جزیره خضرا: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{مهدویت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center;...» ایجاد کرد) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
*از مکانهای ادعایی و بحثبرانگیز زندگی [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} و فرزندان ایشان در دوران غیبت کبرا | *از مکانهای ادعایی و بحثبرانگیز زندگی [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} و فرزندان ایشان در دوران غیبت کبرا | ||
محل زندگی [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در دوران غیبت که یکی از بحثهای مهم و قابل توجه است، از عرصههایی بوده که از خیالپردازیها مصون نبوده است. | محل زندگی [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در دوران غیبت که یکی از بحثهای مهم و قابل توجه است، از عرصههایی بوده که از خیالپردازیها مصون نبوده است. | ||
*داستان "جزیره خضرا" از داستانهایی است که در زمینه محل زندگی آن حضرت در پارهای متون اسلامی وجود دارد و لازم است درباره آن بحث شود. | *داستان "جزیره خضرا" از داستانهایی است که در زمینه محل زندگی آن حضرت در پارهای متون اسلامی وجود دارد و لازم است درباره آن بحث شود<ref> البته دربارة نقد این داستان، در سالهای اخیر آثار ارزشمندی از طرف دانشوران شیعه در دسترس قرار گرفته که هریک در نوع خود قابل استفاده و ستایش است. از جمله این تلاشها میتوان به مقالههای استاد کلباسی اشاره کرد که مبنای تدوین این مدخل نیز بوده است. ر.ک:مجتبی کلباسی، « بررسی افسانه جزیره خضراء»، فصلنامه انتظار، ش ۱، ۲، ۳، ۴،</ref>. | ||
*به نظر میرسد بین منابع موجود، نخستین اثری که به گونهای گسترده به نقل داستان جزیره خضرا پرداخته، بحار الانوار است. پس از آن، مرحوم [[محدث نوری]] در کتابهای خود در کنار نقل حکایاتی از این دست، به نقل این داستان و مانند آن مبادرت کرده است. | *به نظر میرسد بین منابع موجود، نخستین اثری که به گونهای گسترده به نقل داستان جزیره خضرا پرداخته، بحار الانوار<ref> محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۹</ref> است. پس از آن، مرحوم [[محدث نوری]] در کتابهای خود<ref> میرزا حسین طبرسی نوری، نجم الثاقب، باب هفتم، حکایت ۳۷.با این وجود این که وی حکایت را از بحار الانوار نقل کرده است، تفاوتهای فراوانی با نقل علامه مجلسی دارد</ref> در کنار نقل حکایاتی از این دست، به نقل این داستان و مانند آن مبادرت کرده است. | ||
نخست لازم است به چکیده این داستان که به دو داستان برمیگردد اشاره کنیم. | نخست لازم است به چکیده این داستان که به دو داستان برمیگردد اشاره کنیم. | ||
*[[علامه مجلسی]] در بحار الانوار در بابی با عنوان {{عربی|اندازه=150%|" نادر في ذكر من رآه {{ع}} في الغيبة الكبرى قريبا من زماننا"}} - فقط به دلیل این که مشتمل بر دیدار با آن حضرت و نیز رخدادهای عجیب و غریب است - به نقل آن پرداخته، مینویسد: "رسالهای یافتم مشهور به داستان جزیره خضراء ... و چون آن را در کتابهای روایی معتبری ندیدم، آن را در فصل جداگانهای آوردم" | *[[علامه مجلسی]] در بحار الانوار در بابی با عنوان {{عربی|اندازه=150%|" نادر في ذكر من رآه {{ع}} في الغيبة الكبرى قريبا من زماننا"}} - فقط به دلیل این که مشتمل بر دیدار با آن حضرت و نیز رخدادهای عجیب و غریب است - به نقل آن پرداخته، مینویسد: "رسالهای یافتم مشهور به داستان جزیره خضراء ... و چون آن را در کتابهای روایی معتبری ندیدم، آن را در فصل جداگانهای آوردم" | ||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
*بسم اللّه الرحمن الرحیم؛ نوشتهای یافتم به خط شیخ فاضل عالم عامل "[[فضل بن یحیی بن علی طیبی کوفی]]" که متن آن چنین است: من در سال ۶۹۹ ق در کربلا از دو نفر، داستانی شنیدم. آنها داستان را، از "[[زین الدین علی بن فاضل مازندرانی"]]، نقل میکردند. | *بسم اللّه الرحمن الرحیم؛ نوشتهای یافتم به خط شیخ فاضل عالم عامل "[[فضل بن یحیی بن علی طیبی کوفی]]" که متن آن چنین است: من در سال ۶۹۹ ق در کربلا از دو نفر، داستانی شنیدم. آنها داستان را، از "[[زین الدین علی بن فاضل مازندرانی"]]، نقل میکردند. | ||
*داستان مربوط به جزیره خضرا در دریای سفید بود. مشتاق شدم داستان را از خود [[علی بن فاضل]] بشنوم؛ به همین دلیل به شهر حلّه رفتم و در خانه [[سید فخر الدین]]، با [[علی بن فاضل]] ملاقات کردم و اصل داستان را پرسیدم. | *داستان مربوط به جزیره خضرا در دریای سفید بود. مشتاق شدم داستان را از خود [[علی بن فاضل]] بشنوم؛ به همین دلیل به شهر حلّه رفتم و در خانه [[سید فخر الدین]]، با [[علی بن فاضل]] ملاقات کردم و اصل داستان را پرسیدم. | ||
او، داستان را در حضور عدهای از دانشمندان حله و نواحی آن چنین بازگو کرد: سالها در دمشق نزد شیخ [[عبد الرحیم حنفی]] و شیخ [[زین الدین علی مغربی اندلسی]] دانش آموختم. روزی شیخ مغربی عزم سفر به مصر کرد. من و عدهای از شاگردان با او همراه شدیم. به قاهره رسیدیم. استاد مدتی در الازهر به تدریس پرداخت، تا این که نامهای از اندلس آمد که خبر از بیماری پدر استاد میداد. استاد عزم اندلس کرد. من و برخی از شاگردان با او همراه شدیم. به نخستین روستای اندلس که رسیدیم، من بیمار شدم. به ناچار، استاد مرا به خطیب آن قریه سپرد و خود به سفر ادامه داد. سه روز بیمار بودم، پس از آن، روزی در اطراف ده قدم میزدم که کاروانی از طرف کوههای ساحل دریای غربی وارد شدند. پرسیدم: از کجا میآیند؟ گفتند: از دهی از سرزمین بربرها میآیند که نزدیک جزایر رافضیان است. هنگامی که نام جزیره رافضیان را شنیدم، مشتاق زیارت آنان شدم. تا محل آنان، بیست و پنج روز راه بود که دو روز بیآب و آبادی و بقیه آباد بودند. حرکت کردم و به سرزمین آباد رسیدم. به جزیرهای رسیدم با دیوارهای بلند و برجهای مستحکم که بر ساحل دریا قرار داشت. مردم آن جزیره، [[شیعه]] بودند و اذان و نماز آنها بر هیأت شیعیان بود. آنان از من پذیرایی کردند. پرسیدم: غذای شما از کجا تأمین میشود؟ گفتند: از جزیره خضرا در دریای سفید که جزایر فرزندان [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} است که سالی دو مرتبه، برای ما غذا میآورند. چهل روز منتظر ماندم تا کاروان کشتیها از جزیره خضرا رسید. فرمانده آن، پیرمردی بود که مرا میشناخت و اسم من و پدرم را نیز میدانست. او مرا با خود به جزیره خضرا برد. شانزده روز که گذشت، آب سفیدی در اطراف کشتی دیدم و علت آن را پرسیدم. شیخ گفت: این دریای سفید است و آن جزیره خضرا. این آبهای سفید، اطراف جزیره را گرفته است و هرگاه کشتی دشمنان ما وارد آن شود، غرق میگردد. وارد جزیره شدیم. شهر دارای قلعهها و برجهای زیاد و هفت حصار بود. خانههای آن از سنگ مرمر شفاف بود .... در مسجد جزیره، [[سید شمس الدین محمد]] را که عالم آن جزیره بود، ملاقات کردم. او مرا در مسجد جای داد. آنان نماز جمعه میخواندند. از [[سید شمس الدین]] پرسیدم: آیا [[امام]] حاضر است؟ گفت: نه؛ ولی من نایب خاص او هستم. به او گفتم: [[امام]] را دیدهای؟ گفت: نه؛ ولی پدرم، صدای او را شنیده و جدم، او را دیده است. سید مرا به اطراف برد. آن جا کوهی مرتفع بود که قبّهای در آن وجود داشت و دو خادم آن جا بودند. سید گفت: من هر صبح جمعه آنجا میروم و امام زمان را زیارت | او، داستان را در حضور عدهای از دانشمندان حله و نواحی آن چنین بازگو کرد: سالها در دمشق نزد شیخ [[عبد الرحیم حنفی]] و شیخ [[زین الدین علی مغربی اندلسی]] دانش آموختم. روزی شیخ مغربی عزم سفر به مصر کرد. من و عدهای از شاگردان با او همراه شدیم. به قاهره رسیدیم. استاد مدتی در الازهر به تدریس پرداخت، تا این که نامهای از اندلس آمد که خبر از بیماری پدر استاد میداد. استاد عزم اندلس کرد. من و برخی از شاگردان با او همراه شدیم. به نخستین روستای اندلس که رسیدیم، من بیمار شدم. به ناچار، استاد مرا به خطیب آن قریه سپرد و خود به سفر ادامه داد. سه روز بیمار بودم، پس از آن، روزی در اطراف ده قدم میزدم که کاروانی از طرف کوههای ساحل دریای غربی وارد شدند. پرسیدم: از کجا میآیند؟ گفتند: از دهی از سرزمین بربرها میآیند که نزدیک جزایر رافضیان است. هنگامی که نام جزیره رافضیان را شنیدم، مشتاق زیارت آنان شدم. تا محل آنان، بیست و پنج روز راه بود که دو روز بیآب و آبادی و بقیه آباد بودند. حرکت کردم و به سرزمین آباد رسیدم. به جزیرهای رسیدم با دیوارهای بلند و برجهای مستحکم که بر ساحل دریا قرار داشت. مردم آن جزیره، [[شیعه]] بودند و اذان و نماز آنها بر هیأت شیعیان بود. آنان از من پذیرایی کردند. پرسیدم: غذای شما از کجا تأمین میشود؟ گفتند: از جزیره خضرا در دریای سفید که جزایر فرزندان [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} است که سالی دو مرتبه، برای ما غذا میآورند. چهل روز منتظر ماندم تا کاروان کشتیها از جزیره خضرا رسید. فرمانده آن، پیرمردی بود که مرا میشناخت و اسم من و پدرم را نیز میدانست. او مرا با خود به جزیره خضرا برد. شانزده روز که گذشت، آب سفیدی در اطراف کشتی دیدم و علت آن را پرسیدم. شیخ گفت: این دریای سفید است و آن جزیره خضرا. این آبهای سفید، اطراف جزیره را گرفته است و هرگاه کشتی دشمنان ما وارد آن شود، غرق میگردد. وارد جزیره شدیم. شهر دارای قلعهها و برجهای زیاد و هفت حصار بود. خانههای آن از سنگ مرمر شفاف بود .... در مسجد جزیره، [[سید شمس الدین محمد]] را که عالم آن جزیره بود، ملاقات کردم. او مرا در مسجد جای داد. آنان نماز جمعه میخواندند. از [[سید شمس الدین]] پرسیدم: آیا [[امام]] حاضر است؟ گفت: نه؛ ولی من نایب خاص او هستم. به او گفتم: [[امام]] را دیدهای؟ گفت: نه؛ ولی پدرم، صدای او را شنیده و جدم، او را دیده است. سید مرا به اطراف برد. آن جا کوهی مرتفع بود که قبّهای در آن وجود داشت و دو خادم آن جا بودند. سید گفت: من هر صبح جمعه آنجا میروم و [[امام مهدی|امام زمان]] را زیارت میکنم و آنجا ورقهای مییابم که مسایل مورد نیاز در آن نوشته شده است. من نیز به آن کوه رفتم و خادمان قبه از من پذیرایی کردند ... درباره دیدن [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} از آنان پرسیدم، گفتند: غیرممکن است. درباره [[سید شمس الدین]] از شیخ محمد "که با او به خضرا آمدم" پرسیدم. گفت: او از فرزندان فرزندان [[امام]] است و بین او و [[امام]]، پنج واسطه است. با [[سید شمس الدین]]، گفتوگوی بسیار کردم و [[قرآن]] را نزد او خواندم. از او درباره ارتباط آیات و اینکه برخی آیات، با پیش بیارتباط هستند، پرسیدم. | ||
من نیز به آن کوه رفتم و خادمان قبه از من پذیرایی کردند ... درباره دیدن [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} از آنان پرسیدم، گفتند: | پاسخ داد: مسلمانان پس از [[رسول خدا]] و به دستور خلفا، [[قرآن]] را جمعآوری کردند؛ از همینرو، آیاتی که در قدح و مذمت خلفا بود، از آن ساقط کردند؛ لذا آیات را نامربوط میبینی؛ ولی [[قرآن]] [[امام علی|علی]]{{ع}} که نزد [[امام مهدی|صاحب الامر]]{{ع}} است، از هر نقصی مبرّا است و همه چیز در آن آمده است. در جمعه دومی که آنجا بودم، پس از نماز، سروصدای فراوانی از بیرون مسجد شنیده شد. پرسیدم: این صداها چیست؟ سید پاسخ داد: فرماندهان ارتش ما هردو جمعه میانی ماه سوار میشوند و منتظر فرج هستند. پس از اینکه آنان را در بیرون مسجد دیدم، سید گفت: آیا آنان را شمارش کردی؟ گفتم: نه. گفت: آنان، سیصد نفرند و سیزده نفر باقی ماندهاند. از سید پرسیدم: عالمان ما احادیثی نقل میکنند که هرکس پس از غیبت ادعا کند مرا دیده است، دروغ میگوید. حال چگونه است که برخی از شما او را میبینید؟ سید گفت: درست میگویی؛ ولی این حدیث به زمانی مربوط است که دشمنان آن حضرت و فرعونهای بنی العباس فراوان بودند؛ امّا اکنون که اینچنین نیست و سرزمین ما از آنان دور است، دیدار آن حضرت ممکن است. [[سید شمس الدین]] ادعا کرد: تو نیز [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} را دو مرتبه دیدهای، ولی نشناختهای. همچنین گفت: آن حضرت، خمس را بر شیعیان خود مباح کرده است. سپس جناب [[سید شمس الدین]] به من دستور داد در بازگشت درنگ نکنم و در سرزمینهای مغرب توقف نکنم. پس از آن با همان کشتی که آمده بودم بازگشتم. | ||
درباره سید شمس الدین از شیخ محمد | واپسین مطلبی که که از [[علی بن فاضل]] شنیدم این بود که: در جزیره خضرا فقط نام پنج تن از دانشمندان [[شیعه]] مطرح بود: [[سید مرتضی]]، [[شیخ طوسی]]، [[شیخ کلینی]]، [[شیخ صدوق]]، شیخ [[ابو القاسم جعفر بن اسماعیل حلی]]" | ||
با سید شمس | ==بررسی داستان== | ||
از او درباره ارتباط آیات و اینکه برخی آیات، با پیش | ===از نظر سند=== | ||
#ناقل داستان، نامعلوم است. | |||
هستند، پرسیدم. | #این مرد "ناشناخته" چگونه فهمید آنچه پیدا کرده است همان خط طیبی است؟ | ||
پاسخ داد: | #معاصران او از قبیل [[علامه حلی]] و [[ابن داود]] که کتابش را در سال ۷۰۷ قمری به پایان رسانده هیچ اشارهای به وی نکردهاند. | ||
در جمعه دومی که آنجا بودم، پس از نماز، سروصدای فراوانی از بیرون مسجد شنیده شد. پرسیدم: | #[[علی بن فاضل]] در روایت یاد شده تصریح میکند از اوّل تا آخر روایت خویش را در حضور طیبی و گروهی از عالمان حله و اطراف آنکه برای دیدار این شیخ آمده بودند، نقل کرده است. امّا- با این وجود- هیچ یک از عالمان را نمیشناسیم که به طور مستقیم یا با واسطه روایت یاد شده را نقل کرده باشند<ref>سیّد جعفر مرتضی، جزیره خضرا در ترازوی نقد، ترجمه: محمد سپهری، ص ۱۸۶</ref>. | ||
===از نظر محتوا=== | |||
از سید پرسیدم: | *برخی از مهمترین ایرادهای متنی داستان از این قرار است: | ||
سید گفت: | #دلالت قصه بر تحریف [[قرآن]]؛ | ||
سید شمس الدین ادعا کرد: تو نیز [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} را دو مرتبه | #تعارضات فراوان در متن؛ | ||
سپس جناب سید شمس الدین به من دستور داد در بازگشت درنگ نکنم و در | #نسبت طول عمر به غیر از [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}؛ | ||
واپسین مطلبی که که از علی بن فاضل شنیدم این بود که: | #حلال دانستن خمس بر شیعیان، بر خلاف نظر بیشتر فقهای اسلام؛ | ||
بررسی داستان | #نام بردن پنج تن از علمای [[شیعه]] و نادیده گرفتن علمای بزرگ دیگر؛ | ||
*علامه شیخ [[محمد تقی شوشتری]] در الاخبار الدخیلة پس از نقد عالمانه این داستان و داستان بعدی مینویسد: شاید ناقل این دو داستان، از دشمنان [[شیعه]] بوده که چنین داستانی را جعل کرده است تا حقایق را وارونه جلوه دهد. و نیز مینویسد: در داستان جزیره خضرا آمده است که: "شمار فرماندههای لشکر [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} سیصد نفر بودند. و در داستان [[ابن انباری]] آمده است که: مسافت سرزمین فرزندان [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} به اندازه یک سال راه و جمعیت آنها بسیار زیاد است. | |||
*اگر یاران حضرت حجّت {{ع}} تا این اندازه زیاد است، چرا ظهور نمیکند تا مخالفان را سرکوب نماید؟ چرا چنین چیزی در خبر یا اثری از [[امامان]]{{عم}} با توصیف خصوصیات آنها نیامده است؟ <ref> جزیره خضرا افسانه یا واقعیت؟، ص ۲۲۲، به نقل از: محمد تقی شوشتری، الاخبار الدخیلة، ج ۲، ص ۷۲</ref> | |||
*اما متأسفانه با وجود تأکید فراوان دانشمندان [[شیعه]] بر افسانه بودن داستان یاد شده، باز عدهای به دلایلی به ترویج آن اقدام کرده و از آن، پا را فراتر نهاده، بین داستان جزیره خضرا و مثلث برمودا ارتباط برقرار کردهاند.<ref>ر. ک: ناجی نجار، جزیره خضرا و تحقیقی پیرامون مثلث برمودا، ترجمه: علی اکبر مهدی پور</ref> غافل از اینکه گذشته از اشکالات متعدد، تطبیق آن بر "مثلث برمودا" که ترسیمی نادرست و غیر معتبر است، چهره [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} را نیز مخدوش میسازد<ref>ر. ک: غلامرضا نظری، جزیره خضرا تحریفی در تاریخ شیعه، بخش ۱۴ و ۱۵</ref>. | |||
*درباره "جزیره خضرا" و تطبیق نادرست آن بر "برمودا" باید گفت: | |||
#اصل داستان، غیر قابل پذیرش است؛ | |||
#"جزیره خضرا" در دریای مدیترانه است، نه اقیانوس اطلس؛ | |||
امّا- با این وجود- | #وقایع "مثلث برمودا" ساخته رسانههای غربی و افسانهسازان است؛ | ||
#بر فرض که افسانههای "برمودا" درست باشد، هیچ ربطی به [[امام مهدی|امام زمان]] و مقام آن حضرت ندارد. | |||
برخی از مهمترین ایرادهای متنی داستان از این قرار است: | *اگرچه افرادی که به بررسی داستان پرداختهاند، هردو داستان را بررسی کردهاند، به نظر میرسد نیازی به بررسی داستان دوم نیست و علاقهمندان به منابع یاد شده مراجعه مینمایند. | ||
==جزیره خضرا در ترازوی نقد== | |||
*کتابی در نقد داستان جزیره خضرا: این کتاب، پژوهشی است انتقادی درباره پارهای از حکایتهای مربوط به مهدویت و نشانههای [[آخر الزمان]] که به قلم [[سید جعفر مرتضی]] تألیف و به دست [[محمد سپهری]] به فارسی برگردان شده است. نویسنده با هدف گزارش واقعیت مسایل [[آخر الزمان]]، نخست پیشگوییهای منسوب به [[امامان]]{{عم}} درباره نشانههای ظهور را به دو دسته محتوم و غیر محتوم تقسیم و بسیاری از روایات آن را ساختگی و جعلی معرفی کرده است. سپس به تفصیل، متن دو کتاب بیان الائمة و خطبة البیان را بررسی و مطالعات عنوان شده در آنها را بیاساس و موهوم ارزیابی کرده است. در پایان، به حکایت مربوط به جزیره خضرا پرداخته و آنها را مخدوش شمرده است. | |||
*از دیدگاه نویسنده، بسیاری از این سخنان، پس از وقوع حوادث مورد نظر، جعل شده و به طور یقین نمیتوان آنها را به معصوم استناد داد. این کتاب دارای یک پیشگفتار و سه بخش است. بخش نخست، با دو فصل به بحث از پیشگوییهای غیبی [[امامان]]{{عم}} از نشانههای ظهور و دیدگاه انتخاب شده و موضعی که باید انتخاب شود و سپس تقسیم نشانههای ظهور، به حتمی و غیر حتمی میپردازد. در بخش دوم، طی چهار فصل، به ارائه دو نمونه از روایات و اخبار و پیشگوییهایی پرداخته که در اخبار ساختگی و تحریف شده به صورت کاملا آشکاری نمایان است. این دو نمونه عبارتند از: | |||
#کتاب بیان الائمه{{عم}}: این کتاب چند سال پیش با روایاتی منسوب به [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} منتشر شد که هیچ اساسی ندارد. دانسته شد که یا این روایات پس از وقوع حوادث جعل شده یا آن موقع که علامات و نشانههای صریح و روشن آن نمایان شده است. | |||
#خطبة البیان: نقد و بررسی خطبه معروف به خطبة البیان منسوب به [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} و نیز مطالب کذب و نادرست و تحریف شدهای که در اینباره آمده است. | |||
علامه شیخ محمد تقی شوشتری در الاخبار الدخیلة پس از نقد عالمانه این داستان و داستان بعدی | *در بخش سوم با چهار فصل به بررسی روایت مربوط به جزیره خضرا پرداخته و مینویسد: ما این روایت را قابل قبول و معتبر ندیدیم؛ بلکه بر عکس در لابهلای آن، مطالب فراوانی است که باعث شک و تردید در صحت آن بوده و این احتمال قوی مینماید که از اساس ساختگی و جعلی باشد. | ||
شاید ناقل این دو داستان، از دشمنان [[شیعه]] بوده که چنین داستانی را جعل کرده است تا حقایق را وارونه جلوه دهد. | *علامه [[سید جعفر مرتضی عاملی]] تلاش نموده است با ارائه ادله فراوانی، خط بطلان به هر سه موضوع بکشد و از اساس آنها را باطل کند. | ||
و نیز | |||
در داستان جزیره خضرا آمده است که: | |||
و در داستان ابن انباری آمده است که: | |||
مسافت سرزمین فرزندان [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} به اندازه یک سال راه و جمعیت آنها بسیار زیاد است. | |||
اگر یاران حضرت حجّت {{ع}} تا این اندازه زیاد است، چرا ظهور | |||
داستان | |||
درباره | |||
اگرچه افرادی که به بررسی داستان | |||
کتابی در نقد داستان جزیره خضرا | |||
این کتاب، پژوهشی است انتقادی درباره | |||
نویسنده با هدف گزارش واقعیت مسایل آخر | |||
از دیدگاه نویسنده، بسیاری از این سخنان، پس از وقوع حوادث مورد نظر، جعل شده و به طور یقین | |||
این کتاب دارای یک | |||
در بخش دوم، طی چهار فصل، به ارائه دو نمونه از روایات و اخبار و | |||
این کتاب چند سال پیش با روایاتی منسوب به حضرت علی {{ع}} منتشر شد که هیچ اساسی ندارد. | |||
دانسته شد که یا این روایات پس از وقوع حوادث جعل شده یا آن موقع که علامات و | |||
نقد و بررسی خطبه معروف به خطبة البیان منسوب به حضرت علی {{ع}} و نیز مطالب کذب و نادرست و تحریف | |||
در بخش سوم با چهار فصل به بررسی روایت مربوط به جزیره خضرا پرداخته و | |||
علامه سید جعفر مرتضی عاملی تلاش نموده است با ارائه ادله فراوانی، خط بطلان به | |||