بحث:حکمت: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۰۸۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۷ آوریل ۲۰۲۵
جز (جایگزینی متن - ' هـ ' به 'ه‍ ')
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
==دارالحديث==
==دارالحديث==
{{فهرست اثر}}
{{فهرست اثر}}
{{ستون-شروع|3}}
* الحكمة
* الحكمة
* فضل الحكمة‌
* فضل الحكمة‌
خط ۱۵: خط ۱۴:
* المحافظة على الحكمة‌
* المحافظة على الحكمة‌
* طرائف الحكم‌
* طرائف الحكم‌
{{پایان}}
{{پایان فهرست اثر}}
{{پایان}}
 
==م عقايد==
==م عقايد==
{{فهرست اثر}}
{{فهرست اثر}}
{{ستون-شروع|3}}
* القسم الخامس: الحكمة
* القسم الخامس: الحكمة
* الفصل الأوّل: معنى الحكمة
* الفصل الأوّل: معنى الحكمة
خط ۳۳: خط ۳۱:
* الفصل السادس:
* الفصل السادس:
* الفصل السابع: النّوادر
* الفصل السابع: النّوادر
{{پایان}}
{{پایان فهرست اثر}}
{{پایان}}
 
==ح نبوی ج۱==
==ح نبوی ج۱==
{{فهرست اثر}}
{{فهرست اثر}}
{{ستون-شروع|3}}
* الباب الثاني العلم والحكمة والمعرفة
* الباب الثاني العلم والحكمة والمعرفة
* تحقيق حول معنى العلم ، الحكمة و المعرفة
* تحقيق حول معنى العلم ، الحكمة و المعرفة
خط ۲۳۹: خط ۲۳۶:
* ۱۷ / ۷. شدة حساب العلماء
* ۱۷ / ۷. شدة حساب العلماء
* ۱۷ / ۸. عقاب علماء السوء
* ۱۷ / ۸. عقاب علماء السوء
{{پایان}}
{{پایان فهرست اثر}}
{{پایان}}
 


==تخطيط عام==
==تخطيط عام==
{{فهرست اثر}}
{{فهرست اثر}}
{{ستون-شروع|3}}
=== القسم الأول: الحكم العقلية والعلمية===
=== القسم الأول: الحكم العقلية والعلمية===
* الباب الأول: العقل والجهل
* الباب الأول: العقل والجهل
خط ۳۵۲: خط ۳۴۶:
* ۴۵. الموعظة والنصيحة
* ۴۵. الموعظة والنصيحة
* ۴۶. الهجرة
* ۴۶. الهجرة
{{پایان}}
{{پایان فهرست اثر}}
{{پایان}}


==حکمت‌های نبوی ج۷==
==حکمت‌های نبوی ج۷==
{{فهرست اثر}}
{{فهرست اثر}}
{{ستون-شروع|3}}
* القسم العاشر الحكم المتنوعة (47 فصل)
* القسم العاشر الحكم المتنوعة (47 فصل)
* الفصل الثالث عشر السلطان والملك
* الفصل الثالث عشر السلطان والملك
خط ۵۹۵: خط ۵۸۷:
* ۴۷ / ۱ الحث على رعاية الأيتام
* ۴۷ / ۱ الحث على رعاية الأيتام
* ۴۷ / ۲ أكل مال اليتيم
* ۴۷ / ۲ أكل مال اليتيم
{{پایان}}
{{پایان فهرست اثر}}
{{پایان}}
 
== مقدمه ==
[[معرفت]] و [[دانش]] مطابق با [[حقیقت]]، آنچه [[انسان]] را به [[حق]] برساند و باطلی در آن نباشد، مرحله‌ای بالاتر از [[علم]]. [[قرآن]] [[پیامبران]] را آموزگارانِ "[[علم]] و حکمت" معرفی می‌کند و [[لقمان]] را کسی می‌شناساند که که [[خداوند]] به او "حکمت" داده بود<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ}} «و به راستی ما به لقمان فرزانگی  داده‌ایم، که خداوند را سپاس گزار! و هر که سپاس گزارد به سود خویش سپاس گزارده است؛ و هر که ناسپاسی ورزد خداوند، بی‌نیازی ستوده است» سوره لقمان، آیه ۱۲.</ref> و به این سبب او را [[لقمان حکیم]] گویند و می‌فرماید به هر کس حکمت داده شده باشد، به او خیر فراوان عطا شده است. حکمت نوعی [[درک]] و دریافت‌های صحیح و [[حقیقی]] است و سخن و کاری که با [[حق]] منطبق باشد، "حکیمانه" است. "حکمت" در اصطلاح [[علوم عقلی]] به [[علم]] [[فلسفه]] هم گفته می‌شود و به [[فیلسوف]]، "[[حکیم]]" گویند، چرا که [[فلسفه]]، دانشِ شناختِ حقایق اشیاء هستی است. اوج مباحث و نظریه‌های [[فلسفی]] در قرن‌های اخیر، تفکرات [[فلسفی]] [[صدرالمتألهین]]<ref>ملاصدرای شیرازی، متوفای ۱۰۵۰ قمری.</ref> است که به آن "حکمت متعالیه" گفته می‌شود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۹۰-۹۱.</ref>.
 
== حکمت ==
حکمت از صفات فعلی خداوند است که [[اثبات]] آن در پرتو اصل [[حسن و قبح عقلی]] برای خداوند میسر می‌شود. مطابق آن تمام [[اعمال]] خداوند [[حکیمانه]] به معنای عالمانه، متقن و داشتن غایت معقول و متناسب است<ref>علامه حلی، کشف المراد، ص۲۳۳؛ صدرالمتألهین، اسفار، ج۶، ص۳۶۸.</ref>؛ به تعبیری خداوند هیچ فعلی را [[عبث]] و [[باطل]] نمی‌آفریند، چنان که در [[قرآن]] تأکید شده است: {{متن قرآن|أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ}}<ref>«آیا پنداشته‌اید که ما شما را بیهوده آفریده‌ایم و شما به سوی ما بازگردانده نمی‌شوید؟» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۵.</ref>؛ {{متن قرآن|رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}<ref>«پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار» سوره آل عمران، آیه ۱۹۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا}}<ref>«و ما آسمان و زمین و آنچه را میان آنهاست بیهوده نیافریدیم؛ این پندار کافران است پس وای از آتش (دوزخ) بر کافران!» سوره ص، آیه ۲۷.</ref>.


==نویسنده: آقای واثق==
اثبات و باورمندی به قاعده فوق رهآوردهای بیشتری در مسائل [[کلامی]] و [[اعتقادات]] شخص متأله دارد. در پرتو قاعده فوق هرگونه فعل عبث و بدون غیایت از خداوند [[نفی]] می‌شود که نتیجه آن حکیمانه و غایتمندی تمام [[خلقت]] ـ اعم از [[خلقت جهان]] و [[انسان]] ـ است که تأثیر آن در اصول کلامی پیداست که اینجا به مهم‌ترین عناوین آن اشاره می‌شود.
*[[معرفت]] و [[دانش]] مطابق با [[حقیقت]]، آنچه [[انسان]] را به [[حق]] برساند و باطلی در آن نباشد، مرحله‌ای بالاتر از [[علم]]. [[قرآن]] [[پیامبران]] را آموزگارانِ "[[علم]] و حکمت" معرفی می‌کند و [[لقمان]] را کسی می‌شناساند که که [[خداوند]] به او "حکمت" داده بود<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ}} «و به راستی ما به لقمان فرزانگی  داده‌ایم، که خداوند را سپاس گزار! و هر که سپاس گزارد به سود خویش سپاس گزارده است؛ و هر که ناسپاسی ورزد خداوند، بی‌نیازی ستوده است» سوره لقمان، آیه ۱۲.</ref> و به این سبب او را [[لقمان حکیم]] گویند و می‌فرماید به هر کس حکمت داده شده باشد، به او خیر فراوان عطا شده است. حکمت نوعی [[درک]] و دریافت‌های صحیح و [[حقیقی]] است و سخن و کاری که با [[حق]] منطبق باشد، "حکیمانه" است. "حکمت" در اصطلاح [[علوم عقلی]] به [[علم]] [[فلسفه]] هم گفته می‌شود و به [[فیلسوف]]، "[[حکیم]]" گویند، چرا که [[فلسفه]]، دانشِ شناختِ حقایق اشیاء هستی است. اوج مباحث و نظریه‌های [[فلسفی]] در قرن‌های اخیر، تفکرات [[فلسفی]] [[صدرالمتألهین]]<ref>ملاصدرای شیرازی، متوفای ۱۰۵۰ قمری.</ref> است که به آن "حکمت متعالیه" گفته می‌شود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۹۰-۹۱.</ref>.
# [[امتناع]] [[تکلیف]] خارج از [[قدرت]]؛
# حسن [[تکالیف]] و [[وجوب]] آن؛
# حسن و [[وجوب بعثت]]؛
# حسن و [[وجوب نصب امام]]؛
# وجوب [[عصمت پیامبر]] و [[امام]]؛
# دلالت [[اعجاز]] بر صدق مدعی نبوت؛
# وجوب لطف؛
# وجوب [[انتصاف]]؛
# وجوب عوض؛
# وجوب [[قیامت]]<ref>علی ربانی گلپایگانی، القواعد الکلامیه، ص۱۵۵.</ref>.


==مقدمه==
همچنین در پرتو قاعده فوق شخص متأله می‌تواند به شبهاتی چون خلقت [[کافر]]، [[شیطان]]، انواع [[شرور]]، اصل [[عذاب]] و عذاب ابدی پاسخ دهد؛ هر چند غایت آن برای انسان منکشف نشود<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۱۹۹.</ref>.
*[[اندیشه]] و [[دانش]] [[بشر]] از دو راه به‌دست می‌آید: نخست [[دانش]] [[بشر]] که مبتنی بر فرضیه‌ها و [[آزمون]] و خطاست و همواره ممکن است در معرض تغییر و [[اصلاح]] قرار گیرد. دوم دانشی که مرتبط با [[علم]] خداوندی است و [[خداوند سبحان]] آن را به [[بندگان]] خاص خود، به‌ترتیب [[مقام]] و مرتبه، تقدیم می‌کند. [[دانش]] و اندیشه‌ای که مبتنی بر [[معرفت]] حقیقی و [[تعالیم]] وحیانی است، حکمت نام دارد. حکمت اساس زندگی متعالی [[انسان]] و [[حقیقت]] زندگی معنوی اوست. [[انسان]] [[حکیم]] با [[اندیشه]] و کردار حکیمانه‌اش به [[بی‌نیازی]] و [[عزت]] می‌رسد. از این‌رو [[امام]] {{ع}} به [[فرزند]] خویش سفارش می‌کند که: قلبت را با [[نور]] حکمت روشن گردان<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱: {{متن حدیث|"وَ نَوِّرْهُ بِالْحِكْمَةِ"}}</ref><ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 300.</ref>.
*[[ارزش]] حکمت در نگاه [[امام علی]] {{ع}} تا آن‌جاست که حکمت را گم شده [[مؤمن]] می‌دانند و سفارش می‌کند آن‌را در هر جا، حتی اگر از [[منافق]] باشد، باید فراگیرد، چرا که [[قلب]] [[مؤمن]] [[جایگاه]] [[شایسته]] حکمت است<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۷۷: {{متن حدیث|"خُذِ الْحِكْمَةَ أَنَّى كَانَتْ، فَإِنَّ الْحِكْمَةَ تَكُونُ فِي صَدْرِ الْمُنَافِقِ، فَتَلَجْلَجُ فِي صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْكُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِي صَدْرِ الْمُؤْمِنِ"}}</ref><ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 300- 301.</ref>.


==اقسام حکمت==
*حکمت به دوگونه نظری و عملی تقسیم می‌شود. حکمت در بعد نظری شامل هست‌ها و نیست‌ها و [[شناخت]] اشیاست به‌همان گونه که هستند و در نهایت به حصول [[ایمان]] می‌انجامد. حکمت در [[مقام]] عملی، شامل [[شناخت]] بایدها و نبایدها و [[آگاهی]] از این است که اعمال [[آدمی]] در چه شرایطی نیک یا شر است و در نهایت باعث بروز [[عمل صالح]] و زندگی [[پاک]] می‌شود. [[امام علی]] {{ع}} درباره [[جایگاه]] حکمت در زندگی [[آدمی]] می‌فرماید: ... سخن حکمت است که زندگی [[دل]] مرده است و بینایی دیده نابینا و شنوایی گوش ناشنوا و سیرابی لب تشنه؛ و در همه آن‌ها [[بی‌نیازی]] است و [[سلامت]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۳: {{متن حدیث|"إِنَّمَا ذَلِكَ بِمَنْزِلَةِ الْحِكْمَةِ الَّتِي هِيَ حَيَاةٌ لِلْقَلْبِ الْمَيِّتِ وَ بَصَرٌ لِلْعَيْنِ الْعَمْيَاءِ وَ سَمْعٌ لِلْأُذُنِ الصَّمَّاءِ وَ رِيٌّ لِلظَّمْآنِ وَ فِيهَا الْغِنَى كُلُّهُ وَ السَّلَامَةُ"}}</ref>. اگر حکمت در زندگی افراد جاری نشود، گویی افراد در دوران [[جاهلیّت]] به‌سر می‌برند. آن‌ها زندگی همراه با [[خشونت]] دارند و هرگز لطافت و [[رحمت]] در زندگی‌شان راهی نخواهد داشت. [[امام]] {{ع}} فرمود: مردمی که از [[انوار]] حکمت پرتوی نمی‌گیرند و از آتش‌زنه [[دانش]] شراره‌ای نمی‌ستانند، همانند ستورانی هستند که جز چریدن هدفی نشناسند، یا همچون صخره‌های سخت کوهستانی در قساوت به سر برند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۷: {{متن حدیث|"لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِأَضْوَاءِ الْحِكْمَةِ وَ لَمْ يَقْدَحُوا بِزِنَادِ الْعُلُومِ الثَّاقِبَةِ فَهُمْ فِي ذَلِكَ كَالْأَنْعَامِ السَّائِمَةِ وَ الصُّخُورِ الْقَاسِيَةِ"}}</ref>. انسانی که [[نور]] حکمت دلش را روشن نکرده، همچون چارپایانی ماند که امیدی به خیرشان نیست، بلکه از شر آن‌ها نیز ایمنی نخواهد بود»<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 301.</ref>.
==پانویس==
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس}}
{{پانویس2}}
۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش