بحث:زمین در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۶۰۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ اکتبر ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'شبه جزیره عربستان' به 'شبه جزیره عربستان'
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
جز (جایگزینی متن - 'شبه جزیره عربستان' به 'شبه جزیره عربستان')
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲۱: خط ۲۱:
==[[ارض]]==
==[[ارض]]==
{{متن قرآن|إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا}}<ref>«ما به او روی زمین توانمندی بخشیدیم و سررشته هر کار را به او دادیم» سوره کهف، آیه ۸۴.</ref>.
{{متن قرآن|إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا}}<ref>«ما به او روی زمین توانمندی بخشیدیم و سررشته هر کار را به او دادیم» سوره کهف، آیه ۸۴.</ref>.
در [[آیه]] ۸۳ [[خداوند]] به [[پیامبر]] می‌فرماید که از تو درباره [[ذوالقرنین]] می‌پرسند. این سوال سومین سوال گروهی از [[قریش]] می‌باشد. آیه ۸۴ جواب سوال است. می‌فرماید: ما در روی [[زمین]] او را [[حکومت]] بخشیدیم. واضح است که ارض در این جا مطلق زمین نمی‌باشد؛ چراکه ذوالقرنین به تمامی کره خاکی [[حاکمیت]] نداشته است. پس ارض در اینجا محدوده ایی را شامل می‌شود که در [[تصرف]] ذوالقرنین بوده است. [[ایران]] در دوران [[سلطنت]] [[کوروش]] از سمت جنوب به بحر عمان، خلیج [[فارس]] و شبه [[جزیره عربستان]]؛ از سمت شمال به دریای [[خزر]]، قفقاز و رود [[سیحون]]؛ از [[مشرق]] به رود سند و از سمت [[مغرب]] به دار دانل (هلسپونت) ختم می‌شد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۲۰.</ref>
در [[آیه]] ۸۳ [[خداوند]] به [[پیامبر]] می‌فرماید که از تو درباره [[ذوالقرنین]] می‌پرسند. این سوال سومین سوال گروهی از [[قریش]] می‌باشد. آیه ۸۴ جواب سوال است. می‌فرماید: ما در روی [[زمین]] او را [[حکومت]] بخشیدیم. واضح است که ارض در این جا مطلق زمین نمی‌باشد؛ چراکه ذوالقرنین به تمامی کره خاکی [[حاکمیت]] نداشته است. پس ارض در اینجا محدوده ایی را شامل می‌شود که در [[تصرف]] ذوالقرنین بوده است. [[ایران]] در دوران [[سلطنت]] [[کوروش]] از سمت جنوب به بحر عمان، خلیج [[فارس]] و [[شبه جزیره عربستان]]؛ از سمت شمال به دریای [[خزر]]، قفقاز و رود [[سیحون]]؛ از [[مشرق]] به رود سند و از سمت [[مغرب]] به دار دانل (هلسپونت) ختم می‌شد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۲۰.</ref>


==ارض==
==ارض==
خط ۴۶: خط ۴۶:
صاحب «[[قصص]] یا داستان‌های شگفت انگیز [[قرآن مجید]]» چنین اظهار نظر می‌کند: «حقیر گوید آن [[زمین]] [[شامات]] بوده و [[برکات]] ظاهره و باطنه آن زمین بسیار است از خوبی آب و کثرت آن و [[نیکی]] هوا و به جهت آن و فراوانی فواکه و [[نعمت‌ها]] در آن و اینکه [[بعثت]] اکثر [[پیغمبران]] در آن [[سرزمین]] بوده و [[شرایع]] و [[خیرات]] و [[کمالات]] از آنجا سرچشمه گرفته و به جهانیان رسیده [است]»<ref>قصص یا داستان‌های شگفت انگیز قرآن مجید، ص۱۷۶.</ref>.
صاحب «[[قصص]] یا داستان‌های شگفت انگیز [[قرآن مجید]]» چنین اظهار نظر می‌کند: «حقیر گوید آن [[زمین]] [[شامات]] بوده و [[برکات]] ظاهره و باطنه آن زمین بسیار است از خوبی آب و کثرت آن و [[نیکی]] هوا و به جهت آن و فراوانی فواکه و [[نعمت‌ها]] در آن و اینکه [[بعثت]] اکثر [[پیغمبران]] در آن [[سرزمین]] بوده و [[شرایع]] و [[خیرات]] و [[کمالات]] از آنجا سرچشمه گرفته و به جهانیان رسیده [است]»<ref>قصص یا داستان‌های شگفت انگیز قرآن مجید، ص۱۷۶.</ref>.


برخی از [[علما]] چنین نظر می‌دهند: «گرچه نام این سرزمین صریحاً در [[قرآن]] نیامده ولی با توجه به آیه اول [[سوره]] [[اسرا]] {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ}}<ref>«پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی - که پیرامون آن را خجسته گردانده‌ایم- برد تا از نشانه‌هایمان بدو نشان دهیم، بی‌گمان اوست که شنوای بیناست» سوره اسراء، آیه ۱.</ref> معلوم می‌شود همان [[سرزمین شام]] و [[بیت المقدس]] است که سرزمینی است هم از نظر ظاهری پربرکت، حاصل‌خیز و سرسبز و هم از نظر [[معنوی]]،؛ چراکه کانون پرورش [[انبیا]] بوده است»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۴۹۲.</ref>.
برخی از دانشمندان چنین نظر می‌دهند: «گرچه نام این سرزمین صریحاً در [[قرآن]] نیامده ولی با توجه به آیه اول [[سوره]] [[اسرا]] {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ}}<ref>«پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی - که پیرامون آن را خجسته گردانده‌ایم- برد تا از نشانه‌هایمان بدو نشان دهیم، بی‌گمان اوست که شنوای بیناست» سوره اسراء، آیه ۱.</ref> معلوم می‌شود همان [[سرزمین شام]] و [[بیت المقدس]] است که سرزمینی است هم از نظر ظاهری پربرکت، حاصل‌خیز و سرسبز و هم از نظر [[معنوی]]،؛ چراکه کانون پرورش [[انبیا]] بوده است»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۴۹۲.</ref>.
به طور کلی می‌توان گفت سرزمین پربرکت در این آیه؛ «[[سرزمین فلسطین]]» و دلیل آن هم آیه آغازین سوره اسراست.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۲۶.</ref>
به طور کلی می‌توان گفت سرزمین پربرکت در این آیه؛ «[[سرزمین فلسطین]]» و دلیل آن هم آیه آغازین سوره اسراست.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۲۶.</ref>


خط ۶۴: خط ۶۴:
==[[ارض]]==
==[[ارض]]==
{{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ}}<ref>«بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد. دسته‌ای از آنان را به ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده وا می‌نهاد، به یقین او از تبهکاران بود» سوره قصص، آیه ۴.</ref>.
{{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ}}<ref>«بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد. دسته‌ای از آنان را به ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده وا می‌نهاد، به یقین او از تبهکاران بود» سوره قصص، آیه ۴.</ref>.
[[فرعون]] کار را به جایی رساند که دعوی خدایی کرد. «تعبیر به الارض ([[زمین]]) اشاره به [[سرزمین مصر]] و اطراف آن است و از آنجا که یک قسمت مهم آباد روی زمین در آن [[روز]]، آن منطقه بوده این واژه به صورت مطلق آمده است. این احتمال نیز وجود دارد که الف و [[لام]] برای [[عهد]] و اشاره به سرزمین مصر باشد»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۳.</ref>.
[[فرعون]] کار را به جایی رساند که دعوی خدایی کرد. «تعبیر به الارض ([[زمین]]) اشاره به [[سرزمین مصر]] و اطراف آن است و از آنجا که یک قسمت مهم آباد روی زمین در آن [[روز]]، آن منطقه بوده این واژه به صورت مطلق آمده است. این احتمال نیز وجود دارد که الف و لام برای [[عهد]] و اشاره به سرزمین مصر باشد»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۳.</ref>.


نظر [[تفسیر قرآن]] مهر را نیز ملاحظه فرمایید:
نظر [[تفسیر قرآن]] مهر را نیز ملاحظه فرمایید:
خط ۷۳: خط ۷۳:
#{{متن قرآن|إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّارًا فِي الْأَرْضِ...}}<ref>«آنگاه چون خواست به کسی که دشمن هر دوی آنها بود تاخت آورد گفت: ای موسی! آیا می‌خواهی که مرا همچون کسی که دیروز کشتی بکشی؟ تو جز این نمی‌خواهی که در این (سر) زمین گردنکش باشی و نمی‌خواهی که از مصلحان باشی» سوره قصص، آیه ۱۹.</ref>.
#{{متن قرآن|إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّارًا فِي الْأَرْضِ...}}<ref>«آنگاه چون خواست به کسی که دشمن هر دوی آنها بود تاخت آورد گفت: ای موسی! آیا می‌خواهی که مرا همچون کسی که دیروز کشتی بکشی؟ تو جز این نمی‌خواهی که در این (سر) زمین گردنکش باشی و نمی‌خواهی که از مصلحان باشی» سوره قصص، آیه ۱۹.</ref>.
#{{متن قرآن|وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ}}<ref>«و او و سپاهیانش در آن سرزمین به ناراستی گردنکشی ورزیدند و پنداشتند که به سوی ما بازگردانده نمی‌شوند» سوره قصص، آیه ۳۹.</ref>.
#{{متن قرآن|وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ}}<ref>«و او و سپاهیانش در آن سرزمین به ناراستی گردنکشی ورزیدند و پنداشتند که به سوی ما بازگردانده نمی‌شوند» سوره قصص، آیه ۳۹.</ref>.
برخی از [[علما]] بر این باوراند که «[[تمکین]] ضعفاء در [[زمین]] به این معنی است که مکان و جائی به ایشان دهد که مالک آنجا شوند و در آن استقرار یابند»<ref>علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۱۱.</ref>. [[هامان]] [[وزیر]] [[فرعون]] بوده و از [[اختیار]] و [[قدرت]] برخوردار بوده است.
برخی از دانشمندان بر این باوراند که «[[تمکین]] ضعفاء در [[زمین]] به این معنی است که مکان و جائی به ایشان دهد که مالک آنجا شوند و در آن استقرار یابند»<ref>علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۱۱.</ref>. [[هامان]] [[وزیر]] [[فرعون]] بوده و از [[اختیار]] و [[قدرت]] برخوردار بوده است.
[[آیه]] ۱۹ فرعون و [[فرعونیان]] را می‌گوید که فرعونیان «بر قبطی‌ها و [[بنی اسرائیل]] [[حکومت]] ظالمانه‌ای داشتند و از روی [[ستمگری]] و [[خودخواهی]] به [[فساد]] می‌پرداختند تا جایی که خود را [[خدا]] قرار داده بودند»<ref>جادالمولی، قصه‌های قرآن، ص۱۸۱.</ref>.
[[آیه]] ۱۹ فرعون و [[فرعونیان]] را می‌گوید که فرعونیان «بر قبطی‌ها و [[بنی اسرائیل]] [[حکومت]] ظالمانه‌ای داشتند و از روی [[ستمگری]] و [[خودخواهی]] به [[فساد]] می‌پرداختند تا جایی که خود را [[خدا]] قرار داده بودند»<ref>جادالمولی، قصه‌های قرآن، ص۱۸۱.</ref>.
آیه ۳۹ هم همین معنا را می‌رساند.
آیه ۳۹ هم همین معنا را می‌رساند.
خط ۱۴۱: خط ۱۴۱:


===مساکن قوم عاد===
===مساکن قوم عاد===
«درباره محل دقیق آن در جنوب [[[عربستان]]] [[اختلاف]] است برخی گفته‌اند که [[احقاف]] در بیابان بین «عمان و [[مهره]]» است. برخی گفته‌اند که احقاف، ریگزاری بین عمان و حضرموت است. بعضی دیگر گفته‌اند که احقاف، ماسه‌های کنار دریای [[قریه]] شجره و شجره محلی در [[سرزمین یمن]] است»<ref>لطیف راشدی، قصه‌های قرآن، ص۵۵.</ref>.
«درباره محل دقیق آن در جنوب [[عربستان]] [[اختلاف]] است برخی گفته‌اند که [[احقاف]] در بیابان بین «عمان و [[مهره]]» است. برخی گفته‌اند که احقاف، ریگزاری بین عمان و حضرموت است. بعضی دیگر گفته‌اند که احقاف، ماسه‌های کنار دریای [[قریه]] شجره و شجره محلی در [[سرزمین یمن]] است»<ref>لطیف راشدی، قصه‌های قرآن، ص۵۵.</ref>.
برخی نویسندگان می‌نویسند: «قوم عاد در [[اراضی]] احقاف در شمال حضرموت سکنی داشتند از یک طرف به شمال [[ربع الخالی]] و [[شرق]] عمان که اکنون شهرهای رمال است مجاور بود»<ref>عمادزاده، تاریخ انبیاء، ص۲۴۱.</ref>. «[[احقاف]] جمع حقف به معنی تپه‌های ریگی است»<ref>اعلام قرآن، ص۴۲۶.</ref>.
برخی نویسندگان می‌نویسند: «قوم عاد در [[اراضی]] احقاف در شمال حضرموت سکنی داشتند از یک طرف به شمال [[ربع الخالی]] و [[شرق]] عمان که اکنون شهرهای رمال است مجاور بود»<ref>عمادزاده، تاریخ انبیاء، ص۲۴۱.</ref>. «[[احقاف]] جمع حقف به معنی تپه‌های ریگی است»<ref>اعلام قرآن، ص۴۲۶.</ref>.
و اما به نظر نگارنده احقاف محدوده‌ای است در «جنوب [[عربستان]]».<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۵۰.</ref>
و اما به نظر نگارنده احقاف محدوده‌ای است در «جنوب [[عربستان]]».<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۵۰.</ref>
==[[ارض]]==
#{{متن قرآن|وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا}}<ref>«و پس از آن زمین را گسترانید،» سوره نازعات، آیه ۳۰.</ref>. [[خداوند]] در این [[آیه]] و [[آیات]] قبلی آن به افزایش [[زمین]] و [[آسمان]] اشاره می‌کند.
#{{متن قرآن|وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا}}<ref>«و پس از آن زمین را گسترانید،» سوره نازعات، آیه ۳۰.</ref> «یعنی بعد از آنکه آسمان را بنا کرد و سقفش را بلند نمود و هر جزئش را در جای خود قرار داد و شبش را تاریک و روزش را روشن ساخت، زمین را بگسترد»<ref>تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۴۷۲.</ref>.
[[تفسیر نمونه]] می‌گوید: «منظور از [[دحو الارض]] این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب‌های حاصل از باران‌های سیلابی نخستین فرا گرفته بود، این آب‌ها تدریجاً در گودال‌های زمین جای گرفتند و خشکی‌ها از زیر آب سر بر آوردند و [[روز]] به روز گسترده‌تر شدند تا به وضع فعلی در آمد»<ref>تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۱۰. </ref>.
از [[مصالحه]] و توضیحات بالا واضح می‌شود که مکانی و نقطه‌ای در [[کره زمین]] قبل از هر جای دیگری در خارج از آب قرار داشته است «در [[روایات]] مذکور در کهن‌ترین منبع [[تاریخی]]؛ یعنی [[اخبار]] [[مکه]] حاکی از آن است که [[کعبه]] پیش از [[آفرینش]] [[آسمان‌ها]] و زمین، چون حبابی روی آب بود و اندک اندک قسمت‌های دیگر زمین از زیر آن گسترده شد و وسعت یافت»<ref>اصغر قائدان، تاریخ آثار اسلامی مکه مکرمه، ص۵۳.</ref>.
به عبارتی دیگر ارض در این آیه به کعبه دست گذاشته و گسترده شدن زمین را از کعبه دانسته است و لزومی ندارد که ارض در این آیه به کل نقاط زمین دلالت کند و می‌تواند این عبارت به «کعبه» تلقی شود.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۵۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۲۲۴٬۸۸۷

ویرایش