کمیل بن زیاد نخعی در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - '؛ [[دانشنامه نهج البلاغه' به '؛ دینپرور، سید حسین، [[دانشنامه نهج البلاغه'
جز (جایگزینی متن - 'ref>[[دانشنامه نهج البلاغه' به 'ref>دینپرور، سید حسین، [[دانشنامه نهج البلاغه') |
جز (جایگزینی متن - '؛ [[دانشنامه نهج البلاغه' به '؛ دینپرور، سید حسین، [[دانشنامه نهج البلاغه') |
||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
ای [[کمیل]]! [[شناخت]] [[علم]] [[راستین]] ([[علم الهی]]) آیینی است که ([[انسان]]) با آن، [[پاداش]] داده میشود، و [[انسان]] در دوران [[زندگی]] با آن از [[خدا]] [[اطاعت]] میکند و پس از [[مرگ]]، نام [[نیکو]] از خود به یادگار میگذارد. [[دانش]]، [[فرمانروا]] و [[مال]]، فرمانبر است. ای [[کمیل]]! [[ثروت]] اندوزان [[بیتقوا]] مردهاند؛ گرچه به ظاهر زندهاند، امّا [[دانشمندان]]، تا [[دنیا]] برقرار است، زندهاند و بدنهایشان گرچه در [[زمین]] [[پنهان]]، امّا یاد آنان همیشه در [[دلها]] زنده است. بدان که در اینجا (پس به سینه [[مبارک]] خود اشاره کرد) [[دانش]] فراوانی انباشته است؛ ای کاش! کسانی را مییافتم که میتوانستند آن را بیاموزند؟ آری، تیزهوشانی مییابم امّا نمیتوان به آنها [[اعتماد]] کرد؛ [[دین]] را وسیله کسب [[دنیا]] قرار داده، با [[نعمتهای خدا]] بر [[بندگان]] و با [[برهانهای الهی]] بر [[دوستان]] [[خدا]] [[فخر]] میفروشند. یا گروهی هستند که [[تسلیم]] حاملان [[حق]] هستند امّا ژرف اندیشی لازم را در [[شناخت]] [[حقیقت]] ندارند و با اوّلین [[شبهه]] تردید در دلشان ریشه میزند؛ پس نه آنها و نه اینها، سزاوار [[آموختن]] دانشهای فراوان من نیستند. یا [[فرد]] دیگری که سخت در پی لذّت بوده، [[اختیار]] خود را به [[شهوت]] داده است؛ یا آنکه در [[ثروتاندوزی]] [[حرص]] میورزد؛ پس، هیچ کدام از آنان نمیتوانند از [[دین]] [[پاسداری]] کنند و بیشتر به چهارپایان چرنده شباهت دارند و چنین است که [[دانش]] با [[مرگ]] دارندگان [[دانش]] میمیرد. آری! [[زمین]] [[خداوند]] هیچگاه از [[حجّت الهی]] خالی نیست که برای [[خدا]] با [[برهان]] روشن [[قیام]] کند؛ یا آشکار و شناخته شده؛ یا بیمناک و [[پنهان]]؛ تا [[حجّت]] [[خدا]] [[باطل]] نشود، و نشانههایشان از میان نرود. اما تعدادشان چقدر و در کجا هستند؟ به [[خدا]] [[سوگند]]! که تعدادشان اندک، ولی نزد [[خدا]] بزرگ مقداراند که [[خدا]] با آنان حجّتها و نشانههای خود را نگاه میدارد، تا به کسانی که همانندشان هستند، بسپارد و در دلهای آنان بکارد؛ آنان که [[دانش]]، [[نور]] حقیقتبینی را بر قلبشان تابانده است، [[روح]] [[یقین]] را دریافتهاند؛ زیرا آنچه را خوشگذارانها دشوار میشمارند، آسان و با آنچه [[ناآگاهان]] از آن [[هراس]] داشتند، [[أنس]] گرفتند. در [[دنیا]] با بدنهایی [[زندگی]] میکنند، که ارواحشان به [[جهان]] بالا پیوند خورده است؛ آنان [[جانشینان]] [[خدا]] در [[زمین]] و دعوتکنندگان [[مردم]] به [[دین خدا]] هستند. آه! آه! چه سخت [[اشتیاق]] دیدارشان را دارم! [[کمیل]]! هرگاه خواستی بازگرد""<ref>{{متن حدیث|هَا إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْماً جَمّاً -وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ- لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً؛ بَلَى [أُصِيبُ] أَصَبْتُ لَقِناً غَيْرَ مَأْمُونٍ عَلَيْهِ، مُسْتَعْمِلًا آلَةَ الدِّينِ لِلدُّنْيَا وَ مُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِيَائِهِ؛ أَوْ مُنْقَاداً لِحَمَلَةِ الْحَقِّ، لَا بَصِيرَةَ لَهُ فِي أَحْنَائِهِ، يَنْقَدِحُ الشَّكُّ فِي قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَةٍ، أَلَا لَا ذَا وَ لَا ذَاكَ؛ أَوْ مَنْهُوماً بِاللَّذَّةِ سَلِسَ الْقِيَادِ لِلشَّهْوَةِ أَوْ مُغْرَماً بِالْجَمْعِ وَ الِادِّخَارِ؛ لَيْسَا مِنْ رُعَاةِ الدِّينِ فِي شَيْءٍ، أَقْرَبُ شَيْءٍ شَبَهاً بِهِمَا الْأَنْعَامُ السَّائِمَةُ؛ كَذَلِكَ يَمُوتُ الْعِلْمُ بِمَوْتِ حَامِلِيهِ. اللَّهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً، لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَيِّنَاتُهُ، وَ كَمْ ذَا وَ أَيْنَ أُولَئِكَ؟ أُولَئِكَ وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً، يَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيِّنَاتِهِ، حَتَّى يُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ وَ يَزْرَعُوهَا فِي قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ؛ هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ، وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى؛ أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ؛ آهِ آهِ، شَوْقاً إِلَى رُؤْيَتِهِمْ. انْصَرِفْ يَا كُمَيْلُ إِذَا شِئْتَ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۳۹.</ref> | ای [[کمیل]]! [[شناخت]] [[علم]] [[راستین]] ([[علم الهی]]) آیینی است که ([[انسان]]) با آن، [[پاداش]] داده میشود، و [[انسان]] در دوران [[زندگی]] با آن از [[خدا]] [[اطاعت]] میکند و پس از [[مرگ]]، نام [[نیکو]] از خود به یادگار میگذارد. [[دانش]]، [[فرمانروا]] و [[مال]]، فرمانبر است. ای [[کمیل]]! [[ثروت]] اندوزان [[بیتقوا]] مردهاند؛ گرچه به ظاهر زندهاند، امّا [[دانشمندان]]، تا [[دنیا]] برقرار است، زندهاند و بدنهایشان گرچه در [[زمین]] [[پنهان]]، امّا یاد آنان همیشه در [[دلها]] زنده است. بدان که در اینجا (پس به سینه [[مبارک]] خود اشاره کرد) [[دانش]] فراوانی انباشته است؛ ای کاش! کسانی را مییافتم که میتوانستند آن را بیاموزند؟ آری، تیزهوشانی مییابم امّا نمیتوان به آنها [[اعتماد]] کرد؛ [[دین]] را وسیله کسب [[دنیا]] قرار داده، با [[نعمتهای خدا]] بر [[بندگان]] و با [[برهانهای الهی]] بر [[دوستان]] [[خدا]] [[فخر]] میفروشند. یا گروهی هستند که [[تسلیم]] حاملان [[حق]] هستند امّا ژرف اندیشی لازم را در [[شناخت]] [[حقیقت]] ندارند و با اوّلین [[شبهه]] تردید در دلشان ریشه میزند؛ پس نه آنها و نه اینها، سزاوار [[آموختن]] دانشهای فراوان من نیستند. یا [[فرد]] دیگری که سخت در پی لذّت بوده، [[اختیار]] خود را به [[شهوت]] داده است؛ یا آنکه در [[ثروتاندوزی]] [[حرص]] میورزد؛ پس، هیچ کدام از آنان نمیتوانند از [[دین]] [[پاسداری]] کنند و بیشتر به چهارپایان چرنده شباهت دارند و چنین است که [[دانش]] با [[مرگ]] دارندگان [[دانش]] میمیرد. آری! [[زمین]] [[خداوند]] هیچگاه از [[حجّت الهی]] خالی نیست که برای [[خدا]] با [[برهان]] روشن [[قیام]] کند؛ یا آشکار و شناخته شده؛ یا بیمناک و [[پنهان]]؛ تا [[حجّت]] [[خدا]] [[باطل]] نشود، و نشانههایشان از میان نرود. اما تعدادشان چقدر و در کجا هستند؟ به [[خدا]] [[سوگند]]! که تعدادشان اندک، ولی نزد [[خدا]] بزرگ مقداراند که [[خدا]] با آنان حجّتها و نشانههای خود را نگاه میدارد، تا به کسانی که همانندشان هستند، بسپارد و در دلهای آنان بکارد؛ آنان که [[دانش]]، [[نور]] حقیقتبینی را بر قلبشان تابانده است، [[روح]] [[یقین]] را دریافتهاند؛ زیرا آنچه را خوشگذارانها دشوار میشمارند، آسان و با آنچه [[ناآگاهان]] از آن [[هراس]] داشتند، [[أنس]] گرفتند. در [[دنیا]] با بدنهایی [[زندگی]] میکنند، که ارواحشان به [[جهان]] بالا پیوند خورده است؛ آنان [[جانشینان]] [[خدا]] در [[زمین]] و دعوتکنندگان [[مردم]] به [[دین خدا]] هستند. آه! آه! چه سخت [[اشتیاق]] دیدارشان را دارم! [[کمیل]]! هرگاه خواستی بازگرد""<ref>{{متن حدیث|هَا إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْماً جَمّاً -وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ- لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً؛ بَلَى [أُصِيبُ] أَصَبْتُ لَقِناً غَيْرَ مَأْمُونٍ عَلَيْهِ، مُسْتَعْمِلًا آلَةَ الدِّينِ لِلدُّنْيَا وَ مُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِيَائِهِ؛ أَوْ مُنْقَاداً لِحَمَلَةِ الْحَقِّ، لَا بَصِيرَةَ لَهُ فِي أَحْنَائِهِ، يَنْقَدِحُ الشَّكُّ فِي قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَةٍ، أَلَا لَا ذَا وَ لَا ذَاكَ؛ أَوْ مَنْهُوماً بِاللَّذَّةِ سَلِسَ الْقِيَادِ لِلشَّهْوَةِ أَوْ مُغْرَماً بِالْجَمْعِ وَ الِادِّخَارِ؛ لَيْسَا مِنْ رُعَاةِ الدِّينِ فِي شَيْءٍ، أَقْرَبُ شَيْءٍ شَبَهاً بِهِمَا الْأَنْعَامُ السَّائِمَةُ؛ كَذَلِكَ يَمُوتُ الْعِلْمُ بِمَوْتِ حَامِلِيهِ. اللَّهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً، لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَيِّنَاتُهُ، وَ كَمْ ذَا وَ أَيْنَ أُولَئِكَ؟ أُولَئِكَ وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً، يَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيِّنَاتِهِ، حَتَّى يُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ وَ يَزْرَعُوهَا فِي قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ؛ هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ، وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى؛ أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ؛ آهِ آهِ، شَوْقاً إِلَى رُؤْيَتِهِمْ. انْصَرِفْ يَا كُمَيْلُ إِذَا شِئْتَ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۳۹.</ref> | ||
در روایت دیگری [[کمیل]] [[نقل]] میکند: "روزی همراه [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} از [[شهر]] خارج شدیم و هنگامی که به گورستان رسیدیم، [[امام علی]] {{ع}} به [[قبرستان]] نگاه کرد و فرمود: "ای [[اهل قبور]]، ای [[اهل]] [[بلا]]، ای [[اهل]] [[وحشت]]، چه خبری نزد شماست؟ خبری که نزد ماست، این است که همانا اموالتان تقسیم شد، فرزندانتان [[یتیم]] شدند و همسرانتان [[ازدواج]] کردند؛ این، خبری است که نزد ماست؛ چه خبری نزد شماست؟"<ref>{{متن حدیث|يا أهل القبور يا أهل البلاء يا أهل الوحشة ما الخبر عندكم؟ فإن الخبر عندنا قد قسمت الأموال وأيتمت الأولاد واستبدل بالأزواج؛ فهذا الخبر عندنا، فما الخبر عندكم؟}}</ref> سپس رو به من کرد و فرمود: "ای [[کمیل]]! اگر به آنها [[اذن]] میدادند، در جواب میگفتند: {{متن قرآن|فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى}}<ref>«و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> سپس [[گریه]] کرد و فرمود: ای [[کمیل]]، [[قبر]]، صندوق عمل است و هنگام [[مرگ]]، از آن، به تو خبر داده میشود"<ref>{{متن حدیث|يا كميل! القبر صندوق العمل وعند الموت يأتيك الخبر}}؛ تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۵۰، ص۲۵۱.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص 458-۴۶۱؛ [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۵۲-۶۵۵؛ [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۷۲-۱۱۷۳.</ref> | در روایت دیگری [[کمیل]] [[نقل]] میکند: "روزی همراه [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} از [[شهر]] خارج شدیم و هنگامی که به گورستان رسیدیم، [[امام علی]] {{ع}} به [[قبرستان]] نگاه کرد و فرمود: "ای [[اهل قبور]]، ای [[اهل]] [[بلا]]، ای [[اهل]] [[وحشت]]، چه خبری نزد شماست؟ خبری که نزد ماست، این است که همانا اموالتان تقسیم شد، فرزندانتان [[یتیم]] شدند و همسرانتان [[ازدواج]] کردند؛ این، خبری است که نزد ماست؛ چه خبری نزد شماست؟"<ref>{{متن حدیث|يا أهل القبور يا أهل البلاء يا أهل الوحشة ما الخبر عندكم؟ فإن الخبر عندنا قد قسمت الأموال وأيتمت الأولاد واستبدل بالأزواج؛ فهذا الخبر عندنا، فما الخبر عندكم؟}}</ref> سپس رو به من کرد و فرمود: "ای [[کمیل]]! اگر به آنها [[اذن]] میدادند، در جواب میگفتند: {{متن قرآن|فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى}}<ref>«و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> سپس [[گریه]] کرد و فرمود: ای [[کمیل]]، [[قبر]]، صندوق عمل است و هنگام [[مرگ]]، از آن، به تو خبر داده میشود"<ref>{{متن حدیث|يا كميل! القبر صندوق العمل وعند الموت يأتيك الخبر}}؛ تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۵۰، ص۲۵۱.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص 458-۴۶۱؛ [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۵۲-۶۵۵؛ [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۷۲-۱۱۷۳.</ref> | ||
== [[دعای کمیل]] == | == [[دعای کمیل]] == | ||
[[سید بن طاووس]] میگوید: در [[روایتی]] دیدم [[کمیل بن زیاد]] گفته است: "روزی با مولایم در [[مسجد]] [[بصره]] نشسته بودم و عدهای از [[اصحاب امام]] {{ع}} نیز دور او را گرفته بودند؛ یکی [[اصحاب امام]] {{ع}} پرسید: "مراد از فرمایش [[خداوند]] که میفرماید: {{متن قرآن|فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ}}<ref>«در آن (شب)، هر کار استواری را (که اجمال دارد) جدا میکنند (و تفصیل میدهند)» سوره دخان، آیه ۴.</ref> چیست؟ [[حضرت]] فرمود: "مراد، [[شب نیمه شعبان]] است؛ به آن کسی که جانم در دست اوست، بندهای از [[بندگان خدا]] نیست مگر اینکه آنچه از [[نیک]] و بد بر او در [[شب نیمه شعبان]] تا آخر سال نوشته میشود، در مثل چنین شبی برای او معین میشود و هیچ بندهای آن [[شب]] را [[احیا]] نمیدارد و دعای [[خضر]] را نمیخواند مگر اینکه دعای او [[مستجاب]] میشود". سپس [[حضرت]] به [[منزل]] رفت؛ شبانگاه به [[خانه]] مولا رفتم و در را کوبیدم؛ فرمود: "ای [[کمیل]]، چه خواستهای داری؟". جواب دادم: ای [[امیرالمؤمنین]]، درباره دعای [[خضر]] آمدهام؛ [[حضرت]] فرمود: "بنشین و چون این [[دعا]] را [[حفظ]] کردی، در هر [[شب جمعه]] یا در ماهی، یک بار یا سالی یک بار یا در عمرت، یک بار آن را بخوان که [[خدا]] مشکل تو را چاره و تو را [[یاری]] میکند و به تو روزی میدهد و مغفرت الهی تو را شامل میشود. ای [[کمیل]]، [[رفاقت]] طولانی تو با ما [[واجب]] کرد که به خواهش تو پاسخ دهیم"؛ سپس فرمود بنویس: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ وَ بِقُوَّتِكَ الَّتِي قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَيْءٍ وَ خَضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْءٍ وَ ذَلَّ لَهَا كُلُّ شَيْءٍ وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتِي غَلَبَتْ بِهَا كُلَّ شَيْءٍ وَ بِعِزَّتِكَ الَّتِي لَا يَقُومُ لَهَا شَيْءٌ وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتِي مَلَأَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَيْءٍ...}}<ref>اقبال الاعمال، سید بن طاووس، ج۳، ص۳۲ - ۳۳۱.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۶۱-۴۶۲؛ [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۵۲-۶۵۵؛ [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۷۰.</ref> | [[سید بن طاووس]] میگوید: در [[روایتی]] دیدم [[کمیل بن زیاد]] گفته است: "روزی با مولایم در [[مسجد]] [[بصره]] نشسته بودم و عدهای از [[اصحاب امام]] {{ع}} نیز دور او را گرفته بودند؛ یکی [[اصحاب امام]] {{ع}} پرسید: "مراد از فرمایش [[خداوند]] که میفرماید: {{متن قرآن|فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ}}<ref>«در آن (شب)، هر کار استواری را (که اجمال دارد) جدا میکنند (و تفصیل میدهند)» سوره دخان، آیه ۴.</ref> چیست؟ [[حضرت]] فرمود: "مراد، [[شب نیمه شعبان]] است؛ به آن کسی که جانم در دست اوست، بندهای از [[بندگان خدا]] نیست مگر اینکه آنچه از [[نیک]] و بد بر او در [[شب نیمه شعبان]] تا آخر سال نوشته میشود، در مثل چنین شبی برای او معین میشود و هیچ بندهای آن [[شب]] را [[احیا]] نمیدارد و دعای [[خضر]] را نمیخواند مگر اینکه دعای او [[مستجاب]] میشود". سپس [[حضرت]] به [[منزل]] رفت؛ شبانگاه به [[خانه]] مولا رفتم و در را کوبیدم؛ فرمود: "ای [[کمیل]]، چه خواستهای داری؟". جواب دادم: ای [[امیرالمؤمنین]]، درباره دعای [[خضر]] آمدهام؛ [[حضرت]] فرمود: "بنشین و چون این [[دعا]] را [[حفظ]] کردی، در هر [[شب جمعه]] یا در ماهی، یک بار یا سالی یک بار یا در عمرت، یک بار آن را بخوان که [[خدا]] مشکل تو را چاره و تو را [[یاری]] میکند و به تو روزی میدهد و مغفرت الهی تو را شامل میشود. ای [[کمیل]]، [[رفاقت]] طولانی تو با ما [[واجب]] کرد که به خواهش تو پاسخ دهیم"؛ سپس فرمود بنویس: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ وَ بِقُوَّتِكَ الَّتِي قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَيْءٍ وَ خَضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْءٍ وَ ذَلَّ لَهَا كُلُّ شَيْءٍ وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتِي غَلَبَتْ بِهَا كُلَّ شَيْءٍ وَ بِعِزَّتِكَ الَّتِي لَا يَقُومُ لَهَا شَيْءٌ وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتِي مَلَأَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَيْءٍ...}}<ref>اقبال الاعمال، سید بن طاووس، ج۳، ص۳۲ - ۳۳۱.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۶۱-۴۶۲؛ [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۵۲-۶۵۵؛ [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۷۰.</ref> | ||
== [[کمیل]] و [[نقل روایت]] == | == [[کمیل]] و [[نقل روایت]] == | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
[[کمیل]] گفت: ای [[حجاج بن یوسف ثقفی]]، صدایت را برای من بلند نکن، و بنای خانهات را منهدم مساز، به [[خدا]] [[سوگند]]، از [[عمر]] من چیزی باقی نمانده است جز به مقدار باقی مانده غبار. پس در مورد من هر چه میخواهی بکن که وعدۀ [[دیدار]] ما در پیشگاه [[خداوند]] است و بعد از کشتن هم حسابی در کار است. و البته ای [[حجاج بن یوسف ثقفی]]، این را نیز بدان که مولایم [[امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب]] {{ع}} به من خبر داده است که تو [[قاتل]] من خواهی بود! [[حجاج بن یوسف ثقفی]] گفت: پس در این صورت [[حجت]] بر تو تمام است (و [[حق]] توست که کشته شوی) و من تو را به [[قتل]] خواهم رساند. [[کمیل]] گفت: در صورتی [[حجت]] بر من تمام خواهد بود که [[قضاوت]] به دست تو باشد. [[حجاج]] گفت: آری، [[قضاوت]] به دست من است، مگر نه اینکه تو از قاتلانِ [[عثمان بن عفان]] بودی؟ سپس [[دستور]] داد سر آن پیرمرد [[مظلوم]] و با [[فضیلت]] را از [[بدن]] جدا کردند و همان گونه که مولایش [[علی]] {{ع}} به او خبر داده بود، به [[شهادت]] رسید و [[روح]] بلندش به مولایش [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} پیوست و پیکر مطهرش در محلی به نام [[ثویه]] (نزدیکی [[مسجد]] حنانه در اطراف [[نجف اشرف]] که امروز [[مزار]] [[شیعیان]] است) به [[خاک]] سپردند<ref>ارشاد مفید، ج۱، ص۳۲۷؛ تاریخ طبری، ج۶، ص۳۶۵؛ تهذیب التهذیب، ج۶، ص۵۸۹؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۲۲.</ref>. | [[کمیل]] گفت: ای [[حجاج بن یوسف ثقفی]]، صدایت را برای من بلند نکن، و بنای خانهات را منهدم مساز، به [[خدا]] [[سوگند]]، از [[عمر]] من چیزی باقی نمانده است جز به مقدار باقی مانده غبار. پس در مورد من هر چه میخواهی بکن که وعدۀ [[دیدار]] ما در پیشگاه [[خداوند]] است و بعد از کشتن هم حسابی در کار است. و البته ای [[حجاج بن یوسف ثقفی]]، این را نیز بدان که مولایم [[امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب]] {{ع}} به من خبر داده است که تو [[قاتل]] من خواهی بود! [[حجاج بن یوسف ثقفی]] گفت: پس در این صورت [[حجت]] بر تو تمام است (و [[حق]] توست که کشته شوی) و من تو را به [[قتل]] خواهم رساند. [[کمیل]] گفت: در صورتی [[حجت]] بر من تمام خواهد بود که [[قضاوت]] به دست تو باشد. [[حجاج]] گفت: آری، [[قضاوت]] به دست من است، مگر نه اینکه تو از قاتلانِ [[عثمان بن عفان]] بودی؟ سپس [[دستور]] داد سر آن پیرمرد [[مظلوم]] و با [[فضیلت]] را از [[بدن]] جدا کردند و همان گونه که مولایش [[علی]] {{ع}} به او خبر داده بود، به [[شهادت]] رسید و [[روح]] بلندش به مولایش [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} پیوست و پیکر مطهرش در محلی به نام [[ثویه]] (نزدیکی [[مسجد]] حنانه در اطراف [[نجف اشرف]] که امروز [[مزار]] [[شیعیان]] است) به [[خاک]] سپردند<ref>ارشاد مفید، ج۱، ص۳۲۷؛ تاریخ طبری، ج۶، ص۳۶۵؛ تهذیب التهذیب، ج۶، ص۵۸۹؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۲۲.</ref>. | ||
این واقعه دلخراش به سال ۸۲ یا ۸۳ [[هجری]] است و [[شهادت]] این رادمرد [[الهی]] و افسر [[فداکار]] [[اسلام]] به دست ابوجهم بن [[کنانه]] کلبی و به [[فرمان]] [[حجاج بن یوسف ثقفی]]، انجام شد<ref>ر. ک: تهذیب التهذیب، ج۶، ص۵۹۳.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۷۶-۱۱۷۷؛ [[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۷۲-۴۷۵؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۷۵؛ [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۵۲-۶۵۵.</ref> | این واقعه دلخراش به سال ۸۲ یا ۸۳ [[هجری]] است و [[شهادت]] این رادمرد [[الهی]] و افسر [[فداکار]] [[اسلام]] به دست ابوجهم بن [[کنانه]] کلبی و به [[فرمان]] [[حجاج بن یوسف ثقفی]]، انجام شد<ref>ر. ک: تهذیب التهذیب، ج۶، ص۵۹۳.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۷۶-۱۱۷۷؛ [[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[کمیل بن زیاد النخعی (مقاله)|مقاله «کمیل بن زیاد النخعی»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۴۷۲-۴۷۵؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۷۵؛ [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۵۲-۶۵۵.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||