اجتهاد: تفاوت میان نسخهها
←سنّت "قول، فعل یا تقریر معصوم{{ع}}"
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
===سنّت "قول، فعل یا تقریر معصوم{{ع}}"=== | ===سنّت "قول، فعل یا تقریر معصوم{{ع}}"=== | ||
*دلیل اعتبار سنّت نبوی آیاتی است که در آن به تبعیت از [[پیامبر خاتم|رسول الله]]{{صل}} امر شده {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً }}﴾}}<ref> ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است؛ سوره نساء، آیه: ۵۹.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَغْنِيَاء مِنكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}﴾}}<ref> آنچه خداوند از (داراییهای) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما میدهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز میدارد دست بکشید و از خداوند پروا کنید که خداوند، سخت کیفر است؛ سوره حشر، آیه:۷.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى}}﴾}}<ref> و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید.آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود؛ سوره نجم، آیه: ۳- ۴.</ref> و نیز اجماعی که همه مسلمانان بر عمل به سنّت نبوی{{صل}} دارند<ref>علم اصول الفقه، ص۳۷ـ۳۸.</ref>. | *دلیل اعتبار سنّت نبوی آیاتی است که در آن به تبعیت از [[پیامبر خاتم|رسول الله]]{{صل}} امر شده {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً }}﴾}}<ref> ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است؛ سوره نساء، آیه: ۵۹.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَغْنِيَاء مِنكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}﴾}}<ref> آنچه خداوند از (داراییهای) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما میدهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز میدارد دست بکشید و از خداوند پروا کنید که خداوند، سخت کیفر است؛ سوره حشر، آیه:۷.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى}}﴾}}<ref> و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید.آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود؛ سوره نجم، آیه: ۳- ۴.</ref> و نیز اجماعی که همه مسلمانان بر عمل به سنّت نبوی{{صل}} دارند<ref>علم اصول الفقه، ص۳۷ـ۳۸.</ref>. | ||
*درباره سنّت [[اهل بیت]]{{عم}} بحث است که آیا مانند سنّت [[پیامبر خاتم|رسول الله]]{{صل}} حجّت است یا نه. نظیر این بحث، در حجیت سنّت صحابه نیز مطرح است. [[امامیه]] معتقدند که سنّت بر حسب اصطلاح، توسعه داشته فعل، قول و تقریر [[امامان]]{{عم}} را شامل میشود. بر این مطلب به آیاتی نیز استدلال میکنند؛ از جمله، [[آیه تطهیر]] <ref>سوره احزاب، آیه:۳۳.</ref>. که در آن از اراده خداوند به تطهیر [[اهل بیت]] از پلیدی سخن بهمیان آمده و در این صورت آیه بر [[عصمت]] آنان دلالت کرده و سنّت آنان بهطور قطع حجّت خواهد شد. آیه دیگر، | *درباره سنّت [[اهل بیت]]{{عم}} بحث است که آیا مانند سنّت [[پیامبر خاتم|رسول الله]]{{صل}} حجّت است یا نه. نظیر این بحث، در حجیت سنّت صحابه نیز مطرح است. [[امامیه]] معتقدند که سنّت بر حسب اصطلاح، توسعه داشته فعل، قول و تقریر [[امامان]]{{عم}} را شامل میشود. بر این مطلب به آیاتی نیز استدلال میکنند؛ از جمله، [[آیه تطهیر]] <ref>سوره احزاب، آیه:۳۳.</ref>. که در آن از اراده خداوند به تطهیر [[اهل بیت]] از پلیدی سخن بهمیان آمده و در این صورت آیه بر [[عصمت]] آنان دلالت کرده و سنّت آنان بهطور قطع حجّت خواهد شد. آیه دیگر، آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً }}﴾}}<ref> ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است؛ سوره نساء، آیه: ۵۹.</ref> است که در آن، خداوند بر پیروی از [[اولی الامر]] همانند اطاعت از خدا و [[رسول]]، بهصورت جزمی و مطلق امر کرده است؛ در این زمینه روایاتی از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز وجود دارد که پیروی از [[امام]] را بهصورت مطلق واجب کرده است<ref>سنن ابنماجه، ج۲، ص۹۵۴، کتاب الجهاد، ب ۳۹؛ مسند احمد، ج۲، ص۲۵۳؛ مسند ابیداوود، ص۳۱۸ـ۳۳۶.</ref>؛ لازمه این سخن، [[عصمت]] [[اولی الامر]] است و گرنه در فرض خطا لازم میآید امر خدا به فعل خطایی منهی عنه تعلّق گرفته باشد<ref>التفسیرالکبیر، ج۱۰، ص۱۴۴؛ المیزان، ج۴، ص۴۰۹ـ۴۱۴؛ مجمعالبیان، ج۳، ص۱۰۰.</ref>. از نظر [[شیعه]]، [[اولی الامر]]، [[امامان]]{{عم}} هستند؛ بدین سبب قول و فعل و تقریر آنها حجّت است و بر این ادّعا، روایات فراوانی نیز وارد شدهاست<ref>مجمعالبیان، ج۳، ص۱۰۰؛ تفسیر عیاشی، ج۱، ص۲۴۹ـ۲۵۴؛ المیزان، ج۴، ص۴۰۹ـ۴۱۴.</ref> | ||
از موضوعاتی که | *از موضوعاتی که [[اهل سنت]] به آن اعتقاد دارند، حجّیت سنّت صحابه است. آنان به آیاتی از جمله آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ }}﴾}}<ref> شما بهترین گروهی بودهاید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از (کار) ناپسند باز میدارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان میآوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۱۰.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ}}﴾}}<ref> و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد؛ و قبلهای که بر سوی آن بودی بر نگرداندیم مگر بدین روی که معلوم داریم چه کسی از پیامبر پیروی میکند و چه کسی واپس میگراید، و بیگمان آن جز بر آنان که خداوند رهنمونشان شد، گران بود و خداوند بر آن نیست که ایمانتان را تباه گرداند که خداوند با مردم، به راستی مهربانی است بخشاینده؛ سوره بقره، آیه: ۱۴۳.</ref> استدلال کردهاند<ref>منابعاجتهاد، ص۸۰؛ الاصولالعامه، ص۱۳۵؛ الموافقات، ج۴،ص۷۴.</ref>. | ||
در این ۲ آیه، برتری امّت اسلام و امّت میانه بودن آنان بیان شده که نشانه استقامت و عدالت امّت اسلام در هر حال است؛ ازاینرو قول و فعل و تقریر آنان حجّت خواهد بود. این استدلال بسیار بعید | *در این ۲ آیه، برتری امّت اسلام و امّت میانه بودن آنان بیان شده که نشانه استقامت و عدالت امّت اسلام در هر حال است؛ ازاینرو قول و فعل و تقریر آنان حجّت خواهد بود. این استدلال بسیار بعید است؛ | ||
نبود دلیل بر عصمت صحابه و نیز وقوع تناقض و اختلاف میان آنان | #افعل تفضیل در آیه، برتری نسبی این امّت بر امّتهای پیشین را بیان میکند، نه ترجیح هر فردی و در هر حالی بر هر فرد دیگری از امّتهای گذشته. | ||
#ظاهر آیه برتری امت اسلامی به جهت تشریع امر به معروف و نهی از منکر است<ref>الاصولالعامه، ص۱۳۵؛ منابع اجتهاد، ص۸۰ـ۸۱.</ref>. | |||
#صرف برتری، دلیل بر حجیت همه گفتارها و کردارهای آنان نیست. | |||
#آیه عام است و جمیع امّت را در بر میگیرد و اگر آیه درصدد حجّیت سنّت باشد، باید سنّت صحابه و غیر صحابه همگی حجّت شود. از همه اینها گذشته، نظریات متضادّی میان صحابه وجود داشته که لازمه حجّیت سنّت آنان، حجّیت متناقضات است<ref>منابع اجتهاد، ص۸۰ـ۸۱؛ الاصول العامه، ص۱۳۵ـ۱۳۸.</ref> | |||
*نبود دلیل بر [[عصمت]] صحابه و نیز وقوع تناقض و اختلاف میان آنان "در مقام اندیشه و عمل" و نیز عدم لزوم تقلید مجتهد از غیر خو<ref>المستصفی، ج۲، ص۱۸۵ـ۱۸۷.</ref> و تصریح صحابه به جواز، بلکه وجوب مخالفت مجتهد صاحب نظر با مجتهد صاحب نظر دیگری که با نظر وی مخالف باشد، چهار دلیل قاطع بر عدم حجیت سنّت صحابه است. | |||
===اجماع=== | |||
*[[امامیه]]، حجّیت اجماع را تبعی، و آن را به اعتبار کاشف بودن آن از رأی معصوم، حجّت میدانند و [[اهل سنت]]، اجماع را حجّتی مستقل میشمرند<ref>معالم الاصول، ص۱۷۴ـ۱۷۵؛ فرائد الاصول، ص۱۲۷؛ المستصفی، ج۱، ص۱۷۳؛ موسوعة طبقات الفقهاء (مقدمه)، ق ۱، ص۱۳۴ـ۱۶۱.</ref> | |||
===عقل=== | |||
بعضی گفتهاند: مدرکات عقل نظری دو قسم است: یکی آنچه عقل، در ادراک آن استقلال دارد، مانند ادراک حُسن و قُبح برخی از اشیا، و دیگری مدرکاتی که عقل در ادراک آن استقلال ندارد. مقصود ما از عقل، عقل نظری است که پس از انضمام بیان شارع به حکم ثابت عقلی یا شرعی و ملازمه میان آن دو حاصل میشود؛ مانند ادراک وجوب شرعی مقدّمه که پس از ثبوت وجوب شرعی ذیالمقدّمه و وجوب عقلی مقدّمه، بهوسیله ملازمه حاصل میآید.[۲۶] | بعضی گفتهاند: مدرکات عقل نظری دو قسم است: یکی آنچه عقل، در ادراک آن استقلال دارد، مانند ادراک حُسن و قُبح برخی از اشیا، و دیگری مدرکاتی که عقل در ادراک آن استقلال ندارد. مقصود ما از عقل، عقل نظری است که پس از انضمام بیان شارع به حکم ثابت عقلی یا شرعی و ملازمه میان آن دو حاصل میشود؛ مانند ادراک وجوب شرعی مقدّمه که پس از ثبوت وجوب شرعی ذیالمقدّمه و وجوب عقلی مقدّمه، بهوسیله ملازمه حاصل میآید.[۲۶] | ||
بعضی گفتهاند: حکم عقل* بر این اساس مبتنی است که احکام، تابع مصالح و مفاسدند؛ حال یا مصالح و مفاسد، در متعلّقات آنها وجود دارد یا در خود احکام. در هر دو فرض، اگر مصلحت و مفسده در حدّ الزام باشد، به وجوب و حرمت، حکم میشود و اگر در حدّ الزام نباشد، استحباب و کراهت استفاده میشود و اگر لااقتضا باشد (مقتضی هیچ کدام نباشد) حکم به اباحه خواهد شد. اگر شارع به وجوب چیزی حکم کرد، به نحو کشف انّی کشف میکنیم که در متعلّق آن مصلحت ملزمه وجود دارد و اگر بهوسیله عقل، مصلحت ملزمه را درک کردیم، حکم به وجوب شرعی را نیز کشف میکنیم و این کشف، لِمّی خواهدبود.[۲۷] | بعضی گفتهاند: حکم عقل* بر این اساس مبتنی است که احکام، تابع مصالح و مفاسدند؛ حال یا مصالح و مفاسد، در متعلّقات آنها وجود دارد یا در خود احکام. در هر دو فرض، اگر مصلحت و مفسده در حدّ الزام باشد، به وجوب و حرمت، حکم میشود و اگر در حدّ الزام نباشد، استحباب و کراهت استفاده میشود و اگر لااقتضا باشد (مقتضی هیچ کدام نباشد) حکم به اباحه خواهد شد. اگر شارع به وجوب چیزی حکم کرد، به نحو کشف انّی کشف میکنیم که در متعلّق آن مصلحت ملزمه وجود دارد و اگر بهوسیله عقل، مصلحت ملزمه را درک کردیم، حکم به وجوب شرعی را نیز کشف میکنیم و این کشف، لِمّی خواهدبود.[۲۷] | ||