جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
نوع اوّل در برخی از [[نفوس]] به صورت ذاتی وجود دارد و به بیان روشنتر از [[خواص]] برخی از [[نفوس]] است. اما نوع دوم با اشتغال به برخی امور مانند [[نجوم]] قابل کسب است<ref>ر. ک: طاش کبریزاده، پیشین، ص ۷۵۳ (به نقل از فخر رازی، السرّ المکتوم فی مخاطبة الشمس و القمر و النجوم؛ کشف الظنون؛ ج ۲، ص ۹۸۹.).</ref>. از سخنان [[فخر رازی]] استفاده میشود که [[نهی]] در [[احادیث]] ناظر به گونه دوم کهانت است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۲۰ - ۲۲.</ref>. | نوع اوّل در برخی از [[نفوس]] به صورت ذاتی وجود دارد و به بیان روشنتر از [[خواص]] برخی از [[نفوس]] است. اما نوع دوم با اشتغال به برخی امور مانند [[نجوم]] قابل کسب است<ref>ر. ک: طاش کبریزاده، پیشین، ص ۷۵۳ (به نقل از فخر رازی، السرّ المکتوم فی مخاطبة الشمس و القمر و النجوم؛ کشف الظنون؛ ج ۲، ص ۹۸۹.).</ref>. از سخنان [[فخر رازی]] استفاده میشود که [[نهی]] در [[احادیث]] ناظر به گونه دوم کهانت است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۲۰ - ۲۲.</ref>. | ||
برخی از دایرة المعارفهای غربی نیز [[وحی]] را به گونهای تعریف کردهاند که شامل کهانت، فالبینی، [[سحر]] و [[جادو]] نیز میشود<ref>Mircea Eliade, The Encyclopedia of Religion، ج ۱۲، ص ۱۵۶.</ref>. باید گفت که اگر منظورشان معنای عامّ لغوی [[وحی]] است، در آن سخنی نیست، اما اگر مرادشان [[وحی]] به عنوان مصطلح [[دینی]] است، این امر یک خلط | برخی از دایرة المعارفهای غربی نیز [[وحی]] را به گونهای تعریف کردهاند که شامل کهانت، فالبینی، [[سحر]] و [[جادو]] نیز میشود<ref>Mircea Eliade, The Encyclopedia of Religion، ج ۱۲، ص ۱۵۶.</ref>. باید گفت که اگر منظورشان معنای عامّ لغوی [[وحی]] است، در آن سخنی نیست، اما اگر مرادشان [[وحی]] به عنوان مصطلح [[دینی]] است، این امر یک خلط آشکار است. میتوان گفت که قصهها و افسانهها و آموزههای [[کتاب مقدس]] موجود [[یهودی]] ـ [[مسیحی]]، سبب عرضه چنین تعریفهایی از [[وحی]] شده است. به هر حال، طریقهای که [[کاهنان]] برای به دست آوردن [[امور غیبی]] در پیش گرفته بودند، با راه [[پیامبران الهی]] کاملاً متفاوت بود؛ [[کاهنان]] به روشهایی [[متوسل]] میشدند که به هیچ روی، صادق نبود. یکی از روشهای [[کاهنان]] برای به دست آوردن [[اخبار غیبی]]، [[توسل]] به جنِّیان بود<ref>ر. ک: قرآن کریم، سوره جن، آیه:۶.</ref>. ولی آیا جنّیان همیشه راست میگویند؟ مطابق [[قرآن]]، آنها نیز مانند [[انسانها]]، به [[صالح]] و غیر [[صالح]] تقسیم میشوند، بنا بر این، [[اخبار]] [[کاهنان]] معجونی از [[اخبار]] راست و [[دروغ]] است. | ||
[[ابن خلدون]] در کتاب خود، مقدمه، در باره مواجههای که بین [[پیامبر]] {{صل}} و یکی از [[کاهنان]] عصر خویش، به نام [[ابن صیّاد]]، اتفاق افتاده است مینویسد: "[[پیامبر]] {{صل}} به منظور [[کشف]] حال [[ابن صیّاد]] در باره اخباری که باز میگفت از وی پرسید چگونه این خبرها به تو میرسد؟ او گفت: [[اخبار]] راست و [[دروغ]] هر دو به من میرسد. [[پیامبر]] {{صل}} فرمودند:[[امر]] بر تو مشتبه شده است؛ یعنی یکی از [[خواص]] [[نبوت]]، [[راستی]] و [[صداقت]] است و به هیچ حال [[دروغ]] بدان راه نمییابد، زیرا مسئله [[نبوت]] [[پیوستگی]] ذات [[پیامبر]] به ملأ اعلی "[[جهان]] برین" است بی آنکه محرک و مشوقی در کار باشد و به امور [[بیگانه]] از ذات خود [[یاری]] جوید. ولی کاهن به سبب عجز خویش، ناگزیر است به تصورات [[بیگانه]] از ذات خود [[یاری]] جوید، و این تصورات در [[ادراک]] وی [[نفوذ]] میکند و با ادراکی که بدان توجه میکند مشتبه میشود و در نتیجه با آنها در میآمیزد و از این رو [[دروغ]] به آن راه مییابد و به همین سبب ممکن نیست [[پیشگویی]] او را [[نبوت]] نامید"<ref>مقدمه، ابن خلدون، ترجمۀ محمد پروین گنابادی، تهران، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۵ش، ج ۱، ص ۱۸۵ ـ ۶</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۲۰ - ۲۲.</ref>. | [[ابن خلدون]] در کتاب خود، مقدمه، در باره مواجههای که بین [[پیامبر]] {{صل}} و یکی از [[کاهنان]] عصر خویش، به نام [[ابن صیّاد]]، اتفاق افتاده است مینویسد: "[[پیامبر]] {{صل}} به منظور [[کشف]] حال [[ابن صیّاد]] در باره اخباری که باز میگفت از وی پرسید چگونه این خبرها به تو میرسد؟ او گفت: [[اخبار]] راست و [[دروغ]] هر دو به من میرسد. [[پیامبر]] {{صل}} فرمودند:[[امر]] بر تو مشتبه شده است؛ یعنی یکی از [[خواص]] [[نبوت]]، [[راستی]] و [[صداقت]] است و به هیچ حال [[دروغ]] بدان راه نمییابد، زیرا مسئله [[نبوت]] [[پیوستگی]] ذات [[پیامبر]] به ملأ اعلی "[[جهان]] برین" است بی آنکه محرک و مشوقی در کار باشد و به امور [[بیگانه]] از ذات خود [[یاری]] جوید. ولی کاهن به سبب عجز خویش، ناگزیر است به تصورات [[بیگانه]] از ذات خود [[یاری]] جوید، و این تصورات در [[ادراک]] وی [[نفوذ]] میکند و با ادراکی که بدان توجه میکند مشتبه میشود و در نتیجه با آنها در میآمیزد و از این رو [[دروغ]] به آن راه مییابد و به همین سبب ممکن نیست [[پیشگویی]] او را [[نبوت]] نامید"<ref>مقدمه، ابن خلدون، ترجمۀ محمد پروین گنابادی، تهران، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۵ش، ج ۱، ص ۱۸۵ ـ ۶</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۲۰ - ۲۲.</ref>. | ||