عصمت از اشتباه: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۸٬۴۶۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۸ دسامبر ۲۰۲۲
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


'''[[عصمت]]''' در لغت به معنای [[حفظ]] و نگهداری و نیز به معنای منع کردن آمده است. این واژه در اصطلاح متکلمان امامیه، گاه به لطفی از جانب [[خدای متعال]] به [[برگزیدگان]] خود و گاه نیز به ملکه‌ای تعبیر شده که به موجب آن، امامان اثنی عشر به رغم داشتن [[قدرت]] بر انجام گناهان، از ارتکاب گناه، خطا و اشتباه مصون هستند. گستره عصمت معصومان را در یک تقسیم کلی می‌توان به گستره زمانی و گستره متعلق تقسیم نمود. هر کدام از این دو قسم نیز خود به شاخه‌های دیگری تقسیم می‌شوند. در گستره زمانی به دنبال [[اثبات عصمت]] [[معصومان]] پیش یا پس از تصدی منصب هستیم. از جمله موضوعات مهمی که در عصمت متعلق مورد بحث قرار می‌گیرد، عصمت معصومان از اشتباه در عمل به دین است. اشتباه در مرحله عمل به دین خود به دو صورت قابل تصور است. اول: اشتباهی که به وقوع یک عمل [[قبیح]] در خارج نینجامد که متکلمان از آن با عنوان «اشتباه در انجام دادن [[واجبات]] [[شرعی]]» یاد می‌کنند و دوم: اشتباهی که به وقوع یک عمل قبیح در خارج بینجامد که آن را «گناه سهوی» می‌نامند. در این خصوص میان متکلمان اسلامی اختلافاتی به چشم می‌خورد. متکلمان اهل سنت قائل به عصمت پیامبران از اشتباه در مرحله عمل به دین نیستند به خلاف متکلمان امامیه. برخی به [[ضرورت]] نداشتن عصمت امام از چنین گناهانی در قالب نظریه [[سهو النبی]] ملتزم شده‌اند. اما برخی دیگر به صراحت پیامبر و حتی امام را از چنین گناهانی معصوم دانسته‌اند.
عصمت معصومان از اشتباه در عمل به دین از جمله موضوعات مهمی که در عصمت امامان مورد بحث قرار می‌گیرد. اشتباه در عمل به دین به دو صورت قابل تصور است. اشتباهی که به وقوع یک عمل [[قبیح]] در خارج نینجامد که متکلمان از آن با عنوان «اشتباه در انجام دادن [[واجبات]] [[شرعی]]» یاد می‌کنند و اشتباهی که به وقوع یک عمل قبیح در خارج بینجامد که آن را «گناه سهوی» می‌نامند. در این خصوص میان متکلمان اسلامی اختلافاتی به چشم می‌خورد. متکلمان اهل سنت قائل به عصمت پیامبران از اشتباه در مرحله عمل به دین نیستند به خلاف متکلمان امامیه. برخی به [[ضرورت]] نداشتن عصمت امام از چنین گناهانی در قالب نظریه [[سهو النبی]] ملتزم شده‌اند. اما برخی دیگر به صراحت پیامبر و حتی امام را از چنین گناهانی معصوم دانسته‌اند.


== معناشناسی عصمت ==
== معناشناسی عصمت ==
خط ۲۶: خط ۲۶:
منظور از این عنوان آن است که آیا ممکن است [[امام]] در انجام دادن [[تکالیف شرعی]] خود مرتکب اشتباه شود؟ برای نمونه، آیا ممکن است امام به دلیل فراموشی، [[نماز]] خود را نخواند یا در نماز مرتکب [[سهو]] و [[نسیان]] در شمار رکعات شود؟ این مسأله قبل از آنکه در منابع [[کلامی]] [[شیعه]] مطرح شود در کتاب‌های [[روایی]] [[محدثان]] [[امامیه]] با عنوان معروف «[[سهو النبی]]» که بیانگر [[اشتباه]] [[پیامبر خاتم]]{{صل}} در [[نماز]] و نیز قضا شدن نماز آن حضرت است، در قرون چهارم و پنجم به چشم می‌خورد. با این حال بازتابی از این [[روایات]] در کلمات [[اصحاب ائمه]] در این باره در دست نیست. هر چند می‌توان احتمال [[قوی]] داد که محدثان امامیه، به ضرورت معصوم بودن امام از اشتباه در ادای واجبات باور نداشتند. طرح این مسأله در منابع کلامی را باید در [[نزاع]] میان [[شیخ صدوق]] و [[شیخ مفید]] جستجو نمود<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۴۱۳.</ref>.
منظور از این عنوان آن است که آیا ممکن است [[امام]] در انجام دادن [[تکالیف شرعی]] خود مرتکب اشتباه شود؟ برای نمونه، آیا ممکن است امام به دلیل فراموشی، [[نماز]] خود را نخواند یا در نماز مرتکب [[سهو]] و [[نسیان]] در شمار رکعات شود؟ این مسأله قبل از آنکه در منابع [[کلامی]] [[شیعه]] مطرح شود در کتاب‌های [[روایی]] [[محدثان]] [[امامیه]] با عنوان معروف «[[سهو النبی]]» که بیانگر [[اشتباه]] [[پیامبر خاتم]]{{صل}} در [[نماز]] و نیز قضا شدن نماز آن حضرت است، در قرون چهارم و پنجم به چشم می‌خورد. با این حال بازتابی از این [[روایات]] در کلمات [[اصحاب ائمه]] در این باره در دست نیست. هر چند می‌توان احتمال [[قوی]] داد که محدثان امامیه، به ضرورت معصوم بودن امام از اشتباه در ادای واجبات باور نداشتند. طرح این مسأله در منابع کلامی را باید در [[نزاع]] میان [[شیخ صدوق]] و [[شیخ مفید]] جستجو نمود<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۴۱۳.</ref>.


[[شیخ صدوق]] در این باره اظهار نظری در خصوص امام ندارد، با توجه به نظریه معروف او درباره [[پیامبر]] {{صل}} ([[سهوالنبی]] {{صل}}) و اینکه وی [[منصب امامت]] را ادامه [[نبوت]] دانسته و این دو [[منصب]] را در مسئله [[عصمت]] مساوی قلمداد کرده است، می‌توان نظر سهوالنبی {{صل}} او را درباره [[امام]] نیز جاری دانست. از این رو می‌توان گفت، از آنجا که [[شیخ صدوق]]، [[پیامبر]] را در عمل به [[دین]] از [[سهو]] و [[نسیان]] [[معصوم]] نمی‌داند، پس [[امامان]] را نیز از این جهت همچون پیامبر معصوم نمی‌شمرد.
[[شیخ صدوق]] در این باره اظهار نظری در خصوص امام ندارد، با توجه به نظریه معروف او درباره [[پیامبر]] {{صل}} ([[سهوالنبی]] {{صل}}) و اینکه وی [[منصب امامت]] را ادامه [[نبوت]] دانسته و این دو [[منصب]] را در مسئله [[عصمت]] مساوی قلمداد کرده است، می‌توان نظر سهوالنبی {{صل}} او را درباره [[امام]] نیز جاری دانست. از این رو می‌توان گفت، از آنجا که [[شیخ صدوق]]، [[پیامبر]] را در عمل به [[دین]] از [[سهو]] و [[نسیان]] [[معصوم]] نمی‌داند، پس [[امامان]] را نیز از این جهت همچون پیامبر معصوم نمی‌شمرد<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۳۱۶.</ref>.
 
بر اساس عبارات شیخ صدوق، [[عصمت از اشتباه]] در ادای [[واجبات]] [[شرعی]] را می‌توان در دو بخش مطرح کرد: [[اشتباه]] در شرایط [[نماز]]؛ اشتباه در قضا شدن نماز.
 
شیخ صدوق در مسئله اشتباه در شرایط نماز، روایتی را نقل می‌کند که به [[صراحت]] نشان می‌دهد پیامبر و به تبع ایشان امام {{ع}} مرتکب سهو و اشتباه در نماز نیز شده‌اند. [[اباصلت]] نقل می‌کند که به [[امام رضا]] {{ع}} عرض کردم عده‌ای از [[مردم کوفه]]، [[گمان]] می‌کنند پیامبر در نماز مرتکب اشتباه نشده است. حضرت فرمودند: «[[دروغ]] گفته‌اند. [[خدا]] آنها را [[لعنت]] کند. کسی که سهو بر او واقع نمی‌شود، خدایی است که جز او خدایی نیست»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي الصَّلْتِ الْهَرَوِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا {{ع}} يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّ فِي سَوَادِ الْكُوفَةِ قَوْماً يَزْعُمُونَ أَنَّ النَّبِيَّ {{صل}} لَمْ يَقَعْ عَلَيْهِ السَّهْوُ فِي صَلَاتِهِ فَقَالَ كَذَبُوا لَعَنَهُمُ اللَّهُ إِنَّ الَّذِي لَا يَسْهُو هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ...}}؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۲۰۳.</ref>.
 
افزون بر این [[روایت]]،  صدوق ذیل روایت معروفی که در بردارنده اشتباه [[پیامبر اکرم]] {{صل}} است، به اظهار نظر نیز پرداخته است و ضمن پذیرش آن، همچون استاد خود  ابن ولید<ref>محمدبن حسن بن احمد بن ولید از بزرگان حدیثی و فقهی قم است که سال وفات وی را ۳۴۳ قمری ثبت کرده‌اند. نجاشی درباره وی می‌نویسد: {{عربی|شيخ القميين وفقيهم و متقدمهم و وجههم... ثقة ثقة عين مسكون اليه، له كتب منها كتاب تفسير القرآن و كتاب الجامع}}؛ احمد بن علی، رجال النجاشی، تحقیق سید موسی شبیری زنجانی، ص۳۸۴.</ref>، منکر [[سهوالنبی]] را غالی و از [[مفوضه]] دانسته است<ref>{{عربی|إِنَّ الْغُلَاةَ وَ الْمُفَوِّضَةَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ يُنْكِرُونَ سَهْوَ النَّبِيِّ {{صل}}... وَ كَانَ شَيْخُنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَحِمَهُ اللَّهُ يَقُولُ أَوَّلُ دَرَجَةٍ فِي الْغُلُوِّ نَفْيُ السَّهْوِ عَنِ النَّبِيِّ {{صل}}}}؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۵۸-۳۶۰، ح۱۰۳۱.</ref>. دلیل عمده [[ صدوق]] برای این ادعا، روایت‌هایی هستند که بیانگر [[سهو]] کامل [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در نمازند.
 
بیان این نکته نیز خالی از [[لطف]] نیست که [[شیخ صدوق]] و استادش به سبب [[اطمینان]] کامل به صدور این [[روایت‌ها]]، بر آن‌اند که اگر جایز باشد [[روایات]] موجود در این باب را رد کنیم و به بطلان آنها قایل شویم، رد کردن تمام روایات موجود در این باره نیز جایز است که خود به از میان رفتن [[شریعت]] و [[دین]] می‌انجامد<ref>{{عربی|وَ لَوْ جَازَ أَنْ تُرَدَّ الْأَخْبَارُ الْوَارِدَةُ فِي هَذَا الْمَعْنَى لَجَازَ أَنْ تُرَدَّ جَمِيعُ الْأَخْبَارِ وَ فِي رَدِّهَا إِبْطَالُ الدِّينِ وَ الشَّرِيعَةِ وَ أَنَا أَحْتَسِبُ الْأَجْرَ فِي تَصْنِيفِ كِتَابٍ مُنْفَرِدٍ فِي إِثْبَاتِ سَهْوِ النَّبِيِّ {{صل}} وَ الرَّدِّ عَلَى مُنْكِرِيهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى}}؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۵۸-۳۶۰.</ref>.
 
البته لازم است روایات مورد نظر شیخ صدوق و تحلیل وی از آنها را با دقت بیشتری پیگیری کنیم. به این [[روایت]] از [[امام صادق]] {{ع}} دقت کنید: «[[خداوند متعال]] [[خواب]] را بر پیامبرش چیره ساخت تا [[آفتاب]] طلوع کرد. آن‌گاه برخاست و دو رکعت پیش از [[نماز صبح]] خواند، سپس نماز صبح را خواند و خداوند او را به سهو انداخت»<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۵۸-۳۶۰. روایاتی شبیه به روایت مزبور، در منابع اهل سنت نیز وجود دارند: ر.ک: مسلم نیسابوری، صحیح مسلم ج۲، ص۸۸؛ عزالدین علی بن محمد ابن اثیر الجزری، اسد الغابة، ج۳، ص۴۰۳.</ref>.
 
[[امام]] {{ع}} در این عبارت، [[سهو پیامبر]] را به [[خدا]] نسبت می‌دهد و در ادامه [[روایت]] معروف «[[ذوالشمالین]]» (این روایت بیانگر چگونگی [[سهو پیامبر]] در [[نماز]] است) را بیان می‌کند و [[حکمت]] کار خدا را در این باره چنین تبیین می‌فرماید که به [[سهو]] انداختن [[پیامبر]]، رحمتی برای [[امت اسلام]] است؛ بدین معنا که اگر [[نماز صبح]] کسی فوت شد یا در نماز مرتکب سهو شد، با وجود سهو پیامبر، دیگر وی ملامت نمی‌شود<ref>{{متن حدیث|وَ إِنَّمَا فَعَلَ ذَلِكَ بِهِ رَحْمَةً لِهَذِهِ الْأُمَّةِ لِئَلَّا يُعَيَّرَ الرَّجُلُ الْمُسْلِمُ إِذَا هُوَ نَامَ عَنْ صَلَاتِهِ أَوْ سَهَا فِيهَا فَيُقَالُ قَدْ أَصَابَ ذَلِكَ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}}}}؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۵۸-۳۶۰.</ref>.
 
[[شیخ صدوق]] در پاسخ به [[شبهه]] منکرین [[سهوالنبی]] {{صل}} که اگر سهو در نماز جایز باشد، در [[تبلیغ دین]] نیز جایز است و همچنین درباره اشکال [[ناشناخته بودن]] [[ذوالیدین]]<ref>البته آنچه در روایت آمد، ذوالشمالین بود؛ ولی از آنجا که یکی دیگر از القاب این راوی، ذوالیدین است،  شیخ صدوق نیز از وی با نام ذوالیدین یاد می‌کند. همچنین  سید مرتضی نیز وی را مجهول دانسته است. درباره این شخصیت ر.ک: سیدابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۲۴، ص۱۱۰؛ عزالدین علی بن محمد ابن اثیر الجزری، اسد الغابه، ج۲، ص۲۲-۲۸؛ احمد بن علی بن حجر عسقلانی، الاصابه، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، ج۲، ص۳۴۵.</ref> که ضمن روایت سعید اعرج آمده است، گفت:
# اولاً، [[تبلیغ]] از حالت‌های ویژه [[مقام نبوت]] است؛ برخلاف نماز که بین پیامبر و غیر پیامبر مشترک است. پس [[اشتباه]] و سهو در تبلیغ دین جایز نیست؛ ولی سهو در نماز جایز است؛
# ثانیاً، اشتباه و سهو پیامبر از ناحیه [[خداوند]] است؛ ولی سهو ما از طرف [[شیطان]] است و دلیل اینکه خداوند پیامبر را به سهو می‌اندازد، این است که [[مردم]] او را [[معبود]] ندانند و از این راه، با [[حکم]] [[سهو]] نیز آشنا شوند؛
# ثالثاً، ذوالیدینی که در [[روایت]] [[سهوالنبی]] {{صل}} است، همان [[محمد بن عمیر بن عبد عمرو]] است که [[راوی]] معروفی بوده است و [[شیعه]] و [[سنی]] از او روایت نقل کرده‌اند<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۵۹.</ref>.
 
با توجه به نکته دوم معلوم می‌شود که [[شیخ صدوق]] در پی [[اثبات]] [[نظریه]] سهوالنبی {{صل}} به طور مطلق نیست، بلکه در [[مقام اثبات]] آن است که صدور سهو از [[پیامبر]] در [[حقیقت]] همان «[[اسهاء]]» است؛ بدین معنا که اگر [[سهوی]] از پیامبر صادر شد، باید آن را مستند به [[خداوند متعال]] و [[حکیم]] و با توجه به حکمتی ویژه بدانیم<ref>تفاوت سهو با اسهاء آن است که «سهو» در جایی است که فرد به دلیل دل مشغولی به مسائل دنیوی از حال عبادت و واجب شرعی خارج و دچار اشتباه می‌شود؛ اما در نظریه اسهاء، صاحب نظریه بر این باور است که فرد مسهی به دلیل فعل خدا که ناشی از حکمت اوست، دچار اشتباه می‌شود. به دیگر بیان، ممکن است کسی هرگز دچار سهو در عبادت نشود؛ اما خداوند به مصلحتی او را به سهو بیندازد.</ref>.
 
چنان که گفته شد، یکی دیگر از مصداق‌های [[اشتباه]] در ادای [[تکالیف شرعی]]، قضا شدن نماز است.  [[شیخ صدوق]] در آثار خود به طور گذرا به مسئله خواب ماندن [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از [[نماز]] پرداخته است. تنها عبارتی که از ایشان در این باره به ما رسیده، همان [[کلام]] مطرح شده در بحث [[سهو النبی]] {{صل}} در نماز است. بر اساس آن، صدوق که به [[صراحت]] خواب ماندن پیامبر از نماز را [[باور]] دارد، [[استدلال]] می‌کند که نماز، عبادتی مشترک میان او و سایر [[بندگان]] است و با [[خواب]] ماندن او از نماز، [[ربوبیت]]، ویژه خداوند می‌شود و دیگر کسی نمی‌تواند پیامبر را تا حد خدایی بالا ببرد<ref>{{عربی|وَ لَا يَجُوزُ أَنْ يَقَعَ عَلَيْهِ فِي التَّبْلِيغِ مَا يَقَعُ عَلَيْهِ فِي الصَّلَاةِ لِأَنَّهَا عِبَادَةٌ مَخْصُوصَةٌ وَ الصَّلَاةُ عِبَادَةٌ مُشْتَرَكَةٌ وَ بِهَا تَثْبُتُ لَهُ الْعُبُودِيَّةُ وَ بِإِثْبَاتِ النَّوْمِ لَهُ عَنْ خِدْمَةِ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ غَيْرِ إِرَادَةٍ لَهُ وَ قَصْدٍ مِنْهُ إِلَيْهِ نُفِيَ الرُّبُوبِيَّةُ عَنْهُ لِأَنَّ الَّذِي {{متن قرآن|لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ}} هُوَ اللَّهُ الْحَيُّ الْقَيُّومُ}}؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، تحقیق علی اکبر غفاری، ج۱، ح۱۰۳۱.</ref>.
 
افزون بر آن، وی در آثار [[روایی]] خود، احادیثی را نقل می‌کند که مضمون صریح آنها [[غفلت]] برخی [[پیامبران]] و اوصیای آنها از گذشت [[زمان]] [[نماز]] بوده است؛ تا اینکه بر اثر خارج شدن از وقت نماز، [[خداوند تبارک و تعالی]] در برخی از این موارد، [[خورشید]] را به بازگشتن امر کرده است تا [[پیامبر]]، نماز خود را خارج از وقت نخوانده باشد. چنین اتفاقی برای پیامبرانی همچون [[یوشع بن نون]] و [[سلیمان]] رخ داده است: «[[روایت]] شده است که [[خداوند]] خورشید را برای یوشع بن نون، [[وصی موسی]] {{ع}} برگرداند تا نمازی را که از او فوت شده بود، در وقت بخواند»<ref> شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، تحقیق علی اکبر غفاری، ج۱، ص۶۰۸. همچنین درباره همین مسئله حضرت سلیمان ر.ک: همان، ص۶۰۷. گفتنی است شیخ صدوق روایت مربوط به حضرت سلیمان را صحیح می‌داند. افزون بر این احادیث که در واقع موضوع آنها فوت شدن نماز واجب است، می‌توان به این نکته نیز اشاره کرد که در برخی روایات نقل شده به دست شیخ صدوق این مطلب تصریح شده که دست‌کم یک بار نماز شب پیامبر اکرم {{صل}} فوت شده است؛ حال آنکه بنا بر معروف، نماز شب، بر ایشان واجب بوده است. شیخ صدوق، الامالی، م ۷۱، ح۶، ص۴۶۵-۴۶۶.</ref>.
 
[[شیخ صدوق]] پس از [[اثبات]] این مسئله درباره پیامبران، چنین سنتی را درباره [[امام علی]] {{ع}} نیز جاری دانسته است و به [[صراحت]] اعلام می‌کند که خورشید دو بار برای امام علی {{ع}} برگشت تا نمازش را بخواند<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ح۶۰۹.</ref>.
 
بر اساس این عبارات و [[روایات]]، می‌توان گفت که از دیدگاه  [[شیخ صدوق]]، [[امام]] {{ع}}، نه تنها ضرورتاً از قضا شدن نماز خود [[معصوم]] نیست، بلکه چنین امری درباره برخی [[امامان]] {{عم}} نیز رخ داده است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۲۴۱.</ref>.
 
پس از بررسی آراء شیخ صدوق، حال عصمت امام در اشتباهاتی که به یک عمل قبیح منجر شود را با توجه به کلمات  [[شیخ مفید]] در دو موضوع پیگیری می‌کنیم:
 
# '''[[عصمت از اشتباه]] در نماز''': شیخ مفید در این باره با رد مستمسک [[شیخ صدوق]] ([[روایت]] [[ذوالشمالین]]) سهو النبی {{صل}} در نماز را به لحاظ [[عقلی]]، امری محال و غیر واقع می‌داند<ref>برهان‌های شیخ مفید بر این مسئله را بیان خواهیم کرد.</ref>. بنابراین باید شیخ مفید را از کسانی دانست که [[پیامبر]] و [[امام]] را از [[اشتباه]] در شمار رکعت‌های [[نماز]] [[معصوم]] می‌داند.
# '''[[عصمت]] از قضا شدن نماز<ref>همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، این عنوان حقیقتاً زیر مجموعه عنوان «اشتباه در ادای تکالیف شرعی» نیست؛ اما به دلیل ارتباط تنگاتنگ این موضوع با بحث عصمت از اشتباه در عمل به دین، در این عنوان از آن بحث می‌شود.</ref>''': همان‌طور که در اندیشه‌های [[کلامی]] [[شیخ صدوق]] دیدیم، او در [[اثبات]] نظریۀ [[سهوالنبی]] {{صل}} به [[روایت]] سعید الاعرج مبنی بر قضا شدن نماز [[پیامبر اکرم]] {{صل}} استناد کرد.
 
[[شیخ مفید]] در این باره بر این [[باور]] است که اولاً، این خبر از [[اخبار]] [[آحاد]] است و مفید [[علم]] نیست؛ ثانیاً، این امر به خودی خود [[عیب]] شمرده نمی‌شود؛ زیرا [[پیامبران]] نیز بشرند و مسئله [[خواب]] با [[سهو]] تفاوت دارد؛ زیرا:
# خواب از جانب [[خداوند]] است و در [[قدرت]] [[بندگان]] نیست و امکان اجتناب از آن وجود ندارد؛ برخلاف سهو که اجتناب از آن ممکن است؛
# [[حکما]] از اینکه [[اموال]] و [[اسرار]] خود را نزد فرد فراموش کار بگذارند، اجتناب می‌کنند؛ ولی اسرار و اموال خود را نزد فردی که گاهی خواب بر او [[غلبه]] می‌کند، می‌گذارند<ref>{{عربی|و لسنا ننكر أن يغلب النوم على الأنبياء {{عم}} في أوقات الصلوات حتى تخرج فيقضوها بعد ذلك و ليس عليهم في ذلك عيب و لا نقص لأنه ليس ينفك بشر من غلبة النوم و لأن النائم لا عيب عليه و ليس كذلك السهو لأنه نقص عن الكمال في الإنسان و هو عيب يختص به من اعتراه}}؛ شیخ مفید، رسالته فی عدم سهو النبی {{صل}}، ص۲۸.</ref>.
 
با توجه به این مطالب می‌توان این گونه به شیخ مفید نسبت داد که اولاً، به [[حکم عقل]]، [[عصمت پیامبر]] و امام از اشتباه و [[فراموشی]] در عمل به محتوای [[دین]] لازم است؛ ثانیاً، به حکم عقل، عصمت پیامبر و امام از قضا شدن نماز به دلیل خواب ماندن، لازم نیست؛ ولی چنین امری درباره [[پیامبر اکرم]] {{صل}} واقع نشده است؛ زیرا [[روایت]] مستند طرف مقابل، [[خبر واحد]] است.
 
دقت به این نکته لازم است که با توجه به عبارات شیخ مفید باید گفت اصطلاح [[سهو]] به مواردی همچون [[خواب]] ماندن از [[نماز]] اطلاق نمی‌شود. از این رو، میان دو نظریه‌ای که از ایشان نقل کردیم، تعارضی وجود ندارد.
 
نکته بدون پاسخ آنکه آیا  شیخ، [[امام]] را پیش از تصدی منصب امامت نیز از [[اشتباه]] در عمل به [[دین]] [[معصوم]] می‌داند؟
 
ایشان نظریه ویژه‌ای در این باره مطرح نکرده است؛ ولی به نظر می‌رسد با توجه به دیگر نظریات او که به طور مطلق امام را از هر گونه اشتباهی پیش از تصدی منصب امامت معصوم می‌دانست، می‌توان نتیجه گرفت که امام {{ع}} پیش از تصدی منصب امامت نیز از چنین اشتباهاتی معصوم است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۲۸۴.</ref>.
 
[[سید مرتضی]] نیز در آثار خود ناقل برخی [[روایات]] است که بر اساس لوازم روشن آنها از سویی و رد نشدنشان از جانب او از سوی دیگر، در نگاه نخست می‌توان وی را [[معتقد]] به امکان و وقوع [[سهوالنبی]] {{صل}} و نیز [[سهو]] و اشتباه امام در عمل به دین دانست.
 
یکی از آنها، روایتی است که بر اساس آن، [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[نماز صبح]] خود را در حال جنابت به [[جماعت]] خوانده است و پس از آن، ایشان به [[تنهایی]] نماز خود را اعاده کرده‌اند. سید مرتضی که در [[مقام]] [[نفی]] [[حکم فقهی]] این [[روایت]] است، روایت یاد شده را معارض با روایتی می‌داند که بر اساس آن، پیامبر اکرم {{صل}} نماز صبح را در حال جنابت به جماعت خوانده است؛ ولی ایشان به اتفاق مأمومان نماز خود را اعاده کرده‌اند<ref>سید مرتضی علم الهدی، مسائل الناصریات، ص۲۴۴.</ref>.
 
سید در اینجا تنها به جنبه [[فقهی]] روایت پرداخته است و روشن نیست که وی لازمه [[کلامی]] روایت دوم را که امکان و وقوع سهوالنبی {{صل}} است، پذیرفته است یا نه؟ و اساساً از آنجاکه در مقام [[جدل]] با [[اهل سنت]] است، حقیقتاً نمی‌توان وی را پذیرنده این روایت دانست.
 
به دو دلیل می‌توان قاطعانه  سید مرتضی را از [[مخالفان]] سهوالنبی {{صل}} دانست:
# اولاً،  سید مرتضی دست‌کم در دو مورد [[روایت]] معروف و جنجال برانگیز [[ذوالیدین]] را که در بحث از نظریات  [[شیخ صدوق]] و [[شیخ مفید]] از آن به تفصیل سخن به میان آمد، نقل کرده است که در یک مورد تنها به جنبه [[فقهی]] آن پرداخته<ref>سید مرتضی علم الهدی، مسائل الناصریات، ص۲۳۵-۲۴۱.</ref> و در مورد دیگر درباره لازمه [[کلامی]] آن نیز بحث و این روایت را به دو دلیل رد کرده است: نخست آنکه این روایت مستلزم جایز شمردن [[دروغ‌گویی]] [[رسول]] خداست؛ زیرا [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در پاسخ ذوالیدین که می‌پرسد آیا [[نماز]] خود را قصر کردید یا فراموش؟ پاسخ می‌دهد: «هیچ کدام» که قطعاً [[دروغ]] است؛ دوم آنکه این روایت مستلزم [[سهوالنبی]] {{صل}} در نماز است که چنین امری بر [[رسول خدا]] {{صل}} جایز نیست<ref>{{عربی|و أما خبر ذي اليدين، فخبر باطل مقطوع على فساده، لانه يتضمن أن ذاليدين قال له {{ع}}: أقصرت الصلاة يا رسول الله أم نسيت و أنه قال {{ع}}: كل ذلك لم يكن، و هذا كذب لا محالة، لان أحدهما قد كان على قولهم، و الكذب بالقول لا يجوز عليه و كذلك السهو في الصلوة}}؛ سید مرتضی علم الهدی، الذریعة الی اصول الشریعة، تصحیح ابوالقاسم گرجی، ج۲، ص۵۵۴.</ref>؛
# ثانیاً،  [[سید مرتضی]] به [[صراحت]] عمل [[معصوم]] را که در اینجا مقصود همان [[امام]] است، [[حجت]] معرفی می‌کند: {{عربی|فالكلام عليه أن عمل المعصوم هو الحجة}}<ref>سید مرتضی علم الهدی، الرسائل، ج۱، ص۱۸.</ref>. روشن است که حجت دانستن [[اعمال]] امام به طور مطلق، به [[معنای معصوم]] دانستن او از [[اشتباه]] در عمل به [[دین]] است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۳۱۶.</ref>.


=== [[عصمت]] از اشتباهی که به عمل قبیح بینجامد (گناه سهوی) ===
=== [[عصمت]] از اشتباهی که به عمل قبیح بینجامد (گناه سهوی) ===
 
اشتباهی که به یک عمل قبیح در [[جهان]] بینجامد، مانند اینکه کسی بدون [[علم]] یا [[اختیار]]، مرتکب عمل شراب‌خواری شود که به این قسم گناه سهوی گفته می‌شود. با این حال به نظر می‌رسد عملی را می‌توان گناه نامید که مرتکب آن [[مکلف]] باشد و از روی [[علم]] و عمد آن را انجام داده باشد و در غیر این صورت نمی‌توان او را [[گناهکار]] نامید. با این توضیح روشن می‌شود که اساساً «[[گناه سهوی]]» مفهوم روشنی ندارد. تنها تصویری که از «گناه سهوی» به [[ذهن]] می‌رسد این است که عملی ـ مانند شراب‌خواری یا [[قتل]] ـ در متن واقع [[قبیح]] باشد و شخص بدون علم به موضوع یا [[حکم]] و یا بدون قصد آن را انجام دهد. حال هرچند مرتکب این عمل را نمی‌توان گناهکار به شمار آورد، نفس عمل، قبیح بوده است. از این‌رو، باید اصطلاح گناه سهوی را با همان [[اشتباه]] در مرحله عمل به [[دین]] تطبیق کنیم؛ آن اشتباهی که به وقوع یک عمل قبیح در خارج بینجامد. حال وقتی می‌گوییم [[امام]] از گناه سهوی [[معصوم]] است، بدین معناست که هیچ عمل قبیحی، حتی بدون علم و [[اختیار]] نیز از او صادر نمی‌شود<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۳۹ و ۳۸.</ref>.
اشتباهی که به یک عمل قبیح در [[جهان]] بینجامد: مانند اینکه کسی بدون [[علم]] یا [[اختیار]]، مرتکب عمل شراب‌خواری شود که به این قسم گناه سهوی گفته می‌شود. با این حال به نظر می‌رسد عملی را می‌توان گناه نامید که مرتکب آن [[مکلف]] باشد و از روی [[علم]] و عمد آن را انجام داده باشد و در غیر این صورت نمی‌توان او را [[گناهکار]] نامید. با این توضیح روشن می‌شود که اساساً «[[گناه سهوی]]» مفهوم روشنی ندارد. تنها تصویری که از «گناه سهوی» به [[ذهن]] می‌رسد این است که عملی ـ مانند شراب‌خواری یا [[قتل]] ـ در متن واقع [[قبیح]] باشد و شخص بدون علم به موضوع یا [[حکم]] و یا بدون قصد آن را انجام دهد. حال هرچند مرتکب این عمل را نمی‌توان گناهکار به شمار آورد، نفس عمل، قبیح بوده است. از این‌رو، باید اصطلاح گناه سهوی را با همان [[اشتباه]] در مرحله عمل به [[دین]] تطبیق کنیم؛ آن اشتباهی که به وقوع یک عمل قبیح در خارج بینجامد. حال وقتی می‌گوییم [[امام]] از گناه سهوی [[معصوم]] است، بدین معناست که هیچ عمل قبیحی، حتی بدون علم و [[اختیار]] نیز از او صادر نمی‌شود<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۳۹ و ۳۸.</ref>.
 
تا پیش از [[شیخ صدوق]]، [[متکلمان امامیه]] اشاره یا تصریحی به [[عصمت امام]] از چنین گناهانی نداشته‌اند. شیخ صدوق با ارائه این معیار که [[پیامبر]] و به تبع آن [[امام]] در غیر [[تبلیغ دین]]، [[معصوم]] نیستند عملا به [[ضرورت]] نداشتن عصمت امام از چنین گناهانی البته در قالب نظریه [[سهو النبی]] ملتزم شده است<ref>شاهد بر این سخن روایاتی است که شیخ صدوق آنها را نقل نموده و ملتزم به صحت آنها شده است. این روایات متضمن جواز سهو و نیز وقوع آن توسط نبی و امام است. به عنوان نمونه: ر.ک: شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}ج، ج۲، ص۲۰۳. علاوه بر اینکه وی در جایی پس از نقل روایتی که متضمن اشتباه پیامبر خاتم{{صل}} است، منکر سهو النبی را غالی و از مفوضه دانسته و آنها را لعن نموده است. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۶۰-۳۵۸، ح۱۰۳۱.</ref>.
 
این در حالی است که  [[شیخ مفید]] به [[صراحت]] امام را از چنین گناهانی معصوم می‌داند<ref>شیخ صدوق در رد نظریه سهو النبی و الامام رساله‌ای با عنوان رسالة فی عدم سهو النبی{{صل}} نوشته است. همچنین ر.ک: شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الفصول المختارة، ص۱۰۵-۱۰۴؛ همو، المسائل العشر فی الغیبة، ص۶۱.</ref>. البته می‌توان همین نظریه را در صورتی که صدور آن [[گناهان]] موجب رویگردانی [[مردم]] از امام شود به  [[سید مرتضی]] نیز نسبت داد. در میان [[شاگردان]]  [[سید مرتضی]] ـ یعنی [[حلبی]]، [[کراجکی]] و [[شیخ طوسی]] ـ تنها شیخ طوسی به صراحت [[نظریه]] عصمت امام از این گناهان را مطرح می‌کند<ref>ر.ک: طوسی محمدبن حسن، الاقتصاد، ص۱۶۱؛ همو، الرسائل العشر، تحقیق واعظ زاده خراسانی، ص۱۰۶؛ همو، العدة فی اصول الفقه، تحقیق محمدجواد انصاری، ج۲، ص۵۶۸-۵۶۶ و ج۱، ص۴۸.</ref> و این نظریه پس از وی نیز تا به امروز نظریه غالب [[شیعه امامیه]] به شمار می‌آید<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۴۱۳.</ref>.
 
با آنکه  شیخ صدوق به [[صراحت]] درباره این مسئله سخنی نگفته است، درباره نظریه وی به دو صورت می‌توان [[داوری]] کرد:
# از یک سو، با توجه به معیار عام وی که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} تنها در امور مربوط به [[تبلیغ دین]] معصوم است و در دیگر امور مانند دیگران است، باید مدعی شد که امام {{ع}} از [[ارتکاب گناه]] [[سهوی]] معصوم نیست؛
# از سوی دیگر، با توجه به اینکه محور بحث [[شیخ صدوق]]، [[اشتباه]] در [[نماز]] و عبادت‌های مشترک میان [[پیامبر]] و [[مردم]] است، ممکن است بگوییم که وی نظری به بحث گناه سهوی نداشته و تنها به [[عبادت‌ها]] و [[واجبات]] [[شرعی]] مشترک میان پیامبر و مردم توجه کرده است.
 
به نظر می‌رسد اگرچه [[انتخاب]] راه اول با اصول و ضوابط هم‌نواتر است، با توجه به [[اعتقاد]] شیخ صدوق که [[سهو پیامبر]] از سوی [[خدا]] صورت می‌گیرد، دیدگاه وی آن است که [[خداوند]] [[حجت]] و [[خلیفه]] خود را به گناه سهوی نمی‌اندازد. از این رو، نمی‌توان به قطع و [[یقین]] گفت که شیخ شیخ صدوق، [[عصمت امام]] از گناه سهوی را ضروری نمی‌داند<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۲۴۵.</ref>.
 
شیخ مفید در بحث عصمت از گناه سهوی بر این [[باور]] است که صدور چنین اشتباهی از [[پیامبر]] و [[امام]] منتفی است. وی با بیان عبارتی مطلق می‌گوید: «از [[پیامبران]] گناهی با عنوان ترک [[واجب]] صادر نمی‌شود و اشتباه در آن نیز برای آنان ممکن نیست و نیز [[سهوی]] که موجب وقوع آنها در این [[گناه]] شود نیز برای آنان جایز نیست»<ref>{{عربی|...لا يقع من الانبياء {{عم}} ذنب بترك واجب مفترض و لا يجوز عليهم خطاء في ذلك و لا سهو يوقعهم فيه...}}؛ شیخ مفید، الفصول المختارة، ص۱۰۴-۱۰۵. نیز ر.ک: همو، المسائل العشر فی الغیبة، ص۶۱).</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۲۸۴.</ref>
 
سید مرتضی نیز در برخی آثار خود به بررسی عصمت امام از گناه سهوی پرداخته، هر چند اصطلاح گناه سهوی را به کار نبرده است. با این وجود شاید بتوان مقصود و نظریه او را در این باره به دست آورد. خلاصه نظریات ایشان را می‌توان در دو بخش مطرح کرد:
# الف) امام {{ع}}، از [[ارتکاب گناهان]] [[سهوی]] معصوم است: در آثار  سید مرتضی، عباراتی مطلق و کلی هست که بر اساس اطلاق آنها می‌توان وی را بر این [[باور]] دانست که [[امام]] {{ع}} از [[گناه سهوی]] و به طور کلی در [[مقام عمل]] به [[دین]] [[معصوم]] است. ایشان در بحثی با عنوان «کیفیت [[علم]] به دخول قول امام در [[اجماع]]» می‌گوید: «عمل معصوم، [[حجت]] است»<ref>سید مرتضی علم الهدی، الرسائل، ج۱، ص۱۸.</ref>. [[سید مرتضی]] در این عبارت عمل معصوم را که در اینجا همان امام است، به طور کلی حجت معرفی می‌کند و حجت دانستن عمل وی به معنای دور بودن او از هر گونه [[اشتباه]] است. بنابراین می‌توان دیدگاه سید مرتضی را این گونه بیان کرد که امام {{ع}}، از هرگونه گناه سهوی نیز معصوم است؛
# ب) امام {{ع}}، از [[گناهان]] [[سهوی]] معصوم نیست: کیفیت پاسخ‌گویی سید مرتضی به برخی نظریات [[اندیشمندان]] غیرامامیه، دست‌کم این [[فکر]] را به [[ذهن]] می‌آورد که ایشان به [[عصمت پیامبر]] و امام، در مرحله عمل به دین [[اعتقاد]] ندارد. وی آنجا که [[نظریه]]«[[نظام]]» و جعفر بن مبشر را مبنی بر [[صدور گناه]] از روی [[غفلت]] و [[سهو]] نقل می‌کند، آن دو را بر این باور دانسته است که با وجود اینکه [[پیامبران]] از روی سهو و غفلت چنین گناهانی می‌کنند، [[مؤاخذه]] می‌شوند: {{عربی|... عن النظام و جعفر بن مبشر و من وافقهما من أن ذنوب الأنبياء {{عم}} تقع منهم على سبيل السهو و الغفلة و أنهم مع ذلك مؤاخذون بها}}<ref>سید مرتضی علم الهدی، تنزیه الانبیاء و الائمة {{عم}}، ص۲۲.</ref>.
 
سید مرتضی که با این دیدگاه مخالف است، به جای آنکه موضع خود را در این باره که آیا پیامبران [[مرتکب گناه]] سهوی می‌شوند یا نه، روشن کند، تنها در پاسخ به نظریه نظام می‌گوید: «اساساً سهو، مانند [[قدرت]] نداشتن، موجب [[سقوط]] [[تکلیف]] می‌شود و در نتیجه نمی‌توان فاعل آن را مؤاخذه کرد. به دیگر بیان، از شرایط تکلیف، قدرت و التفات و توجه به آن است و نبود این شرایط مانع تنجز تکلیف می‌شود. از این‌رو، نمی‌توان [[انبیا]] را به علت ارتکاب چنین گناهانی مؤاخذه کرد»<ref>{{عربی|لأن السهو يزيل التكليف و يخرج الفعل من أن يكون ذنبا مؤاخذا به، و لهذا لا يصح مؤاخذة المجنون والنائم و حصول السهو في أنه مؤثر في ارتفاع التكليف بمنزلة فقد القدرة و الآلات}}؛ سید مرتضی علم الهدی، تنزیه الانبیاء و الائمة {{عم}}، ص۲۲.</ref>.
 
اگرچه  [[سید مرتضی ]] در اینجا اشاره‌ای به [[عصمت]] یا [[معصوم]] نبودن [[امام]] از [[گناهان]] [[سهوی]] نکرده است، اما [[انصاف]] این است که نمی‌توان وی را بر این اساس که عصمت نداشتن امام از گناهان سهوی را رد نکرده است، به معصوم نبودن امام از گناهان سهوی [[معتقد]] دانست.
 
به جز این عبارت که البته نتوانستیم نتیجه روشنی از آن بگیریم، عبارتی وجود دارد که نشان [[اعتقاد]] نداشتن سید مرتضی به [[لزوم عصمت پیامبران]] و به تبع آن، [[امامان]] از گناهان سهوی است. ایشان وقتی به آیه‌ای می‌رسد که بر اساس آن، [[حضرت موسی]] {{ع}} مرتکب [[قتل]] شد، یکی از احتمالات [[آیه]] را این‌گونه بیان می‌کند که عمل حضرت موسی {{ع}}، از روی قصد نبوده و او اشتباهاً مرتکب چنین عملی شده است. به بیان دیگر، می‌توان گفت که حضرت موسی {{ع}} نمی‌دانسته است که فرد قبطی مقتول، [[تحمل]] ضربه مشت وی را ندارد و این ضربه به قتل او خواهد انجامید<ref>{{عربی|و قد بينا الكلام على أن التصد كان إلى التخليص و المدافعة، و من كان إنما يريد المدافعة لا يجوز أن يقصد إلى شيء من الضرر، و إنما وقعت الوكزة و هو لا يريدها، إنما أراد التخليص، فأدى ذلك إلى الوكزة والقتل}}؛ سید مرتضی علم الهدی، تنزیه الانبیاء و الائمة {{عم}}، ص۱۰۱.</ref>. این نظریه، همان [[اذعان]] به [[ارتکاب گناه]] سهوی از سوی [[پیامبر]] و به تبع آن، امام {{ع}} است.
 
همان‌گونه که ملاحظه شد، عبارات دسته نخست، امام را از [[ارتکاب گناهان]] سهوی معصوم می‌دانست؛ در حالی که عبارات دسته دوم، وی را از ارتکاب گناهان سهوی معصوم نمی‌دانند. به نظر می‌رسد که این دو دسته عبارت را باید این‌گونه با یکدیگر جمع کرد که عبارات دسته نخست، مطلق‌اند و عبارت‌های دسته دوم، [[نص]] و [[مقید]] و بر همین اساس می‌توان گفت که  [[سید مرتضی]]، به [[عصمت امام]] از [[گناه سهوی]] [[اعتقاد]] ندارد.
 
البته به نظر می‌رسد چنین نسبتی به  [[سید مرتضی]] را باید به این قید مقید کنیم که اگر [[ارتکاب گناهان]] [[سهوی]] به نفرت و روی‌گردانی [[مردم]] از [[امام]] نینجامد، وی از آن [[گناهان]] [[معصوم]] نیست وگرنه ضرورتاً باید از ارتکاب گناهانی که به نفرت مردم از او می‌انجامد، معصوم باشد.
 
گفتنی است همان‌گونه که پیش‌تر نیز از  سید مرتضی نقل شد، تشخیص اینکه کدام گناه سهوی، موجب [[تنفر]] مردم و روی‌گردانی آنان از پذیرش [[کلام امام]] می‌شود، به عادات و عرف بستگی دارد<ref>سید مرتضی علم الهدی، تنزیه الانبیاء و الائمة {{عم}}، ص۱۸.</ref>.
برای نمونه شاید بتوان گفت اگر امام از روی [[اشتباه]] [[گناه]] [[زنا]] یا خوردن [[مال]] مردم را مرتکب شود، به روی‌گردانی و نفرت مردم از او می‌انجامد. از این‌رو، امام باید از این گناهان معصوم باشد<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۳۱۷.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۹۱۸

ویرایش