جایگاه صلح در سیاست خارجی اسلام چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
جایگاه صلح در سیاست خارجی اسلام چیست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۶ اکتبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۳۵
، ۲۶ اکتبر ۲۰۲۲جایگزینی متن - 'امکان پذیر' به 'امکانپذیر'
جز (جایگزینی متن - 'رده:(اا): پرسشهایی با ۱ پاسخ' به '') |
جز (جایگزینی متن - 'امکان پذیر' به 'امکانپذیر') |
||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
# نظریه برخی از مستشرقین که در مسائل بینالملل [[اسلام]] به بررسی پرداختهاند مبنی بر اینکه [[جهاد]]، رابطه اصلی [[دارالاسلام]] را با [[جهان]] خارج مشخص میکند، و اسلام از آنجا که نتوانست [[خوی]] جنگجویی [[اعراب]] را زایل سازد، از این وسیله برای [[سرکوب]] غیرمسلمین استفاده کرده، و اگر اسلام از [[صلح]] سخن به میان آورده صرفاً برای رهیابی به [[هدف]] نهایی است که توسعه اسلام در جهان میباشد، و این در شرایطی است که جهاد کارساز نباشد، و [[روابط بینالملل]] و [[دیپلماسی]] در [[جهان اسلام]] پدیدهای کاملاً [[بیگانه]] و نا آشنا است<ref>ر.ک: دکتر حمید بهزادی، مقاله «اصول روابط بینالملل و تحولات آن در اسلام» و نظرات برنارد لوئیس - مستشرق معروف در همان مقاله.</ref>. مستند این نظریه، [[آیات جهاد]] در [[قرآن]] است که جهاد را به عنوان یک [[فریضه]] بر همه [[مسلمین]] [[واجب]] شمرده و کسانی را که از جهاد روی برمیگردانند مورد [[نکوهش]] شدید قرار داده است، و با برداشتی سطحی [[تصور]] شده است که کلیه آیات جهاد مربوط به [[جهاد ابتدایی]]، و معنی جهاد ابتدایی هم شعلهور نگاه داشتن [[جنگ]] به طور مستمر بین جهان اسلام و جهان [[کفر]] میباشد. | # نظریه برخی از مستشرقین که در مسائل بینالملل [[اسلام]] به بررسی پرداختهاند مبنی بر اینکه [[جهاد]]، رابطه اصلی [[دارالاسلام]] را با [[جهان]] خارج مشخص میکند، و اسلام از آنجا که نتوانست [[خوی]] جنگجویی [[اعراب]] را زایل سازد، از این وسیله برای [[سرکوب]] غیرمسلمین استفاده کرده، و اگر اسلام از [[صلح]] سخن به میان آورده صرفاً برای رهیابی به [[هدف]] نهایی است که توسعه اسلام در جهان میباشد، و این در شرایطی است که جهاد کارساز نباشد، و [[روابط بینالملل]] و [[دیپلماسی]] در [[جهان اسلام]] پدیدهای کاملاً [[بیگانه]] و نا آشنا است<ref>ر.ک: دکتر حمید بهزادی، مقاله «اصول روابط بینالملل و تحولات آن در اسلام» و نظرات برنارد لوئیس - مستشرق معروف در همان مقاله.</ref>. مستند این نظریه، [[آیات جهاد]] در [[قرآن]] است که جهاد را به عنوان یک [[فریضه]] بر همه [[مسلمین]] [[واجب]] شمرده و کسانی را که از جهاد روی برمیگردانند مورد [[نکوهش]] شدید قرار داده است، و با برداشتی سطحی [[تصور]] شده است که کلیه آیات جهاد مربوط به [[جهاد ابتدایی]]، و معنی جهاد ابتدایی هم شعلهور نگاه داشتن [[جنگ]] به طور مستمر بین جهان اسلام و جهان [[کفر]] میباشد. | ||
# نظریه استحبابی بودن جهاد و [[نفی]] [[وجوب]] آن در اسلام که از بعضی از [[تابعین]] مانند: [[سفیان]] ثوری و [[عبدالله بن شیرمه]] و [[عطاء بن ابی رباح]] نقل شده که گفتهاند: جهاد امری اختیاری و استحبابی است و واجب نیست، و [[اوامر]] [[قرآنی]] به صورت ندبی و استحبابی است و تنها در موارد [[ضرورت]] برای دفع تهاجم [[دشمنان]] واجب میگردد، آن گونه که از ظاهر [[آیه]] {{متن قرآن|فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ}}<ref>«اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید» سوره بقره، آیه ۱۹۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً}}<ref>«و همگی با مشرکان جنگ کنید چنان که آنان همگی با شما جنگ میکنند» سوره توبه، آیه ۳۶.</ref> استفاده میشود. این نظریه<ref>ر.ک: دکتر وهبه الزهیلی، آثار الحرب فی الاسلام، ص۸۷.</ref> [[مخالف]] با [[اجماع]] [[فقهاء]] [[اسلام]] است؛ زیرا [[وجوب جهاد]] امری مسلم و از نظر اسلام غیر قابل تردید میباشد، و ظاهراً نظر این عده [[تابعین]] آن بوده است که [[مشروعیت جهاد]] منوط به [[دلایل]] و مجوزهای خاصی است که از آن جمله [[دفاع]] را ذکر نمودهاند. | # نظریه استحبابی بودن جهاد و [[نفی]] [[وجوب]] آن در اسلام که از بعضی از [[تابعین]] مانند: [[سفیان]] ثوری و [[عبدالله بن شیرمه]] و [[عطاء بن ابی رباح]] نقل شده که گفتهاند: جهاد امری اختیاری و استحبابی است و واجب نیست، و [[اوامر]] [[قرآنی]] به صورت ندبی و استحبابی است و تنها در موارد [[ضرورت]] برای دفع تهاجم [[دشمنان]] واجب میگردد، آن گونه که از ظاهر [[آیه]] {{متن قرآن|فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ}}<ref>«اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید» سوره بقره، آیه ۱۹۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً}}<ref>«و همگی با مشرکان جنگ کنید چنان که آنان همگی با شما جنگ میکنند» سوره توبه، آیه ۳۶.</ref> استفاده میشود. این نظریه<ref>ر.ک: دکتر وهبه الزهیلی، آثار الحرب فی الاسلام، ص۸۷.</ref> [[مخالف]] با [[اجماع]] [[فقهاء]] [[اسلام]] است؛ زیرا [[وجوب جهاد]] امری مسلم و از نظر اسلام غیر قابل تردید میباشد، و ظاهراً نظر این عده [[تابعین]] آن بوده است که [[مشروعیت جهاد]] منوط به [[دلایل]] و مجوزهای خاصی است که از آن جمله [[دفاع]] را ذکر نمودهاند. | ||
# [[جنگ]] ([[جهاد]]) وسیله است نه [[هدف]]؛ زیرا هدف از جهاد [[هدایت]] است و [[جنگ با کفار]] و [[کشتار]] آنها مقصود اصلی نیست و به همین دلیل است که اگر هدایت بدون جهاد | # [[جنگ]] ([[جهاد]]) وسیله است نه [[هدف]]؛ زیرا هدف از جهاد [[هدایت]] است و [[جنگ با کفار]] و [[کشتار]] آنها مقصود اصلی نیست و به همین دلیل است که اگر هدایت بدون جهاد امکانپذیر باشد، چنین طریقهای مقدم بر جهاد خواهد بود و نیز در جهاد به حداقل و مقدار مورد [[لزوم]] اکتفا میشود و در [[حقیقت]] ضرورتی است که در مواقع خاص به [[میزان]] [[ضرورت]]، اجتناب ناپذیر میگردد. مستند این نظریه روایاتی است که از [[خوی]] جنگجویی [[نهی]] میکند و [[مسلمین]] را به [[عافیتطلبی]] [[دعوت]] مینماید، از این قبیل است روایتی که [[ابوهریره]]، نقل میکند: {{متن حدیث|ایها الناس لا تمنوا لقاء الله و واسئلوا الله العافیه}}؛ ([[مردم]]! آرزوی [[مرگ]] نکنید و از [[خداوند]] [[عافیت]] و [[سلامتی]] [[طلب]] کنید). این نظریه که به فقهای شافعیه نسبت داده شده گرچه در توجیه [[انگیزه]] جهاد قابل مناقشه است زیرا اهداف جهاد هدایت نیست، چون جهاد به خاطر [[خشونت]]، نوعی [[اکراه]] را در بر دارد که از دید اسلام، اکراه وسیله هدایت نیست. {{متن قرآن|أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مؤمن باشند؟» سوره یونس، آیه ۹۹.</ref>؛ {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> در این نظریه اساس، عدم اصالت جنگ است، و بر این مبنا جنگ همواره باید با مجوز و انگیزه معقول و [[شرعی]] آغاز گردد. | ||
# نظریه [[منسوخ]] بودن جهاد که به [[جنبش]] قادیانیها نسبت داده شده با توجه به [[نصوص قرآن]] و [[احادیث اسلامی]] در زمینه [[فریضه]] بودن جهاد، جایی برای بحث درباره این نظریه باقی نمیماند. | # نظریه [[منسوخ]] بودن جهاد که به [[جنبش]] قادیانیها نسبت داده شده با توجه به [[نصوص قرآن]] و [[احادیث اسلامی]] در زمینه [[فریضه]] بودن جهاد، جایی برای بحث درباره این نظریه باقی نمیماند. | ||
# نظریه سه مرحلهای به معنی اینکه غیر مسلمین مکلفند به یکی از سه امر تن در دهند، یا [[اسلام]]، یا [[پیمان]]، و یا [[جنگ]]. مستند این [[نظریه]] [[آیه جزیه]] است<ref>{{متن قرآن|قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ}} «با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمیآورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کردهاند حرام نمیدانند و به دین حق نمیگروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref> که جنگ را [[گردن نهادن]] به پرداخت [[جزیه]] به معنی [[قرارداد ذمه]] معرفی نموده است. این نظریه مبتنی بر این اصل است که آیه جزیه، مبنای [[قرارداد]] [[دولت اسلامی]] با همه ملتهای غیرمسلمان باشد، در صورتی که این [[آیه]] اختصاص به [[اهل کتاب]] دارد و بیانگر نوع خاصی از قرارداد بینالملل در رابطه با اهل کتاب میباشد. | # نظریه سه مرحلهای به معنی اینکه غیر مسلمین مکلفند به یکی از سه امر تن در دهند، یا [[اسلام]]، یا [[پیمان]]، و یا [[جنگ]]. مستند این [[نظریه]] [[آیه جزیه]] است<ref>{{متن قرآن|قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ}} «با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمیآورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کردهاند حرام نمیدانند و به دین حق نمیگروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref> که جنگ را [[گردن نهادن]] به پرداخت [[جزیه]] به معنی [[قرارداد ذمه]] معرفی نموده است. این نظریه مبتنی بر این اصل است که آیه جزیه، مبنای [[قرارداد]] [[دولت اسلامی]] با همه ملتهای غیرمسلمان باشد، در صورتی که این [[آیه]] اختصاص به [[اهل کتاب]] دارد و بیانگر نوع خاصی از قرارداد بینالملل در رابطه با اهل کتاب میباشد. | ||