پرش به محتوا

جزیره خضرا: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۷۷۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ دسامبر ۲۰۱۸
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{مهدویت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center;...» ایجاد کرد)
 
خط ۱۲: خط ۱۲:
*از مکان‌‏های ادعایی و بحث‌‏برانگیز زندگی [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} و فرزندان ایشان در دوران غیبت کبرا
*از مکان‌‏های ادعایی و بحث‌‏برانگیز زندگی [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} و فرزندان ایشان در دوران غیبت کبرا
محل زندگی [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ در دوران غیبت که یکی از بحث‌‏های مهم و قابل توجه است، از عرصه‌‏هایی بوده که از خیال‌‏پردازی‏‌ها مصون نبوده است.
محل زندگی [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ در دوران غیبت که یکی از بحث‌‏های مهم و قابل توجه است، از عرصه‌‏هایی بوده که از خیال‌‏پردازی‏‌ها مصون نبوده است.
*داستان "جزیره خضرا" از داستان‏‌هایی است که در زمینه محل زندگی آن حضرت در پاره‌‏ای متون اسلامی وجود دارد و لازم است درباره آن بحث شود.  
*داستان "جزیره خضرا" از داستان‏‌هایی است که در زمینه محل زندگی آن حضرت در پاره‌‏ای متون اسلامی وجود دارد و لازم است درباره آن بحث شود<ref>  البته دربارة نقد این داستان، در سال‏های اخیر آثار ارزشمندی از طرف دانشوران شیعه در دسترس قرار گرفته که هریک در نوع خود قابل استفاده و ستایش است. از جمله این تلاش‏ها می‏توان به مقاله‏های استاد کلباسی اشاره کرد که مبنای تدوین این مدخل نیز بوده است. ر.ک:مجتبی کلباسی، « بررسی افسانه جزیره خضراء»، فصلنامه انتظار، ش ۱، ۲، ۳، ۴،</ref>.  
*به نظر می‏‌رسد بین منابع موجود، نخستین اثری که به گونه‌‏ای گسترده به نقل داستان جزیره خضرا پرداخته، بحار الانوار  است. پس از آن، مرحوم [[محدث نوری]] در کتاب‏‌های خود  در کنار نقل حکایاتی از این دست، به نقل این داستان و مانند آن مبادرت کرده است.
*به نظر می‏‌رسد بین منابع موجود، نخستین اثری که به گونه‌‏ای گسترده به نقل داستان جزیره خضرا پرداخته، بحار الانوار<ref> محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۹</ref> است. پس از آن، مرحوم [[محدث نوری]] در کتاب‏‌های خود<ref> میرزا حسین طبرسی نوری، نجم الثاقب، باب هفتم، حکایت ۳۷.با این وجود این که وی حکایت را از بحار الانوار نقل کرده است، تفاوت‏های فراوانی با نقل علامه مجلسی دارد</ref> در کنار نقل حکایاتی از این دست، به نقل این داستان و مانند آن مبادرت کرده است.
نخست لازم است به چکیده این داستان که به دو داستان برمی‌‏گردد اشاره کنیم.
نخست لازم است به چکیده این داستان که به دو داستان برمی‌‏گردد اشاره کنیم.
*[[علامه مجلسی]] در بحار الانوار در بابی با عنوان {{عربی|اندازه=150%|" نادر في ذكر من رآه {{ع}} في‏ الغيبة الكبرى‏ قريبا من‏ زماننا‏‏‏‏‏‏‏"}} - فقط به دلیل این که مشتمل بر دیدار با آن حضرت و نیز رخدادهای عجیب و غریب است - به نقل آن پرداخته، می‏‌نویسد: "رساله‌‏ای یافتم‏ مشهور به داستان جزیره خضراء ... و چون آن را در کتاب‏‌های روایی معتبری ندیدم، آن را در فصل جداگانه‌‏ای آوردم"
*[[علامه مجلسی]] در بحار الانوار در بابی با عنوان {{عربی|اندازه=150%|" نادر في ذكر من رآه {{ع}} في‏ الغيبة الكبرى‏ قريبا من‏ زماننا‏‏‏‏‏‏‏"}} - فقط به دلیل این که مشتمل بر دیدار با آن حضرت و نیز رخدادهای عجیب و غریب است - به نقل آن پرداخته، می‏‌نویسد: "رساله‌‏ای یافتم‏ مشهور به داستان جزیره خضراء ... و چون آن را در کتاب‏‌های روایی معتبری ندیدم، آن را در فصل جداگانه‌‏ای آوردم"
خط ۱۹: خط ۱۹:
*بسم اللّه الرحمن الرحیم؛ نوشته‌‏ای یافتم به خط شیخ فاضل عالم عامل "[[فضل بن یحیی بن علی طیبی کوفی]]" که متن آن چنین است: من در سال ۶۹۹ ق در کربلا از دو نفر، داستانی شنیدم. آن‏ها داستان را، از "[[زین الدین علی بن فاضل مازندرانی"]]، نقل می‌‏کردند.
*بسم اللّه الرحمن الرحیم؛ نوشته‌‏ای یافتم به خط شیخ فاضل عالم عامل "[[فضل بن یحیی بن علی طیبی کوفی]]" که متن آن چنین است: من در سال ۶۹۹ ق در کربلا از دو نفر، داستانی شنیدم. آن‏ها داستان را، از "[[زین الدین علی بن فاضل مازندرانی"]]، نقل می‌‏کردند.
*داستان مربوط به جزیره خضرا در دریای سفید بود. مشتاق شدم داستان را از خود [[علی بن فاضل]] بشنوم؛ به همین دلیل به شهر حلّه رفتم و در خانه [[سید فخر الدین]]، با [[علی بن فاضل]] ملاقات کردم و اصل داستان را پرسیدم.
*داستان مربوط به جزیره خضرا در دریای سفید بود. مشتاق شدم داستان را از خود [[علی بن فاضل]] بشنوم؛ به همین دلیل به شهر حلّه رفتم و در خانه [[سید فخر الدین]]، با [[علی بن فاضل]] ملاقات کردم و اصل داستان را پرسیدم.
او، داستان را در حضور عده‌‏ای از دانشمندان حله و نواحی آن چنین بازگو کرد: سال‏ها در دمشق نزد شیخ [[عبد الرحیم حنفی]] و شیخ [[زین الدین علی مغربی اندلسی]] دانش آموختم. روزی شیخ مغربی عزم سفر به مصر کرد. من و عده‏‌ای از شاگردان با او همراه شدیم. به قاهره رسیدیم. استاد مدتی در الازهر به تدریس پرداخت، تا این که نامه‌‏ای از اندلس آمد که خبر از بیماری پدر استاد می‏‌داد. استاد عزم اندلس کرد. من و برخی از شاگردان با او همراه شدیم. به نخستین روستای اندلس که رسیدیم، من بیمار شدم. به ناچار، استاد مرا به خطیب آن قریه سپرد و خود به سفر ادامه داد. سه روز بیمار بودم، پس از آن، روزی در اطراف ده قدم می‏زدم که کاروانی از طرف کوه‏های ساحل دریای غربی وارد شدند. پرسیدم: از کجا می‌‏آیند؟ گفتند: از دهی از سرزمین بربرها می‏‌آیند که نزدیک جزایر رافضیان است. هنگامی که نام جزیره رافضیان را شنیدم، مشتاق زیارت آنان شدم. تا محل آنان، بیست و پنج روز راه بود که دو روز بی‏‌آب و آبادی و بقیه‌ ‏آباد بودند. حرکت کردم و به سرزمین آباد رسیدم. به جزیره‌‏ای رسیدم با دیوارهای بلند و برج‌‏های مستحکم که بر ساحل دریا قرار داشت. مردم آن جزیره، [[شیعه]] بودند و اذان و نماز آن‏ها بر هیأت شیعیان بود. آنان از من پذیرایی کردند. پرسیدم: غذای شما از کجا تأمین می‏‌شود؟ گفتند: از جزیره خضرا در دریای سفید که جزایر فرزندان [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} است که سالی دو مرتبه، برای ما غذا می‌‏آورند. چهل روز منتظر ماندم تا کاروان کشتی‌‏ها از جزیره خضرا رسید. فرمانده آن، پیرمردی بود که مرا می‌‏شناخت و اسم من و پدرم را نیز می‏‌دانست. او مرا با خود به جزیره خضرا برد. شانزده روز که گذشت، آب سفیدی در اطراف کشتی دیدم و علت آن را پرسیدم. شیخ گفت: این دریای سفید است و آن جزیره خضرا. این آب‏های سفید، اطراف جزیره را گرفته است و هرگاه کشتی دشمنان ما وارد آن شود، غرق می‏گردد. وارد جزیره شدیم. شهر دارای قلعه‏‌ها و برج‌‏های زیاد و هفت حصار بود. خانه‌‏های آن از سنگ مرمر شفاف بود .... در مسجد جزیره، [[سید شمس الدین محمد]] را که عالم آن جزیره بود، ملاقات کردم. او مرا در مسجد جای داد. آنان نماز جمعه می‌‏خواندند. از [[سید شمس الدین]] پرسیدم: آیا [[امام]] حاضر است؟ گفت: نه؛ ولی من نایب خاص او هستم. به او گفتم: [[امام]] را دیده‌‏ای؟ گفت: نه؛ ولی پدرم، صدای او را شنیده و جدم، او را دیده است. سید مرا به اطراف برد. آن جا کوهی مرتفع بود که قبّه‏ای در آن وجود داشت و دو خادم آن جا بودند. سید گفت: من هر صبح جمعه آن‏جا می‌‏روم و امام زمان را زیارت می‏کنم و آن‏جا ورقه‏ای می‏یابم که مسایل مورد نیاز در آن نوشته شده است.»
او، داستان را در حضور عده‌‏ای از دانشمندان حله و نواحی آن چنین بازگو کرد: سال‏ها در دمشق نزد شیخ [[عبد الرحیم حنفی]] و شیخ [[زین الدین علی مغربی اندلسی]] دانش آموختم. روزی شیخ مغربی عزم سفر به مصر کرد. من و عده‏‌ای از شاگردان با او همراه شدیم. به قاهره رسیدیم. استاد مدتی در الازهر به تدریس پرداخت، تا این که نامه‌‏ای از اندلس آمد که خبر از بیماری پدر استاد می‏‌داد. استاد عزم اندلس کرد. من و برخی از شاگردان با او همراه شدیم. به نخستین روستای اندلس که رسیدیم، من بیمار شدم. به ناچار، استاد مرا به خطیب آن قریه سپرد و خود به سفر ادامه داد. سه روز بیمار بودم، پس از آن، روزی در اطراف ده قدم می‏زدم که کاروانی از طرف کوه‏های ساحل دریای غربی وارد شدند. پرسیدم: از کجا می‌‏آیند؟ گفتند: از دهی از سرزمین بربرها می‏‌آیند که نزدیک جزایر رافضیان است. هنگامی که نام جزیره رافضیان را شنیدم، مشتاق زیارت آنان شدم. تا محل آنان، بیست و پنج روز راه بود که دو روز بی‏‌آب و آبادی و بقیه‌ ‏آباد بودند. حرکت کردم و به سرزمین آباد رسیدم. به جزیره‌‏ای رسیدم با دیوارهای بلند و برج‌‏های مستحکم که بر ساحل دریا قرار داشت. مردم آن جزیره، [[شیعه]] بودند و اذان و نماز آن‏ها بر هیأت شیعیان بود. آنان از من پذیرایی کردند. پرسیدم: غذای شما از کجا تأمین می‏‌شود؟ گفتند: از جزیره خضرا در دریای سفید که جزایر فرزندان [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} است که سالی دو مرتبه، برای ما غذا می‌‏آورند. چهل روز منتظر ماندم تا کاروان کشتی‌‏ها از جزیره خضرا رسید. فرمانده آن، پیرمردی بود که مرا می‌‏شناخت و اسم من و پدرم را نیز می‏‌دانست. او مرا با خود به جزیره خضرا برد. شانزده روز که گذشت، آب سفیدی در اطراف کشتی دیدم و علت آن را پرسیدم. شیخ گفت: این دریای سفید است و آن جزیره خضرا. این آب‏های سفید، اطراف جزیره را گرفته است و هرگاه کشتی دشمنان ما وارد آن شود، غرق می‏گردد. وارد جزیره شدیم. شهر دارای قلعه‏‌ها و برج‌‏های زیاد و هفت حصار بود. خانه‌‏های آن از سنگ مرمر شفاف بود .... در مسجد جزیره، [[سید شمس الدین محمد]] را که عالم آن جزیره بود، ملاقات کردم. او مرا در مسجد جای داد. آنان نماز جمعه می‌‏خواندند. از [[سید شمس الدین]] پرسیدم: آیا [[امام]] حاضر است؟ گفت: نه؛ ولی من نایب خاص او هستم. به او گفتم: [[امام]] را دیده‌‏ای؟ گفت: نه؛ ولی پدرم، صدای او را شنیده و جدم، او را دیده است. سید مرا به اطراف برد. آن جا کوهی مرتفع بود که قبّه‏ای در آن وجود داشت و دو خادم آن جا بودند. سید گفت: من هر صبح جمعه آن‏جا می‌‏روم و [[امام مهدی|امام زمان]] را زیارت می‌‏کنم و آن‏جا ورقه‌‏ای می‌‏یابم که مسایل مورد نیاز در آن نوشته شده است. من نیز به آن کوه رفتم و خادمان قبه از من پذیرایی کردند ... درباره دیدن [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} از آنان پرسیدم، گفتند: غیرممکن است. درباره [[سید شمس الدین]] از شیخ محمد "که با او به خضرا آمدم" پرسیدم. گفت: او از فرزندان فرزندان [[امام]] است و بین او و [[امام]]، پنج واسطه است. با [[سید شمس الدین]]، گفت‌‏وگوی بسیار کردم و [[قرآن]] را نزد او خواندم. از او درباره ارتباط آیات و این‏که برخی آیات، با پیش بی‌‏ارتباط هستند، پرسیدم.
من نیز به آن کوه رفتم و خادمان قبه از من پذیرایی کردند ... درباره دیدن [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} از آنان پرسیدم، گفتند: «غیرممکن است.»
پاسخ داد: مسلمانان پس از [[رسول خدا]] و به دستور خلفا، [[قرآن]] را جمع‌‏آوری کردند؛ از همین‌‏رو، آیاتی که در قدح و مذمت خلفا بود، از آن ساقط کردند؛ لذا آیات را نامربوط می‏‌بینی؛ ولی [[قرآن]] [[امام علی|علی]]{{ع}} که نزد [[امام مهدی|صاحب الامر]]{{ع}} است، از هر نقصی مبرّا است و همه چیز در آن آمده است. در جمعه دومی که آن‏جا بودم، پس از نماز، سروصدای فراوانی از بیرون مسجد شنیده شد. پرسیدم: این صداها چیست؟ سید پاسخ داد: فرماندهان ارتش ما هردو جمعه میانی ماه سوار می‌‏شوند و منتظر فرج هستند. پس از این‏که آنان را در بیرون مسجد دیدم، سید گفت: آیا آنان را شمارش کردی؟ گفتم: نه. گفت: آنان، سیصد نفرند و سیزده نفر باقی مانده‏‌اند. از سید پرسیدم: عالمان ما احادیثی نقل می‌‏کنند که هرکس پس از غیبت ادعا کند مرا دیده است، دروغ می‌‏گوید. حال چگونه است که برخی از شما او را می‏‌بینید؟ سید گفت: درست می‏‌گویی؛ ولی این حدیث به زمانی مربوط است که دشمنان آن حضرت و فرعون‏‌های بنی العباس فراوان بودند؛ امّا اکنون که این‏چنین نیست و سرزمین ما از آنان دور است، دیدار آن حضرت ممکن است. [[سید شمس الدین]] ادعا کرد: تو نیز [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} را دو مرتبه دیده‌‏ای، ولی نشناخته‏‌ای. همچنین گفت: آن حضرت، خمس را بر شیعیان خود مباح کرده است. سپس جناب [[سید شمس الدین]] به من دستور داد در بازگشت درنگ نکنم و در سرزمین‏‌های مغرب توقف نکنم. پس از آن با همان کشتی که آمده بودم بازگشتم.
درباره سید شمس الدین از شیخ محمد (که با او به خضرا آمدم) پرسیدم. گفت: «او از فرزندان فرزندان امام است و بین او و امام، پنج واسطه است.»
واپسین مطلبی که که از [[علی بن فاضل]] شنیدم این بود که: در جزیره خضرا فقط نام پنج تن از دانشمندان [[شیعه]] مطرح بود: [[سید مرتضی]]، [[شیخ طوسی]]، [[شیخ کلینی]]، [[شیخ صدوق]]، شیخ [[ابو القاسم جعفر بن اسماعیل حلی]]"
با سید شمس الدین، گفت‏وگوی بسیار کردم و قرآن را نزد او خواندم.
==بررسی داستان‏==
از او درباره ارتباط آیات و این‏که برخی آیات، با پیش بی‏ارتباط
===از نظر سند===
154
#ناقل داستان، نامعلوم است.
هستند، پرسیدم.
#این مرد "ناشناخته" چگونه فهمید آنچه پیدا کرده است همان خط طیبی است؟
پاسخ داد: «... مسلمانان پس از رسول خدا و به دستور خلفا، قرآن را جمع‏آوری کردند؛ از همین‏رو، آیاتی که در قدح و مذمت خلفا بود، از آن ساقط کردند؛ لذا آیات را نامربوط می‏بینی؛ ولی قرآن علی {{ع}} که نزد صاحب الامر {{ع}} است، از هرنقصی مبرّا است و همه چیز در آن آمده است.»
#معاصران او از قبیل [[علامه حلی]] و [[ابن داود]] که کتابش را در سال ۷۰۷ قمری به پایان رسانده هیچ اشاره‌‏ای به وی نکرده‌‏اند.
در جمعه دومی که آن‏جا بودم، پس از نماز، سروصدای فراوانی از بیرون مسجد شنیده شد. پرسیدم:
#[[علی بن فاضل]] در روایت یاد شده تصریح می‏‌کند از اوّل تا آخر روایت خویش را در حضور طیبی و گروهی از عالمان حله و اطراف آن‏که برای دیدار این شیخ آمده بودند، نقل کرده است. امّا- با این وجود- هیچ‏ یک از عالمان را نمی‌‏شناسیم که به طور مستقیم یا با واسطه روایت یاد شده را نقل کرده باشند<ref>سیّد جعفر مرتضی، جزیره خضرا در ترازوی نقد، ترجمه: محمد سپهری، ص ۱۸۶</ref>.  
«این صداها چیست؟» سید پاسخ داد: «فرماندهان ارتش ما هردو جمعه میانی ماه سوار می‏شوند و منتظر فرج هستند.» پس از این‏که آنان را در بیرون مسجد دیدم، سید گفت: «آیا آنان را شمارش کردی؟» گفتم: نه. گفت: «آنان، سیصد نفرند و سیزده نفر باقی مانده‏اند.»
===از نظر محتوا===
از سید پرسیدم: «عالمان ما احادیثی نقل می‏کنند که هرکس پس از غیبت ادعا کند مرا دیده است، دروغ می‏گوید. حال چگونه است که برخی از شما او را می‏بینید؟»
*برخی از مهم‏ترین ایرادهای متنی داستان از این قرار است:
سید گفت: «درست می‏گویی؛ ولی این حدیث به زمانی مربوط است که دشمنان آن حضرت و فرعون‏های بنی العباس فراوان بودند؛ امّا اکنون که این‏چنین نیست و سرزمین ما از آنان دور است، دیدار آن حضرت ممکن است.
#دلالت قصه بر تحریف [[قرآن]]؛
سید شمس الدین ادعا کرد: تو نیز [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} را دو مرتبه دیده‏ای، ولی نشناخته‏ای. همچنین گفت: آن حضرت، خمس را بر شیعیان خود مباح کرده است.
#تعارضات فراوان در متن؛
سپس جناب سید شمس الدین به من دستور داد در بازگشت درنگ نکنم و در سرزمین‏های مغرب توقف نکنم. پس از آن با همان کشتی که آمده بودم بازگشتم.
#نسبت طول عمر به غیر از [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}؛
واپسین مطلبی که که از علی بن فاضل شنیدم این بود که: «در جزیره خضرا فقط نام پنج تن از دانشمندان [[شیعه]] مطرح بود: سید مرتضی، شیخ طوسی، شیخ کلینی، شیخ صدوق، شیخ ابو القاسم جعفر بن اسماعیل حلی
#حلال دانستن خمس بر شیعیان، بر خلاف نظر بیشتر فقهای اسلام؛
بررسی داستان‏
#نام بردن پنج تن از علمای [[شیعه]] و نادیده گرفتن علمای بزرگ دیگر؛
الف. از نظر سند
*علامه شیخ [[محمد تقی شوشتری]] در الاخبار الدخیلة پس از نقد عالمانه این داستان و داستان بعدی می‏‌نویسد: شاید ناقل این دو داستان، از دشمنان [[شیعه]] بوده که چنین داستانی را جعل کرده است تا حقایق را وارونه جلوه دهد. و نیز می‏‌نویسد: در داستان جزیره خضرا آمده است که: "شمار فرمانده‌‏های لشکر [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} سیصد نفر بودند. و در داستان [[ابن انباری]] آمده است که: مسافت سرزمین فرزندان [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} به اندازه یک سال راه و جمعیت آن‏ها بسیار زیاد است.
1. ناقل داستان، نامعلوم است.
*اگر یاران حضرت حجّت {{ع}} تا این اندازه زیاد است، چرا ظهور نمی‌‏کند تا مخالفان را سرکوب نماید؟ چرا چنین چیزی در خبر یا اثری از [[امامان]]{{عم}} با توصیف خصوصیات آن‏ها نیامده است؟ <ref>  جزیره خضرا افسانه یا واقعیت؟، ص ۲۲۲، به نقل از: محمد تقی شوشتری، الاخبار الدخیلة، ج ۲، ص ۷۲</ref>
2. این مرد «ناشناخته» چگونه فهمید آنچه پیدا کرده است همان خط طیبی است؟
*اما متأسفانه با وجود تأکید فراوان دانشمندان [[شیعه]] بر افسانه بودن‏ داستان یاد شده، باز عده‏‌ای به دلایلی به ترویج آن اقدام کرده و از آن، پا را فراتر نهاده، بین داستان جزیره خضرا و مثلث برمودا ارتباط برقرار کرده‌‏اند.<ref>ر. ک: ناجی نجار، جزیره خضرا و تحقیقی پیرامون مثلث برمودا، ترجمه: علی اکبر مهدی پور</ref> غافل از این‏که گذشته از اشکالات متعدد، تطبیق آن بر "مثلث برمودا" که ترسیمی نادرست و غیر معتبر است، چهره [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} را نیز مخدوش می‏‌سازد<ref>ر. ک: غلامرضا نظری، جزیره خضرا تحریفی در تاریخ شیعه، بخش ۱۴ و ۱۵</ref>.  
155
*درباره "جزیره خضرا" و تطبیق نادرست آن بر "برمودا" باید گفت:  
3. معاصران او از قبیل علامه حلی و ابن داود که کتابش را در سال 707 قمری به پایان رسانده هیچ اشاره‏ای به وی نکرده‏اند.
#اصل داستان، غیر قابل پذیرش است؛
4. علی بن فاضل در روایت یادشده تصریح می‏کند از اوّل تا آخر روایت خویش را در حضور طیبی و گروهی از عالمان حله و اطراف آن‏که برای دیدار این شیخ آمده بودند، نقل کرده است.
#"جزیره خضرا" در دریای مدیترانه است، نه اقیانوس اطلس؛
امّا- با این وجود- هیچ‏یک از عالمان را نمی‏شناسیم که به طور مستقیم یا با واسطه روایت یادشده را نقل کرده باشند.  
#وقایع "مثلث برمودا" ساخته رسانه‌‏های غربی و افسانه‌‏سازان است؛
ب. از نظر محتوا
#بر فرض که افسانه‏‌های "برمودا" درست باشد، هیچ ربطی به [[امام مهدی|امام زمان]] و مقام آن حضرت ندارد.
برخی از مهم‏ترین ایرادهای متنی داستان از این قرار است:
*اگرچه افرادی که به بررسی داستان پرداخته‌‏اند، هردو داستان را بررسی کرده‌‏اند، به نظر می‌‏رسد نیازی به بررسی داستان دوم نیست و علاقه‌‏مندان به منابع یاد شده مراجعه می‏‌نمایند.
1. دلالت قصه بر تحریف قرآن؛
==جزیره خضرا در ترازوی نقد==
2. تعارضات فراوان در متن؛
*کتابی در نقد داستان جزیره خضرا: این کتاب، پژوهشی است انتقادی درباره پاره‏‌ای از حکایت‏‌های مربوط به مهدویت و نشانه‏‌های [[آخر الزمان]] که به قلم [[سید جعفر مرتضی]] تألیف و به دست [[محمد سپهری]] به فارسی برگردان شده است. نویسنده با هدف گزارش واقعیت مسایل [[آخر الزمان]]، نخست پیشگویی‌‏های منسوب به [[امامان]]{{عم}} درباره نشانه‌‏های ظهور را به دو دسته محتوم و غیر محتوم تقسیم و بسیاری از روایات آن را ساختگی و جعلی معرفی کرده است. سپس به تفصیل، متن دو کتاب بیان الائمة و خطبة البیان را بررسی و مطالعات عنوان شده در آن‏ها را بی‏‌اساس و موهوم ارزیابی کرده است. در پایان، به حکایت مربوط به جزیره خضرا پرداخته و آن‏ها را مخدوش شمرده است.
3. نسبت طول عمر به غیر از [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}؛
*از دیدگاه نویسنده، بسیاری از این سخنان، پس از وقوع حوادث مورد نظر، جعل شده و به طور یقین نمی‌‏توان آن‏ها را به معصوم استناد داد. این کتاب دارای یک پیش‌گفتار و سه بخش است. بخش نخست، با دو فصل به بحث از پیشگویی‏‌های غیبی [[امامان]]{{عم}} از نشانه‏‌های ظهور و دیدگاه انتخاب شده و موضعی که باید انتخاب شود و سپس تقسیم نشانه‌‏های ظهور، به حتمی و غیر حتمی می‏‌پردازد. در بخش دوم، طی چهار فصل، به ارائه دو نمونه از روایات و اخبار و پیشگویی‏‌هایی پرداخته که در اخبار ساختگی و تحریف شده به صورت کاملا آشکاری نمایان است. این دو نمونه عبارتند از:
4. حلال دانستن خمس بر شیعیان، بر خلاف نظر بیشتر فقهای اسلام؛
#کتاب بیان الائمه{{عم}}: این کتاب چند سال پیش با روایاتی منسوب به [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} منتشر شد که هیچ اساسی ندارد. دانسته شد که یا این روایات پس از وقوع حوادث جعل شده یا آن موقع که علامات و نشانه‏‌های صریح و روشن آن نمایان شده است.
5. نام بردن پنج تن از علمای [[شیعه]] و نادیده گرفتن علمای بزرگ دیگر؛
#خطبة البیان‏: نقد و بررسی خطبه معروف به خطبة البیان منسوب به [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} و نیز مطالب کذب و نادرست و تحریف شده‏‌ای که در این‏‌باره آمده است.
علامه شیخ محمد تقی شوشتری در الاخبار الدخیلة پس از نقد عالمانه این داستان و داستان بعدی می‏نویسد:
*در بخش سوم با چهار فصل به بررسی روایت مربوط به جزیره خضرا پرداخته و می‏‌نویسد: ما این روایت را قابل قبول و معتبر ندیدیم؛ بلکه بر عکس در لابه‌‏لای آن، مطالب فراوانی است که باعث شک و تردید در صحت آن بوده و این احتمال قوی می‏‌نماید که از اساس ساختگی و جعلی باشد.
شاید ناقل این دو داستان، از دشمنان [[شیعه]] بوده که چنین داستانی را جعل کرده است تا حقایق را وارونه جلوه دهد.
*علامه [[سید جعفر مرتضی عاملی]] تلاش نموده است با ارائه ادله فراوانی، خط بطلان به هر سه موضوع بکشد و از اساس آن‏ها را باطل کند.
و نیز می‏نویسد:
در داستان جزیره خضرا آمده است که: «شمار فرمانده‏های لشکر [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} سیصد نفر بودند.
و در داستان ابن انباری آمده است که:
مسافت سرزمین فرزندان [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} به اندازه یک سال راه و جمعیت آن‏ها بسیار زیاد است.
اگر یاران حضرت حجّت {{ع}} تا این اندازه زیاد است، چرا ظهور نمی‏کند تا مخالفان را سرکوب نماید؟ چرا چنین چیزی در خبر یا اثری از امامان علیهم السّلام با توصیف خصوصیات آن‏ها نیامده است؟  
اما متأسفانه با وجود تأکید فراوان دانشمندان [[شیعه]] بر افسانه بودن‏
156
داستان یادشده، باز عده‏ای به دلایلی به ترویج آن اقدام کرده و از آن، پا را فراتر نهاده، بین داستان جزیره خضرا و مثلث برمودا ارتباط برقرار کرده‏اند.  غافل از این‏که گذشته از اشکالات متعدد، تطبیق آن بر «مثلث برمودا» که ترسیمی نادرست و غیر معتبر است، چهره [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} را نیز مخدوش می‏سازد.  
درباره «جزیره خضرا» و تطبیق نادرست آن بر «برمودا» باید گفت:
یکم. اصل داستان، غیر قابل پذیرش است؛
دوم. «جزیره خضرا» در دریای مدیترانه است، نه اقیانوس اطلس؛
سوم. وقایع «مثلث برمودا» ساخته رسانه‏های غربی و افسانه‏سازان است؛
چهارم. بر فرض که افسانه‏های «برمودا» درست باشد، هیچ ربطی به امام زمان و مقام آن حضرت ندارد.
اگرچه افرادی که به بررسی داستان پرداخته‏اند، هردو داستان را بررسی کرده‏اند، به نظر می‏رسد نیازی به بررسی داستان دوم نیست و علاقه‏مندان به منابع یادشده مراجعه می‏نمایند.
نیز ن. ک: ملاقات.
جزیره خضرا در ترازوی نقد
کتابی در نقد داستان جزیره خضرا
این کتاب، پژوهشی است انتقادی درباره پاره‏ای از حکایت‏های مربوط به مهدویت و نشانه‏های آخر الزمان که به قلم سید جعفر مرتضی تألیف و به دست محمد سپهری به فارسی برگردان شده است.
نویسنده با هدف گزارش واقعیت مسایل آخر الزمان، نخست پیشگویی‏های منسوب به امامان علیهم السّلام درباره نشانه‏های ظهور را به دو دسته محتوم و غیر محتوم تقسیم و بسیاری از روایات آن را ساختگی و جعلی معرفی کرده است. سپس به تفصیل، متن دو کتاب بیان الائمة و خطبة البیان را بررسی و مطالعات عنوان شده در آن‏ها را بی‏اساس و موهوم ارزیابی کرده است. در پایان، به حکایت مربوط به جزیره خضرا پرداخته و آن‏ها را مخدوش شمرده است.
157
از دیدگاه نویسنده، بسیاری از این سخنان، پس از وقوع حوادث مورد نظر، جعل شده و به طور یقین نمی‏توان آن‏ها را به معصوم استناد داد.
این کتاب دارای یک پیشگفتار و سه بخش است. بخش نخست، با دو فصل به بحث از پیشگویی‏های غیبی امامان علیهم السّلام از نشانه‏های ظهور و دیدگاه انتخاب شده و موضعی که باید انتخاب شود و سپس تقسیم نشانه‏های ظهور، به حتمی و غیر حتمی می‏پردازد.
در بخش دوم، طی چهار فصل، به ارائه دو نمونه از روایات و اخبار و پیشگویی‏هایی پرداخته که در اخبار ساختگی و تحریف شده به صورت کاملا آشکاری نمایان است. این دو نمونه عبارتند از:
1. کتاب بیان الائمه علیهم السّلام‏
این کتاب چند سال پیش با روایاتی منسوب به حضرت علی {{ع}} منتشر شد که هیچ اساسی ندارد.
دانسته شد که یا این روایات پس از وقوع حوادث جعل شده یا آن موقع که علامات و نشانه‏های صریح و روشن آن نمایان شده است.
2. خطبة البیان‏
نقد و بررسی خطبه معروف به خطبة البیان منسوب به حضرت علی {{ع}} و نیز مطالب کذب و نادرست و تحریف شده‏ای که در این‏باره آمده است.
در بخش سوم با چهار فصل به بررسی روایت مربوط به جزیره خضرا پرداخته و می‏نویسد: ما این روایت را قابل قبول و معتبر ندیدیم؛ بلکه بر عکس در لابه‏لای آن، مطالب فراوانی است که باعث شک و تردید در صحت آن بوده و این احتمال قوی می‏نماید که از اساس ساختگی و جعلی باشد.
علامه سید جعفر مرتضی عاملی تلاش نموده است با ارائه ادله فراوانی، خط بطلان به هرسه موضوع بکشد و از اساس آن‏ها را باطل کند.




۱۱۵٬۲۶۲

ویرایش