ابوسعید خدری: تفاوت میان نسخه‌ها

۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۴ نوامبر ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'بنی المصطلق' به 'بنی‌المصطلق'
جز (جایگزینی متن - 'بنی المصطلق' به 'بنی‌المصطلق')
خط ۲: خط ۲:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
نام وی، [[سعد بن مالک بن سنان خزرجی]] از خُدره، تیره‌ای از [[بنی عوف بن حارث]] است<ref>ابن کلبی، ج۲، ص۷۲.</ref>. او از مشاهیر و جوان‌ترین فقهای [[صحابه]] [[مدینه]] به شمار می‌آمد<ref>ابن سعد، ج۲، ص۲۸۵؛ ذهبی، العبر، ج۱، ص۶۱.</ref>. خدره، جد اعلای ابوسعید به ابجر<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۳۵؛ ابن اثیر، ج۶، ص۱۳۸.</ref> و نیای سوم او به سنان [[شهید]] [[شهرت]] داشت<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۳۵.</ref>. مادرش انیسه دختر ابوحارثه از تیره بنی نجار بود<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۶۶.</ref>، ابوسعید در [[احد]] سیزده سال داشت و پدرش بر شرکت او در [[جنگ]] پافشاری کرد، اما [[رسول خدا]] {{صل}} به دلیل کم بودن سن ابوسعید، مانع شرکت او در جنگ [[أحد]] شد<ref>بلاذری، ج۱، ص۳۸۶؛ ذهبی، تاریخ، ج۵، ص۵۵۳.</ref>، اما خود مالک بن سنان در [[جنگ احد]] به [[شهادت]] رسید <ref>واقدی، ج۱، ص۳۰۲.</ref>. گویا ابوسعید نخستین بار در [[غزوه]] [[بنی المصطلق]] شرکت کرد و در آن ایام پانزده سال داشت<ref>واقدی، ج۱، ص۴۱۳؛ ابن اثیر، ج۶، ص۱۳۸.</ref>. او بعد از آن، در تمام [[غزوات]] رسول خدا {{صل}} شرکت کرد<ref>مزی، ج۷، ص۱۱۵.</ref>.
نام وی، [[سعد بن مالک بن سنان خزرجی]] از خُدره، تیره‌ای از [[بنی عوف بن حارث]] است<ref>ابن کلبی، ج۲، ص۷۲.</ref>. او از مشاهیر و جوان‌ترین فقهای [[صحابه]] [[مدینه]] به شمار می‌آمد<ref>ابن سعد، ج۲، ص۲۸۵؛ ذهبی، العبر، ج۱، ص۶۱.</ref>. خدره، جد اعلای ابوسعید به ابجر<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۳۵؛ ابن اثیر، ج۶، ص۱۳۸.</ref> و نیای سوم او به سنان [[شهید]] [[شهرت]] داشت<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۳۵.</ref>. مادرش انیسه دختر ابوحارثه از تیره بنی نجار بود<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۶۶.</ref>، ابوسعید در [[احد]] سیزده سال داشت و پدرش بر شرکت او در [[جنگ]] پافشاری کرد، اما [[رسول خدا]] {{صل}} به دلیل کم بودن سن ابوسعید، مانع شرکت او در جنگ [[أحد]] شد<ref>بلاذری، ج۱، ص۳۸۶؛ ذهبی، تاریخ، ج۵، ص۵۵۳.</ref>، اما خود مالک بن سنان در [[جنگ احد]] به [[شهادت]] رسید <ref>واقدی، ج۱، ص۳۰۲.</ref>. گویا ابوسعید نخستین بار در [[غزوه]] [[بنی‌المصطلق]] شرکت کرد و در آن ایام پانزده سال داشت<ref>واقدی، ج۱، ص۴۱۳؛ ابن اثیر، ج۶، ص۱۳۸.</ref>. او بعد از آن، در تمام [[غزوات]] رسول خدا {{صل}} شرکت کرد<ref>مزی، ج۷، ص۱۱۵.</ref>.


رسول خدا {{صل}} میان وی و حویصه [[پیمان برادری]] بست<ref>ابن سعد، ج۲، ص۹۶.</ref>. ابوسعید در جنگ‌های [[صفین]] و [[نهروان]] [[امام علی]] {{ع}} را در [[نبرد]] با [[قاسطین]] و [[مارقین]] [[همراهی]] کرد<ref>طوسی، رجال، ص۴۳؛ سید مرتضی ص۱۴۲.</ref>. ظاهرا علت شرکت او در این [[جنگ‌ها]]، [[حدیثی]] است که نقل کرده است: رسول خدا {{صل}} ما را به جنگ [[ناکثین]]، [[قاسطین]] و مارقین [[امر]] کرد. گفتیم: یا [[رسول الله]]! ما را به جنگ با این گروه همراه چه کسی امر می‌کنی. فرمود: "همراه [[علی بن ابی طالب]]"<ref>ابن اثیر، ج۲، ص۴۵۹؛ ابن عساکر، ص۴۲ و ۴۷۱.</ref>. وی احادیثی بر [[ضد]] [[بنی امیه]]، از رسول خدا {{صل}} نقل کرده است<ref>بلاذری، ج۵، ص۱۳۶.</ref>. [[عثمان بن عفان]] در [[زمان]] [[خلافت]] خویش در [[نماز]] عیدین ([[عید قربان]] و [[فطر]]) [[خطبه]] نماز را قبل از نماز می‌خواند. ابوسعید، [[جابر انصاری]] و [[براء بن عازب]] این را خلاف [[سنت پیامبر]] می‌دانستند<ref> نووی، ج۵، ص۱۱.</ref>. [[مروان بن حکم]] نیز به [[پیروی]] از [[عثمان]]، خواست [[خطبه]] عیدین را قبل از [[نماز]] بخواند، ولی ابوسعید با توجه به [[سنت رسول خدا]] {{صل}}، مانع از رفتن او به [[منبر]] شد و آن دو درگیر شدند<ref>مسلم، ج۱، ص۲۴۲؛ احمد بن حنبل، ج۳، ص۱۰، ۲۰، ۵۲، ۵۴ و ۹۲؛ به نقل از شهرستانی، ج۲، ص۴۲۴.</ref>. او بعد از [[خلافت]] [[معاویه]]، به اعمال [[خلاف شرع]] او [[اعتراض]] داشت و برای این منظور به [[شام]] رفت <ref>ابن عساکر، ج۱۰، ص۲۷۲.</ref>، او در [[واقعه حره]] مورد [[هجوم]] [[بنی امیه]] قرار گرفت<ref>ابن کثیر، ج۸، ص۲۴۲؛ ذهبی، تاریخ، ج۳، ص۲۲۱.</ref> و پس از خلافت [[مروان]]، به بدعت‌های او نیز اعتراض کرد<ref>صفدی، ج۱۵، ص۱۴۸.</ref>. [[ابن سعد]] گفته است: ابوسعید [[امام حسین]] {{ع}} را از [[قیام]] علیه [[حکومت]] ([[یزید]]) منع کرد<ref>ابن سعد، ج۱۰، ص۴۴۵.</ref>، ولی به نقل [[ابن کثیر]]<ref>ابن کثیر، ج۸، ص۱۷۴.</ref>، ابوسعید در مورد وفای [[اهل کوفه]] [[تردید]] داشت و به [[سخنان امام علی]] {{ع}} استناد می‌کرد که از آنان [[راضی]] نبود. [[روایت]] زیر نیز که از ابوسعید نقل شده، بیشتر با نقل ابن کثیر سازگار است که گفته: "هر کس منکری را ببیند و بتواند، باید از آن جلوگیری کند. اگر نتواند، باید با زبانش او را [[نهی]] کند. اگر با زبان نیز نتوانست، باید قلباً از او [[بیزاری]] جوید و این از ضعیف‌ترین [[درجات ایمان]] است"<ref>طوسی، خلاف، ج۱، ص۶۶۴.</ref>.
رسول خدا {{صل}} میان وی و حویصه [[پیمان برادری]] بست<ref>ابن سعد، ج۲، ص۹۶.</ref>. ابوسعید در جنگ‌های [[صفین]] و [[نهروان]] [[امام علی]] {{ع}} را در [[نبرد]] با [[قاسطین]] و [[مارقین]] [[همراهی]] کرد<ref>طوسی، رجال، ص۴۳؛ سید مرتضی ص۱۴۲.</ref>. ظاهرا علت شرکت او در این [[جنگ‌ها]]، [[حدیثی]] است که نقل کرده است: رسول خدا {{صل}} ما را به جنگ [[ناکثین]]، [[قاسطین]] و مارقین [[امر]] کرد. گفتیم: یا [[رسول الله]]! ما را به جنگ با این گروه همراه چه کسی امر می‌کنی. فرمود: "همراه [[علی بن ابی طالب]]"<ref>ابن اثیر، ج۲، ص۴۵۹؛ ابن عساکر، ص۴۲ و ۴۷۱.</ref>. وی احادیثی بر [[ضد]] [[بنی امیه]]، از رسول خدا {{صل}} نقل کرده است<ref>بلاذری، ج۵، ص۱۳۶.</ref>. [[عثمان بن عفان]] در [[زمان]] [[خلافت]] خویش در [[نماز]] عیدین ([[عید قربان]] و [[فطر]]) [[خطبه]] نماز را قبل از نماز می‌خواند. ابوسعید، [[جابر انصاری]] و [[براء بن عازب]] این را خلاف [[سنت پیامبر]] می‌دانستند<ref> نووی، ج۵، ص۱۱.</ref>. [[مروان بن حکم]] نیز به [[پیروی]] از [[عثمان]]، خواست [[خطبه]] عیدین را قبل از [[نماز]] بخواند، ولی ابوسعید با توجه به [[سنت رسول خدا]] {{صل}}، مانع از رفتن او به [[منبر]] شد و آن دو درگیر شدند<ref>مسلم، ج۱، ص۲۴۲؛ احمد بن حنبل، ج۳، ص۱۰، ۲۰، ۵۲، ۵۴ و ۹۲؛ به نقل از شهرستانی، ج۲، ص۴۲۴.</ref>. او بعد از [[خلافت]] [[معاویه]]، به اعمال [[خلاف شرع]] او [[اعتراض]] داشت و برای این منظور به [[شام]] رفت <ref>ابن عساکر، ج۱۰، ص۲۷۲.</ref>، او در [[واقعه حره]] مورد [[هجوم]] [[بنی امیه]] قرار گرفت<ref>ابن کثیر، ج۸، ص۲۴۲؛ ذهبی، تاریخ، ج۳، ص۲۲۱.</ref> و پس از خلافت [[مروان]]، به بدعت‌های او نیز اعتراض کرد<ref>صفدی، ج۱۵، ص۱۴۸.</ref>. [[ابن سعد]] گفته است: ابوسعید [[امام حسین]] {{ع}} را از [[قیام]] علیه [[حکومت]] ([[یزید]]) منع کرد<ref>ابن سعد، ج۱۰، ص۴۴۵.</ref>، ولی به نقل [[ابن کثیر]]<ref>ابن کثیر، ج۸، ص۱۷۴.</ref>، ابوسعید در مورد وفای [[اهل کوفه]] [[تردید]] داشت و به [[سخنان امام علی]] {{ع}} استناد می‌کرد که از آنان [[راضی]] نبود. [[روایت]] زیر نیز که از ابوسعید نقل شده، بیشتر با نقل ابن کثیر سازگار است که گفته: "هر کس منکری را ببیند و بتواند، باید از آن جلوگیری کند. اگر نتواند، باید با زبانش او را [[نهی]] کند. اگر با زبان نیز نتوانست، باید قلباً از او [[بیزاری]] جوید و این از ضعیف‌ترین [[درجات ایمان]] است"<ref>طوسی، خلاف، ج۱، ص۶۶۴.</ref>.
۲۲۴٬۸۴۴

ویرایش