اسماعیل بن جابر بن یزید جعفی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲: خط ۲:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
نخستین بار [[بحرانی]]، [[اسماعیل بن جابر]] را در فهرست [[راویان]] و [[اصحاب امام رضا]] {{ع}} و از کسانی که [[حدیثی]] از او آورده، ذکر کرده<ref>عوالم العلوم، ج۲۲، ص۵۶۶.</ref> اما چنان که شیوه اوست سندی برای مدعای خویش ارائه نکرده است. پس از او [[میرزای نوری]]، به نقل از کتاب [[میراث]] [[دعائم الاسلام]] [[قاضی]] نعمان [[مغربی]]، حدیثی را از شخصی به نام [[حذیفة بن منصور]] نقل می‌کند که گفت: یکی از [[برادران]] من از [[دنیا]] رفت و فقط دختری از وی باقی ماند. از اسماعیل بن جابر خواستم تا از [[ابوالحسن]] [[علی]] درباره چگونگی [[ارث‌بری]] او سؤال نماید. او پس از اخذ پاسخ از [[امام]]، چنین [[روایت]] کرده است که تمام [[اموال]] از آن دختر خواهد بود<ref>خاتمة المستدرک، ج۱، ص۱۳۳.</ref>. نوری پس از چند صفحه، به [[صراحت]] «ابوالحسن» مذکور در [[حدیث]] را به [[امام رضا]] {{ع}} [[تفسیر]] می‌کند<ref>خاتمة المستدرک، ج۱، ص۱۴۲.</ref> و بر این اساس، اسماعیل را از راویان و [[اصحاب]] آن امام به شمار می‌آورد. البته روایت مذکور در کتاب پیش‌گفته که هم اکنون در [[اختیار]] است دیده نمی‌شود، اما شاید در نسخه‌ای که نوری از آن بهره گرفته، وجود داشته است. این حدیث در متون دیگر حدیثی [[شیعه]] نیز دیده نمی‌شود. فقط خویی با این بیان که «آنچه از قاضی نعمان در کتاب میراث روایت شده است» به ارزیابی مدعای مذکور می‌پردازد که ابوالحسن آمده در روایت کیست. وی بر این [[باور]] است که در این حدیث هیچ قرینه‌ای که نشان دهد مراد از ابوالحسن، امام رضا {{ع}} باشد، وجود ندارد. از این رو، وی محتمل می‌داند آن شخص، [[حضرت علی]] {{ع}} باشد، هر چند خود با طرح این مطلب که چون وی از [[اصحاب امام باقر]] {{ع}} است و طبعاً از [[امام علی]] {{ع}} فاصله زمانی زیادی دارد، پس نمی‌تواند [[راوی]] مطلبی از آن [[حضرت]] باشد، آن نظر را چندان [[استوار]] نمی‌داند و مردود می‌شمارد. همچنان که به همان دلیل، نمی‌تواند بپذیرد مقصود از آن، [[حضرت رضا]] {{ع}} باشد. او در نهایت، [[روایت]] را نیز خالی از اشکال نمی‌داند<ref>معجم رجال الحدیث، ج۲۰، ص۱۸۶.</ref>. به هر حال، هیچ یک از رجالیون کهن، اسماعیل را از [[راویان امام رضا]] {{ع}} به حساب نیاورده‌اند، بلکه [[راوی]] دیگر [[امامان]] دانسته‌اند و روایتی از وی نیز از طریق او از آن [[حضرت]] در متون [[روایی]] موجود ثبت نشده است.
نخستین بار [[بحرانی]]، [[اسماعیل بن جابر]] را در فهرست [[راویان]] و [[اصحاب امام رضا]] {{ع}} و از کسانی که [[حدیثی]] از او آورده، ذکر کرده<ref>عوالم العلوم، ج۲۲، ص۵۶۶.</ref> اما چنان که شیوه اوست سندی برای مدعای خویش ارائه نکرده است. پس از او [[میرزای نوری]]، به نقل از کتاب [[میراث]] [[دعائم الاسلام]] [[قاضی نعمان مغربی]]، حدیثی را از شخصی به نام [[حذیفة بن منصور]] نقل می‌کند که گفت: یکی از [[برادران]] من از [[دنیا]] رفت و فقط دختری از وی باقی ماند. از اسماعیل بن جابر خواستم تا از [[ابوالحسن علی]] درباره چگونگی [[ارث‌بری]] او سؤال نماید. او پس از اخذ پاسخ از [[امام]]، چنین [[روایت]] کرده است که تمام [[اموال]] از آن دختر خواهد بود<ref>خاتمة المستدرک، ج۱، ص۱۳۳.</ref>. نوری پس از چند صفحه، به [[صراحت]] «ابوالحسن» مذکور در [[حدیث]] را به [[امام رضا]] {{ع}} [[تفسیر]] می‌کند<ref>خاتمة المستدرک، ج۱، ص۱۴۲.</ref> و بر این اساس، اسماعیل را از راویان و [[اصحاب]] آن امام به شمار می‌آورد. البته روایت مذکور در کتاب پیش‌گفته که هم اکنون در [[اختیار]] است دیده نمی‌شود، اما شاید در نسخه‌ای که نوری از آن بهره گرفته، وجود داشته است. این حدیث در متون دیگر حدیثی [[شیعه]] نیز دیده نمی‌شود. فقط خویی با این بیان که «آنچه از قاضی نعمان در کتاب میراث روایت شده است» به ارزیابی مدعای مذکور می‌پردازد که ابوالحسن آمده در روایت کیست. وی بر این [[باور]] است که در این حدیث هیچ قرینه‌ای که نشان دهد مراد از ابوالحسن، امام رضا {{ع}} باشد، وجود ندارد. از این رو، وی محتمل می‌داند آن شخص، [[حضرت علی]] {{ع}} باشد، هر چند خود با طرح این مطلب که چون وی از [[اصحاب امام باقر]] {{ع}} است و طبعاً از [[امام علی]] {{ع}} فاصله زمانی زیادی دارد، پس نمی‌تواند [[راوی]] مطلبی از آن [[حضرت]] باشد، آن نظر را چندان [[استوار]] نمی‌داند و مردود می‌شمارد. همچنان که به همان دلیل، نمی‌تواند بپذیرد مقصود از آن، [[حضرت رضا]] {{ع}} باشد. او در نهایت، [[روایت]] را نیز خالی از اشکال نمی‌داند<ref>معجم رجال الحدیث، ج۲۰، ص۱۸۶.</ref>. به هر حال، هیچ یک از رجالیون کهن، اسماعیل را از [[راویان امام رضا]] {{ع}} به حساب نیاورده‌اند، بلکه [[راوی]] دیگر [[امامان]] دانسته‌اند و روایتی از وی نیز از طریق او از آن [[حضرت]] در متون [[روایی]] موجود ثبت نشده است.


[[شیخ طوسی]] ذیل سه مدخل، از چنین فردی سخن به میان آورده است. ابتدا از عنوان [[اسماعیل بن جابر]] و با [[لقب]] خثعمی [[کوفی]] در شمار [[اصحاب امام]] پنجم [[محمد بن علی بن حسین]] {{عم}} یاد کرده و با اوصافی چون [[ثقه]] و [[ممدوح]] او را ستوده و آورده او دارای اصولی است که [[صفوان بن یحیی]] آن را روایت کرده است<ref>رجال الطوسی، ص۱۲۴.</ref>. سپس همان نام را با لقب [[جعفی]] کوفی و بدون هیچ توصیف دیگری در شمار اصحاب امام ششم [[جعفر بن محمد]] {{عم}} بر شمرده است<ref>رجال الطوسی، ص۱۶۰.</ref>. پس از آن، از عنوان اسماعیل بن جابر به صورت مطلق سخن گفته، بی‌آنکه درباره [[شخصیت]] او هیچ گونه ارزیابی‌ای انجام دهد و او را نیز در شمار اصحاب امام هفتم [[موسی کاظم]] {{ع}} نام برده و متذکر شده که از امامان پیش‌تر، یعنی [[امام باقر]] {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}}، نیز روایت کرده است<ref>رجال الطوسی، ص۳۳۱.</ref>. اما شیخ در الفهرست تنها از نام اسماعیل بن جابر، بدون لقب جعفی یا خثعمی، یاد کرده و می‌نویسد: او دارای [[کتابی]] است که ابن ابی‌جید آن را از قول [[ابن ولید]] از صفار از [[محمد بن عیسی بن عبید]]، از [[صفوان]] از اسماعیل روایت کرده است<ref>الفهرست، طوسی، ص۵۳.</ref>.
[[شیخ طوسی]] ذیل سه مدخل، از چنین فردی سخن به میان آورده است. ابتدا از عنوان [[اسماعیل بن جابر]] و با [[لقب]] خثعمی [[کوفی]] در شمار [[اصحاب امام]] پنجم [[محمد بن علی بن حسین]] {{عم}} یاد کرده و با اوصافی چون [[ثقه]] و [[ممدوح]] او را ستوده و آورده او دارای اصولی است که [[صفوان بن یحیی]] آن را روایت کرده است<ref>رجال الطوسی، ص۱۲۴.</ref>. سپس همان نام را با لقب [[جعفی]] کوفی و بدون هیچ توصیف دیگری در شمار اصحاب امام ششم [[جعفر بن محمد]] {{عم}} بر شمرده است<ref>رجال الطوسی، ص۱۶۰.</ref>. پس از آن، از عنوان اسماعیل بن جابر به صورت مطلق سخن گفته، بی‌آنکه درباره [[شخصیت]] او هیچ گونه ارزیابی‌ای انجام دهد و او را نیز در شمار اصحاب امام هفتم [[موسی کاظم]] {{ع}} نام برده و متذکر شده که از امامان پیش‌تر، یعنی [[امام باقر]] {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}}، نیز روایت کرده است<ref>رجال الطوسی، ص۳۳۱.</ref>. اما شیخ در الفهرست تنها از نام اسماعیل بن جابر، بدون لقب جعفی یا خثعمی، یاد کرده و می‌نویسد: او دارای [[کتابی]] است که ابن ابی‌جید آن را از قول [[ابن ولید]] از صفار از [[محمد بن عیسی بن عبید]]، از [[صفوان]] از اسماعیل روایت کرده است<ref>الفهرست، طوسی، ص۵۳.</ref>.
۲۲۷٬۳۸۰

ویرایش