ویژگیهای حاکم اسلامی چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'محرز' به 'محرز'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۳) |
جز (جایگزینی متن - 'محرز' به 'محرز') |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
* '''[[ضرورت]] [[اعلم بودن]] حاکم به [[دین خدا]]''': [[خداوند]] به [[رسول اکرم]]{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستادهایم که کتاب پیش از خود را راست میشمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواستههای آنان پیروی مکن» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>. | * '''[[ضرورت]] [[اعلم بودن]] حاکم به [[دین خدا]]''': [[خداوند]] به [[رسول اکرم]]{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستادهایم که کتاب پیش از خود را راست میشمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواستههای آنان پیروی مکن» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>. | ||
لازمه [[حکومت]] بر مردم، داشتن [[قدرت]] و [[بسط ید]] در اجرای [[فرامین الهی]] است. بنابراین، وظیفه مقدّمی [[انبیاء]] و اوصیای آنان{{عم}}، [[تشکیل حکومت]] در میان مردم و [[نجات]] آنان از عمّال [[غاصب]] است. اما از سوی دیگر، میدانیم که در جامعه، [[عالمان]] فراوانی هستند که مدّعی [[فهم]] [[دین]] و شریعتاند؛ پس باید [[برتری]] و اولویّت این [[اولیاء الهی]]{{عم}} بر دیگران | لازمه [[حکومت]] بر مردم، داشتن [[قدرت]] و [[بسط ید]] در اجرای [[فرامین الهی]] است. بنابراین، وظیفه مقدّمی [[انبیاء]] و اوصیای آنان{{عم}}، [[تشکیل حکومت]] در میان مردم و [[نجات]] آنان از عمّال [[غاصب]] است. اما از سوی دیگر، میدانیم که در جامعه، [[عالمان]] فراوانی هستند که مدّعی [[فهم]] [[دین]] و شریعتاند؛ پس باید [[برتری]] و اولویّت این [[اولیاء الهی]]{{عم}} بر دیگران محرز و مسلّم باشد تا همگان نسبت به ایشان [[تمکین]] کنند. بنابراین، آنان باید در چنان مرتبهای از [[علم]] قرار داشته باشند که در [[جدال احسن]] با [[مخالفان]]، تفوق علمیشان محرز باشد. نتیجه آنکه، این [[مقام]] تنها با مؤید بودن به [[تأییدات الهی]] برای [[مؤمنین]] یقینآور است و سایر مدّعیان توان چنین امری را ندارند. خصوصاً میدانیم که در [[جامعه دینی]]، به مرور قرائتهای مختلف و برداشتهای گوناگون از [[دین]] رواج مییابد که علاوه بر ایجاد تشتّت وسرگردانی، موجب [[اختلاف]] و [[تعارض]] با نظرات [[حاکم]] میگردد. | ||
* '''[[دولت اسلامی]]، الگوی [[مردم]] در [[دینداری]]''': [[رفتار]] و [[منش]] دولتمردان، با توجّه به [[قدرت]] و جایگاهشان، زیر ذرّهبین [[توده]] مردم است. در نتیجه خوبی یا [[بدی]] آنان، الگوی سایر اقشار [[امّت]] قرار میگیرد. به همین دلیل است که [[خداوند]] از دولتمردان و یا افراد متنفّذ [[اقتصادی]] و [[علمی]] در [[اقوام]] گذشته، به “ملأ قوم” تعبیر میفرماید؛ مثلاً [[قرآن]] از [[فرعون]] و اعضای [[هیئت]] [[دولت]] او چنین یاد میکند: {{متن قرآن|وَجَاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَى قَالَ يَا مُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ}}<ref>«و مردی از دورترین جای شهر شتابان آمد؛ گفت: ای موسی! سرکردگان (شهر) در کار تو همدل شدهاند تا تو را بکشند پس (از شهر) بیرون رو که من از خیرخواهان توام» سوره قصص، آیه ۲۰.</ref>. {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ}}<ref>«ای بزرگان! اگر خوابگزارید به من درباره خوابم نظر بدهید» سوره یوسف، آیه ۴۳.</ref>. | * '''[[دولت اسلامی]]، الگوی [[مردم]] در [[دینداری]]''': [[رفتار]] و [[منش]] دولتمردان، با توجّه به [[قدرت]] و جایگاهشان، زیر ذرّهبین [[توده]] مردم است. در نتیجه خوبی یا [[بدی]] آنان، الگوی سایر اقشار [[امّت]] قرار میگیرد. به همین دلیل است که [[خداوند]] از دولتمردان و یا افراد متنفّذ [[اقتصادی]] و [[علمی]] در [[اقوام]] گذشته، به “ملأ قوم” تعبیر میفرماید؛ مثلاً [[قرآن]] از [[فرعون]] و اعضای [[هیئت]] [[دولت]] او چنین یاد میکند: {{متن قرآن|وَجَاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَى قَالَ يَا مُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ}}<ref>«و مردی از دورترین جای شهر شتابان آمد؛ گفت: ای موسی! سرکردگان (شهر) در کار تو همدل شدهاند تا تو را بکشند پس (از شهر) بیرون رو که من از خیرخواهان توام» سوره قصص، آیه ۲۰.</ref>. {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ}}<ref>«ای بزرگان! اگر خوابگزارید به من درباره خوابم نظر بدهید» سوره یوسف، آیه ۴۳.</ref>. | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
در [[فرهنگ قرآن]]، مردمانی که هنوز با [[معارف دینی]] آشنا نیستند، جاهلانی به حساب میآیند که به حسب طبع اولی به دنبال برآوردن خواستههای حیوانی خود در جامعهاند و [[حکومت]] موظّف است آنان را به تدریج با معارف دینی آشنا نموده و اسباب تربیتشان را فراهم کند. حال اگر بنا باشد که [[حاکم]] [[دینی]] [[تبعیت]] از خواستهای این دسته نماید و برای کسب وجاهت، پاسخ مثبت به گرایشهای حیوانی و [[هواهای نفسانی]] آنان دهد، هرگز نمیتواند [[هدایت]] آنان را [[علما]] و عملاً بر عهده گیرد؛ چنانکه [[خداوند]] به [[رسول]] خود{{صل}} هشدار میدهد که مبادا سخنان [[فریبنده]] [[فاسقان]] [[امّت]]، او را از [[احکام الهی]] دور نماید و با قاطعیّت [[دستور]] میدهد که حکومت را بر اساس احکام الهی اداره کند: {{متن قرآن|وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ}}<ref>«و در میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و از خواستههای آنان پیروی مکن و از آنان بپرهیز مبادا تو را در برخی از آنچه خداوند به سوی تو فرو فرستاده است به فتنه اندازند و اگر رو برتابند بدان که خداوند جز این نمیخواهد که آنان را به برخی ا» سوره مائده، آیه ۴۹.</ref>. | در [[فرهنگ قرآن]]، مردمانی که هنوز با [[معارف دینی]] آشنا نیستند، جاهلانی به حساب میآیند که به حسب طبع اولی به دنبال برآوردن خواستههای حیوانی خود در جامعهاند و [[حکومت]] موظّف است آنان را به تدریج با معارف دینی آشنا نموده و اسباب تربیتشان را فراهم کند. حال اگر بنا باشد که [[حاکم]] [[دینی]] [[تبعیت]] از خواستهای این دسته نماید و برای کسب وجاهت، پاسخ مثبت به گرایشهای حیوانی و [[هواهای نفسانی]] آنان دهد، هرگز نمیتواند [[هدایت]] آنان را [[علما]] و عملاً بر عهده گیرد؛ چنانکه [[خداوند]] به [[رسول]] خود{{صل}} هشدار میدهد که مبادا سخنان [[فریبنده]] [[فاسقان]] [[امّت]]، او را از [[احکام الهی]] دور نماید و با قاطعیّت [[دستور]] میدهد که حکومت را بر اساس احکام الهی اداره کند: {{متن قرآن|وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ}}<ref>«و در میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و از خواستههای آنان پیروی مکن و از آنان بپرهیز مبادا تو را در برخی از آنچه خداوند به سوی تو فرو فرستاده است به فتنه اندازند و اگر رو برتابند بدان که خداوند جز این نمیخواهد که آنان را به برخی ا» سوره مائده، آیه ۴۹.</ref>. | ||
برآیند تحلیل پیشگفته چنین میشود که اصل اولی در [[نظام دینی]] آن است که [[حاکم اسلامی]] باید در [[درجه]] اول خود عامل به [[احکام الهی]] باشد و از [[هوای نفس]] [[پرهیز]] نماید. [[آیه شریفه]] فوقالذکر، حتی [[تبعیّت]] از هوای نفس جمعی را نیز [[نهی]] کرده است: {{متن قرآن|وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ}}. قطعاً این صفات تنها در [[مقام رسالت]] و یا [[امامت]] | برآیند تحلیل پیشگفته چنین میشود که اصل اولی در [[نظام دینی]] آن است که [[حاکم اسلامی]] باید در [[درجه]] اول خود عامل به [[احکام الهی]] باشد و از [[هوای نفس]] [[پرهیز]] نماید. [[آیه شریفه]] فوقالذکر، حتی [[تبعیّت]] از هوای نفس جمعی را نیز [[نهی]] کرده است: {{متن قرآن|وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ}}. قطعاً این صفات تنها در [[مقام رسالت]] و یا [[امامت]] محرز است؛ که در [[علم]] و [[عصمت]] [[مؤیّد]] من عندالله هستند؛ و الا اگر علم و یا عصمت آنان اکتسابی و تحصیلی باشد، در معرض زوال و [[اختلاف]] است و [[جامعه]] همیشه دچار تشتّت آرا میماند؛ در حالی که [[هدف]] از [[حکومت دینی]]، ایجاد [[آرامش]] و [[ثبات]] [[اعتقادی]] در جامعه است»<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۶۴.</ref> | ||
== [[:رده:آثار امامت|منبعشناسی جامع امامت]] == | == [[:رده:آثار امامت|منبعشناسی جامع امامت]] == | ||