بحث:غدیر خم: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲٬۷۹۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳ اوت ۲۰۲۴
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن')
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۳۵: خط ۳۵:
*[[ابن عباس]] در ادامه بیان داستان [[معراج]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از زبان آن [[حضرت]]، به بیان [[واقعه غدیر]] می‌پردازد و می‌گوید: سپس [[رسول خدا]] دو [[دست]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} را گرفت و ایشان را از [[زمین]] بلند کرد... سپس فرمود: "ای [[مردم]]! [[خداوند]] -تبارک و تعالی- مولا و [[سرپرست]] من است و من [[سرپرست]] و مولای [[مؤمنان]] هستم؛ هر فردی که من مولایش هستم پس [[علی]] مولای اوست؛ خداوندا! هر کسی [[علی]] را [[دوست]] دارد، او را [[دوست]] بدار و هر کسی که با [[علی]] [[دشمنی]] می‌کند [[دشمن]] بدار و یاری‌کننده او را [[یاری]] کن و کسی که در پی [[خواری]] اوست [[خوار]] گردان".
*[[ابن عباس]] در ادامه بیان داستان [[معراج]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از زبان آن [[حضرت]]، به بیان [[واقعه غدیر]] می‌پردازد و می‌گوید: سپس [[رسول خدا]] دو [[دست]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} را گرفت و ایشان را از [[زمین]] بلند کرد... سپس فرمود: "ای [[مردم]]! [[خداوند]] -تبارک و تعالی- مولا و [[سرپرست]] من است و من [[سرپرست]] و مولای [[مؤمنان]] هستم؛ هر فردی که من مولایش هستم پس [[علی]] مولای اوست؛ خداوندا! هر کسی [[علی]] را [[دوست]] دارد، او را [[دوست]] بدار و هر کسی که با [[علی]] [[دشمنی]] می‌کند [[دشمن]] بدار و یاری‌کننده او را [[یاری]] کن و کسی که در پی [[خواری]] اوست [[خوار]] گردان".
*[[ابن عباس]] در ادامه می‌گوید: "[[منافقان]] و مریض دلان و کسانی که در فرمایش [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[شک]] داشتند، گفتند: "ما از درگاه [[خدا]] از این گفتار او که واقع نخواهد شد [[بیزاری]] می‌جوئیم و هیچ گاه [[راضی]] نخواهیم شد که [[علی]]، [[وزیر]] و [[یاور]] (و [[جانشین]]) او شود؛ [[پیامبر]]{{صل}} [[علی]]{{ع}} را به سبب [[تعصب]] فامیلی [[انتخاب]] کرد". [[سلمان]] و [[ابوذر]] و [[مقداد]] و [[عمار بن یاسر]] گفتند: "به [[خدا]] قسم، ما از آنجا حرکت نکرده بودیم که [[آیه]] ([[اکمال دین]]) نازل شد، و [[رسول خدا]]{{صل}} سه بار [[آیه]] را تکرار کرده سپس فرمود: "همانا [[اکمال دین]] و [[اتمام نعمت]] و [[رضایت]] پروردگارم به [[رسالت]] من و [[جانشینی]] [[علی بن ابی طالب]] تعلق گرفت (و در [[حقیقت]]، کامل شدن [[دین]] به [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است)<ref>الامالی، شیخ صدوق، ص۴۳۵.</ref>.<ref>[[ حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابی‌طالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابی‌طالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۸۹-۱۹۶.</ref>
*[[ابن عباس]] در ادامه می‌گوید: "[[منافقان]] و مریض دلان و کسانی که در فرمایش [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[شک]] داشتند، گفتند: "ما از درگاه [[خدا]] از این گفتار او که واقع نخواهد شد [[بیزاری]] می‌جوئیم و هیچ گاه [[راضی]] نخواهیم شد که [[علی]]، [[وزیر]] و [[یاور]] (و [[جانشین]]) او شود؛ [[پیامبر]]{{صل}} [[علی]]{{ع}} را به سبب [[تعصب]] فامیلی [[انتخاب]] کرد". [[سلمان]] و [[ابوذر]] و [[مقداد]] و [[عمار بن یاسر]] گفتند: "به [[خدا]] قسم، ما از آنجا حرکت نکرده بودیم که [[آیه]] ([[اکمال دین]]) نازل شد، و [[رسول خدا]]{{صل}} سه بار [[آیه]] را تکرار کرده سپس فرمود: "همانا [[اکمال دین]] و [[اتمام نعمت]] و [[رضایت]] پروردگارم به [[رسالت]] من و [[جانشینی]] [[علی بن ابی طالب]] تعلق گرفت (و در [[حقیقت]]، کامل شدن [[دین]] به [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است)<ref>الامالی، شیخ صدوق، ص۴۳۵.</ref>.<ref>[[ حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابی‌طالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابی‌طالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۸۹-۱۹۶.</ref>
==غدیر خم==
«غدیر خم» نام منطقه‌ای در نزدیکی «[[جحفه]]» حدود ۱۵۶ کیلومتری شمال [[غربی]] [[مکه]] است که «شهرک [[رابغ]]» در ۲۶ کیلومتری آن قرار دارد. در [[صدر اسلام]] حُجاج [[عراق]]، [[شام]]، [[یمن]] از این نقطه برای بازگشت به کشورهای خود از یکدیگر جدا شده و هر یک مسیر خاص خود را پیش می‌گرفتند. «غدیر خم» که مسجدی با همین نام نیز در آن بنا شده، [[شاهد]] یکی از وقایع بسیار مهم و تعیین کننده در [[تاریخ اسلام]] بوده است.
در [[سال دهم هجرت]]، به [[دستور الهی]] آخرین [[سفر]] [[پیامبر]]{{صل}} به مکه برای [[تعلیم]] [[حج]] و اعلام [[ولایت ائمه]]{{عم}} آغاز شد. در این سفر بیش از صد و بیست هزار نفر آن حضرت را [[همراهی]] می‌کردند، که در شرایط آن [[زمان]] سابقه نداشت.
بلافاصله پس از پایان [[مراسم حج]]، اعلام شد همه حجاج از مکه خارج شوند و برای برنامه‌ای مهم در [[غدیرخم]] - که کمی قبل از محل جدا شدن کاروان‌ها بود - حضور یابند. سه [[روز]] پس از پایان مراسم حج، سیل [[جمعیت]] به سوی [[غدیر]] [[حرکت]] کردند.
با رسیدن به محل [[موعود]]، [[فرمان]] از سوی پیامبر{{صل}} صادر شد و مرکب‌ها از حرکت ایستادند، و [[مردم]] پیاده شدند و هر کس جایی برای توقف سه [[روزه]] آماده کرد.
به [[دستور پیامبر]]{{صل}}، [[سلمان]] و [[ابوذر]] و [[مقداد]] و [[عمار]] مکانی را زیر چند درخت [[کهنسال]] کنار برکه آماده کردند؛ و روی درختان، پارچه‌ای برای سایبان قرار دادند. در زیر سایبان، منبری به بلندی قامت پیامبر{{صل}} از سنگ‌ها و روانداز شتران ساختند، به طوری که حضرت، هنگام [[خطبه]] بر همه مردم مشرِف باشند.
هنگام ظهر، پس از ادای [[نماز جماعت]]، پیامبر{{صل}} بر فراز [[منبر]] ایستادند، و [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را فرا خواندند تا بر فراز منبر در سمت راست حضرت بایستند. قبل از شروع [[خطابه]]، امیرالمؤمنین{{ع}} بر فراز منبر، یک پله [[پایین‌تر]] در طرف راست پیامبر{{صل}} ایستاده بودند.
با در نظر گرفتن این شکل خاص از منبر و [[سخنرانی]]، که دو نفر بر فراز [[منبر]] در حالت [[قیام]] دیده می‌شوند و بیش از صد و بیست هزار نفر این منظره [[بدیع]] را می‌نگرند، به استقبال سخنان حضرت خواهیم رفت.
[[سخنرانی]] [[تاریخی]] [[پیامبر]]{{صل}} در [[غدیر]] که حدود یک [[ساعت]] طول کشید در یازده بخش قابل ترسیم است.
حضرت در اولین بخش سخن، به [[حمد]] و [[ثنای الهی]] پرداختند و صفات [[قدرت]] و [[رحمت]] [[حق تعالی]] را ذکر فرمودند، و بعد از آن به [[بندگی]] خود در مقابل [[ذات الهی]] [[شهادت]] دادند.
در بخش دوم، سخن را متوجه مطلب اصلی نمودند و تصریح کردند که باید [[فرمان]] مهمی درباره [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} [[ابلاغ]] کنم، و اگر این [[پیام]] را نرسانم [[رسالت الهی]] را نرسانده‌ام و [[ترس]] از [[عذاب]] او دارم.
در سومین بخش، [[امامت دوازده امام]] بعد از خود تا آخرین [[روز]] [[دنیا]] را اعلام فرمودند تا همه طمع‌ها یک باره قطع شود. از نکات مهم در سخنرانی حضرت، اشاره به عمومیت [[ولایت]] آنان بر همه [[انسان‌ها]]، در طول زمان‌ها و در همه مکان‌ها و [[نفوذ]] کلماتشان در جمیع امور بود، و [[نیابت]] تام [[ائمه]]{{عم}} را از [[خدا]] و [[رسول]]{{صل}} در [[حلال و حرام]] و همه امور اعلام فرمودند.
در بخش چهارم [[خطبه]]، پیامبر{{صل}} با بلند کردن و معرفی [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ‌}}. سپس [[کمال دین]] و تمام [[نعمت]] را با [[ولایت ائمه]]{{عم}} اعلام فرمودند، و بعد از آن خدا و [[ملائکه]] و [[مردم]] را بر ابلاغ این [[رسالت]] [[شاهد]] گرفتند.
در بخش پنجم حضرت صریحاً فرمودند: «هر کس از ولایت ائمه{{عم}} سرباز زند، [[اعمال]] نیکش [[سقوط]] می‌کند و در [[جهنم]] خواهد بود». بعد از آن شمه‌ای از [[فضایل امیر المؤمنین]]{{ع}} را متذکر شدند.
مرحله ششم از [[سخنان پیامبر]]{{صل}} [[غضب الهی]] بر [[دشمنان اهل بیت]] را نمودار کرد. حضرت با [[تلاوت آیات]] عذاب و [[لعن]] از [[قرآن]] فرمودند: منظور از این [[آیات]] عده‌ای از [[اصحاب]] من هستند که [[مأمور]] به [[چشم‌پوشی]] از آنان هستم. سپس با اشاره به [[امامان]] [[گمراهی]] که [[مردم]] را به [[جهنم]] می‌کشانند فرمودند: «من از همه آنان بیزارم». همچنین با اشاره رمزی به «اصحاب [[صحیفه]] ملعونه»، تصریح کردند که بعد از من [[مقام امامت]] را [[غصب]] می‌کنند و [[غاصبین]] را [[لعنت]] کردند.
در بخش هفتم، حضرت تکیه سخن را بر اثرات [[ولایت]] و [[محبت اهل بیت]]{{عم}} قرار دادند و فرمودند: اصحاب [[صراط مستقیم]] در [[سوره حمد]]، [[شیعیان اهل بیت]]{{عم}} هستند. سپس آیاتی از [[قرآن]] درباره [[اهل بهشت]] [[تلاوت]] فرمودند و آنها را به [[شیعیان]] و [[پیروان]] [[آل محمد]]{{عم}} [[تفسیر]] نمودند. آیاتی هم درباره [[اهل جهنم]] تلاوت کردند و آنها را به [[دشمنان]] آل محمد{{عم}} معنی نمودند.
در بخش هشتم مطالبی اساسی درباره حضرت بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی ارواحنا فداه فرمودند، و به اوصاف و [[شئون]] خاص حضرتش اشاره کردند؛ و آینده‌ای پر از [[عدل و داد]] به [[دست امام زمان]] [[عجل الله فرجه]] را به جهانیان مژده دادند.
در بخش نهم فرمودند: پس از اتمام [[خطابه]]، شما را به [[بیعت]] با خودم و سپس بیعت با [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} [[دعوت]] می‌کنم. این بیعت به امر [[خداوند تعالی]] است و پشتوانه این بیعت آن است که من با [[خداوند]] بیعت کرده‌ام.
در دهمین بخش، حضرت درباره [[احکام الهی]] سخن گفتند که مقصود بیان چند پایه مهم [[عقیدتی]] بود: از جمله این که چون بیان همه [[حلال‌ها]] و [[حرام‌ها]] توسط من امکان ندارد، با بیعتی که از شما درباره [[ائمه]]{{عم}} می‌گیرم [[حلال و حرام]] را تا [[روز قیامت]] بیان کرده‌ام؛ زیرا [[علم]] و عمل آنان [[حجت]] است. دیگر اینکه بالاترین [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[تبلیغ پیام]] [[غدیر]] درباره امامان{{عم}} و امر به [[اطاعت]] از ایشان و [[نهی]] از مخالفت‌شان است.
در آخرین مرحله خطابه، بیعت لسانی انجام شد و حضرت بیعت با زبان‌ها را مطرح کردند و مطلبی را که باید [[مردم]] به آن [[اقرار]] می‌کردند تعیین فرمودند، که خلاصه آن [[اطاعت]] از [[دوازده امام]]{{عم}} و [[عهد]] و [[پیمان]] بر عدم [[تغییر]] و تبدیل و بر رساندن [[پیام غدیر]] به نسل‌های [[آینده]] و غایبان از [[غدیر]] بود.
کلمات نهایی [[پیامبر]]{{صل}} [[دعا]] برای اقرار کنندگان به سخنان حضرت و [[نفرین]] بر منکرین اوامرشان بود، و با [[حمد]] [[خداوند]] [[خطابه]] حضرت پایان یافت. پس از اتمام خطابه پیامبر{{صل}}، دو [[خیمه]] برپا شد که در یکی خود آن حضرت و در دیگری [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} جلوس فرمودند. مردم دسته دسته وارد خیمه حضرت می‌شدند و پس از [[بیعت]] و تبریک، در خیمه امیرالمؤمنین{{ع}} حضور می‌یافتند و با آن حضرت بیعت می‌کردند و تبریک می‌گفتند.
[[زنان]] نیز، با قرار دادن ظرف آبی که پرده‌ای در وسط آن بود بیعت نمودند. به این صورت که امیرالمؤمنین{{ع}} دست [[مبارک]] را در یک سوی پرده داخل آب قرار داده و در سوی دیگر، زنان دست خود را در آب قرار می‌دادند.
در طول سه [[روز]] توقف در غدیر پس از ایراد خطابه؛ چند ماجرا به عنوان تأکید و اهمیت غدیر به وقوع پیوست: پیامبر{{صل}} در این [[مراسم]]، [[عمامه]] خود را که «[[سحاب]]» نام داشت به [[نشانه]] [[جانشینی امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر سر آن حضرت قرار دادند.
[[حسان بن ثابت]] از پیامبر{{صل}} درخواست کرد تا در مورد غدیر شعری بگوید، و با [[اجازه]] حضرت اولین [[شعر غدیر]] را سرود.
[[جبرئیل]]{{ع}} به صورت [[انسانی]] ظاهر شد و خطاب به مردم فرمود: «پیامبر برای [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} عهد و پیمانی گرفت که جز [[کافر]] به [[خدا]] و رسولش آن را بر هم نمی‌زند».
مردی از [[منافقین]] گفت: «خدایا، اگر آن‌چه محمد می‌گوید از طرف توست، سنگی از [[آسمان]] بر ما ببار یا [[عذاب]] دردناکی بر ما بفرست». در همان لحظه سنگی از آسمان بر سر او فرود آمد و او را هلاک کرد، و این [[معجزه]] [[تأیید الهی]] بر غدیر را برای همگان روشن کرد.
پس از سه [[روز]]، [[مراسم]] پرشور [[غدیر]] پایان یافت. و آن روزها به عنوان «ایام الولایة» در صفحات [[تاریخ]] نقش بست. [[مردم]] پس از [[وداع]] با پیامبرشان و [[معرفت]] کامل به [[جانشینان]] آن حضرت تا [[روز قیامت]]، راهی [[شهر]] و [[دیار]] خود شدند. خبر [[واقعه غدیر]] در [[شهرها]] منتشر شد و به سرعت شایع گردید و بدین گونه [[خداوند]] حجتش را بر همه مردم تمام کرد.
اکنون با گذشت هزار و چهارصد سال، نام غدیر همچنان بر بلندترین قله [[تاریخ اسلام]] می‌درخشد؛ و [[خطابه]] غدیر به عنوان آخرین و بزرگ‌ترین [[پیام الهی]] در [[تاریخ انبیا]] برای [[بشریت]] شناخته شده است<ref>خطابه غدیر در آینه اسناد، محمد باقر انصاری، دلیل ما، ص۱۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۷۱۲.</ref>.


==پانویس==
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس}}
{{پانویس2}}
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش