پرش به محتوا

تفسیر ادبی در علوم قرآنی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'جمع آوری' به 'جمع‌آوری'
جز (جایگزینی متن - 'خدای متعالی' به 'خدای متعال')
جز (جایگزینی متن - 'جمع آوری' به 'جمع‌آوری')
خط ۱۰۷: خط ۱۰۷:
[[امین خولی]] برای تفسیر ادبی مورد نظر خود این طرح را ارائه داده است:
[[امین خولی]] برای تفسیر ادبی مورد نظر خود این طرح را ارائه داده است:
# ترتیب قرآن ([[مصحف]]) نه بر اساس [[وحدت]] موضوع است و نه به ترتیب [[نزول]] و [[ظهور]] [[آیات]] و [[تفسیر ترتیبی]] و [[سوره]] به سوره و جزء به جزء قرآن [[فهم]] دقیق و [[درک]] صحیحی از معانی و مقاصد آن را به دست نمی‌دهد، از این رو باید قرآن را به صورت موضوعی و همه [[آیات]] مربوط به یک موضوع را کنار هم و در [[ارتباط]] با یکدیگر [[تفسیر]] کرد.<ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج ۵، ص۳۶۵ - ۳۶۶. </ref>.
# ترتیب قرآن ([[مصحف]]) نه بر اساس [[وحدت]] موضوع است و نه به ترتیب [[نزول]] و [[ظهور]] [[آیات]] و [[تفسیر ترتیبی]] و [[سوره]] به سوره و جزء به جزء قرآن [[فهم]] دقیق و [[درک]] صحیحی از معانی و مقاصد آن را به دست نمی‌دهد، از این رو باید قرآن را به صورت موضوعی و همه [[آیات]] مربوط به یک موضوع را کنار هم و در [[ارتباط]] با یکدیگر [[تفسیر]] کرد.<ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج ۵، ص۳۶۵ - ۳۶۶. </ref>.
# برای تفسیر بر اساس منهج ادبی باید دو صنف مطالعه درباره [[قرآن کریم]] انجام گیرد: پیرامونی و درونی. مطالعه پیرامونی، خود به دو شاخه مطالعات خاص و عام تقسیم می‌‌شود. مقصود از مطالعات خاص مباحثی است که پیوند نزدیک تری با قرآن کریم دارند و امروزه از آنها با عنوان "[[علوم قرآنی]]" یاد می‌‌شود. روشن است کسانی که از این مباحث بهره کافی ندارند مطلقاً [[شایسته]] نیست به [[تفسیر قرآن]] [[اقدام]] کنند؛ اما مقصود از مطالعات عام آگاهی‌هایی است درباره محیط مادی و [[معنوی]] ای که [[قرآن]] در آن [[ظهور]] یافته، جمع آوری و نوشته و قرائت و [[حفظ]] شده و برای نخستین بار رسالتش را بر مخاطبان خود [[القا]] کرده است، بنابراین [[مفسر]] برای [[شناخت]] عمیق‌تر و دقیق‌تر [[روح]] عربیت، باید [[ادبیات عرب]] [[جاهلی]] را صحیح مطالعه کند.<ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج ۵، ص۳۷۰. </ref>
# برای تفسیر بر اساس منهج ادبی باید دو صنف مطالعه درباره [[قرآن کریم]] انجام گیرد: پیرامونی و درونی. مطالعه پیرامونی، خود به دو شاخه مطالعات خاص و عام تقسیم می‌‌شود. مقصود از مطالعات خاص مباحثی است که پیوند نزدیک تری با قرآن کریم دارند و امروزه از آنها با عنوان "[[علوم قرآنی]]" یاد می‌‌شود. روشن است کسانی که از این مباحث بهره کافی ندارند مطلقاً [[شایسته]] نیست به [[تفسیر قرآن]] [[اقدام]] کنند؛ اما مقصود از مطالعات عام آگاهی‌هایی است درباره محیط مادی و [[معنوی]] ای که [[قرآن]] در آن [[ظهور]] یافته، جمع‌آوری و نوشته و قرائت و [[حفظ]] شده و برای نخستین بار رسالتش را بر مخاطبان خود [[القا]] کرده است، بنابراین [[مفسر]] برای [[شناخت]] عمیق‌تر و دقیق‌تر [[روح]] عربیت، باید [[ادبیات عرب]] [[جاهلی]] را صحیح مطالعه کند.<ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج ۵، ص۳۷۰. </ref>
# در مطالعه درونی نیز باید تلاش برای [[فهم]] صحیح و تفسیر قرآن با تکیه بر مطالعه بیرونی، از طریق این مراحل انجام پذیرد:
# در مطالعه درونی نیز باید تلاش برای [[فهم]] صحیح و تفسیر قرآن با تکیه بر مطالعه بیرونی، از طریق این مراحل انجام پذیرد:
## مطالعه و بررسی دقیق واژگان. در معناشناسی واژگان، مفسر باید اولاً تحولات تدریجی الفاظ را [[شناسایی]] و مشخص کند. ثانیاً الفاظ را مطابق فهم و دریافت مخاطبان [[پیامبر]] {{صل}} در [[عصر نزول]] معنا کند. ثالثاً توجه داشته باشد که معجم‌های لغت موجود نمی‌توانند تأمین کننده این نیاز مفسر باشند؛ لذا باید ضمن بهره‌گیری از معجم‌ها برای تشخیص معنای واژگان عمدتاً بر [[اجتهاد]] خویش تکیه کند. رابعاً پس از دستیابی به معنای لغوی واژه‌ها و تحولات آنها باید به مطالعه درباره معنای استعمالی آنها در قرآن کریم منتقل شود. برای این کار باید همه موارد کاربرد واژه مورد نظر را در قرآن استقرا کرده، به ترتیب [[نزول]] مرتب و بررسی کند که آیا آن واژه در همه دوره‌های مختلف [[نزول]] و در مناسبات و مقتضیات متغیر دارای یک معناست یا در معانی متعدد به کار رفته است. خامساً در [[فهم]] معنای واژه، [[سیاق آیات]] را داور قرار داده، در [[تعیین]] معنای مقصود بیشترین استفاده را از [[سیاق]] ببرد.<ref>التفسیر البیانی، ج ۱، ص۱۱. </ref> سادساً در معناشناسی واژگان اصل را بر عدم ترادف بگذارد. در این باره مهم‌ترین داور برای تشخیص معنای دقیق واژه و تمایز میان واژه‌های متقارب المعنی بعد از لغت، کاربردهای [[قرآنی]] خواهند بود.<ref> نک: الاعجاز البیانی، ص۱۹۸. </ref>
## مطالعه و بررسی دقیق واژگان. در معناشناسی واژگان، مفسر باید اولاً تحولات تدریجی الفاظ را [[شناسایی]] و مشخص کند. ثانیاً الفاظ را مطابق فهم و دریافت مخاطبان [[پیامبر]] {{صل}} در [[عصر نزول]] معنا کند. ثالثاً توجه داشته باشد که معجم‌های لغت موجود نمی‌توانند تأمین کننده این نیاز مفسر باشند؛ لذا باید ضمن بهره‌گیری از معجم‌ها برای تشخیص معنای واژگان عمدتاً بر [[اجتهاد]] خویش تکیه کند. رابعاً پس از دستیابی به معنای لغوی واژه‌ها و تحولات آنها باید به مطالعه درباره معنای استعمالی آنها در قرآن کریم منتقل شود. برای این کار باید همه موارد کاربرد واژه مورد نظر را در قرآن استقرا کرده، به ترتیب [[نزول]] مرتب و بررسی کند که آیا آن واژه در همه دوره‌های مختلف [[نزول]] و در مناسبات و مقتضیات متغیر دارای یک معناست یا در معانی متعدد به کار رفته است. خامساً در [[فهم]] معنای واژه، [[سیاق آیات]] را داور قرار داده، در [[تعیین]] معنای مقصود بیشترین استفاده را از [[سیاق]] ببرد.<ref>التفسیر البیانی، ج ۱، ص۱۱. </ref> سادساً در معناشناسی واژگان اصل را بر عدم ترادف بگذارد. در این باره مهم‌ترین داور برای تشخیص معنای دقیق واژه و تمایز میان واژه‌های متقارب المعنی بعد از لغت، کاربردهای [[قرآنی]] خواهند بود.<ref> نک: الاعجاز البیانی، ص۱۹۸. </ref>
۲۲۷٬۳۸۰

ویرایش