پرش به محتوا

التقاط: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۷۶۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۸ ژانویهٔ ۲۰۲۳
 
(۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{نبوت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط =  
| موضوع مرتبط =  
خط ۶: خط ۵:
| پرسش مرتبط  =
| پرسش مرتبط  =
}}
}}
'''التقاط''' عبارت است از افزودن مفاهیم و دیدگاه‌های ناسازگار، به معارف و [[آموزه‌های اسلامی]] در [[اندیشه]] و عمل و جریان التقاط در برابر جریان ناب‌گرایی در اندیشه است. [[اسلام]] با [[تفسیر]] به رای و التقاط مخالف است و برداشت‌های التقاطی و نادرست را زمینه انحراف فکری و [[قلبی]] می داند. فهم نادرست از [[دین]] زمینه پیدایش التقاط علم‌زدگی، [[تفسیر علمی]] و دلبستگی [[افراطی]] به [[دانش]] جدید، [[زیاده‌روی]] در عقل‌گرایی در تفسیر از عوامل التقاط است و زمینه مهم [[تحریف]]، به ویژه تحریف متون دینی و تفسیر و تأویل‌های بی‌جا می شود.


== مقدمه ==
== مقدمه ==
گروهی از [[فلاسفه]] قدیم اندیشه‌هایی را از مکاتب مختلف [[فلسفی]] برمی‌گرفتند و به هم می‌آمیختند و از آن میان فلسفه‌ای می‌آفریدند. اینان را "التقاطیون" و کار آنان را "التقاط" خوانده‌اند<ref>سیر حکمت در اروپا، ۷۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۹۰.</ref>.
گروهی از [[فلاسفه]] قدیم اندیشه‌هایی را از مکاتب مختلف [[فلسفی]] برمی‌گرفتند و به هم می‌آمیختند و از آن میان فلسفه‌ای می‌آفریدند. اینان را "التقاطیون" و کار آنان را "التقاط" خوانده‌اند<ref>سیر حکمت در اروپا، ۷۹.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۹۰.</ref>


در روزگار معاصر، برخی روشنفکران که به ظاهر شیعه‌اند، آمیزه‌ای از باورهای [[اسلامی]] و پاره‌ای گرایش‌های [[فکری]] مانند گرایش‌های اومانیستی، مارکسیستی و اگزیستانسیالیستی را فراهم آورده و مدعی‌اند که [[تفسیر]] درستِ [[آموزه‌های اسلامی]] همین است. آسیبی که چنین اندیشه‌هایی به [[آموزه‌های اسلامی]] وارد می‌سازند، بیشتر از اندیشه‌های مکاتب ضد [[اسلامی]] است. [[پیامبر]] {{صل}} برای محفوظ ماندن [[دین اسلام]] از چنین خطرهایی، سفارش فرموده است که [[مسلمانان]] همواره با [[قرآن و عترت]] همراه باشند<ref>صحیفه نور، ج۱۵، ص۱۶۳؛ شهید مطهری افشاگر توطئه‌، ص۲۸۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۹۰.</ref>
در روزگار معاصر، برخی روشنفکران که به ظاهر شیعه‌اند، آمیزه‌ای از باورهای [[اسلامی]] و پاره‌ای گرایش‌های [[فکری]] مانند گرایش‌های اومانیستی، مارکسیستی و اگزیستانسیالیستی را فراهم آورده و مدعی‌اند که [[تفسیر]] درستِ [[آموزه‌های اسلامی]] همین است. آسیبی که چنین اندیشه‌هایی به [[آموزه‌های اسلامی]] وارد می‌سازند، بیشتر از اندیشه‌های مکاتب ضد [[اسلامی]] است. [[پیامبر]] {{صل}} برای محفوظ ماندن [[دین اسلام]] از چنین خطرهایی، سفارش فرموده است که [[مسلمانان]] همواره با [[قرآن و عترت]] همراه باشند<ref>صحیفه نور، ج۱۵، ص۱۶۳؛ شهید مطهری افشاگر توطئه‌، ص۲۸۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۹۰.</ref>
خط ۱۹: خط ۲۰:
«[[تفسیر به رأی]]» و «[[بدعت]]»، از واژه‌های مرتبط با التقاط هستند. تفسیر به رأی، به معنای بیان و [[تفسیر قرآن]] و موضوعات مختلف، مطابق با میل و سلیقه شخصی و [[هوای نفس]]<ref>انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، ج۳، ص۱۸۱۴؛ مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۰، ص۴۰.</ref>، یکی از مصادیق التقاط است<ref>جوادی آملی، تسنیم، ج۱، ص۲۲۵. </ref>؛ چنان که «بدعت» به معنای رسم تازه و [[آیین]] نوپیدا<ref>دهخدا، ج۳، ص۳۸۵۸.</ref> و افزودن چیزی به [[دین]] یا کاستن چیزی از آن<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۱۶، ج۱۶، ص۱۰۱. </ref> و نتیجه [[اجتهاد]] به [[رأی]] و برداشت‌های التقاطی از [[منابع دینی]]<ref>مصباح یزدی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج۳، ص۴۵. </ref> است<ref>[[مسلم ناصری|ناصری، مسلم]]، [[التقاط - ناصری (مقاله)| مقاله «التقاط»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص ۱۷۴.</ref>.
«[[تفسیر به رأی]]» و «[[بدعت]]»، از واژه‌های مرتبط با التقاط هستند. تفسیر به رأی، به معنای بیان و [[تفسیر قرآن]] و موضوعات مختلف، مطابق با میل و سلیقه شخصی و [[هوای نفس]]<ref>انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، ج۳، ص۱۸۱۴؛ مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۰، ص۴۰.</ref>، یکی از مصادیق التقاط است<ref>جوادی آملی، تسنیم، ج۱، ص۲۲۵. </ref>؛ چنان که «بدعت» به معنای رسم تازه و [[آیین]] نوپیدا<ref>دهخدا، ج۳، ص۳۸۵۸.</ref> و افزودن چیزی به [[دین]] یا کاستن چیزی از آن<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۱۶، ج۱۶، ص۱۰۱. </ref> و نتیجه [[اجتهاد]] به [[رأی]] و برداشت‌های التقاطی از [[منابع دینی]]<ref>مصباح یزدی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج۳، ص۴۵. </ref> است<ref>[[مسلم ناصری|ناصری، مسلم]]، [[التقاط - ناصری (مقاله)| مقاله «التقاط»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص ۱۷۴.</ref>.


== پیشینه التقاط ==
== پیشینه تاریخی ==
پس از [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}}، پیشرفت‌های نظامی گسترده [[مسلمانان]] در مناطق [[ایران]] و [[روم]] و [[مسلمان]] شدن [[مشرکان]] و [[احبار]] و [[رهبانان]]، موجب رواج اندیشه‌های متفاوت میان مسلمانان شد<ref>خسروپناه، عبدالحسین، آسیب‌شناسی جامعه دینی، ص۳۰ – ۳۲.</ref>. نخستین کسانی که با ادعای [[مسلمانی]] و [[تظاهر به اسلام]]، [[افکار]] [[انحرافی]] و [[اسرائیلیات]] را وارد فرهنگ و متون اسلامی کردند، [[یهودیان]] بودند<ref>دیاری، محمدتقی، پژوهشی در باب اسرائیلیات در تفاسیر قرآن، ص۹۰-۹۱.</ref>. اوج‌گیری [[قدرت]] [[خلفای اموی]] و [[تمایل]] [[حکومت]] برای عرضه تفکراتی که موجب تقویت [[امویان]] می‌شد، اندیشه‌های مخالف [[اسلام]] را رواج داد<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۵، ص۴۳۶.</ref> و پس از آن، گسترش [[نهضت]] [[ترجمه]] (دوره [[عباسیان]])، سبب [[نفوذ]] بیشتر اندیشه‌های دیگر [[ادیان]] و [[مذاهب]] و ترویج آن میان [[مسلمانان]] شد<ref>هولت، پی. ام و دیگران، تاریخ اسلام کمبریج، ترجمه تیمور قادری، ج۲، ص۱۹۷۳- ۱۹۸۷.</ref>.
پس از [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}}، پیشرفت‌های نظامی گسترده [[مسلمانان]] در مناطق [[ایران]] و [[روم]] و [[مسلمان]] شدن [[مشرکان]] و [[احبار]] و [[رهبانان]]، موجب رواج اندیشه‌های متفاوت میان مسلمانان شد<ref>خسروپناه، عبدالحسین، آسیب‌شناسی جامعه دینی، ص۳۰ – ۳۲.</ref>. نخستین کسانی که با ادعای [[مسلمانی]] و [[تظاهر به اسلام]]، [[افکار]] [[انحرافی]] و [[اسرائیلیات]] را وارد [[فرهنگ]] و متون [[اسلامی]] کردند، [[یهودیان]] بودند<ref>دیاری، محمدتقی، پژوهشی در باب اسرائیلیات در تفاسیر قرآن، ص۹۰-۹۱.</ref>. اوج‌گیری [[قدرت]] [[خلفای اموی]] و [[تمایل]] [[حکومت]] برای عرضه تفکراتی که موجب تقویت [[امویان]] می‌شد، اندیشه‌های مخالف [[اسلام]] را رواج داد<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۵، ص۴۳۶.</ref> و پس از آن، گسترش [[نهضت]] [[ترجمه]] ([[دوره عباسیان]])، سبب [[نفوذ]] بیشتر اندیشه‌های دیگر [[ادیان]] و [[مذاهب]] و [[ترویج]] آن میان مسلمانان شد<ref>هولت، پی. ام و دیگران، تاریخ اسلام کمبریج، ترجمه تیمور قادری، ج۲، ص۱۹۷۳- ۱۹۸۷.</ref>.


در سده‌های اخیر نیز [[مذاهب مختلف اسلامی]] از جمله برخی [[پیروان مذهب شیعه]]، مصون از [[افکار التقاطی]] نبوده‌اند<ref>زاهد زاهدانی، سید سعید، بهائیت در ایران، ص۸۷-۹۷ و ص۱۱۴- ۱۱۵.</ref>.
در سده‌های اخیر نیز [[مذاهب مختلف اسلامی]] از جمله برخی [[پیروان مذهب شیعه]]، مصون از [[افکار التقاطی]] نبوده‌اند<ref>زاهد زاهدانی، سید سعید، بهائیت در ایران، ص۸۷-۹۷ و ص۱۱۴- ۱۱۵.</ref>.


در دوران معاصر و با شکل‌گیری مکاتب [[کمونیستی]]، لیبرالیستی و مادی‌گرایانه و مانند آن، [[روشنفکران]] و [[دانشمندان]] [[ایرانی]]، باب دیگری از اندیشه را [[تجربه]] کردند<ref>خسروپناه، عبدالحسین، آسیب‌شناسی جامعه دینی، ص۶۵.</ref>. برخی از این [[اندیشمندان]] ریشه [[انحطاط]] مسلمانان را شرایط [[فرهنگی]] و [[معرفتی]] و نوع نگاه به مبانی و [[آموزه‌های اسلام]] و تفکیک میان [[دین]] و [[دنیا]] دانسته‌اند<ref>بازرگان، مهدی، مجموعه آثار مهندس بازرگان، ج۸، ص۲۵۰-۲۵۸.</ref> و [[غفلت]] از آموزه‌هایی مانند [[مبارزه]] و [[جهاد]] در [[اسلام]] را سبب توجه به مکاتب [[کمونیستی]] و ماتریالیستی برای پیدا کردن [[راه و رسم]] مبارزه برشمرده‌اند<ref>بازرگان، مهدی، مجموعه آثار مهندس بازرگان، ج۸، ص۳۰۹. </ref>.
در دوران معاصر و با شکل‌گیری مکاتب [[کمونیستی]]، [[لیبرالیستی]] و [[مادی‌گرایانه]] و مانند آن، [[روشنفکران]] و [[دانشمندان]] [[ایرانی]]، باب دیگری از [[اندیشه]] را [[تجربه]] کردند<ref>خسروپناه، عبدالحسین، آسیب‌شناسی جامعه دینی، ص۶۵.</ref>. برخی از این [[اندیشمندان]] ریشه [[انحطاط مسلمانان]] را شرایط [[فرهنگی]] و [[معرفتی]] و نوع نگاه به مبانی و [[آموزه‌های اسلام]] و تفکیک میان [[دین]] و [[دنیا]] دانسته‌اند<ref>بازرگان، مهدی، مجموعه آثار مهندس بازرگان، ج۸، ص۲۵۰-۲۵۸.</ref> و [[غفلت]] از آموزه‌هایی مانند [[مبارزه]] و [[جهاد]] در اسلام را سبب توجه به مکاتب کمونیستی و [[ماتریالیستی]] برای پیدا کردن [[راه و رسم]] مبارزه برشمرده‌اند<ref>بازرگان، مهدی، مجموعه آثار مهندس بازرگان، ج۸، ص۳۰۹. </ref>.


اصطلاح التقاط در [[ادبیات]] [[علمی]]، فلسفی و [[فرهنگی]] ـ [[اجتماعی]] معاصر، پیشینه‌ای حدود نیم قرن دارد و اصطلاح «[[مکتب]] التقاطی» و «التقاط [[فکری]]» در دهه پنجاه به ویژه پس از [[تغییر]] [[عقیده]] [[اسلامی]] [[سازمان]] مجاهدین [[خلق]] [[ایران]]، در ادبیات فکری [[سیاسی]] ایران رواج یافت<ref>اکبری جدی، صابر، تبارشناسی جریان التقاط در مطالعات تفسیری معاصر ایران، ص۱۳۳-۱۳۴.</ref>.
اصطلاح التقاط در [[ادبیات]] [[علمی]]، [[فلسفی]] و فرهنگی ـ [[اجتماعی]] معاصر، پیشینه‌ای حدود نیم [[قرن]] دارد و اصطلاح «[[مکتب التقاطی]]» و «[[التقاط فکری]]» در دهه پنجاه [[هجری شمسی]] در ادبیات [[فکری]] [[سیاسی]] ایران رواج یافت<ref>اکبری جدی، صابر، تبارشناسی جریان التقاط در مطالعات تفسیری معاصر ایران، ص۱۳۳-۱۳۴.</ref>.


گروه فرقان از گروه‌های التقاطی بود که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با نام «کهفی‌ها» فعالیت خود را آغاز کرده بود<ref>روزی طلب، محمد حسن، ترکیب التقاط و ترور، ص۱۷۰.</ref>. این گروه با ارائه دیدگاه‌های تند و [[افراطی]] از [[اسلام]] و [[قرآن]] در صدد جذب [[جوانان]] و دانشگاهیان برآمد. مهم‌ترین ویژگی گروه فرقان، [[تفسیر به رأی]] و [[تفسیر]] بدعت‌گونه از قرآن، [[نهج البلاغه]] و [[صحیفه سجادیه]] بود. این گروه با بهره‌گیری از [[احساس]] [[وظیفه]] عمومی در مورد گسترش قرائت مبارزه‌جویانه از [[دین]]، تلاش کرد با [[ادبیات سیاسی]] ـ مذهبی و با نگاهی التقاطی و متأثر از [[مارکسیسم]]، به تجزیه و تحلیل مسائل مذهبی بپردازد<ref>روزی طلب، محمد حسن، ترکیب التقاط و ترور، ص۲۸-۲۹.</ref>.<ref>[[مسلم ناصری|ناصری، مسلم]]، [[التقاط - ناصری (مقاله)| مقاله «التقاط»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص ۱۷۴.</ref>
گروه‌های التقاطی مدعی رویکرد [[دینی]] و مذهبی با ارائه دیدگاه‌های تند و [[افراطی]] از [[اسلام]] و [[قرآن]] در صدد جذب [[جوانان]] و [[دانشگاهیان]] برمی‌آیند. برخی از مهم‌ترین ویژگی‌های آنان، [[تفسیر به رأی]] و [[تفسیر بدعت‌گونه از قرآن]]، [[نهج البلاغه]] و [[صحیفه سجادیه]] است. این گروه‌ها با بهره‌گیری از [[احساس]] [[وظیفه]] عمومی در مورد گسترش [[قرائت مبارزه‌جویانه از دین]]، تلاش می‌کنند با [[ادبیات سیاسی]] ـ مذهبی و با نگاهی التقاطی و متأثر از مکتب‌ها یا نحله‌های [[بیگانه]] [[فلسفی]] و [[ایدئولوژیک]]، به تجزیه و تحلیل مسائل مذهبی بپردازند<ref>روزی طلب، محمد حسن، ترکیب التقاط و ترور، ص۲۸-۲۹.</ref>.<ref>[[مسلم ناصری|ناصری، مسلم]]، [[التقاط - ناصری (مقاله)| مقاله «التقاط»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص۱۷۴.</ref>


== التقاط از نگاه [[اسلامی]] ==
== التقاط از نگاه [[اسلامی]] ==
خط ۴۱: خط ۴۲:


تعریف درست از [[اسلام ناب]] و اصیل و مبتنی بر [[جهان‌بینی]] و [[آموزه‌های اسلام]]، سبب [[شناخت]] بهتر جریان‌های التقاطی می‌شود. از دیدگاه ایشان اسلام ناب در برابر انواع متفاوتی از اسلام قرار دارد. ایشان با تبیین [[اسلام آمریکایی]] و ذکر ویژگی‌های آن در برابر اسلام ناب، [[تفکرات]] [[اسلامی]] مبتنی بر [[سرمایه‌داری]] و [[اشرافیت]] یا مقدس‌نماهای حوزه و [[دانشگاه]] و تلاش آنان را برای جایگزین کردن این اسلام به جای اسلام ناب [[نقد]] کرده و این تفکرات را التقاطی خوانده است<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۱، ص۱۱، ۸۷-۸۸، ۱۲۰، ۱۳۷ و ۱۴۵.</ref>.<ref>[[مسلم ناصری|ناصری، مسلم]]، [[التقاط - ناصری (مقاله)| مقاله «التقاط»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص ۱۷۶.</ref>
تعریف درست از [[اسلام ناب]] و اصیل و مبتنی بر [[جهان‌بینی]] و [[آموزه‌های اسلام]]، سبب [[شناخت]] بهتر جریان‌های التقاطی می‌شود. از دیدگاه ایشان اسلام ناب در برابر انواع متفاوتی از اسلام قرار دارد. ایشان با تبیین [[اسلام آمریکایی]] و ذکر ویژگی‌های آن در برابر اسلام ناب، [[تفکرات]] [[اسلامی]] مبتنی بر [[سرمایه‌داری]] و [[اشرافیت]] یا مقدس‌نماهای حوزه و [[دانشگاه]] و تلاش آنان را برای جایگزین کردن این اسلام به جای اسلام ناب [[نقد]] کرده و این تفکرات را التقاطی خوانده است<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۱، ص۱۱، ۸۷-۸۸، ۱۲۰، ۱۳۷ و ۱۴۵.</ref>.<ref>[[مسلم ناصری|ناصری، مسلم]]، [[التقاط - ناصری (مقاله)| مقاله «التقاط»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص ۱۷۶.</ref>
==التقاط از آسیب‌های معرفت دینی==
{{همچنین|معرفت دینی}}
منطق فهم دین و معرفت دینی، دارای آفت‌ها و آسیب‌هایی است که باعث [[سوء]] فهم و [[انحراف]] در فهم دین می‌گردد. بنابراین یکی از ارکان بحث درباره منطق فهم دین، [[سخن گفتن]] از آفات و آسیب‌های معرفت دینی است<ref>[[سید سعید لواسانی|لواسانی، سید سعید]]، [[منطق فهم اسلام - لواسانی (مقاله)|مقاله «منطق فهم اسلام»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱]] ص ۱۰۵.</ref>. از جمله این آسیب‌ها «التقاط» است.
التقاط و غرب‌زدگی و [[تربیت]] بر اساس الگوهای [[غربی]] از جمله آسیب‌های برآمده از جنبش‌های موسوم به [[روشنفکری]] است که متأسفانه بسیاری دچار آن هستند. جریانی که با عدم آشنایی عمیق با دین و با بهره‌برداری از معلومات غربی از دین و [[معارف دینی]] سخن می‌گوید، تلاش دارد به نام [[نوآوری در دین]] [[بدعت]] ایجاد کند و [[دین]] را عصری و آن را با مدرنیته منطبق و هماهنگ و از [[حقیقت]] خود خالی کند. «راه مقابله با این آسیب توجه به [[معارف عقلی]] [[اسلام]] به ویژه [[فلسفه]] صدرایی و مهم‌تر انس با [[معارف اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} است»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۳۱/۶/۱۳۷۰ و ۲۱/۲/۱۳۷۲ و ۲۸/۱۲/۱۳۷۷ و ۱۲/۱۲/۱۳۸۰ و ۶/۲/۱۳۸۳ و ۱۷/۳/۱۳۷۳.</ref>.<ref>[[سید سعید لواسانی|لواسانی، سید سعید]]، [[منطق فهم اسلام - لواسانی (مقاله)|مقاله «منطق فهم اسلام»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱]] ص ۱۰۸.</ref>


== پیامدهای جریان‌های التقاطی ==
== پیامدهای جریان‌های التقاطی ==
اقبال جریان‌های [[فکری]] گوناگون به [[مطالعات قرآنی]] در [[ایران]] معاصر، با اینکه به ظهور شخصیت‌های بزرگ [[قرآنی]] و [[تولید]] آثار برجسته منجر شد؛ در عین حال به رونق پدیده التقاط در حوزه [[اندیشه]] [[دینی]] نیز کمک کرد و روشن‌فکران ایدئولوژی‌گرا، در نتیجه [[نفوذ]] اندیشه‌های ماتریالیستی، سازگاردانستن [[اسلام]] با [[سوسیالیسم]] و شیفتگی در برابر [[مارکسیسم]] به عنوان [[علم]] [[مبارزه]]، به التقاط انقلابی ـ [[مارکسیستی]] روی آوردند<ref>اکبری جدی، صابر، تبارشناسی جریان التقاط در مطالعات تفسیری معاصر ایران، ص۱۵۲.</ref>.
اقبال جریان‌های [[فکری]] گوناگون به [[مطالعات قرآنی]] در [[ایران]] معاصر، با اینکه به ظهور شخصیت‌های بزرگ [[قرآنی]] و [[تولید]] آثار برجسته منجر شد؛ در عین حال به رونق پدیده التقاط در حوزه [[اندیشه]] [[دینی]] نیز کمک کرد و روشن‌فکران ایدئولوژی‌گرا، در نتیجه [[نفوذ]] اندیشه‌های ماتریالیستی، سازگاردانستن [[اسلام]] با [[سوسیالیسم]] و شیفتگی در برابر [[مارکسیسم]] به عنوان [[علم]] [[مبارزه]]، به التقاط انقلابی ـ [[مارکسیستی]] روی آوردند<ref>اکبری جدی، صابر، تبارشناسی جریان التقاط در مطالعات تفسیری معاصر ایران، ص۱۵۲.</ref>.


یکی از اندیشمندان، تجددگرایی [[افراطی]] را که عبارت بود از آراستن اسلام به آنچه در اسلام نیست و پیراستن آن از آنچه در اسلام هست، تا اسلام را باب طبع [[زمان]] سازد، آفت بزرگی برای [[نهضت]] می‌دید و [[پیش‌گیری]] از آن را ضروری می‌دانست<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۴، ص۸۸. </ref>. از نظر وی خطر مکتب‌های التقاط‍ی همانند زیان مکتب‌های معارض اسلام، یا حتی بیشتر از آنهاست<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۴، ص۱۷۷.</ref> و التقاط‍ی‌ها دانسته یا ندانسته در [[خدمت]] استعمارند<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۴، ص۲۴۸. </ref>. زمینه مهم [[تحریف]]، به ویژه تحریف [[متون دینی]] و [[تفسیر]] و تأویل‌های بی‌جا از آن، [[جهل و نادانی]] [[مردم]] به این متون است و [[شناخت]] راه‌های مغالطه و تحریف، برای دورماندن از [[فریب]] آن، لازم به نظر می‌رسد<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۵، ص۱۲۰ و ج۲۲، ص۲۰۰-۲۰۲.</ref>.
به‌نظر برخی از اندیشمندان، تجددگرایی [[افراطی]] - که عبارت بود از «آراستن اسلام به آنچه در اسلام نیست و پیراستن آن از آنچه در اسلام هست»؛ تا اسلام باب طبع زمانه شود - آفت بزرگی برای [[نهضت]] است و [[پیش‌گیری]] از آن ضرورت دارد<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۴، ص۸۸. </ref>. از نظر وی خطر مکتب‌های التقاط‍ی همانند زیان مکتب‌های معارض اسلام، یا حتی بیشتر از آنهاست<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۴، ص۱۷۷.</ref> و التقاط‍ی‌ها دانسته یا ندانسته در [[خدمت]] استعمارند<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۴، ص۲۴۸. </ref>. زمینه مهم [[تحریف]]، به ویژه تحریف [[متون دینی]] و [[تفسیر]] و تأویل‌های بی‌جا از آن، [[جهل و نادانی]] [[مردم]] به این متون است و [[شناخت]] راه‌های مغالطه و تحریف، برای دورماندن از [[فریب]] آن، لازم به نظر می‌رسد<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۵، ص۱۲۰ و ج۲۲، ص۲۰۰-۲۰۲.</ref>.


ضرر کسانی را که با چهره [[دوست]] و به نام اسلام، از [[قرآن]] [[تفسیر به رأی]] می‌کنند و [[تفکرات]] خود را به اسلام نسبت می‌دهند، به مراتب بیش از زیان [[دشمنان]] ظاهری مانند [[امریکا]] است<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۸، ص۱۴۳ و ج۱۱، ص۶۷-۶۸.</ref> و تصویری که این گروه‌ها از اسلام ارائه می‌دهند، موجب بدنامی اسلام خواهد بود<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۱۱، ص۶۸.</ref>.
ضرر کسانی را که با چهره [[دوست]] و به نام اسلام، از [[قرآن]] [[تفسیر به رأی]] می‌کنند و [[تفکرات]] خود را به اسلام نسبت می‌دهند، به مراتب بیش از زیان [[دشمنان]] ظاهری مانند [[امریکا]] است<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۸، ص۱۴۳ و ج۱۱، ص۶۷-۶۸.</ref> و تصویری که این گروه‌ها از اسلام ارائه می‌دهند، موجب بدنامی اسلام خواهد بود<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۱۱، ص۶۸.</ref>.
خط ۵۱: خط ۵۸:
مقابله با جریان التقاط، محدود به مرزهای [[ایران]] نبود و [[اندیشمندان]] دیگری نیز در دیگر [[کشورهای اسلامی]]، در برابر آن موضع گرفتند. [[علما]] مبارزه با گروه‌های کمونیست پس از [[انقلاب]] [[عراق]] در قالب تألیف کتاب و مقاله، صدور [[فتوا]] و [[سخنرانی]] صورت گرفت<ref>تبرائیان، صفاءالدین، احیارگر حوزه نجف، زندگی و زمانه آیت‌الله العظمی حکیم، ص۳۵۳- ۳۶۴.</ref>.<ref>[[مسلم ناصری|ناصری، مسلم]]، [[التقاط - ناصری (مقاله)| مقاله «التقاط»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص ۱۷۷.</ref>
مقابله با جریان التقاط، محدود به مرزهای [[ایران]] نبود و [[اندیشمندان]] دیگری نیز در دیگر [[کشورهای اسلامی]]، در برابر آن موضع گرفتند. [[علما]] مبارزه با گروه‌های کمونیست پس از [[انقلاب]] [[عراق]] در قالب تألیف کتاب و مقاله، صدور [[فتوا]] و [[سخنرانی]] صورت گرفت<ref>تبرائیان، صفاءالدین، احیارگر حوزه نجف، زندگی و زمانه آیت‌الله العظمی حکیم، ص۳۵۳- ۳۶۴.</ref>.<ref>[[مسلم ناصری|ناصری، مسلم]]، [[التقاط - ناصری (مقاله)| مقاله «التقاط»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص ۱۷۷.</ref>


== [[گشایش]] باب [[اجتهاد]] و نظر ==
== گشایش باب اجتهاد و نظر ==
یکی از دانشمندان معاصر در عین حال که به شدت از التقاط و جریان‌های التقاطی [[پرهیز]] می‌داد، باب اجتهاد را باز می‌دانست و معتقد بود در [[نظام اسلامی]]، باب اجتهاد باید همواره باز باشد و دیدگاه‌های [[اجتهادی]] و [[فقهی]] در زمینه‌های مختلف، هرچند مخالف یکدیگر، آزادانه عرضه شود و کسی [[حق]] جلوگیری از آن را ندارد<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۱، ص۱۷۷.</ref>.
علمای [[شیعه]] در عین اینکه مردم را - در طول تاریخ - از پدیده التقاط و جریان‌های التقاطی برحذر می‌داشتند، باب اجتهاد را همواره باز می‌دانند و معتقد بوده و هستند دیدگاه‌های [[اجتهادی]] و [[فقهی]] در زمینه‌های مختلف، هرچند مخالف یکدیگر باشند، باید آزادانه عرضه شوند و کسی [[حق]] جلوگیری از آنها را ندارد<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۱، ص۱۷۷.</ref>.


ایشان به [[روحانیان]] [[تذکر]] می‌داد از اندیشه‌های مختلفی که بر اساس [[نیت]] [[پاک]] و [[عواطف]] و [[احساسات]] [[معنوی]] و [[عرفانی]] ابراز می‌شود، استقبال کنند و فوری بر آن برچسب التقاط و [[انحراف]] نزنند و اگر [[انحرافی]] را دیدند با بیانی آکنده از [[محبت]] و [[دوستی]] با آن برخورد کنند و راه درست را نشان دهند وگرنه این [[جوانان]] به [[گروه‌های انحرافی]] [[گرایش]] پیدا خواهند کرد که [[گناه]] آن کمتر از التقاط نیست<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۱، ص۹۸- ۹۹.</ref>.<ref>[[التقاط - ناصری (مقاله)| مقاله «التقاط»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص ۱۷۸.</ref>
دانشمندان مکتب [[اهل بیت]] {{عم}} همیشه از اندیشه‌های مختلفی که بر اساس [[نیت]] [[پاک]] و [[عواطف]] و [[احساسات]] [[معنوی]] و [[عرفانی]] ابراز می‌شوند، استقبال کرده و هیچگاه - همانند برخی از ادیان و مذاهب - بدون دلیل توجیه‌کننده‌ای بر آنها برچسب التقاط و [[انحراف]] نزده‌اند و اگر [[انحرافی]] را دیدند با بیانی آکنده از [[محبت]] و [[دوستی]] با آن برخورد کرده و راه درست را نشان می‌دادند. بی‌شک اگر راهی غیر از این دنبال شود، منجر خواهد شد به اینکه [[جوانان]] و افراد بی‌اطلاع یا غیر متخصص جامعه به [[گروه‌های انحرافی]] [[گرایش]] پیدا کنند که [[گناه]] آن کمتر از التقاط نیست<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۱، ص۹۸- ۹۹.</ref>.<ref>[[مسلم ناصری|ناصری، مسلم]]، [[التقاط - ناصری (مقاله)| مقاله «التقاط»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص ۱۷۸.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۶۰: خط ۶۷:
# [[پرونده:IM009734.jpg|22px]] [[مسلم ناصری|ناصری، مسلم]]، [[التقاط - ناصری (مقاله)| مقاله «التقاط»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۲''']]
# [[پرونده:IM009734.jpg|22px]] [[مسلم ناصری|ناصری، مسلم]]، [[التقاط - ناصری (مقاله)| مقاله «التقاط»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۲''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:1100619.jpg|22px]] [[سید سعید لواسانی|لواسانی، سید سعید]]، [[منطق فهم اسلام - لواسانی (مقاله)|مقاله «منطق فهم اسلام»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ (کتاب)|'''منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش