بدون خلاصۀ ویرایش
(←نسیان) |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
| پرسش مرتبط = عصمت (پرسش) | | پرسش مرتبط = عصمت (پرسش) | ||
}} | }} | ||
عصمت از سهو، شاخهای از بحث گستره عصمت پیامبران و امامان است است. در این بخش به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که آیا پیامبران و امامان از فراموشی نیز معصوم هستند یا خیر؟ | |||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
=== عصمت === | === عصمت === | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
=== نسیان === | === نسیان === | ||
== اختیاری بودن [[سهو]] == | |||
از آنجا که دو واژه سهو و [[نسیان]] به لحاظ معنا در کنار یکدیدگر به کار برده شده و [[اهل]] لغت نیز یکی از معانی سهو را نسیان دانستهاند، در کتب [[کلامی]] نیز این دو واژه در کنار هم و قریب یکدیگر به کار رفته و [[متکلمان اسلامی]] در بحث گستره [[عصمت پیامبران]] و [[امامان]] از سهو و نسیان در کنار هم استفاده کردهاند. | |||
پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا سهو و نسیان دو امر اختیاری هستند یا اینکه صدور آنها از [[انسان]]، خارج از [[اختیار]] او است؟! | |||
برخی معتقدند سهو و نسیان از جمله اعمالی است که انسان در انجام آن دارای اختیار است. <ref>قول برخی از اهل لغت نیز که سهو را به غفلت معنا کرده و سپس غفلت ناشی از سهو را نیز به دو دسته اختیاری و غیر اختیاری تقسیم کردهاند، شاهدی بر این سخن است چه اینکه گفتهاند در غفلت غیر اختیاری [[انسان]] با فراهم آوردن اسبابی به صورت ارادی سبب غفلت خودش میگردد مانند فردی که شراب مینوشد و از آنجا که اسباب این غفلت نیز ارادی است پس میتوان بازگشت این غفلت را نیز به غفلت اختیاری دانست.ر.ک: راغب [[اصفهانی]]، مفردات، ص246؛ «السهو: الغفلة عن الشئ، و ذهاب القلب عنه، و سها الرجل فی صلاته إذا غفل عن شئ منها». [[خلیل]] فراهیدی، العین فی اللغة، ج4،ص71؛ «سها: السهو و السهوة: [[نسیان]] الشئ و الغفلة عنه و ذهاب القلب عنه إلی غیره». ابن منظور، لسان العرب، ج14، ص406</ref> دلایلی نیز در این خصوص بیان شده: | |||
'''دلیل اول''' | |||
[[تلاش مضاعف]] [[انسان]] برای ضابط بودن و [[حافظ]] بودن و عدم داشتن سهو و نسیان سبب میشود که درصد خطای انسان نیز کمتر شود، در واقع اهتمام زیاد سبب سهو و نسیان کمتر میشود. [[پیامبر خاتم]]{{صل}} به عنوان [[اشرف مخلوقات]] و حافظترین و ضابطترین فرد، تنها هدفشان [[جلب رضایت الهی]] بوده و علاوه بر آن تلاشهای ایشان در راه [[حفظ دین]] و [[احکام الهی]] نیز موجب [[فیض]] و [[لطف الهی]] میشود. {{متن قرآن| وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا}} <ref>«و آنان که در (راه) ما (به جان و مال) جهد و کوشش کردند محققا آنها را به راههای (معرفت و لطف) خویش هدایت میکنیم، و همیشه خدا یار نکوکاران است.» سوره عنکبوت، آیه 69</ref>؛ {{متن قرآن| وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ}}<ref>«و هر که خدا را یاری کند البته خدا او را یاری خواهد کرد»، سوره حج، آیه 40</ref>؛ {{متن قرآن| إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً}} <ref>«اگر خدا ترس و پرهیزکار شوید خدا به شما فرقان بخشد (یعنی دیده بصیرت دهد تا به نور باطن حق را از باطل فرق گذارید)»، سوره انفال، آیه 29.</ref>. | |||
'''دلیل دوم''' | |||
ذکر مواردی که با اجتناب از آنها میتوان از سهو و نسیان جلوگیری کرد مانند خوردن پنیر و... و در مقابل ذکر مواردی که سبب تقویت [[حافظه]] میشود نشان دهنده این امر است که سهو و نسیان از امور اختیاری است و انسان میتواند اسباب و وسایلی فراهم آورد که هرگز به دام [[خطا]] و نسیان نیفتد. کسی که نسبت به اسباب و علل تحقق کاری اختیار داشته باشد، میتوان گفت که بر خود آن کار نیز اختیار دارد؛ زیرا [[قدرت]] بر سبب عین [[قدرت]] بر مسبب است. | |||
'''دلیل سوم''' | |||
[[سرزنش]] [[نسیان]] در بسیاری از [[آیات]] و همچنین ذکر موارد [[عقاب]] در [[آخرت]] به دلیل نسیان خود دلیلی بر اختیاری بودن آن است و الا سرزنش کردن شخصی که دچار [[سهو]] و نسیان شده، معنا ندارد. {{متن قرآن| وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا}} <ref>«و کیست ستمکارتر از آن کسی که متذکر آیات خدایش ساختند و بدانها پندش دادند و باز از آنها اعراض کرد و از اعمال زشتی که کرده بود به کلی فراموش کرد» سوره کهف، آیه 57.</ref>؛ {{متن قرآن| نَسُواْ اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ}} <ref>«و چون خدا را فراموش کردند خدا نیز آنها را فراموش کرد (یعنی به خود واگذاشت تا از هر سعادت محروم شوند)» سوره توبه، آیه67</ref>؛ {{متن قرآن| فَالْيَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَاء يَوْمِهِمْ هَذَا}} <ref>«امروز ما هم آنها را (به رحمت) در نظر نمیآوریم چنانکه آنان دیدار چنین روزشان را به خاطر نیاوردند» سوره اعراف، آیه 51</ref>؛ {{متن قرآن| وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ}} <ref>«و مانند آنان نباشید که به کلی خدا را فراموش کردند، خدا هم (حظّ روحانی و بهره ابدی) نفوس آنها را از یادشان برد، آنان به حقیقت بدکاران عالمند.» سوره حشر، آیه 19</ref>؛ {{متن قرآن| أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ}} <ref>«چگونه شما مردم را به نیکوکاری دستور میدهید و خود را فراموش میکنید»، سوره بقره، آیه 44</ref>؛ {{متن قرآن| فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا}} <ref>«( به آنها گوییم ) پس بچشید ( عذاب جهنم را ) به کیفر آنکه دیدار امروزتان را فراموش کردید» سوره سجده، آیه 14</ref>؛ {{متن قرآن| رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا}} <ref>«پروردگارا، ما را بر آنچه به فراموشی یا به خطا کردهایم مؤاخذه مکن» سوره بقره، آیه 286</ref>. در مورد [[آیه]] اخیر [[سید مرتضی]] معتقدند این مطلب بعد از فرض [[صحت]] مواخذه بر نسیان صحیح است و به طور کلی ایشان دلیل غیاب این مطالب از [[ذهن]] را [[سهلانگاری]] و عدم اهتمام میداند. | |||
در ادامه ایشان به [[نهی]] برخی از آیات از نسیان اشاره کرده و معتقدند نهی بر امری قرار میگیرد که [[توانمندی]] بر ارتکاب آن باشد.{{متن قرآن| وَلا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا}} <ref>«لیکن بهرهات را هم از (لذّات و نعم حلال) دنیا فراموش مکن» سوره قصص، آیه 57</ref>{{متن قرآن|وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُم}} <ref>«و فضیلتهایی که در نیکویی به یکدیگر است فراموش مکنید» سوره بقره، آیه 237</ref> در این دو آیه مقصود ترک نسیان ناشی از سهلانگاری و عدم اهتمام است با [[علم]] به اینکه [[مکلف]] امکان عدم نسیان را دارد. در نتیجه عقاب بر نسیان در موارد مشابه [[ناپسند]] نیست. | |||
[[خداوند متعال]] نیز به اختیاری بودن نسیان در [[انسان]] اشاره کردهاند: {{متن قرآن| وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا}}<ref>«و همانا ما پیش از این با آدم عهدی بستیم (که فریب شیطان نخورد) و او فراموش کرد و در آن عهد او را استوار و ثابت قدم نیافتیم.» سوره طه، آیه 115</ref> این آیه دال بر این است که اگر [[آدم]] دارای [[طاقت]] و و [[تحمل]] و [[عزم]] بود به آن کار [[اقدام]] نمیکرد و هر چه که قدرت انسان و عزم و طاقت او زیاد شود به نسبت آن نسیان او به مقتضای آیه کم میشود. | |||
'''دلیل چهارم''' | |||
دلیل آخر بر اختیاری بودن سهو و نسیان روایتی است که از [[پیامبر خاتم]]{{صل}} نقل شده که آن حضرت فرمودهاند: «رفع عن امتی نسیان حیث انه رفع [[امتنان]] و تسهیل» به گفته ایشان رفع و از بین رفتن امری زمانی معنا مییابد که در مقابلش مواخذه باشد و مواخذه نیز برای امور اختیاری است. <ref>عاملی سیدجعفر مرتضی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج 6، ص122-118.</ref>.<ref>فاطمه ملکی طجر، مقاله: نگاه و نقدی بر مسأله سهو النبی.</ref>. | |||
== عصمت از نسیان == | == عصمت از نسیان == | ||
فراموش کردن [[احکام الهی]] از جانب پیامبر یا [[امام]] {{عم}} باعث [[گمراهی]] دیگران و [[احتجاج]] ایشان به آن عمل میگردد. جمله {{متن قرآن|لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ}}<ref>«تا معلوم دارد که رسالتهای پروردگارشان را رساندهاند» سوره جن، آیه ۲۸.</ref> میفهماند که [[رسول]] بهگونهای [[وحی|وحی الهی]] را دریافت و [[ابلاغ]] میکند که [[اشتباه]] و [[فراموشی]] در آن رخ نمیدهد. اگر [[رسول]] در گرفتن [[وحی]]، [[حفظ وحی]] و [[تبلیغ]] آن [[مصونیت]] نداشته باشد. غرض [[خداوند]] یعنی [[ابلاغ]] [[رسالت]] حاصل نمیشود و برای حصول این غرض راهی غیر از رصد کردن به وسیله [[ملائکه]] ذکر نکرده و جمله {{متن قرآن|َ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ}} این دلالت را [[تأیید]] میکند. یکی از مراحل [[مصونیت]]، [[حفظ وحی]] از [[خطا]] و [[نسیان]] است با بیکموکاست و کاست به دست [[مردم]] برسد. به همین ترتیب است بحث در مورد امام که وظیفه [[حفظ وحی]] و [[تبلیغ]] آن را به عنوان جانشین پیامبر به عهده دارد. | فراموش کردن [[احکام الهی]] از جانب پیامبر یا [[امام]] {{عم}} باعث [[گمراهی]] دیگران و [[احتجاج]] ایشان به آن عمل میگردد. جمله {{متن قرآن|لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ}}<ref>«تا معلوم دارد که رسالتهای پروردگارشان را رساندهاند» سوره جن، آیه ۲۸.</ref> میفهماند که [[رسول]] بهگونهای [[وحی|وحی الهی]] را دریافت و [[ابلاغ]] میکند که [[اشتباه]] و [[فراموشی]] در آن رخ نمیدهد. اگر [[رسول]] در گرفتن [[وحی]]، [[حفظ وحی]] و [[تبلیغ]] آن [[مصونیت]] نداشته باشد. غرض [[خداوند]] یعنی [[ابلاغ]] [[رسالت]] حاصل نمیشود و برای حصول این غرض راهی غیر از رصد کردن به وسیله [[ملائکه]] ذکر نکرده و جمله {{متن قرآن|َ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ}} این دلالت را [[تأیید]] میکند. یکی از مراحل [[مصونیت]]، [[حفظ وحی]] از [[خطا]] و [[نسیان]] است با بیکموکاست و کاست به دست [[مردم]] برسد. به همین ترتیب است بحث در مورد امام که وظیفه [[حفظ وحی]] و [[تبلیغ]] آن را به عنوان جانشین پیامبر به عهده دارد. | ||