←چیستی "کتاب مبین" و "امام مبین"
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
مراد از '''امام مبین''' و '''کتاب مبین''' همان '''لوح محفوظ''' یا '''علم الهی''' است که همه چیز در آن ثبت است.<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 34؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 15، ص 230 و ج 17، ص 156 ـ 157؛ بخارایی زاده، سید حبیب، علم غیب امامان از نگاه عقل، کتاب و سنت، ص 131 و 132؛ اسدی گرمارودی، محمد، علم برگزیدگان در نقل و عقل و عرفان، وبگاه خطابۀ غدیر؛ عسکری، امام خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم، صفحه؟؟؟</ref> | مراد از '''امام مبین''' و '''کتاب مبین''' همان '''لوح محفوظ''' یا '''علم الهی''' است که همه چیز در آن ثبت است.<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 34؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 15، ص 230 و ج 17، ص 156 ـ 157؛ بخارایی زاده، سید حبیب، علم غیب امامان از نگاه عقل، کتاب و سنت، ص 131 و 132؛ اسدی گرمارودی، محمد، علم برگزیدگان در نقل و عقل و عرفان، وبگاه خطابۀ غدیر؛ عسکری، امام خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم، صفحه؟؟؟</ref> | ||
==معنای لغوی امام و مبین== | |||
*واژۀ امام از ریشه «ا ـ م ـ م»، معانی مختلفی دارد از جمله به معنای الگو و پیشوا آمده است و واژه مبین از ریشه «بیان» به معنای کشف و ظهور است.<ref>الصحاح، ج ۵ ، ص ۲۰۸۲ ـ ۲۰۸۳؛ مفردات، ص۱۵۷ ـ ۱۵۸؛ التحقيق، ج۱، ص۳۶۶ ـ ۳۶۷، «بين».</ref> دو واژه «مُبین» و «بیّن» هم معنا هستند؛ اما «مبین» از تأکید بیشتری برخوردار بوده و افزون بر ظهور و انکشاف، از حالت اظهار و کاشفیت برای دیگر اشیا نیز برخوردار است.<ref>لسان العرب، ج ۱، ص ۴۶۲ ؛ التحقيق، ج ۱، ص ۳۶۷ ـ ۳۶۸.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/4/38.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص: ۲۳۳.]</ref>. | |||
==چیستی "کتاب مبین" و "امام مبین"== | ==چیستی "کتاب مبین" و "امام مبین"== | ||
*از قرآن کریم به دست میآید همۀ وقایع عالم طبیعت در کتاب مبین ثبت و ضبط شده است: «وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِين»،<ref>سورۀ انعام، آیۀ 59</ref> «وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ»<ref>سورۀ یونس، آیۀ 61</ref> مقصود از "امام مبین" و "کتاب مبین" همان "لوح محفوظ" یا "علم الهی" است که همه چیز، از جمله اعمال انسان ها و حوادث،<ref>ر.ک. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 15، ص 230 و ج 17، ص 156 ـ 157</ref> در آن احصا و ثبت شده است؛<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 34؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 15، ص 230 و ج 17، ص 156 ـ 157؛ ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208؛ بخارایی زاده، سید حبیب، علم غیب امامان از نگاه عقل، کتاب و سنت، ص 131 و 132؛ اسدی گرمارودی، محمد، علم برگزیدگان در نقل و عقل و عرفان، وبگاه خطابۀ غدیر؛ عسکری، امام خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم، صفحه؟؟؟</ref> اعم از شیء مادی یا مجرد، شیء موجود در زمان حال یا گذشته و آینده و .... این چنین علمی در "إِمَامٍ مُبِينٍ" وجود دارد.<ref>ر.ک. بخارایی زاده، سید حبیب، علم غیب امامان از نگاه عقل، کتاب و سنت، ص 131 و 132</ref> روشن است مقصود از احصا و ضبط کردن همه چیز در امام مبین، ضبط عین موجودات و اشیای عالم نیست؛ بلکه مراد دانا ساختن امام مبین به همه چیز و نهادن اطلاعات همۀ امور نزد اوست.<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 34</ref> امام مبین آگاه به همه چیز بوده و تمام اطلاعات در نزد اوست.<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 34</ref> به عبارتی دیگر علم الهی همچون کتابی بزرگ بر همۀ هستی احاطه دارد،<ref>ر.ک. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 15، ص 230 و ج 17، ص 156 ـ 157</ref> احاطه و تدبیر خلقتِ جهان و تقدیر و اندازهگیری برای هر یک از موجودات.<ref>ر.ک. معارف، مجید و دیگر نویسندگان، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟</ref> در قرآن کریم هرجا از این کتاب نام برده شده، برای بیان احاطۀ علمی خداوند به اعیان موجودات، و حوادث جاری جهان است، چه موجودات و حوادثی که مشهود ماست و چه آنها که در پردۀ غیب است و ما از آن بیاطلاع هستیم.<ref>ر.ک. میرترابی حسینی، زهرة السادات، علم لدنی در قرآن و حدیث، ص 77. </ref> مراد از کتاب مبین امرى است که نسبتش به موجودات، نسبت برنامۀ عمل است به خود عمل، و هر موجودى در این کتاب یک نوع اندازه و تقدیر دارد، الا اینکه خود این کتاب موجودى است که قبل از هر موجودى و در حین وجود یافتن و بعد از فناى آن، وجود داشته و خواهد داشت، و موجودى است که مشتمل است بر علم خداى تعالى به اشیاء، همان علمى که فراموشى و گم کردن حساب، در آن راه ندارد. از این جهت مراد از کتاب مبین، مرتبۀ واقعى اشیاء و تحقق خارجى آنها است که قابل پذیرفتن هیچگونه تغییر نیست. خلاصه اینکه این کتاب، کتابى است که جمیع موجوداتى را که در عالم صنع و ایجاد واقع شدهاند، برشمرده و آنچه را که بوده و هست و خواهد بود، احصاء کرده است، بدون اینکه کوچکترین موجودى را از قلم انداخته باشد.<ref>ر.ک. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 7، ص 179 ـ 182؛ میرترابی حسینی، زهرة السادات، علم لدنی در قرآن و حدیث، ص 77</ref> و از آن جهت به لوح محفوظ "امام مبین" گفته می شود، چرا که در رستاخیز پیشوای مأموران و معیار سنجشِ ارزشِ اعمال انسانهاست.<ref>ر.ک. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 17، ص 156 ـ 157</ref> | *از قرآن کریم به دست میآید همۀ وقایع عالم طبیعت در کتاب مبین ثبت و ضبط شده است: «وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِين»،<ref>سورۀ انعام، آیۀ 59</ref> «وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ»<ref>سورۀ یونس، آیۀ 61</ref> مقصود از "امام مبین" و "کتاب مبین" همان "لوح محفوظ" یا "علم الهی" است که همه چیز، از جمله اعمال انسان ها و حوادث،<ref>ر.ک. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 15، ص 230 و ج 17، ص 156 ـ 157</ref> در آن احصا و ثبت شده است؛<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 34؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 15، ص 230 و ج 17، ص 156 ـ 157؛ ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208؛ بخارایی زاده، سید حبیب، علم غیب امامان از نگاه عقل، کتاب و سنت، ص 131 و 132؛ اسدی گرمارودی، محمد، علم برگزیدگان در نقل و عقل و عرفان، وبگاه خطابۀ غدیر؛ عسکری، امام خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم، صفحه؟؟؟</ref> اعم از شیء مادی یا مجرد، شیء موجود در زمان حال یا گذشته و آینده و .... این چنین علمی در "إِمَامٍ مُبِينٍ" وجود دارد.<ref>ر.ک. بخارایی زاده، سید حبیب، علم غیب امامان از نگاه عقل، کتاب و سنت، ص 131 و 132</ref> روشن است مقصود از احصا و ضبط کردن همه چیز در امام مبین، ضبط عین موجودات و اشیای عالم نیست؛ بلکه مراد دانا ساختن امام مبین به همه چیز و نهادن اطلاعات همۀ امور نزد اوست.<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 34</ref> امام مبین آگاه به همه چیز بوده و تمام اطلاعات در نزد اوست.<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 34</ref> به عبارتی دیگر علم الهی همچون کتابی بزرگ بر همۀ هستی احاطه دارد،<ref>ر.ک. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 15، ص 230 و ج 17، ص 156 ـ 157</ref> احاطه و تدبیر خلقتِ جهان و تقدیر و اندازهگیری برای هر یک از موجودات.<ref>ر.ک. معارف، مجید و دیگر نویسندگان، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟</ref> در قرآن کریم هرجا از این کتاب نام برده شده، برای بیان احاطۀ علمی خداوند به اعیان موجودات، و حوادث جاری جهان است، چه موجودات و حوادثی که مشهود ماست و چه آنها که در پردۀ غیب است و ما از آن بیاطلاع هستیم.<ref>ر.ک. میرترابی حسینی، زهرة السادات، علم لدنی در قرآن و حدیث، ص 77. </ref> مراد از کتاب مبین امرى است که نسبتش به موجودات، نسبت برنامۀ عمل است به خود عمل، و هر موجودى در این کتاب یک نوع اندازه و تقدیر دارد، الا اینکه خود این کتاب موجودى است که قبل از هر موجودى و در حین وجود یافتن و بعد از فناى آن، وجود داشته و خواهد داشت، و موجودى است که مشتمل است بر علم خداى تعالى به اشیاء، همان علمى که فراموشى و گم کردن حساب، در آن راه ندارد. از این جهت مراد از کتاب مبین، مرتبۀ واقعى اشیاء و تحقق خارجى آنها است که قابل پذیرفتن هیچگونه تغییر نیست. خلاصه اینکه این کتاب، کتابى است که جمیع موجوداتى را که در عالم صنع و ایجاد واقع شدهاند، برشمرده و آنچه را که بوده و هست و خواهد بود، احصاء کرده است، بدون اینکه کوچکترین موجودى را از قلم انداخته باشد.<ref>ر.ک. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 7، ص 179 ـ 182؛ میرترابی حسینی، زهرة السادات، علم لدنی در قرآن و حدیث، ص 77</ref> و از آن جهت به لوح محفوظ "امام مبین" گفته می شود، چرا که در رستاخیز پیشوای مأموران و معیار سنجشِ ارزشِ اعمال انسانهاست.<ref>ر.ک. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 17، ص 156 ـ 157</ref> | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۷: | ||
*کتاب مبین هرچه باشد، غیر از واقعیتها و حوادث خارجی است و بر آنها تقدم دارد و پس از فانی و سپری شدن آنها نیز باقی است، همانند برنامههایی که برای انجام کارهایی قبل از انجام آنها نوشته میشود، و پس از وقوع آن کارها نیز همچنان باقی است<ref>ر.ک. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 7، ص 124 ـ 127</ref>.<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208؛ تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 126؛ معارف، مجید و دیگر نویسندگان، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟</ref> و در امام مبین که لوح محفوظ است تفصیل قضای الهی ثبت گردیده است و شاید وجه اینکه "لوح محفوظ"، "امام مبین" نامیده شده، این است که چون دربردارندۀ قضای حتمی الهی است، نسبت به حوادث و رخدادهای جهان نقش متبوع و امام را دارد؛ یعنی لوح محفوظ الگوی حوادث جهان است<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208</ref> و لذاست که این کتاب نمی تواند اوراق جسمانی باشد زیرا امور جسمانی توان ثبت تمامی حقایق خودش را ندارد، چه رسد به این که تمامی اشیاء را تا ابد ثبت نماید.<ref>ر.ک. تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 126</ref> | *کتاب مبین هرچه باشد، غیر از واقعیتها و حوادث خارجی است و بر آنها تقدم دارد و پس از فانی و سپری شدن آنها نیز باقی است، همانند برنامههایی که برای انجام کارهایی قبل از انجام آنها نوشته میشود، و پس از وقوع آن کارها نیز همچنان باقی است<ref>ر.ک. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 7، ص 124 ـ 127</ref>.<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208؛ تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 126؛ معارف، مجید و دیگر نویسندگان، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟</ref> و در امام مبین که لوح محفوظ است تفصیل قضای الهی ثبت گردیده است و شاید وجه اینکه "لوح محفوظ"، "امام مبین" نامیده شده، این است که چون دربردارندۀ قضای حتمی الهی است، نسبت به حوادث و رخدادهای جهان نقش متبوع و امام را دارد؛ یعنی لوح محفوظ الگوی حوادث جهان است<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208</ref> و لذاست که این کتاب نمی تواند اوراق جسمانی باشد زیرا امور جسمانی توان ثبت تمامی حقایق خودش را ندارد، چه رسد به این که تمامی اشیاء را تا ابد ثبت نماید.<ref>ر.ک. تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 126</ref> | ||
*قرآن کریم هم حقیقت ثابت و واحدی دارد که در این "کتاب مبین" بوده و از آنجا به صورت مجزّا برابر شرایط زمانی و مکانی خاصّ که خداوند میداند، به صورت عربی آن را تنزّل داده تا قابل تعقل باشد:<ref>سورۀ زخرف، آیۀ 2 ـ 4</ref> «وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ»<ref>ر.ک. تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 126</ref> باید دانست خداوند این علم را به انبیاء و اولیاء و قدیسان نیز تعلیم فرموده است.<ref>ر.ک. معارف، مجید و دیگر نویسندگان، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟</ref> | *قرآن کریم هم حقیقت ثابت و واحدی دارد که در این "کتاب مبین" بوده و از آنجا به صورت مجزّا برابر شرایط زمانی و مکانی خاصّ که خداوند میداند، به صورت عربی آن را تنزّل داده تا قابل تعقل باشد:<ref>سورۀ زخرف، آیۀ 2 ـ 4</ref> «وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ»<ref>ر.ک. تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 126</ref> باید دانست خداوند این علم را به انبیاء و اولیاء و قدیسان نیز تعلیم فرموده است.<ref>ر.ک. معارف، مجید و دیگر نویسندگان، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟</ref> | ||
=="امام مبین" و علم معصوم== | =="امام مبین" و علم معصوم== | ||
*قرآن کریم کتاب نازلِ الهی است که از لوح محفوظ «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظ»<ref>سورۀ بروج، آیۀ 21 و 22</ref> و کتاب مکنون «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُون»<ref>سورۀ واقعه، آیۀ 77 و 78</ref> سرچشمه گرفته است؛ یعنی حقیقت و اصل قرآن در لوح محفوظ و کتاب مبین است و غیر از کسانی که از تطهیر ویژۀ الهی و مقام عصمت برخوردارند، از حقیقت و اصل قرآن آگاهی ندارند «فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون»<ref>سورۀ واقعه، آیۀ 78 و 79</ref> بر اساس احادیث مسلّم و مورد قبول مسلمین، اهل کساء مصادیق قطعی مطهرون هستند<ref>ر.ک. میلانی، سیدعلی، نفحات الازهار، ج 20، ص 76 و 110</ref>.<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208</ref> لذا پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت ایشان از لوح محفوظ آگاه بودند و یا اگر می خواستند آگاه می شدند.<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208</ref> | *قرآن کریم کتاب نازلِ الهی است که از لوح محفوظ «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظ»<ref>سورۀ بروج، آیۀ 21 و 22</ref> و کتاب مکنون «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُون»<ref>سورۀ واقعه، آیۀ 77 و 78</ref> سرچشمه گرفته است؛ یعنی حقیقت و اصل قرآن در لوح محفوظ و کتاب مبین است و غیر از کسانی که از تطهیر ویژۀ الهی و مقام عصمت برخوردارند، از حقیقت و اصل قرآن آگاهی ندارند «فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون»<ref>سورۀ واقعه، آیۀ 78 و 79</ref> بر اساس احادیث مسلّم و مورد قبول مسلمین، اهل کساء مصادیق قطعی مطهرون هستند<ref>ر.ک. میلانی، سیدعلی، نفحات الازهار، ج 20، ص 76 و 110</ref>.<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208</ref> لذا پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت ایشان از لوح محفوظ آگاه بودند و یا اگر می خواستند آگاه می شدند.<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208</ref> | ||