آل بویه: تفاوت میان نسخه‌ها

۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ نوامبر ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'نسب شناسان' به 'نسب‌شناسان'
جز (جایگزینی متن - 'امکان پذیر' به 'امکان‌پذیر')
جز (جایگزینی متن - 'نسب شناسان' به 'نسب‌شناسان')
خط ۷: خط ۷:
هنگامی که [[خلافت عباسی]] در [[قرن سوم]] و چهارم دچار [[ضعف]] و [[انحطاط]] گردید و [[امیران]] محلی و خاندان‌های حکومت‌گر از هر سو سربر آوردند و داعیه [[استقلال]] یافتند، [[اندیشه]] ایجاد یک [[دولت]] [[قدرتمند]] و احیای مرده‌ریگ باستانی [[ایران]] در میان بسیاری از [[اقوام]] [[ایرانی]] رواج یافت که حاصل آن، تأسیس دولت‌هایی چون صفاریان، [[سامانیان]] و [[زیاریان]] بود. در این میان، [[توفیق]] تحقق این اندیشه آرمانی، بیش از همه نصیب خاندان [[شیعی]] [[مذهب]] بویه گردید که از میان [[طوایف]] [[سرکش]] [[دیلم]] ظهور یافته بودند.
هنگامی که [[خلافت عباسی]] در [[قرن سوم]] و چهارم دچار [[ضعف]] و [[انحطاط]] گردید و [[امیران]] محلی و خاندان‌های حکومت‌گر از هر سو سربر آوردند و داعیه [[استقلال]] یافتند، [[اندیشه]] ایجاد یک [[دولت]] [[قدرتمند]] و احیای مرده‌ریگ باستانی [[ایران]] در میان بسیاری از [[اقوام]] [[ایرانی]] رواج یافت که حاصل آن، تأسیس دولت‌هایی چون صفاریان، [[سامانیان]] و [[زیاریان]] بود. در این میان، [[توفیق]] تحقق این اندیشه آرمانی، بیش از همه نصیب خاندان [[شیعی]] [[مذهب]] بویه گردید که از میان [[طوایف]] [[سرکش]] [[دیلم]] ظهور یافته بودند.


سرگذشت این خاندان، پیش از [[قرن چهارم]] به‌درستی روشن نیست هم از این‌رو است که [[مورخان]] درباره اصل و [[نسب]] آنها [[اختلاف]] کرده، سخنانی گوناگون و پراکنده آورده‌اند. گروهی از نسب شناسان، ظاهراً به اشاره [[امیران بویهی]]، نسب آنان را به [[بهرام گور]] ساسانی رسانیده‌اند<ref>نک: بیرونی، ابوریحان، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، ص۳۸؛ و قس: تاریخ مختصر الدول، ص۱۶۰.</ref> تا بدین‌گونه آنان را از [[ننگ]] [[گمنامی]] و [[زندگی]] فرومایه‌ای که پیش از دوران [[فرمانروایی]] داشته‌اند برهانند. شاید همچنان که ابن خلدون گفته است، [[بویهیان]] بدین وسیله در صدد بودند تا بر اقوامی که بیرون از بلاد آنها می‌زیستند نیز [[فرمان]] برانند<ref>تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۶۱۱.</ref>. آنچه روشن است این است که جد این خاندان، [[ابوشجاع]] بویه، پسر فنا [[خسرو]] دیلمی، است که از میان یکی از طوایف دیلمی به نام شیرذیل آوند برخاسته است<ref>مقریزی، تقی الدین احمد بن علی السلوک لمعرفة الدول الملوک، ج۱، ص۲۵.</ref>.
سرگذشت این خاندان، پیش از [[قرن چهارم]] به‌درستی روشن نیست هم از این‌رو است که [[مورخان]] درباره اصل و [[نسب]] آنها [[اختلاف]] کرده، سخنانی گوناگون و پراکنده آورده‌اند. گروهی از نسب‌شناسان، ظاهراً به اشاره [[امیران بویهی]]، نسب آنان را به [[بهرام گور]] ساسانی رسانیده‌اند<ref>نک: بیرونی، ابوریحان، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، ص۳۸؛ و قس: تاریخ مختصر الدول، ص۱۶۰.</ref> تا بدین‌گونه آنان را از [[ننگ]] [[گمنامی]] و [[زندگی]] فرومایه‌ای که پیش از دوران [[فرمانروایی]] داشته‌اند برهانند. شاید همچنان که ابن خلدون گفته است، [[بویهیان]] بدین وسیله در صدد بودند تا بر اقوامی که بیرون از بلاد آنها می‌زیستند نیز [[فرمان]] برانند<ref>تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۶۱۱.</ref>. آنچه روشن است این است که جد این خاندان، [[ابوشجاع]] بویه، پسر فنا [[خسرو]] دیلمی، است که از میان یکی از طوایف دیلمی به نام شیرذیل آوند برخاسته است<ref>مقریزی، تقی الدین احمد بن علی السلوک لمعرفة الدول الملوک، ج۱، ص۲۵.</ref>.


بویه و پسرانش پیش از ورود به خدمات لشکری، در محلی از ساحل دریای [[گیلان]] هیزم‌کشی و ماهی‌گیری می‌کردند و ظاهراً زندگی ساده‌ای همراه با [[فقر]] و [[سختی]] داشته‌اند. در همین [[زمان]]، عده‌ای از قهرمانان و بزرگان منطقه گیل و دیلم چون ما کان و اسفار و [[مرداویج]] بر [[خلیفه عباسی]] بشوریدند و برای [[تجهیز]] [[لشکر]] خود با یکدیگر به [[رقابت]] برخاستند و مقدم هر تازه واردی را گرامی داشتند. [[ابوشجاع]] که از کارهای سخت و بی‌سرانجام به تنگ آمده بود، [[تصمیم]] گرفت که همراه پسرانش، علی، حسن و احمد، به خدمات لشکری در آید. در این میان، علی و [[برادر]] کوچکترش، حسن، به صف [[سپاهیان]] ماکان کاکی، [[فرمانده]] بلند پایه [[سپاه]] سامانی، پیوستند<ref>تجارب الامم، ج۱، ص۲۷۵.</ref>.
بویه و پسرانش پیش از ورود به خدمات لشکری، در محلی از ساحل دریای [[گیلان]] هیزم‌کشی و ماهی‌گیری می‌کردند و ظاهراً زندگی ساده‌ای همراه با [[فقر]] و [[سختی]] داشته‌اند. در همین [[زمان]]، عده‌ای از قهرمانان و بزرگان منطقه گیل و دیلم چون ما کان و اسفار و [[مرداویج]] بر [[خلیفه عباسی]] بشوریدند و برای [[تجهیز]] [[لشکر]] خود با یکدیگر به [[رقابت]] برخاستند و مقدم هر تازه واردی را گرامی داشتند. [[ابوشجاع]] که از کارهای سخت و بی‌سرانجام به تنگ آمده بود، [[تصمیم]] گرفت که همراه پسرانش، علی، حسن و احمد، به خدمات لشکری در آید. در این میان، علی و [[برادر]] کوچکترش، حسن، به صف [[سپاهیان]] ماکان کاکی، [[فرمانده]] بلند پایه [[سپاه]] سامانی، پیوستند<ref>تجارب الامم، ج۱، ص۲۷۵.</ref>.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش