اویس قرنی در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'یاران با وفای امیرالمؤمنین ' به 'یاران باوفای امیرالمؤمنین '
جز (جایگزینی متن - 'یاران با وفای امیرالمؤمنین ' به 'یاران باوفای امیرالمؤمنین ') |
|||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
اویس [[فرزند]] عامر (عمرو) مرادی [[یمانی]]، که به [[اویس بن عامر]] و [[اویس قرنی]] [[شهرت]] دارد. او پس از آنکه [[اسلام]] آورد برای [[ملاقات]] با [[پیامبر خدا]] {{صل}} به [[مدینه]] رفت، اما به [[احترام]] [[فرمان]] مادرش که گفته بود در [[مدینه]] توقف نکند <ref>توضیح و سند این موضوع در صفحات بعد خواهد آمد.</ref>، فوراً از [[مدینه]] بازگشت و موفق به [[زیارت]] [[حضرت]] نشد. وی در اصل [[اهل یمن]] بود، اما در زمان [[خلافت عمر]] در [[کوفه]] ساکن شد<ref>ذهبی در سیرة أعلام النبلاء، ج۵، ص۷۰ در جریان ملاقات اویس با عمر بن خطاب به این موضوع اشاره کرده است که در پاورقی چند صفحه بعد همین شرح حال آمده است.</ref>. و چون به [[ملاقات]] [[رسول خدا]] {{صل}} موفق نشد از جمله بزرگان و اعلام [[تابعین]] به شمار آمده است<ref>اسد الغابه، ج۱، ص۱۵۱ و الاصابه، ج۱، ص۲۱۹.</ref>. | اویس [[فرزند]] عامر (عمرو) مرادی [[یمانی]]، که به [[اویس بن عامر]] و [[اویس قرنی]] [[شهرت]] دارد. او پس از آنکه [[اسلام]] آورد برای [[ملاقات]] با [[پیامبر خدا]] {{صل}} به [[مدینه]] رفت، اما به [[احترام]] [[فرمان]] مادرش که گفته بود در [[مدینه]] توقف نکند <ref>توضیح و سند این موضوع در صفحات بعد خواهد آمد.</ref>، فوراً از [[مدینه]] بازگشت و موفق به [[زیارت]] [[حضرت]] نشد. وی در اصل [[اهل یمن]] بود، اما در زمان [[خلافت عمر]] در [[کوفه]] ساکن شد<ref>ذهبی در سیرة أعلام النبلاء، ج۵، ص۷۰ در جریان ملاقات اویس با عمر بن خطاب به این موضوع اشاره کرده است که در پاورقی چند صفحه بعد همین شرح حال آمده است.</ref>. و چون به [[ملاقات]] [[رسول خدا]] {{صل}} موفق نشد از جمله بزرگان و اعلام [[تابعین]] به شمار آمده است<ref>اسد الغابه، ج۱، ص۱۵۱ و الاصابه، ج۱، ص۲۱۹.</ref>. | ||
او در زمره [[یاران | او در زمره [[یاران باوفای امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود و با [[حضرت]] [[بیعت]] کرد که تا پای [[جان]] از [[ولایت امام]] {{ع}} [[دفاع]] کند. وی در [[جنگ جمل]] و [[صفین]] در رکاب [[حضرت]] جنگید و در [[صفین]] به [[شهادت]] رسید<ref>رجال طوسی، ص۳۵، ش۱۵؛ وقعة صفین، ص۳۲۴ و الاصابه، ج۱، ص۲۲۱ و ۲۲۲.</ref>. | ||
هنگامی که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} برای اولین بار وی را دید، از سیمای نورانیش او را [[شناخت]] و فرمود: "تو باید اویس باشی؟" عرض کرد: بلی، من أویسم. فرمود: "باید قرنی باشی؟" گفت: آری، من أویس قرنیام<ref>رجال کشی، ص۹۸، ح۱۵۶.</ref><ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۲۱۴.</ref> | هنگامی که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} برای اولین بار وی را دید، از سیمای نورانیش او را [[شناخت]] و فرمود: "تو باید اویس باشی؟" عرض کرد: بلی، من أویسم. فرمود: "باید قرنی باشی؟" گفت: آری، من أویس قرنیام<ref>رجال کشی، ص۹۸، ح۱۵۶.</ref><ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۲۱۴.</ref> | ||