جز
جایگزینی متن - '-،' به '-'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - '-،' به '-') |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
* پاسخ این پرسش، هم علّت این تأکید شدید را بیان میکند، و هم میتواند دلیلی دیگر بر این امر به حساب آید. | * پاسخ این پرسش، هم علّت این تأکید شدید را بیان میکند، و هم میتواند دلیلی دیگر بر این امر به حساب آید. | ||
* [[قرآن کریم]]، گاه با [[پیروی]] از اسلوب [[تشبیه]] معقول به محسوس، سر آن دارد تا [[لزوم]] اتّصاف به [[اخلاق]] حسنه را باز نماید، همانگونه که با [[تشبیه]] [[قلب]] [[انسان]] به [[زمین]] میفرماید: {{متن قرآن|وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا}}<ref>و گیاه سرزمین پاک به اذن پروردگارش بیرون میآید و از آن (سرزمین) که ناپاک است جز به سختی و کندی (گیاهی) بیرون نمیآید؛ بدینگونه آیات را برای گروهی که سپاس میگزارند گونه گون میآوریم؛ سوره اعراف، آیه ۵۸.</ref>. و نیز همانگونه که صفات نهفته در [[نفس]] [[انسان]] را به درخت [[تشبیه]] مینماید: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ}}<ref>«آیا درنیافتهای که خداوند چگونه به کلمهای پاک مثل میزند که همگون درختی پاک است، ریشهاش پابرجاست و شاخهاش سر بر آسمان دارد به اذن پروردگارش هر دم بر خود را میدهد و خداوند مثلها را برای مردم میزند باشد که پند گیرند و مثل کلمهای پلید چون درختی پلید است که از روی زمین ریشهکن شده باشد، آن را هیچ پایداری نیست؛ سوره ابراهیم، آیه ۲۴-۲۶</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۸.</ref>. | * [[قرآن کریم]]، گاه با [[پیروی]] از اسلوب [[تشبیه]] معقول به محسوس، سر آن دارد تا [[لزوم]] اتّصاف به [[اخلاق]] حسنه را باز نماید، همانگونه که با [[تشبیه]] [[قلب]] [[انسان]] به [[زمین]] میفرماید: {{متن قرآن|وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا}}<ref>و گیاه سرزمین پاک به اذن پروردگارش بیرون میآید و از آن (سرزمین) که ناپاک است جز به سختی و کندی (گیاهی) بیرون نمیآید؛ بدینگونه آیات را برای گروهی که سپاس میگزارند گونه گون میآوریم؛ سوره اعراف، آیه ۵۸.</ref>. و نیز همانگونه که صفات نهفته در [[نفس]] [[انسان]] را به درخت [[تشبیه]] مینماید: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ}}<ref>«آیا درنیافتهای که خداوند چگونه به کلمهای پاک مثل میزند که همگون درختی پاک است، ریشهاش پابرجاست و شاخهاش سر بر آسمان دارد به اذن پروردگارش هر دم بر خود را میدهد و خداوند مثلها را برای مردم میزند باشد که پند گیرند و مثل کلمهای پلید چون درختی پلید است که از روی زمین ریشهکن شده باشد، آن را هیچ پایداری نیست؛ سوره ابراهیم، آیه ۲۴-۲۶</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۸.</ref>. | ||
* نیز این [[کتاب الهی]]، با حکایتگری بخشی از حکایات پیشینیان، نشان میدهد که تهذیب نفس از رذائل، در شمار اوجب [[واجبات]] است؛ از اینگونه است آنچه در سوره [[شمس]] بعد از تأکیدات فراوان و قسمهای گونه گون - و پس از [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا}}<ref>«بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۹ -۱۰.</ref>- | * نیز این [[کتاب الهی]]، با حکایتگری بخشی از حکایات پیشینیان، نشان میدهد که تهذیب نفس از رذائل، در شمار اوجب [[واجبات]] است؛ از اینگونه است آنچه در سوره [[شمس]] بعد از تأکیدات فراوان و قسمهای گونه گون - و پس از [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا}}<ref>«بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۹ -۱۰.</ref>- فرموده است: {{متن قرآن|كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا}}<ref>قوم "ثمود" با سرکشی خود (پیامبران را) دروغ انگاشتند؛ سوره شمس، آیه ۱۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۸.</ref>. | ||
* همانگونه که بوضوح بهچشم میآید، [[قرآن کریم]] علّت [[سرپیچی]] [[قوم ثمود]] از [[دعوت پیامبر]] خود را، تنها [[رسوخ]] صفت [[ناپسند]] [[طغیان]] و تسلّط آن بر آنان دانسته است. چه شگفتیآور است که [[آدمی]] شتری را که با فرزندش از [[دل]] کوه بیرون آمده و معجزهای آشکار است، به [[قتل]] رساند!؛ | * همانگونه که بوضوح بهچشم میآید، [[قرآن کریم]] علّت [[سرپیچی]] [[قوم ثمود]] از [[دعوت پیامبر]] خود را، تنها [[رسوخ]] صفت [[ناپسند]] [[طغیان]] و تسلّط آن بر آنان دانسته است. چه شگفتیآور است که [[آدمی]] شتری را که با فرزندش از [[دل]] کوه بیرون آمده و معجزهای آشکار است، به [[قتل]] رساند!؛ | ||
* و آیا سزاوار است که [[انسان]] [[عاقل]]، به تهدید آن کس که چنین [[معجزه]] روشنی عرضه نموده است، وقعی ننهد؟!؛ | * و آیا سزاوار است که [[انسان]] [[عاقل]]، به تهدید آن کس که چنین [[معجزه]] روشنی عرضه نموده است، وقعی ننهد؟!؛ | ||
* و آیا [[شایسته]] است که [[انسان]] [[عاقل]]، از [[عاقبت]] این فعل شرمآور خود ترسان نباشد؟!. | * و آیا [[شایسته]] است که [[انسان]] [[عاقل]]، از [[عاقبت]] این فعل شرمآور خود ترسان نباشد؟!. | ||
* آری! [[قرآن کریم]] اشاره میکند که هرگاه رذیلتی [[اخلاقی]] در [[جان]] کسی ریشه دوانَد، تمامی [[افعال]] ناپسندی که از پی این صفت [[ناپسند]] پدید میآید، از آنکه از یک تن سر میزند، میتواند حتّی از یک گروه و [[قوم]] نیز سر زند!. | * آری! [[قرآن کریم]] اشاره میکند که هرگاه رذیلتی [[اخلاقی]] در [[جان]] کسی ریشه دوانَد، تمامی [[افعال]] ناپسندی که از پی این صفت [[ناپسند]] پدید میآید، از آنکه از یک تن سر میزند، میتواند حتّی از یک گروه و [[قوم]] نیز سر زند!. | ||
* [[قرآن کریم]] در این رابطه، آیاتی سخت درباره [[ولید]] بن مُغَیره - که در میان [[عرب]] از رتبتی والا برخوردار بود- | * [[قرآن کریم]] در این رابطه، آیاتی سخت درباره [[ولید]] بن مُغَیره - که در میان [[عرب]] از رتبتی والا برخوردار بود- ذکر مینماید؛ چه او: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا}}<ref>«هرگز! که او با آیات ما ستیزهگر است» سوره مدثر، آیه ۱۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۸-۱۵۹.</ref>. | ||
* همین عنادورزی او و ریشه دوانیدن این [[رذیلت]] در نفسش، باعث شد تا از [[هدایت]] [[قرآن کریم]] چشم پوشد؛ و هرچند خود به بیهمانندیِ این [[کتاب آسمانی]] معترف بود، امّا با [[جادو]] خواندن آن، خود و شماری از [[کافران]] را از دریافت [[نور]] وهدایت آن [[محروم]] ساخت. | * همین عنادورزی او و ریشه دوانیدن این [[رذیلت]] در نفسش، باعث شد تا از [[هدایت]] [[قرآن کریم]] چشم پوشد؛ و هرچند خود به بیهمانندیِ این [[کتاب آسمانی]] معترف بود، امّا با [[جادو]] خواندن آن، خود و شماری از [[کافران]] را از دریافت [[نور]] وهدایت آن [[محروم]] ساخت. | ||
* به این [[آیات]] که در [[شأن]] او نازل، و [[عاقبت]] اتّصاف [[انسان]] به صفات [[رذیلت]] را نشان میدهد- | * به این [[آیات]] که در [[شأن]] او نازل، و [[عاقبت]] اتّصاف [[انسان]] به صفات [[رذیلت]] را نشان میدهد- بنگرید: {{متن قرآن|إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ }}<ref>«که او اندیشید و سنجید و مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ دگر باره مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ سپس نگریست آنگاه روی در هم کشید و ترشرویی کرد سپس پشت کرد و گردنکشی ورزید و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست این جز گفتار آدمی نیست» سوره مدثر، آیه ۱۸ -۲۵.</ref>. این [[آیات]]، بخوبی سرانجام عنادورزی را نشان میدهد. این صفت - همچون دیگر صفات [[رذیلت]] - [[قلب]] [[انسان]] را از دریافت [[نور الهی]] [[محروم]]، و او را در دو [[جهان]] زیانکار میسازد: {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۹-۱۶۰.</ref>. | ||
* '''کوتاه سخن اینکه:''' [[قرآن کریم]] بر آن است که قلبْ منبع افکار، اقوال و سخنان [[آدمی]] است؛ حال اگر این [[قلب]] سالم بوده از آلودگیهای رذائل بدور مانَد، تمامی افکار، [[اندیشهها]] و سخنان [[صاحب]] او بر [[سلامت]] بوده، موجب [[نجات]] او میگردد؛ و اگر به رذائل آلوده گردد، سرانجام او را به تنگناهای جهنّم رهنمون میشود. [[عرب]] راست: {{عربی| كُلُّ إِنَاءٍ بِمَا فِيهِ يَنْضِحُ }}؛ و در [[زبان فارسی]] مثلی مشهور است که: "از کوزه همان برون تراود که در اوست"<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۰.</ref>. | * '''کوتاه سخن اینکه:''' [[قرآن کریم]] بر آن است که قلبْ منبع افکار، اقوال و سخنان [[آدمی]] است؛ حال اگر این [[قلب]] سالم بوده از آلودگیهای رذائل بدور مانَد، تمامی افکار، [[اندیشهها]] و سخنان [[صاحب]] او بر [[سلامت]] بوده، موجب [[نجات]] او میگردد؛ و اگر به رذائل آلوده گردد، سرانجام او را به تنگناهای جهنّم رهنمون میشود. [[عرب]] راست: {{عربی| كُلُّ إِنَاءٍ بِمَا فِيهِ يَنْضِحُ }}؛ و در [[زبان فارسی]] مثلی مشهور است که: "از کوزه همان برون تراود که در اوست"<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۰.</ref>. | ||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
* [[شیخ]] الرئیس [[ابن سینا]] در کتاب "الإشارات و التَّنبیهات" فرموده است: "عقابی که برای [[نفس]] در اثر گناهانش حاصل میشود، همچون [[مرضی]] است که به ناگزیر در اثر [[پرخوری]] برای [[بدن]] حاصل میشود. این [[مرض]] از لوازم حالات قبلی [[بدن]] است که به ناچار خود و توابعش سرانجام ظاهر میشود. امّا [[عقاب]] دیگری که به گونهای دیگر و از مبدئی دیگر، از خارج از [[نفس]] است، آن را سخنی دیگر است"<ref>{{عربی| إِنَّ الْعِقَابِ لِلنَّفْسِ عَلَى خطئتها - كَمَا سَتَعْلَمُ - هُوَ كالمرض لِلْبَدَنِ عَلَى نهمه، فَهُوَ لَازِمُ مَنْ لوازم مَا سَاقَ إِلَيْهِ الاحوال الماضيه الَّتِي لَمْ يَكُنْ مِنْ وُقُوعِهَا بُدَّ وَ لَا مِنْ وُقُوعِ مَا يَتْبَعُهَا. وَ أَمَّا الْعِقَابِ الَّذِي يَكُونُ عَلَى جِهَةِ أُخْرَى مِنْ مبدء لَهُ مِنْ خَارِجِ فحديث آخَرَ }}؛ الإشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۲۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۴.</ref>. | * [[شیخ]] الرئیس [[ابن سینا]] در کتاب "الإشارات و التَّنبیهات" فرموده است: "عقابی که برای [[نفس]] در اثر گناهانش حاصل میشود، همچون [[مرضی]] است که به ناگزیر در اثر [[پرخوری]] برای [[بدن]] حاصل میشود. این [[مرض]] از لوازم حالات قبلی [[بدن]] است که به ناچار خود و توابعش سرانجام ظاهر میشود. امّا [[عقاب]] دیگری که به گونهای دیگر و از مبدئی دیگر، از خارج از [[نفس]] است، آن را سخنی دیگر است"<ref>{{عربی| إِنَّ الْعِقَابِ لِلنَّفْسِ عَلَى خطئتها - كَمَا سَتَعْلَمُ - هُوَ كالمرض لِلْبَدَنِ عَلَى نهمه، فَهُوَ لَازِمُ مَنْ لوازم مَا سَاقَ إِلَيْهِ الاحوال الماضيه الَّتِي لَمْ يَكُنْ مِنْ وُقُوعِهَا بُدَّ وَ لَا مِنْ وُقُوعِ مَا يَتْبَعُهَا. وَ أَمَّا الْعِقَابِ الَّذِي يَكُونُ عَلَى جِهَةِ أُخْرَى مِنْ مبدء لَهُ مِنْ خَارِجِ فحديث آخَرَ }}؛ الإشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۲۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۴.</ref>. | ||
* متکلّم بزرگ [[شیعی]] خواجه [[نصیرالدّین طوسی]] در شرح این عبارت میفرماید:"این نوع از عقابها برای [[نفس]] [[انسان]] بواسطه ملکاتی که کسب کرده و در آن [[راسخ]] و پابرجا شده، حاصل میشود. از اینرو، گوئی این عقابها از داخل ذات [[انسان]] بوده و همان [[آتش]] فروزان [[الهی]] است که بر قلبها شعلهور میشود. امّا اگر آیاتی که در کتب [[الهی]] درباره عذابها آمده است بر ظاهرش حمل شود، اقتضا دارد که بر عذابی جسمی، که بر [[بدن]] بدکاران از خارج از این [[بدن]] وارد میشود، حمل شود. [[تفاسیر]] و [[روایات]] وارده، این گونه از [[عقاب]] را تشریح کرده است. [[شیخ]] الرّئیس به این نوع از [[عقاب]] با عبارت: {{عربی| و امّا العقاب الذی...". }} اشاره کرده؛ یعنی: اثبات این نوع از [[عذاب]] بنا به این وجه مشهور در میان [[ادیان]] اگر [[حق]] باشد، تنها وابسته به سمع بوده باید از [[احادیث]] اخذ شود"<ref>{{عربی|وَ هَذَا النَّوْعَ مِنَ الْعِقَابِ إِنَّمَا يَكُونُ لِلنَّفْسِ الْإِنْسَانِيَّةِ بِسَبَبِ ملكاتها الرَّدِيئَةُ الراسخة فِيهَا، فَكَأَنَّهَا تَكُونَ مِنْ دَاخِلٍ ذاتها؛ وَ هُوَ نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةِ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ. لكِنِ الْآيَاتِ الْوَارِدَةُ بِالْوَعِيدِ فِي الْكُتُبِ الإلهيه لَوْ أَجْرَيْتُ عَلَى ظَوَاهِرِهَا، لاقتضت الْقَوْلُ بِعِقَابٍ جسماني وَارِدُ عَلَى بُدْنِ الْمُسِيءِ مِنْ خَارِجٍ - عَلَى مَا تُوصَفُ فِي التفاسير وَ الْأَخْبَارِ. وَ أَمَّا الْعِقَابِ الَّذِي يَكُونُ عَلَى جِهَةِ أُخْرَى مِنْ مبدءٍ لَهُ مِنْ خَارِجِ فحديث "؛ أَيْ: اثباثه عَلَى الْوَجْهِ الْمَشْهُورُ لوكان حَقّاً لَكَانَ سمعياً }}؛ الإشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۳۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۴.</ref>. | * متکلّم بزرگ [[شیعی]] خواجه [[نصیرالدّین طوسی]] در شرح این عبارت میفرماید:"این نوع از عقابها برای [[نفس]] [[انسان]] بواسطه ملکاتی که کسب کرده و در آن [[راسخ]] و پابرجا شده، حاصل میشود. از اینرو، گوئی این عقابها از داخل ذات [[انسان]] بوده و همان [[آتش]] فروزان [[الهی]] است که بر قلبها شعلهور میشود. امّا اگر آیاتی که در کتب [[الهی]] درباره عذابها آمده است بر ظاهرش حمل شود، اقتضا دارد که بر عذابی جسمی، که بر [[بدن]] بدکاران از خارج از این [[بدن]] وارد میشود، حمل شود. [[تفاسیر]] و [[روایات]] وارده، این گونه از [[عقاب]] را تشریح کرده است. [[شیخ]] الرّئیس به این نوع از [[عقاب]] با عبارت: {{عربی| و امّا العقاب الذی...". }} اشاره کرده؛ یعنی: اثبات این نوع از [[عذاب]] بنا به این وجه مشهور در میان [[ادیان]] اگر [[حق]] باشد، تنها وابسته به سمع بوده باید از [[احادیث]] اخذ شود"<ref>{{عربی|وَ هَذَا النَّوْعَ مِنَ الْعِقَابِ إِنَّمَا يَكُونُ لِلنَّفْسِ الْإِنْسَانِيَّةِ بِسَبَبِ ملكاتها الرَّدِيئَةُ الراسخة فِيهَا، فَكَأَنَّهَا تَكُونَ مِنْ دَاخِلٍ ذاتها؛ وَ هُوَ نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةِ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ. لكِنِ الْآيَاتِ الْوَارِدَةُ بِالْوَعِيدِ فِي الْكُتُبِ الإلهيه لَوْ أَجْرَيْتُ عَلَى ظَوَاهِرِهَا، لاقتضت الْقَوْلُ بِعِقَابٍ جسماني وَارِدُ عَلَى بُدْنِ الْمُسِيءِ مِنْ خَارِجٍ - عَلَى مَا تُوصَفُ فِي التفاسير وَ الْأَخْبَارِ. وَ أَمَّا الْعِقَابِ الَّذِي يَكُونُ عَلَى جِهَةِ أُخْرَى مِنْ مبدءٍ لَهُ مِنْ خَارِجِ فحديث "؛ أَيْ: اثباثه عَلَى الْوَجْهِ الْمَشْهُورُ لوكان حَقّاً لَكَانَ سمعياً }}؛ الإشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۳۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۴.</ref>. | ||
* [[شیخ]] [[بهائی]] نیز در این زمینه میفرماید: "برخی از [[اهل دل]] گفتهاند: مارها و عقربها - بلکه همان آتشی که در [[قبر]] و [[قیامت]] ظاهر میشود- | * [[شیخ]] [[بهائی]] نیز در این زمینه میفرماید: "برخی از [[اهل دل]] گفتهاند: مارها و عقربها - بلکه همان آتشی که در [[قبر]] و [[قیامت]] ظاهر میشود- خود [[اعمال]] قبیح و [[اخلاق]] [[پست]] و [[عقائد]] باطلی است که در این [[دنیا]] بهصورت [[اعمال]] و [[اخلاق]] و [[عقائد]]، ظاهر شده و این لباسها را به تن کرده؛ و در آن [[دنیا]] به آن صورت ظاهر میشود و آن لباسها را به تن میکند؛ همانگونه که راحتی و حوریان و میوههای بهشتی، همان [[اخلاق]] [[پاک]] و [[اعمال نیک]] و [[اعتقادات]] صحیحی هستند، که در این عالم به این صورت ظاهر شده با این اسمها خوانده شدهاند؛ و در آن عالم با آن نام خوانده میشوند و به آن صورت تمثُّل مییابند. چراکه یک [[حقیقت]] در چند محل به صور گوناگون و با [[اسامی]] گوناگون ظاهر میشود؛ این [[حقیقت]] در هر محلی لباسی میپوشد و به زی و صورت دیگری [[ظهور]] مییابد. اینان در [[آیه]] {{متن قرآن|يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ}}<ref>«از تو عذاب را به شتاب میخواهند و بیگمان دوزخ، فراگیر کافران است» سوره عنکبوت، آیه ۵۴.</ref> برآنند که منظور [[آیه]] این نیست که [[عذاب]] در جهانی دیگر بدکاران را احاطه مینماید- آنگونه که مفسّران ظاهربین گفتهاند-؛ بلکه به معنی زمان حال است؛ چراکه زشتیهای [[اخلاقی]] و کرداری و [[اعتقادی]] آنان، هماکنون آنان را در برگرفته و این همان [[جهنمی]] است که در سرای دیگر بهصورت [[آتش]] و عقرب ومار، برای آنان ظاهر خواهد شد"<ref>{{عربی| قَالَ بَعْضُ أَصْحَابِ الْقُلُوبِ: " إِنَّ الْحَيَّاتِ وَ الْعَقَارِبَ بَلْ وَ النِّيرَانِ الَّتِي تَظْهَرُ فِي الْقَبْرِ وَ الْقِيَامَةُ هِيَ بِعَيْنِهَا الْأَعْمَالِ الْقَبِيحَةِ وَ الْأَخْلَاقِ الذَّمِيمَةُ وَ الْعَقَائِدِ الْبَاطِلَةِ الَّتِي ظَهَرَتْ فِي هَذِهِ النَّشْأَةَ بِهَذِهِ الصُّورَةِ وَ تجلببت بِهَذِهِ الجلابيب، كَمَا أَنَّ الرُّوحُ وَ الرَّيْحَانِ وَ الْحُورِ وَ الثِّمَارِ هِيَ الاخلاق الزكية وَ الاعمال الصالحة وَ الِاعْتِقَادَاتِ أَلْحِقْهُ الَّتِي بَرْزَةَ فِي هَذَا الْعَالَمِ بِهَذِهِ الزِّيِّ وَ تُسَمِّتْ بِهَذَا الِاسْمِ، إِذْ الحقيقة الْوَاحِدَةُ تَخْتَلِفُ صُوَرِهَا بِاخْتِلَافِ الْأَمَاكِنِ، فتحلّي فِي كُلِّ مَوْطِنٍ بِحِلْيَةِ وَ تزيي فِي كُلِّ نَشَأَتْ بِزِيِّ؛ وَ قالُوا: إِنَّ اسْمُ الْفَاعِلِ فِي قَوْلِهِ تَعَالِي: يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُ بِالْكافِرِينَ، لَيْسَ بِمَعْنَى مِنِ الِاسْتِقْبَالِ بِأَنْ يَكُونَ الْمُرَادُ: أَنَّهَا ستُحيط بِهِمْ فِي النَّشْأَةَ الْأُخْرى، كَمَا ذَكَرَهُ الظاهريون مِنَ الْمُفَسِّرِينَ، بَلْ هُوَ عَلَى حَقِيقَتَهُ، أَيْ مَعْنَى الْحَالِ، فَإِنْ قبائحَهم الخلقيه وَ العمليه وَ الاعتقادية مُحِيطَةُ بِهِمْ فِي هَذِهِ النَّشْأَةَ، وَ هِيَ بِعَيْنِهَا جَهَنَّمُ الَّتِي سَتَظْهَرُ عَلَيْهِمْ فِي النَّشْأَةَ الأخروية بِصُورَةِ النَّارِ وَ عَقَارِبَهَا وَ حَيَاتِهَا }}؛ بحار الأنوار، ج ۷ ص ۲۲۸ و ۲۲۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۵.</ref>. | ||
* [[صدرالمتألّهین]] نیز در اسفار و اربعه میفرماید: "تحوّل [[نفس]] از این [[عالم طبیعت]] دنیائی به نشأة دیگر، و تبدیل شدنش به آنچه ملکه او بوده و پذیرفتنش صورتهای [[جهان آخرت]] را، که چندین نوع است و زیبا و [[نورانی]] و یا [[زشت]] و [[پست]] و ظلمانی بهصورت حیوانات وحشی و درّنده میباشد؛ اینها سراسر حاصل از [[اعمال]] و [[افعال]] دنیائی خود [[نفس]] است، که این صورتها را بهدست آورده و این هیئتها را برای خود حاصل نموده است. این سخن نه تنها مخالف سخن صحیح نیست، بلکه امری است که بهواسطه [[برهان]] نیز ثابت میشود؛ و برای بزرگان اهل [[کشف]] و [[شهود]] نیز اثبات شده و از صاحبان [[ادیان]] حقّه و دیگر [[ادیان]] نیز همین مطلب استفاده شده، [[ظواهر]] [[آیات]] قرانی و [[احادیث]] منقول از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نیز به همین مطلب [[گواهی]] میدهد"<ref>{{عربی|وَ أَمَّا تَحَوَّلْ النَّفْسِ مِنَ نَشَأَتْ الطَّبِيعَةِ الدنيويه إِلَى النشأه الاخروية وَ صيرورتها بِحَسَبِ ملكاتها وَ أَحْوَالِهَا مصوّرة بِصُورَةِ أخرويةٍ حيوانيةٍ أَوْ غَيْرِهَا حَسَنَةً بَهِيَّةَ نُورِيَّةَ أَوْ قَبِيحَةً رَدِيَّةُ ظلمانيةً سَبُعيةً وَ أَوْ بهيميةً متخالفةَ الْأَنْوَاعِ حَاصِلَةُ مِنْ أَعْمَالِهَا وَ أَفْعَالِهَا الدُّنْيَوِيَّةِ الكاسبة لِتِلْكَ الصُّورَةِ وَ الْهَيْئَاتِ، فَلَيْسَ ذَلِكَ مُخَالِفاً للتّحقيق، بَلْ هُوَ أَمْرُ ثابثُ بالبرهان مُحَقِّقُ عِنْدَ أَئِمَّةِ الْكَشْفِ وَ الْعِيَانِ، مُسْتَفَادُ مِنْ أَرْبَابِ الشرايع الْحِقَّةُ وَ سَائِرِ الْأَدْيَانِ، دَلَّتْ عَلَيْهِ ظَوَاهِرِ النُّصُوصِ القرآنية الْأَحَادِيثِ النَّبَوِيَّةِ }}؛ الأسفار الأربعة، ج ۹ ص ۴.</ref>؛ | * [[صدرالمتألّهین]] نیز در اسفار و اربعه میفرماید: "تحوّل [[نفس]] از این [[عالم طبیعت]] دنیائی به نشأة دیگر، و تبدیل شدنش به آنچه ملکه او بوده و پذیرفتنش صورتهای [[جهان آخرت]] را، که چندین نوع است و زیبا و [[نورانی]] و یا [[زشت]] و [[پست]] و ظلمانی بهصورت حیوانات وحشی و درّنده میباشد؛ اینها سراسر حاصل از [[اعمال]] و [[افعال]] دنیائی خود [[نفس]] است، که این صورتها را بهدست آورده و این هیئتها را برای خود حاصل نموده است. این سخن نه تنها مخالف سخن صحیح نیست، بلکه امری است که بهواسطه [[برهان]] نیز ثابت میشود؛ و برای بزرگان اهل [[کشف]] و [[شهود]] نیز اثبات شده و از صاحبان [[ادیان]] حقّه و دیگر [[ادیان]] نیز همین مطلب استفاده شده، [[ظواهر]] [[آیات]] قرانی و [[احادیث]] منقول از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نیز به همین مطلب [[گواهی]] میدهد"<ref>{{عربی|وَ أَمَّا تَحَوَّلْ النَّفْسِ مِنَ نَشَأَتْ الطَّبِيعَةِ الدنيويه إِلَى النشأه الاخروية وَ صيرورتها بِحَسَبِ ملكاتها وَ أَحْوَالِهَا مصوّرة بِصُورَةِ أخرويةٍ حيوانيةٍ أَوْ غَيْرِهَا حَسَنَةً بَهِيَّةَ نُورِيَّةَ أَوْ قَبِيحَةً رَدِيَّةُ ظلمانيةً سَبُعيةً وَ أَوْ بهيميةً متخالفةَ الْأَنْوَاعِ حَاصِلَةُ مِنْ أَعْمَالِهَا وَ أَفْعَالِهَا الدُّنْيَوِيَّةِ الكاسبة لِتِلْكَ الصُّورَةِ وَ الْهَيْئَاتِ، فَلَيْسَ ذَلِكَ مُخَالِفاً للتّحقيق، بَلْ هُوَ أَمْرُ ثابثُ بالبرهان مُحَقِّقُ عِنْدَ أَئِمَّةِ الْكَشْفِ وَ الْعِيَانِ، مُسْتَفَادُ مِنْ أَرْبَابِ الشرايع الْحِقَّةُ وَ سَائِرِ الْأَدْيَانِ، دَلَّتْ عَلَيْهِ ظَوَاهِرِ النُّصُوصِ القرآنية الْأَحَادِيثِ النَّبَوِيَّةِ }}؛ الأسفار الأربعة، ج ۹ ص ۴.</ref>؛ | ||
* [[غزالی]] نیز مینویسد: "اگر به خویشتن مشغولی، پس به هیچ چیزی جز از [[علمی]] که بر تو - به حسب حال خودت - [[واجب]] است مشغول مباش؛ و به [[اعمال]] ظاهریای که به [[علم]] وابسته است- همانند [[نماز]] وپاکی وروزه -. و از همه مهمتر که همگان آن را رها کردهاند، [[علم]] [[صفات]] [[پسندیده]] و ناپسندیده [[قلب]] است؛ چراکه هیچ انسانی از صفات بد - مثل [[حرص]] و [[حسد]] و... - جدا نمیشود، و تمامی اینها در شمار مهلکات بوده و از بین بردن آن در شمار [[واجبات]] است؛ از اینرو تنها به این مطلب بپرداز تا خود را از هلاک ایمن سازی"<ref>{{عربی| فَإِنْ كُنْتَ الْمَشْغُولَ بِنَفْسِكَ فَلَا تَشْغَلُ إِلَّا بِالْعِلْمِ الَّذِي هُوَ فَرَضَ عَلَيْكَ بِحَسَبِ مَا يَقْتَضِيهِ حَالِكَ وَ مَا يَتَعَلَّقُ مِنْهُ بِالْأَعْمَالِ الظَّاهِرَةُ مَنْ تَعَلَّمَ الصلوۃ وَ الطَّهَارَةِ وَ الصَّوْمِ. وَ إِنَّمَا الْأَهَمِّ الَّذِي أَهْمَلَهُ الْكُلَّ عَلِمَ صِفَاتِ الْقَلْبِ وَ مَا يُحْمَدُ مِنْهَا وَ مَا يُذَمُّ، إِذْ لَا يَنْفَكُّ بِشْرٍ عَنِ الصِّفَاتِ الْمَذْمُومَةِ مِثْلَ الْحِرْصُ وَ الْحَسَدُ وَ... وَ جَمِيعُ ذَلِكَ مُهْلِكَاتُ وَ إهمالها مِنَ الْوَاجِبَاتِ }}؛ إحیاء علوم الدین، ج ۱ ص ۶۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۷.</ref>. | * [[غزالی]] نیز مینویسد: "اگر به خویشتن مشغولی، پس به هیچ چیزی جز از [[علمی]] که بر تو - به حسب حال خودت - [[واجب]] است مشغول مباش؛ و به [[اعمال]] ظاهریای که به [[علم]] وابسته است- همانند [[نماز]] وپاکی وروزه -. و از همه مهمتر که همگان آن را رها کردهاند، [[علم]] [[صفات]] [[پسندیده]] و ناپسندیده [[قلب]] است؛ چراکه هیچ انسانی از صفات بد - مثل [[حرص]] و [[حسد]] و... - جدا نمیشود، و تمامی اینها در شمار مهلکات بوده و از بین بردن آن در شمار [[واجبات]] است؛ از اینرو تنها به این مطلب بپرداز تا خود را از هلاک ایمن سازی"<ref>{{عربی| فَإِنْ كُنْتَ الْمَشْغُولَ بِنَفْسِكَ فَلَا تَشْغَلُ إِلَّا بِالْعِلْمِ الَّذِي هُوَ فَرَضَ عَلَيْكَ بِحَسَبِ مَا يَقْتَضِيهِ حَالِكَ وَ مَا يَتَعَلَّقُ مِنْهُ بِالْأَعْمَالِ الظَّاهِرَةُ مَنْ تَعَلَّمَ الصلوۃ وَ الطَّهَارَةِ وَ الصَّوْمِ. وَ إِنَّمَا الْأَهَمِّ الَّذِي أَهْمَلَهُ الْكُلَّ عَلِمَ صِفَاتِ الْقَلْبِ وَ مَا يُحْمَدُ مِنْهَا وَ مَا يُذَمُّ، إِذْ لَا يَنْفَكُّ بِشْرٍ عَنِ الصِّفَاتِ الْمَذْمُومَةِ مِثْلَ الْحِرْصُ وَ الْحَسَدُ وَ... وَ جَمِيعُ ذَلِكَ مُهْلِكَاتُ وَ إهمالها مِنَ الْوَاجِبَاتِ }}؛ إحیاء علوم الدین، ج ۱ ص ۶۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۷.</ref>. | ||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
* [[سید عبداللّه شبر]] نیز در این رابطه میفرماید: "طلب کمال بر تمامی [[مسلمین]] [[واجب]] بوده، بهواسطه آن به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[خاندان]] پاکش {{عم}} تاسّی و [[اقتدا]] میشود؛ چرا که [[اخلاق نیکو]] [[نجات]] بخش، و [[اخلاق]] بد سمهای [[مرگ]] آورِ هلاک کننده دورکننده از درگاه [[حضرت حق]] است؛ که [[صاحب]] خود را در صف [[شیطان]] لعین قرار میدهد. و مریضیهای قلبها و [[جانها]] که به [[دین]] ضرر میرسانند، ضرردارتر از مرضهای جسمی و بدنی است، چراکه این بیماریها تنها [[زندگی]] جسمی را تهدید، و آن دیگری [[زندگی]] جاوید را نابود میسازد؛ از اینرو دانستن طبِّ [[بدن]] [[واجب]] کفائی، اما دانستن طبِّ [[روح]] [[واجب]] عینی است"<ref>{{عربی| طَلَبِهِ فَرَضَ عَلَيَّ جَمِيعِ الْمُسْلِمِينَ، وَ بِهِ يَحْصُلُ التَّأَسِّي بِسَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ عِتْرَتِهِ الطَّاهِرِينَ؛ فَإِنِ الْأَخْلَاقِ الْحَسَنَةِ هِيَ الْمُنْجِيَاتِ وَ الْأَخْلَاقِ السَّيِّئَةُ هِيَ السُّمُومِ الْقَاتِلَةِ الْمُهْلِكَاتُ المبعدة مِنْ جِوَارِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ المنخرطة بِصَاحِبِهَا فِي سَلَكَ الشَّيْطَانِ اللَّعِينُ. وَ أَمْرَاضِ الْقُلُوبِ وَ النُّفُوسِ الْمَضَرَّةُ بالأديان أَعْظَمُ ضَرَراً مِنْ أَمْرَاضِ الْأَجْسَادِ وَ الْأَبْدَانُ، إِذْ تِلْكَ مغويةُ لِحَيَاةِ الْجَسَدِ وَ هَذِهِ تَفُوتُ حَيَاةُ الْأَبَدِ، وَ وُجُوبِ ذَلِكَ الطِّبِّ كفائي وَ تَعْلَمَ هَذَا الطِّبِّ وَاجِبُ عَيْنِي }}؛ الاخلاق، ص ۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۸-۱۶۹.</ref>. | * [[سید عبداللّه شبر]] نیز در این رابطه میفرماید: "طلب کمال بر تمامی [[مسلمین]] [[واجب]] بوده، بهواسطه آن به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[خاندان]] پاکش {{عم}} تاسّی و [[اقتدا]] میشود؛ چرا که [[اخلاق نیکو]] [[نجات]] بخش، و [[اخلاق]] بد سمهای [[مرگ]] آورِ هلاک کننده دورکننده از درگاه [[حضرت حق]] است؛ که [[صاحب]] خود را در صف [[شیطان]] لعین قرار میدهد. و مریضیهای قلبها و [[جانها]] که به [[دین]] ضرر میرسانند، ضرردارتر از مرضهای جسمی و بدنی است، چراکه این بیماریها تنها [[زندگی]] جسمی را تهدید، و آن دیگری [[زندگی]] جاوید را نابود میسازد؛ از اینرو دانستن طبِّ [[بدن]] [[واجب]] کفائی، اما دانستن طبِّ [[روح]] [[واجب]] عینی است"<ref>{{عربی| طَلَبِهِ فَرَضَ عَلَيَّ جَمِيعِ الْمُسْلِمِينَ، وَ بِهِ يَحْصُلُ التَّأَسِّي بِسَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ عِتْرَتِهِ الطَّاهِرِينَ؛ فَإِنِ الْأَخْلَاقِ الْحَسَنَةِ هِيَ الْمُنْجِيَاتِ وَ الْأَخْلَاقِ السَّيِّئَةُ هِيَ السُّمُومِ الْقَاتِلَةِ الْمُهْلِكَاتُ المبعدة مِنْ جِوَارِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ المنخرطة بِصَاحِبِهَا فِي سَلَكَ الشَّيْطَانِ اللَّعِينُ. وَ أَمْرَاضِ الْقُلُوبِ وَ النُّفُوسِ الْمَضَرَّةُ بالأديان أَعْظَمُ ضَرَراً مِنْ أَمْرَاضِ الْأَجْسَادِ وَ الْأَبْدَانُ، إِذْ تِلْكَ مغويةُ لِحَيَاةِ الْجَسَدِ وَ هَذِهِ تَفُوتُ حَيَاةُ الْأَبَدِ، وَ وُجُوبِ ذَلِكَ الطِّبِّ كفائي وَ تَعْلَمَ هَذَا الطِّبِّ وَاجِبُ عَيْنِي }}؛ الاخلاق، ص ۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۸-۱۶۹.</ref>. | ||
* محقّق بزرگوار ملّا [[احمد نراقی]] نیز فرموده است: "و بحکم محکم [[عقل]] و [[نفس]] [[مستفیض]] [[نقل]]، بر هر یک از افراد سالکین منهج رشاد و طالبین طریق [[ارشاد]]، لازم است که اوّلاً از آئینة گیتینمای [[دل]] زنگ رذائل زائل، و بعد از آن ادهم همّت بصوب تجمّل بحُلَل [[فضائل]] مایل سازد؛ چه بدون تخلیة، تحلیه میسّر نشود و انعکاس نقش حبیب در [[نفس]] خبیث صورت نبندد"<ref>معراج السَّعادة، ص ۴.</ref>. همو در جائی دیگر مینویسد: "آلام و بیماریهای [[روح]] عبارت است از [[اخلاق]] دمیمه و صفات [[رذیلت]]، که موجب [[هلاکت]] و [[بدبختی]] [[روح]] است، و او را از [[درک]] لذّات روحانیّه و رسیدن به سعادات ابدیّه باز میدارد"<ref>معراج السَّعادة، ص ۱۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹.</ref>. | * محقّق بزرگوار ملّا [[احمد نراقی]] نیز فرموده است: "و بحکم محکم [[عقل]] و [[نفس]] [[مستفیض]] [[نقل]]، بر هر یک از افراد سالکین منهج رشاد و طالبین طریق [[ارشاد]]، لازم است که اوّلاً از آئینة گیتینمای [[دل]] زنگ رذائل زائل، و بعد از آن ادهم همّت بصوب تجمّل بحُلَل [[فضائل]] مایل سازد؛ چه بدون تخلیة، تحلیه میسّر نشود و انعکاس نقش حبیب در [[نفس]] خبیث صورت نبندد"<ref>معراج السَّعادة، ص ۴.</ref>. همو در جائی دیگر مینویسد: "آلام و بیماریهای [[روح]] عبارت است از [[اخلاق]] دمیمه و صفات [[رذیلت]]، که موجب [[هلاکت]] و [[بدبختی]] [[روح]] است، و او را از [[درک]] لذّات روحانیّه و رسیدن به سعادات ابدیّه باز میدارد"<ref>معراج السَّعادة، ص ۱۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹.</ref>. | ||
* [[امام خمینی]] نیز در این زمینه فرموده است: "و از بالاترین و والاترین حوزههائی که لازم است به طور همگانی مورد [[تعلیم و تعلّم]] قرار گیرد، [[علوم]] [[معنوی]] [[اسلامی]] از قبیل [[علم]] [[اخلاق]] و تهذیب نفس و [[سیر و سلوک]] إلی اللّه – {{متن حدیث| رَزَقَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ}} - | * [[امام خمینی]] نیز در این زمینه فرموده است: "و از بالاترین و والاترین حوزههائی که لازم است به طور همگانی مورد [[تعلیم و تعلّم]] قرار گیرد، [[علوم]] [[معنوی]] [[اسلامی]] از قبیل [[علم]] [[اخلاق]] و تهذیب نفس و [[سیر و سلوک]] إلی اللّه – {{متن حدیث| رَزَقَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ}} - که [[جهاد اکبر]] میباشد".<ref>بخشی است از وصیّتنامه سیاسی / الهیِ ایشان.</ref>. و باز هم ایشان میفرمایند: "... جهنّم با [[اعمال]] و [[کردار زشت]] [[انسان]] روشن میگردد. این [[اعمال]] [[بشر]] چموش است که آتشافروزی میکند، فرمود: "جُزنا و هی خامدةُ: از جهنّم گذشتیم در حالی که خاموش بود". اگر [[بشر]] با این [[اعمال]] و [[کردار]] خویش [[آتش]] نیفروزد، [[جهنم]] خاموش است. [[باطن]] این [[طبیعت]]، جهنّم است؛ اقبال به [[طبیعت]]، اقبال به جهنّم است. وقتی [[انسان]] از این [[جهان]] به [[جهان]] دیگر رخت بربندد و پردهها پس برود، میفهمد که: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ}}<ref>«این برای کارهایی است که کردهاید و (بدانید) که خداوند با بندگان، ستمگر نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا}}<ref>«و کارنامه (ی هر کس، پیش رویش) نهاده میشود و گناهکاران را از آنچه در آن است هراسان مییابی و میگویند: وای بر ما! این چه کارنامهای است که هیچ (کار) خرد و بزرگی را ناشمرده وا نمینهد و آنچه کردهاند پیش چشم مییابند و پروردگارت به هیچ کس ستم نمیورزد» سوره کهف، آیه ۴۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹-۱۷۰.</ref>. | ||
* تمام اعمالی که در این [[دنیا]] از [[انسان]] سر میزند، در آن [[جهان]] دیده میشود، در برابر وی مجسّم میگردد: {{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذرهای نیکی ورزد، آن را خواهد دید، و هر کس همسنگ ذرهای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۷ -۸.</ref>. تمام [[اعمال]] و [[کردار]] و گفتار [[انسان]] در [[جهان]] دیگر منعکس میگردد، گوئی از [[زندگی]] ما فیلمبرداری میشود و در آن [[جهان]] نشان داده خواهد شد و قابل [[انکار]] نخواهد بود. همه [[اعمال]] و حرکات ما را علاوه بر [[شهادت]] اعضاء و جوارح، به ما نشان خواهند داد: {{متن قرآن|قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref>«و به پوستهای تن خود میگویند: چرا به زیان ما گواهی دادید؟ میگویند: خداوند ما را به سخن آورد همان که هر چیز را به سخن میآورد و او نخست بار شما را آفرید و به سوی او بازگردانده خواهید شد» سوره فصلت، آیه ۲۱.</ref><ref>جهاد اکبر، ص۲۰۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹-۱۷۰.</ref>. | * تمام اعمالی که در این [[دنیا]] از [[انسان]] سر میزند، در آن [[جهان]] دیده میشود، در برابر وی مجسّم میگردد: {{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذرهای نیکی ورزد، آن را خواهد دید، و هر کس همسنگ ذرهای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۷ -۸.</ref>. تمام [[اعمال]] و [[کردار]] و گفتار [[انسان]] در [[جهان]] دیگر منعکس میگردد، گوئی از [[زندگی]] ما فیلمبرداری میشود و در آن [[جهان]] نشان داده خواهد شد و قابل [[انکار]] نخواهد بود. همه [[اعمال]] و حرکات ما را علاوه بر [[شهادت]] اعضاء و جوارح، به ما نشان خواهند داد: {{متن قرآن|قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref>«و به پوستهای تن خود میگویند: چرا به زیان ما گواهی دادید؟ میگویند: خداوند ما را به سخن آورد همان که هر چیز را به سخن میآورد و او نخست بار شما را آفرید و به سوی او بازگردانده خواهید شد» سوره فصلت، آیه ۲۱.</ref><ref>جهاد اکبر، ص۲۰۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹-۱۷۰.</ref>. | ||