توحید: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۴۴۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ اکتبر ۲۰۱۸
خط ۷۹: خط ۷۹:
*توحید عبادی یا عملی، لازمه توحید ذات، صفات و افعال است و هرکس بپذیرد که جز خدا و نه موجودی که واجب الوجود بالذات و متصف به اوصاف کمال ذاتی و فعلی باشد، در دایره وجود نیست و هرچه جز اوست در همه جهات ممکن و محتاج است، به گونه فطری پرستش را ویژه او خواهد دانست و کسی جز ذات پاک لایزالش را لایق پرستش نمی‌داند. عبادت، که همان اظهار خضوع و خشوع و نهایت تواضع و تذلّل است، جز برای آفریدگار مدبّر مهربان روا نیست، بنابراین اعراض از پرستش خدا و پرستیدن غیر، زشت و قبیح است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۷، ص ۱۸۰.</ref>، از این رو [[قرآن کریم]] پس از آنکه بر وجود إله قادر، مختار، حکیم و رحیم اقامه حجت کرده، فساد قول مشرکان را روشن می سازد، اعلام می‌دارد که این است خدا، پروردگار شما، هیچ معبودی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است، پس او را بپرستید و از پرستش غیر اجتناب ورزید<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۱۲۰.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ }}﴾}}<ref> این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است؛ سوره انعام، آیه:۱۰۲.</ref>
*توحید عبادی یا عملی، لازمه توحید ذات، صفات و افعال است و هرکس بپذیرد که جز خدا و نه موجودی که واجب الوجود بالذات و متصف به اوصاف کمال ذاتی و فعلی باشد، در دایره وجود نیست و هرچه جز اوست در همه جهات ممکن و محتاج است، به گونه فطری پرستش را ویژه او خواهد دانست و کسی جز ذات پاک لایزالش را لایق پرستش نمی‌داند. عبادت، که همان اظهار خضوع و خشوع و نهایت تواضع و تذلّل است، جز برای آفریدگار مدبّر مهربان روا نیست، بنابراین اعراض از پرستش خدا و پرستیدن غیر، زشت و قبیح است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۷، ص ۱۸۰.</ref>، از این رو [[قرآن کریم]] پس از آنکه بر وجود إله قادر، مختار، حکیم و رحیم اقامه حجت کرده، فساد قول مشرکان را روشن می سازد، اعلام می‌دارد که این است خدا، پروردگار شما، هیچ معبودی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است، پس او را بپرستید و از پرستش غیر اجتناب ورزید<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۱۲۰.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ }}﴾}}<ref> این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است؛ سوره انعام، آیه:۱۰۲.</ref>
*[[حضرت ابراهیم]]{{ع}} نیز پس از مشاهده افول کوکب، ماه و خورشید، از افول کنندگان روی برتافت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ}}﴾}}<ref> هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم؛ سوره انعام، آیه: ۷۶.</ref> و گفت: اگر پروردگارم مرا هدایت نمی‌کرد، قطعا از گمراهان بودم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ}}﴾}}<ref>و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بی‌گمان از گروه گمراهان خواهم بود؛ سوره انعام، آیه: ۷۷.</ref> و به قوم خود گفت: من از آنچه او را شریک خداوند می‌دانید بیزارم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ}}﴾}}<ref> چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم؛ سوره انعام، آیه: ۷۸.</ref> و روی "دل" خود را حقگرایانه به سوی حقیقتی کردم که آسمان‌ها و زمین را پدید آورده است و من از مشرکان نیستم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}﴾}}<ref> .من با درستی آیین  روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم؛ سوره انعام، آیه: ۷۹.</ref> با این همه، بیشتر لجاجت‌ها، مخالفت‌ها و انحراف‌ها در همین قسم از توحید صورت گرفته و بسیاری کسان به معبودهای دروغین روی آورده‌اند، از این رو<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۱۰، «توحید در قرآن».</ref> سرفصل دعوت پیامبران، مسئله توحید عبادی و درگیری‌های آنان با طاغوتیان و مشرکان، بیشتر در این مسئله بوده است<ref>پیام قرآن، ج۳، ص ۲۷۸.</ref>، چنان که فرعون که می‌گفت: من جز خود برای شما خدایی نمی‌شناسم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ}}﴾}}<ref> و فرعون گفت: ای سرکردگان! من خدایی جز خویشتن برای شما نمی‌شناسم پس ای هامان! برای من آجر بساز و کاخی (بلند) برایم برآور شاید من به خدای موسی آگاهی یابم و من او را از دروغگویان می‌پندارم؛ سوره قصص، آیه:۳۸.</ref> یا من بلندمرتبه‌ترین پروردگار شمایم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلَى}}﴾}}<ref> و گفت: من پروردگار برتر شمایم؛ سوره نازعات، آیه:۲۴.</ref> مراد وی این بود که معبود مردم شود و به بهانه تدبیر امور مردم، آنان را زیر سلطه خویش نگاه دارد نه آنکه خویش را به واقع واجب الوجود و خالق جهان بشمارد.
*[[حضرت ابراهیم]]{{ع}} نیز پس از مشاهده افول کوکب، ماه و خورشید، از افول کنندگان روی برتافت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ}}﴾}}<ref> هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم؛ سوره انعام، آیه: ۷۶.</ref> و گفت: اگر پروردگارم مرا هدایت نمی‌کرد، قطعا از گمراهان بودم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ}}﴾}}<ref>و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بی‌گمان از گروه گمراهان خواهم بود؛ سوره انعام، آیه: ۷۷.</ref> و به قوم خود گفت: من از آنچه او را شریک خداوند می‌دانید بیزارم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ}}﴾}}<ref> چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم؛ سوره انعام، آیه: ۷۸.</ref> و روی "دل" خود را حقگرایانه به سوی حقیقتی کردم که آسمان‌ها و زمین را پدید آورده است و من از مشرکان نیستم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}﴾}}<ref> .من با درستی آیین  روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم؛ سوره انعام، آیه: ۷۹.</ref> با این همه، بیشتر لجاجت‌ها، مخالفت‌ها و انحراف‌ها در همین قسم از توحید صورت گرفته و بسیاری کسان به معبودهای دروغین روی آورده‌اند، از این رو<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۱۰، «توحید در قرآن».</ref> سرفصل دعوت پیامبران، مسئله توحید عبادی و درگیری‌های آنان با طاغوتیان و مشرکان، بیشتر در این مسئله بوده است<ref>پیام قرآن، ج۳، ص ۲۷۸.</ref>، چنان که فرعون که می‌گفت: من جز خود برای شما خدایی نمی‌شناسم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ}}﴾}}<ref> و فرعون گفت: ای سرکردگان! من خدایی جز خویشتن برای شما نمی‌شناسم پس ای هامان! برای من آجر بساز و کاخی (بلند) برایم برآور شاید من به خدای موسی آگاهی یابم و من او را از دروغگویان می‌پندارم؛ سوره قصص، آیه:۳۸.</ref> یا من بلندمرتبه‌ترین پروردگار شمایم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلَى}}﴾}}<ref> و گفت: من پروردگار برتر شمایم؛ سوره نازعات، آیه:۲۴.</ref> مراد وی این بود که معبود مردم شود و به بهانه تدبیر امور مردم، آنان را زیر سلطه خویش نگاه دارد نه آنکه خویش را به واقع واجب الوجود و خالق جهان بشمارد.
*سامری نیز که با اشاره به گوساله دست‌ساز خود می‌گفت: این خدای شما و خدای موسی است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ}}﴾}}<ref> آنگاه گوساله‌ای برای آنان برآورد، پیکری (بی‌روح) که بانگ گاو داشت و گفتند: این خدای شما و خدای موسی است که از یاد برده است؛ سوره طه، آیه:۸۸.</ref> در پی آن بود که معبودی برای مردم بسازد نه آنکه به واقع گوساله را واجب الوجود یا خالق عالم بداند و نیز کسانی که بتان برساخته خود را "خدایان" می‌نامیدند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَجَعَلَ الآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ}}﴾}}<ref> آیا (همه) خدایان را خدایی یگانه کرده است؟ بی‌گمان این چیزی شگفت است؛ سوره ص، آیه:۵.</ref> یا هوای خویش را خدای خود می‌گرفتند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلا }}﴾}}<ref> آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را خدای خویش گرفته است؟ و آیا تو بر او مراقب می‌توانی بود؟؛ سوره فرقان، آیه: ۴۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلا تَذَكَّرُونَ}}﴾}}<ref> آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده و بر چشم او پرده‌ای کشیده است؟ پس چه کسی پس از خداوند او را رهنمون خواهد شد؟ آیا پند نمی‌گیرید؟؛ سوره جاثیه، آیه: ۲۳.</ref> باور نداشتند که بتان یا هوای نفس، خالق آسمان‌ها و زمین‌اند، بلکه آنان نمی‌خواستند در برابر خدایی که او را "آفریدگار" می‌دانستند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟ می‌گویند: خداوند، بگو: سپاس، خداوند راست اما بیشتر آنان نمی‌دانند؛ سوره لقمان، آیه:۲۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ}}﴾}}<ref> و چون از ایشان بپرسی: آسمان‌ها و زمین را که آفریده است؟ خواهند گفت: خداوند بگو: پس آیا آنچه را به جای خداوند به پرستش می‌خوانید دیده‌اید؟ اگر خداوند گزندی برای من بخواهد آیا آنان گزند او را از من می‌گردانند؟ یا اگر بخشایشی برای من بخواهد، می‌توانند بخشایش او را باز دارند؟ بگو: خداوند مرا بس؛ توکّل‌کنندگان تنها بر او توکّل دارند؛ سوره زمر، آیه: ۳۸.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ}}﴾}}<ref> و اگر از آنان بپرسی چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است خواهند گفت آنها را (خداوند) پیروزمند دانا آفریده است؛ سوره زخرف، آیه:۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ}}﴾}}<ref> و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آنان را آفریده است؟ خواهند گفت: خداوند پس چگونه (از حق) بازگردانده می‌شوند؟؛ سوره زخرف، آیه:۸۷.</ref> سر تسلیم فرود آورند و به درگاه او سجده کنند، بنابراین، چنان که [[قرآن]] تصریح می‌کند، هدف اساسی بعثت، دعوت به عبادت خداوند و اجتناب از طاغوت است<ref>الالهیات، ج ۲، ص ۸۵.</ref>: «ولَقَد بَعَثنا فی کلِّ اُمَّةٍ رَسولاً اَنِ اعبُدُوا اللّهَ واجتَنِبُوا الطّـغوت».(نحل/۱۶،۳۶) پیش از حضرت محمد صلی الله علیه و آله هیچ رسولی نیامد مگر آنکه خدا بدو وحی کرد که معبودی جز من نیست که سزاوار پرستش باشد، پس همه مرا بپرستید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلاَّ نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ}}﴾}}<ref> و پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر بدو وحی کردیم که هیچ خدایی جز من نیست پس مرا بپرستید؛ سوره انبیاء، آیه:۲۵.</ref>؛ چنان که سخن پیامبرانی چون [[حضرت نوح]]، [[حضرت هود]]، [[حضرت صالح]] و [[حضرت شعیب]]{{عم}} با قومشان این بود که "تنها" خدا را بپرستید که برای شما جز او معبودی نیست:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ }}﴾}}<ref> همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، من از عذاب روزی سترگ بر شما می‌هراسم؛ سوره اعراف، آیه: ۵۹.</ref>.  
*سامری نیز که با اشاره به گوساله دست‌ساز خود می‌گفت: این خدای شما و خدای موسی است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ}}﴾}}<ref> آنگاه گوساله‌ای برای آنان برآورد، پیکری (بی‌روح) که بانگ گاو داشت و گفتند: این خدای شما و خدای موسی است که از یاد برده است؛ سوره طه، آیه:۸۸.</ref> در پی آن بود که معبودی برای مردم بسازد نه آنکه به واقع گوساله را واجب الوجود یا خالق عالم بداند و نیز کسانی که بتان برساخته خود را "خدایان" می‌نامیدند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَجَعَلَ الآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ}}﴾}}<ref> آیا (همه) خدایان را خدایی یگانه کرده است؟ بی‌گمان این چیزی شگفت است؛ سوره ص، آیه:۵.</ref> یا هوای خویش را خدای خود می‌گرفتند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلا }}﴾}}<ref> آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را خدای خویش گرفته است؟ و آیا تو بر او مراقب می‌توانی بود؟؛ سوره فرقان، آیه: ۴۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلا تَذَكَّرُونَ}}﴾}}<ref> آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده و بر چشم او پرده‌ای کشیده است؟ پس چه کسی پس از خداوند او را رهنمون خواهد شد؟ آیا پند نمی‌گیرید؟؛ سوره جاثیه، آیه: ۲۳.</ref> باور نداشتند که بتان یا هوای نفس، خالق آسمان‌ها و زمین‌اند، بلکه آنان نمی‌خواستند در برابر خدایی که او را "آفریدگار" می‌دانستند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟ می‌گویند: خداوند، بگو: سپاس، خداوند راست اما بیشتر آنان نمی‌دانند؛ سوره لقمان، آیه:۲۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ}}﴾}}<ref> و چون از ایشان بپرسی: آسمان‌ها و زمین را که آفریده است؟ خواهند گفت: خداوند بگو: پس آیا آنچه را به جای خداوند به پرستش می‌خوانید دیده‌اید؟ اگر خداوند گزندی برای من بخواهد آیا آنان گزند او را از من می‌گردانند؟ یا اگر بخشایشی برای من بخواهد، می‌توانند بخشایش او را باز دارند؟ بگو: خداوند مرا بس؛ توکّل‌کنندگان تنها بر او توکّل دارند؛ سوره زمر، آیه: ۳۸.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ}}﴾}}<ref> و اگر از آنان بپرسی چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است خواهند گفت آنها را (خداوند) پیروزمند دانا آفریده است؛ سوره زخرف، آیه:۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ}}﴾}}<ref> و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آنان را آفریده است؟ خواهند گفت: خداوند پس چگونه (از حق) بازگردانده می‌شوند؟؛ سوره زخرف، آیه:۸۷.</ref> سر تسلیم فرود آورند و به درگاه او سجده کنند، بنابراین، چنان که [[قرآن]] تصریح می‌کند، هدف اساسی بعثت، دعوت به عبادت خداوند و اجتناب از طاغوت است<ref>الالهیات، ج ۲، ص ۸۵.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ}}﴾}}<ref> و به راستی ما، در میان هر امّتی پیامبری برانگیختیم (تا بگوید) که خداوند را بپرستید و از طاغوت دوری گزینید آنگاه برخی از آنان را خداوند راهنمایی کرد و بر برخی دیگر گمراهی سزاوار گشت پس، در زمین گردش کنید تا بنگرید سرانجام دروغ‌انگاران چگونه بوده است؛ سوره نحل، آیه: ۳۶.</ref> پیش از [[پیامبر خاتم|حضرت محمد]]{{صل}} هیچ رسولی نیامد مگر آنکه خدا بدو [[وحی]] کرد که معبودی جز من نیست که سزاوار پرستش باشد، پس همه مرا بپرستید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلاَّ نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ}}﴾}}<ref> و پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر بدو وحی کردیم که هیچ خدایی جز من نیست پس مرا بپرستید؛ سوره انبیاء، آیه:۲۵.</ref>؛ چنان که سخن پیامبرانی چون [[حضرت نوح]]، [[حضرت هود]]، [[حضرت صالح]] و [[حضرت شعیب]]{{عم}} با قومشان این بود که "تنها" خدا را بپرستید که برای شما جز او معبودی نیست:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ }}﴾}}<ref> همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، من از عذاب روزی سترگ بر شما می‌هراسم؛ سوره اعراف، آیه: ۵۹.</ref>.  
*آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ}}﴾}}<ref> و به راستی ما، در میان هر امّتی پیامبری برانگیختیم (تا بگوید) که خداوند را بپرستید و از طاغوت دوری گزینید آنگاه برخی از آنان را خداوند راهنمایی کرد و بر برخی دیگر گمراهی سزاوار گشت پس، در زمین گردش کنید تا بنگرید سرانجام دروغ‌انگاران چگونه بوده است؛ سوره نحل، آیه: ۳۶.</ref> در حقیقت پاسخ کسانی است که برای توجیه بت پرستی خود می‌گفتند: خدا خواسته است که ما بت بپرستیم و او به عمل ما راضی است. خداوند پاسخ می‌دهد: ما در هر امتی، رسولی برانگیختیم تا مردم را به عبادت خدای یگانه بخواند و از پرستش طاغوت نهی کند<ref>پیام قرآن، ج ۳، ص ۲۸۳.</ref> به گفته برخی مفسران با توجه به مضارع بودن فعل {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| نُوحِي }}﴾}} در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلاَّ نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ}}﴾}}، که نشان استمرار است، توحید در عبادت پیوسته به هر پیامبری گوشزد می‌شده و همه پیامبران در طول دعوت خود مأمور ابلاغ آن بوده اند و به این ترتیب مسئله مزبور به عنوان یک اصل بنیادی در طول تاریخ [[انبیا]] پیوسته در میان بوده است<ref>پیام قرآن، ج ۳، ص ۲۸۴.</ref>. [[حضرت نوح]]{{ع}} نخستین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]]، با توجه به رواج پرستش بت‌های متعدد میان مردم، از آغاز دعوت، پیامی جز توحید در عبادت و کنار نهادن بتان نداشت و چون اصرار بت پرستان را بر کار خود دید، آنان را از عذاب الهی ترساند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ }}﴾}}<ref> همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، من از عذاب روزی سترگ بر شما می‌هراسم؛ سوره اعراف، آیه: ۵۹.</ref>
*آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ}}﴾}}<ref> و به راستی ما، در میان هر امّتی پیامبری برانگیختیم (تا بگوید) که خداوند را بپرستید و از طاغوت دوری گزینید آنگاه برخی از آنان را خداوند راهنمایی کرد و بر برخی دیگر گمراهی سزاوار گشت پس، در زمین گردش کنید تا بنگرید سرانجام دروغ‌انگاران چگونه بوده است؛ سوره نحل، آیه: ۳۶.</ref> در حقیقت پاسخ کسانی است که برای توجیه بت پرستی خود می‌گفتند: خدا خواسته است که ما بت بپرستیم و او به عمل ما راضی است. خداوند پاسخ می‌دهد: ما در هر امتی، رسولی برانگیختیم تا مردم را به عبادت خدای یگانه بخواند و از پرستش طاغوت نهی کند<ref>پیام قرآن، ج ۳، ص ۲۸۳.</ref> به گفته برخی مفسران با توجه به مضارع بودن فعل {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| نُوحِي }}﴾}} در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلاَّ نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ}}﴾}}، که نشان استمرار است، توحید در عبادت پیوسته به هر پیامبری گوشزد می‌شده و همه پیامبران در طول دعوت خود مأمور ابلاغ آن بوده اند و به این ترتیب مسئله مزبور به عنوان یک اصل بنیادی در طول تاریخ [[انبیا]] پیوسته در میان بوده است<ref>پیام قرآن، ج ۳، ص ۲۸۴.</ref>. [[حضرت نوح]]{{ع}} نخستین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]]، با توجه به رواج پرستش بت‌های متعدد میان مردم، از آغاز دعوت، پیامی جز توحید در عبادت و کنار نهادن بتان نداشت و چون اصرار بت پرستان را بر کار خود دید، آنان را از عذاب الهی ترساند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ }}﴾}}<ref> همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، من از عذاب روزی سترگ بر شما می‌هراسم؛ سوره اعراف، آیه: ۵۹.</ref>
*پس از [[حضرت نوح]]{{ع}} دومین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]]، [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} که قومش گرفتار انواع شرک در عبادت شده بودند و با تعصب بر آن اصرار می‌ورزیدند، در برابر بت پرستی قیام و دعوت به توحید را ابتدا از آزر آغاز کرد<ref>المیزان، ج ۷، ص ۱۶۲.</ref> و از روی ملاطفت به او گفت: پدر جان! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه نیازی را از تو برمی آورد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا}}﴾}}<ref> هنگامی که به پدر خویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟؛ سوره مریم، آیه:۴۲.</ref> پدرم! به راستی مرا از دانش، حقایقی به دست آمده است که تو را از آن نصیبی نیست. از من پیروی کن تا تو را به راهی درست هدایت کنم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا}}﴾}}<ref> ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم؛ سوره مریم، آیه:۴۳.</ref> ای پدر! شیطان را مپرست که او در برابر خدای رحمن عصیانگر است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا }}﴾}}<ref> ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه:۴۴.</ref> پدر جان! می‌ترسم از جانب خدای رحمان تو را عذابی در رسد و تو یار و دوست دار شیطان باشی: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا }}﴾}}<ref> ا ای پدر! من می‌هراسم که عذابی از (خداوند) بخشنده به تو رسد آنگاه دوست شیطان گردی؛ سوره مریم، آیه: ۴۵.</ref> [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} به دیگر بت‌پرستان گفت: آیا جز خدا چیزی را می‌پرستید که هیچ سود و زیانی برایتان ندارد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لا يَنفَعُكُمْ شَيْئًا وَلا يَضُرُّكُمْ }}﴾}}<ref> گفت: آیا به جای خداوند چیزی را می‌پرستید که برای شما هیچ سودی و زیانی ندارد؟؛ سوره انبیاء، آیه: ۶۶.</ref> خدا را بپرستید و تنها از او پروا کنید؛ این برای شما بهتر است اگر بدانید: «اعبُدُوا اللّهَ واتَّقوهُ ذلِکم خَیرٌ لَکم اِن کنتُم تَعلَمون». (عنکبوت/۲۹،۱۶) آنچه جز خدا می پرستید، معبودهایی دروغین اند که اختیار روزی شما را ندارند. روزی را نزد خدا بجویید و فقط او را بپرستید و سپاسگزارش باشید: «اِنَّما تَعبُدونَ مِن دونِ اللّهِ اَوثـنـًا وتَخلُقونَ اِفکـًا اِنَّ الَّذینَ تَعبُدونَ مِن دونِ اللّهِ لایملِکونَ لَکم رِزقـًا فَابتَغوا عِندَ اللّهِ الرِّزقَ واعبُدوهُ واشکروا لَهُ اِلَیهِ تُرجَعون» (عنکبوت/۲۹،۱۷) آیا چیزی را که خود تراشیده اید می پرستید، در حالی که خداوند شما را و نیز از مجرای اراده شما اعمالتان را آفریده است[۱۳۴]: «اَتَعبُدونَ ما تَنحِتون * واللّهُ خَلَقَکم وما تَعمَلون». (صافّات/۳۷، ۹۵ - ۹۶) برخی مفسران در توضیح این آیه گفته اند: بت پرستان و بتان در مخلوق بودن با هم شریک اند. حال چگونه رواست که مخلوقی خدای مخلوقی دیگر شود و چرا آنان بتان را بپرستند و بتان آنان را نپرستند؟[۱۳۵] برخی دیگر گفته اند: چوب و سنگ پیش از تراشیده شدن معبود انسان نیستند و پس از تراشیده شدن نیز تنها فرقشان پدیدار شدن آثار انسان در آن هاست؛ حال چگونه آثار عمل انسان، چوب و سنگ را معبود او می کند؟[۱۳۶]
*پس از [[حضرت نوح]]{{ع}} دومین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]]، [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} که قومش گرفتار انواع شرک در عبادت شده بودند و با تعصب بر آن اصرار می‌ورزیدند، در برابر بت پرستی قیام و دعوت به توحید را ابتدا از آزر آغاز کرد<ref>المیزان، ج ۷، ص ۱۶۲.</ref> و از روی ملاطفت به او گفت: پدر جان! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه نیازی را از تو برمی آورد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا}}﴾}}<ref> هنگامی که به پدر خویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟؛ سوره مریم، آیه:۴۲.</ref> پدرم! به راستی مرا از دانش، حقایقی به دست آمده است که تو را از آن نصیبی نیست. از من پیروی کن تا تو را به راهی درست هدایت کنم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا}}﴾}}<ref> ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم؛ سوره مریم، آیه:۴۳.</ref> ای پدر! شیطان را مپرست که او در برابر خدای رحمن عصیانگر است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا }}﴾}}<ref> ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه:۴۴.</ref> پدر جان! می‌ترسم از جانب خدای رحمان تو را عذابی در رسد و تو یار و دوست دار شیطان باشی: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا }}﴾}}<ref> ا ای پدر! من می‌هراسم که عذابی از (خداوند) بخشنده به تو رسد آنگاه دوست شیطان گردی؛ سوره مریم، آیه: ۴۵.</ref> [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} به دیگر بت‌پرستان گفت: آیا جز خدا چیزی را می‌پرستید که هیچ سود و زیانی برایتان ندارد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لا يَنفَعُكُمْ شَيْئًا وَلا يَضُرُّكُمْ }}﴾}}<ref> گفت: آیا به جای خداوند چیزی را می‌پرستید که برای شما هیچ سودی و زیانی ندارد؟؛ سوره انبیاء، آیه: ۶۶.</ref> خدا را بپرستید و تنها از او پروا کنید؛ این برای شما بهتر است اگر بدانید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> و ابراهیم را (یاد کن) هنگامی که به قوم خود گفت: خداوند را بپرستید و از او پروا کنید.این، اگر بدانید برای شما بهتر است؛ سوره عنکبوت، آیه:۱۶.</ref> آنچه جز خدا می‌پرستید، معبودهایی دروغین‌اند که اختیار روزی شما را ندارند. روزی را نزد خدا بجویید و فقط او را بپرستید و سپاسگزارش باشید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْكًا إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}﴾}}<ref> تنها بت‌هایی را به جای خداوند می‌پرستید و دروغی فرا می‌بافید؛ بی‌گمان کسانی که به جای خداوند می‌پرستید اختیار روزی شما را ندارند، روزی را نزد خداوند بجویید و او را بپرستید و او را سپاس گزارید که به سوی او باز گردانده می‌شوید؛ سوره عنکبوت، آیه:۱۷.</ref> آیا چیزی را که خود تراشیده‌اید می‌پرستید، در حالی که خداوند شما را و نیز از مجرای اراده شما اعمالتان را آفریده است<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۱۵۰.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ}}﴾}}<ref> ابراهیم) گفت: آیا چیزی را که خود می‌تراشید می‌پرستید؟در حالی که خداوند، شما و چیزهایی را که می‌سازید آفریده است؛ سوره صافات، آیه: ۹۵- ۹۶.</ref> برخی مفسران در توضیح این آیه گفته‌اند: بت پرستان و بتان در مخلوق بودن با هم شریک‌اند. حال چگونه رواست که مخلوقی خدای مخلوقی دیگر شود و چرا آنان بتان را بپرستند و بتان آنان را نپرستند؟<ref>قصص الانبیاء، ج ۱، ص ۱۸۱.</ref> برخی دیگر گفته‌اند: چوب و سنگ پیش از تراشیده شدن معبود انسان نیستند و پس از تراشیده شدن نیز تنها فرقشان پدیدار شدن آثار انسان در آن‌هاست؛ حال چگونه آثار عمل انسان، چوب و سنگ را معبود او می‌کند؟<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۶، ص ۱۴۹.</ref>.
پس از حضرت ابراهیم علیه السلام سومین پیامبر اولواالعزم حضرت موسی علیه السلام مأموریت یافت تا در برابر فرعون قیام کند که دعوی خدایی داشت (نازعات/۷۹،۲۴) و بنی اسرائیل را بنده خود ساخته بود: «وتِلک نِعمَةٌ تَمُنُّها عَلَی اَن عَبَّدتَ بَنی اِسرءیل» (شعراء/۲۶،۲۲) و به عنوان رسول پروردگار عالمیان آزادی بنی اسرائیل را از او بخواهد: «وقالَ موسی یـفِرعَونُ اِنّی رَسولٌ مِن رَبِّ العــلَمین * ... فَاَرسِل مَعِی بَنی اِسرءیل». (اعراف/۷،۱۰۴ - ۱۰۵) او همچنین هنگامی که بنی اسرائیل پس از نجات از فرعون و لشکریانش و برخورد با قومی بت پرست، از او معبودی همانند بتان آن قوم از او خواستند، آنان را جاهل خواند و گفت: آیا معبودی جز خدا برایتان بخواهم، در حالی که او شما را بر عالمیان برتری داد و از فرعونیان نجات بخشید: «و جـوَزنا بِبَنی اِسرءیلَ البَحرَ فَاَتَوا عَلی قَومٍ یعکفونَ عَلی اَصنامٍ لَهُم قالوا یـموسَی اجعَل لَنا اِلـهـًا کما لَهُم ءالِهَةٌ قالَ اِنَّکم قَومٌ تَجهَلون * ... قالَ اَغَیرَ اللّهِ اَبغیکم اِلـهـًا وهُوَ فَضَّلَکم عَلَی العــلَمین» (اعراف/۷،۱۳۸ - ۱۴۰) و نیز هنگامی که بنی اسرائیل در غیبت وی با نیرنگ سامری به گوساله پرستی روی آوردند، خشمناک و اندوهگین به سوی آن ها بازگشت و گفت: برایم بد جانشینی بودید! آیا بر فرمان پروردگارتان پیشی گرفتید؟ آن گاه الواح را افکند و سر برادرش (هارون) را گرفت و او را به طرف خود کشید: «ولَمّا رَجَعَ موسی اِلی قَومِهِ غَضبـنَ اَسِفـًا قالَ بِئسَما خَلَفتُمونی مِن بَعدی اَعَجِلتُم اَمرَ رَبِّکم واَلقَی الاَلواحَ واَخَذَ بِرَأسِ اَخیهِ یجُرُّهُ اِلَیهِ» (اعراف/۷،۱۵۰) و سرانجام به سامری گفت: به معبودت بنگر که پیوسته ملازمش بودی. او را قطعاً می سوزانیم و خاکسترش را به دریا فرو
*پس از [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} سومین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]] [[حضرت موسی]]{{ع}} مأموریت یافت تا در برابر فرعون قیام کند که دعوی خدایی داشت{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلَى}}﴾}}<ref> و گفت: من پروردگار برتر شمایم؛ سوره نازعات، آیه:۲۴.</ref> و بنی اسرائیل را بنده خود ساخته بود: «وتِلک نِعمَةٌ تَمُنُّها عَلَی اَن عَبَّدتَ بَنی اِسرءیل» (شعراء/۲۶،۲۲) و به عنوان رسول پروردگار عالمیان آزادی بنی اسرائیل را از او بخواهد: «وقالَ موسی یـفِرعَونُ اِنّی رَسولٌ مِن رَبِّ العــلَمین * ... فَاَرسِل مَعِی بَنی اِسرءیل». (اعراف/۷،۱۰۴ - ۱۰۵) او همچنین هنگامی که بنی اسرائیل پس از نجات از فرعون و لشکریانش و برخورد با قومی بت پرست، از او معبودی همانند بتان آن قوم از او خواستند، آنان را جاهل خواند و گفت: آیا معبودی جز خدا برایتان بخواهم، در حالی که او شما را بر عالمیان برتری داد و از فرعونیان نجات بخشید: «و جـوَزنا بِبَنی اِسرءیلَ البَحرَ فَاَتَوا عَلی قَومٍ یعکفونَ عَلی اَصنامٍ لَهُم قالوا یـموسَی اجعَل لَنا اِلـهـًا کما لَهُم ءالِهَةٌ قالَ اِنَّکم قَومٌ تَجهَلون * ... قالَ اَغَیرَ اللّهِ اَبغیکم اِلـهـًا وهُوَ فَضَّلَکم عَلَی العــلَمین» (اعراف/۷،۱۳۸ - ۱۴۰) و نیز هنگامی که بنی اسرائیل در غیبت وی با نیرنگ سامری به گوساله پرستی روی آوردند، خشمناک و اندوهگین به سوی آن ها بازگشت و گفت: برایم بد جانشینی بودید! آیا بر فرمان پروردگارتان پیشی گرفتید؟ آن گاه الواح را افکند و سر برادرش (هارون) را گرفت و او را به طرف خود کشید: «ولَمّا رَجَعَ موسی اِلی قَومِهِ غَضبـنَ اَسِفـًا قالَ بِئسَما خَلَفتُمونی مِن بَعدی اَعَجِلتُم اَمرَ رَبِّکم واَلقَی الاَلواحَ واَخَذَ بِرَأسِ اَخیهِ یجُرُّهُ اِلَیهِ» (اعراف/۷،۱۵۰) و سرانجام به سامری گفت: به معبودت بنگر که پیوسته ملازمش بودی. او را قطعاً می سوزانیم و خاکسترش را به دریا فرو
  دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۱۰۰
  دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۱۰۰
می پاشیم. معبود شما تنها آن خدایی است که جز او معبودی نیست: «وانظُر اِلی اِلـهِک الَّذی ظَـلتَ عَلَیهِ عاکفـًا لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِی الیمِّ نَسفـا * اِنَّما اِلـهُکمُ اَللّهُ الَّذی لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ...». (طه/۲۰،۹۷ - ۹۸)
می پاشیم. معبود شما تنها آن خدایی است که جز او معبودی نیست: «وانظُر اِلی اِلـهِک الَّذی ظَـلتَ عَلَیهِ عاکفـًا لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِی الیمِّ نَسفـا * اِنَّما اِلـهُکمُ اَللّهُ الَّذی لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ...». (طه/۲۰،۹۷ - ۹۸)
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش