جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۳، بخش دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۳) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات پرسش | {{جعبه اطلاعات پرسش | ||
| موضوع اصلی = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]] | | موضوع اصلی = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]] | ||
| تصویر = 7626626262.jpg | | تصویر = 7626626262.jpg | ||
| نمایه وابسته = [[علم غیب غیر خدا (نمایه)|علم غیب غیر خدا]] | | نمایه وابسته = [[علم غیب غیر خدا (نمایه)|علم غیب غیر خدا]] | ||
| مدخل اصلی = [[علم غیب]] | | مدخل اصلی = [[علم غیب]] | ||
| موضوعات وابسته = | | موضوعات وابسته = | ||
| پاسخدهندگان = [[ابراهیم امینی|امینی]]؛ [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری]]؛ [[سید احمد سجادی|سجادی]]؛ [[حسین حقیقتجو|حقیقتجو]]؛ [[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]] | | پاسخدهندگان = [[ابراهیم امینی|امینی]]؛ [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری]]؛ [[سید احمد سجادی|سجادی]]؛ [[حسین حقیقتجو|حقیقتجو]]؛ [[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]] | ||
}} | }} | ||
'''آیا [[امام کاظم]]{{ع}} [[علم غیب]] داشت؟''' یکی از سؤالهای مصداقی پرسشی تحت عنوان ''«[[آیا امامان از اهل بیت پیامبر خاتم علم غیب داشتهاند؟ (پرسش)|آیا امامان از اهل بیت پیامبر خاتم علم غیب داشتهاند؟»]]'' است. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[علم غیب]]''' مراجعه شود. | '''آیا [[امام کاظم]] {{ع}} [[علم غیب]] داشت؟''' یکی از سؤالهای مصداقی پرسشی تحت عنوان ''«[[آیا امامان از اهل بیت پیامبر خاتم علم غیب داشتهاند؟ (پرسش)|آیا امامان از اهل بیت پیامبر خاتم علم غیب داشتهاند؟»]]'' است. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[علم غیب]]''' مراجعه شود. | ||
== پاسخ نخست == | == پاسخ نخست == | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۲: | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید احمد سجادی]]''' در کتاب ''«[[پرچمداران هدایت (کتاب)|پرچمداران هدایت]]»'' در اینباره گفتهاست: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید احمد سجادی]]''' در کتاب ''«[[پرچمداران هدایت (کتاب)|پرچمداران هدایت]]»'' در اینباره گفتهاست: | ||
{{عربی|«سَأَلَ أَبَا الْحَسَنِ{{ع}} رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ فَارِسَ فَقَالَ لَهُ: أَ تَعْلَمُونَ الْغَيْبَ؟ فَقَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}}: يُبْسَطُ لَنَا الْعِلْمُ فَنَعْلَمُ وَ يُقْبَضُ عَنَّا فَلَا نَعْلَمُ<ref>مردی از اهل فارس از [[امام کاظم]]{{ع}} سؤال کرد: آیا شما غیب میدانید؟ حضرت پاسخ دادند: جدم [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: خداوند به ما علم را میبخشد و ما آن را دریافت میکنیم و وقتی میگیرد ما نمیدانیم؛ کافی، ج۱، ص ۳۷۶.</ref>»}}<ref>پرچمداران هدایت، ص۱۴۲.</ref>. | {{عربی|«سَأَلَ أَبَا الْحَسَنِ {{ع}} رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ فَارِسَ فَقَالَ لَهُ: أَ تَعْلَمُونَ الْغَيْبَ؟ فَقَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ {{ع}}: يُبْسَطُ لَنَا الْعِلْمُ فَنَعْلَمُ وَ يُقْبَضُ عَنَّا فَلَا نَعْلَمُ<ref>مردی از اهل فارس از [[امام کاظم]] {{ع}} سؤال کرد: آیا شما غیب میدانید؟ حضرت پاسخ دادند: جدم [[امام باقر]] {{ع}} فرمودند: خداوند به ما علم را میبخشد و ما آن را دریافت میکنیم و وقتی میگیرد ما نمیدانیم؛ کافی، ج۱، ص ۳۷۶.</ref>»}}<ref>پرچمداران هدایت، ص۱۴۲.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۰: | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[حسین حقیقتجو]]''' در کتاب ''«[http://ketaab.iec-md.org/IMAM_KAAZEM/zendegaani_imam_kaazem_modarresi_04.html#14 چهل مثل از قرآن]»'' در اینباره گفتهاست: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[حسین حقیقتجو]]''' در کتاب ''«[http://ketaab.iec-md.org/IMAM_KAAZEM/zendegaani_imam_kaazem_modarresi_04.html#14 چهل مثل از قرآن]»'' در اینباره گفتهاست: | ||
[[امام کاظم]]{{ع}} با اتکا به [[علم غیب]]، در تمام عرصههای [[حیات]] سخن گفته است و وصیت آن حضرت با هشام که خود چکیدهای از حکمتهای پیامبران و گلچینی از دیدگاههای مکتبی است، به عنوان شاهدی برای اثبات این مطلب کافی است. آنچه در زیر میآید. قطرهای است ناچیز از این دریای گهربار: روایت شده است که [[اسحاق بن عمار]] گفت: چون هارون، [[امام موسی]]{{ع}} را در بند کرد، [[ابو یوسف]] و [[محمد بن الحسن]] از یاران و شاگردان ابو حنیفه خدمت آن امام رسیدند. یکی از آن دو به دیگری گفت: ما برای یکی از دو کار پیش [[ابوالحسن موسی بن جعفر]]{{ع}} آمدهایم که یا او را همعقیده خویش کنیم و یا بر او اشکال بگیریم. هر دو رو به روی ایشان نشستند. در همین حال مردی که از طرف سندی بن شاهم بر آن حضرت گمارده شده بود، خدمت وی رسید و اظهار داشت: نوبت من تمام شده و به خانه خود میروم اگر شما را خدمتی و کاری هست بفرمایید که چون باز نوبت من شود فرمایش شما را به انجام رسانم. حضرت فرمود: من کاری ندارم. چون مرد از محضر آنان بیرون رفت، امام به ابو یوسف روی کرد و فرمود: شگفتا از این مرد! او امشب میمیرد و آمده میگوید که فردا میخواهد کار مرا انجام دهد!!. [[ابو یوسف]] و [[محمد بن الحسن]] برخاستند و با هم گفتند: ما آمده بودیم تا از او دوباره مستحب و واجب پرسش کنیم، اما او اکنون چیزی گفت که انگار از [[علم غیب]] بود. سپس آنان مردی را در پی آن نگهبان فرستاده به وی گفتند: این مرد را زیر نظر بگیر و ببین کار او امشب به کجا میانجامد و فردا ما را از وضع او آگاه کن. آن شخص آمد و در مسجدی که روبروی سرای آن مرد بود، منتظر نشست. چون نیمی از شب بگذشت بانگ فریاد و شیون به آسمان بلند شد و مردم را دید که به خانه آن مرد میروند. پرسید: چه شده است؟ گفتند: فلانی بدون آنکه بیمار یا مریض باشد، امشب ناگهانی جان سپرد. آن مرد به نزد [[ابو یوسف]] و [[محمد بن الحسن]] بازگشت و آنان را از این ماجرا آگاه کرد، ا[[ابو یوسف]] و [[محمد بن الحسن]] نزد امام هفتم آمده عرض کردند: ما دانستیم که تو علم حلال و حرام را میدانی، اما از کجا دانستی که این مرد امشب میمیرد؟ امام پاسخ داد: از دری که [[رسول خدا]]{{صل}} علم خویش را به [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} تعلیم فرمود. آن دو با شنیدن این جواب مات و متحیر ماندند و نتوانستند پاسخی به آن حضرت بدهند <ref>بحارالانوار، ج ۲، ص ۶۴ -۶۵.</ref> بدین سان [[امام موسی بن جعفر]]{{ع}} همچون پیامبران و اولیای بزرگوار خداوند از زمان مرگ افراد آگاه بود.»<ref>http://ketaab.iec-md.org/IMAM_KAAZEM/zendegaani_imam_kaazem_modarresi_04.html#14 چهل مثل از قرآن</ref>. | [[امام کاظم]] {{ع}} با اتکا به [[علم غیب]]، در تمام عرصههای [[حیات]] سخن گفته است و وصیت آن حضرت با هشام که خود چکیدهای از حکمتهای پیامبران و گلچینی از دیدگاههای مکتبی است، به عنوان شاهدی برای اثبات این مطلب کافی است. آنچه در زیر میآید. قطرهای است ناچیز از این دریای گهربار: روایت شده است که [[اسحاق بن عمار]] گفت: چون هارون، [[امام موسی]] {{ع}} را در بند کرد، [[ابو یوسف]] و [[محمد بن الحسن]] از یاران و شاگردان ابو حنیفه خدمت آن امام رسیدند. یکی از آن دو به دیگری گفت: ما برای یکی از دو کار پیش [[ابوالحسن موسی بن جعفر]] {{ع}} آمدهایم که یا او را همعقیده خویش کنیم و یا بر او اشکال بگیریم. هر دو رو به روی ایشان نشستند. در همین حال مردی که از طرف سندی بن شاهم بر آن حضرت گمارده شده بود، خدمت وی رسید و اظهار داشت: نوبت من تمام شده و به خانه خود میروم اگر شما را خدمتی و کاری هست بفرمایید که چون باز نوبت من شود فرمایش شما را به انجام رسانم. حضرت فرمود: من کاری ندارم. چون مرد از محضر آنان بیرون رفت، امام به ابو یوسف روی کرد و فرمود: شگفتا از این مرد! او امشب میمیرد و آمده میگوید که فردا میخواهد کار مرا انجام دهد!!. [[ابو یوسف]] و [[محمد بن الحسن]] برخاستند و با هم گفتند: ما آمده بودیم تا از او دوباره مستحب و واجب پرسش کنیم، اما او اکنون چیزی گفت که انگار از [[علم غیب]] بود. سپس آنان مردی را در پی آن نگهبان فرستاده به وی گفتند: این مرد را زیر نظر بگیر و ببین کار او امشب به کجا میانجامد و فردا ما را از وضع او آگاه کن. آن شخص آمد و در مسجدی که روبروی سرای آن مرد بود، منتظر نشست. چون نیمی از شب بگذشت بانگ فریاد و شیون به آسمان بلند شد و مردم را دید که به خانه آن مرد میروند. پرسید: چه شده است؟ گفتند: فلانی بدون آنکه بیمار یا مریض باشد، امشب ناگهانی جان سپرد. آن مرد به نزد [[ابو یوسف]] و [[محمد بن الحسن]] بازگشت و آنان را از این ماجرا آگاه کرد، ا[[ابو یوسف]] و [[محمد بن الحسن]] نزد امام هفتم آمده عرض کردند: ما دانستیم که تو علم حلال و حرام را میدانی، اما از کجا دانستی که این مرد امشب میمیرد؟ امام پاسخ داد: از دری که [[رسول خدا]] {{صل}} علم خویش را به [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} تعلیم فرمود. آن دو با شنیدن این جواب مات و متحیر ماندند و نتوانستند پاسخی به آن حضرت بدهند <ref>بحارالانوار، ج ۲، ص ۶۴ -۶۵.</ref> بدین سان [[امام موسی بن جعفر]] {{ع}} همچون پیامبران و اولیای بزرگوار خداوند از زمان مرگ افراد آگاه بود.»<ref>http://ketaab.iec-md.org/IMAM_KAAZEM/zendegaani_imam_kaazem_modarresi_04.html#14 چهل مثل از قرآن</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۵۱: | خط ۴۸: | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید نسیم عباس نقوی]]''' در پایاننامه دکتری خود با عنوان ''«[[علم پیامبر و ائمه به غیب (پایاننامه)|علم پیامبر و ائمه به غیب]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید نسیم عباس نقوی]]''' در پایاننامه دکتری خود با عنوان ''«[[علم پیامبر و ائمه به غیب (پایاننامه)|علم پیامبر و ائمه به غیب]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«منقول است که چون شیعیان نیشابور به دست [[محمد بن علی نیشابوری]] اموالی برای حضرت فرستادند شطیطه نیشاپوری هم از جمله ایشان بود. پس بر حضرت وارد شدند و امانتهای آنان را با امانت شطیطه به حضرت رساندند، حضرت فرمودند: سلام مرا بر شطیطه برسان و نیز این کیسه را که در آن چهل درهم موجود است و این پارچه را که از پنبه قریه مادرم [[زهراء]]{{س}} است و خواهرم حلیمه آن را تافته و به او بگو که ۱۹ روز از ورود تو به نیشابور از دنیا خواهد رفت ۱۶ درهم را خودش مصرف کند و 24 درهم دیگر را به صرف صدقه و لوازم خود برساند من میآیم و برای او نماز میخوانم. چون به نیشابور آمد به دستور عمل کرد و چنانچه ایشان فرموده بودند، شد. آن حضرت نیز روز معین شده برای نماز شطیطه آمد و به راوی فرمودند: سلام مرا به اصحاب و شعیان برسان و بگو که من و سایر امامان بر سر جنازههای شما حاضر میشویم در هر جا که باشید»<ref> علم پیامبر و ائمه به غیب (پایاننامه)|علم پیامبر و ائمه به غیب]]، ص۶۰.</ref>. | «منقول است که چون شیعیان نیشابور به دست [[محمد بن علی نیشابوری]] اموالی برای حضرت فرستادند شطیطه نیشاپوری هم از جمله ایشان بود. پس بر حضرت وارد شدند و امانتهای آنان را با امانت شطیطه به حضرت رساندند، حضرت فرمودند: سلام مرا بر شطیطه برسان و نیز این کیسه را که در آن چهل درهم موجود است و این پارچه را که از پنبه قریه مادرم [[زهراء]] {{س}} است و خواهرم حلیمه آن را تافته و به او بگو که ۱۹ روز از ورود تو به نیشابور از دنیا خواهد رفت ۱۶ درهم را خودش مصرف کند و 24 درهم دیگر را به صرف صدقه و لوازم خود برساند من میآیم و برای او نماز میخوانم. چون به نیشابور آمد به دستور عمل کرد و چنانچه ایشان فرموده بودند، شد. آن حضرت نیز روز معین شده برای نماز شطیطه آمد و به راوی فرمودند: سلام مرا به اصحاب و شعیان برسان و بگو که من و سایر امامان بر سر جنازههای شما حاضر میشویم در هر جا که باشید»<ref> علم پیامبر و ائمه به غیب (پایاننامه)|علم پیامبر و ائمه به غیب]]، ص۶۰.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۹۳: | خط ۹۰: | ||
# [[آیا اطلاع از سرنوشت به نفع انسان ها است یا به ضرر آنها؟ (پرسش)]] | # [[آیا اطلاع از سرنوشت به نفع انسان ها است یا به ضرر آنها؟ (پرسش)]] | ||
{{پایان پرسش وابسته}} | {{پایان پرسش وابسته}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||