بحث:عصمت از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخهها
←منشأ دیدگاه اهل سنت پیرامون عصمت
| خط ۸۲: | خط ۸۲: | ||
*'''[[کرامیه]]''' شاخهای از [[مجسمه]] هستند که عقائدشان در رد هرگونه تأویل و تفسیر آمیختهای از عقاید اهل حدیث است. از این رو آیات نافی عصمت انبیا را نیز به تاویل نبرده و توجیه نمیکنند.<ref>خمینی سید حسن، فرهنگ جامع فرق اسلامی، ج2، ص 1113</ref>. آنها بر این باورند که «[[پیامبران]] [[مرتکب گناه]] و [[خطا]] میشدند بدون اینکه با [[طبیعت]] آنها تنافی داشته باشد».<ref>ویلفرد مادلونگ، دایرة المعارف اسلام، ص۱۸۳.</ref>. البته [[ابن کرام]]، موسس این [[فرقه]] معتقد بود که [[انبیا]] {{ع}} از هر انجام گناهی که [[عدل]] و داد را برداشته و حد را بر فاعل آن واجب نماید، برکنار هستند.<ref>مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص365</ref>.این گروه بعدها در دیدگاه خود استثنا قایل شدند و گناهانی را که نیاز به [[اجرای حد]] و [[کیفر]] قانونی دارد یا گناهانی که حیثیت و آبروی آنها را خدشه دار میسازد، [[شایسته]] آنها ندانستند<ref>ویلفرد مادلونگ، دایرة المعارف اسلام، ص۱۸۳.</ref><ref>[[بهروز مینایی|مینایی، بهروز]]، [[اندیشه کلامی عصمت (کتاب)|اندیشه کلامی عصمت]] ص ۴۰</ref>. | *'''[[کرامیه]]''' شاخهای از [[مجسمه]] هستند که عقائدشان در رد هرگونه تأویل و تفسیر آمیختهای از عقاید اهل حدیث است. از این رو آیات نافی عصمت انبیا را نیز به تاویل نبرده و توجیه نمیکنند.<ref>خمینی سید حسن، فرهنگ جامع فرق اسلامی، ج2، ص 1113</ref>. آنها بر این باورند که «[[پیامبران]] [[مرتکب گناه]] و [[خطا]] میشدند بدون اینکه با [[طبیعت]] آنها تنافی داشته باشد».<ref>ویلفرد مادلونگ، دایرة المعارف اسلام، ص۱۸۳.</ref>. البته [[ابن کرام]]، موسس این [[فرقه]] معتقد بود که [[انبیا]] {{ع}} از هر انجام گناهی که [[عدل]] و داد را برداشته و حد را بر فاعل آن واجب نماید، برکنار هستند.<ref>مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص365</ref>.این گروه بعدها در دیدگاه خود استثنا قایل شدند و گناهانی را که نیاز به [[اجرای حد]] و [[کیفر]] قانونی دارد یا گناهانی که حیثیت و آبروی آنها را خدشه دار میسازد، [[شایسته]] آنها ندانستند<ref>ویلفرد مادلونگ، دایرة المعارف اسلام، ص۱۸۳.</ref><ref>[[بهروز مینایی|مینایی، بهروز]]، [[اندیشه کلامی عصمت (کتاب)|اندیشه کلامی عصمت]] ص ۴۰</ref>. | ||
== | == دیدگاه [[اهل سنت]] پیرامون [[منشأ عصمت]] == | ||
اینگونه [[اعتقادات]] [[اهلسنت]] پیرامون [[عصمت انبیا]]، بر پایه احادیثی شکل گرفته که به وفور در منابع و متون [[تاریخی]]، [[روایی]]، [[تفسیر]] و [[کلامی]] [[اهل سنت]] یافت میشوند و بیانگر صدور [[گناه]]، [[خطا]] و حتی [[کفر]] و [[شرک]] از [[پیامبران]] [[الهی]] و از جمله [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هستند. این [[روایات]] یا جعلی و ساختگی هستند و یا در شمار [[اسرائیلیات]]<ref>«اسرائیلیات» جمع «اسرائیلیّه» و اسرائیلیّه منسوب به [[اسرائیل]] است. ر. ک: لغتنامه دهخدا، ج۲، ص۱۹۲۴ (کلمه «اسرائیلیّه»).«اسرائیل» [[لقب]] [[حضرت یعقوب]] فرزند [[حضرت اسحاق]] است. طوسی در [[تفسیر آیه]] ۹۳ [[آل عمران]] که کلمه «اسرائیل» را دربر دارد، گفته است: {{عربی|و کان اسرائیل و هو یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم نذر...}} (التبیان فی [[تفسیر القرآن]]، ج۲، ص۵۳۲) در تفسیر آیه ۴۰ [[سوره بقره]] در توضیح کلمه اسرائیل گفته است: به [[زبان عربی]] «[[اسرا]]» بهمعنای [[عبد]] و «ئیل» بهمعنای [[الله]] است، پس [کلمه اسرائیل] مانند عبد الله [مضاف و مضاف الیه] میباشد (التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۸۰). در لغتنامۀ دهخدا در کلمۀ «[[بنی اسرائیل]]» آمده است. از آنجا که [[قرآن کریم]] کتاب [[حکمت]] و [[هدایت]] است و در بیان مطالب به مقداری که برای هدایت و پندگیری [[انسان]] ضروری باشد، اکتفا میکند، بسیاری از داستانهای [[پیامبران]] و [[امتهای پیشین]] را موجز و سربسته یادآور شده است. کنجکاوی [[مسلمانان]] برای پی بردن به تفصیل و جزئیات آن داستانها از یکسو و ایجاد موانع برای آشنایی و ارتباط مسلمانان با [[اهل بیت]] خاص [[پیامبر]] {{صل}} که [[مفسران]] برگزیدۀ [[خدا]] بودهاند، از سوی دیگر و [[گمان]] برخی [[صحابه]] و [[تابعین]] به اینکه کتابها و [[دانشمندان یهودی]] و [[مسیحی]] منبعی برای [[شناخت]] جزئیات و تفصیل آن داستانها است، از سوی سوم، موجب شد که برخی [[مسلمانان]] برای پی بردن به تفصیل و جزئیات آن داستانها به [[دانشمندان یهودی]] و [[مسیحی]] و کتابهای آنان روی آورند و از این راه، [[اسرائیلیات]] به کتابهای مسلمانان وارد شود. در [[عصر رسالت]] به واسطۀ حضور [[پیامبر]] {{صل}} در بین مسلمانان و [[نهی]] آن [[حضرت]] از [[رجوع]] به [[اهل کتاب]]، [[تفسیر قرآن]] از آمیخته شدن به اسرائیلیات مصون ماند، ولی پس از [[رحلت]] آن حضرت با فاصله گرفتن مسلمانان از عصر رسالت و فراموش شدن نهی آن حضرت و [[اسلام آوردن]] برخی [[دانشمندان]] [[اهل کتاب]] و حضور آنان در بین مسلمانان، زمینه برای ورود اسرائیلیات به حوزۀ [[تفسیر]] فراهم شد. در آغاز به وسیلۀ برخی [[صحابه]] باب [[رجوع به دانشمندان]] اهل کتاب گشوده شد و سپس در عصر [[تابعین]]، استفادۀ از آنان گسترش یافت و بهتدریج بخش زیادی از اسرائیلیات به [[روایات]] و [[کتابهای تفسیری]] راه یافت و این را نیز یکی از تحوّلات [[تفسیر در عصر تابعین]] که برههای از حضور [[امامان معصوم]] {{عم}} است، میتوان به شمار آورد. اینک برخی روایات و شواهد [[تاریخی]] را که بر مطالب یادشده دلالت دارد، ذیل چند عنوان یادآور میشویم جای دارند</ref><ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۴۳۱-۴۳۲</ref>. | اینگونه [[اعتقادات]] [[اهلسنت]] پیرامون [[عصمت انبیا]]، بر پایه احادیثی شکل گرفته که به وفور در منابع و متون [[تاریخی]]، [[روایی]]، [[تفسیر]] و [[کلامی]] [[اهل سنت]] یافت میشوند و بیانگر صدور [[گناه]]، [[خطا]] و حتی [[کفر]] و [[شرک]] از [[پیامبران]] [[الهی]] و از جمله [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هستند. این [[روایات]] یا جعلی و ساختگی هستند و یا در شمار [[اسرائیلیات]]<ref>«اسرائیلیات» جمع «اسرائیلیّه» و اسرائیلیّه منسوب به [[اسرائیل]] است. ر. ک: لغتنامه دهخدا، ج۲، ص۱۹۲۴ (کلمه «اسرائیلیّه»).«اسرائیل» [[لقب]] [[حضرت یعقوب]] فرزند [[حضرت اسحاق]] است. طوسی در [[تفسیر آیه]] ۹۳ [[آل عمران]] که کلمه «اسرائیل» را دربر دارد، گفته است: {{عربی|و کان اسرائیل و هو یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم نذر...}} (التبیان فی [[تفسیر القرآن]]، ج۲، ص۵۳۲) در تفسیر آیه ۴۰ [[سوره بقره]] در توضیح کلمه اسرائیل گفته است: به [[زبان عربی]] «[[اسرا]]» بهمعنای [[عبد]] و «ئیل» بهمعنای [[الله]] است، پس [کلمه اسرائیل] مانند عبد الله [مضاف و مضاف الیه] میباشد (التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۸۰). در لغتنامۀ دهخدا در کلمۀ «[[بنی اسرائیل]]» آمده است. از آنجا که [[قرآن کریم]] کتاب [[حکمت]] و [[هدایت]] است و در بیان مطالب به مقداری که برای هدایت و پندگیری [[انسان]] ضروری باشد، اکتفا میکند، بسیاری از داستانهای [[پیامبران]] و [[امتهای پیشین]] را موجز و سربسته یادآور شده است. کنجکاوی [[مسلمانان]] برای پی بردن به تفصیل و جزئیات آن داستانها از یکسو و ایجاد موانع برای آشنایی و ارتباط مسلمانان با [[اهل بیت]] خاص [[پیامبر]] {{صل}} که [[مفسران]] برگزیدۀ [[خدا]] بودهاند، از سوی دیگر و [[گمان]] برخی [[صحابه]] و [[تابعین]] به اینکه کتابها و [[دانشمندان یهودی]] و [[مسیحی]] منبعی برای [[شناخت]] جزئیات و تفصیل آن داستانها است، از سوی سوم، موجب شد که برخی [[مسلمانان]] برای پی بردن به تفصیل و جزئیات آن داستانها به [[دانشمندان یهودی]] و [[مسیحی]] و کتابهای آنان روی آورند و از این راه، [[اسرائیلیات]] به کتابهای مسلمانان وارد شود. در [[عصر رسالت]] به واسطۀ حضور [[پیامبر]] {{صل}} در بین مسلمانان و [[نهی]] آن [[حضرت]] از [[رجوع]] به [[اهل کتاب]]، [[تفسیر قرآن]] از آمیخته شدن به اسرائیلیات مصون ماند، ولی پس از [[رحلت]] آن حضرت با فاصله گرفتن مسلمانان از عصر رسالت و فراموش شدن نهی آن حضرت و [[اسلام آوردن]] برخی [[دانشمندان]] [[اهل کتاب]] و حضور آنان در بین مسلمانان، زمینه برای ورود اسرائیلیات به حوزۀ [[تفسیر]] فراهم شد. در آغاز به وسیلۀ برخی [[صحابه]] باب [[رجوع به دانشمندان]] اهل کتاب گشوده شد و سپس در عصر [[تابعین]]، استفادۀ از آنان گسترش یافت و بهتدریج بخش زیادی از اسرائیلیات به [[روایات]] و [[کتابهای تفسیری]] راه یافت و این را نیز یکی از تحوّلات [[تفسیر در عصر تابعین]] که برههای از حضور [[امامان معصوم]] {{عم}} است، میتوان به شمار آورد. اینک برخی روایات و شواهد [[تاریخی]] را که بر مطالب یادشده دلالت دارد، ذیل چند عنوان یادآور میشویم جای دارند</ref><ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۴۳۱-۴۳۲</ref>. | ||