←جلوههای توحید افعالی
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
*ترتیب مراتب توحید را میتوان از آیه ۲۵۵ سوره بقره به دست آورد، زیرا {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ }}﴾}} به توحید ذات و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ }}﴾}} به توحید صفات و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْحَيُّ الْقَيُّومُ }}﴾}} به توحید افعال اشاره دارد. نظیر این ترتیب را در آیه ۱۶۳ سوره بقره {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ }}﴾}}<ref> و خدای شما خدایی یگانه است، خدایی جز آن بخشنده بخشاینده نیست؛ سوره بقره، آیه:۱۶۳.</ref> نیز میتوان دید، زیرا {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ }}﴾}} با توحید ذات و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ }}﴾}} با توحید صفات و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ }}﴾}} با توحید افعال سازگار است<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۵، ۵۸.</ref>. این ترتیب، ترتیب نفس الامری و با لحاظ مقام ثبوت است؛ ولی ترتیب عبادی و با لحاظ مقام اثبات عکس آن است، زیرا سالک از توحید افعال به توحید صفات و از توحید صفات به توحید ذات و در نهایت به مقام عندیت صعود می کند، چنان که [[رسول اللّه]]{{صل}} ابتدا با ملاحظه توحید افعال می گوید: {{عربی|اندازه=150%|" أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِقَابِك"}} و سپس با توجه به توحید صفات میگوید:{{عربی|اندازه=150%|" وَ أَعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ "}} و سپس با اشاره به توحید ذات میافزاید:{{عربی|اندازه=150%|" وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْكَ "}} و بدین سان از طبقهای به طبقه دیگر صعود میکند و در نهایت به عجز و قصور خویش اعتراف کرده، میگوید:{{عربی|اندازه=150%|" لَا أُحْصِي ثَنَاءً عَلَيْكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ "}}، زیرا احدی را نرسد که به کنه ذات احدیت راه یابد<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۸ - ۵۹؛ ر.ک: الکافی، ج ۳، ص۳۲۴؛ المزار الکبیر، ص ۴۰.</ref>. | *ترتیب مراتب توحید را میتوان از آیه ۲۵۵ سوره بقره به دست آورد، زیرا {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ }}﴾}} به توحید ذات و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ }}﴾}} به توحید صفات و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْحَيُّ الْقَيُّومُ }}﴾}} به توحید افعال اشاره دارد. نظیر این ترتیب را در آیه ۱۶۳ سوره بقره {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ }}﴾}}<ref> و خدای شما خدایی یگانه است، خدایی جز آن بخشنده بخشاینده نیست؛ سوره بقره، آیه:۱۶۳.</ref> نیز میتوان دید، زیرا {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ }}﴾}} با توحید ذات و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ }}﴾}} با توحید صفات و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ }}﴾}} با توحید افعال سازگار است<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۵، ۵۸.</ref>. این ترتیب، ترتیب نفس الامری و با لحاظ مقام ثبوت است؛ ولی ترتیب عبادی و با لحاظ مقام اثبات عکس آن است، زیرا سالک از توحید افعال به توحید صفات و از توحید صفات به توحید ذات و در نهایت به مقام عندیت صعود می کند، چنان که [[رسول اللّه]]{{صل}} ابتدا با ملاحظه توحید افعال می گوید: {{عربی|اندازه=150%|" أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِقَابِك"}} و سپس با توجه به توحید صفات میگوید:{{عربی|اندازه=150%|" وَ أَعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ "}} و سپس با اشاره به توحید ذات میافزاید:{{عربی|اندازه=150%|" وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْكَ "}} و بدین سان از طبقهای به طبقه دیگر صعود میکند و در نهایت به عجز و قصور خویش اعتراف کرده، میگوید:{{عربی|اندازه=150%|" لَا أُحْصِي ثَنَاءً عَلَيْكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ "}}، زیرا احدی را نرسد که به کنه ذات احدیت راه یابد<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۸ - ۵۹؛ ر.ک: الکافی، ج ۳، ص۳۲۴؛ المزار الکبیر، ص ۴۰.</ref>. | ||
==جلوههای توحید افعالی== | ===جلوههای توحید افعالی=== | ||
دانشمندان با توجّه به آیات قرآن برای توحید افعالی | *دانشمندان با توجّه به آیات [[قرآن]] برای توحید افعالی جلوهها و شاخههای گوناگون و متعددی برشمردهاند که مهمترین آنها به شرح زیرند: | ||
#'''توحید خالقیت:'''[[قرآن کریم]] در آیات متعدّدی خدا را خالق{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ }}﴾}}<ref> اوست خداوند آفریننده پدیدآور نگارگر، نامهای نکوتر او راست؛ هر چه در آسمانها و زمین است او را به پاکی میستایند و او پیروزمند فرزانه است؛ سوره حشر، آیه: ۲۴.</ref>، آفریدگار همه چیز: «لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ خــلِقُ کلِّ شَی ءٍ» (انعام/۶، ۱۰۲؛ زمر/۳۹، ۶۲؛ مؤمن/۴۰، ۶۲؛ رعد/۱۳، ۱۶)، خالق آسمان ها و زمین:«ولـَئِن سَاَلتَهُم مَن خَلَقَ السَّمـوتِ والاَرضَ ... لَیقولُنَّ اللّهُ ...» (عنکبوت/۲۹، ۶۱) و آفریننده انسان ها و اعمال آن ها[۹۹]:«واللّهُ خَلَقَکم وما تَعمَلون» (صافّات/۳۷، ۹۶) معرّفی می کند و با اینکه در برخی آیات به نحوی از خالق بودن غیر خدا، البته به اذن وی سخن می گوید: «واِذ تَخلُقُ مِنَ الطّینِ کهَیـٔةِ الطَّیرِ بِاِذنی» (مائده/۵،۱۱۰) و با توجّه به همین معنا از خداوند در کنار دیگر آفرینندگان به عنوان بهترین آفریننده یاد می کند: «فَتَبارَک اللّهُ اَحسَنُ الخــلِقین» (مؤمنون/۲۳، ۱۴)، با صراحت خالقیت را از غیر خدا سلب می کند: «هَل مِن خــلِقٍ غَیرُ اللّهِ». (فاطر/۳۵،۳) | |||
قرآن کریم در آیات متعدّدی خدا را خالق: | |||
حاصل مجموع این آیات آن است که آفرینش حقیقی در انحصار خداست و دیگران با توجه به ذات خویش، از خود هیچ ندارند و نمی توانند خالق چیزی باشند و اگر جلوه هایی از خالقیت در آن ها دیده می شود از این روست که آن ها مظهر اسم «خالق» خدا شده اند و به اذن اوست که آفرینش، آن هم به گونه محدود به دست آن ها محقّق می شود. به گفته برخی، مفاد آیاتی که گاه با جمله اسمیه و گاه با جمله فعلیه به نحو موجبه کلّیه آفرینش اشیا را به خدا اسناد می دهند، مانند آیه ۶۲ زمر/۳۹ و آیه ۲ فرقان/۲۵ عامّ است و هرگز تخصیص پذیر نیست ـ و این خود به نوعی بیان حصر خالقیت در خداست ـ زیرا محال است چیزی در جهان هستی موجود باشد و آفریده حق تعالی نباشد، چون مستلزم خروج آن از حدّ امکان و ورود به محدوده واجب و بر اساس توحید واجب الوجود بطلان آن واضح است. به بیانی دیگر اگر چیزی ممکن الوجود باشد و مخلوق خدا نباشد، یا از روی تصادف پدید آمده است که چنین پنداری باطل است یا به خالق دیگری وابسته است که این با توحید سازگار نیست، بنابراین هر پدیده ممکنی قطعا سبب دارد و سبب آن تنها خداست.[۱۰۰] برخی دیگر گفته اند: چون ثابت شود که خداوند خالق برخی اشیاست، واجب است بپذیریم که او خالق همه ممکنات است، زیرا ملاک نیاز مخلوق به خالق امکان اوست که همه ممکنات در آن با هم شریک اند و بر اساس آن همه به یک موجد معین و مشخصی نیازمندند و او کسی نیست جز خدایی که خالقیت او نسبت به برخی موجودات مقبول است، بنابراین همان خدایی که خالق برخی موجودات است، آفریدگار همه ممکنات نیز هست.[۱۰۱] | حاصل مجموع این آیات آن است که آفرینش حقیقی در انحصار خداست و دیگران با توجه به ذات خویش، از خود هیچ ندارند و نمی توانند خالق چیزی باشند و اگر جلوه هایی از خالقیت در آن ها دیده می شود از این روست که آن ها مظهر اسم «خالق» خدا شده اند و به اذن اوست که آفرینش، آن هم به گونه محدود به دست آن ها محقّق می شود. به گفته برخی، مفاد آیاتی که گاه با جمله اسمیه و گاه با جمله فعلیه به نحو موجبه کلّیه آفرینش اشیا را به خدا اسناد می دهند، مانند آیه ۶۲ زمر/۳۹ و آیه ۲ فرقان/۲۵ عامّ است و هرگز تخصیص پذیر نیست ـ و این خود به نوعی بیان حصر خالقیت در خداست ـ زیرا محال است چیزی در جهان هستی موجود باشد و آفریده حق تعالی نباشد، چون مستلزم خروج آن از حدّ امکان و ورود به محدوده واجب و بر اساس توحید واجب الوجود بطلان آن واضح است. به بیانی دیگر اگر چیزی ممکن الوجود باشد و مخلوق خدا نباشد، یا از روی تصادف پدید آمده است که چنین پنداری باطل است یا به خالق دیگری وابسته است که این با توحید سازگار نیست، بنابراین هر پدیده ممکنی قطعا سبب دارد و سبب آن تنها خداست.[۱۰۰] برخی دیگر گفته اند: چون ثابت شود که خداوند خالق برخی اشیاست، واجب است بپذیریم که او خالق همه ممکنات است، زیرا ملاک نیاز مخلوق به خالق امکان اوست که همه ممکنات در آن با هم شریک اند و بر اساس آن همه به یک موجد معین و مشخصی نیازمندند و او کسی نیست جز خدایی که خالقیت او نسبت به برخی موجودات مقبول است، بنابراین همان خدایی که خالق برخی موجودات است، آفریدگار همه ممکنات نیز هست.[۱۰۱] | ||
مراد از توحید افعالی و حصر خالقیت در خداوند، نفی نظام علّی و معلولی و انکار تأثیر و | مراد از توحید افعالی و حصر خالقیت در خداوند، نفی نظام علّی و معلولی و انکار تأثیر و | ||