پرش به محتوا

اسامة بن اخدری تمیمی شقری: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'داود' به 'داوود'
جز (جایگزینی متن - 'داود' به 'داوود')
خط ۶: خط ۶:
از [[زندگی]] و [[زمان]] درگذشت [[اسامه]] اطلاعی در دست نیست، جز آنکه او را در شمار [[اصحاب]] آورده<ref>ابونعیم، ج۱، ص۲۲۹؛ ابن عبدالبر، ج۱، ص۱۷۳.</ref>، گفته‌اند در حالی که [[مسلمان]] شده بود، نزد [[رسول خدا]] {{صل}} آمد<ref>ابن حبان، ج۳، ص۳.</ref> و در [[بصره]] سکونت گزید<ref>ابونعیم، ج۱، ص۲۲۹؛ ابن عبدالبر، ج۱، ص۱۷۳؛ ابن اثیر، ج۱، ص۱۹۴.</ref>
از [[زندگی]] و [[زمان]] درگذشت [[اسامه]] اطلاعی در دست نیست، جز آنکه او را در شمار [[اصحاب]] آورده<ref>ابونعیم، ج۱، ص۲۲۹؛ ابن عبدالبر، ج۱، ص۱۷۳.</ref>، گفته‌اند در حالی که [[مسلمان]] شده بود، نزد [[رسول خدا]] {{صل}} آمد<ref>ابن حبان، ج۳، ص۳.</ref> و در [[بصره]] سکونت گزید<ref>ابونعیم، ج۱، ص۲۲۹؛ ابن عبدالبر، ج۱، ص۱۷۳؛ ابن اثیر، ج۱، ص۱۹۴.</ref>


[[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، ج۱، ص۲۰۱.</ref>، در بخش نخست ([[صحابه]]) از وی یاد کرده و با اشاره به خبر [[ابن حبان]] و [[اسلام آوردن]] اسامه، به نقل از پسرعمویش، [[بشیر بن میمون]]، روایتی نقل کرده است. براساس این [[روایت]]، گروهی از قبیله اسامه - شقره به [[خدمت]] رسول خدا {{صل}} آمدند که در میان آنان مردی درشت اندام به نام أضرم حضور داشت. أصرم از آن [[حضرت]] خواست تا نام غلامی را که او از [[حبشه]] خریده بود [[تغییر]] داده و برایش [[دعا]] کند. آن حضرت از او پرسید نامت چیست؟ گفت: اصرم؛ فرمود: نام تو زرعه باشد. سپس پرسید: برای غلامت چه نامی در نظر داری؟ گفت: [[راعی]]؛ رسول خدا {{صل}} [[دست]] یا انگشتان آن [[غلام]] را گرفت و فرمود: نام او [[عاصم]] است<ref>ابوداود، ج۲، ص۴۶۷؛ حاکم، ج۴، ص۲۷۶؛ ابن ابی عاصم، ج۲، ص۴۲۷؛ ابونعیم، ج۱، ص۲۲۹؛ ابن اثیر، ج۱، ص۱۹۴؛ ابن حجر، ج۱، ص۲۰۲.</ref><ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «اسامه حنفی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص:۳۶.</ref>
[[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، ج۱، ص۲۰۱.</ref>، در بخش نخست ([[صحابه]]) از وی یاد کرده و با اشاره به خبر [[ابن حبان]] و [[اسلام آوردن]] اسامه، به نقل از پسرعمویش، [[بشیر بن میمون]]، روایتی نقل کرده است. براساس این [[روایت]]، گروهی از قبیله اسامه - شقره به [[خدمت]] رسول خدا {{صل}} آمدند که در میان آنان مردی درشت اندام به نام أضرم حضور داشت. أصرم از آن [[حضرت]] خواست تا نام غلامی را که او از [[حبشه]] خریده بود [[تغییر]] داده و برایش [[دعا]] کند. آن حضرت از او پرسید نامت چیست؟ گفت: اصرم؛ فرمود: نام تو زرعه باشد. سپس پرسید: برای غلامت چه نامی در نظر داری؟ گفت: [[راعی]]؛ رسول خدا {{صل}} [[دست]] یا انگشتان آن [[غلام]] را گرفت و فرمود: نام او [[عاصم]] است<ref>ابوداوود، ج۲، ص۴۶۷؛ حاکم، ج۴، ص۲۷۶؛ ابن ابی عاصم، ج۲، ص۴۲۷؛ ابونعیم، ج۱، ص۲۲۹؛ ابن اثیر، ج۱، ص۱۹۴؛ ابن حجر، ج۱، ص۲۰۲.</ref><ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «اسامه حنفی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص:۳۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۲۲۷٬۳۸۰

ویرایش