←پرسش مستقیم
(←منابع) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
* بعضی گفتهاند: همان صندوقی است که [[خداوند]] بر [[آدم]] ابو البشر نازل نمود و صور [[انبیا]]ء در آن بود و [[آدم]] وصایای خویش را در آن نهاد و آن را به شیث سپرد و دستبهدست، به [[موسی]] {{ع}} رسید. و به قول مشهور از [[امام باقر]] {{ع}} [[روایت]] شده است، صندوقی بود که [[خداوند]] آن را در [[اختیار]] [[مادر]] [[موسی]] نهاد که نوزاد خویش را در آن قرار دهد و به دریا افکند. ان صندوق نزد [[حضرت موسی]] {{ع}} بود و چون مرگش فرارسید، [[الواح]] [[تورات]] و [[زره]] خود و آنچه از آثار [[نبوّت]]، نزدش بود در آن نهاد و به وصی خویش، یوشع بن نون سپرد و این صندوق، همچنان در میان [[بنی اسرائیل]] بود و آن را گرامی میداشتند، ولی رفتهرفته [[احترام]] آن، نزد آنها کاسته شد، تا جایی که مورد اهانت و تحقیر قرار گرفته و کودکان با آن بازی میکردند. از آن روز [[خداوند]]، آن را از آنها گرفت و به [[آسمان]] برد و هنگامی که آنها به [[خواری]] و ذلّت رسیدند، و [[دشمنان]] بر آنان چیره گشتند، [[توبه]] و [[انابه]] نموده از [[خداوند]] خواستند سلطانی بر آنها بگمارد که در رکاب او با [[دشمنان]] بجنگند. [[خداوند]]، [[طالوت]] را به [[سلطنت]] آنها گماشت و [[تابوت]] را مجدّدا به آنها بازگردانید. این [[تابوت]] [[بنی اسرائیل]] را "[[تابوت]] [[شهادت]]" میگفتند، چون همواره در میان آنها حضور داشته و مدّ نظرشان بوده و "[[تابوت سکینه]]" میگفتند چون، آن از جانب [[خداوند]]، مایه سکون و [[آرامش]] خاطر آنها بوده است<ref>معارف و معاریف، ج ۳، ص ۴۳۷.</ref>. | * بعضی گفتهاند: همان صندوقی است که [[خداوند]] بر [[آدم]] ابو البشر نازل نمود و صور [[انبیا]]ء در آن بود و [[آدم]] وصایای خویش را در آن نهاد و آن را به شیث سپرد و دستبهدست، به [[موسی]] {{ع}} رسید. و به قول مشهور از [[امام باقر]] {{ع}} [[روایت]] شده است، صندوقی بود که [[خداوند]] آن را در [[اختیار]] [[مادر]] [[موسی]] نهاد که نوزاد خویش را در آن قرار دهد و به دریا افکند. ان صندوق نزد [[حضرت موسی]] {{ع}} بود و چون مرگش فرارسید، [[الواح]] [[تورات]] و [[زره]] خود و آنچه از آثار [[نبوّت]]، نزدش بود در آن نهاد و به وصی خویش، یوشع بن نون سپرد و این صندوق، همچنان در میان [[بنی اسرائیل]] بود و آن را گرامی میداشتند، ولی رفتهرفته [[احترام]] آن، نزد آنها کاسته شد، تا جایی که مورد اهانت و تحقیر قرار گرفته و کودکان با آن بازی میکردند. از آن روز [[خداوند]]، آن را از آنها گرفت و به [[آسمان]] برد و هنگامی که آنها به [[خواری]] و ذلّت رسیدند، و [[دشمنان]] بر آنان چیره گشتند، [[توبه]] و [[انابه]] نموده از [[خداوند]] خواستند سلطانی بر آنها بگمارد که در رکاب او با [[دشمنان]] بجنگند. [[خداوند]]، [[طالوت]] را به [[سلطنت]] آنها گماشت و [[تابوت]] را مجدّدا به آنها بازگردانید. این [[تابوت]] [[بنی اسرائیل]] را "[[تابوت]] [[شهادت]]" میگفتند، چون همواره در میان آنها حضور داشته و مدّ نظرشان بوده و "[[تابوت سکینه]]" میگفتند چون، آن از جانب [[خداوند]]، مایه سکون و [[آرامش]] خاطر آنها بوده است<ref>معارف و معاریف، ج ۳، ص ۴۳۷.</ref>. | ||
* با توجه به [[روایات]] و [[تفسیر]] علاّمه از آن [[آیه مبارکه]]، میتوان چنین برداشت کرد که: [[تابوت سکینه]]، صندوقچه [[آرامش]] است. یعنی [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} علاوه بر اینکه [[نور]] [[ایمان]] و [[یقین]] در [[دل]] دارد، این صندوقچه را نیز که حامل [[مواریث انبیاء]] است در نزد خود دارد و میتواند از آنها در هرجا که خواست استفاده کند<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۲۱۴.</ref>. | * با توجه به [[روایات]] و [[تفسیر]] علاّمه از آن [[آیه مبارکه]]، میتوان چنین برداشت کرد که: [[تابوت سکینه]]، صندوقچه [[آرامش]] است. یعنی [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} علاوه بر اینکه [[نور]] [[ایمان]] و [[یقین]] در [[دل]] دارد، این صندوقچه را نیز که حامل [[مواریث انبیاء]] است در نزد خود دارد و میتواند از آنها در هرجا که خواست استفاده کند<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۲۱۴.</ref>. | ||
==[[تابوت]] یا (صندوق [[عهد]]) چه بوده است؟== | |||
«تابوت» در لغت به معنی صندوقی است که از چوب میسازند، و اینکه میبینیم به صندوق نقل و انتقال جنازهها تابوت میگویند، به همین مناسبت است، اما باید توجه داشت که معنی اصلی تابوت اختصاصی به [[مردگان]] ندارد، بلکه هرگونه صندوق چوبی را شامل میشود. | |||
دربارۀ اینکه تابوت [[بنیاسرائیل]] و به عبارت دیگر «صندوق عهد» چه بوده و به دست چه کسی ساخته شد، و محتویات آن را چه چیز تشکیل میداد، در [[روایات]] و [[تفاسیر]] ما، و همچنین در کتب «[[عهد قدیم]]» ([[تورات]]) سخن بسیار است، و از همه روشنتر چیزی است که در [[احادیث اهل بیت]]{{عم}} و گفتههای بعضی از [[مفسران]] مانند [[ابن عباس]] آمده است و آن اینکه: «تابوت همان صندوقی بود که [[مادر موسی]] او را در آن گذاشت و به دریا افکند، و هنگامی که به وسیلۀ عمال [[فرعون]] از دریا گرفته شد، و [[موسی]] را از آن بیرون آوردند، همچنان در دستگاه فرعون نگاهداری میشد و سپس به دست بنیاسرائیل افتاد بنیاسرائیل این صندوق خاطرهانگیز را [[محترم]] میشمردند، و به آن [[تبرک]] میجستند. | |||
موسی در واپسین روزهای [[عمر]]، [[الواح]] [[مقدّس]] که [[احکام خدا]] بر آن نوشته بود به ضمیمۀ [[زره]] خود و یادگاریهای دیگری در آن نهاد، و به [[وصیّ]] خویش «[[یوشع بن نون]]» سپرد، و به این ترتیب اهمیت این صندوق در نظر بنیاسرائیل بیشتر شد، و لذا در جنگهایی که میان آنان و [[دشمنان]] واقع میشد، آن را با خود میبردند، و اثر [[روانی]] و [[معنوی]] خاصی در آنها میگذارده، و لذا گفتهاند تا زمانی که این صندوق خاطرهانگیز با آن محتویات [[مقدس]] در میانشان بود، با سر بلندی [[زندگی]] میکردند، ولی تدریجاً [[مبانی دینی]] آنها [[ضعیف]] شد، و دشمنان بر آنها چیره شدند، و آن صندوق را از آنها گرفتند، امّا «[[اشموئیل]]» به آنها [[وعده]] داد که به زودی صندوق عهد، به عنوان یک نشانه بر [[صدق گفتار]] او به آنها باز خواهد گشت. | |||
از [[قرآن]] که میگوید: «صندوق [[عهد]] به سوی شما خواهد آمد (همان صندوقی) که در آن، آرامشی از [[پروردگار]] شما و یادگارهای [[خاندان]] [[موسی]] و [[هارون]] قرار دارد»<ref>سوره بقره، آیه ۲۴۸.</ref>. بر میآید که اولاً صندوق عهد، همانطور که گفتیم محتویاتی داشت که [[جمعیت]] [[بنیاسرائیل]] را [[آرامش]] میبخشید، و [[نفوذ]] [[معنوی]] و اثر [[روانی]] در حوادث گوناگون در آنها داشت و ثانیاً قسمتی از یادگارهای خاندان موسی و خاندان هارون نیز بعداً به محتویات آن افزوده شده بود. | |||
«[[اشموئیل]]» به بنیاسرائیل خاطر نشان ساخت که صندوق عهد بار دیگر به میان شما باز میگردد، و آرامش از دست رفته خود را خواهید یافت، و در [[حقیقت]] صندوقی که علاوه بر جنبۀ معنوی و [[تاریخی]] چیزی بالاتر از [[پرچم]] و [[شعار]] برای بنیاسرائیل بود، و وجود آن را نشانۀ [[استقلال]] و موجودیت خود میدانستند و با مشاهدۀ آن به یاد تجدید دوران [[عظمت]] پیشین میافتادند، به آنها باز میگردد، طبیعی است این [[بشارت]] بزرگی برای بنیاسرائیل محسوب میشد.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۳۵۳.</ref> | |||
==چگونه [[فرشتگان]] صندوق عهد را آوردند== | |||
در اینجا این سؤال مطرح میشود با توجه به اینکه قرآن میگوید «فرشتگان آن صندوق را حمل میکنند»<ref>سوره بقره، آیه ۲۴۸.</ref> چگونه فرشتگان صندوق عهد را آوردند؟ در پاسخ این سؤال نیز سخنان بسیار گفته شده، و از همه روشنتر این که: در [[تواریخ]] آمده است هنگامی که «صندوق عهد» به دست [[بتپرستان]] [[فلسطین]] افتاد، و آن را به [[بتخانه]] خود بردند، به دنبال آن گرفتار ناراحتیهای فراوان شدند، بعضی گفتند اینها همه از آثار «صندوق عهد» است؛ لذا [[تصمیم]] گرفتند آن را از [[شهر]] و [[دیار]] خود بیرون بفرستند، و چون کسی حاضر به بیرون بردن آن نبود، ناچار آن را به دو گاو بستند، و آنها را در بیابان سر دادند، اتفاقاً این جریان درست مقارن با [[نصب]] «[[طالوت]]» به [[فرماندهی]] بنیاسرائیل بود، فرشتگان [[خدا]] [[مأموریت]] یافتند، که این دو [[حیوان]] را به سوی [[شهر]] «[[اشموئیل]]» برانند. هنگامی که [[بنیاسرائیل]] «صندوق [[عهد]]» را در میان خود دیدند، آن را به عنوان [[آیت]] و نشانهای از طرف [[خداوند]] بر [[مأموریت]] «[[طالوت]]» تلّقی کردند، بنابراین اگر چه در ظاهر، آن دو گاو آن را به طرف شهر آوردند، لکن در واقع به وسیلۀ [[فرشتگان الهی]] کار انجام شد، به همین جهت حمل صندوق به [[فرشتگان]] نسبت داده شده است. اصولاً [[فرشته]] و [[ملک]] در [[قرآن]] و [[اخبار]] معنی وسیعی دارد که علاوه بر موجودات [[روحانی]] [[عاقل]] یک سلسله از نیروهای مرموز این [[جهان]] را نیز در بر میگیرد.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۳۵۵.</ref> | |||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||
* [[آیا امام مهدی از تابوت سکینه استفاده میکند؟ (پرسش)]] | * [[آیا امام مهدی از تابوت سکینه استفاده میکند؟ (پرسش)]] | ||