توحید: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۴٬۲۰۱ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
توحید :اعتقاد به یکتایی و یگانگی خدا، اقرار به خالقیت و ربوبیت مطلق و انحصاری او، پرستش و ستایش خالصانه و دور از شرک وی
*'''توحید:''' اعتقاد به یکتایی و یگانگی خدا، اقرار به خالقیت و ربوبیت مطلق و انحصاری او، پرستش و ستایش خالصانه و دور از شرک وی.
واژه «توحید» مصدر باب تفعیل از ریشه «و ـ ح ـ د» و در لغت به معنای یکی ساختن چیزی و حکم به یکتایی آن[۱] و در اصطلاح، خدا را به ربوبیت شناختن و به وحدانیتش اقرار داشتن و اضداد و امثال را از او نفی کردن است.[۲]عارفان توحید را اصل علوم، سرّ معارف، مایه دین، بنای مسلمانی و فارق دوست از دشمن می دانند و هر طاعتی را بدون توحید، بی ارزش و سرانجام آن را تاریکی می شمارند.[۳] انسان با توحید، به بالاترین مرتبه کمال می رسد و درجات موحّدان در قرب و بعد، کمال و نقص، فضیلت و رذیلت و شرافت و خسّت، به تفاوت مراتب توحید است،[۴] بنابراین مدار سعادت و شقاوت انسان، توحید و شرک است. ارواح موحدان در اوج اند و گناهان عارضی نمی تواند آن ها را به حضیضی فرو کشاند که ارواح مشرکان گرفتار آن اند. روح مشرک با توجه به عبادت و خضوعی که برای غیر خدا دارد ـ به رغم اعمال نیکش ـ پست و تاریک است و نمی تواند با اعمال خویش به مرتبه ارواح موحدان دست یابد، همان گونه که ارواح موحدان ـ به رغم گناهانی که گاه از آنان سر می زند ـ عزیز و بلندمرتبه است و خیرشان بر شر غلبه دارد و گناهان، آنان را احاطه نکرده و تاریکی حاصل از گناه سراسر وجودشان را نمی پوشاند.[۵]
*واژه "توحید" مصدر باب تفعیل از ریشه ـ ح ـ د" و در لغت به معنای یکی ساختن چیزی و حکم به یکتایی آن<ref>المنجد، ص ۸۹۰؛ التعریفات، ص ۹۶، «التوحید».</ref> و در اصطلاح، خدا را به ربوبیت شناختن و به وحدانیتش اقرار داشتن و اضداد و امثال را از او نفی کردن است<ref>التعریفات، ص ۹۶.</ref>. عارفان توحید را اصل علوم، سرّ معارف، مایه دین، بنای مسلمانی و فارق دوست از دشمن می دانند و هر طاعتی را بدون توحید، بی‌ارزش و سرانجام آن را تاریکی می شمارند<ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص ۵۰۶.</ref>. انسان با توحید، به بالاترین مرتبه کمال می‌رسد و درجات موحّدان در قرب و بعد، کمال و نقص، فضیلت و رذیلت و شرافت و خسّت، به تفاوت مراتب توحید است<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۴.</ref>، بنابراین مدار سعادت و شقاوت انسان، توحید و شرک است. ارواح موحدان در اوج اند و گناهان عارضی نمی‌تواند آن ها را به حضیضی فرو کشاند که ارواح مشرکان گرفتار آن‌اند. روح مشرک با توجه به عبادت و خضوعی که برای غیر خدا دارد ـ به رغم اعمال نیکش ـ پست و تاریک است و نمی‌تواند با اعمال خویش به مرتبه ارواح موحدان دست یابد، همان گونه که ارواح موحدان ـ به رغم گناهانی که گاه از آنان سر می‌زند ـ عزیز و بلندمرتبه است و خیرشان بر شر غلبه دارد و گناهان، آنان را احاطه نکرده و تاریکی حاصل از گناه سراسر وجودشان را نمی‌پوشاند<ref>المنار، ج ۵، ص ۱۴۹.</ref>
احادیث نیز توحید را در جایگاهی بس رفیع قرار داده است، از باب نمونه تأکید کرده: هیچ بنده ای نیست کلمه «لا اله إلاّ اللّه» را بر زبان جاری سازد و گناهانش همانند برگ درختان نریزد[۶]، هرکس بمیرد و چیزی را شریک خدا نساخته باشد، به بهشت می رود؛ نیکوکار باشد یا
احادیث نیز توحید را در جایگاهی بس رفیع قرار داده است، از باب نمونه تأکید کرده: هیچ بنده ای نیست کلمه «لا اله إلاّ اللّه» را بر زبان جاری سازد و گناهانش همانند برگ درختان نریزد[۶]، هرکس بمیرد و چیزی را شریک خدا نساخته باشد، به بهشت می رود؛ نیکوکار باشد یا
  دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۷۳
  دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۷۳
خط ۲۵۰: خط ۲۵۰:


________________________________________
________________________________________
[۱]. المنجد، ص ۸۹۰؛ التعریفات، ص ۹۶، «التوحید».
 
[۲]. التعریفات، ص ۹۶.
[۳]. کشف الاسرار، ج ۲، ص ۵۰۶.
[۴]. تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۴.
[۵]. المنار، ج ۵، ص ۱۴۹.
[۶] . التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.
[۷]. التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.
[۸]. التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.
[۹]. التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.
[۱۰]. التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.
[۱۱]. التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.
[۱۲]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۰۳، «توحید در قرآن»؛ مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۹۹ - ۱۰۴، «جهان بینی توحیدی».
[۱۳]. صفات الله عندالمسلمین، ص ۳۷.
[۱۴]. شرح منظومه، سبزواری، ص ۱۴۸.
[۱۵]. الالهیات، ج ۲، ص ۱۵۵.
[۱۶]. همان، ص ۱۱.
[۱۷] . المیزان، ج ۱، ص ۳۹۴.
[۱۸]. مصطلحات التصوف، ص ۲۲۷ - ۲۲۹؛ جامع الاسرار، ص ۱۱۴؛ التوحید، دیباجی، ص ۱۱۵.
[۱۹]. مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۴ - ۱۰۶.
[۲۰]. المیزان، ج ۲، ص ۳۶۲.
[۲۱]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۱۶ - ۵۴۹، «توحید در قرآن».
[۲۲]. الفتوحات المکیه، ج ۵، ص ۱۲۱ - ۱۲۷؛ التجلیات الالهیه، ص ۳۵۳ - ۳۵۵ ، ۳۸۸.
[۲۳] . ر.ک شرح اصطلاحات تصوف، ص ۲۸۲ - ۲۹۰.
[۲۴]. احیاء العلوم، ج ۵، ص ۱۵۸؛ شرح اصطلاحات تصوف، ص ۲۹۴.
[۲۵] . کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص ۵۲۹.
[۲۶]. کشف الحقایق، ص ۱۴۹.
[۲۷]. شرح اصطلاحات تصوف، ص ۲۹۴ - ۲۹۵.
[۲۸]. التبیان، ج ۶، ص ۴۵۲؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۲۲۵؛ مقتنیات الدرر، ج ۶، ص ۲۲۳.
[۲۹]. تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۴.
[۳۰]. المیزان، ج ۱، ص ۳۹۳.
[۳۱]. التوحید صدوق، ص ۳۳۱؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۱۸۸؛ تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۵ - ۲۶، «توحید در قرآن».
[۳۲]. المیزان، ج ۱، ص ۳۹۵.
[۳۳] . الالهیات، ج ۲، ص ۱۱.
[۳۴]. الالهیات، ج ۲، ص ۵۷۸ .
[۳۵]. التفسیر الکبیر، ج ۷، ص ۴.
[۳۶]. همان، ج ۳۲، ص ۱۸۰.
[۳۷]. شرح منظومه، سبزواری، ص ۱۴۹.
[۳۸] . ر.ک: تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۲۴ - ۲۲۵؛ الالهیات، ج ۲، ص ۱۴ - ۱۷.
[۳۹]. ر ک: تقویم الایمان، ص ۲۶۶؛ الالهیات، ص ۱۸ - ۲۰؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۱، ص ۶۲.
[۴۰]. المیزان، ج ۶، ص ۹۰ - ۹۱.
[۴۱]. المیزان، ج ۶ ، ص ۹۰.
[۴۲]. الاحتجاج، ج ۱، ص ۲۹۹؛ بحارالانوار، ج ۴، ص ۲۵۳.
[۴۳] . بحارالانوار، ج۴، ص ۲۶۴.
[۴۴]. التوحید، صدوق، ص ۸۳.
[۴۵]. الصحیفة السجادیه، دعاء ۷۴؛ ر. ک: المیزان، ج ۱، ص ۴۰۸.
[۴۶]. المیزان، ج ۱۹، ص ۱۸۴.
[۴۷]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۰۴ - ۲۰۶، «توحید در قرآن».
[۴۸]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۰۶.
[۴۹]. المیزان، ج ۱۹، ص ۱۴۵.
[۵۰]. مخزن العرفان، ج ۱۳، ص ۱۱۸.
[۵۱]. بیان السعاده، ج ۴، ص ۱۴۴.
[۵۲]. بیان السعاده، ج ۴، ص ۱۴۴.
[۵۳]. البصائر، ج ۶۰، ص ۴۴۵.
[۵۴]. شرح منظومه، حسن زاده، ج ۲، ص ۱۱۶، ۲۶۴.
[۵۵]. التوحید، صدوق، ص ۲۸۳ - ۲۸۴.
[۵۶]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۴ - ۳۵، ۲۰۴، «توحید در قرآن».
[۵۷]. همان، ص ۱۹۱.
[۵۸]. المیزان، ج ۱۷، ص ۴۰۵.
[۵۹]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۲۱؛ المیزان، ج ۲۰، ص ۳۸۷.
[۶۰]. التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص ۱۸۰.
[۶۱]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۲۴.
[۶۲]. الالهیات، ج ۲، ص ۳۰ - ۳۱.
[۶۳]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۲۱.
[۶۴]. تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۸۹.
[۶۵]. محزن العرفان، ج ۱۵، ص ۳۵۶.
[۶۶]. تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۳۴۸.
[۶۷] التوحید، صدوق، ص ۸۴.
[۶۸]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۲۳.
[۶۹]. الالهیات، ج ۲، ص ۳۳ - ۳۴.
[۷۰]. شرح المواقف، ج ۸، ص ۴۴ - ۴۵.
[۷۱]. الالهیات، ج ۲، ص ۳۵.
[۷۲]. همان، ص ۳۷ - ۳۹؛ تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۰۵ - ۳۰۶، «توحید در قرآن».
[۷۳]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۰۵.
[۷۴]. مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۱، «جهان بینی توحیدی».
[۷۵]. نهج البلاغه، خطبه ۱.
[۷۶]. مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۲، «جهانبینی توحیدی».
[۷۷]. التوحید، صدوق، ص ۱۴۰.
[۷۸]. همان، ص ۱۳۹.
[۷۹]. همان، ص ۱۴۴.
[۸۰]. المیزان، ج ۱، ص ۳۹۲.
[۸۱]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۲۹.
[۸۲]. المیزان، ج ۱۷، ص ۳۴۶.
[۸۳] . تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۱۷، «توحید در قرآن».
[۸۴] . تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۱۷، «توحید در قرآن».
[۸۵]. ر.ک. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۲۹ - ۳۷۳.
[۸۶]. المیزان، ج ۱۹، ص ۴۸؛ مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۳، «جهان بینی توحیدی»؛؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۲۲.
[۸۷]. المیزان، ج ۸، ص ۱۵۱.
[۸۸]. همان، ص ۱۵۲.
[۸۹]. المیزان، ج ۱۷، ص ۲۸۹.
[۹۰]. مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۳، «جهان بینی توحیدی».
[۹۱]. المنار، ج ۷، ص ۴۱۰.
[۹۲]. تفسیر لاهیجی، ج ۱، ص ۳۷۵.
[۹۳]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۷۹، «توحید در قرآن»؛ مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۳، «جهان بینی توحیدی».
[۹۴]. تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۷.
[۹۵]. همان، ص ۵۸.
[۹۶]. همان، ص ۵۴.
[۹۷]. همان، ص ۵۵، ۵۸.
[۹۸]. همان، ص ۵۸ - ۵۹؛ ر.ک: الکافی، ج ۳، ص۳۲۴؛ المزار الکبیر، ص ۴۰.
[۹۹]. المیزان، ج ۱۷، ص ۱۵۰؛ اطیب البیان، ج ۱۱، ص ۱۷۲.
[۱۰۰]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۴۰۰ - ۴۰۱، «توحید در قرآن».
[۱۰۱]. التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۲۷.
[۱۰۲]. التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ۱۲۳ - ۱۲۴؛ الالهیات، ج ۲، ص ۴۵.
[۱۰۳]. الالهیات، ج ۲، ص ۵۱.
[۱۰۴]. همان، ص ۵۷.
[۱۰۵]. نمونه، ج ۱۶، ص ۴۰۹.
[۱۰۶]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۴۱۷.
[۱۰۷]. المیزان، ج ۶، ص ۷۴ - ۷۵.
[۱۰۸]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۴۲۱ - ۴۲۲، «توحید در قرآن».
[۱۰۹]. همان، ص ۴۱۸.
[۱۱۰]. مفردات، ص ۳۳۶، «رب».
[۱۱۱]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۴۲۶.
[۱۱۲]. الالهیات، ج ۲، ص ۶۵.
[۱۱۳] . ر.ک. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۴۲۷.
[۱۱۴]. همان، ص ۴۲۸.
[۱۱۵]. التحریر والتنویر، ج ۲، ص ۸۸.
[۱۱۶]. التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۲.
[۱۱۷]. الالهیات، ج ۲، ص ۶۷ - ۶۸.
[۱۱۸]. التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۱۵۰ - ۱۵۳؛ کشف الفوائد، ص ۱۹۴ - ۱۹۵؛ المیزان، ج ۱۴، ص ۲۶۷.
[۱۱۹]. شرح المقاصد، ج ۲، ص ۶۳.
[۱۲۰]. التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۱۲۱.
[۱۲۱]. التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص ۵۲.
[۱۲۲]. التوحید، صدوق، ص ۲۴۴.
[۱۲۳]. همان، ص ۲۵۰.
[۱۲۴]. الالهیات، ج ۲، ص ۶۵؛ اسفار، ج ۶، ص ۹۴.
[۱۲۵]. ر.ک. المیزان، ج ۲۰، ص ۱۸۳ - ۱۸۴.
[۱۲۶]. التفسیر الکبیر، ج ۱۷، ص ۱۸۰.
[۱۲۷]. همان، ج ۱۳، ص ۱۲۰.
[۱۲۸]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۱۰، «توحید در قرآن».
[۱۲۹]. پیام قرآن، ج۳، ص ۲۷۸.
[۱۳۰]. الالهیات، ج ۲، ص ۸۵.
[۱۳۱]. پیام قرآن، ج ۳، ص ۲۸۳.
[۱۳۲]. همان، ص ۲۸۴.
[۱۳۳]. المیزان، ج ۷، ص ۱۶۲.
[۱۳۴]. المیزان، ج ۱۷، ص ۱۵۰.
[۱۳۵]. قصص الانبیاء، ج ۱، ص ۱۸۱.
[۱۳۶]. التفسیر الکبیر، ج۲۶، ص ۱۴۹.
[۱۳۷]. المیزان، ج ۶، ص ۲۴۱؛ کشف الحقایق، ج ۱، ص ۱۶۰؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص ۵۴۷.
[۱۳۸]. المیزان، ج ۶، ص ۲۴۶.
[۱۳۹]. کشف الحقایق، ج ۱، ص ۵۳۱.
[۱۴۰]. المیزان، ج ۹، ص ۲۵۵.
[۱۴۱]. نورالثقلین، ج ۲، ص ۲۰۹؛ المنار، ج ۳، ص ۳۲۷؛ ج ۵، ص ۱۴۷ - ۱۴۸.
[۱۴۲]. المیزان، ج ۷، ص ۱۱۵.
[۱۴۳]. المنار، ج ۳، ص ۳۲۵.
[۱۴۴]. حجة التفاسیر، ج ۶، ص ۱۰۹.
[۱۴۵]. نمونه، ج ۲۱، ص ۷۴.
[۱۴۶]. من وحی القرآن، ج ۲۰، ص ۱۲۲.
[۱۴۷]. المیزان، ج ۱۷، ص ۲۳.
[۱۴۸]. انوار درخشان، ج ۱۵، ص ۲۲۳.
[۱۴۹]. همان، ج ۱۸، ص ۲۳۵.
[۱۵۰]. همان، ج ۱۵، ص ۴۸۱.
[۱۵۱]. المیزان، ج ۵، ص ۱۸۲.
[۱۵۲]. المنار، ج ۵، ص ۱۴۹.
[۱۵۳]. انوار درخشان، ج ۶، ص ۱۳۸.
[۱۵۴]. جوامع الجامع، ج ۱، ص ۴۰۶؛ الصافی، ج ۲، ص ۱۵۲؛ من هدی القرآن، ج ۳، ص ۱۷۴.
[۱۵۵]. مخزن العرفان، ج ۱۱، ص ۳۳۴.
[۱۵۶]. نمونه، ج ۲۰، ص ۲۹۱.
[۱۵۷]. بیان السعاده، ج ۴، ص ۳۸.
[۱۵۸]. الکاشف، ج ۱، ص ۲۶۴.
[۱۵۹]. مواهب الرحمن، ج ۲، ص ۳۰۵.
[۱۶۰]. تفسیر اثنی عشری، ج ۱، ص ۳۱۵؛ کنز الدقائق، ج ۲، ص ۲۱۸.
[۱۶۱]. تفسیر خسروی، ج ۱، ص ۲۱۹.
[۱۶۲]. من وحی القرآن، ج ۱۳، ص ۳۱۳.
[۱۶۳]. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۷.
[۱۶۴]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۴۴، «توحید در قرآن».
[۱۶۵]. مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۳۶۳.
[۱۶۶]. المیزان، ج ۱۸، ص ۱۸۱.
[۱۶۷]. المیزان، ج ۱، ص ۲۲.
[۱۶۸]. انوار درخشان، ج ۱، ص ۱۵؛ کشف الحقایق، ج ۱، ص ۱.
[۱۶۹]. مصباح المتهجّد، ص ۵۸۲.
[۱۷۰]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۴۱؛ ر. ک: اطیب البیان، ج۱، ص ۹۸.
[۱۷۱]. مواهب الرحمن، ج ۱، ص ۴۱.
[۱۷۲]. ر. ک: همان.
[۱۷۳]. رک نمونه، ج ۱، ص ۲۳.
[۱۷۴]. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۸۷، ۱۳۶؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۶، ص ۸۸۱؛ مستدرک السفینه، ج ۶، ص ۱۵۵.
[۱۷۵]. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۵۹، «توحید در قرآن».
[۱۷۶]. انوار درخشان، ج ۱۳، ص ۲۸۸؛ مواهب علیه، ج ۲، ص ۳۲۳؛ من وحی القرآن، ج ۱۳، ص ۱۰۵.
[۱۷۷]. انوار درخشان، ج ۱۳، ص ۲۸۸؛ ر.ک: المیزان، ج ۱۲، ص ۲۴۲۳.
[۱۷۸]. انوار درخشان، ج ۱۲، ص ۳۰۰.
[۱۷۹]. انوار درخشان، ج ۱۴، ص ۲۱۵ - ۲۱۶.
[۱۸۰]. مقتنیات الدرر، ج ۹، ص ۲۱۰ - ۲۱۱، الجدید، ج ۶، ص ۱۶۱.
[۱۸۱]. المیزان، ج ۱۷، ص ۲۵۸ - ۲۵۹.
[۱۸۲]. ر.ک: من هدی القرآن، ج ۱۱، ص ۴۷۷.
[۱۸۳]. التبیان، ج ۱، ص ۴۱؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۶۶؛ الصافی، ج ۱، ص ۷۲.
[۱۸۴]. منهج الصادقین، ج ۴، ص ۳۳۸.
[۱۸۵]. اطیب البیان، ج ۶، ص ۳۴۰.
[۱۸۶]. انوار درخشان، ج ۷، ص ۲۲۸.
[۱۸۷]. انوار درخشان، ج ۱۶، ص ۴۰۷.
[۱۸۸]. تفسیر جامع، ج ۷، ص ۱۷۱؛ حجة التفاسیر، ج ۷، ص ۳۲.
[۱۸۹]. حجة التفاسیر، ج ۷، ص ۳۲.
[۱۹۰]. المیزان، ج ۱۹، ص ۳۰۴.
[۱۹۱]. منهج الصادقین، ج ۷، ص ۱۱۲؛ الجدید، ج ۵ ، ص ۲۹۳؛ تفسیر اثنی عشری، ج ۱۰، ص۱۵۵-۱۵۶.
[۱۹۲]. الجدید، ج ۵، ص ۲۹۳.
[۱۹۳]. اطیب البیان، ج ۱۰، ص ۲۵۳؛ تفسیر خسروی، ج ۶، ص ۳۷۲؛ نمونه، ج ۱۶، ص ۱۰۶.
[۱۹۴]. تفسیر اثنی عشری، ج ۹، ص ۱۷۳.
[۱۹۵]. همان، ص ۱۷۴.
[۱۹۶]. المیزان، ج ۳، ص ۱۱۵.
[۱۹۷]. نمونه، ج ۲، ص ۴۶۷.
[۱۹۸]. المیزان، ج ۳، ص ۱۱۵.
[۱۹۹]. اطیب البیان، ج ۳، ص ۱۳۹.
[۲۰۰]. التبیان، ج ۲، ص ۴۱۶؛ منهج الصادقین، ج ۲، ص ۱۹۰.
[۲۰۱]. مجمع البیان، ج ۲، ص ۲۵۷؛ مقتنیات الدرر، ج ۲، ص ۱۷۳.
[۲۰۲]. اطیب البیان، ج ۳، ص ۱۳۹.
[۲۰۳]. احسن الحدیث، ج ۲، ص ۳۵.
[۲۰۴]. مجمع البیان، ج ۲، ص ۲۵۷؛ منهج الصادقین، ج ۲، ص ۱۹۰.
[۲۰۵]. احسن الحدیث، ج ۲، ص ۳۵.
[۲۰۶]. نمونه، ج ۲، ص ۴۶۷.
[۲۰۷]. الجوهر الثمین، ج ۱، ص ۳۰۳.
[۲۰۸]. المنیر، ج ۳، ص ۱۷۸.
[۲۰۹]. منهج الصادقین، ج ۲، ص ۱۹۰.
[۲۱۰]. مجمع البیان، ج ۲، ص ۲۵۸.
[۲۱۱]. تفسیر اثنی عشری، ج ۲، ص ۱۴۰.
[۲۱۲]. تفسیر فرات الکوفی، ص ۷۸؛ الاصفی، ج ۱، ص ۱۴۷؛ تفسیر آسان، ج ۲، ص ۲۲۴.
[۲۱۳]. انوار درخشان، ج ۳، ص ۳۰.
[۲۱۴]. تفسیر آسان، ج ۲، ص ۲۲۴.
[۲۱۵]. همان، ص ۲۲۵.
[۲۱۶]. روض الجنان، ج ۴، ص ۲۳۴ - ۲۳۵.
[۲۱۷]. تفسیر عاملی، ج ۲، ص ۳۷.
[۲۱۸]. کنز الدقائق، ج ۳، ص ۵۵؛ الجوهر الثمین، ج ۱، ص ۳۰۴.
[۲۱۹]. روض الجنان، ج ۴، ص ۲۲۴ - ۲۲۵.
[۲۲۰]. انوار العرفان، ج ۵، ص ۱۹۵.
[۲۲۱]. نمونه، ج ۲، ص ۴۶۹؛ انوار العرفان، ج ۵، ص ۱۹۵.
[۲۲۲]. اطیب البیان، ج ۳، ص ۱۴۲.




۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش