تکلیف: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۸٬۲۶۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ اکتبر ۲۰۲۲
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط =  
| موضوع مرتبط =  
| عنوان مدخل  =  
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط =  
| مداخل مرتبط = [[تکلیف در قرآن]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[تکلیف]] از ریشه «ک ـ ل ـ ف» و در لغت به معنای درخواست یا امر کردن کسی به انجام دادن کاری دشوار است.<ref>المصباح، ص۵۳۸؛ لسان العرب، ج ۹، ص۳۰۷؛ القاموس المحیط، ج ۳، ص۱۹۲، «کلف».</ref>
[[تکلیف]] از ریشه «ک ـ ل ـ ف» و در لغت به معنای درخواست یا امر کردن کسی به انجام دادن کاری دشوار است.<ref>المصباح، ص۵۳۸؛ لسان العرب، ج ۹، ص۳۰۷؛ القاموس المحیط، ج ۳، ص۱۹۲، «کلف».</ref>
خط ۵۰: خط ۴۹:


==[[اهداف]] تکالیف==
==[[اهداف]] تکالیف==
برخی از [[مذاهب کلامی]]، از جمله [[اشعریان]]، [[هدفمند بودن]] [[تکالیف الهی]] را منکرند و برآن‌اند که جست و جوی غرض برای [[افعال الهی]]، از جمله تکالیف، ناممکن و [[بیهوده]] و دست کم امری بی‌اهمیت است،<ref>نهج الحق، ص۸۸؛ اللمع، ص۹۹ ـ ۱۱۵.</ref> براین اساس، برخی از آنان با استناد به [[ادله]] ای مانند [[آیه ۵۴ اعراف]] / ۷ که [[خلقت]] و تکلیف کردن را [[حق خداوند]] شمرده: «اَلا لَهُ الخَلقُ والاَمرُ»، [[تشریع]] تکالیف را مقتضای [[الوهیت]] [[خداوند]] و [[عبودیت]] [[بنده]] شمرده و گفته‌اند: [[خداوند]] هرچه بخواهد می‌‌تواند بر [[بندگان]] [[تکلیف]] کند و ضرورتی ندارد که [[تکالیف]] او دارای [[حُسن]] باشد،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۱۲۶، ۱۳۵.</ref> حتی شماری از آنان گفته‌اند که تکلیف کردن خداوند بندگانش را به امور [[قبیح]] یا اموری که [[کیفر]] اُخروی در پی دارد، جایز است.<ref>نهج الحق، ص۱۳۵ ـ ۱۳۶.</ref> در برابر، امامیان و معتزلیان، [[تکالیف الهی]] را امری ضروری <ref>کشف المراد، ص۴۴۱؛ الاقتصاد الهادی، ص۶۱، ۶۵.</ref> و دارای [[هدف]] دانسته <ref>اندیشه‌های کلامی شیخ طوسی، ص۲۲۱؛ پژوهشی در معارف امامیه، ص۱۹۵ ـ ۱۹۶؛ کشف المراد، ص۴۴۱.</ref> و برآن‌اند که لازمه [[نفی]] غرض از تکالیف الهی، [[عبث]] بودن [[افعال خداوند]] است، در حالی که این امر بر خداوند قبیح است و [[قرآن کریم]] نیز آن را مردود شمرده است: «وما خَلَقنَا السَّماءَ والاَرضَ وما بَینَهُما لـعِبین» ([[انبیاء]] / ۲۱، ۱۶)؛ «رَبَّنا ما خَلَقتَ هـذا بـطِلاً»([[آل عمران]] / ۳، ۱۹۱)<ref>نهج الحق، ص۸۹؛ شرح احقاق الحق، ج ۱، ص۴۲۲.</ref>؛ همچنین اینان [[تشریع]] تکالیف از سوی خداوند را امری [[نیکو]] دانسته، صدور تکلیف قبیح و مُنکَر را بر خداوند ناروا شمرده‌اند،<ref>الاقتصاد الهادی، ص۶۱.</ref> چنان که [[آیه]] ۲۸ [[اعراف]] / ۷ به این واقعیّت اشاره دارد: «اِنَّ اللّهَ لا یَأمُرُ بِالفَحشاءِ». بر پایه [[آموزه‌های قرآنی]]، عمده‌ترین اهداف در تکالیف عبارت‌اند از:
برخی از [[مذاهب کلامی]]، از جمله [[اشعریان]]، [[هدفمند بودن]] [[تکالیف الهی]] را منکرند و برآن‌اند که جست و جوی غرض برای [[افعال الهی]]، از جمله تکالیف، ناممکن و [[بیهوده]] و دست کم امری بی‌اهمیت است،<ref>نهج الحق، ص۸۸؛ اللمع، ص۹۹ ـ ۱۱۵.</ref> براین اساس، برخی از آنان با استناد به ادله‌ای مانند: {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«به راستی پروردگارتان همان خداوند است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت، شب را بر روز می‌پوشاند -که آن را شتابان می‌جوید- و خورشید و ماه و ستارگان را رام فرمان خویش آفرید؛ آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref> که [[خلقت]] و تکلیف کردن را [[حق خداوند]] شمرده: {{متن قرآن| أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ }}، [[تشریع]] تکالیف را مقتضای [[الوهیت]] [[خداوند]] و [[عبودیت]] [[بنده]] شمرده و گفته‌اند: [[خداوند]] هرچه بخواهد می‌‌تواند بر [[بندگان]] [[تکلیف]] کند و ضرورتی ندارد که [[تکالیف]] او دارای [[حُسن]] باشد،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۱۲۶، ۱۳۵.</ref> حتی شماری از آنان گفته‌اند که تکلیف کردن خداوند بندگانش را به امور [[قبیح]] یا اموری که [[کیفر]] اُخروی در پی دارد، جایز است.<ref>نهج الحق، ص۱۳۵ ـ ۱۳۶.</ref> در برابر، امامیان و معتزلیان، [[تکالیف الهی]] را امری ضروری <ref>کشف المراد، ص۴۴۱؛ الاقتصاد الهادی، ص۶۱، ۶۵.</ref> و دارای [[هدف]] دانسته <ref>اندیشه‌های کلامی شیخ طوسی، ص۲۲۱؛ پژوهشی در معارف امامیه، ص۱۹۵ ـ ۱۹۶؛ کشف المراد، ص۴۴۱.</ref> و برآن‌اند که لازمه [[نفی]] غرض از تکالیف الهی، [[عبث]] بودن [[افعال خداوند]] است، در حالی که این امر بر خداوند قبیح است و [[قرآن کریم]] نیز آن را مردود شمرده است: {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ}}<ref>«و آسمان و زمین و آنچه را میان آنها  ست به بازیچه نیافریده‌ایم» سوره انبیاء، آیه ۱۶.</ref>؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}<ref>«(همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار» سوره آل عمران، آیه ۱۹۱.</ref><ref>نهج الحق، ص۸۹؛ شرح احقاق الحق، ج ۱، ص۴۲۲.</ref>؛ همچنین اینان [[تشریع]] تکالیف از سوی خداوند را امری [[نیکو]] دانسته، صدور تکلیف قبیح و مُنکَر را بر خداوند ناروا شمرده‌اند،<ref>الاقتصاد الهادی، ص۶۱.</ref> چنان که [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون کاری زشت کنند گویند: پدرانمان را بر همین کار یافته‌ایم و خداوند ما را به آن فرمان داده است، بگو: بی‌گمان خداوند به کار زشت فرمان نمی‌دهد؛ آیا درباره خداوند چیزی می‌گویید که نمی‌دانید؟» سوره اعراف، آیه ۲۸.</ref> به این واقعیّت اشاره دارد. بر پایه [[آموزه‌های قرآنی]]، عمده‌ترین اهداف در تکالیف عبارت‌اند از:


=== [[جلب منفعت]]===
=== [[جلب منفعت]]===
مهم‌ترین هدف تکالیف الهی [[منفعت]] رساندن به [[بشر]] <ref>الاقتصاد الهادی، ص۶۲؛ الرسائل، ج ۳، ص۱۳؛ شرح تجرید، ص۳۴۵.</ref> و بهره مند ساختن او از [[ثواب الهی]] <ref>التبیان، ج ۵، ص۳۵۷؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص۹۸؛ الغیبه، ص۱۷۷.</ref> است: «و مَن یُعَظِّم حُرُمـتِ اللّهِ فَهُوَ خَیرٌ لَهُ».([[حج]] / ۲۲، ۳۰) به نظر [[مفسران]]، مراد از «حُرُمـتِ اللّهِ» [[اوامر و نواهی الهی]] است.<ref>مجمع البحرین، ج ۱، ص۴۹۳؛ زبدة البیان، ص۲۲۸ ـ ۲۲۹؛ معانی القرآن، ج ۴، ص۴۰۴.</ref> [[منافع]] تکالیف الهی گاه [[دنیوی]] است و گاه [[اخروی]]؛ گاهی برای خود شخص و گاه برای دیگران سودمند است؛ نمونه آنکه:
مهم‌ترین هدف تکالیف الهی [[منفعت]] رساندن به [[بشر]] <ref>الاقتصاد الهادی، ص۶۲؛ الرسائل، ج ۳، ص۱۳؛ شرح تجرید، ص۳۴۵.</ref> و بهره مند ساختن او از [[ثواب الهی]] <ref>التبیان، ج ۵، ص۳۵۷؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص۹۸؛ الغیبه، ص۱۷۷.</ref> است: {{متن قرآن|ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ}}<ref>«چنین است؛ و هر که حرمت‌های  خداوند را سترگ بدارد همان نزد پروردگارش برای او بهتر است. و (گوشت) چارپایان بر شما حلال است جز آنچه (حرام بودن آن) برایتان خوانده شود پس، از پلیدی‌ها که بت‌هایند دوری گزینید و از گفتار دروغ (نیز) بپرهیزید» سوره حج، آیه ۳۰.</ref> به نظر [[مفسران]]، مراد از {{متن قرآن|حُرُمَاتِ اللَّهِ }} [[اوامر و نواهی الهی]] است.<ref>مجمع البحرین، ج ۱، ص۴۹۳؛ زبدة البیان، ص۲۲۸ ـ ۲۲۹؛ معانی القرآن، ج ۴، ص۴۰۴.</ref> [[منافع]] تکالیف الهی گاه [[دنیوی]] است و گاه [[اخروی]]؛ گاهی برای خود شخص و گاه برای دیگران سودمند است؛ نمونه آنکه:
أ. [[تکلیف الهی]] [[حج]]، هم [[منافع مادی]] دارد و هم [[منافع]] [[معنوی]]: «واَذِّن فِی النّاسِ بِالحَجِّ * لِیَشهَدوا مَنـفِعَ لَهُم». ([[حجّ]] / ۲۲، ۲۷ ـ ۲۸)<ref>الکافی، کلینی، ج ۴، ص۲۶۳ ـ ۲۶۵؛ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۴۰۳؛ تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۱۲۲.</ref> [[منافع مادی]] [[حج]]، [[سود]] حاصل از [[تجارت]] در ایام [[حج]] است <ref>جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۹۲ ـ ۱۹۳؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۲۲۶.</ref> و منافع معنوی آن، [[عفو]] و [[مغفرت الهی]] و [[ثواب]] اُخروی است.<ref> مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۶؛ الصافی، ج ۳، ص۳۷۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۲، ص۴۱.</ref>
#[[تکلیف الهی]] [[حج]]، هم [[منافع مادی]] دارد و هم [[منافع]] [[معنوی]]: {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ}}<ref>«تا سودهایی که برای آنان دارد ببینند و نام خداوند را در روزهایی معین بر آنچه از دام‌ها  که روزیشان کرده است (هنگام قربانی) یاد کنند آنگاه از آن بخورید و بینوای مستمند را خوراک دهید» سوره حج، آیه ۲۸.</ref>.<ref>الکافی، کلینی، ج ۴، ص۲۶۳ ـ ۲۶۵؛ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۴۰۳؛ تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۱۲۲.</ref> [[منافع مادی]] [[حج]]، [[سود]] حاصل از [[تجارت]] در ایام [[حج]] است <ref>جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۹۲ ـ ۱۹۳؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۲۲۶.</ref> و منافع معنوی آن، [[عفو]] و [[مغفرت الهی]] و [[ثواب]] اُخروی است.<ref> مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۶؛ الصافی، ج ۳، ص۳۷۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۲، ص۴۱.</ref>
ب. [[روزه]]، افزون بر [[سلامت جسمانی]] [[بدن]]،<ref>مستدرک الوسائل، ج ۷، ص۵۰۲؛ عوالی اللئالی، ج ۱، ص۲۶۸؛ کنزالعمال، ج ۸، ص۴۵۰.</ref> موجب تقویت تقواست. (بقره / ۲، ۱۸۳)<ref>عون المعبود، ج ۲، ص۱۳۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۲۷۵ ـ ۲۷۶.</ref>
#[[روزه]]، افزون بر [[سلامت جسمانی]] [[بدن]]،<ref>مستدرک الوسائل، ج ۷، ص۵۰۲؛ عوالی اللئالی، ج ۱، ص۲۶۸؛ کنزالعمال، ج ۸، ص۴۵۰.</ref> موجب تقویت تقواست. {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! روزه بر شما مقرّر شده است چنان که بر پیشینیان شما مقرّر شده بود، باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۸۳.</ref>.<ref>عون المعبود، ج ۲، ص۱۳۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۲۷۵ ـ ۲۷۶.</ref>
ج. [[نماز]] [[سبب نزول]] [[آرامش]] بر [[انسان]] (رعد / ۱۳، ۲۸) و وسیله نیل او به [[مقامات معنوی]] و [[تکامل]] است: «اَقِمِ الصَّلوةَ... * و مِنَ الَّیلِ فَتَهَجَّد... عَسی اَن یَبعَثَکَ رَبُّکَ مَقامـًا مَحمودا».([[اسراء]] / ۱۷، ۷۸ ـ ۷۹) د. [[زکات]] و [[انفاق در راه خدا]] از یک سو برای [[فقرا]] سودمند است ([[توبه]] / ۹، ۶۰) و از سوی دیگر [[تقرب به خداوند]] و [[رحمت الهی]] را برای [[انفاق]] کننده در پی دارد: «اَلا اِنَّها قُربَةٌ لَهُم سَیُدخِلُهُمُ اللّهُ فی رَحمَتِهِ».(توبه / ۹، ۹۹)
#[[نماز]] [[سبب نزول]] [[آرامش]] بر [[انسان]] {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref>«همان کسانی که ایمان آورده‌اند و دل‌های ایشان با یاد خداوند آرام می‌گیرد؛ آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸.</ref> و وسیله نیل او به [[مقامات معنوی]] و [[تکامل]] است: {{متن قرآن|أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا}}<ref>«نماز  را از هنگام بازگشت خورشید (در نیمه روز) تا تاریکی شب بپا دار! و (نیز) نماز صبح  را که نماز صبح با گواهی (فرشتگان) است» سوره اسراء، آیه ۷۸.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا}}<ref>«و پاره‌ای از شب را بدان (نماز شب) بیدار باش که (نمازی) افزون برای توست باشد که پروردگارت تو را به جایگاهی ستوده  برانگیزد» سوره اسراء، آیه ۷۹.</ref>
#[[زکات]] و [[انفاق در راه خدا]] از یک سو برای [[فقرا]] سودمند است {{متن قرآن|إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«زکات، تنها از آن تهیدستان و بیچارگان و مأموران (دریافت) آنها و دلجویی‌شدگان و در راه (آزادی) بردگان و از آن وامداران و (هزینه) در راه خداوند و از آن در راه‌ماندگان است که از سوی خداوند واجب گردیده است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۶۰.</ref> و از سوی دیگر [[تقرب به خداوند]] و [[رحمت الهی]] را برای [[انفاق]] کننده در پی دارد: {{متن قرآن|وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ قُرُبَاتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلَا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و برخی از تازیان بیابان‌نشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه می‌کنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر می‌شمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در می‌آورد که خداوند آمرزن» سوره توبه، آیه ۹۹.</ref>


=== [[دفع ضرر]] و [[مفسده]]===
=== [[دفع ضرر]] و [[مفسده]]===
[[هدف]] دیگر [[تکالیف الهی]]، دفع [[مفاسد]] [[دنیوی]] و [[عذاب‌های اخروی]] است؛ مانند:
[[هدف]] دیگر [[تکالیف الهی]]، دفع [[مفاسد]] [[دنیوی]] و [[عذاب‌های اخروی]] است؛ مانند:
أ. [[حرمت]] گوشت خوک، مردار و [[خون]]، که دلیل آن [[نجاست]] و [[پلیدی]] و زیانبار بودن آن هاست: «مَیتَةً اَو دَمـًا مَسفوحـًا اَو لَحمَ خِنزیر فَاِنَّهُ رِجسٌ اَو فِسقـًا». (انعام / ۶، ۱۴۵)
#[[حرمت]] گوشت خوک، مردار و [[خون]]، که دلیل آن [[نجاست]] و [[پلیدی]] و زیانبار بودن آن‌هاست: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمی‌یابم که برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بی‌گمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۱۴۵.</ref>
ب. [[نهی]] [[انسان‌ها]] از شرابخواری و قمار از آن روست که این دو عمل مایه [[دشمنی]] و [[کینه]] میان انسان‌ها و مانع [[ذکر خدا]] می‌‌شود: «اِنَّما یُریدُالشَّیطـنُ اَن یوقِعَ بَینَکُمُ العَدوةَ والبَغضاءَ فِی الخَمرِ والمَیسِرِ و یَصُدَّکُم عَن ذِکرِ اللّهِ و عَنِ الصَّلوةِ فَهَل اَنتُم مُنتَهون».([[مائده]] / ۵، ۹۱) در [[احادیث]] نیز زیان‌های پرشماری برای شراب ذکر شده است.<ref>الکافی، کلینی، ج ۶، ص۲۴۳؛ وسائل الشیعه، ج ۲۵، ص۳۰۳؛ علل الشرایع، ج ۲، ص۴۷۶.</ref>
#[[نهی]] [[انسان‌ها]] از شرابخواری و قمار از آن روست که این دو عمل مایه [[دشمنی]] و [[کینه]] میان انسان‌ها و مانع [[ذکر خدا]] می‌‌شود: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ}}<ref>«شیطان، تنها بر آن است تا با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه افکند و از یاد خداوند و از نماز بازتان دارد؛ اکنون آیا دست می‌کشید؟» سوره مائده، آیه ۹۱.</ref> در [[احادیث]] نیز زیان‌های پرشماری برای شراب ذکر شده است.<ref>الکافی، کلینی، ج ۶، ص۲۴۳؛ وسائل الشیعه، ج ۲۵، ص۳۰۳؛ علل الشرایع، ج ۲، ص۴۷۶.</ref>
ج. [[فلسفه]] مهم [[تشریع]] [[نماز]]، [[دوری از گناه]] و [[کارهای ناپسند]]: «اِنَّ الصَّلوةَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ والمُنکَرِ»(عنکبوت / ۲۹، ۴۵) و [[پاک]] شدن از [[گناهان]] گذشته است ([[هود]] / ۱۱، ۱۱۴)، چنان که در [[روایات]] نیز آمده است.<ref>من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص۲۱۴ ـ ۲۱۵؛ علل الشرایع، ج ۲، ص۳۱۷؛ وسائل الشیعه، ج ۴، ص۹.</ref>
#[[فلسفه]] مهم [[تشریع]] [[نماز]]، [[دوری از گناه]] و [[کارهای ناپسند]]: {{متن قرآن|اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ}}<ref>«آنچه از این کتاب  بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز می‌دارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگ‌تر است و خداوند می‌داند که چه انجام می‌دهید» سوره عنکبوت، آیه ۴۵.</ref> و [[پاک]] شدن از [[گناهان]] گذشته است {{متن قرآن|وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ}}<ref>«و نماز را در دو سوی روز و ساعتی از آغاز شب بپا دار؛ بی‌گمان نیکی‌ها بدی‌ها را می‌زدایند؛ این یادکردی برای یادآوران است» سوره هود، آیه ۱۱۴.</ref>، چنان که در [[روایات]] نیز آمده است.<ref>من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص۲۱۴ ـ ۲۱۵؛ علل الشرایع، ج ۲، ص۳۱۷؛ وسائل الشیعه، ج ۴، ص۹.</ref>
د. در [[آیه]] ۱۰۳ [[توبه]] / ۹ پاک شدن [[انسان]] از [[رذایل اخلاقی]] مانند [[بخل]]، از اغراض [[تکلیف]] [[زکات]] دانسته شده است: «خُذ مِن اَمولِهِم صَدَقَةً تُطَهِّرُهُم و تُزَکّیهِم»<ref>بحارالانوار، ج ۶، ص۱۰۴؛ نمونه، ج ۸، ص۱۱۷؛ منهج القرآن، ج ۴، ص۲۰۴.</ref>. انجام دادن [[تکالیف الهی]] [[انسان]] را از [[عقاب]] [[اخروی]] و [[آتش دوزخ]] نیز [[حفظ]] می‌‌کند. (برای نمونه: [[نساء]] / ۴، ۱۰، ۲۹؛ صفّ / ۶۱، ۱۰ ـ ۱۱)
#در [[آیه]] {{متن قرآن|خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«از دارایی‌های آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک می‌داری و پاکیزه می‌گردانی و برای آنها (به نیکی) دعا کن که دعای تو (مایه) آرامش آنان است و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۱۰۳.</ref> پاک شدن [[انسان]] از [[رذایل اخلاقی]] مانند [[بخل]]، از اغراض [[تکلیف]] [[زکات]] دانسته شده است<ref>بحارالانوار، ج ۶، ص۱۰۴؛ نمونه، ج ۸، ص۱۱۷؛ منهج القرآن، ج ۴، ص۲۰۴.</ref>. انجام دادن [[تکالیف الهی]] [[انسان]] را از [[عقاب]] [[اخروی]] و [[آتش دوزخ]] نیز [[حفظ]] می‌‌کند. {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا}}<ref>«آنان که دارایی‌های یتیمان را به ستم می‌خورند جز این نیست که در شکم خود آتش می‌انبارند و زودا که در آتشی برافروخته درآیند» سوره نساء، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! دارایی‌های یکدیگر را میان خود به نادرستی  نخورید مگر داد و ستدی با رضای خودتان باشد و یکدیگر را نکشید  بی‌گمان خداوند نسبت به شما بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«ای مؤمنان! آیا (می‌خواهید) شما را به داد و ستدی رهنمون شوم که از عذابی دردناک رهاییتان می‌بخشد؟» سوره صف، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«به خدا و پیامبرش ایمان آورید و در راه خداوند با مال و جان خویش جهاد کنید، این برای شما بهتر است اگر بدانید» سوره صف، آیه ۱۱.</ref>


=== [[آزمایش]] [[مکلفان]]===
=== [[آزمایش]] [[مکلفان]]===
[[هدف]] مهم دیگر تشریع [[تکالیف شرعی]]، آزمودن انسان هاست: «لِکُلّ جَعَلنا مِنکُم شِرعَةً و مِنهاجـًا و لَو شاءَ اللّهُ لَجَعَلَکُم اُمَّةً وحِدَةً و لـکِن لِیَبلُوَکُم فی ما ءاتـکُم». (مائده / ۵، ۴۸)<ref>التبیان، ج ۳، ص۵۴۶؛ جامع البیان، ج ۸، ص۱۵۱؛ شرح الرضی علی الکافیه، ص۸۷.</ref> برخی [[مفسران]] مراد از «ما ءاتـکُم» را تکالیف الهی و [[عبادات]] دانسته‌اند.<ref>التبیان، ج ۳، ص۵۴۶؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۳۵۰.</ref> در پرتو این آزمایش صفوف [[مؤمنان]] از [[مشرکان]] و [[منافقان]] جدا می‌‌شود و بر اساس آن [[خداوند]] منافقان و مشرکان را [[عذاب]] و مؤمنان را مورد [[آمرزش]] خود قرار خواهد داد: «اِنّا عَرَضنَا الاَمانَةَ عَلَی السَّمـوتِ... و حَمَلَهَا الاِنسـنُ اِنَّه کانَ ظَـلومـًا جَهولا * لِیُعَذِّبَ اللّهُ المُنـفِقینَ والمُنـفِقـتِ والمُشرِکینَ والمُشرِکـتِ و یَتوبَ اللّهُ عَلَی المُؤمِنینَ والمُؤمِنـتِ وکانَ اللّهُ غَفورًا رَحیما».([[احزاب]] / ۳۳، ۷۲ ـ ۷۳)<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۱۸۸ ـ ۱۸۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۲۵۸.</ref> به نظر برخی مراد از «الاَمانَةَ»، در این [[آیه]] [[تکالیف الهی]] است.<ref>الرسائل العشر، ص۳۱۲؛ بحارالانوار، ج ۵، ص۳۱۱؛ تحفة الاحوذی، ج ۶، ص۳۳۶.</ref> در آیاتی دیگر نیز [[حکمت]] برخی [[تکالیف]] آزمودن [[مکلفان]] ذکر شده است؛ مانند [[حکم]] [[تغییر قبله]] برای جداسازی [[فرمانبرداران]] از [[نافرمانان]] (بقره / ۲، ۱۴۳) یا [[جهاد در راه خدا]] برای جداسازی افراد [[شکیبا]] از دیگران. ([[آل عمران]] / ۳، ۱۴۲) گاه تکالیف امتحانی [[خداوند]] برای ارتقای [[انسان]] هاست، چنان که برای اعطای [[مقام امامت]] به [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}، وی با تکالیفی آزموده شد: «و اِذِ ابتَلی اِبرهیمَ رَبُّهُ بِکَلِمـت فَاَتَمَّهُنَّ قالَ اِنّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ اِمامـًا».(بقره / ۲، ۱۲۴) مراد از «کلمات» در این آیه را تکالیف الهی دانسته‌اند.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۱۷۰؛ بحارالانوار، ج ۱۲، ص۵۹؛ تفسیر جلالین، ص۱۴.</ref> برخی مراد از آن را [[نماز]] و [[مناسک حج]] <ref>التبیان، ج ۱، ص۴۴۶؛ جامع البیان، ج ۱، ص۷۳۳؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۸۰.</ref> و شماری دیگر [[مأموریت]] به [[ذبح حضرت اسماعیل]]{{ع}} ذکر کرده‌اند.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۵۹؛ الصافی، ج ۱، ص۱۸۶؛ جامع البیان، ج ۱، ص۷۳۴.</ref>
[[هدف]] مهم دیگر تشریع [[تکالیف شرعی]]، آزمودن انسان‌هاست: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواسته‌های آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>.<ref>التبیان، ج ۳، ص۵۴۶؛ جامع البیان، ج ۸، ص۱۵۱؛ شرح الرضی علی الکافیه، ص۸۷.</ref> برخی [[مفسران]] مراد از «ما ءاتـکُم» را تکالیف الهی و [[عبادات]] دانسته‌اند.<ref>التبیان، ج ۳، ص۵۴۶؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۳۵۰.</ref> در پرتو این آزمایش صفوف [[مؤمنان]] از [[مشرکان]] و [[منافقان]] جدا می‌‌شود و بر اساس آن [[خداوند]] منافقان و مشرکان را [[عذاب]] و مؤمنان را مورد [[آمرزش]] خود قرار خواهد داد: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}}<ref>«ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«تا خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب فرماید و از مردان و زنان مؤمن درگذرد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۷۳.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۱۸۸ ـ ۱۸۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۲۵۸.</ref> به نظر برخی مراد از {{متن قرآن|الْأَمَانَةَ}}، در این [[آیه]] [[تکالیف الهی]] است.<ref>الرسائل العشر، ص۳۱۲؛ بحارالانوار، ج ۵، ص۳۱۱؛ تحفة الاحوذی، ج ۶، ص۳۳۶.</ref> در آیاتی دیگر نیز [[حکمت]] برخی [[تکالیف]] آزمودن [[مکلفان]] ذکر شده است؛ مانند [[حکم]] [[تغییر قبله]] برای جداسازی [[فرمانبرداران]] از [[نافرمانان]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد؛ و قبله‌ای که بر سوی آن بودی بر نگرداندیم مگر بدین روی که معلوم داریم چه کسی از پیامبر پیروی می‌کند و چه کسی واپس می‌گراید ، و بی‌گمان آن  جز بر آنان که خداوند رهنمونشان شد، گران بود و خداوند بر آن نیست که ایمانتان را تباه گرداند که خداوند با مردم، به راستی مهربانی است بخشاینده» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref> یا [[جهاد در راه خدا]] برای جداسازی افراد [[شکیبا]] از دیگران. {{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«آیا پنداشته‌اید به بهشت می‌روید بی‌آنکه خداوند جهادگران و شکیبایان شما را معلوم دارد؟» سوره آل عمران، آیه ۱۴۲.</ref> گاه تکالیف امتحانی [[خداوند]] برای ارتقای [[انسان]] هاست، چنان که برای اعطای [[مقام امامت]] به [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}، وی با تکالیفی آزموده شد: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> مراد از {{متن قرآن|بِكَلِمَاتٍ}} در این آیه را تکالیف الهی دانسته‌اند.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۱۷۰؛ بحارالانوار، ج ۱۲، ص۵۹؛ تفسیر جلالین، ص۱۴.</ref> برخی مراد از آن را [[نماز]] و [[مناسک حج]] <ref>التبیان، ج ۱، ص۴۴۶؛ جامع البیان، ج ۱، ص۷۳۳؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۸۰.</ref> و شماری دیگر [[مأموریت]] به [[ذبح حضرت اسماعیل]]{{ع}} ذکر کرده‌اند.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۵۹؛ الصافی، ج ۱، ص۱۸۶؛ جامع البیان، ج ۱، ص۷۳۴.</ref>


=== [[کیفر]] [[گناهکاران]]===
=== [[کیفر]] [[گناهکاران]]===
برپایه برخی [[آیات]]، غرض از [[تشریع]] شماری از تکالیف، [[مجازات]] گناهکاران است. از آن جمله است [[تحریم]] برخی خوراکی‌های [[حلال]] بر [[بنی اسرائیل]] به سبب ارتکاب گناهانی مانند [[ظلم به دیگران]]، [[رباخواری]] و خوردن [[اموال]] دیگران: «فَبِظُـلم مِنَ الَّذینَ هادوا حَرَّمنا عَلَیهِم طَیِّبـت اُحِلَّت لَهُم وبِصَدِّهِم عَن سَبیلِ اللّهِ کَثیرا * واَخذِهِمُ الرِّبوا وقَد نُهوا عَنهُ واَکلِهِم اَمولَ النّاسِ بِالبـطِـل».([[نساء]] / ۴، ۱۶۰ ـ ۱۶۱؛ نیز انعام / ۶، ۱۴۶؛ نحل / ۱۶، ۱۱۸) از همین قبیل است [[مکلف]] شدن آنان به [[قتل]] یکدیگر به سبب [[ارتداد]] و [[انحراف]] از [[دین]]: «اِنَّکُم ظَـلَمتُم اَنفُسَکُم بِاتِّخاذِکُمُ العِجلَ فَتوبوا اِلی بارِئِکُم فَاقتُلوا اَنفُسَکُم».(بقره / ۲، ۵۴)<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۴۰۸؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۱۸؛ الصافی، ج ۱، ص۱۳۲.</ref> از آیات مربوط به [[احکام]] [[کیفری]] نیز برمی آید که یکی از اغراض تشریع آنها، مجازات بزهکاران بوده است؛ مانند [[احکام]] مربوط به حد [[زنا]] ([[نور]] / ۲۴، ۲)، [[قذف]] (نور / ۲۴، ۴) و [[سرقت]]: «والسّارِقُ والسّارِقَةُ فاقطَعوا اَیدِیَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکـلاً مِنَ اللّهِ واللّهُ عَزیزٌ حَکیم». ([[مائده]] / ۵، ۳۸) [[تکالیف]] مربوط به کفارات را نیز می‌‌توان به نوعی [[کیفر]] برای جبران [[خطا]] یا [[گناه]] انجام گرفته برشمرد؛ مانند [[کفاره]] ظِهار ([[مجادله]] / ۵۸، ۳ـ۴)، کفاره صید در حال [[احرام]] (مائده / ۵، ۹۵) و کفاره [[سوگند]] نابجا. (مائده / ۵، ۸۹)
برپایه برخی [[آیات]]، غرض از [[تشریع]] شماری از تکالیف، [[مجازات]] گناهکاران است. از آن جمله است [[تحریم]] برخی خوراکی‌های [[حلال]] بر [[بنی اسرائیل]] به سبب ارتکاب گناهانی مانند [[ظلم به دیگران]]، [[رباخواری]] و خوردن [[اموال]] دیگران:{{متن قرآن|فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا}}<ref>«آری، به سزای ستمی از (سوی) یهودیان و اینکه (مردم را) بسیار از راه خداوند باز می‌داشتند چیزهای پاکیزه‌ای را که بر آنان حلال بود، حرام کردیم» سوره نساء، آیه ۱۶۰.</ref>،  {{متن قرآن|وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>«و (نیز) برای رباخواری آنان با آنکه از آن نهی شده بودند و ناروا خوردن دارایی‌های مردم؛ و برای کافرانشان عذابی دردناک آماده کرده‌ایم» سوره نساء، آیه ۱۶۱.</ref>، {{متن قرآن|وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ}}<ref>«و بر یهودیان هر (جاندار) ناخنداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آنها را بر آنها حرام کردیم جز آنچه بر گرده و روده دارند و یا همراه استخوان‌هاست؛ بدین گونه آنان را برای افزونجویی‌شان کیفر دادیم و بی‌گمان ما راست‌گفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.</ref>،  {{متن قرآن|وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}<ref>«و هرچه را پیش‌تر  برای تو بازگفتیم بر یهودیان حرام کردیم و ما به آنان ستم نکردیم بلکه آنان خود به خویشتن ستم می‌ورزیدند» سوره نحل، آیه ۱۱۸.</ref> از همین قبیل است [[مکلف]] شدن آنان به [[قتل]] یکدیگر به سبب [[ارتداد]] و [[انحراف]] از [[دین]]: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! بی‌گمان شما با (به پرستش) گرفتن گوساله بر خویش ستم روا داشتید پس به درگاه آفریدگار خود توبه کنید و یکدیگر را بکشید، این کار نزد آفریدگارتان برای شما بهتر است. آنگاه، خداوند از شما در گذشت که او توبه‌پذیر بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۵۴.</ref><ref>جامع البیان، ج ۱، ص۴۰۸؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۱۸؛ الصافی، ج ۱، ص۱۳۲.</ref> از آیات مربوط به [[احکام]] [[کیفری]] نیز برمی آید که یکی از اغراض تشریع آنها، مجازات بزهکاران بوده است؛ مانند [[احکام]] مربوط به حد [[زنا]] {{متن قرآن|الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«به هر یک از زن و مرد زناکار  صد تازیانه بزنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید نباید در دین خداوند بخشایشی  بر آن دو به شما دست دهد و هنگام عذابشان  باید دسته‌ای از مؤمنان گواه باشند» سوره نور، آیه ۲.</ref>، [[قذف]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«و به کسانی که به زنان پاکدامن تهمت (زنا) می‌زنند سپس چهار گواه نمی‌آورند هشتاد تازیانه بزنید و دیگر هرگز گواهی آنان را نپذیرید و آنانند که نافرمانند» سوره نور، آیه ۴.</ref> و [[سرقت]]: {{متن قرآن|وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و دست مرد و زن دزد را به سزای آنچه کرده‌اند به کیفری از سوی خداوند ببرید و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره مائده، آیه ۳۸.</ref> [[تکالیف]] مربوط به کفارات را نیز می‌‌توان به نوعی [[کیفر]] برای جبران [[خطا]] یا [[گناه]] انجام گرفته برشمرد؛ مانند [[کفاره]] ظِهار {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«و آنان که زنان خود را ظهار می‌کنند سپس به آنچه گفته‌اند باز می‌گردند (تا آن را بشکنند) باید پیش از آنکه با یکدیگر تماسی داشته باشند بنده‌ای آزاد کنند؛ این (کاری) است که بدان اندرز داده می‌شوید و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۳.</ref>،  {{متن قرآن|فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«و هر کس نیافت، روزه دو ماه پیاپی پیش از آنکه با همدیگر تماسی بگیرند (بر عهده اوست) و آنکه یارایی ندارد، خوراک دادن به شصت مستمند (بر عهده اوست)، این بدان روست که به خداوند و پیامبرش ایمان آورید و اینها احکام خداوند است و کافران عذابی دردناک خواهند داشت» سوره مجادله، آیه ۴.</ref>، کفاره صید در حال [[احرام]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ وَمَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّدًا فَجَزَاءٌ مِثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ هَدْيًا بَالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكِينَ أَوْ عَدْلُ ذَلِكَ صِيَامًا لِيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَمَنْ عَادَ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ}}<ref>«ای مؤمنان! شکار را در حالی که در احرام هستید نکشید و هر کسی به عمد آن را بکشد، کیفرش چهارپایی است همگون آنچه کشته است، چنانکه دو (گواه) دادگر از خودتان بر (همگونی) آن (با شکار) حکم کنند، قربانی‌یی که به (قربانگاه) کعبه برسد؛ یا کفّاره‌ای است برابر با اطعام مستمندان یا همچند آن (شصت روز) روزه تا کیفر کار خود را بچشد؛ خداوند از گذشته در گذشت ولی هر که (به شکار کردن) برگردد خداوند از وی انتقام خواهد گرفت و خداوند پیروزمندی دادستاننده است» سوره مائده، آیه ۹۵.</ref> و کفاره [[سوگند]] نابجا. {{متن قرآن|لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا عَقَّدْتُمُ الْأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«خداوند شما را در سوگندهای بیهوده بازخواست نمی‌کند اما از سوگندهایی که آگاهانه خورده‌اید باز می‌پرسد بنابراین کفّاره (شکستن) آن، خوراک دادن به ده مستمند است از میانگین آنچه به خانواده خود می‌دهید یا (تهیّه) لباس آنان و یا آزاد کردن یک بنده؛ پس هر که (هیچ‌یک را) نیابد (کفاره آن) سه روز روزه است؛ این کفّاره سوگندهای شماست هرگاه سوگند خورید (و بشکنید)؛ حرمت سوگندهای خود را بدارید؛ خداوند این چنین آیات خود را برای شما روشن می‌گرداند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه ۸۹.</ref>.<ref>[[ سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[تکلیف - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «تکلیف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص 589-592.</ref>


== ویژگی‌های تکالیف ==
== ویژگی‌های تکالیف ==
خط ۱۶۸: خط ۱۶۸:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مسئولیت]]
[[رده:مسئولیت در معارف دعا و زیارات]]
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش