اجتهاد: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۸٬۴۳۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۸
خط ۶۷: خط ۶۷:
*[[امامیه]]، حجّیت اجماع را تبعی، و آن را به اعتبار کاشف بودن آن از رأی معصوم، حجّت می‌دانند و [[اهل سنت]]، اجماع را حجّتی مستقل می‌شمرند<ref>معالم الاصول، ص‌۱۷۴‌ـ‌۱۷۵؛ فرائد الاصول، ص‌۱۲۷؛ المستصفی، ج‌۱، ص‌۱۷۳؛ موسوعة طبقات الفقهاء (مقدمه)، ق ۱، ص‌۱۳۴‌ـ‌۱۶۱.</ref>
*[[امامیه]]، حجّیت اجماع را تبعی، و آن را به اعتبار کاشف بودن آن از رأی معصوم، حجّت می‌دانند و [[اهل سنت]]، اجماع را حجّتی مستقل می‌شمرند<ref>معالم الاصول، ص‌۱۷۴‌ـ‌۱۷۵؛ فرائد الاصول، ص‌۱۲۷؛ المستصفی، ج‌۱، ص‌۱۷۳؛ موسوعة طبقات الفقهاء (مقدمه)، ق ۱، ص‌۱۳۴‌ـ‌۱۶۱.</ref>
===عقل===
===عقل===
بعضی گفته‌اند: مدرکات عقل نظری دو قسم است: یکی آن‌چه عقل، در ادراک آن استقلال دارد، مانند ادراک حُسن و قُبح برخی از اشیا، و دیگری مدرکاتی که عقل در ادراک آن استقلال ندارد. مقصود ما از عقل، عقل نظری است که پس از انضمام بیان شارع به حکم ثابت عقلی یا شرعی و ملازمه میان آن دو حاصل می‌شود؛ مانند ادراک وجوب شرعی مقدّمه که پس از ثبوت وجوب شرعی ذی‌المقدّمه و وجوب عقلی مقدّمه، به‌وسیله ملازمه حاصل می‌آید.[۲۶]
*بعضی گفته‌اند: مدرکات عقل نظری دو قسم است: یکی آن‌چه عقل، در ادراک آن استقلال دارد، مانند ادراک حُسن و قُبح برخی از اشیا، و دیگری مدرکاتی که عقل در ادراک آن استقلال ندارد. مقصود ما از عقل، عقل نظری است که پس از انضمام بیان شارع به حکم ثابت عقلی یا شرعی و ملازمه میان آن دو حاصل می‌شود؛ مانند ادراک وجوب شرعی مقدّمه که پس از ثبوت وجوب شرعی ذی‌المقدّمه و وجوب عقلی مقدّمه، به‌وسیله ملازمه حاصل می‌آید<ref>اصول الفقه، مظفر، ج‌۳‌ـ‌۴، ص‌۱۲۱ و ۱۲۷.</ref>.
بعضی گفته‌اند: حکم عقل* بر این اساس مبتنی است که احکام، تابع مصالح و مفاسدند؛ حال یا مصالح و مفاسد، در متعلّقات آن‌ها وجود دارد یا در خود احکام. در هر دو فرض، اگر مصلحت و مفسده در حدّ الزام باشد، به وجوب و حرمت، حکم می‌شود و اگر در حدّ الزام نباشد، استحباب و کراهت استفاده می‌شود و اگر لااقتضا باشد (مقتضی هیچ کدام نباشد) حکم به اباحه خواهد شد. اگر شارع به وجوب چیزی حکم کرد، به نحو کشف انّی کشف می‌کنیم که در متعلّق آن مصلحت ملزمه وجود دارد و اگر به‌وسیله عقل، مصلحت ملزمه را درک کردیم، حکم به وجوب شرعی را نیز کشف می‌کنیم و این کشف، لِمّی خواهد‌بود.[۲۷]
*بعضی گفته‌اند: حکم عقل بر این اساس مبتنی است که احکام، تابع مصالح و مفاسدند؛ حال یا مصالح و مفاسد، در متعلّقات آن‌ها وجود دارد یا در خود احکام. در هر دو فرض، اگر مصلحت و مفسده در حدّ الزام باشد، به وجوب و حرمت، حکم می‌شود و اگر در حدّ الزام نباشد، استحباب و کراهت استفاده می‌شود و اگر لااقتضا باشد "مقتضی هیچ کدام نباشد" حکم به اباحه خواهد شد. اگر شارع به وجوب چیزی حکم کرد، به نحو کشف انّی کشف می‌کنیم که در متعلّق آن مصلحت ملزمه وجود دارد و اگر به‌وسیله عقل، مصلحت ملزمه را درک کردیم، حکم به وجوب شرعی را نیز کشف می‌کنیم و این کشف، لِمّی خواهد‌بود<ref>مقالات اصولی، ص‌۴۵‌ـ‌۴۶.</ref>
گفته شده است که بعضی، (مانند اصحاب رأی از فقیهان اهل‌سنّت) عقل را به‌طور مطلق حجّت می‌دانند و برخی (چون اخباریان شیعه و ظاهریه از اهل‌سنت) به‌طور مطلق برای آن حجّیت قائل نیستند. بیشتر اصولی‌های شیعه تفصیل داده و گفته‌اند: ادراکات یقینی عقل در حوزه استنباط احکام شرعی معتبر است؛ ولی ادراکات غیر یقینی معتبر نیست؛ زیرا ادراکات عقلی دو دسته است: یکی ادراکات عقل سلیم و مستقلاّت عقلیه. بی‌تردید در این مورد حکم عقل ارزش و اعتبار دارد و دیگری، ادراکاتی که از تمایلات نفسی، غریزی، عاطفی و اجتماعی و‌... سرچشمه می‌گیرد که حجیتی نخواهد داشت. این‌ها به تسامح عرفی، حکم عقل نامیده می‌شود وگرنه در واقع ادراک یا حکم عقل نیست.[۲۸]
*گفته شده است که بعضی، "مانند اصحاب رأی از فقیهان [[اهل سنت]]" عقل را به‌طور مطلق حجّت می‌دانند و برخی "چون اخباریان شیعه و ظاهریه از [[اهل سنت]]" به‌طور مطلق برای آن حجّیت قائل نیستند. بیشتر اصولی‌های [[شیعه]] تفصیل داده و گفته‌اند: ادراکات یقینی عقل در حوزه استنباط احکام شرعی معتبر است؛ ولی ادراکات غیر یقینی معتبر نیست؛ زیرا ادراکات عقلی دو دسته است: یکی ادراکات عقل سلیم و مستقلاّت عقلیه. بی‌تردید در این مورد حکم عقل ارزش و اعتبار دارد و دیگری، ادراکاتی که از تمایلات نفسی، غریزی، عاطفی و اجتماعی و‌... سرچشمه می‌گیرد که حجیتی نخواهد داشت. این‌ها به تسامح عرفی، حکم عقل نامیده می‌شود وگرنه در واقع ادراک یا حکم عقل نیست <ref>منابع اجتهاد، ص‌۲۴۰‌ـ‌۲۴۳، ر.</ref>ک: موسوعة طبقات الفقهاء، (مقدمه)، ق ۱، ص‌۱۶۲‌ـ‌۱۸۲.</ref>.
 
===قیاس و استحسان===
۵ـ‌۶. قیاس و استحسان:
*قیاس عبارت است از الحاق واقعه‌ای که بر حکم آن نصّی وارد نشده، به واقعه دیگر که بر حکم آن نص وارد شده است؛ به جهت شباهت آن دو در علت حکم<ref>علم اصول الفقه، ص‌۵۲.</ref>، و استحسان به تعبیر برخی، عدول مجتهد از مقتضای قیاس جلی "آشکار" به مقتضای قیاس پنهان، یا صرف‌نظر کردن از حکم کلّی به حکم استثنایی راجح نزد مجتهد<ref>الاحکام، آمدی، ج‌۴، ص‌۳۹۱‌ـ‌۳۹۳؛ علم اصول الفقه، ص‌۷۹‌ـ‌۸۰‌.</ref> است.
قیاس عبارت است از الحاق واقعه‌ای که بر حکم آن نصّی وارد نشده، به واقعه دیگر که بر حکم آن نص وارد شده است؛ به جهت شباهت آن دو در علت حکم،[۲۹] و استحسان به تعبیر برخی، عدول مجتهد از مقتضای قیاس* جلی (آشکار) به مقتضای قیاس پنهان، یا صرف‌نظر کردن از حکم کلّی به حکم استثنایی راجح نزد مجتهد[۳۰] است.
*از نظر [[امامیه]]، عمل طبق قیاس و استحسان جایز نیست<ref>معارج الاصول، ص‌۱۸۷‌ـ‌۱۸۸.</ref>؛ ولی بیش‌تر عالمان [[اهل سنت]]، آن را جایز شمرده و به آیات فراوانی از‌ جمله ؛ ۱۸ و ۵۵ زمر/۳۹ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الأَلْبَابِ}}﴾}}<ref> کسانی که گفتار را می‌شنوند آنگاه از بهترین آن پیروی می‌کنند، آنانند که خداوند راهنمایی‌شان کرده است و آنانند که خردمندند؛ سوره زمر، آیه: ۱۸.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لا تَشْعُرُونَ}}﴾}}<ref> و پیش از آنکه ناگهان و بی‌آنکه دریابید عذاب شما را فراگیرد از بهترین چیزی که از پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است، پیروی کنید؛ سوره زمر، آیه:۵۵.</ref>،{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً }}﴾}}<ref> ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است؛ سوره نساء، آیه: ۵۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً}}﴾}}<ref> و هنگامی که خبری از ایمنی یا بیم به ایشان برسد آن را فاش می‌کنند و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز می‌بردند کسانی از ایشان که آن را در می‌یافتند به آن پی می‌بردند و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر شما نمی‌بود (همه) جز اندکی، از شیطان پیروی می‌کردید؛ سوره نساء، آیه:۸۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الأَبْصَارِ }}﴾}}<ref> اوست که کافران اهل کتاب  را از خانه‌هایشان در نخستین گردآوری بیرون راند (هر چند) شما گمان نمی‌کردید که بیرون روند و (خودشان) گمان می‌کردند که دژهایشان بازدارنده آنان در برابر خداوند است اما (اراده) خداوند از جایی که گمان نمی‌بردند بدیشان رسید و در دل‌هایشان هراس افکند؛ به دست خویش و به دست مؤمنان خانه‌های خویش را ویران می‌کردند؛ پس ای دیده‌وران پند بگیرید!؛ سوره حشر، آیه:۲.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَتِلْكَ الأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلاَّ الْعَالِمُونَ}}﴾}}<ref> و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم و آنها را جز دانشوران درنمی‌یابند؛ سوره عنکبوت، آیه:۴۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمَن مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ تَكْذِبُونَ}}﴾}}<ref> گفتند: شما جز بشری مانند ما نیستید و (خداوند) بخشنده، چیزی فرو نفرستاده است و شما جز دروغ نمی‌گویید ؛ سوره یس، آیه: ۱۵.</ref> استدلال کرده‌اند<ref>علم‌اصول‌الفقه، ص۵۴‌ـ‌۵۶، الاحکام،آمدی، ج۴، ص۲۸۷‌ـ‌۲۹۲.</ref>؛چنان‌که بر رد قیاس به آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا }}﴾}}<ref> پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند؛ سوره نساء، آیه:۶۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ }}﴾}}<ref> و برخی از مردم به جای خداوند همتایانی می‌گزینند و آنها را چنان دوست می‌دارند که خداوند را و مؤمنان، خداوند را دوستدارترند. و کاش کسانی (که با گزینش بت‌ها) به خود ستم کردند آنگاه که عذاب را (در رستخیز) می‌نگرند، دریابند که تمام توان (ها) از آن خداوند است و اینکه خداوند سخت‌کیفر است؛ سوره بقره، آیه: ۱۶۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاری‌های آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمی‌دانید؛ سوره اعراف، آیه:۳۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ}}﴾}}<ref> و اگر از بیشتر کسان روی زمین پیروی کنی تو را از راه خداوند به گمراهی می‌کشانند؛ جز پندار را پی نمی‌گیرند و آنان جز نادرست برآورد نمی‌کنند؛ سوره انعام، آیه: ۱۱۶.</ref> و آیات دیگری استدلال شده‌است<ref>ر.</ref>ک: موسوعة طبقات الفقهاء، (مقدمه)، ق‌۱، ص‌۲۰۰‌ـ‌۲۶۳.</ref>.
از نظر امامیه، عمل طبق قیاس و استحسان* جایز نیست؛[۳۱] ولی بیش‌تر عالمان اهل‌سنّت، آن را جایز شمرده و به آیات فراوانی از‌جمله ۵۹ و ۸۳ نساء/۴؛ ۲ حشر/۵۹؛ ۴۳ عنکبوت/۲۹؛ ۱۵ یس/۳۶؛ ۱۸ و ۵۵ زمر/۳۹۹ استدلال کرده‌اند؛[۳۲] چنان‌که بر رد قیاس به آیات ۶۵ نساء/۴؛ ۱۶۵ بقره/۲؛ ۳۳ اعراف/۷؛ ۱۱۶ انعام/۶ و آیات دیگری استدلال شده‌است.[۳۳] (=>‌قیاس)(=>‌استحسان)
===مصالح مرسله===
 
*منظور از مصالح مرسله، تشریع حکم برای پدیده‌های نو است که به‌صورت کلّی یا جزئی، فاقد نصّ هستند. شافعیه و حنفیه و شیعه عمل به مصالح مرسله را نمی‌پذیرند<ref>الاحکام،آمدی، ج‌۴، ص‌۳۹۴؛ معارج‌الاصول، ص‌۲۲۱‌ـ‌۲۲۴؛ منابع اجتهاد، ص‌۳۳۵.</ref>. در عین حال، بعضی سعی دارند اعتقاد به آن را به جمهور مسلمانان نسبت دهند<ref>علم اصول الفقه، ص‌۸۵؛ مصادر التشریع، ص‌۷۴، ر.</ref>ک: موسوعة طبقات الفقهاء (مقدمه)، ق ۱، ص‌۲۶۴‌ـ‌۲۷۲.</ref>.
۷. مصالح مرسله:
=== قاعده استصلاح===
منظور از مصالح مرسله، تشریع حکم برای پدیده‌های نو است که به‌صورت کلّی یا جزئی، فاقد نصّ هستند. شافعیه و حنفیه و شیعه عمل به مصالح مرسله* را نمی‌پذیرند.[۳۴] در عین حال، بعضی سعی دارند اعتقاد به آن را به جمهور مسلمانان نسبت دهند.[۳۵]
*استصلاح عبارت از حکم مبتنی بر مصلحت در موردی است که فاقد نص باشد و قیاس نیز در آن جاری نشود و حکم هم مطابق قواعد عامّه شریعت است<ref>منابع اجتهاد، ص‌۳۵۱‌ـ‌۳۵۲.</ref>. بعضی تفاوتی بین استصلاح و مصالح مرسله نمی‌دانند و هر دو را به یک معنا می‌گیرند<ref>اصول فقه، خضری، ص‌۳۰۲.</ref> و بعضی نیز در استصلاح، تندروی کرده گفته‌اند: در‌صورت وجود نص از شارع نیز می‌توان به قاعده استصلاح عمل‌ کرد<ref>منابع اجتهاد، ص‌۳۵۳؛ ر.</ref>ک: موسوعة طبقات الفقهاء، (مقدمه)، ق‌۱، ص‌۲۶۴‌ـ‌۲۷۲.</ref>
 
===سد و فتح ذرایع===
۸. قاعده استصلاح:
*سدّ ذرایع از اصول مالکیه<ref>موسوعة طبقات الفقهاء، ق ۱، ص‌۲۸۰.</ref> عبارت است از منع شرعی از هر طریق یا وسیله‌ای که به محرمات شرعی بینجامد<ref>موسوعة طبقات الفقهاء، ق ۱، ص‌۲۷۴.</ref> و فتح ذرایع از اصول حنفیه<ref>الاصول العامه، ص‌۴۰۷‌ـ‌۴۰۸؛ موسوعة، طبقات‌الفقهاء (مقدمه)، ق ۱، ص‌۲۸۰.</ref>، عبارت است از راه‌های خروج از تنگناها و حیله‌هایی که سبب اسقاط حکم شرعی یا تبدیل آن به حکم دیگر است. برای این دو عنوان به آیاتی نظیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّواْ اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ }}﴾}}<ref> و به آنهایی که مشرکان به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانند دشنام ندهید تا آنان (نیز) از سر دشمنی به نادانی خداوند را دشنام ندهند؛ بدینسان ما کردار هر امتی را (در دیدشان) آراسته‌ایم سپس بازگشتشان به سوی پروردگارشان است آنگاه آنان را از آنچه انجام می‌داده‌اند آگاه می‌گرداند؛ سوره انعام، آیه: ۱۰۸.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید؛ سوره نور، آیه: ۳۱.</ref>؛{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقًا قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}﴾}}<ref> و به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید ده که بوستان‌هایی خواهند داشت که جویبارهایی از بن آنها روان است. هرگاه میوه‌ای از آن بوستان‌ها روزی آنان گردد، می‌گویند این همان است که از پیش روزی ما شده بود و همانند آن برای آنان آورده می‌شود و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند و در آن جاودانند؛ سوره بقره، آیه:۲۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقُولُواْ رَاعِنَا وَقُولُواْ انظُرْنَا وَاسْمَعُوا وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ }}﴾}}<ref ای مؤمنان! (به پیامبر) نگویید با ما مدارا کن، بگویید: در کار ما بنگر، و سخن نیوش باشید و کافران عذابی دردناک خواهند داشت ؛ سوره بقره، آیه:۱۰۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ}}﴾}}<ref> فرمود: در آن زندگی می‌کنید و در آن می‌میرید و از آن بیرون آورده می‌شوید؛ سوره اعراف، آیه:۲۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَيَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ }}﴾}}<ref> و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز می‌کردند زیرا روز شنبه آنان ماهی‌هاشان نزد ایشان روی آب می‌آمدند و روزی که شنبه‌شان نبود نزد آنان نمی‌آمدند، بدین‌گونه آنها را برای آنکه نافرمانی می‌کردند، می‌آزمودیم؛ سوره اعراف، آیه:۱۶۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ}}﴾}}<ref> و دسته‌ای گیاه در کف بگیر و با آن (یکبار همسرت را) بزن و سوگند مشکن؛ به راستی ما او را شکیبا یافتیم. نیکو بنده بود که اهل بازگشت (و توبه) بود؛ سوره ص، آیه: ۴۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَقَالَ لِفِتْيَانِهِ اجْعَلُواْ بِضَاعَتَهُمْ فِي رِحَالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَهَا إِذَا انقَلَبُواْ إِلَى أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> و (یوسف) به غلامان خویش گفت: سرمایه آنان را در باربند شترهایشان بگذارید تا چون نزد خاندان خویش بازگردند آن را باز شناسند، شاید که آنان بازگردند؛ سوره یوسف، آیه:۶۲.</ref> و آیاتی دیگر استدلال شده است<ref>موسوعه طبقات الفقهاء، (مقدمه)، ق‌۱، ص‌۲۷۵‌ـ‌۲۷۶ ۲۸۲‌ـ‌۲۸۴؛ الاصول العامّه، ص‌۴۱۰‌ـ‌۴۱۱.</ref>.
استصلاح عبارت از حکم مبتنی بر مصلحت در موردی است که فاقد نص باشد و قیاس نیز در آن جاری نشود و حکم هم مطابق قواعد عامّه شریعت است.[۳۶] بعضی تفاوتی بین استصلاح و مصالح مرسله نمی‌دانند و هر دو را به یک معنا می‌گیرند[۳۷] و بعضی نیز در استصلاح، تندروی کرده گفته‌اند: در‌صورت وجود نص از شارع نیز می‌توان به قاعده استصلاح عمل‌کرد.[۳۸]
 
۹. سد و فتح ذرایع:
سدّ ذرایع از اصول مالکیه[۳۹] عبارت است از منع شرعی از هر طریق یا وسیله‌ای که به محرمات شرعی بینجامد[۴۰] و فتح ذرایع از اصول حنفیه،[۴۱] عبارت است از راه‌های خروج از تنگناها و حیله‌هایی که سبب اسقاط حکم شرعی یا تبدیل آن به حکم دیگر است. برای این دو عنوان به آیاتی نظیر ۱۰۸ انعام/۶؛ ۳۱ نور/۲۴؛ ۲۵ و ۱۰۴ بقره/۲؛ و ۲۵ و ۱۶۳ اعراف/۷؛ ۴۴ ص/۳۸؛ ۶۲ یوسف/۱۲ و آیاتی دیگر استدلال شده است.[۴۲]


۱۰. شریعت گذشته:
۱۰. شریعت گذشته:
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش