پرش به محتوا

نظام: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۱ نوامبر ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۲: خط ۵۲:
*نمونه دوم: اقبال لاهوری می نویسد: "هدف اساسی قرآن بیدار کردن عالی ترین آگاهی آدمی است تا روابط چند جانبه‌ خود‌ را با‌ خدا و جهان فهم کند". مسئله [[اسلام]] در نتیجۀ مبارزه دو جانبه و در عین حال جاذبۀ دو جانبه‌ ای طرح شد که دو نیروی دین و تمدن عوامل آن بودند. همین مسئله‌ در دوران نخستین مسیحیت‌ نیز‌ پیدا شده بود. نقطه اساسی در دین مسیحیت، یافتن یک پایۀ مستقلی برای زندگی نفسانی است که به گفته موسس این دین، بتواند تعالی پیدا کند، و این تعالی در نتیجه تأثیر‌ نیروهای جهانی خارج از نفس نباشد، بلکه در نتیجه اکتشاف جهان تازه ای در داخل نفس باشد، [[اسلام]] کاملاً با این بینش درونی موافق است و آن را با بصیرت دیگری تکمیل‌ می‌ کند، و آن اینکه روشنی جهان تازه ای که به این صورت کشف شده چیزی بیرون از عالم ماده نیست بلکه در سراسر آن نفوذ و جریان دارد.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی]]، [[پژوهش‌های اعتقادی کلامی، ش 8، ص 52]]</ref>
*نمونه دوم: اقبال لاهوری می نویسد: "هدف اساسی قرآن بیدار کردن عالی ترین آگاهی آدمی است تا روابط چند جانبه‌ خود‌ را با‌ خدا و جهان فهم کند". مسئله [[اسلام]] در نتیجۀ مبارزه دو جانبه و در عین حال جاذبۀ دو جانبه‌ ای طرح شد که دو نیروی دین و تمدن عوامل آن بودند. همین مسئله‌ در دوران نخستین مسیحیت‌ نیز‌ پیدا شده بود. نقطه اساسی در دین مسیحیت، یافتن یک پایۀ مستقلی برای زندگی نفسانی است که به گفته موسس این دین، بتواند تعالی پیدا کند، و این تعالی در نتیجه تأثیر‌ نیروهای جهانی خارج از نفس نباشد، بلکه در نتیجه اکتشاف جهان تازه ای در داخل نفس باشد، [[اسلام]] کاملاً با این بینش درونی موافق است و آن را با بصیرت دیگری تکمیل‌ می‌ کند، و آن اینکه روشنی جهان تازه ای که به این صورت کشف شده چیزی بیرون از عالم ماده نیست بلکه در سراسر آن نفوذ و جریان دارد.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی]]، [[پژوهش‌های اعتقادی کلامی، ش 8، ص 52]]</ref>
*در اسلام، فکری و واقعی‌، یا‌ معنوی و مادی، دو نیروی مخالف نیستند که با هم سازگار نباشند. حیات جزء معنوی در این نیست که آدمی از جزء مادی و واقعی قطع علاقه کامل کند که این‌ خود‌ سبب خرد کردن کلیت اساسی زندگی و تبدیل آن به تعارضات دردناک می شود، بلکه در این است که جزء معنوی پیوسته در آن بکوشد که جزء مادی را بدان‌ منظور‌ در‌ خدمت خود بگیرد که سر‌ انجام‌ آن‌ را جذب کند و به صورت خود در آورد و تمام وجود آن را نورانی سازد. تعارض حاد میان شخص و شئ و میان عوامل‌ ریاضی‌ در‌ خارج و عامل زیست شناختی در داخل، چیزی است‌ که‌ در مسیحیت اثر گذاشته بود. ولی [[اسلام]] با نظری به این تعارض می نگرد که می خواهد آن را‌ از‌ میان‌ بردارد<ref>اقبال لاهوری، محمد، احیای فکر دینی در اسلام</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی]]، [[پژوهش‌های اعتقادی کلامی، ش 8، ص 53]]</ref>
*در اسلام، فکری و واقعی‌، یا‌ معنوی و مادی، دو نیروی مخالف نیستند که با هم سازگار نباشند. حیات جزء معنوی در این نیست که آدمی از جزء مادی و واقعی قطع علاقه کامل کند که این‌ خود‌ سبب خرد کردن کلیت اساسی زندگی و تبدیل آن به تعارضات دردناک می شود، بلکه در این است که جزء معنوی پیوسته در آن بکوشد که جزء مادی را بدان‌ منظور‌ در‌ خدمت خود بگیرد که سر‌ انجام‌ آن‌ را جذب کند و به صورت خود در آورد و تمام وجود آن را نورانی سازد. تعارض حاد میان شخص و شئ و میان عوامل‌ ریاضی‌ در‌ خارج و عامل زیست شناختی در داخل، چیزی است‌ که‌ در مسیحیت اثر گذاشته بود. ولی [[اسلام]] با نظری به این تعارض می نگرد که می خواهد آن را‌ از‌ میان‌ بردارد<ref>اقبال لاهوری، محمد، احیای فکر دینی در اسلام</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی]]، [[پژوهش‌های اعتقادی کلامی، ش 8، ص 53]]</ref>
==مراحل نظام‌سازی==
==مراحل و فرآیند نظام‌سازی اسلامی==


==شاخصه های نظام‌مندی‌==
==شاخصه های نظام‌مندی‌==
۱۲۹٬۸۷۷

ویرایش