جز
جایگزینی متن - 'معاویه بن ابی سفیان' به 'معاویة بن ابیسفیان'
جز (جایگزینی متن - 'ابن شهر آشوب' به 'ابنشهرآشوب') |
جز (جایگزینی متن - 'معاویه بن ابی سفیان' به 'معاویة بن ابیسفیان') |
||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
== فهریان و [[همسویی]] با [[سیاست]] [[حاکم]] == | == فهریان و [[همسویی]] با [[سیاست]] [[حاکم]] == | ||
=== [[همگرایی]] با [[دولت]] «[[قریش]]» === | === [[همگرایی]] با [[دولت]] «[[قریش]]» === | ||
دادههای منابع حکایت از آن میکند که فهریان نسبت به [[قبیله قریش]] [[تعصب]] ویژهای داشتهاند. [[خط مشی]] افراد این [[قبیله]] در [[روزگار]] [[صدر اسلام]] [[گواهی]] بر این مطلب است، چنان که [[ضرار بن خطاب]] در جنگ بدر با خود [[عهد]] کرده بود که هیچ یک از افراد قریش را نکشد.<ref>جمحی، طبقات فحول الشعراء، ج۱، ص۲۵۲.</ref> در روزگار [[چیرگی]] گفتمان «[[امامت]] قریش»، بنی فهر خصوصاً بیشتر چهرههای برجسته [[بنی محارب]] با خلیفگان نخستین و [[بنی امیه]]<ref>آنان با بنی امیه ارتباطی بسیار وثیق و محکم داشتند چندان که در ایام حکومت خلفای اموی از مهمترین یاران این حکومت بودند و افراد بسیاری از آنان امارت شهرها و مناطق مختلف خصوصاً در شمال افریقا را عهده دار بودند. آنان حتی پس از انقراض حکومت بنی امیه در خاور اسلامی، با بقایای امویان در اندلس همکاری صمیمانه ای داشتند. (جهت مطالعه ر. ک. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۷۸-۱۸۰)</ref> [[ارتباط]] نزدیکی داشتند<ref>تاریخ و تمدن اسلامی، مقاله «بررسی مقایسه ای نقش دو تیره بنی فهر در تحولات صدر اسلام (با تکیه بر هملکرد صحابیان آنها)»، رضا کردی، ص۱۶.</ref> و برخی از آنان در رخدادهای [[سیاسی]] آن [[روزگار]] ایفای نقش کردند، چنان که [[ابو عبیده جراح]] از کسانی بود که در [[ماجرای سقیفه]] و دیگر وقایع سیاسی ایام [[خلفا]] ایفای نقش کرد.<ref>جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ص۴۹، ۵۱، ۶۱، ۶۳، ۶۴، ۶۶، ۹۳، ۱۶۴.</ref> حتی نقل شده که [[اصحاب]] شورایی که [[عمر]] برای [[تعیین جانشین]] خود [[انتخاب]] نموده بود، پس از کشته شدن عمر، در [[منزل]] یکی از همین فهریان یعنی [[فاطمه]] [[خواهر]] [[ضحاک بن قیس]] -که از [[مهاجران]] نخستین و زنی [[زیبا]] و [[خردمند]] بود، <ref>ابن حجر، الاصابه، ج۸، ص۲۷۶</ref> - گرد آمده بودند.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۱۰-۱۹۱۰.</ref> علاوه بر آن، [[رجال]] بسیاری از این [[طایفه]] در شمار عوامل [[حکومتی]] خلفای ثلاث و نیز [[ | دادههای منابع حکایت از آن میکند که فهریان نسبت به [[قبیله قریش]] [[تعصب]] ویژهای داشتهاند. [[خط مشی]] افراد این [[قبیله]] در [[روزگار]] [[صدر اسلام]] [[گواهی]] بر این مطلب است، چنان که [[ضرار بن خطاب]] در جنگ بدر با خود [[عهد]] کرده بود که هیچ یک از افراد قریش را نکشد.<ref>جمحی، طبقات فحول الشعراء، ج۱، ص۲۵۲.</ref> در روزگار [[چیرگی]] گفتمان «[[امامت]] قریش»، بنی فهر خصوصاً بیشتر چهرههای برجسته [[بنی محارب]] با خلیفگان نخستین و [[بنی امیه]]<ref>آنان با بنی امیه ارتباطی بسیار وثیق و محکم داشتند چندان که در ایام حکومت خلفای اموی از مهمترین یاران این حکومت بودند و افراد بسیاری از آنان امارت شهرها و مناطق مختلف خصوصاً در شمال افریقا را عهده دار بودند. آنان حتی پس از انقراض حکومت بنی امیه در خاور اسلامی، با بقایای امویان در اندلس همکاری صمیمانه ای داشتند. (جهت مطالعه ر. ک. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۷۸-۱۸۰)</ref> [[ارتباط]] نزدیکی داشتند<ref>تاریخ و تمدن اسلامی، مقاله «بررسی مقایسه ای نقش دو تیره بنی فهر در تحولات صدر اسلام (با تکیه بر هملکرد صحابیان آنها)»، رضا کردی، ص۱۶.</ref> و برخی از آنان در رخدادهای [[سیاسی]] آن [[روزگار]] ایفای نقش کردند، چنان که [[ابو عبیده جراح]] از کسانی بود که در [[ماجرای سقیفه]] و دیگر وقایع سیاسی ایام [[خلفا]] ایفای نقش کرد.<ref>جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ص۴۹، ۵۱، ۶۱، ۶۳، ۶۴، ۶۶، ۹۳، ۱۶۴.</ref> حتی نقل شده که [[اصحاب]] شورایی که [[عمر]] برای [[تعیین جانشین]] خود [[انتخاب]] نموده بود، پس از کشته شدن عمر، در [[منزل]] یکی از همین فهریان یعنی [[فاطمه]] [[خواهر]] [[ضحاک بن قیس]] -که از [[مهاجران]] نخستین و زنی [[زیبا]] و [[خردمند]] بود، <ref>ابن حجر، الاصابه، ج۸، ص۲۷۶</ref> - گرد آمده بودند.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۱۰-۱۹۱۰.</ref> علاوه بر آن، [[رجال]] بسیاری از این [[طایفه]] در شمار عوامل [[حکومتی]] خلفای ثلاث و نیز [[معاویة بن ابیسفیان]] و دیگر [[حکام اموی]] قرار گرفتند که از جمله آنان میتوان به نام [[عیاض بن غنم]] اشاره کرد. [[عیاض]] مدتی از سوی [[عمر بن خطاب]]، عهدهدار [[امارت]] قنسرین و جزیره بود<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۷۴</ref> و پس از برکناری او، عمر، [[حبیب بن مسلمه فهری]] را مدتی [[کارگزار]] خود بر این مناطق قرار داد.<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۵، ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۲۰.</ref> حبیب پس از [[انتصاب]] [[عثمان]] به [[خلافت]] نیز، به دستور [[خلیفه]] و توسط [[معاویة بن ابوسفیان]] – فرماندار عمر و عثمان بر [[شام]] و جزیره- جهت تصدیگری امر [[کارگزاری]] خلیفه به ارمنستان فرستاده شد.<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ص۱۹۶.</ref> در هنگام [[شورش]] مردمی علیه [[عثمان]] و در پی [[استمداد]] [[خلیفه]] از [[معاویه]]، وی، [[حبیب بن مسلمه]] را با لشکری، جهت [[یاری]] خلیفه به [[مدینه]] فرستاد.<ref>ابن شبه، تاریخ المدینة المنوره، ج۴،ص۱۲۸۹،ضبی، الفتنة و وقعة الجمل، ص۶۲.</ref> حبیب در [[وادی القری]] خبر [[کشته شدن عثمان]] را دریافت کرد و از این رو به [[شام]] بازگشت. او پس از کشته شدن عثمان، پیوسته با معاویه همراه بود و وی را در [[جنگها]] از جمله [[نبرد صفین]] [[همراهی]] نمود.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۲۱.</ref> یک بار معاویه او را همراه با گروهی نزد [[امام علی]]{{ع}} فرستاد. او در [[حضور امام]] از عثمان به [[نیکی]] یاد کرد و [[یاران]] [[حضرت]] را به [[قتل]] او متهم کرد که با پاسخ [[قاطع]] و محکم [[امام]] مواجه شد.<ref>نک: صقوت، جمهرة خطب العرب، ج۱، ص۳۳۵.</ref> حکایتهای حبیب بن مسلمه درباره [[معاویة بن ابوسفیان]] نشان میدهد که وی رابطه [[استواری]] با معاویه داشته است.<ref>نک: ابن فضل الله عمری، مسالک الابصار، ج۲۴، ص۳۵۴.</ref> وی همچنین در سال ۴۲ هجری، بار دیگر از سوی معاویه، [[والی]] ارمنستان گردید و گویا همان سال<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۰۵.</ref> و ظاهراً در همان جا در گذشت.<ref>ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۸۱، ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۲۱.</ref> [[زیاد بن نعیم فهری]] هم از دیگر چهرههای [[قبیله]] فهر است که در جریان محاصره اشغال [[خانه]] عثمان کشته شد.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲،ص۵۳۴، طبری، تاریخ، ج۲، ص۶۷۱ و ج۴، ص۳۸۳.</ref> [[ابن کثیر]] او را از یاران برجسته عثمان دانسته است.<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷،ص۱۸۸؛ تاریخ و تمدن اسلامی، مقاله «بررسی مقایسه ای نقش دو تیره بنی فهر در تحولات صدر اسلام (با تکیه بر هملکرد صحابیان آنها)»، رضا کردی، ص۲۰.</ref> [[ضحاک بن قیس فهری]] هم از [[رجال]] معروف بنی فهر است. وی [[رئیس]] [[شرطه]] معاویه بود و پس از [[زیاد بن ابیه]]، از سال ۵۳ تا ۵۷ [[والی کوفه]] بود.<ref>ابن تغری بردی، النجوم الزاهره، ج۱، ص۴۴؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۱۹.</ref> او در یکی از غاراتی که علیه ولایات تابعه [[حکومت امام علی]]{{ع}} صورت گرفت، [[فرماندهی]] جمعی از [[شامیان]] را بر عهده داشت.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۳۷.</ref> همچنین، [[معاویه]] به هنگام حرکت به سوی [[عراق]] جهت [[رویارویی]] با [[سپاه امام حسن]]{{ع}}، [[ضحاک بن قیس]] را [[جانشین]] خود در [[شام]] قرار داد.<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱،ص۲۰۷، بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۶.</ref> [[ضحاک]] معاویه را ستون [[خیمه]] [[عرب]] میدانست.<ref>صقوت، جمهرة خطب العرب، ج۲، ص۲۷۹.</ref> وی در آستانه [[مرگ معاویه]]، به همراه [[مسلم بن عقبه مری]] از سوی او [[مأموریت]] یافتند تا با طرح موضوع [[جانشینی]] [[یزید]]، وی را جهت پذیرش [[منصب]] [[خلافت]] آماده کنند. ضحاک بن قیس در جهت [[بیعت]] ستاندن از بزرگان برای یزید سعی بسیار کرد.<ref>صقوت، جمهرة خطب العرب، ج۲، ص۲۳۶-۲۳۸.</ref> ضحاک تا [[مرگ یزید]] با او بود و پس ازوی با پسرش معاویه دوم [[همراهی]] نمود. | ||
[[ضرار بن خطاب]] هم از مریدان و ارادتمندان [[خاندان اموی]] بود چندان که بمانند بسیاری دیگر از هواداران [[آل امیه]] رهسپار شام شد و تا پایان [[عمر]] در آنجا به سر برد.<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۰۰.</ref> | [[ضرار بن خطاب]] هم از مریدان و ارادتمندان [[خاندان اموی]] بود چندان که بمانند بسیاری دیگر از هواداران [[آل امیه]] رهسپار شام شد و تا پایان [[عمر]] در آنجا به سر برد.<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۰۰.</ref> | ||