعیب]]{{ع}} را به سوی آنها فرستاد از این جایگاه بودند. جیهانی در اشکال العالم گوید: تبوک میان حجر و میان اول نواحی شام و چهار [[منزل]] است و آن حصنی است.... مستوفی در نزهه القلوب گوید: [[حصن]] تبوک سر حد است میان شام و تهامه و اصحاب الایکه آنجا بودهاند. یاقوت نیز تبوک را | بنا به [[روایت]] جغرافیای [[نزول قرآن]] [[مردم]] تبوک به قرار [[جزیه]] با [[پیامبر]] [[مصالحه]] کردند: «در شمال [[حجاز]] نزدیک به مرز [[شام]] شهر کوچک تبوک (امروز به قسمتهای شمال حجاز نیز تبوک میگویند) واقع است. در سال نهم [[هجرت پیامبر خدا]]{{صل}} برای [[جنگ]] با [[رومیان]] به تبوک آمد که مردم آنها با ایشان به قرار جزیه مصالحه کردند. استخری در مسالک الممالک و [[ابن حوقل]] در صوره الارض آوردهاند که تبوک میان [[حجر]] و شام و به فاصله چهار مرحله از آن در نیم راه شام قرار دارد». و گفتهاند که [[اصحاب الایکه]] که [[خدا]] [[شعیب]]{{ع}} را به سوی آنها فرستاد از این جایگاه بودند. جیهانی در اشکال العالم گوید: تبوک میان حجر و میان اول نواحی شام و چهار [[منزل]] است و آن حصنی است.... مستوفی در نزهه القلوب گوید: [[حصن]] تبوک سر حد است میان شام و تهامه و اصحاب الایکه آنجا بودهاند. یاقوت نیز تبوک را مکانی بین [[وادی القری]] و شام آورده است»<ref>جغرافیای نزول قرآن، ص۹۳.</ref>. | ||
تبوک نام شهری در نیمه راه [[مدینه]] و [[دمشق]] در سمت شمال [[عربستان]] که بین دو [[کوه]] «حمیس» و «شهر وری» واقع است. قبل از [[اسلام]] مرز [[سرزمین عرب]] و [[امپراطوری روم]] شرقی (بیزانس) بوده است این مکان در [[صدر اسلام]] محل تجمع عشایر [[بنی عذره]] بوده است. نام تبوک از نام برکه آبی که متعلق به بنی عذره بوده گرفته شده است». «این شهر از سه طرف به صحرا و از سمت [[غرب]] به کوههای «سراة» و [[خلیج عقبه]] ([[کشور]] [[اردن]]) محدود میشود و | تبوک نام شهری در نیمه راه [[مدینه]] و [[دمشق]] در سمت شمال [[عربستان]] که بین دو [[کوه]] «حمیس» و «شهر وری» واقع است. قبل از [[اسلام]] مرز [[سرزمین عرب]] و [[امپراطوری روم]] شرقی (بیزانس) بوده است این مکان در [[صدر اسلام]] محل تجمع عشایر [[بنی عذره]] بوده است. نام تبوک از نام برکه آبی که متعلق به بنی عذره بوده گرفته شده است». «این شهر از سه طرف به صحرا و از سمت [[غرب]] به کوههای «سراة» و [[خلیج عقبه]] ([[کشور]] [[اردن]]) محدود میشود و منتهیالیه شمالی [[حجاز]] است. بطلمیوس (م ۱۶۷ق) در کتاب جغرافیای خود نام [[تبوک]] را «تایوا» ضبط کرده است»<ref>جغرافیای نزول قرآن، ص۲۹۶.</ref>. | ||
میدانیم که تبوک شهری است در شمال [[غربی]] [[عربستان سعودی]] آنان که از شرکت در [[جنگ تبوک]] خودداری کردند ساکن [[مدینه]] بودند با این حساب [[ارض]] در [[آیه]] ۱۱۸ [[سوره توبه]] «مدینه» است.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۰.</ref> | میدانیم که تبوک شهری است در شمال [[غربی]] [[عربستان سعودی]] آنان که از شرکت در [[جنگ تبوک]] خودداری کردند ساکن [[مدینه]] بودند با این حساب [[ارض]] در [[آیه]] ۱۱۸ [[سوره توبه]] «مدینه» است.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۰۰.</ref> | ||