فدک از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخهها
←نقدی بر نظریات ابن تیمیه در رد فضائل دختر پیامبر {{صل}}
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
این [[روایات]] بیانگر جایگاه والا و رفیع دختر پیامبر {{صل}} است تا آنجا که [[خداوند]] به خاطر ایشان [[خشنود]] و [[غضبناک]] میشود. | این [[روایات]] بیانگر جایگاه والا و رفیع دختر پیامبر {{صل}} است تا آنجا که [[خداوند]] به خاطر ایشان [[خشنود]] و [[غضبناک]] میشود. | ||
=== بررسی | === بررسی اشکال سندی [[روایات]] === | ||
[[ابن تیمیه]] که در خدشه کردن روایات [[فضائل اهل بیت]] {{عم}} ید طولا و [[تعصب]] خاصی دارد، که در گذشته نمونههایی از آن را از نظر گذراندیم، در اینجا هم این [[حدیث]] را [[انکار]] کرده است. او ادعا دارد این [[روایت]] در کتب معروفه نیامده است، سند حسن یا صحیحی ندارد، همچنین [[متن حدیث]]، [[فضیلت]] خاصی را [[اثبات]] نمیکند<ref>منهاج السنة النبویة، ج۴، ص۲۴۸.</ref>. با مراجعه به کتب ابن تیمیه میتوان منظور او از کتب معروفه را به دست آورد. | [[ابن تیمیه]] که در خدشه کردن روایات [[فضائل اهل بیت]] {{عم}} ید طولا و [[تعصب]] خاصی دارد، که در گذشته نمونههایی از آن را از نظر گذراندیم، در اینجا هم این [[حدیث]] را [[انکار]] کرده است. او ادعا دارد این [[روایت]] در کتب معروفه نیامده است، سند حسن یا صحیحی ندارد، همچنین [[متن حدیث]]، [[فضیلت]] خاصی را [[اثبات]] نمیکند<ref>منهاج السنة النبویة، ج۴، ص۲۴۸.</ref>. با مراجعه به کتب ابن تیمیه میتوان منظور او از کتب معروفه را به دست آورد. | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
اما [[شاهد]] هستیم روایت مورد بحث ما در کتب معروف با [[راویان]] و مؤلفان مورد [[اعتماد]] ابن تیمیه همچون بخاری و [[طبرانی]] و... وجود دارد. مثلاً هم ایشان درباره [[طبرانی]] مینویسد: {{عربی|فهولاء و امثالهم اعلم باحوال رسول الله من غیرهم}}<ref>منهاج السنة النبویة، ج۷، ص۴۲۸.</ref>. | اما [[شاهد]] هستیم روایت مورد بحث ما در کتب معروف با [[راویان]] و مؤلفان مورد [[اعتماد]] ابن تیمیه همچون بخاری و [[طبرانی]] و... وجود دارد. مثلاً هم ایشان درباره [[طبرانی]] مینویسد: {{عربی|فهولاء و امثالهم اعلم باحوال رسول الله من غیرهم}}<ref>منهاج السنة النبویة، ج۷، ص۴۲۸.</ref>. | ||
=== اعتبار [[غضب]] [[دختر پیامبر]] در مورد [[حق]] | بنابراین [[حدیث]] مذکور از حیث سند و [[راویان]] و کتبی که به ذکر این حدیث پرداختهاند در نهایت اعتبار است<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۴۹۲.</ref>. | ||
=== اعتبار [[غضب]] [[دختر پیامبر]] در مورد [[حق]] سابقون === | |||
اما [[ابن تیمیه]] خدشه دیگری به دلالت این حدیث کرده است: او میگوید: ما میدانیم که [[عمر]] و [[ابوبکر]] و [[عثمان]] و علی و [[طلحه]] و [[زبیر]] و [[عبدالرحمن]] از کسانی هستند که [[خدا]] از آنان [[راضی]] است؛ چراکه ایشان از زمره {{متن قرآن|السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ}}<ref>منظور آیه ۱۰۰ سوره توبه میباشد: {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} «و خداوند از نخستین پیشآهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستانهایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref> و از کسانی هستند که در «[[بیعت رضوان]]»<ref>منظور آیه ۱۸ سوره فتح میباشد: {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا}} «به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت میکردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد» سوره فتح، آیه ۱۸.</ref> [[خدای متعال]] از ایشان راضی شده است، وقتی [[پیامبر]] از [[دنیا]] رفت از ایشان راضی بود. پس کسی که خدا و رسولش از او راضی هستند، {{عربی|لا یضره غصب أحد من الخلق علیه}}: غضب و [[ناراحتی]] هیچ شخص دیگری نمیتواند به ایشان ضرر برساند، هرکس که باشد<ref>منهاج السنة النبویة، ج۴، ص۲۴۹.</ref>. | اما [[ابن تیمیه]] خدشه دیگری به دلالت این حدیث کرده است: او میگوید: ما میدانیم که [[عمر]] و [[ابوبکر]] و [[عثمان]] و علی و [[طلحه]] و [[زبیر]] و [[عبدالرحمن]] از کسانی هستند که [[خدا]] از آنان [[راضی]] است؛ چراکه ایشان از زمره {{متن قرآن|السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ}}<ref>منظور آیه ۱۰۰ سوره توبه میباشد: {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} «و خداوند از نخستین پیشآهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستانهایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref> و از کسانی هستند که در «[[بیعت رضوان]]»<ref>منظور آیه ۱۸ سوره فتح میباشد: {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا}} «به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت میکردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد» سوره فتح، آیه ۱۸.</ref> [[خدای متعال]] از ایشان راضی شده است، وقتی [[پیامبر]] از [[دنیا]] رفت از ایشان راضی بود. پس کسی که خدا و رسولش از او راضی هستند، {{عربی|لا یضره غصب أحد من الخلق علیه}}: غضب و [[ناراحتی]] هیچ شخص دیگری نمیتواند به ایشان ضرر برساند، هرکس که باشد<ref>منهاج السنة النبویة، ج۴، ص۲۴۹.</ref>. | ||
در جواب میگوییم: | در جواب میگوییم: | ||
اولاً: [[سبقت]] و اولیت که [[آیه]] اول در مورد [[مهاجرین]] و [[انصار]] گفته است، نسبت به چه چیز است؟ آیا میتواند نسبت به چیزی جز [[ایمان]] و [[اسلام]] باشد؟ [[سبقت در ایمان]] و اسلام و اولیت در ایمان و اسلام است که میتواند هر فضیلتی را به دنبال داشته باشد، این [[سبقت]] و اولیت نیاز به [[اثبات]] با دلیل دارد. اگر دلیل مشخص و صریح [[قرآنی]] بود چه بهتر، اگر نبود [[دلیل روایی]] مسلم و [[قطعی]] لازم است که یکی از علائم آن این است که [[فریقین]] آن را پذیرفته باشند. | اولاً: [[سبقت]] و اولیت که [[آیه]] اول در مورد [[مهاجرین]] و [[انصار]] گفته است، نسبت به چه چیز است؟ آیا میتواند نسبت به چیزی جز [[ایمان]] و [[اسلام]] باشد؟ [[سبقت در ایمان]] و اسلام و اولیت در ایمان و اسلام است که میتواند هر فضیلتی را به دنبال داشته باشد، این [[سبقت]] و اولیت نیاز به [[اثبات]] با دلیل دارد. اگر دلیل مشخص و صریح [[قرآنی]] بود چه بهتر، اگر نبود [[دلیل روایی]] مسلم و [[قطعی]] لازم است که یکی از علائم آن این است که [[فریقین]] آن را پذیرفته باشند. | ||
ثانیاً: یقیناً [[تمجید]] و [[ستایش]] [[خدای متعال]] در [[بیعت رضوان]] از همگی افراد [[بیعت کننده]] نبوده است و [[آیه شریفه]] مربوط به [[جمعیت]] [[غالب]] [[بیعت کنندگان]] است، نه به همه افراد آنان. بنابراین نمیتوان با این آیه به [[فضیلت]] شخص خاصی استناد کرد و بهترین [[شاهد]] این است که در آن [[روز]] جمعیتی بالغ بر ۱۴۰۰ نفر که به [[حدیبیه]] آمده بودند با [[پیامبر]] [[بیعت]] کردند<ref>السیرة النبویة، ج۲، ص۳۲۲ و ۳۱۵؛ الکشاف (زمخشری)، ج۴، ص۲۴۰؛ تفسیر قرآن العظیم (ابن کثیر)، ج۷، ص۳۱۵.</ref>. عبدالله ابن اُبی ([[رهبر]] [[منافقان]] که با [[نفاق]] از [[دنیا]] رفت) و برخی [[پیروان]] او نیز در زمره بیعت کنندگان بودند؛ و [[عبدالله بن اُبی]] در [[تاریخ]] کاملاً برای ما معلوم الحال است. بنابراین بیعت او و یارانش بدان معنا نیست که آنها مؤمنند، خدای متعال با این بیعت از آنها برای همیشه از ایشان [[راضی]] شده است. اینها توجه نکردهاند در صدر آیه شریفه یک قید اساسی برای [[رضایت الهی]] آورده شده که آن ایمان است؛ {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت میکردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد» سوره فتح، آیه ۱۸.</ref> پس این افراد به طور تخصصی از [[آیه]] بیرون هستند، یعنی اصلاً در شمار افراد مشمول [[آیه شریفه]] نیستند. پس برخورداری از [[فضیلت]] [[رضایت خدای متعال]] بسته به [[اثبات]] [[ایمان]] در افراد حاضر در این [[بیعت]] است<ref>{{عربی|انه رضی عن الذین بایعوا تحت الشجرة النبی {{صل}} و کانوا مؤمنین فی الوقت الذی بایعوه فعلم ما فی قلوبهم من إیمان و نفاق فرضی عن المؤمنین و سخط علی المنافقین}}؛ التبیان (شیخ طوسی)، ج۹، ص۳۲۸؛ المیزان، ج۹، ص۳۷۶.</ref>. | ثانیاً: یقیناً [[تمجید]] و [[ستایش]] [[خدای متعال]] در [[بیعت رضوان]] از همگی افراد [[بیعت کننده]] نبوده است و [[آیه شریفه]] مربوط به [[جمعیت]] [[غالب]] [[بیعت کنندگان]] است، نه به همه افراد آنان. بنابراین نمیتوان با این آیه به [[فضیلت]] شخص خاصی استناد کرد و بهترین [[شاهد]] این است که در آن [[روز]] جمعیتی بالغ بر ۱۴۰۰ نفر که به [[حدیبیه]] آمده بودند با [[پیامبر]] [[بیعت]] کردند<ref>السیرة النبویة، ج۲، ص۳۲۲ و ۳۱۵؛ الکشاف (زمخشری)، ج۴، ص۲۴۰؛ تفسیر قرآن العظیم (ابن کثیر)، ج۷، ص۳۱۵.</ref>. عبدالله ابن اُبی ([[رهبر]] [[منافقان]] که با [[نفاق]] از [[دنیا]] رفت) و برخی [[پیروان]] او نیز در زمره بیعت کنندگان بودند؛ و [[عبدالله بن اُبی]] در [[تاریخ]] کاملاً برای ما معلوم الحال است. بنابراین بیعت او و یارانش بدان معنا نیست که آنها مؤمنند، خدای متعال با این بیعت از آنها برای همیشه از ایشان [[راضی]] شده است. اینها توجه نکردهاند در صدر آیه شریفه یک قید اساسی برای [[رضایت الهی]] آورده شده که آن ایمان است؛ {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت میکردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد» سوره فتح، آیه ۱۸.</ref> پس این افراد به طور تخصصی از [[آیه]] بیرون هستند، یعنی اصلاً در شمار افراد مشمول [[آیه شریفه]] نیستند. پس برخورداری از [[فضیلت]] [[رضایت خدای متعال]] بسته به [[اثبات]] [[ایمان]] در افراد حاضر در این [[بیعت]] است<ref>{{عربی|انه رضی عن الذین بایعوا تحت الشجرة النبی {{صل}} و کانوا مؤمنین فی الوقت الذی بایعوه فعلم ما فی قلوبهم من إیمان و نفاق فرضی عن المؤمنین و سخط علی المنافقین}}؛ التبیان (شیخ طوسی)، ج۹، ص۳۲۸؛ المیزان، ج۹، ص۳۷۶.</ref>. | ||
ثالثاً: [[ابن تیمیه]] افرادی را نام میبرد، میگوید [[پیامبر]] از [[دنیا]] رفت در حالی که از ایشان [[راضی]] بود، ما میپرسیم: سند این ادعا کجاست؟ البته اسنادی با تعبیرات مختلف در کتابها و مآخذ مورد قبول او وجود دارد که چون [[مورد اتفاق]] [[فریقین]] نیست، قابل [[احتجاج]] نیست. تازه این [[رضایت]] ادعا شده بر فرض که [[سند معتبر]] داشته و وجود داشته باشد تا لحظه [[مرگ]] [[پیامبر اعظم]] است، اما [[انسان]] در هر لحظه ممکن است تغییری حتی گاه اساسی داشته باشد، این [[تغییر]] شخص را از رضایت خدای متعال به [[غضب]] [[ذات مقدس]] او برساند؛ زیرا فقط انسان [[معصوم]] از این گونه خطرات در [[حفظ]] و [[حراست]] [[الهی]] است که ابن تیمیه فقط پیامبر را معصوم میداند، نه هیچ کس دیگر را. بنابراین اگر حادثهای توسط برخی از این افراد در مقابله با [[دختر پیامبر]] اتفاق افتاده باشد مثلاً [[مصادره]] [[فدک]] و سایر [[اموال]] ارثی پیامبر و... و این عمل دختر پیامبر را سخت [[غضبناک]] کرده باشد، ناگزیر [[سرنوشت]] آن کسان غضب و [[خشم الهی]] خواهد بود و ما اسناد آن را درگذشته بررسی کردیم | ثالثاً: [[ابن تیمیه]] افرادی را نام میبرد، میگوید [[پیامبر]] از [[دنیا]] رفت در حالی که از ایشان [[راضی]] بود، ما میپرسیم: سند این ادعا کجاست؟ البته اسنادی با تعبیرات مختلف در کتابها و مآخذ مورد قبول او وجود دارد که چون [[مورد اتفاق]] [[فریقین]] نیست، قابل [[احتجاج]] نیست. تازه این [[رضایت]] ادعا شده بر فرض که [[سند معتبر]] داشته و وجود داشته باشد تا لحظه [[مرگ]] [[پیامبر اعظم]] است، اما [[انسان]] در هر لحظه ممکن است تغییری حتی گاه اساسی داشته باشد، این [[تغییر]] شخص را از رضایت خدای متعال به [[غضب]] [[ذات مقدس]] او برساند؛ زیرا فقط انسان [[معصوم]] از این گونه خطرات در [[حفظ]] و [[حراست]] [[الهی]] است که ابن تیمیه فقط پیامبر را معصوم میداند، نه هیچ کس دیگر را. بنابراین اگر حادثهای توسط برخی از این افراد در مقابله با [[دختر پیامبر]] اتفاق افتاده باشد مثلاً [[مصادره]] [[فدک]] و سایر [[اموال]] ارثی پیامبر و... و این عمل دختر پیامبر را سخت [[غضبناک]] کرده باشد، ناگزیر [[سرنوشت]] آن کسان غضب و [[خشم الهی]] خواهد بود و ما اسناد آن را درگذشته بررسی کردیم<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۴۹۳.</ref>. | ||
=== ملاک بودن غضب [[اولیای خدا]] === | === ملاک بودن غضب [[اولیای خدا]] === | ||
| خط ۷۰: | خط ۷۲: | ||
غضبناک شدن [[خداوند]] از غضب [[حضرت زهرا]] {{س}}، [[پیروی]] خداوند از [[احساس]] یک [[بنده]] است؛ و پیروی خداوند از احساس یک بنده دون [[شأن]] و جایگاه خداوندی بوده و غیرممکن است. | غضبناک شدن [[خداوند]] از غضب [[حضرت زهرا]] {{س}}، [[پیروی]] خداوند از [[احساس]] یک [[بنده]] است؛ و پیروی خداوند از احساس یک بنده دون [[شأن]] و جایگاه خداوندی بوده و غیرممکن است. | ||
جواب: این ادعا مخالف [[آیات]] فراوانی از [[قرآن]] است. قرآن مکرر از [[اعمال]] و [[رفتاری]] از [[بندگان]] سخن میگوید که [[خشم]] یا [[رضایت الهی]] را به دنبال داشته است. [[قرآن]] درباره [[مردم مصر]] و [[پیروان]] [[قوم موسی]] میفرماید: چون خشم ما را بر انگیختند، از آنان [[انتقام]] گرفتیم؛ و نهایتاً همه را (در آب خروشان دریا) [[غرق]] کردیم<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ}} «و چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم و همه را غرق کردیم» سوره زخرف، آیه | جواب: این ادعا مخالف [[آیات]] فراوانی از [[قرآن]] است. قرآن مکرر از [[اعمال]] و [[رفتاری]] از [[بندگان]] سخن میگوید که [[خشم]] یا [[رضایت الهی]] را به دنبال داشته است. [[قرآن]] درباره [[مردم مصر]] و [[پیروان]] [[قوم موسی]] میفرماید: چون خشم ما را بر انگیختند، از آنان [[انتقام]] گرفتیم؛ و نهایتاً همه را (در آب خروشان دریا) [[غرق]] کردیم<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ}} «و چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم و همه را غرق کردیم» سوره زخرف، آیه ۵۵.</ref>. | ||
چون (به دنبال [[آزار]] مستمرشان نسبت به [[موسی]]) از [[راه مستقیم]] [[منحرف]] شدند، [[خداوند]] هم دلهایشان را (از [[حق]]) منحرف کرد، خداوند [[مردم]] منحرف و نافرمان را [[هدایت]] نمیکند<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! چرا مرا آزار میدهید با آنکه میدانید من پیامبر خداوند به سوی شمایم؟ و چون (از حق) بگشتند خدا دلهایشان را بگردانید و خداوند قوم نافرمان را راهنمایی نمیکند» سوره صف، آیه ۵.</ref>. | چون (به دنبال [[آزار]] مستمرشان نسبت به [[موسی]]) از [[راه مستقیم]] [[منحرف]] شدند، [[خداوند]] هم دلهایشان را (از [[حق]]) منحرف کرد، خداوند [[مردم]] منحرف و نافرمان را [[هدایت]] نمیکند<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! چرا مرا آزار میدهید با آنکه میدانید من پیامبر خداوند به سوی شمایم؟ و چون (از حق) بگشتند خدا دلهایشان را بگردانید و خداوند قوم نافرمان را راهنمایی نمیکند» سوره صف، آیه ۵.</ref>. | ||