اشغال مصر: تفاوت میان نسخه‌ها

۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۴ نوامبر ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - '-،' به '-'
جز (جایگزینی متن - '-،' به '-')
خط ۱۵: خط ۱۵:
[[تاریخ الطبری‌ (کتاب)|تاریخ الطبری‌]]- به [[نقل]] از [[عبد الله بن فُقیم]]، پس از ذکر [[یاری]] خواهی [[محمد بن ابی بکر]] از [[علی]] {{ع}}-: [[علی]] {{ع}} در میان [[مردم]] ایستاد و [[فرمان]] داد تا [[مردم]] برای [[نماز]] [نزد او] گرد آیند. [[مردم]] گرد آمدند. [[خدا]] را [[حمد]] و ثنا گفت و بر [[محمد]] {{صل}} [[درود]] فرستاد. سپس فرمود: "اما بعد؛ این فریاد [[محمد بن ابی بکر]] و [[برادران]] [[مصری]] شماست. [[دشمن]] [[خدا]] و دوستِ [[دشمنان]] [[خدا]]، پسر نابغه ([[عمرو عاص]]) به‌سوی آنان شتافته است. مبادا گم‌راهان در [[باطل]] خود و [[گرایش]] به راه [[طاغوت]]، همبسته‌تر از شما در این راه حقتان باشند! آنان آغازگر [[جنگ]] با شما و [[برادران]] شمایند. به [[پشتیبانی]] و [[یاری]] [[برادران]] خود بشتابید. ای [[بندگان خدا]]! [[مصر]] بزرگ‌تر از [[شام]] است و هم خیر آن بیشتر است و هم مردمانش بهترند. مبادا آن را از چنگ شما درآورند. ماندن [[مصر]] در دست شما، عزتی برای شما و شکستی برای [[دشمنان]] شماست. به سوی جَرعه‌<ref>جرعه، جایی نزدیک کوفه است (معجم البلدان، ج ۲، ص ۱۲۷).</ref>- بین حیره‌<ref>حیره، شهری باستانی و پر درخت در حدود یک فرسخی کوفه و محل سکونت خاندان نعمان بن منذر بوده است (تقویم البلدان، ص ۲۹۹).</ref> و [[کوفه]]- بیرون شوید و فردا به خواست [[خدا]] آنجا یکدیگر را ببینیم". [[راوی]] گوید: فردا که شد، [[علی]] {{ع}} پیاده بیرون رفت و صبحگاهان آنجا فرود آمد. تا نیم‌روز همان روز آنجا ماند. هیچ‌کس از آنان به آنجا نیامد. وی نیز برگشت.
[[تاریخ الطبری‌ (کتاب)|تاریخ الطبری‌]]- به [[نقل]] از [[عبد الله بن فُقیم]]، پس از ذکر [[یاری]] خواهی [[محمد بن ابی بکر]] از [[علی]] {{ع}}-: [[علی]] {{ع}} در میان [[مردم]] ایستاد و [[فرمان]] داد تا [[مردم]] برای [[نماز]] [نزد او] گرد آیند. [[مردم]] گرد آمدند. [[خدا]] را [[حمد]] و ثنا گفت و بر [[محمد]] {{صل}} [[درود]] فرستاد. سپس فرمود: "اما بعد؛ این فریاد [[محمد بن ابی بکر]] و [[برادران]] [[مصری]] شماست. [[دشمن]] [[خدا]] و دوستِ [[دشمنان]] [[خدا]]، پسر نابغه ([[عمرو عاص]]) به‌سوی آنان شتافته است. مبادا گم‌راهان در [[باطل]] خود و [[گرایش]] به راه [[طاغوت]]، همبسته‌تر از شما در این راه حقتان باشند! آنان آغازگر [[جنگ]] با شما و [[برادران]] شمایند. به [[پشتیبانی]] و [[یاری]] [[برادران]] خود بشتابید. ای [[بندگان خدا]]! [[مصر]] بزرگ‌تر از [[شام]] است و هم خیر آن بیشتر است و هم مردمانش بهترند. مبادا آن را از چنگ شما درآورند. ماندن [[مصر]] در دست شما، عزتی برای شما و شکستی برای [[دشمنان]] شماست. به سوی جَرعه‌<ref>جرعه، جایی نزدیک کوفه است (معجم البلدان، ج ۲، ص ۱۲۷).</ref>- بین حیره‌<ref>حیره، شهری باستانی و پر درخت در حدود یک فرسخی کوفه و محل سکونت خاندان نعمان بن منذر بوده است (تقویم البلدان، ص ۲۹۹).</ref> و [[کوفه]]- بیرون شوید و فردا به خواست [[خدا]] آنجا یکدیگر را ببینیم". [[راوی]] گوید: فردا که شد، [[علی]] {{ع}} پیاده بیرون رفت و صبحگاهان آنجا فرود آمد. تا نیم‌روز همان روز آنجا ماند. هیچ‌کس از آنان به آنجا نیامد. وی نیز برگشت.


شامگاهان در پی بزرگان [[کوفه]] فرستاد. در دارالحکومه [[خدمت]] او آمدند، در حالی که [[حضرت]]، [[غمگین]] و گرفته بود. فرمود: "[[خدا]] را [[سپاس]] بر آنچه [[قضا]] و قدرش بر کار من جاری شده است و مرا- ای گروه- به شما دچار ساخته است؛ کسانی که وقتی [[فرمان]] می‌دهم، [[فرمان]] نمی‌برند و چون فرا می‌خوانم، پاسخ نمی‌دهند. دشمنتان بی‌پدر باد! برای [[صبر]] و [[جهاد]] در راه [[حق]] خویش [[منتظر]] چیستید؟ [[مرگ]] و [[ذلت]] در همین [[دنیا]] برای شما در غیر راه [[حق]] است. به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر [[مرگ]] فرا رسد- که حتماً آمدنی است-، میان من و شما در حالی جدایی خواهد افکند که از [[مصاحبت]] شما ناراحتم و از شما بیزار<ref>تاریخ الطبری عن [[عبد الله]] بن فُقَیم- بَعدَ ذِکرِ استِصراخِ مُحَمدِ بنِ أبی بَکرٍ إلی‌ عَلِی {{ع}}-: قامَ عَلِی فِی الناسِ وقَد أمَرَ فَنودِی: الصلاةُ جامِعَةً! فَاجتَمِعِ الناسِ، فَحَمِدَ اللهَ وأثنی‌ عَلَیهِ، وصَلی‌ عَلی‌ مُحَمدٍ {{صل}}، ثُم قالَ:  
شامگاهان در پی بزرگان [[کوفه]] فرستاد. در دارالحکومه [[خدمت]] او آمدند، در حالی که [[حضرت]]، [[غمگین]] و گرفته بود. فرمود: "[[خدا]] را [[سپاس]] بر آنچه [[قضا]] و قدرش بر کار من جاری شده است و مرا- ای گروه- به شما دچار ساخته است؛ کسانی که وقتی [[فرمان]] می‌دهم، [[فرمان]] نمی‌برند و چون فرا می‌خوانم، پاسخ نمی‌دهند. دشمنتان بی‌پدر باد! برای [[صبر]] و [[جهاد]] در راه [[حق]] خویش [[منتظر]] چیستید؟ [[مرگ]] و [[ذلت]] در همین [[دنیا]] برای شما در غیر راه [[حق]] است. به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر [[مرگ]] فرا رسد- که حتماً آمدنی است- میان من و شما در حالی جدایی خواهد افکند که از [[مصاحبت]] شما ناراحتم و از شما بیزار<ref>تاریخ الطبری عن [[عبد الله]] بن فُقَیم- بَعدَ ذِکرِ استِصراخِ مُحَمدِ بنِ أبی بَکرٍ إلی‌ عَلِی {{ع}}-: قامَ عَلِی فِی الناسِ وقَد أمَرَ فَنودِی: الصلاةُ جامِعَةً! فَاجتَمِعِ الناسِ، فَحَمِدَ اللهَ وأثنی‌ عَلَیهِ، وصَلی‌ عَلی‌ مُحَمدٍ {{صل}}، ثُم قالَ:  


أما بَعدُ، فَإِن هذا صَریخُ مُحَمدِ بنِ أبی بَکرٍ وإخوانِکم مِن أهلِ مِصرَ، قَد سارَ إلَیهِمُ ابنُ النابِغَةِ عَدُو اللهِ، ووُلی مَن عادَی اللهَ، فَلا یکونَن أهلُ الضلالِ إلی‌ باطِلِهِم، وَالرکونُ إلی سَبیلِ الطاغوتِ أشَد اجتِماعاً مِنکم عَلی‌ حَقکم هذا، فَإِنهُم قَد بَدَؤوکم وإخوانَکم بِالغَزوِ، فَاعجَلوا إلَیهِم بِالمُؤاساةِ وَالنصرِ.
أما بَعدُ، فَإِن هذا صَریخُ مُحَمدِ بنِ أبی بَکرٍ وإخوانِکم مِن أهلِ مِصرَ، قَد سارَ إلَیهِمُ ابنُ النابِغَةِ عَدُو اللهِ، ووُلی مَن عادَی اللهَ، فَلا یکونَن أهلُ الضلالِ إلی‌ باطِلِهِم، وَالرکونُ إلی سَبیلِ الطاغوتِ أشَد اجتِماعاً مِنکم عَلی‌ حَقکم هذا، فَإِنهُم قَد بَدَؤوکم وإخوانَکم بِالغَزوِ، فَاعجَلوا إلَیهِم بِالمُؤاساةِ وَالنصرِ.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش