مدیران رابط کاربری، مدیران، templateeditor
۲۶٬۴۹۸
ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط =| عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ایران در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[ایران در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط =}} | |||
{{مدخل مرتبط | |||
| موضوع مرتبط = | |||
| عنوان مدخل = | |||
| مداخل مرتبط = [[ایران در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
'''ایران''' به | [[File:پرچم ایران.jpg|thumb|پرچم جمهوری اسلامی ایران]] | ||
'''ایران''' بهمعنای «سرزمین آریاییها» و به کشوری اشاره دارد که در [[غرب]] آسیا، بین دریای خزر در شمال و خلیج فارس در جنوب قرار دارد. امروزه [[کشور ایران]] از شمال با [[جمهوری]] [[آذربایجان]] و ارمنستان و ترکمنستان، در شرق با افغانستان و پاکستان و در غرب با ترکیه و [[عراق]] مرز زمینی دارد. نام رسمی این [[کشور]] در عصر حاضر، «جمهوری اسلامی ایران» است. زبان رسمی آن فارسی و [[اکثریت]] جمعیتش [[مسلمان]] هستند. [[مذهب]] رسمی ایران کنونی [[شیعه دوازدهامامی]] است. ایران دارای [[تمدنی]] کهن و قلمروی پهناور، پیش از [[اسلام]] و حتی پیش از میلاد مسیح است. ایران، در طول [[تاریخ]] محل سکونت قومیت و فرهنگهای گوناگونی بوده و هست. حکومتهای بسیاری در این کشور حکمرانی میکرده و در سال ۱۳۵۷ش با [[پیروزی]] «انقلاب اسلامی» به [[رهبری]] [[امام خمینی]]، تحول عمیق و گستردهای از جهات [[سیاسی]]، [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[فرهنگی]] در ایران پدید آمد. | |||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
ایران به معنای | ایران به معنای سرزمین آریاییهاست که نخست به ارن، اران، ایریا، ایرون و سپس به ایران تبدیل شده است<ref>دهخدا، علی اکبر، لغتنامه دهخدا، ج۳، ص۳۱۷۳ ـ ۳۱۷۵.</ref>. در شاهنامه و منابع تاریخی و جغرافیایی پس از [[اسلام]] نیز ایران، ایرانزمین و ایرانشهر یا [[شهر]] ایران فراوان به کار رفته است<ref>مصاحب، غلامحسین، دایرة المعارف فارسی، ج۱، ص۳۲۵؛ خالقی مطلق، جلال، ایران درگذشت روزگاران، ج۱، ص۵۳ ـ ۵۵.</ref>. به پیشنهاد سعید نفیسی از محققان و نویسندگان معاصر در سال ۱۳۱۳ نام ایران رسمیت یافت و رژیم پهلوی در اطلاعیهای در سال ۱۹۳۵م/ ۱۳۱۳ش به دولتهای خارجی اعلام کرد که از آن پس باید در مکاتبات رسمی به نام ایران در اشاره به این [[کشور]] استفاده شود<ref>گرانتوسکی،ا۔ آ، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ص۱۸؛ نفیسی؛ مصاحب، غلامحسین، دایرة المعارف فارسی، ج۱، ص۳۲۵ ، دایرة المعارف فارسی، ج۱، ص۳۲۵.</ref>. | ||
ایران براساس برخی منابع با ۱۶۵۴۰۰۰ کیلومتر مربع مساحت، هجدهمین کشور [[جهان]] از نظر وسعت است که از سمت | ایران براساس برخی منابع با ۱۶۵۴۰۰۰ کیلومتر مربع مساحت، هجدهمین کشور [[جهان]] از نظر وسعت است که از سمت شرق به افغانستان و پاکستان و از سمت شمال شرقی به ترکمنستان و از شمال به دریای خزر و از سمت شمال غربی به [[آذربایجان]] و ارمنستان و از طرف [[غرب]] به ترکیه و [[عراق]] و از جنوب به دریای عمان و خلیج [[فارس]] محدود است<ref>دهخدا، علی اکبر، لغتنامه دهخدا، ج۳، ص۳۱۷۵؛ بدیعی، ربیع، جغرافیای مفصل ایران، ج۱، ص۱۹؛ مصاحب، غلامحسین، دایرة المعارف فارسی، ج۱، ص۳۲۵.</ref>. ایران دارای آب و هوای مختلف، [[پستی]] و بلندیهای زیاد، دریا و دریاچههای متعدد، جنگل و بیابانهای وسیع است<ref>مصاحب، غلامحسین، دایرة المعارف فارسی، ج۱، ص۳۲۵ - ۳۲۶؛ جعفری، ص۱ ـ ۳.</ref>. | ||
در ایران اقوام مختلف [[فارس]]، ترک، کرد، لر، بلوچ، ترکمن و [[عرب]] [[زندگی]] میکنند. زبان رسمی [[ایرانیها]] فارسی است؛ ولی زبانها و گویشهای مهم ترکی، عربی، کردی، گیلکی، لری و بلوچی نیز رایج است<ref>مقصودی، مجتبی، قومیتها و نقش آنان در تحولات سیاسی سلطنت محمدرضا پهلوی، ص۴۵.</ref>. ایران از کشورهای بزرگ [[اسلامی]] است که [[مذهب]] رسمی آن [[شیعه]] است و بزرگترین جمعیت [[شیعی]] [[جهان]] را دربر دارد<ref>گلی زواره، غلامرضا، سرزمین اسلام، شناخت کشورهای اسلامی و نواحی مسلماننشین جهان، ص۱۹۰؛ مصاحب، غلامحسین، دایرة المعارف فارسی، ج۱، ص۳۲۷.</ref>. بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۵ ایران ۷۹ میلیون تن جمعیت داشته که بیش از ۹۹ درصد آن [[مسلمان]] و ۹۱ درصد شیعهاند (مرکز آمار ایران)<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[ایران (مقاله)| مقاله «ایران»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۵۱۱۱.</ref>. | |||
== پیشینه == | == پیشینه == | ||
ایران با [[تمدنی]] کهن، قرنها پیش از [[اسلام]] و حتی پیش از میلاد [[مسیح]] به عنوان یک [[کشور]]، قلمرو بسیار وسیعی را شامل میشده است<ref>زرینکوب، روزبه، ایران: تاریخ ایران در دوره باستان، ج۱۰، ص۵۲۲ ـ ۵۳۰.</ref>. پیش از اسلام [[مردم ایران]] زرتشتی بودهاند<ref>ولی، وهاب و میترا بصیری، ادیان جهان باستان، ج۳، ص۶۱؛ گئوویدن، گرن، دینهای ایران، ص۲۴۹ – ۴۳۸.</ref>. با | ایران با [[تمدنی]] کهن، قرنها پیش از [[اسلام]] و حتی پیش از میلاد [[مسیح]] به عنوان یک [[کشور]]، قلمرو بسیار وسیعی را شامل میشده است<ref>زرینکوب، روزبه، ایران: تاریخ ایران در دوره باستان، ج۱۰، ص۵۲۲ ـ ۵۳۰.</ref>. پیش از اسلام [[مردم ایران]] زرتشتی بودهاند<ref>ولی، وهاب و میترا بصیری، ادیان جهان باستان، ج۳، ص۶۱؛ گئوویدن، گرن، دینهای ایران، ص۲۴۹ – ۴۳۸.</ref>. | ||
با ظهور اسلام و ورود آن در دهه دوم هجری به ایران، [[دین]] بیشتر [[مردم]] اسلام شد و در دوره [[خلافت بنیامیه]] و سپس دوره طولانی [[خلافت بنیعباس]]، سرزمین ایران بخشی از قلمرو [[سرزمین اسلامی]] به شمار میرفت<ref>افتخارزاده، محمود، اسلام و ایران (مذهب و ملیت ایرانی)، ص۱۰۸ ـ ۱۳۳؛ زرینکوب، عبدالحسین، ایران، تاریخ ایران در عصر اسلامی، ج۱۰، ص۵۳۰ ـ ۵۴۰.</ref>. اسلام با جلوگیری از نفوذ و [[توسعه]] [[مسیحیت]] در ایران این [[کشور]] را از [[تاریکی]] قرون وسطایی که رهاورد مسیحیت کلیسایی بود، [[نجات]] داد<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۱۴، ص۱۷۰ – ۱۸۱ و ۳۳۰.</ref>. [[ایرانیان]] که صاحب [[تمدنی]] بزرگ بودند با نیروی [[عشق]] و [[ایمان]] توانستند در صحنه [[علم]] و [[فرهنگ]] کارهای بزرگی در راه خدمت به اسلام انجام دهند<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۱۴، ص۳۲۹ و ۳۸۴.</ref>. | |||
در سال ۹۰۷ ق با روی کار آمدن [[صفویه]] و تکیه کردن بر [[مذهب تشیع]]، ایران به عنوان یک [[کشور اسلامی]] مستقل و مقتدر [[هویت]] جدیدی پیدا کرد<ref>زرینکوب، عبدالحسین، ایران، تاریخ ایران در عصر اسلامی، ج۱۰، ۵۴۰ - ۵۴۱.</ref>. | |||
پس از فروپاشی [[صفویه]] سلسله قاجار در سال ۱۲۰۳ق / ۱۱۶۷ش به [[قدرت]] رسید که در دوره نسبتاً طولانی [[حکومت]] آنان ایران در معرض هجوم فرهنگی، [[سیاسی]]، [[اقتصادی]] و نظامی قدرتهای استکباری قرار گرفت<ref>فلاح زاده، سیدحسین، رضاخان و توسعه ایران، ص۵۵ – ۵۶.</ref>. بخشهای وسیعی از ایران جدا شد و قدرتهای [[استعمارگر]] به ویژه دولتهای روس و انگلیس برای [[تسلط]] بر [[کشور]] به تکاپو افتادند<ref>مصاحب، غلامحسین، دایرة المعارف فارسی، ج۱، ص۳۳۴ – ۳۳۶.</ref>. | |||
در | در اسفند ۱۲۹۹ با کودتا رضاخان میرپنج به قدرت رسید و از سال ۱۳۰۴ به عنوان شاه، [[سلطنت]] استعدادی خود را آغاز کرد و پس از پایان [[جنگ]] جهانی دوم و در شهریور ۱۳۲۰ و برکناری رضا شاه، محمدرضا پسر ۲۲ ساله او بر تخت سلطنت نشست<ref>ازغندی، علیرضا، تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران، ص۲۳۰؛ زرینکوب، عبدالحسین، ایران، تاریخ ایران در عصر اسلامی، ج۱۰، ص۵۴۳.</ref>. | ||
در | رژیم پهلوی پس از تحکیم پایههای [[حکومت]] خود و درپیشگرفتن سیاستهای ضد ارزشی و سرکوبگرانه در برابر [[اسلام]] و [[روحانیت]]، [[هویت]] ایران را در معرض خطر قرار داد<ref>کمالی اردکانی، علیاکبر، امام خمینی و بازسازی هویت ملی در ایران، ص۴۸؛ فلاح زاده، سیدحسین، رضاخان و توسعه ایران، ص۱۶۲ ـ ۱۶۵.</ref>. با سرنگونی رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی ایران گامهای بسیار مؤثری برای بازسازی هویت ملی ایران برداشته شد<ref> کمالی اردکانی، علیاکبر، امام خمینی و بازسازی هویت ملی در ایران، ص۴۹ ـ ۵۶.</ref>.<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[ایران (مقاله)| مقاله «ایران»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۵۱۱.</ref> | ||
[[ | == ورود دین اسلام به ایران == | ||
ورود [[اسلام]] به ایران و [[گرایش]] [[ایرانیان]] به آن، یکی از مهمترین حوادث [[تاریخی]] برای ملت ایران است. [[سلطه]] نظامی اسلام بر ایران با [[نبرد قادسیه]] و ورود سپاهیان [[مسلمان]] [[عرب]] به تیسفون ـ پایتخت ساسانی ـ در سال ۱۴ ه . ق آغاز شد. این [[سلطه]] نظامی، با [[شتاب]] [[خیره]] کنندهای پیش رفت و تقریباً بخش اعظم ایران تا سال ۲۹ ه ق از راه صلح و جنگ، به تصرف [[مسلمانان]] درآمد. سلطه نظامی مسلمانان با [[مرگ]] یزدگرد سوم ـ واپسین پادشاه ساسانی ـ در سال ۳۱ ه.ق عملاً کامل شد. | |||
برخلاف روند رو به [[رشد]] سلطه نظامی اسلام در ایران، [[حاکمیت]] [[عقیدتی]] و گرایش اقوام [[ایرانی]] به اسلام، روندی آرام، [[استوار]] و ریشهدار داشت. ایرانیان، پس از آشنایی تدریجی با [[عقاید]] و [[احکام اسلامی]] و پی بردن به حقانیت اسلام، به این آیین روی آوردند. | |||
ایرانیان سابقه [[تمدنی]] ۱۴۰۰ ساله داشتند و آثار ارزشمندی از [[تمدن]] خویش را به جهانیان ارائه کردند. آنها حکومتهای بزرگی چون هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان را [[تجربه]] کردند. این [[حکومتها]] در ابتدا سیاستهایی عدالتگرایانه و [[مدارا]] جویانه داشتند؛ ولی به تدریج، [[عدالت]] و دینخواهی به صورت وسیلهای برای پیشبرد مقاصد آنها در آمد. [[زیادهخواهی]] [[پادشاهان]] و کجاندیشی موبدان سبب شد که از [[دین]] و عدالت جز نامی نماند. | |||
پذیرش اسلام توسط [[مردم ایران]]، به جاذبههای [[اسلام]] و دافعههای نظام ساسانی بستگی داشت. مهمترین دافعههای عصر ساسانی که زمینه را برای پذیرش اسلام و [[سقوط]] [[دولت]] ساسانی فراهم کرد، به شرح ذیل است: | |||
# وجود [[نظام استبدادی]] و نفوذ بیش از حد موبدان زرتشتی و اجحاف آنان بر مردم؛ | |||
# [[ضعف]] و [[فساد]] در همه بخشهای [[حکومت]]، به ویژه در مراکز مذهبی و [[دینی]]؛ | |||
# فاصله مرگ بار طبقاتی و انحصاری بودن [[قدرت]]، [[ثروت]] و دیگر امتیازات برای طبقه ممتاز؛ | |||
# پیوند خوردن منافع اشراف، فئودالها و هیأت حاکمه با منافع [[روحانیان]] زرتشتی و [[استثمار]] مردم؛ | |||
# [[قتل]] [[نخبگان]] و اندیشمندان و توجه نکردن به استعدادهای خلاق مردم؛ | |||
# نبود نظام فکری و [[اعتقادی]] قومی و فقدان [[تسلط]] بر [[روح]] مردم. | |||
جاذبههای اسلام در پذیرفتن آن توسط [[ایرانیان]] بدین شرح است: | |||
# ایرانیان با تجاربی که از دین و حکومت داشتند به حقانیت اسلام و [[حکومت حق]] پی بردند و با [[آگاهی]] به آن گرویدند؛ | |||
# [[عدالت اجتماعی]] اسلام و [[حاکمیت]] فرهنگ قرآنی در بین [[مسلمانان]] نیز از جاذبههای اسلام بود. [[قرآن]] در احوال اقوام پراکنده [[عرب]]، چنان تحولی پدید آورد که در فاصلهای کوتاه، نه تنها خود را از [[انزوا]] و گمنامی بیرون آوردند، بلکه به صادرکنندگان عالیترین سطح [[فرهنگ]] بشری یعنی [[اسلام]] تبدیل شدند<ref>ناصر پوربیرار، پلی برگشته، ص۴۱.</ref>؛ | |||
# [[جهان بینی]] [[غنی]] اسلام که [[انسان]] در آن از مقام والایی برخوردار بود؛ | |||
# [[زندگی]] عملی [[مسلمانان]] و [[ساده زیستی]] آنان، سبب جذب [[ایرانیان]] به اسلام شد. | |||
در | زندگی مسلمانان در [[مدائن]] و نیز افرادی چون [[عمار یاسر]] در [[کوفه]] و [[حضرت علی]]{{ع}} در دوران خلافتش در کوفه سبب آشنایی [[مردم ایران]] با مسلمانان راستین و فراگرفتن [[روح]] اسلام از آنان شد. | ||
[[مردم ایران]] - که به طور طبیعی مردمی باهوش و دارای سابقه [[فرهنگ]] و [[تمدن]] بودند - بیش از هر [[ملت]] دیگر به اسلام و [[خاندان رسالت]] شیفتگی نشان دادند؛ یعنی ایرانیان، [[روح]] و معنای اسلام را در خاندان رسالت یافتند؛ چون تنها این [[خاندان]] بودند که پاسخگوی [[پرسشها]] و نیازهای واقعی روح ایرانیان بودند<ref>خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۱۱۳.</ref>.<ref>[[سید حسن قریشی|قریشی، سید حسن]]، [[اصحاب ایرانی ائمه اطهار (کتاب)|اصحاب ایرانی ائمه اطهار]]، ص۲۷ - ۴۱.</ref> | |||
== | == ایران در دوره معاصر == | ||
ایران به خاطر شرایط جغرافیایی و [[سیاسی]] و نیز منابع [[غنی]] زیستی، همواره مورد [[طمع]] [[قدرتمندان]] و چپاولگران بوده است<ref>مقاله استعمار و استثمار.</ref>. اقدامات اکتشافی غربیان در ایران نیز برای این بود که به طور حسابشده به [[چپاول]] منابع و ذخایر ایران [[اقدام]] کنند. آنان سعی میکردند ایران همیشه نیازمند و وابسته باشد تا دست گدایی پیش آنان دراز کند و [[منتظر]] باشد همه چیز از خارج برایش فراهم شود. | |||
رژیم پهلوی که با کمک انگلیس و با [[زور]] [[سلاح]] روی کار آمده بود<ref>امام خمینی، سیدروحاللّه، صحیفه امام، ج۳، ص۲۹۸ ـ ۲۹۹.</ref>، همه آزادیها را از میان برد و هیچکس در ایران [[آزاد]] نبود و [[انتخابات]] آزاد هم اصلاً وجود نداشت<ref>امام خمینی، سیدروحاللّه، صحیفه امام، ج۴، ص۱۵۹، ۴۰۱؛ ج۹، ص۸۲.</ref>. سلسله پهلوی اعم از [[رضا]] و محمدرضا پهلوی به دست [[بیگانگان]] بر ایران [[تحمیل]] شدند<ref>امام خمینی، سیدروحاللّه، صحیفه امام، ج۴، ص۴۲۹.</ref> و حمایت این قدرتهای بیگانه از محمدرضا پهلوی تأمین منافع خودشان بوده است<ref>امام خمینی، سیدروحاللّه، صحیفه امام، ج۴، ص۵۱۹.</ref>. | |||
با پیروزی انقلاب اسلامی، تحول عمیق و گستردهای از جهات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و [[فرهنگی]] در ایران پدید آمد<ref>مقاله انقلاب اسلامی ایران.</ref>. اتکا به مردم در همه حرکتها<ref>هاشمی رفسنجانی، اکبر، ناگفتههای انقلاب، ص۱۸۸.</ref>، ارائه الگوی [[مردمسالاری دینی]]<ref>فاضل میبدی، محمد تقی، مردمسالاری از نگاه امام خمینی، ج۱، ص۲۵۲ ـ ۲۶۳؛ ملک زاده، محمد، مردمسالاری دینی از نگاه امام خمینی، ج۱، ص۳۲۱ ـ ۳۳۴.</ref>، قطع دست [[بیگانگان]]، نهادینهسازی استقلال و [[آزادی]] [[اسلامی]]، ایجاد [[اعتماد به نفس]]، جسارت در مسائل [[علمی]]، پرورش استعدادها و ترویج روحیه خودآگاهی، احیای [[منزلت]] [[زن]]، [[وحدت]] میان فرقههای اسلامی، ایجاد [[انقلاب]] [[علمی]]، [[تربیت]] [[انسانهای صالح]]، تنها بخشی از [[برکات]] و دستاوردهای انقلاب اسلامی برای ایران بوده است<ref>شفیعی، احمد، انقلاب اسلامی از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی، ص۲۲ ـ ۲۳؛ فارسی، جلال الدین، فرهنگ واژههای انقلاب اسلامی، ص۳۹۲.</ref>.<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[ایران (مقاله)| مقاله «ایران»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۵۱۴.</ref> | |||
[[ | |||
== ایران در آخرالزمان == | |||
در [[روایات]] زیادی از عجم به خوبی یاد شده است، و در روایتی آمده است که سیصد و سیزده نفر [[یاران حضرت قائم]] {{ع}} همگی از عجم هستند<ref>ر.ک: یاران حضرت مهدی {{ع}}.</ref>. البته عجم معنایی عام دارد که ایرانیان و [[نژاد]] [[غیر عرب]] را شامل میشود، اما در احادیثی که [[یاران حضرت مهدی]] {{ع}} را تک تک یاد کردهاند و شهرهای محل سکونت آنان را ذکر کردهاند، میتوان شهرهای مختلف ایران را دید که از آن جمله میتوان به [[ری]]، [[خراسان]]، [[طالقان]]، [[فارس]]، [[اهواز]]، شوشتر، [[اصفهان]]، بروجرد، نهاوند، شیروان، [[همدان]]، آمل، جرجان، دامغان، سرخس، ساوه، [[قزوین]]، ابهر، اردبیل، مراغه، [[خوی]]، سلماس، آبادان، کازرون و [[قم]] اشاره کرد<ref>ملاحم، ص ۱۴۶.</ref>. [[سید حسنی]]، [[خراسانی]] و [[شعیب بن صالح]] سه نفر هستند که قبل از ظهور حضرت از ایران [[قیام]] میکنند و با [[یاران]] خود علیه [[ظلم و ستم]] به پا میخیزند و قیام آنان به [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} منتهی میشود و هر سه به لشکر حضرت ملحق خواهند شد<ref>ر.ک: سید حسنی، خراسانی، شعیب بن صالح، طالقان، یاران امام زمان {{ع}}.</ref>.<ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص۱۲۹.</ref> | |||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||
{{پرسشهای وابسته}} | |||
# [[آیا ایرانیان در دوران غیبت و ظهور امام مهدی نقشی دارند؟ (پرسش)]] | |||
{{پایان پرسشهای وابسته}} | |||
== جستارهای وابسته == | |||
{{مدخل وابسته}} | |||
# [[مردم ایران]] | |||
# [[نقش ایرانیان در دوران غیبت و ظهور امام مهدی]] | |||
{{پایان مدخل وابسته}} | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:IM009734.jpg|22px]] [[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[ایران (مقاله)| مقاله «ایران»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۲''']] | # [[پرونده:IM009734.jpg|22px]] [[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[ایران (مقاله)| مقاله «ایران»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۲''']] | ||
# [[پرونده:1100366.jpg|22px]] [[سید حسن قریشی|قریشی، سید حسن]]، [[اصحاب ایرانی ائمه اطهار (کتاب)|'''اصحاب ایرانی ائمه اطهار''']] | |||
# [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']] | # [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۶۷: | خط ۸۱: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:مکانها]] | ||
[[رده:مدخل فرهنگنامه آخرالزمان]] | [[رده:مدخل فرهنگنامه آخرالزمان]] | ||