جامعهشناسی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «== جامعهشناسی در جهانبینی الهی == {{همچنین|جهانبینی الهی}} مسائلی که تحت عنوان جامعهشناسی در جهانبینی الهی بررسی میشوند و در حقیقت مبانی جامعهشناختی این دستگاه فکری را میسازند؛ عبارتاند از: === فرد و جامعه === «فرد» و «جامعه...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | |||
| موضوع مرتبط = جامعه | |||
| عنوان مدخل = | |||
| مداخل مرتبط = | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
== جامعهشناسی در [[جهانبینی الهی]] == | == جامعهشناسی در [[جهانبینی الهی]] == | ||
{{همچنین|جهانبینی الهی}} | {{همچنین|جهانبینی الهی}} | ||
| خط ۱۶: | خط ۲۳: | ||
=== [[ستیز]] دائمی [[ولایت الهی]] و [[ولایت طاغوت]] === | === [[ستیز]] دائمی [[ولایت الهی]] و [[ولایت طاغوت]] === | ||
بیشک در کلیترین مقیاس، دو نظام رهبری و [[سرپرستی]]، بر [[جوامع انسانی]] [[حاکم]] و یا در تلاش برای استقرار [[حاکمیت]] خود هستند. از زمانی که [[جامعه بشری]] تشکیل شده است، این [[سنت الهی]] است که در نوع [[ولایت]]؛ یعنی ولایت [[ربوبی]] و الهی از یک سو و ولایت [[شیطانی]] و طاغوتی از سوی دیگر جاری و ساری میباشد؛ چنانچه [[قرآن کریم]] در ترسیم این دو جریان، میفرماید: {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ}}<ref>«خداوند سرور مؤمنان است که آنان را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون میبرد اما سروران کافران، طاغوتهایند که آنها را از روشنایی به سوی تیرگیها بیرون میکشانند» سوره بقره، آیه ۲۵۷.</ref>؛ [[خداوند]]، [[سرپرست]] و صاحب [[اختیار]] کسانی است که [[ایمان]] آوردهاند و ایشان را از تاریکیها بیرون برده، به سوی [[نور هدایت]] میکند و در مقابل، کسانی که [[کافر]] شدند، افراد [[سرکش]]، [[سرپرستی]] و صاحب اختیاری آنان را به دست میگیرند، آنها را از [[نور]] به سوی تاریکیها میکشانند.. ». | بیشک در کلیترین مقیاس، دو نظام رهبری و [[سرپرستی]]، بر [[جوامع انسانی]] [[حاکم]] و یا در تلاش برای استقرار [[حاکمیت]] خود هستند. از زمانی که [[جامعه بشری]] تشکیل شده است، این [[سنت الهی]] است که در نوع [[ولایت]]؛ یعنی ولایت [[ربوبی]] و الهی از یک سو و ولایت [[شیطانی]] و طاغوتی از سوی دیگر جاری و ساری میباشد؛ چنانچه [[قرآن کریم]] در ترسیم این دو جریان، میفرماید: {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ}}<ref>«خداوند سرور مؤمنان است که آنان را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون میبرد اما سروران کافران، طاغوتهایند که آنها را از روشنایی به سوی تیرگیها بیرون میکشانند» سوره بقره، آیه ۲۵۷.</ref>؛ [[خداوند]]، [[سرپرست]] و صاحب [[اختیار]] کسانی است که [[ایمان]] آوردهاند و ایشان را از تاریکیها بیرون برده، به سوی [[نور هدایت]] میکند و در مقابل، کسانی که [[کافر]] شدند، افراد [[سرکش]]، [[سرپرستی]] و صاحب اختیاری آنان را به دست میگیرند، آنها را از [[نور]] به سوی تاریکیها میکشانند...». | ||
کتاب «حکومت جهانی، محور گسترش یا محو [[انقلاب]] اسلامی» در [[تبیین]] این [[ستیز]] دائمی مینویسد: «در [[نظام اجتماعی]]، جز این [[واقعیت]] وجود ندارد که هر نظامی، چون هست و میخواهد باشد. به دنبال [[رشد]] و گسترش خویش است و این رشدخواهی و گسترشطلبی در حدی محدود و در مرزی محصور نمیگردد و تا آنجا که [[قدرت]] دارد و امکان مییابد موانع را رفع و بر گستره [[حاکمیت]] و [[نفوذ]] خویش میافزاید. [[نظام]] [[الهی]] خواستار این گسترشطلبی است، چرا که حاکمیت [[حق]] را در همه جا و برای همه میخواهد و دستیابی به هر کیفیت زمینه ساز اعلای کلمۀ حق و [[پرستش]] [[خداوند متعال]] را در [[زمین]] ضروری میداند: {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>؛ در مقابل [[دشمنان]] تا آنجا که توان دارید، نیروها و اسبان تربیتشده را آمادهسازید تا بدین وسیله، دشمنان خود و [[خدا]] را بترسانید و غیر از اینها کسانی را که شما از آنها بیخبرید و فقط خدا بر آنها [[آگاه]] است و [[نظام]] [[کفر]] نیز خواهان این گسترش است که شدت [[عشق به دنیا]]، [[درک]] [[لذائذ]] مادی و تداوم آنها، و استغراق دائمی در [[تمتعات]] [[دنیوی]]، جز بدین وسیله ممکن نمیگردد»<ref>حکومت جهانی، محور گسترش با محو انقلاب اسلامی، ص۲۰۶-۲۰۷.</ref>. | کتاب «حکومت جهانی، محور گسترش یا محو [[انقلاب]] اسلامی» در [[تبیین]] این [[ستیز]] دائمی مینویسد: «در [[نظام اجتماعی]]، جز این [[واقعیت]] وجود ندارد که هر نظامی، چون هست و میخواهد باشد. به دنبال [[رشد]] و گسترش خویش است و این رشدخواهی و گسترشطلبی در حدی محدود و در مرزی محصور نمیگردد و تا آنجا که [[قدرت]] دارد و امکان مییابد موانع را رفع و بر گستره [[حاکمیت]] و [[نفوذ]] خویش میافزاید. [[نظام]] [[الهی]] خواستار این گسترشطلبی است، چرا که حاکمیت [[حق]] را در همه جا و برای همه میخواهد و دستیابی به هر کیفیت زمینه ساز اعلای کلمۀ حق و [[پرستش]] [[خداوند متعال]] را در [[زمین]] ضروری میداند: {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>؛ در مقابل [[دشمنان]] تا آنجا که توان دارید، نیروها و اسبان تربیتشده را آمادهسازید تا بدین وسیله، دشمنان خود و [[خدا]] را بترسانید و غیر از اینها کسانی را که شما از آنها بیخبرید و فقط خدا بر آنها [[آگاه]] است و [[نظام]] [[کفر]] نیز خواهان این گسترش است که شدت [[عشق به دنیا]]، [[درک]] [[لذائذ]] مادی و تداوم آنها، و استغراق دائمی در [[تمتعات]] [[دنیوی]]، جز بدین وسیله ممکن نمیگردد»<ref>حکومت جهانی، محور گسترش با محو انقلاب اسلامی، ص۲۰۶-۲۰۷.</ref>. | ||
| خط ۲۹: | خط ۳۶: | ||
[[نظام]] [[الهی]] و [[حکومت دینی]]، [[حکومتی]] است که [[سرمایه]] اصلی خود را در تحققیافتن، [[مردم]] و [[پذیرش مردمی]] میداند. [[تاریخ]] حکومتهای [[دینی]] و [[نظام سیاسی اسلام]] بر این مطلب [[گواه]] است که هر وقت مردم حکومت دینی را پذیرا شدند و دست [[زمامداران]] الهی را به [[بیعت]] [[یاری]] و [[تبعیت]] فشردند. [[قدرت]] و شکوه دین رو به فراگیری گذاشت و آنگاه که به هر دلیلی، از [[رهبران]] [[حقیقی]] دینی رویگردان شدند و حاضر به [[پذیرش ولایت]] و [[سرپرستی]] آنها نشدند، دست [[رهبران الهی]] در [[حکومت]] بسته شد و نتیجه طبیعی و منطقی آن به صورت [[ضعف]] و [[سستی]] [[دولت]] و [[حکومت الهی]] و باعث [[غلبه]] [[ارزشها]] و حکومتهای طاغوتی، مادی و [[نفسانی]] گردید. البته [[فرمانبری]] و [[پذیرش مردم]] از [[حکومتهای الهی]] و عادلانه، تناسب مستقیم با [[علم]] و [[آگاهی]] آنان دارد؛ چنانچه در مقاطعی از تاریخ به تبع تفاوت [[فهم]] و [[بینش]] مردم، فراز و نشیب محسوس و مشخص را در پذیرش حکومتهای الهی مشاهد میکنیم<ref>پذیرش، حکومت رسول الله {{صل}}، عدم تمکین به حکومت امیرالمؤمنین {{ع}}، بازگشت به امیرالمؤمنین، پس از چشیدن طعم حکومت سه خلیفه، تندادن به حکومت معاویه و یزید و شانه خالیکردن مردم از حکومت امام حسن مجتبی {{ع}} و... و بالاخره رویآوردن مردم به دین و حکومت دینی و استقرار نظام اسلامی در ایران.</ref>. | [[نظام]] [[الهی]] و [[حکومت دینی]]، [[حکومتی]] است که [[سرمایه]] اصلی خود را در تحققیافتن، [[مردم]] و [[پذیرش مردمی]] میداند. [[تاریخ]] حکومتهای [[دینی]] و [[نظام سیاسی اسلام]] بر این مطلب [[گواه]] است که هر وقت مردم حکومت دینی را پذیرا شدند و دست [[زمامداران]] الهی را به [[بیعت]] [[یاری]] و [[تبعیت]] فشردند. [[قدرت]] و شکوه دین رو به فراگیری گذاشت و آنگاه که به هر دلیلی، از [[رهبران]] [[حقیقی]] دینی رویگردان شدند و حاضر به [[پذیرش ولایت]] و [[سرپرستی]] آنها نشدند، دست [[رهبران الهی]] در [[حکومت]] بسته شد و نتیجه طبیعی و منطقی آن به صورت [[ضعف]] و [[سستی]] [[دولت]] و [[حکومت الهی]] و باعث [[غلبه]] [[ارزشها]] و حکومتهای طاغوتی، مادی و [[نفسانی]] گردید. البته [[فرمانبری]] و [[پذیرش مردم]] از [[حکومتهای الهی]] و عادلانه، تناسب مستقیم با [[علم]] و [[آگاهی]] آنان دارد؛ چنانچه در مقاطعی از تاریخ به تبع تفاوت [[فهم]] و [[بینش]] مردم، فراز و نشیب محسوس و مشخص را در پذیرش حکومتهای الهی مشاهد میکنیم<ref>پذیرش، حکومت رسول الله {{صل}}، عدم تمکین به حکومت امیرالمؤمنین {{ع}}، بازگشت به امیرالمؤمنین، پس از چشیدن طعم حکومت سه خلیفه، تندادن به حکومت معاویه و یزید و شانه خالیکردن مردم از حکومت امام حسن مجتبی {{ع}} و... و بالاخره رویآوردن مردم به دین و حکومت دینی و استقرار نظام اسلامی در ایران.</ref>. | ||
[[تکامل]] و استقرار کامل [[حکومت دینی]]، بستگی به پیدایش کمال در [[ناحیه]] [[پذیرش مردمی]] و [[اجتماعی]] دارد و آن نیز در گرو کمال [[فهم]] و [[ادراک]] [[بشریت]] از [[دین]] خواهد بود. هرچه [[بشر]]، [[تاریخ]] را بیشتر پشتسر میگذارد، در میدانهای جدیدتری، [[توفیق]] کسب [[آزمون]]، ارتقا [[دانش]] و [[آگاهی]] مییابد و این فزونی آگاهی، وی را برای [[پذیرش حکومت]] [[رهبران الهی]]، آماده و مهیا میسازد؛ البته هر چند که [[دوران غیبت امام عصر]] ارواحنا فداه [[ضعف]] و [[ناتوانی]] بشر را در [[کسب آمادگی]] لازم برای پذیرش [[ولیّ]] [[الهی]]، [[ثابت]] میکند؛ ولی از طرف دیگر دورانی است که بشریت همه راههای ممکن را طی خواهد نمود و در نهایت به ضعف و ناتوانی خویش، بدون [[راهنمایی]] دین و [[سرپرستی]] [[اولیای الهی]] در [[اداره امور]] واقف میشود و آنگاه که [[شعور]] و آگاهی بشر ارتقاء یابد، بیشترین ظرفیت پذیرش را، نسبت به ولی الهی و [[احکام]] [[نورانی]] دین پیدا خواهد کرد. بر همین اساس، [[حکومت امام عصر]] ارواحنا فداه با روند [[تاریخی]] و رو به کمال [[ولایت الهی]]، در عالیترین سطح از [[قدرت]] و تعالی قرار دارد و شاید بتوان رمز اصلی آن را پیدایش عالیترین سطح آگاهی و شعور بشر و در نتیجه پیدایش بیشترین امکان [[پیروی]] و پذیرش دانست<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، | [[تکامل]] و استقرار کامل [[حکومت دینی]]، بستگی به پیدایش کمال در [[ناحیه]] [[پذیرش مردمی]] و [[اجتماعی]] دارد و آن نیز در گرو کمال [[فهم]] و [[ادراک]] [[بشریت]] از [[دین]] خواهد بود. هرچه [[بشر]]، [[تاریخ]] را بیشتر پشتسر میگذارد، در میدانهای جدیدتری، [[توفیق]] کسب [[آزمون]]، ارتقا [[دانش]] و [[آگاهی]] مییابد و این فزونی آگاهی، وی را برای [[پذیرش حکومت]] [[رهبران الهی]]، آماده و مهیا میسازد؛ البته هر چند که [[دوران غیبت امام عصر]] ارواحنا فداه [[ضعف]] و [[ناتوانی]] بشر را در [[کسب آمادگی]] لازم برای پذیرش [[ولیّ]] [[الهی]]، [[ثابت]] میکند؛ ولی از طرف دیگر دورانی است که بشریت همه راههای ممکن را طی خواهد نمود و در نهایت به ضعف و ناتوانی خویش، بدون [[راهنمایی]] دین و [[سرپرستی]] [[اولیای الهی]] در [[اداره امور]] واقف میشود و آنگاه که [[شعور]] و آگاهی بشر ارتقاء یابد، بیشترین ظرفیت پذیرش را، نسبت به ولی الهی و [[احکام]] [[نورانی]] دین پیدا خواهد کرد. بر همین اساس، [[حکومت امام عصر]] ارواحنا فداه با روند [[تاریخی]] و رو به کمال [[ولایت الهی]]، در عالیترین سطح از [[قدرت]] و تعالی قرار دارد و شاید بتوان رمز اصلی آن را پیدایش عالیترین سطح آگاهی و شعور بشر و در نتیجه پیدایش بیشترین امکان [[پیروی]] و پذیرش دانست<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص۱۰۴.</ref>. | ||
=== [[حاکمیت]] نهایی ولایت الهی === | === [[حاکمیت]] نهایی ولایت الهی === | ||
در تزاحم و [[تقابل]] دو نوع [[حکومت]] و ولایت الهی و طاغوتی، عنصر تعیینکننده، [[علم]] و [[جهل]] است؛ چنانچه استقرار حکومت [[طاغوت]]، مبتنی بر پذیرش مردمی است که البته این پذیرش، ریشه در جهل آنان دارد و در مقابل، [[حکومت الهی]] نیز بر پذیرشی [[استوار]] است که بر پایه علم و آگاهی بنا شده است. در گذر [[زمان]] و تداوم حرکت تاریخ، سطوح و لایههای علم و جهل بشر پیچیدهتر شده و اشکال مقابله و [[تعارض]] نظامهای الهی و طاغوتی نیز در هر مقطع تاریخی نمود پیچیدهتری مییابد؛ چنانچه گاهی جهل، موجب [[پذیرش حکومت]] [[طاغوت]] میشود و در شکل [[ترس]] و یا به خاطر [[حفظ]] [[منافع]] فردی، بروز میکند و گاهی مواقع نیز در شکل پیچیدهتر آن، [[جهل مرکب]] ظاهر میشود؛ یعنی به [[بشریت]] در عین اینکه نمیداند و [[توانایی]] ندارد، گفته میشود که میدانید و میتوانید و به شکلی در الگوهای [[فهم]] و [[قدرت]] او [[تصرف]] نموده و [[بشر]] با خواست خود و با رغبت و [[رضا]]، [[حکومت ظلم]] و طاغوت را [[اختیار]] و [[انتخاب]] میکند. | در تزاحم و [[تقابل]] دو نوع [[حکومت]] و ولایت الهی و طاغوتی، عنصر تعیینکننده، [[علم]] و [[جهل]] است؛ چنانچه استقرار حکومت [[طاغوت]]، مبتنی بر پذیرش مردمی است که البته این پذیرش، ریشه در جهل آنان دارد و در مقابل، [[حکومت الهی]] نیز بر پذیرشی [[استوار]] است که بر پایه علم و آگاهی بنا شده است. در گذر [[زمان]] و تداوم حرکت تاریخ، سطوح و لایههای علم و جهل بشر پیچیدهتر شده و اشکال مقابله و [[تعارض]] نظامهای الهی و طاغوتی نیز در هر مقطع تاریخی نمود پیچیدهتری مییابد؛ چنانچه گاهی جهل، موجب [[پذیرش حکومت]] [[طاغوت]] میشود و در شکل [[ترس]] و یا به خاطر [[حفظ]] [[منافع]] فردی، بروز میکند و گاهی مواقع نیز در شکل پیچیدهتر آن، [[جهل مرکب]] ظاهر میشود؛ یعنی به [[بشریت]] در عین اینکه نمیداند و [[توانایی]] ندارد، گفته میشود که میدانید و میتوانید و به شکلی در الگوهای [[فهم]] و [[قدرت]] او [[تصرف]] نموده و [[بشر]] با خواست خود و با رغبت و [[رضا]]، [[حکومت ظلم]] و طاغوت را [[اختیار]] و [[انتخاب]] میکند. | ||
از خلال افت و خیز دائمی [[جوامع انسانی]] و [[سیر]] خروج از [[جهل و نادانی]] و رسیدن به [[آگاهی]] در مورد خود، دیگران و [[نظام هستی]]، زمینههای پذیرش حکومت کمال مطلوب [[الهی]] که سازگار با [[فطرت]] الهی نوع بشر است، فراهم خواهد شد و [[خداوند]] در پاسخ به تقاضای بشریت، [[دین]] خود و [[نعمت]] ولی خود را بر آنان ارزانی خواهد نمود<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، | از خلال افت و خیز دائمی [[جوامع انسانی]] و [[سیر]] خروج از [[جهل و نادانی]] و رسیدن به [[آگاهی]] در مورد خود، دیگران و [[نظام هستی]]، زمینههای پذیرش حکومت کمال مطلوب [[الهی]] که سازگار با [[فطرت]] الهی نوع بشر است، فراهم خواهد شد و [[خداوند]] در پاسخ به تقاضای بشریت، [[دین]] خود و [[نعمت]] ولی خود را بر آنان ارزانی خواهد نمود<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص۱۰۵.</ref>. | ||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:11677.jpg|22px]] [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|'''واژهنامه فقه سیاسی''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
[[رده:جامعه]] | |||